زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

منبر مکتوب ماه رمضان

اختصاصی از زد فایل منبر مکتوب ماه رمضان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

منبر مکتوب ماه رمضان


منبر مکتوب ماه رمضان

پنج سفارش مهم پیامبر(ص) درباره ماه مبارک رمضان

محورهای بحث در ماه مبارک رمضان

اهمیت روزه


دانلود با لینک مستقیم


منبر مکتوب ماه رمضان

تحقیق در مورد توبه ـ دعا

اختصاصی از زد فایل تحقیق در مورد توبه ـ دعا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد توبه ـ دعا


تحقیق در مورد توبه ـ دعا

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه8

 

 

قرآنِ کریم ، پنج مرحله برای اسـتغفار ( توبه : طلبِ بخشـش از خداوند ) بیان کرده است :

 

١. ابتدا ، انسان  باید از تمام اعمال بدی که مرتکب شده ، پشیمان شود و باید از درون به آن برسد ،

    حضورِ قلبش را در آستانِ خداوند قرار دهد و قلبش شهادت دهد که آن عمل ، بد بوده است .

 

۲. تصمیم بگیرد که از این پس به دنبالِ آن عمل نرود .

 

۳. اگر چیزی به مردم بدهـکار ( حقّ النّاس ) است به آنها بدهد  و ادای دِین کند ( اگر غیبت کرده ، به

    به کسی دروغ گفته ، کسی را به خشم آورده ، به کسی تهمت زده ، به کسی ناسزا گفته یا چنانچه 

    نسبت به کسی کینه دارد ، کینه را از دلِ خود بیرون کند و حلالیّت بطلبد . )

 

۴. اگر از واجبات ( نماز و روزه ) چیزی از او فوت شده که انجام نداده ، بایستی آنها را جبران کند .

 

۵. هنگامی که مرتکب گناه می شده ، برایش شیرین بوده و لذّتِ گناه زیرِ زبانش رفته است ؛ بنابراین

    اکنون باید عبادت کند  و ریاضت بکشد تا آن گناه برایش تلخ شود ، گریه کند تا تمام سلّول هایش

    از گناه متنفّر شوند ؛ زیرا هنگامِ ارتکابِ گناه ، گناه در سلّول هایش نفوذ کرده است .  پس بایستی

    روزه بگیرد و ریاضت بکشد تا گوشتی از استخوانش بِرویَد که حلال باشد وهنگامی که ازخداوند

    طلبِ توبه می کند و « أسـتَغفِرُالله » می گوید ، تمام سلّول های بدنش این عبارت را بگویند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«   دعا و شرایطِ آن برای استجابت   »

 

استواریِ عبادت الهی ، بستگی به دعا و نیایش دارد . دعا ، عینِ عبادت است . انسان با دعا ، نهایتِ تواضع و زاری ، عبودیّت و بندگیِ خود را در پیشگاه خداوند متعال آشکار می سازد . دعا ، بهترین وسیلۀ قُرب به خدا و ارتباط نیک با ذات رُبوبی است .

حضرت محمّد «ص» می فرماید : « دعا ، برترین عبادت است . »

دعا یکی از آموزه های مهمّ تربیتی برای تهذیب نفس و صفاسازی باطن و رشد دادن ارزش ها و به کمال رساندنِ آنهاست .


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد توبه ـ دعا

پایان نامه دعا و باورهای مردم

اختصاصی از زد فایل پایان نامه دعا و باورهای مردم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه دعا و باورهای مردم


پایان نامه دعا و باورهای مردم

 

این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 120 صفحه می باشد.

 

فهرست
بیان مسأله : ۱
روش تحقیق : ۲
مشکلات تحقیق : ۲
جادوگری و پیدایش آن : ۳
_جادو و تعریف آن : ۱۱
انواع جادو : ۲۰
جادوی لفظی : ۲۰
جادوی عملی : ۲۱
جادوی تقلیدی و تهدیدی : ۲۲
جادو میان بدویان : ۲۶
جادوگری در کتابهای مقدس : ۳۲
رابطه ی دین و جادوو دعا : ۳۶
دیدگاه جامعه شناسی در مورد دین وجادو : ۴۰
جادوگری در ایران : ۴۲
طلسم : ۴۳
تعویذ : ۴۵
حرز: ۴۹
عزایم : ۴۹
مقایسه ی و طلسم : ۵۰
تقسیم بندی انواع طلسم : ۵۴
عناصر طبیعی : ۵۵
اعضای بدن حیوانات : ۵۹
اعضای بدن انسان : ۶۰
گیاه : ۶۲
شبدر چهاربرگ… ۶۴
سنگ : ۶۵
طلسم های ساخت دست بشر : ۶۸
نقش : ۶۹
حروف : ۷۱
نقش و حروف : ۷۵
۱ــ تکسیر. ۷۶
۲ــ موکلین.. ۷۸
۳ــ ساعت.. ۷۹
۴ــ ساحت.. ۷۹
۵ــ نقش… ۸۰
۶ــ لوح.. ۸۰
۷ــ عملیات.. ۸۱
انواع خطوط و الفاظ.. ۸۴
ذکر : ۸۶
اشیاء شخصی : ۸۷
تقسیم بندی از نظر عملیات : ۸۹
جنس مواد به کار رفته در طلسم ها : ۹۰
تقسیم بندی از نظر اوقات استفاده : ۹۰
تقسیم بندی از نظر موارد استفاده : ۹۲
دعا : ۹۳
شرایط دعا : ۹۵
دعاهای مختلف و کاربرد آنها : ۹۶
سوره ی فاتحه الکتاب : ۹۶
۲٫ آفرینگان ، اشم وهو ، یثا اهو و ئیریو : ۹۷
صیدور : ۱۰۲
دعا و دعا نویسی دربین مردم زمان ما : ۱۰۵
نتیجه : ۱۱۵
جادوگری و پیدایش آن :
همانطور که ذکر شده جادو و جادوگری در زندگی بدویان نقش مهمی داشته است . جادو برای رسیدن به اهداف بسیار گوناگونی مورد استعمال قرار می گرفته است ، مثل مسلط کردن اراده ی انسانی بر پدیده های طبیعی و حفظ فرد از گزند دشمنان و خطرات احتمالی و بالا بردن قدرت تخریب او در مبارزه با دشمنان واز این قبیل .
جادو را بر اساس نظر ای . بی تایلور می توان به صورت زیر خلاصه کرد: « جادو یعنی یک ارتباط خیالی را اشتباهاً به جای یک ارتباط واقعی گرفتن »
منبع این اعتقادات از گذشته در میان مردم بوده است ؛ همان گونه که لوکرتیوس حکیم رومی گفته است : ترس ، نخستین مادر خدایان است و از میان اقسام ترس ، خوف از مرگ مقام مهمتری دارد .
زندگی انسانهای اولیه مشکلات زیادی داشته است و کمتر اتفاق می افتاده است که انسانها به مرگ طبیعی بمیرند و بیشتر قبل از آنکه به پیری برسند از دنیا می رفتند . به همین جهت بود که انسان اولیه نمی توانست باور کند که مرگ یک اتفاق طبیعی است و همیشه برای آن علتی غیر طبیعی تصور می کرد . در اساطیر ساکنان جزیره ی بریتانیای جدید چنین آمده است که مرگ نتیجه اشتباهی از خدایان است . بسیاری از قبایل چنین می پندارند که مرگ نتیجه جمع شدن و کوچک شدن پوست است و اگر انسان می توانست پوست خود را عوض کند ، جاودانه زندگی می کرد . ترس از مرگ و تعجب از حوادثی که بر حسب تصادف ایجاد می شود یا انسان نمی تواند علت آنها را درک کند و امیدواری به کمک خدایان و شکرگزاری در مقابل خوشبختی هایی که برای انسان حاصل می شده ، همه عواملی بوده است که اعتقادات دینی را سبب شده است . آنچه بیشتر مایه ی تعجب انسان می شد و در نظر وی اسرار آمیز بوده است مسایل مربوط به خواب دیدن و تأثیر موجودات سماوی برروی زمین و انسان بوده است . انسان اولیه از اینکه در خواب اشباحی به نظرش می رسیدند و مخصوصاً وقتی اشباح کسانی بوده اند که قبلا ً از دنیا رفته اند ، دچار ترس و وحشت می شده و به فکر فرو می رفته است. او مردگان خود را با دست خود در خاک می گذاشت ویا مراسم تدفین مخصوص به خود را برای او انجام می دادند تا از بازگشت آنان در امان بمانند و زندگان از شر آنها در امان بمانند .
حتی در برخی از مناطق ، انسان های اولیه در دیوار خانه سوراخی ایجاد می کردند و مرده را از آنجا بیرون می بردند و سه دور با سرعت دور خانه می گرداند و از آنجا دور می کرد و به خاک می سپردند تا روح راه بازگشت به خانه را گم کند و دیگر هرگز نتواند به آنجا سر بزند .
نظایر چنین حوادثی که انسانهای اولیه با آنها برمی خورد اورا به این فکر می اندازد که هرموجود زنده باید روح یا نیروی اسرار آمیز دیگری داشته باشد که می تواند در هنگام بیماری یا خواب یا مرگ از بدن خارج شود .
در کتاب اوپانیشادها آمده است که هرگز شخص خوابیده را به سختی از خواب بیدار نکنید چه ممکن است روح در راه بازگشت به بدن راه را گم کند که چاره آن بسیار دشوار است .
به نظر انسان اولیه و در نظر شاعران سراسر روزگار ، کوه ها ، رودخانه ها ، سنگها ، درختان ، ستارگان ، ماه و آسمان همه عناصر مقدسی هستند و مظهر خارجی نفوس باطنی و غیر مرئی.
در نزد یونانیان قدیم آسمان ، خدایی به نام اورانوس بوده است،
ماه خدایی به نام سلنه و به همین ترتیب .
چون برای هر چیز روحی تصور شود به عبارت دیگر خدایی در آن نهفته باشد ؛ عدد اشیای پرستیدنی نامحدود می شود . این خدایان بی شماررا می توان در شش دسته قرار داد : آسمانی ، زمینی ، جنسی ، حیوانی ، انسانی و الهی . طبیعی است که نمی توان گفت اولی موجودی که مورد پرستش قرار گرفت چه بوده و شاید ماه در زمره ی آنها ئی باشد که مقام اولویت را داشته اند . ماه خدای محبوب زنان به شمار می رفته است و آن را به عنوان خدای حامی خود می پرستیده اند . قرص رنگ پریده آن مقیاس اندازه گیری زمان بوده است و چنین تصور می کرده اند که ماه بر اوضاع جوی حکومت دارد و باران و برف را همین قرص از آسمان فرو می فرستد . وخورشید نیز زمانی جانشین ماه گردید و شاید آن هنگامی بوده است که کشاورزی جانشین شکار شد و مردم فهمیدند که حرارت خورشید سبب حاصل خیزی زمین می شود . در این هنگام زمین به عنوان الهه ای مورد توجه قرار گرفت که اشعه سوزان خورشید آن را آبستن می کند و از همین وقت مردم خورشید را چون پدر هر چه زنده است مورد پرستش قرار دادند . از اینجا بود که آفتاب پرستی در دیانتهای بت پرستانه قدیم وارد گردید و بیشتر خدایانی که از آن پس روی کار آمدند ؛ حالت تجسمی و تشخصی از خورشید به شمار می رفتند . هاله هایی که نقاشان قرون وسطی بر گرد سر و صورت قدیسان رسم می کردند اثری از همین خورشید پرستی قدیمی بوده است .
شاید در دوره کشاورزی که نقش زن در جوامع بشری شکل آشکارتری گرفت ودر اجتماعات ابتدایی بیشتر مورد توجه قرار گرفت زن به تدریج به بصورت یک عامل مذهبی در آمد و امروزه جادوگری را حرفه ای زنانه می پندارند و نیز شاید در اثر همین تفکر که زنان در برابر وسوسه های شیطانی سست تر از مردانند همچنانکه در داستان حوا هم اوست که آسانتر گول مار را می خورد در جوامع غربی زنان را جادوگر می پندارند . در آفریقا نیز بر این باورند که مردمانی خاص و به ویژه زنان دارای قدرتی هستند که می توانند خود را به هیأتی در آورند و تن و روح دشمنان یا خویشان را اسیر خود سازند .
آسمان خود خدای بزرگی بود که با کمال تضرع به عبادت آن می پرداختند زیرا آن را سبب نزول یا بند آمدن باران میدانستند . در نزد بسیاری از قبایل اولیه برای نامیدن آسمان و الوهیت کلمه واحدی به کارمی رفته است . لفظ خدای بزرگ را تنگری می نامیدند که به معنی آسمان هم بود . در چین نیز کلمه تی همین مفهوم را داشت . در هندوستان ودایی خدا را به نام پدر آسمان می نامیدند . نزد یونانیان نان خدا را زئوس به معنی آسمان و گرد آورنده ی ابرها بوده است و در میان ایرانیان کلمه ی اهورا معنی آسمان آبی داشته است .
هسته ی مرکزی علم اساطیر نیز اتحاد و ازدواج بارور زمین و آسمان بوده است . زمین نیز یکی از خدایان بوده است و به هر یک از اوضاع اساسی آن خدایی حکومت می کرده است . برای درختان هم درست مانند انسان ، روحی قایل بوده و انداختن آن را با کشتن یکی می دانسته اند . در روئیده ها برای گیاه – انگل خاصی که به درخت بلوط می پیچد احترام خاصی می گذاشتند . هنوز هم در انگلستان برای چیدن این گیاه تشریفات خاصی به کار می رود قدیمی ترین عقیده در قاره آسیا عبارت بوده است از پرستش درخت و رودخانه و کوه . بسیاری از کوه ها مقدس بوده اند و جایگاه خدایانی به شمار می رفته اند که صاعقه ها را ایجاد می کرده اند .ز مین لرزه وقتی حاصل می شده که خدایی خسته یا خشمناک شانه خود را با لا می انداخته است . همان گونه که روح عمیق شاعرانه ی انسان اولیه ، سری الهی را در نمو گیاه می دید باردار شدن زن و ولادت را نیز تأثیر موجودی برتر از طبیعت می شناخت . تقریباً تمام ملت های قدیمی هر یک به شکلی آلات تناسلی را می پرستیده اند نه از آن جهت که به جنبه ی قبیح آن نظر داشته اند بلکه بدان سبب که از این را عنایت خود را به حاصل خیزی زمین و زن آشکار می ساخته اند .
احتمالاً رواج توتم پرستی نیز از روی ترس بوده است . انسان به خاطر نیرومندی حیوانات آنان را می پرستیده و به خیال وسایل خوشنودی آنان را فراهم می ساخته است . و زمانی که کشاورزی ایجاد شد کم کم حیوان پرستی جای خود را به خدایان انسانی داد ولی خدایان انسانی نیز نمادی از حیوانات را داشتند .
در آثار هومر که بسیار پیشرفته و مترقی است . یکی از خدایان چشم جغد دارد و خدای دیگر چشم گاو . خدایان مصری و بابلی که صورت انسان و تنه ی حیوان دارند همین مرحله ی انتقال از عالم حیوانی به انسانی را تشکیل می دهد . اما بسیاری از خدایان مردگانی بوده اند که پس از مرگ بر اثر نیروی تخیل زندگان حالت پهلوانی پیدا کرده اند . خواب دیدن مردگان از عواملی بوده است که باعث پرستیده شدن آنها شده است.مردانی که در زمان حیات خود نیرومند بوده اند وباعث ترس و وحشت دیگران پس از مرگ نیز مورد پرستش واقع می شدند . حتی در بسیاری از زبانهای اولیه خدا به معنی مرد مرده است .
همچنین روح پرستی کم کم ایجاد شده تا به صورت نیا پرستی شد . همه مردم از مردگان میترسیدند و سعی می کردند تا آنها را خوشنود و راضی نگه دارند تا مورد لعنت یا انتقام آنها قرار نگیرند . پرستشی که مردم نسبت به گذشتگان خود می کردند واز ترس آغاز شده بود بعدها جای خود را به حس احترام و تقدیس مردگان داد . در آخر کار به صورت ورع و تقوای مذهبی در آمد.
هنگامی که انسان اولیه عالمی از ارواح برای خود ساخت بدون آنکه ماهیتی واقعی و تمایلات آنها را بداند درصدد برآمد که خوشنودی آنها را جلب کند و از آنها در امور خود استمداد جوید به این ترتیب که بر جانگرایی برای اشیاء که ریشه ی دیانت اولیه است عامل دیگر سحر و جادو افزوده شده است واین سحر به منزله ی روح شعایر دینی به شمار می رود . روشهایی که در ابتدا برای جلب کمک ارواح و پس از آن خدایان به کار می رفته روش تقلیدی بوده است به این معنی که هر کاری را که انسان می خواسته خدایان انجام دهند نظیر آن را می کرده وظاهراً می خواسته است خدایان را به تقلید از خود وادار سازد . برای مثال اگر می خواستند باران ببارد جادوگر آب را بر زمین می پاشید و برای آنکه تقلید شده باشد آب را از روی درختی به زمین می ریخت . در سوماترا زن نازا مجسمه ی طفلی درست می کند و در بغل می گیرد به این امید که هر چه زودتر جنینی در شکم او ظاهر شود .
روش تلقین بسیار به کار می رفته است . درنزد بعضی از ملت ها رسم چنان است که از میان خود برای فصل بهار شاه و ملکه ای انتخاب می کنند و آن دو را در یک مجلس علنی به یکدیگر تزویج می کنند به این امید که مزارع عبرت گیرند و شکوفه کنند و بارور شوند . غالباً در هنگام بذرافشانی جشنهای خاص گرفته می شد و زن و مرد بدون مراعات هیچ قاعده ای با هم می آمیختند از برپاداشتن این جشن ها سه چیز منظور بوده است . یکی یادی از گذشته خود می کردند هنگامی را به خاطر می آوردندکه همه از آزادی روابط جنسی برخورداربودند. دیگر اینکه فرصتی به دست می آوردند تا زنهایی را که شوهرانشان عقیم بودند بارور کنند . سوم آنکه در ابتدای بهار به زمین بفهمانند که از محافظه کاری زمستانی بیرون آید . چنین جشن هایی در قبیله کامرون کنگو در میان کافرها و قبایل هرتنتوت و بانتودیده می شود .
دربعضی نواحی ازجمله نزد مردم پاونی وهندیشمردگان گوایاکیل مردی را می کشتند و خونش را هنگام بذر افشانی بر زمین می پاشیدند تا محصول بهتری بدست آورند . بعدها این قربانی به صورت قربانی حیوانی در آمد . هنگامی که موقع درو می شد آن را تعبیری از تجدید حیات مرد قربانی شده به شمار می آوردند و به همین جهت پیش از کشته شدن و پس از آن برای مرد قربانی شده جنبه ی خدایی قایل شده و او را تقدیس می کردند.
شاعری نیز در زیبا ساختن سحر و جادو تأثیر داشته و آنرا به نوعی علم الهی تبدیل کرده است .
قایل شدن جان گرایی برای اشیاء سبب پیدایش تعداد زیادی عقاید خارق العاده از قبیل نمازها ، مناسک مختلف شده است . مردم قبیله کوکی درحین جنگ با شجاعت به کارزار می رفتند و مطمئن بودند که اشخاصی که به دست ایشان کشته می شوند در جهان دیگر به بندگی آنان در خواهند آمد .
همانطور که در ابتدای صحبت ذکر شد سحر و جادو و انواع دعاها در مراحل نخستین تاریخ بشریت پیدا شده است و تا کنون هم ادامه دارد .
فتیشیسم از اعتقاد به سحر سابقه ی زیادتری دارد و آنچه از آن بر جای مانده شدید تر است چون چنین تصور می شود که بسیاری از حرزها و طلسم ها اثر محدود دارند به این معنی که هر طلسم برای عمل خاص به کار می رود به این جهت افرادی وجود دارند که با ر سنگینی از اقسام طلسم را همراه خود دارند تا در مقابل هر بدبختی که بخواهد برآنان هجوم آورد آماده باشند .
همانگونه که تصور حیات و روحانیت در اشیاء سبب پیدایش شعر گردیده سحر و جادو نیز وسیله ی ایجاد هنر نمایشی و علوم شده است .فریزر می گوید ریشه پیروزی های افتخار آمیز علم به موهومات و سخافت های علم سحر و جادو می رسد . حقیقت این است که هر وقت جادوگری در انجام منظور خود دچار شکست می شده در صدد بر می آمده است که وسیله ای بدست آورد تا به کمک آن بتواند نیروهای فوق طبیعت را به تبعیت از اوامر خود ناچار سازد . به این ترتیب بوده است که خرده خرده نیروهای طبیعی بیشتر مورد توجه قرار می گرفته ولی ساحر برای آنکه مقام خود را از دست ندهد اثر این نیروهای طبیعی را پنهان می داشته است تا مردم تصور کنند که اثر مربوط به همان نیروهای فوق طبیعت است . این درست شبیه به تفکر مردم این زمان است که برای نسخه داروها خاصیت سحری قایلند . به این ترتیب است که از جادوگری به تدریج پزشکی ، شیمی ، استخراج نفت و علم هیأت پدید آمده است .
کاهن یا عالم روحانی از سحر و ساحری به وجود آمده ؛ به تدریج مرد عادی به علت فراوانتر و پیچیده تر شدن مناسک و آداب ورسوم نمی توانست همه ی آنها را به خاطربسپارد و به آنها عمل کند . به همین دلیل حرفه خاصی از مردم مسئول انجام وظایف و آداب دینی شدند . کاهنان نیز مانند ساحران می توانستند از راه قطع رابطه روح با جسد و دریافت وحی وبه وسیله ی اذکار و اوراد و ادعیه ی مجرب و مستجاب خود را به اراده ی ارواح و خدایان نزدیک کنند واز این اراده برای منظورهای بشری استفاده نمایند . برای اینکه مردم درباره این علم واین نیروی خاص تصور می کردند که نیروهای عظیم فوق طبیعت در سر هر پیچ راه زندگی انسان وجود دارد و در سرنوشت او مؤثر است . ولی باید دانست کاهن دین را ایجاد نکرده است بلکه مانند هر مقام دیگری وی نیز برای رسیدن به مقاصد خود دین را مورد استفاده قرار داده است . کاهن از لحاظ باقی نگه داشتن مردم در افکار و باورهای دینی و منحصر داشتن پاره ای از علوم به خود مقصر به شمار می رود .
_جادو و تعریف آن :
بیان شد که جادو در زندگی مردم ابتدایی نقش مهمی داشته است.
جادو برای رسیدن به اهداف بسیار گوناگونی مورد استفاده قرار می گیرد ، مانند: مسلط کردن اراده ی انسانی بر پدیده های طبیعی و حفظ فرد از گزند دشمنان و خطرات احتمالی و بالابردن قدرت تخریب او در مبارزه با دشمنان و از این قبیل مسائل.
جادو را براساس نظر ای . بی تایلور می توان به صورت زیر خلاصه کرد :
«جادو یعنی یک ارتباط خیالی را اشتباهاً به جای یک ارتباط واقعی گرفتن »
فروید در کتاب توتم وتابو می نویسد :
اصل و علت وجودی جادو را با کمک دو دسته از اعمال جادویی زیر می توان روشن کرد ک
یکی از شیوه های جادویی که معمولاً از آن برای ضربه زدن به دشمن استفاده می شود همانا درست کردن آدمکی به شکل و شمایل اوست از هر مصالحی که می خواهد باشد و حتی می توان گفت که فلان شی ء نماینده ی تصویر اوست از هر مصالحی که می خواهد باشد و حتی می توان گفت که فلان شی ء نماینده ی تصویر اوست و هر بلایی که بر سر این آدمک قراردادی بیاورند ، درست مثل این است که به سر همان دشمن واقعی ( الگوی اصل یک آدمک ) آورده باشند . برای مثال : اگر به قسمتی از بدن آدمک آسیب وارد آورند قسمت مربوط در بدن دشمن آسیب خواهد دید .
در عوض استفاده اط این شیوه ی جادویی برای ارضاء حس خصومت فردی ، می توان آن را در خدمت عبادات گذاشت ،به این معنی که به کمک آن از خدایان در برابر گزند شیاطین و ارواح خبیثه استفاده کرد .
درزیر قسمتی از کتاب فریزر را که به موضوع بحث نزدیک است نقل می کنیم :
« هر شب که خدای خورشید (درمصر باستانی) به مقر خود در غرب سوزان باز می گشت ، مجبور بود جنگی شدید را با قشونی از شیاطین که به رهبری اپپی apepe ، دشمن سرسخت او آغاز می شد رهبری کند . همه ی شب با آنها می جنگید و قوای ظلمت غالباً آنقدر قوی بود که حتی هنگام روز با ارسال ابرهای تیره وتار می توانست آسمان آبی را به ظلمت بکشاند و او را از اعمال خود برای روشن کردن جهان بازنگه دارد .
تشریفات زیر برای کمک به خدا هر روز در معبد او در تبس thebes برگزار می شد ، آدمکی از دشمن را از موم می ساختند و آن را به شکل تمساحی ترسناک یا ماری با حلقات بی شمار می آوردند و روی آن با مرکب اسم شیطان را می نوشتند و آن را در غلافی از کاغذ مصری می نهادند و مجدداً نام شیطان را روی این غلاف رسم می کردن و با موهای سیاه آن را می پوشاندند ، بعد کشیش روی آن آب دهان می انداخت و با کاردی از سنگ چخماق آن را پاره کرده به خاک می افکند ، سپس پای چپ خود را روی آن می گذاشت و بالاخره با آتش زدن آدمک با آتشی که از نباتات فراهم آمده بود مراسم را به پایان می رساندند . اپپی که بدین ترتیب از بین می رفت همه ی شیاطین رکاب او نیز با پدر و مادر و بچه هایشان منهدم می شدند ، تشریفات خدایی مزبور که با چند نطقی هم توام می شد نه تنها هنگام روز بلکه بعد از ظهر و شب هم انجام می شد ، بلکه در هر موقع روز نیز ممکن بود تکرار شود به شرط آنکه طوفانی بر می خاست و یا باران سیل آسایی نازل می شد یا اینکه ابرهای سیاهی آسمان را تیره و تار میکرد . دشمنان خبیث از آثار اعمالی که با آدمک شبیه آنها انجام گرفته بود ، آسیب می دیدند آنچنان که گویی مجازات مزبور مستقیماً در حق آنها اعمال شده است .»
اعمال جادوی که بر همین اصول و انگیزه ها استواراست بسیار است که در زیر به دو مورد آن اشاره می کنیم :
اعمال جادویی همیشه نقش مهم و قابل توجهی در میان اقوام اولیه ایفا کرده و باز تا اندازه ای در اساطیر و آداب پرستش اقوام پیشرفته تر بعدی محفوظ مانده و به شکل های مختلفی بروز کرده است .
مراسم جادوی که برای باراندن باران و برداشت محصول فراوان بر پا می شده است ، برای ایجاد باران از وسایل جادویی نظیر تقلید از باران تکرار ساختگی ابر وطوفان استفاده می کردند ، به طوری که می شد گفت افراد نمایشنامه ی باران را بازی می کردند . ایئنوس های ژاپن برای مثال به شیوه ی زیر باران ایجاد می کردند :
عده ای غربال بزرگی به دشت می گرفتند و آب را به سبک باران از آن فرومی ریختند و حال آنکه عده ای دیگر دیگی را که با بادبان و پارو مجهز بود و به صورت یک کشتی در آمده بود در دهکده می گرداندند و اما راجع به برداشت محصول فراوان اینکار را با اعمال جنسی روی زمین عملی می کردند و به عنوان مثال در جزیره ی جاوه وقتی که زمان شکوفه کردن برنج فرا می رسد دهقانان مرد و زن شب هنگام به مزارع می روند تا به اعمال جنسی بپردازند . ولی اگر اعمال جنسی بوی زنای با محارم بدهد به دلیل آثار بد آن در میزان محصول به شدت شرمنده شده از آن دوری می کنند .
و مورد دوم اینکه
وقتی که قسمتی از ساکنان دیاک به شکار گراز می روند ، آنها که در دهکده می مانند نباید به آب روغن دست بزنند در نتیجه انگشتان شکارچیان نرم می شود و از عهده ی شکار بر نخواهند آمد و یا وقتیکه فلان شکارچی گیلک در جنگل رد پای شکاری را تعقیب می کند بچه هایش که در خانه هستند مجاز نیستند روی چوب یا شن تصویری رسم کنند و گرنه جاده های باریک جنگلی مانند خطوط تصویرهای این بچه ها درهم و برهم شده و شکارچی موفق به پیداکردن راه بازگشت نخواهد شد .
مورد دیگری از این اعتقادات به این صورت است که برای ضربه زدن به دشمن از شیوه های دیگری نیز می توان استفاده کرد و آن جمع آوری تراشه های موها و ناخن ها و یا قسمتی از لباس اوست که باید در معرض اعمال خصمانه مطلوب قرار گیرد. این اعمال به نحوی انجام می شود که گویی دشمن عیناً در دست شماست و بلاهایی که بر سر این اشیاء متعلق به او در می آورید به سر او می آید ، به عقیده ی مردمان بدوی این اسم افراد است که قسمت اساسی شخصیت آنها را نشان می دهد ؛ وقتیکه اسم شخصی یا روحی را می دانیم همین کافی است که بر او تسلط پیدا کنیم به همین دلیل است که در به کار بردن نام افراد و اشیاء احتیاطات و ممنوعیت های زیادی را باید مراعات کرد .
درمردمان اولیه ی آدمخوار نیز به این صورت بوده است که با خوردن قسمتهای مختلف بدن یک شخص ،استعدادهای او را نیز از آن خود می کردن ، به همین دلیل اسلوب تغذیه در مواردی محدودیت هایی را داشت . برای مثال زن آبستن از خوردن گوشت بعضی از حیوانات که دارای صفات رذیله ای مانند بزدلی بودند خودداری می کرد ، در غیر این صورت این صفات به بچه ی او انتقال پیدا می کرد .
کارآیی اعمال جادویی به هیچ وجه سبب جدایی جزء از کل یا اینکه فلان شی ء فقط به مدت کوتاهی به فلان دشمن تعلق داشته است تخفیف نمی یابد ، به همین مناسبت اعتقاد به رابطه ی جادویی میان یک جراحت و سلاحی که آن را سبب گشته است بدون کمترین تغییری هزاران سال همچنان محفوظ باقی مانده است .
مثلاً وقتی یک مرد ملانزی موفق می شود کمانی را که با آن مجروح شده به تصرف خود در آورد آن را در یک محل خنک با احتیاط قرار می دهد و عقیده دارد که با این عمل از تورم جراحت خود کم خواهد کرد ، اما اگر آن کمان در دست دشمنان باقی بماند آنها آن را در کنار آتش می گذارند تا به تورم زخم دامن بزنند .
پلینی در کتاب تاریخ طبیعی می گوید : اگر کسی از آسیب رساندن به دیگری پشیمان شده باشد باید روی دستی که اینکار را کرده است آب دهان بیاندازد چه با این عمل درد آن شخص بیدرنگ آرام خواهد گرفت .
فرانسین بیکن در کتاب تاریخ طبیعی خود می گوید که برای تسکین یک درد به عقیده ی عده ای کافی است سلاحی را که موجب آن شده است با اندکی روغن اندود کنند .
برخی ازد هقانان انگلیسی امروزه حتی به این حکم عمل می کنند ووقتی که باداس زخمی می شوند آن داس را در غایت پاکیزگی نگه می دارند تا بدانواسطه از چرکی شدن زخم جلوگیری کنند ، یکی از روزنامه های محلی انگلستان نوشته بود: به سال ۱۹۰۲ زنی به نام ماتیلد هنری از اهالی نورویچ که میخی به پاشنه ی پایش فرو رفته بود ، بدون آنکه بگذارد زخمش را کسی ببیند و حتی بدون کندن جورابش به دخترش دستور داد میخ را خوب روغن اندود کند تا به این وسیله از وخیم تر شدن زخم جلوگیری شود ، اما چند روز بعد به سبب ضد عفونی نکردن زخم از بیماری کزاز در گذشت .
فریزر این نوع جادوها را جادوی تقلیدی می نامد که در ادامه ی پایان نامه در مورد آن بیشتر صحبت خواهد شد . و همچنین وی جادو را چنین تعریف می کند :
انسان ها اشتباهاً روابطی را که میان اشیاء در ذهن آنها وجود دارد با روابطی که رد عالم واقعی و در طبیعت میان آنها هست اشتباه می کنند و در نتیجه تصور می کنند چون قادرند در ارتباطاتی که ذهن آنها بین اشیاء به وجود می آورد اعمال نفوذ کنند ، پس در ارتباطات واقعی بین اشیاءنیز قادر به اعمال نفوذ و اراده باشند .
قابل توجه است که این انگیزه ها چیزی جز امیال و آرزوهای آدمی نیست . انسان های اولیه اعتقاد بی اندازه ای به قدرت امیال خود داشتند ، در اصل همه ی آنچه را که می خواستند به وسایل جادویی به دست آورند در واقع به این دلیل به دست می آوردند که آن را می خواستند . به همین دلیل است که در آغاز سر و کارتان فقط با اراده و میل و آرزوی آنهاست .
در میان بدویان کلمه جادو به معنای به حرکت در آوردن است . وقتی این حرکت در جهت مطلوب باشد به آن جادوی خوب گفته می شود . پس سحر یا جادو مانند افراد می تواند خوب یا بد باشد . ازنظر شیوه فرقی میان این دو دسته نیست بلکه نحوه ی استفاده از آن مهم است .
درفرهنگ مصاحب آورده شده است که جادو فن تسخیر قوای طبیعی و فوق طبیعی به وسیله ی افسون و اعمال مخصوص دیگر با تشریفات خاص است . جادو رابطه ای نزدیک با دین داشته است ولی بین این دو تفاوت است . زیرا دین متوجه تعظیم و پرستش موجودات طبیعی است ولی هدف جادو مهارکردن قوای طبیعی و فوق طبیعی و تغییر دادن مسیر آن بر وفق مراد است . بنیاد جادو این است که همه چیز در اختیار نفوس غیر طبیعی است و به وسیله ی اوراد ، طلسم و تعویذ یا تقلید بعضی اعمال می توان براین نفوس مستولی شد .(اما امروزه جادو شکل دیگری پیدا کرده است و دین هم در آن راه پیدا کرده است و اعمالی که انجام داده می شود را به دین هم نزدیک می کنند که در ادامه بیشتر صحبت خواهد شد .)
واژه سحر ، گاه مترادف با جادو به کار گرفته می شود که در فرهنگ مصاحب می خوانیم : واژه ای است لفظ عربی به معنی تغییر یا گردانیدن ماهیت و صورت واقعی شی ء به امری غیر حقیقی و خیالی .
تعریف اصطلاحی سحر ، وسیع و تا حدی مبهم است . گاه نشان دادن صوری است برخلاف واقع چنانکه گویی حقیقت شی ء دگرگون شده است ( مانند این که ریسمانی را به مار تبدیل کنند ) و گاه اطلاق شده است به احداث امور عجیبه با استمداد از ارواح و شیاطین یا استفاده از تأثیر کواکب و اجرام آسمانی . حتی بعضی از نویسندگان کارهای عجیبی که از راه آلات و ترکیبات علمی صورت می پذیرد ، جزء سحر به شمارآورده اند و در این صورت علم حیل جزء سحر خواهد بود .
دهخدا گوید : جادو ، ساحر باشد و جادوی سحری و سحر کردن و عوام سحر را جادوی دانند و ساحر را جادوگر خوانند و این غلط است و در برهان قاطع چنین آمده است ک در اوستا یاتو،
ساحر و در هندی باستان و در بسیاری از مواضع اوستا یاتو = جادو ، به گروه شیاطین ساحر و گمراه کنندگان و فریبندگان اطلاق شده است.
در سوره ی اعراف آیه ۱۱۳ به جادوگرانی اشاره شده است که در مقابل شکست موسی از فرعون پاداشت طلب می کنند . جادوگران نزد فرعون آمدند و گفتند اگر غلبه یابیم مارا پاداشی هست ؟ و در آیه ۲۰ همان سوره شکست جادوگران را در مقابل موسی بیان می کند ، جادوگران به سجده وادار می شوند . در بسیاری از سوره ها قرآن انسان را از جادوگری برحذر می کند. و خود می دانستند که خریداران آن جادو را در آخرت بهره ای نیست ، خود را به بد چیزی می فروختند . در همان سوره اشاره میکند که دیوها و هارون و ماروت به انسانها جادوگری می آموزند . از افسونی که دیوها به روزگار پادشاهی سلیمان می خواندند پیروی کردند و سلیمان کافر نبود ولی دیوها که مردم را جادوگری می آموختند کافر بودند و نیز آن افسون که برآن دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شد درحالیکه آن دو به هر کس جادوگری می آموختند می گفتند : کارفتنه است مباد کافر شوی و مردم از آن دو جادوهایی آموختند که می توانستند میان زن و شوهر جدایی افکنند و آنان جز به فرمان خدا به کسی زیانی نمی رسانیدند و آنچه مردم می آموختند به آنها زیان می رسانید نه سود . در پانویس همین سوره آمده است که دو فرشته بودند که خدا بر آنها خشم گرفت و در چاه بابل سرنگونشان بیآویخت و مردم از آنها سحر می آموختند . در روایت از ابن عباس آمده است که هاروت و ماروت هردو مسلسل و معکوس آویخته اند در چاهی ، به زمین بابل تا روز قیامت به سبب گناهی که از آنان سر زد .
جادو و شعبده را در زبانهای اروپای magic می نامند که از زبان یونانی گرفته شده است . اعتقاد پاره ای براین است که خود این واژه یونانی از مغ آمده است . پیداست که یونانیان حکمت مغان را چنین می نامیدند ، و چون در آن علوم غریبه و غیبی بسیار بود ولی بعدها به سحر و جادو اطلاق شد .
انواع جادو :
جادو در جایی آغاز می گردد که تکنولوژی مکانیکی وجود ندارد . هر فرد از اهالی ملانزی می داند که جادو برای او بذری نخواهد کاشت ، لذا خود این کار را می کند . وی همچنین می داند که هر چقدر با مهارت شخم بزند و تخم بکارد باز عوامل ناشناختنی بسیاری مانع رشد و فراوانی محصول می گردند ، و کنترل این نیروها از عهده ی او خارج است . بنابراین برای به دست آوردن محصول بهتر و زیادتر وبرای کنترل نیروهای ناشناخته به جادو متوسل می شود . جرج فریزر در کتاب شاخه زرین جادو را به گونه های مختلف بخش کرده است .
جادوی لفظی :
جادو کاری چه درزمان قدیم و چه در زمان حاضر به طور کلی از دو راه معمول شده است . یکی به وسیله ی الفاظ ، کلمات و جملات ، مانند اوراد واذکار ، نفرین و دیگری به وسیله ی اعمال ، حرکات و اشیاء . از این رو با ید جادو کاری را به دو قسمت تقسیم کرد .
جادوی لفظی ساده و ابتدایی تر از جادوی عملی است . از این رو جادوی لفظی را غالب اشخاص در میان قبیله و گروههای اجتماعی می توانند اعمال کنند ، اما جادوی عملی پیشرفته تر از لفظی است و از این رو پیچیده تر است . بدان سبب به جادوگران حرفه ای قبیله وعشیره اختصاص دارد و افراد عامی از انجام آن ناتوان هستند . از این جهت اختصاصی شدن آن باعث ظهور گروه خاص کاهنان و جادوگران و ساحران قبایل واقوام شده است و دین یاران ادیان ابتدایی را تشکیل داده اند.
در جامعه اولیه انسان ، که توسل به سحر و جادو را حلال مشکلات خود می داند ، مسأله بدشگونی و خوش شگونی کلمات و جملات و بعضی اعمال و برخوردها را مورد اعتماد خود قرار میدهد . یعنی ایراد بعضی کلمات و جملات را دارای اثری خوشایند و بعضی دیگر را دارای اثری بد وناخوشایند می پندارد . همچنین است موضوعات بد یمنی و خوش یمنی منشاء همه این تصورات از نتایج جادوی لفظی است که بقایای آنها را در جوامع مترقی هم بر جای مانده است . به طور مثال دعاهای خیر مانند الهی پیر شوی ، عمرت دراز باد ، خیر پیش یا دعای بد، دستت بشکند ، خیز نبینی ، کور بشی ، از آثار نمونه های جادوی لفظی ابتدایی هستند . فریزر پا را فراتر نهاده و به بیان دیگر صورت تحول یافته جادوی لفظی هستند . احتمال قوی دارد که این تعارفات اولیه منشاءپیدایش جادو باشند .
جادوی عملی :
جادوی عملی از راه بعضی اعمال و به کاربردن اشیاء ، طلسمات و تعویذات معمول می شود . از این رو از جادوی لفظی هم مشکل تراست .
جادوی عملی به مرحله تخصصی رسیده و مخصوص به جوامع اواخر و اوایل عصر فلز ، از حدود ده هزار تا سه هزار سال پیش از میلاد یعنی آغاز عصر کشاورزی و چوپانی در آستانه شهرنشینی است . این شیوه جادوکاری ، نه تنها با الفاظ و جملات ـــ اوراد دعاگونه و نفرین گونه ـــ بلکه به وسیله ی اعمال و حرکات مخصوص به همراه بعضی اشیاء افسون آمیز ، طلسم ها و تعویذها توسط جادوگران قبیله های ابتدایی انجام می شده است . این گونه سحر و جادو هم اکنون نیز در میان قبیله های بومی بعضی مناطق استرالیا ، جزایر پلونزی ، ملانزی و آفریقا مرسوم است .
در جادوی عملی جادوگران با اعمال و حرگات سحر آمیز همراه با تعویذات و طلسم ها می کوشند بر دشمنان قبیله غلبه کنند. پدیده های طبیعی را مسخر نمایند وارواح و شیاطین را از تن بیماران بیرون برانند و این قبیل پندارهای مشابه . این جادوگران بعدها به شمن ها و شیوه ی جادوگری شمنیزم خوانده شدند و این گروه ابتدایی در جوامع بعدی پیشرفته و شهر نشین به کاهنان یعنی دین یاران پیشگو تبدیل شدند . کاهنان ادیان بعدی علاوه بر جادوکاری به ستاره شناسی و طالع بینی هم می پرداختند .
در جادو کاری عملی جادو کارها بیشتر با ابزار و وسایل جادوگری و افسون آمیز به سحر و جادو می پردازند درمیان قبیله های آفریقایی بیشتر یا اشیاء مخصوص استخوانی ، چوبی و سنگی و گاهی فلزی و مجسمه های انسان وامثال آنها به جادو کاری دست می زنند . جادوگران قبیله آفریقایی ماندینگ همیشه همراه خود کیسه ای از پوست حیوانی پر از وسایل و ابزار سحر آمیز مانند بعضی از گیاهان خشک ، ظرفی از گل خشک شده پر از آب افسون آمیز ، تمثال هایی از زن و مرد ، چهار تا زنگوله استوانه ای ، شاخ حیوانات ، پنجه خشک شده گرگ و امثال آنها دارند . آنان هنگام جادو کردن ابتدا اوراد و عزایمی می خوانند و بعد آن اشیاء را با حرکات و اعمال مخصوصی به کار می بندند .
ابزارها و وسایل جادوکاری که در اصطلاح تعویذ و طلسم خوانده می شوند در اصطلاح مردم شناسی فتیش نامیده می شود .


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه دعا و باورهای مردم

دانلود مقاله دعا و نیایش از دیدگاه قران و سنت

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله دعا و نیایش از دیدگاه قران و سنت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

دعا در زنجیرة علل و اسباب یکی از علتها و سببهایی است که خدا در کار انسان مؤثر قرار داد . یعنی اینکه آدمی باید تمام وجودش به خدا توجه کند ، و با او به راز و نیاز بپردازد .
خواسته خود را با او درمیات بنهد و از او مدد بخواهد ، درست است که خدا همه چیز را می داند و از خواست قلبی و از درونی مهمه کس آگاه است ولی همانطور که او در مناسبات بشر با طبیعت نظام مند ، کار و کوشش و عمل مو بازده عمل را مقرر کرده و نامبرده رنج گنجی و ناکرده کار مزدی میسر نساخته ، در مناسبات مستقیم انسان با خدا نیز نظام دعا و استجابت را مقرر ساخته است و از همین رووست که فرمود ، « اِذا اسئَلکَ عبادی عنّی فانّی قریبٌ اُحِبِبُ دَعْوَهَ الرّاعِ اذادعانِ فَلْیَسْتجیبوالی و لیُومِنوا بی لعلًّهم یَرشَدونَ » و چون بندگانم دربارة من از تو پرسند همانا من نزدیکم خواندن خواننده را آن گاه که مرا بخواند پاسخ می دهم پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند باشند که ره یابند ، چه بسا دعا می کنیم و منتظر اجابت هستیم ولی تو هم با آن است که دعا هنوز به هدف اجابت نرسیده است زیرا گمان می کنیم ما فقط دنیا را داریم و اگر دنیای ما بر حسب ایمال ما نباشد دیگر راه بر ما بسته است در حالی که هنوز ندانسته ایم افق بشر گاه ملائک را پشت سر می گذارد و در بی نهایت جای می گیرد بنابراین چه بسا دعای ما در افق پهنا و هستی انسان آبادانی وسیعی نموته که از آن بیخبریم و در حریم دوست مقامی را باز کرده که از آن آگاه نیستیم ، گذشته از همه اینها در زندگی دنیوی نیز مصالح و مفاسد ما بر حسب واقعیتهای این جهان است نه بر حسب دلخواه و نظر ما چه بسا توهم کرده ایم چیزی به نفع ماست و حال آنکه اگر وقوع می یافت به هلاکت ما منجر می شد . از این رو امام (ع) در فراز می فرمایند : « وامنن عَلَیَّ بِکلِّ ما یُصلِحُنی فی دنیائی و آخرتی» نیز چه بسا مسائلی که خواستن آن به صلاح ماست و ما از آن غافلیم از این رو در پایان فراز می فرماید : « ما ذَکَرْتُ فِیه و ما نیستُ ... » اعم از آنکه به یاد داشته باشیم یا فراموش کرده باشم (هرچه به صلاح من است به من اظهار دار ).
بحث پیرامون اجابت رغابتها مختص شیوة عمل یا ادعیة مخصوص و حالت دعا کننده نمی شود بلکه در سبب اجابت می تواند دیگری هم مؤثر باشد .
سبب اجابت گاه بازگشت می کند به : 1- زمان دعا
الف) شب و روز جمعه این رابطه رسول خدا (ص) فرموده اند . سِوم الجمعةِ سیِّدُ الاَیّام و اَعْظَمُ عندَ اللهِ من یومِ الاضحی و یوم الفطر . همانا جمعه آقای روزها و با عظمت ترین آنها نزد خدای تعالی است . بلکه از عید فطر و قربان هم برتر است . این روز پنج خصلت دارد :
اول : خداوند متعال حضرت آدم را در این روز خلق کرد . دوم : آن حضرت را در همین روز از بهشت بر زمین فرو آورد . سوم : در چنین روزی حضرت آدم را قبض روح کرد . چهارم : در این روز ساعتی هست که هر کس در آن ساعت از خداوند متعال چیزی طلب کند به او خواهد داد به شرط اینکه چیز حرام نخواهد . پنجم : ملائکه مقرب آسمان ، زمین بادها و کوهها و درختها همگی هراس دارند از اینکه قیامت در این روز واقع شود . در روز جمعه دو ساعت هست که زمان استجابت دهاست یکی وقتی که خطیب (دو امام) جمعه از خطبه فارغ شده تا صفوف نماز جمعه مرتب شود . دیگری آخرین لحظات روز جمعه است که در روایت آنرا به زمانی نصف قرص خورشید پنهان بیان کردند . و در جائی آمده است هنگام پنهان شدن نصف قرص آفتاب از روز جمعه (هنگام غروب روز جمعه) .
ب) روز چهارشنبه بین ظهر و عصر
ج) وقت نماز عشاء
1) یک ششم اول از نیمه شب اولاً روایاتی داریم که بیانگر فضیلت نماز شب هستند در حالی که مردم در خوابند ، ثانیاً روایاتی داریم که بیانگر فضیلت ذکر خداوند متعال در میان غافلین اند . شکی نیست که در این زمان مخصوص ، اکثر مردم به خواب می روند . به خلاف نیمة اول شب که در تداوم بیداری روز بسیاری از مردم در آن هنگام بیدارند . از طرف دیگر آخر شب (نزدیکیهایی طلوع فجر) نیز چه بسا مردم جهت رفتن به محل کار یا حرکت برای سفر بیدار شوند پس لحظه ای که اکثراً در خوابند همان اوایل نیمه دوم شب است بیدار ماندن در آن لحظات نتیجة مجاهدة با نفس ، ترک خواب ، دوری از بستر نرم و خلوت با مالک عباد و سلطان دنیا و معاد است .
هـ) یک سوم آخر شب
و) شب قدر : این شب در ماه مبارک رمضان قرار دارد و مشخص نیست کدام شب است ممکن است یکی از سه شب نوزدهم یا بیست و یکم یا بیست و سوم باشد لکن بر شب بیست و سوم تأکید شده است .
ز) شبهای احیاء (شب اول ماه رجب) ، شب نیمه شعبان ، شب عید فطر ، شب عید قربان .
ج) روز عرفه : این روز روز دعا و طلب حاجت به درگاه الهی است ، فلذا با ایلنکه روزه اش مستحب مؤکد است ولی اگر کسی در اثر روزه ضعیف شود و نتواند دعا کند روزه نگرفتن و دعا خواندن بهتر است .
ط) هنگام وزش باد
ک) هنگام نزول باران
ی) هنگام اذان ظهر
ل) هنگام ریزش اولین قطره از خون شهید
م) از طلوع فجر (واذان صبح) تا طلوع آفتاب
سبب دون : مکان دعا
الف) سرزمین عرفات
ب) حرم الهی (در مکه) و کعبه
ج) مسجد چون آنجا خانة خداست و کسی که به آنجا می رود مقصود و مطلوبش خداست و قصد زیارت او را دارد .
د) در جوار قبر مقدس حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) بلکه شرافت این مکان از سایر مکانها بیشتر است . در روایت آمده است : اِنَّ اللهَ سبحانَهُ و تَعالی عَوَّضَ الحسین علیه السلامُ مِنْ قبلِهِ بِاربع خِصالٍ جَعَلَ الشَّفاءُ فی تربتِهِ و اِجابَةَ الدُّعاءِ تحت ؟؟؟؟؟ و الأعة مِن ذریّتِهِ و دَنْ لا یَعةَ ایِامَ زائریه مِنْ اَعمارِهِم .
خداوند سبحان در عوض قتل آقا سید الشهداء (ع) چهار خصلت عطا کرده است : شفا را در تربتش نها ، اجابت دعا را زیر گنبدش قرار داد ، ائمه بعدی از نسل اویوند ، مدت زمانی را که زائرین آن حضرت سوم : دعاهای مستجاب
الف) دعایی که در بردارندة اسم اعظم الهی باشد خواه آن اسم اعظم معین و مشخص باشد ، و خواه نباشد غیر از ابنیاء و اولیاء کسی از آن اطلاع ندارد که بگوید حتماً فلان اسم ، اسم اعظم است .
بلکه در روایات اشاراتی به آن شده است . منجمله حضرت رسول (ص) می فرمایند : اسم اعظم در آیات آخر سورة حشر است . اسم اعظم در آیة الکرسی و اول آن عمران است لذا گفته شده که باید حتماً دو اسم (الحیّ القیوم) باشد . چون فقط این دو اسمند که هم در آیة الکرسی و هم اول سوره آل عمران وجود دارند . گفته شده : اسم اعظم در یا حیّ یا قیوم است . یا ذالجلال و الاکرام
می باشد . ( یا هُوَ یا مَن لا هُوَ اِلاّ هُوَ ) است) (الله) است این قول آخر که اسم اعظم الله است) بسیار قوی می باشد چون در این رابطه روایات زیادی وارد شده است و این اسم مقدس امتیازات و خواهی نسبت به سایر اسماء الهی و به غیر او نمی توان الله گفت نه حقیقتاً نه مجازاً ، دوم این که اسم دلالت بر ذات اقدس الهسی دارد اما سایر اسماء هر یک دلالت بر یک معنای بخصوصی می کنند ، مثلاً اسم قادر بر قدرت دلالت دارد ، اسم عالم بر علم دلالت دارد ، سوم : سایر اسماء را یم توانیم به این نام بخوانیم اما این نام را به آن اسماء گنمی توان خواندع مثلاً نمی توان گفت : الله اسمی از اسمائ مصبور است . ب) بعد از دعاء بار یا الله ! یا الله ! گفتن و نظیر آن است یا ربُّ یا ربُّ و یا سیّد ! گفتن می باشد .
ج) خداوند را به جق محمد و علی ستم دادن .
و ادعیه هایی مختلف که برای بدهکاری و ادای دین ، وسعت روزی ، افزایش علم و ... خوانده می شود . هر کدام در جایگاه دعاهای مستجاب قرار می گیرد .

 

امام صادق (ع) می فرماید : تبحر و اقلوبکم انقاها الله من حرکة الواجس لسخط شیء من صنعه فاذا وجه تموها کذلک فاسئلوه ما شئتم دلهای خویش را خوب داری کنید ببینید آیا دستان پاک است یا در آن علاقه به غیر خدا نیز وجود دارد ، اگر در ان جز خدا نبود آنگاه هرچه خواستید از خدا مسئلت کنید که خدا می دهد ، چون دعای موحد مستجاب است و موحد کمی است که در قلبش جز اعتقاد به حق چیزی راه نیافته باشد . به هر اندازه که انسان موحد است دعای او مستجاب است . حال اگر مظلومی چشم کمک به احدی نداشت ، دعای او یقیناً مستجاب است .
دعای پدر نسبت به فرزند نیز از دعاهای مستجاب می باشد . نگاه جامع آموزه های آیین اسلام و پیشوایان روشن بین این دین به جلوه های نحاری زنذگی ، معادلاتی تمام عیار و کامل در ارتباطات فردی ، خانوادگی و اجتماعی ترسیم کرده است ، به گونه ای که در کنار دعای امام عادل ، دعای پدر در حق فرزند قرار گرفته است و از قبولی ، اجابت و استجابت آن دو سخن به میان آمده است گویی رایحة رحمنت و بارش مغفرت خداوند ، همراه با حکمت و مهر و او فرصت های ارزشمندی در کلام سعادت آخرین سرسلسله رسولان اسمی ، حضرت محمد (ص) « بِرّالوالدینِ افضلُ مِنَ الصلاة و الصومِ مَن اَصبحَ مَرضیة لِابویه اَصبَحش لَهُ بابان ؟؟؟؟؟ الی الجنة » هر که روز آغاز دو پدر و مادرش از او راضی باشند دو دراز بهشت براو گشوده باشد .
از آن سو حضرت رسول اکرم(ص) به پدر ان و مادرانی که فرزندان خود را درس درستی و راستی بیاموزند ، دعا فرمود تا هرگز ستمی از سوی آنان به فرزندان روا داشته نشود ، از جمله راههای گشایش درهای آسمان و سید سخن به سوی عرض ، دعای پدر در حق فرزند ، دعای مظلوم ، دعای عمره رونده و روزه دار است و ارزش دعای پدر به گونه ای است که همچون دعای نبی برای امت خویش دانسته شده است و پیامبر (ص) آن گوهر اسلام ، آن را دهایی به دور از غبار و حجاب و همراه با قبولی و پذیرش الهی معرفی فرمود و در مقابل مطرود والدین یا عاق پدر و مادر را از جمله کسانی بیان نمود که روز قیامت آن حضرا را نخواهند دید و افزون بر آن مورد لطف رحمت پروردگار قرار نمی گیرد و حتی عذاب قبر ، تلخی های مرگ و سختی های جان کندن به سراغ آنان خواهد آمد .
این نگرش ناب به ارزش دعای پدر در حق فرزند چنان عمیق و دقیق مطرح شده است که برنده تر از شمشیر و اوج گیرنده ای سریع بالاتر از ابرها معرفی شده است .
از جمله دعاهای مستجبا دیگر می توان به : دعای پیشوای عادل در مورد زیر دستان ، دعای فرد نیکوکار در حق خانواده و خویشان ، دعای فرزند شایسته در حق و الدین ، دعای غائبة مؤمن دربارة دیگر مؤمنان ، نفرین مظلوم در حق ظالم و کسانی که یاوران ناو هستند ، دعای مؤمن برای کسی که با او در سال مواسات کند ، دعای اطفال امت پیامبر (ص) تا وقتی به گناه آلوده نشده اند . دعای بیمار ، دعای شخص روز ، دار و شخص مسافر دعای کسی که برای جنگ در راه خدا رفته دعای سخاوتمند و توجه کننده و تعمیم دهنده در دعا اشاره کرد .
سبب چهارم : رابطة کارهای نیک با دعا
الف) بعد از نماز جمله نماز وتر ، بعد از صبح ، بعدازظهر و بعد از مغرب .
ب) دعای فقیر ، وقتی چیزی به فقیر می دهند اگر فقیر در حق آن دهنده دعا کند مستجاب است ، اما اگر در همان حال در حق خودش دعا نماید مستجاب نیست .
سبب پنجم : دعا در حالات خاص
الف) درحال جنگ ب) در حال حج ج) در حال عمره د) رد حال مریضی هـ) مریض برای عیادت کننده و) در حال روزه ز) کسی که برای چهل مبرادر دینی خود عا کند و تمام کآنان را بر زبان جاری نماید . ح) کسی که در دستش انگشتری از فیروزه عقیق باشد .
سبب ششم : انقطاع از خود و دیگران و انتظار از خداوند مهربان
آنگاه که انسان ، تمام دارایی ، مقام و موقعیت ؛ صفات و حخسنات خود را از خود ندید ، بلکه در هر آن ، نیازمند فیض جدید از سوی پروردگار مهربان باشد و به این حقیقت واقف باشد که
نعمت های بی شمار خداوند از هنگام آفرینش تا کنون همه و همه زمینه ساز آثار و برکات بسیاری شده است ، به یقین خود را هیچ می پندارد و خدا را مالک همه چیز می بیند ، در این حال امیدوار به غیبت حضرت حق و نیازمند به الطاف بی کران او می شود و حاجات و خواسته های چنین شخصی ، بر در خانة او قرار می گیرند و با چنین سرعت شگفت انگیزی مورد اجابت تواقع می شود . این بینش موجب می شود که هرگاه چیزی را خیر می پندارد اما واقعیت آن شر است ، خداوند با لطف خاص خود ، به جای نآن ، خیری در دنیا یا آخرت به او عطا می کند و بدون شک ، خیر اخروی برتر ، بهتر و پایدار تر است .
سبب هفتم : شناخت و معرفت نسبت به خدا
جهالت و غفلت دو عامل ویرانگری است که رضشد و شکوفایی و کمال و تکامل انسان را به نابودی می کشاند . سپیس زمانیکه بعد از دعا هنوز با ناکامی رو به رو می شویم باید علت عدم اجابت را در خود جستجو کنم . همانطور که امام علی (ع) می فرمایند : «یَقبلُ اللهُ دُعاءَ ؟؟؟؟؟ » خداوند دعای دل غافل را نمی پذیرد همانطور که هوشیاری نسبت به کسی که او را می خوانیم تأثیر بسیاری در ایجاد ارتباط معنوی فراهم می نماید .
آری برترین عامل اجابت و استجابت دعا و انتظار ما از خدا در سخن رسای معصوم (ع) نهفته است که می فرماید :
مَنْ اَرادَ اَن یَنْظُرَ منزِلَتَهُ عندَ اللهِ فَلینْظُر مَنزِلَةَ الله عنده فاِنّ اللهَ مَنزِلُ العبد مثلَ ما ینزلُ العَبد الله مِن نفسه . هر کس می خواهد منزلت خود را نزد خدا به بنده می دهد که بنده اش آن را نزد خود به خدا داده است .
سبب هشتم : پرداخت صدقه ، سپس دعا
دست یابی به مقام نیکوکاران و شایستکان ، باعث استجابت دعا می شود و یکی از راههای روشن این مقام انفاق دارایی و مگذشت از دوست داشتنی ها است ، قرآن کریم این ویژگی والا را در جمله ای کوتاه این چنین ترسیم یم کند « لن تنالوا البّر حتّی تنفِقُوا مِمّا تُحِبونَ » هرگز به مقام نیکان نمی رسد مگر از آنچه دوست می دارید انفاق کنید . بی شک آن هنگام که توفیق انفاق نصیب انسان گردید و شیوة همیشگی او شد ، به جایگاه نیکوکاران ترفیع مقام یافته و دست او با دست خدا تماس می یابد ، همین امتیاز الهی موجب گردیده دعای فقیر در حق کمک کنند و مددکار یکی از دعای های مستجاب محسوب می شود .
سبب نهم : دعا زبان روزه
دعا ارتباط گفتاری انسان با خدا و روزه ارتباط رفتاری بندگان با پروردگارست که در هنگامی که مختلف که بین این دو پیوندی قدسی برقرار شود کاری بزرگ و معجزه آسا رخ می دهد ؛ چنانکه ددر سیرة صالحان و عالمان والا مقام تا کنون ، به هنگام رخدادهای غیرمنتطره و تهدید کننده ، انجام این دو ، کیمیایی حیرت آور برای دوستان و دشمنان مرسوم بوده است . بی شک هرگاه خداوند روزه را برای خود بداند و پاداش آن را تنها و تنها از سوی خویش بغامه ، دعای روزه دار چنان ارجی در پیشگاه حق می یابد که با دستور خاص خداوند مورد پذیرش قرار می گیرد و یکایک اعمال عبادی بندگان وبه هنگام سنجش پاداش آن ، با عمل روزه دار مقایسه می شود .
سبب دهم : تلاش لازم ؛ عصاره اجابت دعاها .
معرف الهی به گونه ای شفاف ، متعادل و متکامل زمینه ها ، شرایط و لوازم اجابت دعاها را بیان کرده اند که از آن میان تلاش و کوشش مفید و شایسته از یک سو و دعای خاضعانه و خالصانه از سوی دیگر توصیه شده است که برای تهیه روزی تلاش کنید و نگوئید روزی ما تضمین شده است .
سبب یازدهم : پاکس از سیاهی معصیت و آلودگی گناه :
گناهان باعث تیرگی و تباهی خود ، خانواده و جامعه می شود وکعبة دل را از روشنی معنویت به تاریکی و آلودگی تبدیل می کند . در پاره ای از اوقات افزون بر آثار زیاتبار فردی که دوری از درگاه لطف و رحمت خداوند را پدید می اورد و سبب عدم استجابت دعاهای انسان می شود . پدیده های سوم اجتماعی که نشان از هلاکت و نابودی تمامی افراد دارد ، ایجاد می کند ، که در برخی موارد قابل جبران نخواهد بود . بنابراین بیداری و هوشیاری گام های نخست بندگی است و با این بیداری انسان از مسیر بندگی باز نمی ماند .
سبب دوازدهم : دعا در بین دیگران و آمین یکایک حاضران .
راز تأکید بسیار سخت به حضور در جمع صالحان در عبادت کنندگان و بهره مندی از نفس پاکان و خوبان در آمین گفتن آنان ، این است که گاه خداوند بنابر عزت و عظمت و یا معصومیت و مظلومیت اطرافیان دعای ما را مستجاب می کند ، چنانکه شیوة همیشگی معصومان چنین بوده است. امام صادق در سخنی ، چگونگی دعای پدر عزیز خود را در منزل این گونه توصیف می فرمود :
کان ابی اذا خزنه امر ، جمع النساء و الصبیان ثم دعا و آمنوا . پدرم هرگاه موضوعی تو را محزون و غمگین می کرد ، زنان و کودکان را جمع می کرد ، سپس دعا یم کرد آنان آمین می گفتند.
فلسفة این کار این است که در دعاهای جمعی چه بسا فردی در بین جماعت باشد که لیاقت بندگی حضرت حق را یافته یا از گروه مقربین باشد و آمین گفتن او سبب می شود خدای تبارک که همة خواسته هیا جمع را به مقام استجابت برساند به همین دلیل اولیاء و رهبران دینی بر این امر بسیار تأکید می کنند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موانع اجابت دعا
موانع بسیاری می تواند سر راه استجابت دعا شود و نگذارد خواسته های دعا کننده تحقق یابد و تمنیاتش برآورده شود . البته به هر نسبت که دعا کنندکان از تعالیم دینی آگاهی بیشتر داشته باشند و موانع استجابت را بهتر بشناسند و در موقع دعاکنندگان از تعالیم دینی آگاهی بیشتر داشته باشند و موانع استجابت را بهتر بشناسند و در موقع دعا آنها را برطرف سازد ، می توانند به گونه ای دعا کنند که خواسته ها و تمنیاتشان واجد صلاحیت استجابت شود . پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین علیه السلام که خود مربی مسلمین و معلم مدرسة انسان سازی بودند این نکات را کاملاً رعایت می نمودند . از این رو دعاهای آنان دربارة مردن دربارة خودشان مستجاب بود . حتی به موجب بعضی از روایات کسانی از ائمه طاهرین علیهم السلام در حکومت جباران گاهی در چند قدمی مرگ قرار گرفته اند و با دعا و توجه به حضرت باری تعالی خطر را گردانده اند و از مجلسی که بنا بود در آن کشته شوند به سلامت و در کمال عزت خارج شده اند . در واقع دعا و درخواست از خدا ، چونان نهال بندگی و دلدادگی است که در مزرعة امید و ایمان و اطمینان به لطف و رحمت الهی نهاده یم شود و از آغازین لحظه ها ، انتظار شکوفایی آن و اجابت دعاها در دل و دیده نمایان می گردد . با گذشت روزها و هفته ها ، این امید به یأس و نومیدی می انجامد و پرسشی درآینة ذهن ما نمایان می شود که :
به راستی راز تأخیر استجابت دعاهای ما چیست ؟
علت اینکه با رعایت شرایط دعا ، سخن ما به اسمان راه نیم یابد چیست ؟
آیا ما نزد خداوند محبوب نیستیم و پروردگار ما را دوست ندارد ؟ یا آن که ... ؟!
با اینکه خداوند در قرآن کریم وعدة استجابت دعا را داده و فرموده ادعونی استجب لکم ) چرا معمولاً دعاها مستجاب نمی شود ؟ برای مهمة کسانی که به امر الهی به دعا می پردازند این سؤال مطرح می گردد . علمای علم کلام می گویند : تخلفت در وعید ممکن است و چنین کاری عقلاً قبیح نیست ولی تخلف در وعده عقلاً قبیح است . به فرض آنکه هیچ دلیل عقلی نیز بر این مطلب نداشته باشیم ، خود قرآن کریم می فرماید : انَ اللهَ لا یخلُفُ المیعاد همین آیه کافی است که با منتظر اجابت همة دعاهای خود از سوی خداوند باشیم . با توجه به لزوم وفای به وعده و تأکید الهی بر این مطالب پس علت مستجاب نشدن دعاهای ما چسیت ؟
در دعای کمیل امیر المؤمنان (ع) با جملة (اللهمَ اغفرلی الذنونب التی تجسس الدعاء ) به این شرط مهم اشاره فرموده است :
1- گناهان و معاصی
گناهان کوچک و بزرگ ، نشان مخالفت با احکام الهی و رد کردن خواسته های خداوند است. از این رو برخی از روشن اندیشان هیچ گناهی را صغیره نمی شمرند ، بلکه بخاطر عظمت بی کران کسی که با او مخالفت می شود ، تمامی معاصی را کبیره و بزرگ قلمداد می کنند . با چنین نگرشی است که امام علی (ع) می فرماید : لا تستبطیء اجابةً دُعائکَ وَ قَدْ ؟؟؟؟؟ طریقة بالذنوب گمان کندی و کوتاهی در اجابت دعاهای خود نداشته باش زیرا ، تو خود راه اجابت آنها را با گناهانت مسدود کرده ای و وقتی سخنی از گناع در برابر آن حضرت به میان آمد ، امام گناه را درد و داروی آن را استغفار یعنی پشیمانی نسبت به گذشته تو تصمیم پاکی برای آینده و شفای آن را عدم بازگشت معرفی فرمود . بدون شک آن هنگام که سدی در مقابل سخن ما و دردی در روح و روان ما باشد ، هرگز سخن و درهواست از مانع عبور نمی کندو رایحة اجابت و استجابت به مشام جان نمی رسد . نفس ناپاک مردی که پیوسته با خدای خود ستیزد عناد می کند و تمام فضای سینه اش را غیر خدا اشغال کرده است ، به طوری که نمی تواند یک نفس پاک مکتبه پذیرفته و مسموع نیست بر ضاف آنکس که فضای سینه اش پر از عشق و محبت الهی است .
به دیگر سخن امیرالمؤمنان علی (ع) می فرمایند : انّ هذه القلوب ادعیه یعنی این دل ها ظرف هایی است که در نهاد انسانی قرار دارد نیز قرآن کریم می فرماید : ما جَعَلَ اللهُ لِرَجُلٍ مِن قلبینِ من جوفِهِ یعنی هیچ کس در نهاد او دودل نهاده نشده است بلکه هر کس یک قلب دارد . براین اساس ظرف دل انسان از هر چه پر شود تچیز دیگر را راه نمی دهد و آنکه فضای سینة او را دنیا و محبت غیرخدا اشغال کرده است راه برای وصول ندارد که یکی از همین موانع دنیا گناهان هستند . در این زمینه روایتی نیز به ما رسیده است که معاذبن جبل از پیامبر اکرم (ص) اشاره به باطن اعمال فرموده اند ، آن هم باطنی که حتی از دید و علم ملائکه ی حامل اعمال مخفی می ماند از جمله موانع قبولی اعمال به طور مطلق ، که قطعاً شامل دعا نیز می شود این ها را می توان نام برد : 1- غیبت برادران دینی 2- عملی که بنده به وسبیه ی آن در پی کسب منفعت دنیایی باشد 3 تکبر بر خلایق - خود بزرگ بینی و عجب 5- حسد نسبت به آنان که به علم و عمل اشتغال دارند 6- عدم شفقت و ترحم نسبت به دیگران 7- عملی که بنده به واسطه آن قصد معروف شدن در بین حرام را دارد
8- عمل را به خاطر خدا به جا نیاورده است 9- زبان او موجب اذیت دیگران است 10- گناهان خود را برعهده دیگران می گذارد 11- با بزرگداشت خود دیگران را تحقیر می نماید 12- با پاک جلوه دادن خود به آلودگی دیگران اشاره می نماید 13- به واسطه ی دنیا می خواهد ، آخرت را تأمین کند 14- به دیگران فحاشی نمی آید 15- در حضور دیگران به نجوا می پردازد 16- در او نسبت به مردم حالت گزندگی است موارد ذکر شده مجموعه ای از موانع دعا هم هستند زیرا دعا خود عملی است که عبادت بوده و موجب قرب الهی می گردد و اگر مورد قبول واقع شود به دنبال خود اجابت هم دارد ولی اگر مردود گردد و مضمون آن نیز مقبول نشده و قهراً به اجابت نخواهد رسید .
راز اینکه گناه در نگاه مؤمن (چونان صخره ای سخت و سنگین) و نافرمانی های انسان به طور آشکار و بی پرده باعث (سختی ها و تلخی های فراوان در زندگی ) اوست و علت آنکه بزرگ ترین گناهان نزد خداوند ، گناهی است که انسان آن را کوچک بشمارد آن است که هرگز تیرگی ها و تاریکی های گناهان ، روشنای معنویت و عبودیت را از ما دور نکند و راه رشد و تکامل با چینن

 

دستمایه هایی در برابر ما باز و هموار باشد ؛ در این هنگام است که دعاهای ما چونان دعاهای پاکان و صالحان به اوج اجابت و استجابت راه می یابد و ما هیچ مانعی مقابل خود احساس نمی کنیم . امام باقر (ع) فرمودند : (اِنَّ العبدً یسألُ اللهَ الحاجة فیکونُ مِن شانه تضادها ) گاه بنده از خداوند حاجتی را می خواهد و از شأن خداست که آن را در آینده ای نزدیک یا با تأخیر برآورده سازد ؛ اما بنده بعداً مرتکب گناهی می شود . پس ، خداوند تبارک و تعالی به فرشته می گوید ، حاجت او را برمیاور و او را از آن محروم گردان ، زیرا که او خود را در معرض خشم من نهاد و مستوجب محرومیت از سوی من شد .
2- نقض معرفت در توحید و کمبود ایمان دعا کنندگان .
این مانع به قدری مهم و قوی است که اگر دعایی با وجود تمام شرایط استجابت ، فاقد توحید کامل و ایمان تمام باشد فیض استجابت شامل آن دعا نمی شود و این مهم در خلال روایات با تعبیرات مختلفی خاطرنشان گردیده است . از جمله در قطعه ای از دعای شریف مکارم الاخلاق ( و لا تردُّ دعائی عَلََّ ردّاً فاِنّی لا اَجَعَلُ لکَ خیراً و لا اَدْعو مَعَکَ ؟؟؟؟) . بار الها دعای مرا به خودم برنگردان و از استجابت محرومم مفرما . زیرا این در مقام توحید برای تو مخالف و ؟؟؟؟؟ قرار داده امو نه با تو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ را خوانده ام .
3- اعتقاد نداشتن افراد به قدرت خداوند
انسانها به واقع چیزی را از او نمی خواهند ، چرا که دعای واقعی به آن است که درخواست از خدا باشد و معتقد باشیم که اعطای مطلوب تنها به دست اوست وگرنه نوعی تشریفات خواهد بود .
زیرا که صرف تکلم الفاظ است و در واقع خواستن از خدا نیست بلکه به اسباب مادی و قدرت خود متکی می باشند .
4- مردمی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند خداوند آنها را به دو بلا گرفتار می کند .

 

نخست دعای آنها را مستجاب نمی کند ، دوم بدترین و فاسدترین افرادرا بر آنان مسلط
می گرداند .
5- ناسازگاری دعا با حکمت خداوند و مصلحت بندگان
خواسته ای که در دعا مطرح می شود ، نباید با سنت های الهی که خداوند بر پایة حق و حکمت بنا نهاده است ، مخال باشد ، از جمله سنتهای خداوند ، قرار دادن اجل برای انسانهاست که در صورت حتمی بودن ، گریزی از آن نیست ، حال اگر کسی دعا کند که عمری بی پایان یابد اجابت چنین خواسته ای به معنای تعطیلی قانون قطعی الهی یا ورود استثنا در حریم آن است و این خود مانع اجابت دعاست .
محال است کسی چیزی از خدا بخواهد و مطابق حکمت هم باشد ولی ذات اقدس الهی آن را اجابت نکند . بنابراین شایسته است که دعا کننده به هنگام دعا این شرط را بر زبان بیاورد اگر این کار را نکرد لااقل مقصود قلبی اش این باشد که خدایا این حاجت را اگر خیر و مصلحت باشد عطا کن بنابراین اگر در واقع چنین باشد حتماً پروردگار متعال آن را اجابت می کند و اگر مصلحت در تأخیر باشد آن را به تأخیر می اندازد . بنابراین چون علم غیب بر بندگان پوشیده است چه بسا شخصی از روی غلبه قوای شهوانی بر عقلش چیزی را از خدا طلب کند یا خیالش باعث شود که کار فاسدی را اینک ببیند و آن را درخواست کرده و حتی اصرار و پافشاری نیز بکند ، در ناین صورت اگر خداوند منان پاسخ مثبت به او بدهد و خواهشش را برآورده سازد موجب هلاکت او خواهد شد .
اصل تشریع دعا ثواب بر آن از باب رحمت خدایی است که رحمتش بر غضبش پیش گرفته ، بنابراین نباید چنین دعایی را اجابت نماید چون غرض بنده از دعا این است که چیزی به او برسد و حالش اصلاح گردد ، نه اینکه روزگارش بدتر شود . بنابراین اگر چیزی را طلب می کند منظورش این نیست که هرچه هستند چه خوب و چه بد می خواهم بلکه مقصودش است است که اگر برای من نفع دارد می خواهم پس این شرط در خاطرة او استوار است گرچه به زبان نیاورد . باشد حتی اگر در ذهنش هم این شرط خطور نکرده باشد . در حقیقت چون حق تعالی حکیم و علیم است کارهای او البته منوط به حکمت و مصلحت ناست پس وعده ای که فرموده مشروط به حکمت است و این امور بر سه قسم است : بعضی آنست که بدون دعا مصلحت در عطای آن هست آنرا بدون دعا کرامت می فرماید و بعضی خواسته ها با دعا نیز مصلحت در دادن آن نیست آنرا مطلقاً منع می فرماید و بعضی دیگر که با دعا مصلحت در عطای آن هست و بی دعا مصلحت نیست چنین امری عطایش موقوف به دعاست و چون آدمی نیز میان این امور بعقل خود نتواند داد باید دعا کند و اگر حاصل نشود از دعا مأیوس نشود و بداند مصلحت او در آن چیز نبوده که حق تعالی دعایش را مستجاب نکرده با آنکه اصل دها کردن عبارتست البته بهترین عبادتها موجب قرب می شود . خداوند متعال در منتهای عنایت نسبت به بندگان شایستة خود می باشد و عنایت او اقتضا دارد که آن بنده را از آنچه واقعاض به زیان اوست مانع شود هرچند اعتقاد این بنده آن باشد که خیر واقعی اوست نه آنچه که خیر خود می داند و در آن هلاک است و این مساله در بین عاقلان معمول است خدای تعای از جهت عنایتی که به بندگان با ایمانش دارد چه بسا آنها را دچار به گناه صغیره می فرماید ، تا آنکه دچار عجب و خودپسندی که گناه بزرگتر از آن است نشوند . و هلاک نکردند و به طور کلی آنچه را که خداوند دربارة بندة مؤممن می کند همان خیر اوست وبالنسبه او و خصوصیات شئون او با رعایت تحکم حکمت تمامی خیر است که مخالف حکمت و عدل نیست و با مراعات آن ؟؟؟؟ به اقتضای شئون مؤمن ، خدای تعالی به عنایت خود ، به او عطا می کند هر چند نخواسته باشد . در اینجا لازم است به شریعت خداوند نیز اشاره ای بحکنیم که نیاز انسان نباید با برنامه هیا شریعت ناسازگار باشد ، چرا که خدای تعالی شریعت و مقررات دینی را نیز همچون مقررات مربوط به آفرینش جهان امری قطعی و بایسته دانسته است ، بنابراین دعایی که برخلاف شریعت باشد مانند اینکه از خدا بخواهیم حرامی را حلال و حلالی را حرام گرداند اجابت نخواهد شد و یا حتی با نظام عام عالم هماهنگی ندارد و اگر خدا بخواهد آن را مستجاب کند باید جمع بین دو نقیض کند . حضرت علی (ع) می فرمایند : « اِنَّ کَرَمَ اللهُ سبحانَهُ لا ینقُضُ حِکْمَتَهُ فَلِذلکَ لا یَقعُ الاجابَةُ فی کلِّ وَعدةٍ » کرم خدای سبحان با حکمت او تضاد پیدا نمی کند ، از این روست که هر دعایی مستجاب نمی شود ،

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   102 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله دعا و نیایش از دیدگاه قران و سنت

دانلود مقاله دعا و باور های مردم

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله دعا و باور های مردم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


دعا از گذشته تا کنون تأثیر بسیار زیادی بر فرهنگ و روش زندگی مردم گذاشته است وهمیشه از ارکان مهم زندگی مردم بوده است . هر چه به عقب بر می گردیم دعا ، دعا نویسی ، جادو و امثالهم در فرهنگ و آیین ها پررنگ تر دیده می شود .
دعا در زندگی روزمره ی مردم نقش داشته و دارد ، مواردی از قبیل بیماری ، کشاورزی ، عزا ، عروسی ، تولد نوزاد ، مراسم مختلفی که در هر منطقه وجود دارد ، ولی نکته قابل توجه این است که در گذشته جزو ارکان زندگی بوده است ولی امروزه استفاده از دعا کمرنگ تر شده است .
در گذشته (خصوصاً ) مردم برای انجام هر کاری و یا باز کردن گره ای یا حل گرفتاری به دعا متوسل می شدند و دعا نویسان نزد مردم از احترام خاصی برخورداربودند ، با اینکه همانطور که ذکرشد این اعتقادات امروزه کمتر مورد توجه قرار می گیرد ولی دعا و دعانویسی در مقایسه با دیگر فرهنگ های گذشته پا برجاتر است وهنوز هم جایگاه خاصی بین مردم دارد ، به خصوص در کشورهای جهان سوم.
در جوامع ابتدایی دعا بیشتر به صورت جادو و جادوگری رواج داشته است ، و جادوگران جوامع را زیر سیطره و نفوذ داشتند و مردم در بیشتر موارد به آنها مراجعه می کردند و دستورات آنها را اجرا می کردند و حتی در دل ترسی از این افراد داشته اند . همچنین در رابطه با دعا نیز مردم از استفاده ی نادرست از دعاها می ترسیدند و از اینکه دچار دعا یا دعا زده شوند و یا برای آنها از طرف دشمنان دعا نوشته شود می ترسیدند و این اعتقاد وجود داشته و دارد که به وسیله ی دعا زندگی آنها دگرگون شود .

 


روش تحقیق :

 

دراین پایان نامه از تحقیقات کتابخانه ای و میدانی همراه هم کمک گرفته شده است ، در زمینه ی تحقیقات کتابخانه ای از نوشته های نویسندگان بزرگ و صاحبنظران در زمینه ی دعا کمک گرفته شده است وهمچنین از کتابهای دعا و دعا نویسی و همچنین از کتابهای آسمانی استفاده شده است .
در زمینه ی تحقیقات میدانی با مراجعه به دعانویسان و همچنین افرادی که به این افراد مراجعه می کنند و آنها را باور دارند و تحقیق در مورد اعتقادات مردم در بهتر انجام دادن پایان نامه تلاش کردن .

 

مشکلات تحقیق :

 

با وجود اینکه دعا در زندگی روزمره مردم ایران نقش ارزنده ای دارد ولی متأسفانه منابع واطلاعات بسیار کمی در این مورد در ایران وجود دارد و اطلاعات به راحتی و سهولت در رست رس قرار نمی گیرد و همچنین دعا نویسان و کسانی نیز که در این باره اطلاعات زیادی دارند به راحتی اطلاعات خود را در اختیار کسی قرار نمی دهند ، و انجام این تحقیق با مشکلات بسیاری همراه بود . و همچنین منابع خارجی نیز به سختی به دست می آید .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


جادوگری و پیدایش آن :

 

همانطور که ذکر شده جادو و جادوگری در زندگی بدویان نقش مهمی داشته است . جادو برای رسیدن به اهداف بسیار گوناگونی مورد استعمال قرار می گرفته است ، مثل مسلط کردن اراده ی انسانی بر پدیده های طبیعی و حفظ فرد از گزند دشمنان و خطرات احتمالی و بالا بردن قدرت تخریب او در مبارزه با دشمنان واز این قبیل .
جادو را بر اساس نظر ای . بی تایلور می توان به صورت زیر خلاصه کرد: « جادو یعنی یک ارتباط خیالی را اشتباهاً به جای یک ارتباط واقعی گرفتن »
منبع این اعتقادات از گذشته در میان مردم بوده است ؛ همان گونه که لوکرتیوس حکیم رومی گفته است : ترس ، نخستین مادر خدایان است و از میان اقسام ترس ، خوف از مرگ مقام مهمتری دارد .
زندگی انسانهای اولیه مشکلات زیادی داشته است و کمتر اتفاق می افتاده است که انسانها به مرگ طبیعی بمیرند و بیشتر قبل از آنکه به پیری برسند از دنیا می رفتند . به همین جهت بود که انسان اولیه نمی توانست باور کند که مرگ یک اتفاق طبیعی است و همیشه برای آن علتی غیر طبیعی تصور می کرد . در اساطیر ساکنان جزیره ی بریتانیای جدید چنین آمده است که مرگ نتیجه اشتباهی از خدایان است . بسیاری از قبایل چنین می پندارند که مرگ نتیجه جمع شدن و کوچک شدن پوست است و اگر انسان می توانست پوست خود را عوض کند ، جاودانه زندگی می کرد . ترس از مرگ و تعجب از حوادثی که بر حسب تصادف ایجاد می شود یا انسان نمی تواند علت آنها را درک کند و امیدواری به کمک خدایان و شکرگزاری در مقابل خوشبختی هایی که برای انسان حاصل می شده ، همه عواملی بوده است که اعتقادات دینی را سبب شده است . آنچه بیشتر مایه ی تعجب انسان می شد و در نظر وی اسرار آمیز بوده است مسایل مربوط به خواب دیدن و تأثیر موجودات سماوی برروی زمین و انسان بوده است . انسان اولیه از اینکه در خواب اشباحی به نظرش می رسیدند و مخصوصاً وقتی اشباح کسانی بوده اند که قبلا ً از دنیا رفته اند ، دچار ترس و وحشت می شده و به فکر فرو می رفته است. او مردگان خود را با دست خود در خاک می گذاشت ویا مراسم تدفین مخصوص به خود را برای او انجام می دادند تا از بازگشت آنان در امان بمانند و زندگان از شر آنها در امان بمانند .
حتی در برخی از مناطق ، انسان های اولیه در دیوار خانه سوراخی ایجاد می کردند و مرده را از آنجا بیرون می بردند و سه دور با سرعت دور خانه می گرداند و از آنجا دور می کرد و به خاک می سپردند تا روح راه بازگشت به خانه را گم کند و دیگر هرگز نتواند به آنجا سر بزند .
نظایر چنین حوادثی که انسانهای اولیه با آنها برمی خورد اورا به این فکر می اندازد که هرموجود زنده باید روح یا نیروی اسرار آمیز دیگری داشته باشد که می تواند در هنگام بیماری یا خواب یا مرگ از بدن خارج شود .
در کتاب اوپانیشادها آمده است که هرگز شخص خوابیده را به سختی از خواب بیدار نکنید چه ممکن است روح در راه بازگشت به بدن راه را گم کند که چاره آن بسیار دشوار است .
به نظر انسان اولیه و در نظر شاعران سراسر روزگار ، کوه ها ، رودخانه ها ، سنگها ، درختان ، ستارگان ، ماه و آسمان همه عناصر مقدسی هستند و مظهر خارجی نفوس باطنی و غیر مرئی.
در نزد یونانیان قدیم آسمان ، خدایی به نام اورانوس بوده است،
ماه خدایی به نام سلنه و به همین ترتیب .
چون برای هر چیز روحی تصور شود به عبارت دیگر خدایی در آن نهفته باشد ؛ عدد اشیای پرستیدنی نامحدود می شود . این خدایان بی شماررا می توان در شش دسته قرار داد : آسمانی ، زمینی ، جنسی ، حیوانی ، انسانی و الهی . طبیعی است که نمی توان گفت اولی موجودی که مورد پرستش قرار گرفت چه بوده و شاید ماه در زمره ی آنها ئی باشد که مقام اولویت را داشته اند . ماه خدای محبوب زنان به شمار می رفته است و آن را به عنوان خدای حامی خود می پرستیده اند . قرص رنگ پریده آن مقیاس اندازه گیری زمان بوده است و چنین تصور می کرده اند که ماه بر اوضاع جوی حکومت دارد و باران و برف را همین قرص از آسمان فرو می فرستد . وخورشید نیز زمانی جانشین ماه گردید و شاید آن هنگامی بوده است که کشاورزی جانشین شکار شد و مردم فهمیدند که حرارت خورشید سبب حاصل خیزی زمین می شود . در این هنگام زمین به عنوان الهه ای مورد توجه قرار گرفت که اشعه سوزان خورشید آن را آبستن می کند و از همین وقت مردم خورشید را چون پدر هر چه زنده است مورد پرستش قرار دادند . از اینجا بود که آفتاب پرستی در دیانتهای بت پرستانه قدیم وارد گردید و بیشتر خدایانی که از آن پس روی کار آمدند ؛ حالت تجسمی و تشخصی از خورشید به شمار می رفتند . هاله هایی که نقاشان قرون وسطی بر گرد سر و صورت قدیسان رسم می کردند اثری از همین خورشید پرستی قدیمی بوده است .
شاید در دوره کشاورزی که نقش زن در جوامع بشری شکل آشکارتری گرفت ودر اجتماعات ابتدایی بیشتر مورد توجه قرار گرفت زن به تدریج به بصورت یک عامل مذهبی در آمد و امروزه جادوگری را حرفه ای زنانه می پندارند و نیز شاید در اثر همین تفکر که زنان در برابر وسوسه های شیطانی سست تر از مردانند همچنانکه در داستان حوا هم اوست که آسانتر گول مار را می خورد در جوامع غربی زنان را جادوگر می پندارند . در آفریقا نیز بر این باورند که مردمانی خاص و به ویژه زنان دارای قدرتی هستند که می توانند خود را به هیأتی در آورند و تن و روح دشمنان یا خویشان را اسیر خود سازند .
آسمان خود خدای بزرگی بود که با کمال تضرع به عبادت آن می پرداختند زیرا آن را سبب نزول یا بند آمدن باران میدانستند . در نزد بسیاری از قبایل اولیه برای نامیدن آسمان و الوهیت کلمه واحدی به کارمی رفته است . لفظ خدای بزرگ را تنگری می نامیدند که به معنی آسمان هم بود . در چین نیز کلمه تی همین مفهوم را داشت . در هندوستان ودایی خدا را به نام پدر آسمان می نامیدند . نزد یونانیان نان خدا را زئوس به معنی آسمان و گرد آورنده ی ابرها بوده است و در میان ایرانیان کلمه ی اهورا معنی آسمان آبی داشته است .
هسته ی مرکزی علم اساطیر نیز اتحاد و ازدواج بارور زمین و آسمان بوده است . زمین نیز یکی از خدایان بوده است و به هر یک از اوضاع اساسی آن خدایی حکومت می کرده است . برای درختان هم درست مانند انسان ، روحی قایل بوده و انداختن آن را با کشتن یکی می دانسته اند . در روئیده ها برای گیاه – انگل خاصی که به درخت بلوط می پیچد احترام خاصی می گذاشتند . هنوز هم در انگلستان برای چیدن این گیاه تشریفات خاصی به کار می رود قدیمی ترین عقیده در قاره آسیا عبارت بوده است از پرستش درخت و رودخانه و کوه . بسیاری از کوه ها مقدس بوده اند و جایگاه خدایانی به شمار می رفته اند که صاعقه ها را ایجاد می کرده اند .ز مین لرزه وقتی حاصل می شده که خدایی خسته یا خشمناک شانه خود را با لا می انداخته است . همان گونه که روح عمیق شاعرانه ی انسان اولیه ، سری الهی را در نمو گیاه می دید باردار شدن زن و ولادت را نیز تأثیر موجودی برتر از طبیعت می شناخت . تقریباً تمام ملت های قدیمی هر یک به شکلی آلات تناسلی را می پرستیده اند نه از آن جهت که به جنبه ی قبیح آن نظر داشته اند بلکه بدان سبب که از این را عنایت خود را به حاصل خیزی زمین و زن آشکار می ساخته اند .
احتمالاً رواج توتم پرستی نیز از روی ترس بوده است . انسان به خاطر نیرومندی حیوانات آنان را می پرستیده و به خیال وسایل خوشنودی آنان را فراهم می ساخته است . و زمانی که کشاورزی ایجاد شد کم کم حیوان پرستی جای خود را به خدایان انسانی داد ولی خدایان انسانی نیز نمادی از حیوانات را داشتند .
در آثار هومر که بسیار پیشرفته و مترقی است . یکی از خدایان چشم جغد دارد و خدای دیگر چشم گاو . خدایان مصری و بابلی که صورت انسان و تنه ی حیوان دارند همین مرحله ی انتقال از عالم حیوانی به انسانی را تشکیل می دهد . اما بسیاری از خدایان مردگانی بوده اند که پس از مرگ بر اثر نیروی تخیل زندگان حالت پهلوانی پیدا کرده اند . خواب دیدن مردگان از عواملی بوده است که باعث پرستیده شدن آنها شده است.مردانی که در زمان حیات خود نیرومند بوده اند وباعث ترس و وحشت دیگران پس از مرگ نیز مورد پرستش واقع می شدند . حتی در بسیاری از زبانهای اولیه خدا به معنی مرد مرده است .
همچنین روح پرستی کم کم ایجاد شده تا به صورت نیا پرستی شد . همه مردم از مردگان میترسیدند و سعی می کردند تا آنها را خوشنود و راضی نگه دارند تا مورد لعنت یا انتقام آنها قرار نگیرند . پرستشی که مردم نسبت به گذشتگان خود می کردند واز ترس آغاز شده بود بعدها جای خود را به حس احترام و تقدیس مردگان داد . در آخر کار به صورت ورع و تقوای مذهبی در آمد.
هنگامی که انسان اولیه عالمی از ارواح برای خود ساخت بدون آنکه ماهیتی واقعی و تمایلات آنها را بداند درصدد برآمد که خوشنودی آنها را جلب کند و از آنها در امور خود استمداد جوید به این ترتیب که بر جانگرایی برای اشیاء که ریشه ی دیانت اولیه است عامل دیگر سحر و جادو افزوده شده است واین سحر به منزله ی روح شعایر دینی به شمار می رود . روشهایی که در ابتدا برای جلب کمک ارواح و پس از آن خدایان به کار می رفته روش تقلیدی بوده است به این معنی که هر کاری را که انسان می خواسته خدایان انجام دهند نظیر آن را می کرده وظاهراً می خواسته است خدایان را به تقلید از خود وادار سازد . برای مثال اگر می خواستند باران ببارد جادوگر آب را بر زمین می پاشید و برای آنکه تقلید شده باشد آب را از روی درختی به زمین می ریخت . در سوماترا زن نازا مجسمه ی طفلی درست می کند و در بغل می گیرد به این امید که هر چه زودتر جنینی در شکم او ظاهر شود .
روش تلقین بسیار به کار می رفته است . درنزد بعضی از ملت ها رسم چنان است که از میان خود برای فصل بهار شاه و ملکه ای انتخاب می کنند و آن دو را در یک مجلس علنی به یکدیگر تزویج می کنند به این امید که مزارع عبرت گیرند و شکوفه کنند و بارور شوند . غالباً در هنگام بذرافشانی جشنهای خاص گرفته می شد و زن و مرد بدون مراعات هیچ قاعده ای با هم می آمیختند از برپاداشتن این جشن ها سه چیز منظور بوده است . یکی یادی از گذشته خود می کردند هنگامی را به خاطر می آوردندکه همه از آزادی روابط جنسی برخورداربودند. دیگر اینکه فرصتی به دست می آوردند تا زنهایی را که شوهرانشان عقیم بودند بارور کنند . سوم آنکه در ابتدای بهار به زمین بفهمانند که از محافظه کاری زمستانی بیرون آید . چنین جشن هایی در قبیله کامرون کنگو در میان کافرها و قبایل هرتنتوت و بانتودیده می شود .
دربعضی نواحی ازجمله نزد مردم پاونی وهندیشمردگان گوایاکیل مردی را می کشتند و خونش را هنگام بذر افشانی بر زمین می پاشیدند تا محصول بهتری بدست آورند . بعدها این قربانی به صورت قربانی حیوانی در آمد . هنگامی که موقع درو می شد آن را تعبیری از تجدید حیات مرد قربانی شده به شمار می آوردند و به همین جهت پیش از کشته شدن و پس از آن برای مرد قربانی شده جنبه ی خدایی قایل شده و او را تقدیس می کردند.
شاعری نیز در زیبا ساختن سحر و جادو تأثیر داشته و آنرا به نوعی علم الهی تبدیل کرده است .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  118  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله دعا و باور های مردم