زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله مطالعات وضع موجود روستای میموندره

اختصاصی از زد فایل دانلودمقاله مطالعات وضع موجود روستای میموندره دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

پیشگفتار
حمد و ستایش پروردگار ی است که آسمان و زمین را بیافرید و آن را تا روزی معین بر میزان و حرکتی استوار قرار داد. اوست که ما را بیاموخت و دریچه ای از بیکران علم را بر ما گشود و دیدگان کوچکمان را با عالم پر عظمت آثار خویش آشنا ساخت .آدمی را هدف والای انسان بودن عطا فرمود ودر این راستا پیامبران گرام خویش را با کتابهای آسمانی راهنمایش قرار داد.الطاف بی پایانس بر گسترده زمین در چشم نیک اندیشان و صالح بندگانش آشکارو شکوه و عظمت آثار ش حقیقت بین هویدا ست. عظیم تدبیر کننده ای که در نهایت کمال نظام خلقت جهان هستی ایجاد نمود و بندگانش را در امر آفرینش خویش به تفکر فراخواند ،عالمان و هنر مندان را به تحیرواداشته و در اشتیاق رسیدن به معبود خویش به عرفان و شب زنده داری کشانده ودگنهکاران را مسیر توبه آموخته و آنان را به بخشایش و کرم بی پایانش وعده کرده و ظالمان و نابخردان و گمراهان و توبه شکنان را در انتظار عذابی سخت با وسوسه های شیطان تنها گذاشت. با احترام

 

 

 


"مطالعات وضع موجود روستای میموندره"
الف: مطالعات طبیعی و جغرافیایی :
وضعیت طبیعی روستا:
روستا میموندره در دشت ودر دامنه کوه قرار گرفته است.
خاک روستا:
خاکهای محدوده روستا ی میموندره از نظر حاصلخیزی ،درجه نفوذپذیری آب در خاک عمق جزء خاکهای درجه دو سه طبقه بندی شده است. می توان گفت غالب اراضی از نظر کشاورزی دارای استعداد متوسطی بوده ودر صورت وجود آب می تواند موقعیت مناسبی را از نظر کشاورزی برای روست ایجاد نماید.
پوشش گیاهی روستا :
در اطراف روستای میموندره هیچگونه جنگل و.جود ندارد بیشتر زمینهای منطقه راباغات تشکیل داده اند.

 

 

 

کشاورزی :

 


همانطور که اشاره شد محور فعالیت اصلی روستای میموندره بر بخش کشاورزی استوار است.محصولات باغی عمده روستا نیز شامل باغات انگور است که مهمترین محصولات باغی روستا را تشکیل می دهد .سایر محصولات باغی روستا گردو - بادام – میوهای درختی می باشد که برای مصرف خانوار ها قابل استفاده بوده ودر آمد اقتصادی چندانی برای روستا ندارد عمده محصولات کشاورزی روستا آبی است و شیوه آبیاری غرق آب می باشد

 

نقش عوامل طبیعی روستا بر بافت ساختمانها:
در روستای میموندره به دلیل اینکه این روستا در منطقه سردسیر واقع شده است و خانه ها متراکم هستند این خانه ها اکثرا" با دیوارهای ضخیم و با خشت وگل ساخته می شوند.
شناخت محیط تاریخی:
تغییر و تحولاتی که در تقسیمات کشوری سال 1376در سطح استان زنجان صورت گرفت هم قلمرو کل استان را محدود تر نمود و هم تقسیمات داخل آن دچار تغییرات اساسی شد براساس این تغییرات تعدادشهرستان ها نیز به 12مورد افزایش پیدا کرد .
در نتیجه به همگام سازی مشخصه های مختلف جمعیتی و مسکن و شاخص های اصلی این بخش برای شهرهای جدید استان بعنوان یک ضرورت احساس می گردد.در این راستا مجموعه حاضر سعی دارد با استناد نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 شاخص های عمده و اساسی هر شهر را به همراه تحلیلی کوتاه و مفید ارائه نماید.

 

موقعیت ،حدود،وسعت و تعدادشهرهای استان:
استان بر اساس آخرین تقسیمات اداری و سیاسی در سال 1376 دوازده شهر به نامهای ابهـــــــر،آببر،خرمدره،دندی،زرین آباد،سلطانیه ،صائین قلعه،قیدار،گرماب،ماهنشان،هیــــدج بوده است.

 

استان زنجان:
بر اساس آخرین تقسیمات اداری و سیاسی ،کل کشور استان زنجان در سال 79 دارای 7 شهرستان ،15بخش،16،شهر ،46،دهستان،1206 آبادی،بوده است که از این تعداد آبادی 81 درصد دارای سکنه و بقیه خالی بودند.

 


شهرستان ابهر:
ابهر یکی از شهرستانهای زنجان محسوب می شود که فاصله ابهر تا زنجان (90 کیلومتر )میباشد لازم به ذکر است فاصله ابهر تا قزوین نیز (90 کیلومتر)است این شهرستان با وجود شرکتهای صنعتی یکی از قطبهای صنعتی استان و کشور است (صنایع ریلی ایریکو-ایران خودرو-سیم کابل –پارس نخ – ساینا- و غیره) این شهرستان همسایگانی چون(خرمدره –صائین قلعه –هیدج-خدابنده- قیدار نبی)در اطراف خود دارد.

 

 

 


روستای میموندره:
بر اساس پرسش به عمل آمده از اهالی و مسئولین روستا از بدو اقامت در روستا نام آن میموندره بوده وکه به معنی (مبارک) می باشد. لازم به ذکر است قدمت روستا به بیش از 300 سال پیش باز می گردد.

 


راههای دسترسی به روستا(حوزه نفوذ):
راههای دسترسی به این روستا از طریق جاده ابهر – قیدار می باشد و انتهای روستا همانطور که گفته شد انتهای روستا به جای ختم نمی شود و هیچ روستای جهت خرید وسایل یا تحصیل به این روستا نفوذ نمی کنند و لازم به ذکر است محصلان این روستا جهت ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان به ابهر می آیند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بررسی جمعیت و عوامل اجتماعی :

 

آمار کل جمعیت روستای میموندره:
آمار کلی مردم روستای میموندره در سال 1387به تعداد(1032نفر)رسیده است که نسبت به روستاهای اطراف رشد چشم گیری داشته است. روستای میموندره به علت داشتن موقعیت های خوب از قبیل زمینهای غنی از لحاظ کشاورزی وحاصلخیزی ،دامداری ،آب فراوان نزدیک بودن به شهر ابهر و غیره آمارش روز به روز افزایش د اشته و میزان مهاجرت از این روستا بسیار کم بوده .

 

سال رشد جمعیت درصد نرخ رشد
1365 - -
1375 1231نفر
1385 1028نفر
1387 1032نفر
جمعیت روستای میموندره در سرشماری سال65معادل------نفر بوده است،این رقم در سال 1375به1231نفر رسیده است ودر سال 1385به 1028نفر که کمتر شده است رسیده است.
آمار رسمی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آمار تعداد زن و مرد :
تعداد زن و مرد در روستای میموندره در سال 1387 به شرح ذیل می باشد.(این آمار از سازمان بنیاد مسکن جمع آوری شده است)

 

زن 491 نفر 1387
مرد 541نفر 1387

 

 

 

 

 

میزان مرگ و میر و زادو ولد در روستا:
میزان مرگ ومیر و زاد وولد به طور متوسط در سال در روستای میموندره به شرح ذیل می باشد.(این آمار تقریبی می باشد و از طریق مطالعات میدانی کسب شده است.)
مرگ و میر در سال 10نفر
زادو ولد 12 نفر
آمار طلاق:
به طور کلی در روستاهای کشورمان به علت داشت فرهنگ و آداب ورسوم قدیمی و این اعتقاد که دختر با لباس سپید به خانه بخت رفته وبا لباس سفید بیرون می آید (از زبان روستائیان) طلاق در روستا به خصوص در این روستا بسیار کم یا شاید بتوان گفت اصلا" وجود ندارد.
آمار مهاجرت:
روستای میموندره به علت داشتن موقعیت های خوب از قبیل زمینهای غنی از لحاظ کشاورزی وحاصلخیزی ،دامداری ،آب فراوان نزدیک بودن به شهر ابهر و غیره آمارش روز به روز افزایش د اشته و میزان مهاجرت از این روستا بسیار کم بوده حتی اگر جوانان روستا برای کار به خارج از روستا بروند (کارهای صنعتی) برای زندگی به روستا برمی گردند.حتی اشخاصی که از روستا مهاجرت کرده ورفته اند در روستا خانه ای دارند و در مواقعی از سال به روستا برگشته و در آنجا زندگی می کنند.

 

برق:
در قدیم در روستا چون برق نبود از گرسوز و وسایل دیگر برای روشنایی استفاده می کردند.و با گذشت زمان و امکانات دهی به روستا ها ،برق در سال 62به روستا ی میموندره انتقال داده شده است و در همان سال با کمک مسئولین م مردم روستا قابل بهره برداری شده است . و امروز کل روستا دارای سیستم برق می باشند (انتقال برق به روستا توسط کابل کشی از ابهر به میموندره می باشد)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آب روستا:
بیشتر منازل روستای میموندره دارای سیستم لوله کشی آب مصرفی می باشند و انشعاب اصلی آب منازل داخل روستا می باشد.
تلفن:
قبل از اینکه تلفن به منازل انتقال داده شود افراد برای ارتباط با یکدیگر از تلفن مرکزی استفاده می کردند.ودر سال 1378به کمک مسئولین امر تلفن در روستا مورد بهرهبرداری گردید.و لازم به ذکر است روستای میموندره دارای مخابرات می باشد.
گاز:
گاز به این روستا انتقال داده شده است ولی کل روستا هنوز از آن استفاده نمی کنند.
حمام و نحوه تامین سوخت روستا:
روستا ی میموندره دارای1 حمام عمومی (12 چشمه) می باشد که به صورت جداگانه (زنانه-مردانه)می باشد.سوخت این حمام توسط دهیاری و شورا تامین می شود که نوع مصرف سوخت ان نفت مازوت کوره ای می باشد که در مخزنی به اندازه 25 هزار لیتر که روی آن آهنی و بدنه آن بتنی می باشد نگهداری می شود.نفت مصرفی مردم در روستا در تعاونی نگهداری می شود.

 


مکان فرهنگی – مذهبی:
روستای میموندره همانند روستاها و شهرهای دیگر مساجدی در خود دارد که شامل 3 مسجد می باشد(مسجد حضرت ابولفضل(ع) –مسجد جامع-مسجد صاحب الزمان(عج) لازم به ذکر است مسجد جامع و صاحب الزمان از تیرو آهن و آجر ساخته شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   16 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله مطالعات وضع موجود روستای میموندره

تحقیق در مورد EFQM

اختصاصی از زد فایل تحقیق در مورد EFQM دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد EFQM


تحقیق در مورد EFQM

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه43

 

 

 

 

رهبری

 

کارکنان

 

فرآیندها

 

نتایج کارکنان

 

نتایج کلیدی عملکرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خط مشی و استراتژی

 

 

نتایج مشتریان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و شرکاء

 

 

نتایج جامعه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




 

 

رهبری

تعریف : رهبران سرآمد چشم انداز و مأموریت سازمان را تدوین و زمینه دست یابی به آنهارا تسهیل می کنند . آنها ارزش ها و سیستم هایی را که برای موفقیت پایدار سازمان مورد نیازند ایجاد کرده و آنها را با اعمال و رفتارهای مناسب خود اجرا می کنند . در دوره های و رفتارهای مناسب خود اجرا می کنند . در دوره های تغییر و تحول سازمان ، آنها ثبات در مقاصد را حفظ می کنند . هر جا که لازم باشد ، این رهبران قادر به تغییر جهت گیری سازمان و ترغیب کارکنان به پیروی از آن هستند .

زیر معیارهای معیار رهبری موارد زیر هستند که در این قسمت به معرفی آنها می پردازیم :
1a- رهبران مأموریت ، چشم انداز ، ارزش ها و اخلاقیات سازمان راتدوین و خودشان به عنوان الگوی فرهنگ سرآمدی ، عمل میکنند .
1b- از ایجاد ، توسعه و به کارگیری سیستم های مدیریت و بهبود مستمر آنها شخصا اطمینان حاصل می نمایند .
1c- رهبران با مشتریان و شرکا و نمایندگان جامعه در تعامل هستند .
1d- رهبران فرهنگ سرآمدی را در بین کارکنان سازمان تقویت می کنند .
1e- رهبران ، تحول سازمانی را درک کرده و از آن حمایت می کنند .

 

 

رهبری تعریف : رهبران سرآمد چشم انداز و مأموریت سازمان را تدوین و زمینه دست یابی به آنهارا تسهیل می کنند . آنها ارزش ها و سیستم هایی را که برای موفقیت پایدار سازمان مورد نیازند ایجاد کرده و آنها را با اعمال و رفتارهای مناسب خود اجرا می کنند . در دوره های و رفتارهای مناسب خود اجرا می کنند . در دوره های تغییر و تحول سازمان ، آنها ثبات در مقاصد را حفظ می کنند . هر جا که لازم باشد ، این رهبران قادر به تغییر جهت گیری سازمان و ترغیب کارکنان به پیروی از آن هستند .

زیر معیارهای معیار رهبری موارد زیر هستند که در این قسمت به معرفی آنها

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد EFQM

دانلودمقاله روانشناسی و ورزش

اختصاصی از زد فایل دانلودمقاله روانشناسی و ورزش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 



 

مقدمه :
امروز شاهد رشد و تحول در جهان ورزش هستیم از جمله جا به جا شدن رکوردها در رشته های مختلف این امر است و با گسترش حرفه ای گری در ورزش برنامه ریزان و دست اندرکاران دنیای ورزش به دنبال آن هست های علمی و عملی بهره گیرند. سالهای زیادی است که ورزش از حالت سنتی خود خارج شده است و اگر مللی در آن عقب بماند در جهان ورزش حرفی برای گفتن نخواهد داشت بدیهی است که تمامی اعمال بشری از دو جنبه فیزیکی بررسی می باشد و با عنایت به نقشی که جنبه های روانی در اعمال و رفتار بشر دارند توجه به رشته روانشناسی خاصی برخوردار است.
روانشناسی ورزش جدیدترین اطلاعات روانشناسی مطرح روز ورزش را در اختیار علاقمندان قرار می دهد.
تئوریها و پژوهشهای جدید اساساً در حوزه های شخصیت نگرشهای نسبت به ورزش پرخاشگری در ورزش اضطراب و استرس نفوذهای اجتماعی انگیزش و کسب مهارت می باشد همچنین نمونه های متنوعی از رشته های ورزش از جمله فوتبال وزنه برداری و .... را شامل می شود.
به دلیل وجود شیوه های مختلف در جهت به کارگیری روانشناسی در حوزه ورزش و وجود فعالیتهای متنوع در فرهنگهای مختلف تحت عنوان فعالیت های ورزش لازم است تا تعریف کاملاً گسترده ای از روانشناسی ورزش را از انجمن روانشناسی ورزش اروپا (FEPSAC) با کمی اختصار ارائه دهیم. روانشناسی ورزش به بررسی فرایندهای بنیادین روانشناسی و تاثیرات آن بر ورزش می پردازد.
تعریف ورزش :
شامل کلیه فعالیتهای جسمانی است که به منظور رقابت، تفریح، تربیت و سلامتی انجام می پذیرد.
روانشناسی ورزشی :
ضرورت روانشناسی ورزشی :
آیا می دانید علت اینکه وزنه برداری در رده تیم ملی اعزامی به المپیک وقتی روی صحنه می رود فراموش می کند به دستان خود گچ بزند چیست؟
آیا می دانید علت اینکه تکواندو کاری در رده تیم ملی اعزامی به المپیک وقتی روی تشک مسابقه می رود فراموش می کند کلاه مخصوص خود را بر سر گذارد چیست؟
آیا می دانید علت اینکه دوچرخه سواری در رده تیم ملی اعزامی به مسابقات آسیایی وقتی در ابتدا خط استارت قرار می گیرد چنان پاهایش می لرزد که نمی تواند روی پنجه رکاب دوچرخه نیرو وارد کند و از مسابقه باز می ماند چیست؟
مسلماً پاسخ شما شامل توضیح مسائل فنی این رشته های ورزشی نیست و بر روی کلمه اضطراب متفق القول هستید.
اضطراب یکی از مهمترین مسئله هایی است که انسان با آن دست به گریبان است. به خصوص زمانی که پای رقابت در میان باشد. در اکثر کتابها و مقالات بیشتر به مسائل تخصصی رشته های ورزشی توجه شده است.
اما آیا می دانید طبق تحقیقات به عمل آمده بسیاری از عدم موفقیت های ورزشی ریشه در علل روانی دارد.
از آن رو تصمیم گرفتیم تا با طرح سلسله مقالات روانشناسی و آموزشی اضطراب، نقش کوچکی در موقعیت های آتی ورزشکاران شطرنج باز ایران عزیزمان داشته باشیم.
روان شناسی ورزش چیست؟
روانشناسی در ورزش، محدده ای از موضوعات شامل «انگیزه پایداری و موفقیت، ملاحظات روانش شناختی در صدمات ورزشی و توان بخشی، روش های مشاوره با ورزشکاران، ارزیابی استعدادها، پیگیری تمرینات، خودباوری برای موفقیت، مهارت ورزشی، ورزش جوانان و روش های بالا بردت کارایی و خودتنظیمی» را دربر می گیرد.
هر چند غالباً برداشت عمومی چنین است که روانشناسی ورزش تنها مربوط به ورزشکاران حرفه ای است اما این حوزه تخصصی دربر گیرنده محدوده وسیعی از موضوعات علمی، کلینیکی و کاربردی مربوط به ورزش و تمرینات است. دو زمینه اصلی در روان شناسی ورزش وجود دارد : یکی کاربرد روانشناسی در بالا بردن انگیزه و کارآیی و دیگری تاثیر ورزش در بهبود سلامت روانی و عمومی.
آمادگی روانی چیست؟
همه ما با مراجعه به حافظه خود می توانیم لحظاتی را در مسابقات ورزشی به خاطر آوریم که تیم با ورزشکاری با وجود آمادگی کامل جسمانی وقتی، به دلیل شرایط نامناسب روانی از ارائه بهترین عملرکد خود ناتوان مانده است.
ضعف آمادگی روانی در ورزشکاری که آمادگی جسمانی مطلوب دارد، به مثابه اتومبیل آماده و پرسرعتی است که راننده ای ناشی و ناآماده در آن نشسته باشد.
هرقدر هم که جسم آماده و ورزیده باشد، اگر ذهنی که آن را هدایت می کند فاقد ورزیدگی و آمادگی باشد جسم به درستی هدایت نخواهد شد.
احتمالاً در 30 سال پیش، واژه آمادگی جسمانی برای مربیان و ورزشکاران قدری نامفهوم بوده است، اما امروزه در پاسخ به مفهوم آمادگی جسمانی، بی درنگ عوامل متشکله آمادگی جسمانی مانند : قدرت، استقامت و ... به ذهن خطور می کند. همانطور که آمادگی جسمانی مستلزم صرف زمان کافی برای تمرین و تقویت عوامل آن است، آمادگی روانی نیز از عواملی همچون مهارت در توجه، مهارت در کنترل اضطراب و استرس، حفظ انگیزش، حفظ و افزایش اعتماد به نفس و ... تشکیل می شود. رسیدن به آمادگی روانی نیز به مرور و با صرف زمان و امکان پذیر می شود و مستلزم این است که مدیران و مربیان آگاه چنین فرصتی را برای ورزشکاران فراهم آورند.
ضرورت آمادگی روانی :
بستکتبالیستی که در تمرین همه پرتاب های پنالتی را تبدیل به گل می کند، چه می شود که در مسابقه از به ثمر رساندن یک پنالتی ناتوان می ماند؟ آیا وضعیت او با تمرین جسمانی و مهارتی بیشتر، بهتر خواهد شد؟ بعید به نظر می رسد، زیرا او مهارت لازم را دارد و این را در تمرین نشان می دهدف ممکن است مشکل او ناتوانی در حفظ توجه و کنترل اضطراب ناشی از هیجان مسابقه باشد. این مسئله با هدایت وی به سمت تمرینات توجه و تمرکز و یا مهارت کنترل اضطراب قابل حل است وگرنه انجام تمرینات جسمانی بیشتر، مشکل او را حل نخواهد کرد.
امروزه، قهرمانان سطوح عالی و المپیک بخشی از زمان تمرینات خود را صرف تمرینات آمادگی روانی می کنند. در بسیاری از رشته های ورزشی، تا 10 نفر اول مسابقات جهانی، به لحاظ فنی و جسمانی در یک سطح اند و آنچه نفرات برتر را متمایز می سازد، آمادگی روانی آنهاست (تفاوتی که ایجاد تفاوت می کند). در دنیای امروز رقابت دیگر فقط بر سر تکنیک برتر نیست، ورزشکاری پیروز است که از آمادگی روانی بالاتری برخوردار باشد.
روانشناس ورزش چه کاری انجام می دهد ؟
روان شناس ورزش، روانشناسی است که در حوزه های زیر تخصص دارد :
- بهبود کارآیی از طریق به کارگیری مهارت های روان شناسی
- موضوعات مربوط به سلامت روانی ورزشکاران
- همکاری با سازمان ها و نهادهای متولی ورزش
- عوامل رشدی و اجتماعی موثر بر مشارکت ورزشی
با وجودی که روان شناسی ورزش یکی از رشته های روان شناسی محسوب می گردد اما معمولاً دوره های آموزشی آن در دانشکده های تربیت بدنی و ورزش ارائه می شود نه در دانشکده های روان شناسی. البته در اکثر دانشکده های روان شناسی، درسی با عنوان روان شناسی ورزش ارائه می شود.
این حرفه برای چه کسانی مناسب است؟
هر فرد تنها براساس تناسب با نیازها، علائق، استعداد و اهدافش می تواند در مورد یک حرفه تصمیم بگیرد. اگر کسی به ورزش یا تمرینات ورزشی علاقه مند نباشد احتمالاض این حرفه مناسب او نیست. اما اگر فردی از کمک به دیگران برای رسیدن به حداکثر توانائیشانف حل مسائل پیچیده و کارکردن در قالب یک تیم لذت می برد احتمالاً روان شناسی ورزش می تواند شغل مناسبی برای او باشد.
مزایا و معایب این حرفه :
روان شناسی ورزش نیز مثل تمامی حرفه ها دارای مزایا و معایب خاص خود است. از جمله مزایای آن می توان به موارد زیر اشاره کرد :
- کار به صورت مشارکتی و تیمی
- فرصت های تخصصی گسترده و متنوع (مثل آموزش، ورزش جوانان، آموزش ورزشکاران حرفه ای).
به عنوان معایب این حرفه می توان به موارد زیر اشاره کرد :
- تاکید بر کار گروهی بای افرادی که دارای ذهن مستقلی هستند می تواند مشکل باشد.
- نیاز به آموزش، تمرین و تجربه ی زیاد
تاثیر موسیقی در هنگام ورزش کردن :
مقدمه ای بر تاریخچه ورزش :
ورزش کمابیش از دوره باستان در همه جوامع حضور داشته است و از آنجایی که انسانها همه چیز را به قاره خود به ویژه یونان و روم باز می گردانند اصل ورزش را از یونان دانسته اند.
در زمانهای قدیم مادران به دختران خود فنون خانه داری و پدران به پسرانشان فنون تیراندازی ماهیگری شکار و جنگ را می آموختند تا برای حفاظت و حراست از جان خود به کسی نیازی نداشته باشند.
در میان تمامی کشورها ایران تنها کشوری بود که به امور ورزشی و تربیت بدنی اهمیت زیادی می داد زیرا ورزش را به منظور چابکی و ایجاد انرژی در بدن و توانایی و سلامتی را وسیله مهمی برای ارتشی قوی و پیرومند می دانستند. ایرانیان از پنج سالگی تا بیست سالگی سه چیز را می آموختند :
1 ) سواری 2 ) تیر و کمان 3 ) راستگویی
موسیقی می تواند یک عامل محرک برای ما در هر لحظه از زندگی باشد حال اگر ما بخواهیم تاثیر آن را در هنگام ورزش کردن کودکانمان بخوانیم در ابتدا ما نمی توانیم سبکه خاصی را به انها تحمیل کنیم ولی پیشنهاد ما این است که از موسیقی هایی که محرک های خوبی هستند در هنگام ورزش کردن استفاده کنیم، به عنوان مثال سبک (Techno) .
چرا این سبک از موسیقی راما پیشنهاد می کنیم؟
زیرا شدت و سرعت (Tempo) این سبک نا خداگاه ما را به حرکت در می آورد و این حرکات را اگر ما فرم و نظم خاصی به آنها دهیم حرکات فرمیک و یا ورزشی می توانیم نامگذاری کنیم که تعداد آنها و فرم صحیح شان باید مشخص باشد تا انرژی زیادی از ما هدر نرود و خستگی بعد از این حرکات به جای شادابی برای ما باقی نماند.
اگر هر روز صبح در کنار فرزندانمان ورزش کنیم و آنها را به این امر عادت دهیم که فقط روزانه با موزیک 30 دقیقه ورزش کنید، بعد از یک مدت سیستم بدن به این برنامه روزانه عادت می کند و این عادت موجب سلامتی بدن می شود که در آینده آن شخص نشان داده می شود.
همان طور که در مقاله قبل گفته شد که صبح ها از موسیقی برای کودکانمان استفاده کنیم و حس حاکم بر فضایی را که انها دوست دارند برایشان ایجاد کنیم. اگر ما بتوانیم ورزش را در این برنامه روزانه قرار دهیم یک برنامه تقریباً کامل را برای آنها درست کرده ایم.
نکته : بچه ها اگر مقدار خوابشان کامل باشد صبح ها به راحتی از خواب بیدار می شوند و آن روز را از صبح با این برنامه ایی که هر روز برایشان تکرار شده است خوب شروع می کنند ولی اگر شب زمان زیادی را نشسته باشند و خواب کافی نداشته باشند به این برنامه هیچ وقت تن نمی دهند و یا اگر آنها را مجبور کنیم که ورزش کنند و موسیقی شاد گوش کنند می توانیم بگوییم روز خوبی را شروع نکرده اند و بداخلاقی از زمانی که از خواب به زور بلند شده اند شروع می کنند و در مدرسه یا مهد کودک به جای گوش کردن به مطالب به چرت زدن می پردازند.
ورزش می تواند یک عامل محرک خوب برای روحیه و شادابی کودکانمان باشد ولی اگر طبق برنامه و قائده و اصول باشد. پس بیائیم آن حس حاکم بر فضایی را که فرزندانمان برای ورزش کردن دوست دارند برایشان درست کنیم تا با شادابی خاصی هر روزشان را شروع کنند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  17  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله روانشناسی و ورزش

دانلود مقاله بررسی مقایسه هوش هیجانی زنان ومردان کارمند

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله بررسی مقایسه هوش هیجانی زنان ومردان کارمند دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه
هیجان ما بسیار پیچیده تر از آن هستند که ابتدا به چشم می خوردند . در هنگام اول همگی هیجان ما را به عنوان احساس می شناسیم ما شادی وترس را می شناسیم زیرا جنبه ی احساسی آنها طبق تجربه ی ما خیلی با ند هستند وقتی با تهدیدیمواجه می شویمترس یا به سمت هدفی پیشرفت می کنیم (شادی )تقزیباًغیر ممکن است که متوجه جنبه ی احساسی هیجان نشویم . اما به همان صورتی که بینی بخشی از صورت است ،احساس نیز فقط جزئی از هیجان است ،هیجان ما چند بُعدی هستند . آنها به صورت پدیده های ذهنی ،زیستی ،هدفمند واجتماعی وجود دارند ،هیجان ها تا اندازه ای احساس های ذهنی هستند به این صورت که باعث می شوند به شیوه خاصی ،مثل عصبانی یا خوشحال ،احساس کنیم امّا هیجان ها واکنش های زیستی هستند زندگی پر از چالش ها ،استرس ها ومشکلاتی است که باید حل شوند وهوش هیجانی به عنوان راه حلهایی برای این چالش ها ،استرس ها ومشکلات وجود دارند ،هیجان ما با هماهنگ کردن احساسات ،بر انگیختگی ،هدف وبیانگری فر‌آیندهای هیجان وضعیت ما در ارتباط با محیط امان تثبیت می کنند دلیونیسون (1999 ) وما را به پاسخهای اختصاصی وکار آمدی مجهز می کند که با مسایل بقای جسمانی واجتماعی متناسب هستند بر خی اعتقاد دارند که هوش هیجانی هیچ هدف مفیدی ندارد به نظر آنها هیجانها فعالیت جاری را مختل می کند ،رفتا را آشفته می کنند وعقل ومنطق را از ما می گیرند هَپ (1948).مندله (1984)این پژوهشگران هیجان وهوش هیجانی معتقدند که هیجانها هزاران سال قبل وظایف تکاملی سهمی داشتند اما در دنیای مدرن امروزه دیگر این وظیفه را ندارند این موضوع با این اظهار نظر که هیجان قبل از رفتار واقع می شوند تا به سازگاری با شرایطی که مواجه می شویم کلک کنند در تضادهای آشکار قرار دارند . وهمه قبول دارند که هیجانها به نحوی که فکر ،احساس ورفتار می کنیم تأثیر دارند ،بنابراین مسئله این است که آیا هیجانها سازگارند وکار کردی هستند یا ناسازگارند وغیرکارکردی علت اینکه مرد وجناح مسئله (کارکردی در برابر غیر کارکردی )معنی دارند این است که هر درست هستند ،هیجانها هم شاهکار طرح تکاملی هستند به هوش هیجانی انسان در غالب طرح دو سیستمی عمل می کند ،جنبه ی زیستی سیستم هیجان جنبه ای است که انسانها با سایر حیوانات در آن سهیم اند وآن بخشی از سیستم هیجان است که برای حل کردن تکالیف اساسی زندگی تکامل یافته است چون تعداد کمی از تکالیف را تعاءاساسی هستند وسیستم هیجان وهوش هیجانی به صورت قالبی پاسخ می دهد که پاسخها محدود ،اما بسیار مناسبی را بیدج وهماهنگ می کند واین شیوههای قالبی پاسخ دهی به تکالیف اساسی زندگی همانهایی هستند که در اول مطالب بیان کردیم .
(جان مارشال ریو به تألیف یحیی سید محمدی .ص338.سال 1385)
بیان مسئله
همان گونه که ارزیابی به آگاهی شناختی از هیجان کمک می کند ،تعادل اجتماعی به آگاهی اجتماعی از هوش هیجانی کمک می نماید ،علاوه بر این موقعیت اجتماعی –فرهنگی ای که فرد در آن زندگی می کند به آگاهی فرهنگی از هیجان کمک می نماید وروانشناسان اجتماعی ،جامعه شناسان و...دیگران معتقدند که هیجان لزوماًپدیده ای خصوصی زیستی ودرون روانی نیست .در عوض آنها باور دارند که بسیاری از هیجانها واستفاده از هوش هیجانی از تعامل اجتماعی وبستر فرهنگی سرچشمه می گیرد وکسانی که ساختار فرهنگی هیجانی را بررسی می کنند خاطر نشان می سازند که اگر فرهنگی را که در آن زندگی می کنند تغییر دهید ،خزانه ی هیجانی شما نیز تغییر خواهد کرد برای مثال هوش هیجانی افرادی که در مناطق مختلف زندگی می کنند ممکن است با هم فرق کند وتأثیر بسزا در تحصیل وپیشرفت آنها در تحصیلشان هم داشته باشد معمولاً مهمترین منبع هیجان روزمره ما افراد دیگر هستند وحل وفصل مشکلات خودمان ودیگران وقتی با دیگران تعامل می کنیم در مقایسه با زمانی که تنها هستیم یعنی از هوش هیجانی بیشتر استفاده می کنیم اگر رویدادها وتجربیاتی را دنبال کنیم که باعث شوند واکنش هیجانی داشته باشیم باعث می شود که به فکر بیفتیم که هوش هیجانی به هیجان ما به کار افتاده است . ما در مقابل دیگران به این نتیجه می رسیم که دیگران نه تنها باعث می شوند که هیجانها را درما ایجاد شوند بلکه به طور غیر مستقیم از طریق اشاعه ی هیجان نیز بر ما تأثیر می گذارد وباعث می شود ما از طریق هوشی وارد عمل می شویم (بهادری .1384.ص98).
اهمیت وضرورت تحقیق
اهمیت مسأله
هنگامی که تعامل اجتماعی نه تنها خود را در معرض تأثیر هوش هیجانی قرار می دهیم بلکه در موقت گفتگویی قرار می گیریم که فرصتی را برای تجربه کردن در باره ی تجربیات هیجانی گذشته فراهم می آورد فرآیندی که به آن سهیم شدن اجتماعی در هیجان می گویند ،سهیم شدن اجتماعی در گفتگوهای هیجانی معمولاًزمانی که همراه افراد صمیمی هستیم صورت می گیرد وقتی افراد در هیجان هم سهیم می شوند معمولاًاین کار را با گزارش کامل آنچه در طول رویداد هیجانی اتفاق افتاده است معنی آن واحساسی که فرد در حین ان داشته باشد را انجام می دهند شنونده همدل ،هنگام سهیم شدن اجتماعی در هیجانها می تواند حمایت با کمک فراهم کند پاسخ ها به کنار آمدن را تقویت نماید به تجربه ی هیجان مهنی دهد وخود پنداره را تأیید کند ما از طریق همین سهم شدن هیجانات ،روابطی را برای زندگیمان حیاطی هستند ،مثل پیشرفت تحصیلی ویا هرچه چیز دیگر بر قرار می کنیم وآن را نگه می داریم وتأثیر هوش هیجانی وهیجانهایی ایجاد شده در آدمی می تواند در رسیدن به موفقیت تأثیری داشته باشد وبا استفاده از آزمون وبررسی آن بر روی کارمندان زن ومرد شهر قزوین پرداخته ایم .(مهدوی رادمندی .سال 1387.ص96)
اهداف تحقیق :
هدف از تحقیق حاضر مقایسه هوش هیجانی در بین زنان ومردان کارمند شهر قزوین می باشد .
فرضیه تحقیق :
بین هوش هیجانی زنان کارمند ومردان کارمند تفاوت معنی داری وجود دارد .
متغییر های تحقیق :
هوش هیجانی :متغییر وابسته
جنسیت :متغییر مستقل
تعاریف عملیاتی ونظری در رابطه با واژ ه ها ومفاهیم
تعریف نظری :
هوش هیجانی :عبارتند از یک کیفیت ذهنی وپدیدار شناختی بی همتا است که جهت تکمیل سیستم انگیزشی انسان است که می تواند نشأت گرفته از تجربه ها وابعاد هیجانی دیگر جهت رسیدن به هدف اصلی وکلی در زندگی (سید یحیی محمدی .سال 1385.ص92)
تعریف عملیاتی :
در پژوهش حاضر هوش هیجانی با استفاده از آزمون بار اِن اندازه گیزی می شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فصل دوم
پیشینه ی ادبیات تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 


هیجان چیست ؟
هیجانها بسیار پیچیده تر از آن هستند که ابتدا به چشم می خورند .در نگاه اول ،همگی هیجان ها را به عنوان احساس ،می شناسیم . ما شادی وترس را می شناسیم زیرا جنبه ی احساسی آنها طبق تجربه ی ما خیلی بارز هستند .وقتی با تهدیدی مواجه می شویم (ترس )یا به سمت هدفی پیشرفت می کنیم (شادی )،تقریباًغیر ممکن است که متوجه جنبه احساسی هیجان نشویم . اما به همان صورتی که بینی بخشی از صورت است ،احساس ها نیز فقط جزئی از هیجان هستند .
هیجان ها چند بُعدی هستند . آنها به صورت پدیده های ذهنی ،زیستی ،هدفمندواجتماعی وجود دارند (ایزارد،1993).هیجانها تا اندازه ای احساس های ذهنی هستند ،به این صورت که باعث می شوند به شیوه ی خاصی ،مثل عصبانی یا خوشحال ،احساس کنیم . اما هیجان ها واکنش های زیستی نیز هستند ،یعنی ،پاسخ های بسیج کننده ی انرژی که بدن را برای سازگار شدن با هر موقعیتی که فرد با آن مواجه شده ،آماده می کنند . هیجانها هدفمند هم هستند ،خیلی شبیه گرسنگی که هدف دارد . برای مثال ،خشم ،میل انگیزشی برای انجام دادن کاری ،مانند جنگیدن با دشمن یا اعتراض کردن به بی عدالتی درما ایجاد می کند که در غیر این صورت چنین نمی کردیم . هیجانها پدیده های اجتماعی نیز هستند . وقتی هیجان زده می شویم ،علایم قابل تشخیص چهره ای ،ژستی وکلامی می فرستیم که دیگران را از کیفیت وشدت هیجان پذیری ما با خبر می کنند (مثل حرکت ابروها ،لحن صدا ).
با توجه به این چهار ویژگی هیجان معلوم می شود که هیجان را نمی توان به روشنی تعریف کرد . مشکل تعریف کردن هیجان شاید در ابتدا شما را متحیر کند ،زیرا هیجانها در تجربیات روزمره ،خیلی سریع به نظر می رسند . هر کسی می داند که تجربه ی شادی وخشم چگونه است بنابراین شاید بپرسید ،«واقعاًمشکل تعریف کردن هیجان چیست؟»مشکل این است :«تا وقتی از کسی خواسته نشده باشد هیجان را تعریف کند ،می داند که هیجان چیست »(فروراسل ،سال 1984).
هیچ یک از این ابعاد مجزای ذهنی ،زیستی ،اجتماعی ،هیجان را به نحو شایسته ای تعریف نمی کند هریک از این چهار بُعد فقط بر ویژگی متفاوت هیجان تأکید دارد . برای شناختن وتعریف کردن هیجان ،بررسی هریک از چهار بُعد هیجان ونحوه ای که بر یکدیگر اثر متقابل می گذارند ،ضرورت دارد . چهار بُعد (یا عنصر ) هیجان در شکل 1-11نشان داده شده است . این شکل چهار مستطیل را نشان می دهد که هر کدام با جنبه ی مجزا ی هیجان مطابقت دارد . عنصر احساسی ،به هیجان تجربه ذهنی می دهد که معنی واهمیت شخصی دارد . هیجانهم از نظر شدت وهم از نظر کیفیت ،در سطح ذهنی (یا «پدیدار شناختی »)احساس وتجربه می شود . جنبه ی احساسی در فر آیندهای شناختی وذهنی ریشه دارد عنصر انگیختگی بدن ،فعال سازی ذهنی وفیزیولوژیکی ،از جمله فعالیت سیستم های خود مختار وهورمونی را شامل می شود که رفتار مقابله کردن بدن را هنگام هیجان ،آماده وتنظیم می کند انگیختگی بدن وفعال سازی فیزیولوژیکی به قدری با هیجان آمیخته است که اصلاًنمی توان فرد عصبانی یا متنفر را که بر انگیخته نباشد تصور کرد . وقتی هیجان زده می شویم ،بدنمان برای عمل آماده می شود واین آمادگی به صورت فیزیولوژیکی (ضربان قلب ،اپی نفری در جریان خون )ونظام عضلانی (حالت هوشیار بدن ،مشت گره کرده )می باشد عنصر هدفمند ،حالت انگیزشی هدفمند به هیجان می دهد تا برای مقابله کردن با شرایط هیجان آوری که شخص مواجه شده ،اقدام لازم را انجام دهد . جنبه ی هدفمند توضیح می دهد چرا افراد از هیجانشان بهره مند می شوند کسی که هیجان ندارد در مقایسه با سایر افراد در وضعیت اجتماعی وتکاملی نا مطلوبی قرار دارد . برای مثال ،تصور کنید کسی که توانایی ترس ،علاقه ،یا عشق ندارد از لحاظ بقای اجتماعی وجسمانی چقدر معلول است . عنصر اجتماعی –بیانگر ،جنبه ی ارتباطی هیجان است . تجربیات خصوصی حالتهای بدن ژستها

 

 

 

آواگری ها ،و جلوه های صورت ،علنی می شوند . وقتی هیجان خود را ابراز می کنیم به صورت غیر کلامی به دیگران می رسانیم چه احساسی داریم وچگونه موقیت موجود را تعبیر می کنیم .برای مثال،وقتی کسی نامه ای خصوصی را باز می کند ،به صورت او نگاه می کنیم وبه لحن صدایش گوش می کنیم تا از هیجان او سردر آوریم .بنابراین ،هیجانها کل وجود ما یعنی ،احساسها ،انگیختگی بدن ،احساس هدفمندی وارتباطهای غیر کلامی را فعال می کنند . باتوجه به این مقدمه درباره چهار عنصر هیجان ،اکنون می توانیم هیجان را به صورت مقدماتی تعریف کنیم . هیجانها پدیده های احساسی –انگیختگی –هدفمند – بیانگر کم دوام هستند .که به ما کمک می کنند که با فرصتها وچالشهایی که هنگام رویدادهای مهم زندگی مواجه می شویم ،سازگار شویم .چونهیجانها در پاسخ به رویدادهای مهم زندگی ایجاد می شوند ،شکل 1-11مسیری از «رویداد مهم زندگی »به «هیجان »را در بر دارد . تعریف کردن هیجان خیلی پیچیده تر از تعریف «مجموع اجزای آن »است .هیجان نوعی ساختار روان شناختی است که این چهار جنبه ی تجربه را در یک الگوی همزمان هماهنگ می کند . به همین علت است که اصطلاح «هیجان »در شکل 1-11 به صورت ساختاری مجزا از عناصر مفرد آن ،نشان داده شده است .

هیجان همان چیزی است که عناصر احساس ،انگیختگی ،هدفمندی ،وبیانگری را در واکنشی منسجم به رویداد فراخوان تنظیم می کند . برای مثال ،در مورد ترس ،رویداد فراخوان می تواند شیبهای تند اسکی باشد ،در حالی که در این واکنش ،احساس ها ،انگیختگی بدن ،امیال هدفمند ،وارتباط های غیر کلامی علنی را در بر دارد .بنابراین ،اسکی باز تهدید شده ،احساس وحشت می کند (جنبه ی احساسی )،قلبش به تپش می افتد (جنبه ی انگیختگی بدن )،شدیداًمیل دارد از خودش محافظت کند (جنبه ی هدفمند )،وچشمان پر تنش وگوشه های دهان به عقب کشیده شده نشان می دهد (جنبه ی بیانگر ). این عناصر هماهنگ ومتقابلاًحمایت کننده ،حالت واکنش پذیری به خطر محیطی را که هیجان ترس است تشکیل می دهند .
این توصیف هیجان نشان می دهد که جنبه های مختلف تجربه ،مکمل وهماهنگ کننده ی یکدیگر هستند (آوریل 1990؛لدوکس ،1989)برای مثال ،آنچه افراد احساس می کنند با نحوه ای که عضلات صورتشان را حرکت می دهند ،ارتباط دارد . برای مثال ،وقتی غذای گندیده ای را می بینید ،نحوه ای که بینی خود را چروک می اندازید ولب بالای خود را منقبض می کنید ،به صورت یک سیستم احساسی – بیانگری منسجم ،هماهنگ شده اند . همین طور ،نحوه ای که صورت خودتان را حرکت می دهید ،با واکنش پذیری فیزیولوژیکی شما ،مانند پایین بردن ابرو وفشردن محکم لبها به هم ،با افزایش ضربان قلب وبالا رفتن دمای پوست ،هماهنگ است (دیوید سون وهمکاران 1990).
این روابط متقابل وهماهنگی بین چهار عنصر متفاوت هیجان در شکل 1-11با خطوطی که هر جنبه ی هیجان را به سه جنبه ی دیگر مرتبط می کند نشان داده شده اند . فلش های دو طرفه نشان می دهند که برای مثال ،تغییرات در احساسها ،برانگیختگی بدن تأثیر می گذارد وهمان گونه که تغییرات در انگیختگی بدن ،بر احساسهاتأثیر می گذارد . شکل 2-1از اصل انتزاعی که در شکل 1-11نشان داده شده است ،مثالی عینی در اختیار می گذارد . غم نوعی واکنش هیجانی به مواجه شدن با رویداد مهمی چون جدایی یا شکست است . این احساس ناخوشایند برانگیختگی خموده ی بدن ،احساس هدفمندی برای دگرگون کردن جدایی وجلوه ی صورت مشخص غم ،تأثیر می گذارد تا ما را برای سازگار شدن با شرایط محیطی ،آماده کنند .«هیجان »واژه ای است که روانشناسان برای نامیدن این فرآیند هماهنگ شده وهمزمان به کار می برند .

 

رابطه ی هیجان با انگیزش :
هیجانها به دو صورت با انگیزش ارتباط دارند . اولاًهیجانها یک نوع انگیزه هستند . هیجانها مانند همه انگیزه های دیگر (مثل نیازها ،شناختها )رفتار را نیرومند وهدایت می کنند . برای مثال ،خشم منابع ذهنی ،فیزیولوژیکی ،هورمونی ،عضلانی را بسیج می کند (یعنی رفتار را نیرومند می کند )تا به هدف خاصی ،مانند غلبه کردن بر موانع یا رفع بی عدالتی ،برسد (یعنی رفتار را هدایت می کند ). ثانیاً،هیجانها به عنوان یک سیستم «نمایش »عمل می کنند تا نشان دهد سازگاری فرد چقدر خوب یا بد پیش می رود . برای مثال ،شادی از پیش روی به سمت هدفمان ،در حالی که پریشانی از شکست خبر می دهد .
هیجان به عنوان انگیزش :
اغلب پژوهشگران هیجان قبول دارند که هیجانها به صورت نوعی انگیزه عمل می کنند . اما برخی پژوهشگران از این فراتر می روند ومی گویند هیجانها سیستم انگیزشی نخستین را تشکیل می دهند (تامکیتز ،1962،1963،1984؛ایزارد 1991). در طول 100سال تاریخ روان شناسی ،سایق های فیزیولوژیکی (گرسنگی ،تشنگی ،خواب ،میل جنسی ،درد )بر انگیزاننده های نخستین محسوب می شدند (هان ،1943،1952). محرومیت از هوا نمونه ای از آن است . محروم شدن از هوا ،سابق فیزیولوژیکی ایجاد می کند که می تواند توجه کامل فرد را جلب کرده ،عمل او را نیرومند کند ،ورفتار را به سمت هدف خاصی هدایت نماید .بنابراین ،منطقی به نظر می رسد که نتیجه بگیریم ،محرومیت از هوا،انگیزه ای قوی را برای اقدامات لازم جهت بدست آوردن هوا برای برگرداندن تعادل حیاتی ،به بار می آورد (به فصل 4 مراجعه کنید ).
اما سیلوان تامکینز،پژوهشگر هیجان ،این استدلال ،این حقیقت ظاهری را «خطای اساسی »نامید . تامکینز،فقدان هوا ،واکنش هیجانی نیرومندی را به وجود می آورد –واکنش ترس یا وحشت . همین وحشت است که انگیزش عمل کردن را تأمین می کند ،بنابراین وحشت ،نه محرومیت از هوا یا به خطر افتادن تعادل حیاتی بدن ،علت اصلی رفتار با انگیزه ی دست وپا زدن وحشت زده است . بنابراین ،اگر هیجان را حذف کنیم انگیزش را حذف کرده ایم .
هیجان به عنوان سیستم نمایش:
هیجان همچنین ،وضعیت حالتهای نگیزشی دائماًدر حال تغییر فرد ووضعیت سازگاری او را نمایش می دهند (باک ،1988).هیجانهای مثبت ،مشغولیت وخشنودی حالتهای انگیزشی ما را منعکس می کنند ،در حالی که هیجانهای منفی ،بی اعتنایی وناکامی حالتهای انگیزشی ما را نشان می دهند .هیجانهای مثبت همچنین سازگاری موفقیت آمیز را با شرایطی که مواجه می شویم نشان می دهند ،در حالی که هیجانهای منفی ،سازگاری ناموفق را منعکس می کنند . هیجانها از این نقطه نظر ،لزوماًمانند نیازها وشناختها ،انگیزه نیستند ،بلکه در عوض ،وضعیت ارضاءشده یا ناکام شده ی انگیزه ها را منعکس می کنند . برای مثال انگیزش جنسی ونحوه ای که هیجان پیشرفت جاری را گزارش می دهد (« نمایش می دهد »)واز این طریق به برخی از رفتارها کمک می کند واز رفتارهای دیگر جلوگیری می نماید ،در نظر بگیرید .هنگام آمیزش جنسی ،هیجانهای مثبتی چون علاقه وشادی علامت می دهند که همه چیز رو به راه است وبه رفتار جنسی کمک می کنند . هیجانهای منفی مانند نفرت ،خشم وگناه ،علامت می دهند که هیچ چیز رو به راه نیست واز رفتار جنسی جلوگیری می کنند . هیجانهای مثبت ،هنگام فعال کردن وارضاءکردن انگیزه های فرد (یعنی علاقه ،شادی )،به صورت استعاره ،چراغ سبزی را برای ادامه دادن رفتار روشن می کنند . از سوی دیگر هیجانهای منفی هنگام فعال کردن وارضاءکردن انگیزه های فرد (یعنی ،نفرت ،گناه )،چراغ قرمزی را برای متوقف کردن رفتار روشن می کنند .
چه چیزی موجب هیجان می شود ؟
وقتی با واقعه ی مهمی روبرو می شویم ،به طوری که شکل 3-11نشان می دهد ،هیجان وارد کار می شود . به طوری که در این شکل نشان داده شده اس ،ذهن (فرآیندهای شناختی )وبدن افراد (فرایندهای فیزیولوژیکی )به شیوه ی سازگارانه ای به این واقع واکنش نشان می دهد . یعنی ،مواجه شدن با رویدادهای مهم فرآیندهای شناختی وزیستی را فعال می کند که جمعاًعناصر مهم هیجان از جمله احساسها ،انگیختگی بدن ،رفتار هدفمند ،وبیانگری را فعال می سازند .

 

 

 


فرآیندهای شناختی

 

رویداد موقعیتی مهم
فرآیندهای زیستی

 

یکی از سؤال های اساسی در بررسی هیجان این است که چه چیزی موجب هیجان می شود؟ دیدگاه های متعددی نظیر آنهایی که زیستی ،روانی – تکاملی ،شناختی ،رشدی ،روان کاوی ،اجتماعی ،جامعه شناختی ،فرهنگی ،وانسان شناختی هستند ،وارد این بررسی علیتی می شوند . به رغم این تنوع ،آگاهی از اینکه چه چیزی موجب هیجان می شود بریک مجادله اساسی استوار است : زیست شناسی در برابر شناخت در واقع ،این مجادله می پرسد آیا هیجان ها عمدتا" پدیده های زیستی هستند یا شناختی . اگر هیجان ها عمدتا" زیستی باشند ،پس باید از یک منبع زیستی مانند مدارهای مغزی و نحوه ای که بدن به رویدادهای مهم واکنش نشان می دهد ،سر چشمه بگیرند . اما اگر هیجان ها عمدتا" شناختی باشند .در این صورت باید از رویدادهای ذهنی علیتی،مانندارزیابی های ذهنی از معنی موقعیت برای سلامتی فردسرچشمه
بگیرند
زیست شناسی و شناخت
دیدگاههای شناختی و زیستی باهم تصویر جامعی از فرایندهیجان در اختیار می گذارند . بااین حال ،قبول کردن این نکته که جنبه های شناختی و زیستی هردو بنای هیجان هستنداین سؤال را پیش می کشد که کدام یک اصلی است : عوامل زیستی یا شناختی . آنهایی که طرفدار برتری شناخت هستند معتقدند تا وقتی افراد معنی و اهمیت شخصی یک رویداد را به صورت شناختی ارزیابی نکرده باشند ،نمی توانند به صورت هیجانی پاسخ دهند :آیا این رویداد به سلامتی ربطی دارد ؟آیا با سلامتی فردی عزیز ارتباط دارد ؟ اهمیت دارد ؟ فایده دارد ؟ زیانبار است ؟ ابتدا معنی برقرار می شود وبعد هیجان مطابق باآن روی می دهد . ارزیابی معنی ،موجب هیجان می شود . آنهایی که طرفدار برتری عوامل زیستی هستند ،معتقدند واکنش های هیجانی لزوما" به ارزیابی های شناختی نیازی ندارند . رویدادهای متفاوت ،مانند فعالیت عصبی زیر قشری یا جلوه های صورت خودانگیخته ،هیجان را فعال می کنند . از دید نظریه پرداز زیستی ،هیجان ها می توانند بدون رویدادشناختی قبل ازآن ،روی دهند ،ولی نمی توانند بدون رویداد زیستی قبل ازآن روی دهند . بنابراین ،عوامل زیستی ،نه شناختی ،برتراند .
دیدگاه زیستی
کارول ایزارد (1989، 1991)،پل اکمن (1992)،وجک پنکسپ(1982، 1994)سه نماینده دیدگاه زیستی هستند . ایزارد اعلام می دارد که اطفال به رغم کمبودهای شناختی ،(مثل وازگان محدود ،گنجایش حافظه محدود )به برخی رویدادها ،به صورت هیجانی پاسخ می دهند . برای مثال ،یک بچه 20 روزه ،در پاسخ به صدای تیز انسان ،لبخند می زند (ولف ،1969)ویک بچه دو ماهه در پاسخ به درد ،خشم نشان می دهد (ایزارد و همکاران ،1983). بعد از اینکه کودک زبان را فرامی گیرد و استفاده از توانایی های حافظه بلند مدت را آغاز می کند ،بسیاری از رویدادهای هیجانی ،مقدار زیادی پردازش شناختی رادر بر دارند . با این حال به رغم پرمایگی فعالیت شناختی در فرایند هیجان ،ایزارد (1989 )تاکید دارد که بیشتر پردازش هیجانی رویدادهای زندگی ،غیر شناختی هستند ،یعنی خودکار و ناهشیارند و ساختارهای زیر قشری میانجی آنها می شود . چون کودکان از لحاظ زیستی پیشرفته ولی از لحاظ شناختی ضعیف هستند ،برتری عوامل
زیستی در هیجان را بهتر به اثبات می رسانند.
اکمن (1992)خاطر نشان می سازد که هیجان ها بسیار سریع شروع می شوند ،کوتاه مدت اند ،و می توانند به صورت خودکار / غیر اردای ،روی دهند . بنابراین ،وقتی به صورت هیجانی عمل می کنیم ،حتی قبل از اینکه از این هیجان پذیری آگاه باشیم ،هیجان ها درما روی می دهند . هیجان ها به این علت زیستی هستند که از طریق ارزش سازگاری شان برای پرداختن به تکالیف اساسی زندگی ،تکامل یافته اند . اکمن نیز مانند ایزارد ،دخالت عوامل شناختی ،اجتماعی ،وفرهنگی رادر تجربه هیجان قبول دارد ،اما نتیجه می گیرد که علت اصلی هیجان ،عوامل زیستی است نه یادگیری ،تعامل اجتماعی ،یا تاریخچه جامعه پذیری .
از نظر پنکسپ (1982 ،1994)،هیجان ها از مدارهای عصبی که فعالیت مغز را تنظیم می کنند ناشی می شوند (مثل رویدادهای زیست شیمی و عصب – هورمونی ).پنکسپ قبول دارد که بررسی اعماق مدارهای مغزی از بررسی احساس هایی که بر چسب کلامی به آنها زده ایم ،دشوارتر است . اما او تاکید دارد که مدارهای مغزی شالوده زیستی تجربه هیجان هستند . برای مثال ،ما (وسایر حیوانات )مدار مغزی خشم ،مدار مغزی ترس ،مدار مغزی غم ،وچند مدار دیگر را به ارث می بریم . دلیل منطقی برای حمایت کردن از دیدگاه زیستی
پنکسپ از سه یافته حاصل می شود:
1- چون معمولا" بر زبان آوردن حالت های هیجانی دشوار است ،پس آنها باید علت های غیر شناختی (نه زبانی )داشته باشند .
2- تجربه هیجان را می توان با روش های غیر شناختی ،مانند تحریک برقی مغز یا فعالیت نظام عضلانی صورت ایجاد کرد .
3- هیجان ها در اطفال و حیوانات روی می دهند .
دیدگاه شناختی
سه نماینده دیدگاه شناختی ،ریچارد لازاروس (1984 ،1991 )،کلاس شرر (1994،1994 ،1997)،وبرناردوینر (1986)هستند . به نظر هریک از این نظریه پردازان ،فعالیت شناختی شرط لازم هیجان است . اگر پردازش شناختی حذف
شود . هیجان ناپدید خواهد شد .
لازاروس معتقد است که بدون آگاهی از ارتباط شخصی یک رویداد با سلامتی فرد ،دلیلی برای پاسخ دادن به صورت هیجانی وجود ندارد . محرک هایی که نامربوط ارزیابی می شوند ،واکنش های هیجانی را ایجاد نمی کنند . از نظر لازاروس ،ارزیابی شناختی فرد از معنی یک رویداد (نه آن رویداد به تنهایی )،زمینه را برای تجربه هیجان آماده می سازد . یعنی اتومبیلی که به سمت شما می آید موجب ترس نمی شود مگر اینکه نحوه نزدیک شدن آن طوری باشد که تصور کنید سلامتی شما به گونه ای در معرض خطر قرار دارد فرایند هیجان انگیز با خود رویداد وواکنش زیستی فرد به آن ،شروع نمیشود
بلکه با ارزیابی شناختی معنی آن ،شروع می شود .
شرر(1994،1997)با لازاروس موافق است که برخی از تجربیات زندگی موجب هیجان می شوند در حالی که تجربیات دیگر موجب آن نمی شوند . او چند ارزیابی شناختی خاص را که موجب تجربیات هیجانی می شوند ،مشخص کرده است ،از جمله اینکه :آیا این رویداد خوب است یا بد ؟آیا می توانم یا این موقعیت به طرز موفقیت آمیزی مقابله کنم ؟وآیا این رویداد از نظر اخلاقی مانعی ندارد ؟پاسخ به این سؤال های چگونه موقعیتی را که باآن مواجه می شویم ارزیابی می کنیم ،نوع پردازش شناختی را که موجب هیجان
ها می شود تشکیل می دهد .
وینر (1986) در تحلیل انتسابی هیجان ،روی پردازش اطلاعاتی که بعد از وقوع پیامدهای زندگی صورت می گیرند تمرکز می کند . یعنی ،نظریه انتساب روی تفکر و تامل بعد از موفقیت ها و شکست ها ،تاکید دارد . بعد از موفقیت ،اگر معتقد باشیم که خودمان آن را به بار آورده ایم ،یک هیجان به وجود می آید (غرور )،در حالی که اگر باور داشته باشیم که دوستمان آن را به بارآورده است ،هیجان متفاوتی به وجود می آید (تشکر). توجه کنید که پیامد و رویداد زندگی ممکن است یکسان باشند ،اما اگر انتساب متفاوت باشد ،دراین صورت تجربه هیجان نیز متفاوت خواهد بود . بنابراین ،انتساب ،نه
رویداد یا پیامد ،هیجان را به بار می آورد .
فایده ای که از مجادله شناخت در برابر زیست شناسی حاصل می شود این است که هردو طرف به روشنی دیدگاه خودشان را بیان می کنند . وقتی به هردو دیدگاه فکر می کنیم این سؤال ها مطرح می شوند :کدام یک درست است؟یا کدام یک درست تر است ؟روان شناسان هیجان تلاش کرده اند به این
سؤال پاسخ دهند ودو پاسخ پدیدار شده است .
دیدگاه دو سیستمی
یک پاسخ به سؤال "چه چیزی موجب هیجان می شود؟"این است که شناخت و عوامل زیستی هردو موجب هیجان می شوند . طبق دیدگاه باک (1984)،انسان هادو سیستم همزمان دارند که هیجان را فعال وتنظیم می کنند . یک سیتم ،سیستم فطری،خودانگیخته ،وفیزلوژیکی است که به صورت غیرارادی به محرک های هیجانی واکنش نشان می دهد . سیستم دیگر ،سیستم شناختی مبتنی بر تجربه است که به صورت تعبیری و اجتماعی واکنش نشان می دهد . سیستم فیزیولوژیکی هیجان در تاریخ تکامل انسان ابتدا به وجود آمده است (یعنی ،سیستم لیمبیک )،در حالی که سیستم شناختی هیجان بعدا"که انسان ها به طور فزاینده ای متفکر و اجتماعی شدند به وجود آمده است (یعنی قشر تازه مخ ). سیستم زیستی ابتدایی و سیستم شناختی جدید با هم ترکیب می شوند ومکانیزم هیجان دو سیستمی بسیار انطباق را به
وجود می آورند .
دیدگاه دو سیستمی در شکل 4-11 نشان داده شده است (باک ،1984).سیستم اول ،زیستی است منشاءآن به تاریخ تکامل باستانی گونه برمیگردد. اطلاعات حسی به سرعت ،خودکار ،وبه صورت ناهشیار توسط ساختارها وگذرگاه های زی قشری (یعنی لیمبیک )پردازش می شود . سیستم دوم ،شناختی است وبه تاریخچه اجتماعی و فرهنگی منحصر به فرد انسان بستگی دارد . اطلاعات حسی به صورت ارزیابی ،تعبیری وهشیار توسط گذرگاه های مغزی پردازش می شود . این دو سیستم هیجان مکمل هم هستند (نه رقیب هم )وبرای فعال
کردن و تنظیم کردن تجربه هیجان باهم کارمیکنند .
رابرت لیونسون (1994)با فرض کردن اینکه چگونه سیستم های هیجان زیستی و شناختی تعامل می کنند ،نظریه دو سیستمی را قدری جلوتر می برد .این دو سیستم به جای اینکه موازی هم باشند ،بر یکدیگر تاثیر می گذارند .پنکسپ اضافه می کند که برخی هیجان ها عمدتا"از سیستم زیستی به وجودمیآیند در حالی که هیجان های دیگر عمدتا"از سیستم شناختی ناشی می شوند . هیجان هایی مانند ترس وخشم عمدتا"از مدارهای عصبی زیر قشری ناشی می شوند (به قول باک از ساختار ها وگذرگاه های زیر قشری ).اما هیجان های دیگررا نمی توان بخوبی با مدارهای عصبی زیر قشری توجیه کرد . در عوض ،آنها عمدتا"از تجربه شخصی ،سرمشق گیری اجتماعی و بسترهای فرهنگی ناشی می شوند . این طبقه بندی هیجان ها عمدتا"از ارزیابی ،انتظارات و انتسابها به وجود می آیند (به قول باک از
ساختارها وگذرگاه های مغزی ).چند تا هیجان وجود دارد ؟
مجادله شناخت – زیست شناسی به طور مستقیم سؤال مهم دیگری را پیش می کشد :چند تا هیجان وجوددارد ؟ دیدگاه زیستی بر هیجان ها ی اصلی تاکید می کند (مثل خشم ،ترس )وبه هیجان های ثانوی یا اکتسابی کم بها می دهد . دیدگاه شناختی ،به اهمیت هیجان های اصلی واقف است ولی تاکید دارد که جالب بودن تجربه هیجانی به خاطر تجربیات فردی ،اجتماعی و فرهنگی است . بنابراین ماجرای مهم و جالب در هیجان ،به هیجان های پیچیده (ثانوی اکتسابی )مربوط می شود . در نهایت هر پاسخی به سؤال "چند تا هیجان وجود دارد ؟"بستگی دارد به اینکه فرد طرفدار دیدگاه زیستی باشد یا دیدگاه
شناختی .
دیدگاه زیستی
دیدگاه زیستی معمولا" روی چند هیجان اصلی تاکید می کند که حداقل دویاسه وحداکثر ده تا هستند . هر نظریه پرداز زیستی دلیل بسیار خوبی برای مطرح کردن تعداد خاصی هیجان دارد ،گو اینکه روی هر طرح تاکید متفاوتی می شود . هشت سبک پژوهش در بررسی زیستی هیجان ها ،در شکل 6-11 نشان داده شده است . این شکل ،تعداد هیجان هایی را که یافته های تجربی هر سبک پیشنهاد کرده اند ،نشان می دهد ،دلیل منطقی نظریه پردازی را که آن توصیه کرده توضیح می دهد ،وبرای مطالعه بیشتر منابعی
را ارایه می دهد .
ریچارد سولومون (1980)دو سیستم مغزی لذتی ،ناهشیار را مشخص می کند . این سیستم ها طوری عمل می کنند که تجربه ناخوشایندی به طور خودکار وبازتابی با هرگونه تجربه لذت بخش مقابله می کند ،به همان صورت که تجربه لذت بخش به طور خودکار وبازتابی با هرگونه تجربه ناخوشایندی مقابله می نماید (مثلا" "فرایند متضاد " سرخوشی ،هنگام اسکی بازی ،با ترس مقابله می کند و جایگزین آن می شود ")جفری گری (1994) سه هیجان را معرفی می کند که در مدارهای مغزی مجزا ریشه دارند : سیستم رویکرد رفتاری (شادی )،سیستم جنگ یا گریز (خشم / ترس )و سیستم بازداری رفتاری (اضطراب )جک پنکسپ (1982) براساس چهار گذرگاه هیجان آور درون سیستم لیمبیک که از لحاظ نوروآناتومی مجزا هستند. چهار هیجان شادی ،غم ،خشم وترس تاکید دارند ،زیرا این هیجان ها واکنش به فعالیت های اساسی را منعکس می کنند :موفقیت (شادی )،شکست (غم )،ممانعت (خشم )وبلا تکلیفی (ترس ).سیلوان تامکینز (1970) شش هیجان علاقه ،ترس،تعجب ،خشم ،اندوه وشادی را مشخص کرد زیرا از نظر او شش حالت مجزای شلیک عصبی ،این هیجان های متفاوت را به وجود می آورند (مثلا" افزایش سریع در سرعت شلیک عصبی ،تعجب را به بار می آورد )پل اکمن (1992 ،1994) شش هیجان ها با جلوه صورت همگانی (میان فرهنگی )مطابق باآن ،ارتباط دارد . رابرت پلاچیک (1980) از هشت هیجان خشم ،نفرت ،غم ،تعجب ،ترس ،تایید ،شادی و انتظار نام می برد ،زیرا هریک با نشانگان هیجان – رفتار مشترک در تمام ارگانیزمهای جاندار مطابقت دارد (مثلا" ترس با محافظت مطابقت دارد )سرانجام اینکه کارول ایزارد (1991) ده هیجان را براساس نظریه هیجان های متمایز خود معرفی می کند: خشم ،ترس ،اندوه ،شادی
،نفرت ،تعجب ،شرم ،گناه ،علاقه ،حقارت .
هریک از این هشت سبک پژوهش قبول دارد که (1) تعداد کمی هیجان اصلی وجوددارد (2) هیجان های اصلی در تمام انسانها (وحیوانات )مشترک هستند ،و(3) هیجان های اصلی ثمره زیست شناسی و تکامل هستند .آنچه این هشت سبک پژوهش را متمایز می کند این است که هریک علت زیستی متفاوتی را
برای تجربه هیجانی مشخص می کند .
دیدگاه شناختی
دیدگاه شناختی قاطعانه تاکید دارد که انسان ها خیلی بیشتر از 2تا10 هیجانی را که دیدگاه زیستی مشخص کرده است ،تجربه می کنند . نظریه پردازان شناختی می گویند البته درست است که تعداد محدودی مدار عصبی ،جلوه های صورت ،وواکنش های بدنی (مثل واکنش جنگ یا گریز )وجوددارد ،اما چند هیجان مختلف می توانند از یک واکنش زیستی ایجاد شوند . برای مثال یک پاسخ فیزیولوژیکی ،مانند بالا رفتن فشار خون ،می تواند مبنای زیستی خشم ،حسادت ،یا رشک باشد . فشار خون بالا و ارزیابی بی عدالتی ،موجب خشم می شود ؛فشار خون بالا واین ارزیابی که دیگری در جایگاه مطلوب تری از خود قرار دارد ،موجب رشک می شود . از دید نظریه پردازان شناختی ،زبان ،دانش شخصی ،تاریخچه جامعه پذیری و انتظارات فرهنگی به وجود
می آید . انسان ها تعداد زیادی هیجان را تجربه می کنند .
درشکل 7-11 نه سبک پژوهش در بررسی شناختی هیجان ها نشان داده شده است . این شکل دلیل منطقی ای که هر نظریه پرداز هیجان ها را براساس آن مطرح کرده است و منابعی رابرای مطالعه بیشتر ،ارایه می دهد . این شکل نشان می دهد که همه نظریه پردازان شناختی به سؤال "چند تا هیجان وجوددارد ؟"با پاسخ مشابهی جواب می دهند ،یعنی تقریبا"تعداد بی نهایتی هیجان وجوددارد . علت آن این است که نظریه پردازان شناختی دراین فرض مشترک هستند که " هیجان ها در پاسخ به ساختارهای معنی موقعیت های خاص به وجود می آیند ؛هیجان های مختلف در پاسخ به ساختارهای معنی متفاوت به وجود می آیند "(فریجدا ؟،1988). اینکه نظریه های شناختی چه تفاوتی دارند بستگی دارد به اینکه چگونه نحوه ای که افراد معنی یک موقعیت را تعبیر می کنند ،توصیف می نمایند . موقعیت می تواند زمینه ای را برای تعبیر کردن حالت انگیختگی فرد تامین کند ،فرد می تواند حالت انگیختگی خودش را تعبیر کند وافراد را می توان برای تعبیر کردن حالت انگیختگی خودشان اجتماعی کرد . علاوه براین افراد رابطه خود با محیط و تاثیر آن برسلامتی ،معنی و خاطراتی که از موقعیت های مختلف دارند و انتسابهای خود رادرباره اینکه چرا پیامدهای خوب وبد روی دادند ارزیابی می کنند وتجربیات هیجانی عمیقا"با زبان ،روش های رفتار کردن به شیوه مورد نظر
جامعه و نقش های اجتماعی افراد ارتباط دارند .
وظایف اجتماعی
هیجان ها علاوه بر وظایف کنارآمدن ،وظایف اجتماعی هم دارند (ایزارد
،1989 ؛کلتنروهایت ،1999، منستید ،1991 )هیجان ها :
1- احساسات مارا به دیگران منتقل می کنند .
2- برنحوه ای که دیگران با ماتعامل می کنند تاثیر می گذارند
3- به تعامل اجتماعی کمک می کنند .
4- روابط را ایجاد ،حفظو قطع می کنند .
جلوه های هیجانی ،پیام های نیرومند وغیر کلامی هستندکه احساسات مارابه دیگران انتقال می دهند .کودکان از طریق جلوه های هیجانی ،آنچه راکه نمی توانند به صورت کلامی منتقل کنند،به صورت غیر کلامی ازطریق صورت ،صداورفتارهیجانی درکل ،انتقال می دهند .کودکان بعداز تولد می توانند شادی ،علاقه ونفرت را ابراز کنند؛دردوماهگی می توانند غم وخشم را نیز ابراز کنند ؛ودر شش ماهگی می توانند ترس را ابراز کنند (ایزارد ،1989 ).درطول دوران طفولیت ،علاقه ،شادی ،غم ،نفرت و خشم تقریبا" 100درصد جلوه های صورت مبتنی بر هیجان را نشان می دهند (ایزارد وهمکاران ،1995) . مراقبت کنندگان ،این جلوه های صورت را با اطمینان تشخیص می دهند وبه دقت تعبیر می کنند (ایزارد و همکاران 1980 ).بنابراین جلوه های صورت کودکان مراقبت مخصوص هیجان مراقبت کنندگان را هدایت می کنند .
جلوه های هیجانی بر نحوه تعامل افراد تاثیر می گذارند به طوری که جلوه هیجانی یک نفر می تواند موجب واکنش های رفتاری گزینشی در نفر دوم شود . برای مثال ،وقتی کودکان برسر اسباب بازی دعوا می کنند کودکی که خشم یا غم نشان می دهد در مقایسه با کودکی که این هیجان را نشان نمی دهد به احتمال بیشتر آن اسباب بازی را تصاحب می کند (کامراس 1977 ؛رینولدز1982) . جلوه هیجانی به صورت غیر کلامی به دیگران می رساند که رفتار قریب الوقوع احتمالی فرد چه خواهد بود . اگر اسباب بازی گرفته شود کودکی که خشم نشان می دهد از احتمال حمله قریب الوقوع خبر می دهد در حالی که کودکی که ابراز غم می کند ،از احتمال گریه کردن خبر می دهد . این علامت که فرد احتمالا" حمله یا گریه خواهد کرد اغلب باعث تصاحب دوباره اسباب بازی از دست رفته می شود (یا جلوگیری از گرفته شدن اسباب بازی از همان ابتدا ).بنابراین هیجان ها در رابطه با تغامل اجتماعی ،چندین وظیفه دارند که وظایف اطلاع رسانی (من این طوری احساس می کنم )هشدار دهنده (این کاری است که می خواهم انجام دهم )ودستور دهنده (این کاری است که از شما می خواهم انجام دهید )ازآن جمله هستند .جلوه های هیجانی به این طریق مشوق های اجتماعی (لبخند شادی )بازدارنده های اجتماعی (چهره خشمگین )وپیام های غیر کلامی (چهره شرمنده )را منتقل می کنند که تعامل های اجتماعی را آسان و هماهنگ می کنند (فرنالد 1992؛کلتنروباسول
1997،ترونیک 1989).
بسیاری از جلوه های هیجانی به صورت اجتماعی ،نه زیستی برانگیخته می شوند این ادعا عجیب به نظر می رسد زیرا عموما" فرض براین است که وقتی افراد شادهستند لبخند می زنند ووقتی غمگین هستند اخم می کنند .بااین حال زمانی که افراد احساس شادی نمی کنند نیز بارها لبخند می زنند . افراد گاهی
برای اینکه به تمایل اجتماعی کمک کنند لبخند می زنند .
کردار شناسایی که لبخند زدن رادر نخستی ها بررسی کرده اند دریافته اند که شمپانزه ها گاهی برای منحرف کردن رفتار بالقوه خصمانه حیوانات سلطه جو ودر مواقع دیگر برای حفظ کردن یا افزایش دادن تمایل دوستانه از لبخند ارادی استفاده می کنند (ون هوف ،1962،1972). همان گونه که نخستی ها برای آرام کردن حیوانات سلطه جو لبخند می زنند (دندان نشان می دهند ). کودکان خردسال وقتی با غریبه ای برخورد می کنند ،لبخند می زنند و کودکان احتمالا" به غریبه ای که لبخند می زند بیشتر از غریبه ای که لبخند نمی زند نزدیک می شوند (کونولی و اسمیت ،1979 ). بزرگسالانی که از لحاظ اجتماعی خجالت زده می شوند نیز لبخند می زنند (کرات و جانستون ،1979) . علاوه براین لبخند نوعی خوشامدگویی همگانی است که به نظر می رسد به صورت غیر کلامی می گوید من صمیمی هستم ،دوست دارم با هم صمیمی باشیم . در هر یک از این موارد لبخند زدن به صورت اجتماعی نه هیجانی
برانگیخته شده است .
چرا هیجان داریم ؟
زندگی پر از چالش ها ،استرس ها ،و مشکلاتی است که باید حل شوند هیجان ها به عنوان راه حلهایی برای این چالش ها ،استرس ها ،و مشکلات وجوددارند (اکمن ،1992 ؛فریجدا1986،1988؛لازاروس ،1991،شرر1994). هیجان ها با هماهنگ کردن احساسات ،انگیختگی ،هدف و بیانگری (فرایندهای هیجان در شکل 1-11)وضعیت مارادرارتباط با محیط مان تثبیت می کنند (لیونسون 1999) ومارا به پاسخ های اختصاصی وکارآمدی مجهز می کنند که با مسایل بقای جسمانی و اجتماعی متناسب هستند .(کلتنر وگراس 1999).
برخی اعتقاد دارند که هیجان ها هیچ هدف مفیدی ندارند به نظر آنها هیجانها فعالیت جاری را مختل می کنند رفتار را آشفته می کنند و عقل و منطق را از ما می گیرند (هب،1949؛مندلر1984) . این پژوهشگران هیجان معتقدند که هیجان ها هزاران سال قبل وظایف تکاملی مهمی داشتند اما در دنیای مدرن امروی ،دیگر این وظیفه را ندارند . این موضع با این اظهار نظر که هیجان ها قبل ازرفتار واقع می شوند تا به سازگاری با شرایطی که مواجه می شویم
کمک کنند در تضادی آشکار قراردارد .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   70 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی مقایسه هوش هیجانی زنان ومردان کارمند

دانلود تحقیق بیابان زدایی

اختصاصی از زد فایل دانلود تحقیق بیابان زدایی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق بیابان زدایی


دانلود تحقیق بیابان زدایی

جهت تعریف بیابان بایستی مناطق خشک را شناخت و از آنجایی که ویژگیهای مناطق خشک زیاد است تعریف آن در یک جمله مشکل است . بنابراین بیابان را به صورتهای مختلف تعریف کرده اند .
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی « بیابان به سرزمینی گفته می شود که توان حیات و زیست موجودات در آن بدلیل کمی بارندگی بسیار محدود باشد . » و دو ویژگی عمده اغلب بیابانها کمبود بارش  و تبخیر زیاد باشد .
اصطلاح بیابان زایی اولین بار توسط یک جنگل بان فرانسوی (آبرویل)در سال 1949 به کار گرفته شد. منظور او از کاربرد این اصطلاح بیان وضعیت بخشی از جنگل های بارانی آفریقا بود که با هدف تبدیل اراضی به مزارع کشاورزی و جنگل تراشی ، سوزانده شده و پس از رهاسازی به مرور  درختچه زار و بوته زار تبدیل می شوند. تاآماده برای تبدیل شدن به اراضی زراعی وباغی گردند. او معتقد بود که چنین پدیده ای در مناطق حاره ای نیم مرطوب آفریقا باعث بوجود آمدن نوعی از بیابان در عرصه هایی که در گذشته پوشیده از جنگل بوده اند، می شود.پس از آن اصطلاح بیابان زایی توسط کارشناسان و پژوهشگران دیگری برای تبیین وضعیت تخریب اراضی در سایر مناطق بویژه در مناطق خشک توسعه و تعمیم یافت.

مقدمه     1
فرایند بیابان زائی 4
بیابان زائی طبیعی 6
بیابان زائی انسانی 7
بادها و ماسه های روان و خسارات ناشی از آن 9
اقدامهایی در راستای مقابله با بیابانزائی 11
علل بیابانی شدن عرصه های طبیعی 13
نقش آموزش و ترویج در جلوگیری بیابانزائی17
منابع مورد استفاده 20

 

شامل 20 صفحه فایل word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق بیابان زدایی