زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مقاله جبران خلیل جبران

اختصاصی از زد فایل مقاله جبران خلیل جبران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله جبران خلیل جبران


مقاله جبران خلیل جبران

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:23

ادیب و نقاش لبنانی صاحب مکتب ادبی جبرانیسم در ادبیات معاصر عرب و از پیشگامان ادبای مهجر. او در 5 صفر 1301/ 6 دسامبر 1883 در دهکدة کوهستانی بشراء * / بشری در شمال لبنان در خانوادة مسیحی مارونی تنگدستی زاده شد. دوستان نزدیک او از جمله میخائیل نعیمه نیز همین تاریخ را ذکر کرده اند اما برخی پژوهشگران بر آن اند که وی بعدها به سبب اعتقاد به تناسخ و اندیشة الوهیت در ژانویة 1921 در نامه ای به می زیاده (نویسندة لبنانی ) روز تولد خود را 6 ژانویه و مقارن با روز تولد مسیح اعلام کرده و حتی در مقاله ای نوشته که در بمبئی هند متولد شده است ( رجوع کنید بهخالد 1983 الف ص 18 همو 1983 ب ص 12 نعیمه ص 24 حنین 1983 الف ص 34 حطیط ص 437ـ 438).

مادرش کامله رحمه از ازدواج سوم خود با خلیل جبران صاحب سه فرزند به نامهای جبران سلطانه و مریانا شد (جبر 1981 ص 11ـ 12 حنین 1983 الف ص 80 نیز رجوع کنید به نعیمه ص 26ـ27). جبران از پنج سالگی در مدرسة مارونی «مارالیشاع »در جنوب زادگاهش مشغول تحصیل شد. از همان کودکی قریحة وی در هنر نقاشی توجه مادرش را جلب کرد (خالد 1983 الف ص 22ـ25 اشتر ص 189 جبر 1981 ص 17). او در ده سالگی با آرزوی پرواز از صخره ای پرید و شانة چپش آسیب دید که تا پایان عمر او را رنج می داد ( رجوع کنید بهجبر 1981 ص 20 جبران 1379 ش پیشگفتار حجازی ص 9ـ10).

پدر جبران که مأمور دریافت مالیات از گله داران بود به سبب اختلاس محکوم به زندان و مصادرة اموال و خارج نشدن از لبنان شد.


دانلود با لینک مستقیم


مقاله جبران خلیل جبران

مقاله فقر و جدایی‌ نژادی‌ در مراکز شهری‌

اختصاصی از زد فایل مقاله فقر و جدایی‌ نژادی‌ در مراکز شهری‌ دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله فقر و جدایی‌ نژادی‌ در مراکز شهری‌


مقاله فقر و جدایی‌ نژادی‌ در مراکز شهری‌

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:41

فهرست:

فقر و جدایی‌ نژادی‌ در مراکز شهری‌

. فقر سالمندان‌

محل‌ زندگی‌

نوع‌ خانوار

خبرگزاری فارس:نرخ‌ فقر در مراکز شهرها بیش‌ از دو برابر حومه‌شهرهاست‌ و در پاره‌ای‌ مادرشهرها این‌ تفاوت ‌حتی‌ بیشتر است‌. برای‌ نمونه‌ در شیکاگو وفیلادلفیا نرخ‌ فقر مرکز شهر حدود چهار برابر نرخ‌فقر در حومه‌های‌ شهر است‌. توزیع‌ نژادی‌ فقر درمراکز شهرها 1ر31 درصد برای‌ سیاه‌پوستان‌ و 12درصد برای‌ سفیدپوستان‌ است‌

اگرچه‌ مردم‌ فقیر را در هر یک‌ از بخشهای‌ جامعه‌ می‌توان‌ مشاهده‌ کرد اما تمرکز و فراوانی‌ آن‌ در میان‌ زنان‌، کودکان‌و اقلیتهای‌ نژادی‌ و مراکز شهری‌ بزرگ‌ (در مقابل‌ حومه‌ها یا حوزه‌ آماری‌ کلانشهرها) بیشتر است‌. این‌ مقاله‌ کاوشی‌ است‌ درباره‌ تداوم‌ و ماندگاری‌ فقر در مراکز شهری‌ ایالات‌ متحد، جدایی‌ نژادی‌، مسکن‌ فقرا و بالاخره‌ بیکاری‌ و علل‌ آن‌.
کلید واژه‌ها: فقر شهری‌ در آمریکا، تعریف‌ فقر شهری‌، بودجه‌ فقر، مراکز شهری‌، حوزه‌های‌ آماری‌ مادرشهر، سیاست‌مسکن‌، فقر و جدایی‌ نژادی‌ و ناموزنی‌ فضایی‌ است.

 


دانلود با لینک مستقیم


مقاله فقر و جدایی‌ نژادی‌ در مراکز شهری‌

مقاله زندگی نامه سهراب سپهری

اختصاصی از زد فایل مقاله زندگی نامه سهراب سپهری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله زندگی نامه سهراب سپهری


مقاله زندگی نامه سهراب سپهری

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:14

زندگی نامه سهراب سپهری 

سهراب سپهری شاعر و نقاش معاصر ایران در ۱۵ مهر ماه ۱۳۰۷ در کاشان پا به عرصه حیات گذشت و در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران درگذشت.

وی پس از طی تحصیلات شش ساله ابتدایی در دبستان خیام کاشان (۱۳۱۹) و متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان (خرداد ۱۳۲۲) و به پایان رساندن دوره ی دو ساله ی دانشسرای مقدماتی پسران (خرداد ۱۳۲۴)، در آذر ۱۳۲۵ به استخدام اداره ی فرهنگ کاشان در آمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره ی دبیرستان خود را دریافت نمود. سپس به تهران آمد و در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران در آمد که پس از هشت ماه کار استعفا کرد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه ی شعر نیمایی خود را به نام «مرگ رنگ» انتشار داد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجه ی اول علمی نیز نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعه ی اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب ها» منتشر کرد. آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر ۱۳۳۳ در اداره ی کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه ها شروع به کار کرد و در ضمن در هنرستان های هنرهای زیبا نیز به تدریس می پرداخت


دانلود با لینک مستقیم


مقاله زندگی نامه سهراب سپهری

تحقیق در مورد تصویرگری یا تصویرسازی

اختصاصی از زد فایل تحقیق در مورد تصویرگری یا تصویرسازی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد تصویرگری یا تصویرسازی


تحقیق در مورد تصویرگری یا تصویرسازی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:29

فهرست مطالب

 

 

موضوع :

 


مقدمه

در گذشته «مصورکردن» محدوده مشخصی نداشت و تخصص در آن دارای ویژگی معینی نبود. هر کس که دستی به قلم مو داشت می توانست مصور یا تصویرگر باشد و هر هنرمندی مدعی تصویرگری هم بود. طراحان ، حکاکان، نقاشان و مجسمه سازان و غیره ،‌کارشان را مصور کردن و تصویرگری می دانستند، زیرا که می پنداشتند اثرشان را براساس تصویرکردن موضوعی به وجود می آورند. در گذشته هنر گرافیک هم مفهوم و محدوده خاصی نداشت. در غرب، طراحی، نقش اندازی، حکاکی و رسامی فعالیتهائی بود که گرافیک هم نامیده می شد و در واقع گرافیک بخش کوچکی از هنر نقاشی بود. اما بعدها رشد و وسعت تخصص ها در این تقسیم بندیها تغییرات فوق العاده ای را بوجود آورد و هر کدام از آن فعالیتهای جنبی کوچک گذشته، خود مرکز و محور کوشش های خلاقه هنرمندان زیادی شدند. مثلا هنر مصورکردن و تصویرگری برای خود شعبه تخصصی مهمی شد و در خود تقسیمات و تخصص های متعددی را بوجود آورد. در اکثر زبانهای غربی مصور کردن را illustration می گویند که به زبان ما، می توان آن را تصویرگری و تصویرسازی و هنرمندش را تصویرگر نامید. کار تصویرگری عبارت از تجسم تصویری یک موضوع برای نمایش بهتر فضای مطلب و در نهایت درک بهتر آن است. تصویرسازی و مصورکردن تنها با ابزار طراحی و نقاشی انجام نمی گیرد؛ بلکه امروزه طراحان و تصویرگران از هر طریقی و از امکانات بیانی هر هنر تصویری دیگری برای به تصویرکشاندن موضوع، استفاده می کنند از عکاسی ، از مجسمه سازی، نقاشی ، خوشنویسی ، حکاکی ، سینما و بهره جوئی می کنند زیرا در واقع بیان اجرائی فقط گاهی مرزهای ظریفی را در بیان آنها ایجاد می کند. در واقع می توان گفت که این جزئیات بیانی بسان گویش های مختلف یک زبان عمل می کنند و در اساس چیزی با دیگری متفاوت نیست.

استفاده از این همه امکانات گوناگون در تصویرگری نتیجتاً سبب تعدد و گوناگونی تخصص ها و روش ها در این هنر شده است و روز به روز نیز بر این انشعابات افزوده می شود و منجر به پیدایش دیدگاهها و شگردهای بدیع و نوظهور می گردد.

بنابراین وقتی به خیل تصویرگران نگاه شود با وجود تنوع بی حد تخصص ها و شیوه ها ، اما همه آنها را می توان در حیط تصویرگری و تصویرسازی دید.

جمعی از آنها به کار تصویرسازی برای «کتاب» مشغولند و کتابها از کتب مربوط به کودکان شروع شده و به کتب همه سنین خوانندگان و همه تنوع موضوعات مورد نظر آنها چون : انواع ادبیات ، هنر،‌علوم ،‌فنون و ختم می شود که باز می توان همه این گوناگونی کتب را به دو شیوه تصویرگری یعنی تزئین کتب و یا تصویرسازی برای متن آنها تقسیم کرد و هر یک از این دو شعبه محتاج تخصص و تجربه ای ویژه است.

شاید به ظاهر تصویرسازی برای متن از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. اما می دانیم در هنر تصویرسازی سنتی ما، حاشیه سازی یعنی تذهیب و تشعیرسازی ،‌جائی بسیار والا و ارجمند دارد و هنرمندان برجسته ای به این کار و سایر فنون دیگر مربوط به آن پرداخته و آثاری نفیس و بی بدیل به جای نهاده اند.

با کمی دقت به موضوعات متنوع تصویرگری که شاید شام لدهها رشته و مطلب جداگانه باشد می توان تا حدودی به اهمیت و لزوم تنوع شیوه بیان آنها پی برد که مثلاً تفاوت در زیمنه تصویرسازی برای متن یک کتاب پزشکی با تصویرهای فنی یک کتاب مکانیک و تصاویر یک کتاب تاریخی ،‌یک کتاب جغرافیا، یک کتاب سیاحتنامه ،‌یک اثر ادبی ، یک کتاب آموزشی دوران تعلیمات مدرسه ای ،‌یک جزوه ورزشی ، عکاسی ،‌مد و لباس، یک قصه زیبا و لطیف کودکانه ،‌مجموعه اشعار ووو چه اندازه باید تفاوت داشته باشد.

در زمینه مصور کردن همین مطالب گوناگون وقتی به حیطه روزنامه نگاری وارد شویم، باز فضا و روال کار فرق می کند و همان تفاوتی را پیدا می کند که در شیوه و سطح توقع نوشتن مطالب برای کتاب و برای مقالات نشریات معمول وجود دارد.

به همان ترتیبی که نویسنده ای مقاله یا مطلبی را با سطح و توقع خاصی برای روزنامه یا مجله تهیه می کند،‌تصویرگری این مطالب هم همان شأن و لجن موضوع را به خود می گیرد؛ و وقتی ملاحظه کنیم که حتی شیوه و روال هر نشریه نیز به جای خود در کیفیت نگارش آن مطالب تأثیر می گذارد، طبیعی است که بر شیوه طراحی و تصویرسازی آن هم تأثیربگذارد. به این معنی که مصورکردن یک نشریه روزانه با یک نشریه هفتگی تفاوت دارد و اگر هر کدام از این نشریات مدعی راه و رسم خاصی نیز باشند، باز این تفاوت ،‌دگرگونی های دیگری را هم به خود می گیرد و اگر دوباره گوناگونی های موضوعی نشریات را در نظر آوریم می بینیم که مثلا یک نشریه روزانه سیاسی، یک نشریه هفتگی ورزشی ، یک مجله ادبی ، یک گاهنامه هنری ، یک جزوه حقوقی یا اقتصادی ، اجتماعی ، یا مطلبی مخصوص جوانان ، کودکان ،‌دانشگاهیان ووو آن چنان لحن ها و شخصیت های متفاوتی دارند که همانطور که نمی توان آنها را با یک قلم و شیوه نوشت نباید با یک قلم هم مصور نمود.

علاوه بر موضوعاتی که تاکنون شمرده و معرفی شد، موضوعات بیشمار دیگری نیز هستند که برای خواستها و مصارف متعدد اقشار و اهداف بیشماری منتشر می شوند مانند انواع اعلان ها و پوسترها،‌انواع پوشش ها و روی جلدها ،‌انواع جزوات و بروشورها و کاتالوگ ها ،‌انواع برنامه های تلویزیونی ، تابلوهای راهنمائی اماکن و کسبه و ادارات تمبرها و بسته بندی ها ووو که هر یک شیوه و لحن و اجرای خاص و مناسب خود را دارند و لاجرم باید در محدوده پهناور تصویرگری انواع هنرمندان تصویرگر با تخصص ها ، شیوه ها و قلم های ویژه و هنرمندانه ای وجود داشته باشند که البته چنین کثرت تخصص و تنوع متخصص در سایر کشورهای پیشرفته وجود دارد و امری غریب و عجیب نیست فقط متأسفانه چنین طیف گسترده ای از توانائی ها در کشور ما وجود ندارد و دلایل آن ناشی از کمبود آگاهی فنی دوطرف حرفه تصویرگری که ناشر و تصویرگراست می باشد. وقتی تقاضای روشن و یا روشنگرای وجود نداشته باشد طبیعتاً جواب درست و دقیقی نیز به دنبال ندارد و سطح کار کم و بیش در همان حوالی احتیاجات عمومی و قدیمی باقی می ماند. اما این ماندگاری و درجازدن ، عیب بزرگی است که ناشی از عدم کوشش و هوشیاری طراحان و مصوران می باشد. وقتی در حیطه کار حد دید و نگرش، محدود و کوتاه باشد، وظیفه طراحان است که با آشنایی و تسلط و اشرافی که به حرفه خود دارند،‌باید چشم اندازهای گوناگون کار خود را به خوبی مطرح و معرفی کنند و باعث آموزش آنها شده و در نتیجه سبب ایجادگستردگی بازار کار گردند و از این طریق نه تنها به سفارش دهنده کمک مؤثری در شناخت امکانات می شود بلکه فضای کار و حرفه نیز مطلوبتر شده و زمینه های بیشتر و مناسبتری برای بروز خلاقیت ها بوجود می آید. اما کار خوب و با ارزش را چگونه باید تشخیص داد و ارزیابی کرد.

به طور کلی ارزش هر کار به دوگونه سنجیده می شود:

اول ارزش توانائی تصویرگر در انتقال برداشتهای حسی درست و هنرمندانه اش از موضوع است. میزان درستی برداشت تصویرگر بستگی به میزان خلوص بیان او دارد که خود متکی به عوامل گوناگونی از جمله تجربه و مهارت و از همه مهمتر دل سپردگی کامل به کار و شفافیت روح او است خلوص بیان به کار، حالتی سهل از جهت درک و پذیرش آن بوسیله بیننده و ممتنع از جهت ایجاز و استحکام اجرائی آن می دهد. رسیدن به خلوص ،‌تمرینی پیگیر و موشکافانه می خواهد. باید همیشه نگاهی جستجوگر داشت و دائم همه دریافت ها را محک زد و هر محکی را با محکی دیگر اندازه زد تجربه را با تجربه ای دیگر ،‌تجربه را با حس و حس را با تجربه و حس را با واقعیت که تا بالاخره و به تدریج و آرام و آرام نگاه و فکر، ظریف شوند و خیره گردند و خیرگی را نیز باید مرتب محک زد و آزمایش کرد و صیقل داد چرا که زود کدر می شود و می پوسد.

نداشتن تمرین کافی و عدم پیگیری در این روش، درجات و حالات متفاوتی را در تصویرگران و کارایشان به وجود می آورد و ارزشهای گوناگون آنها را سبب می شود و برعکس پیگیری مدام و یکدست و کامل بودن این ممارست باعث بی همتائی تصویرگر و ماندنی شدن اثر او می گردد.

دومین ارزش هر کار، مهارت اجرائی اثر است و قدرت اجرائی کار یک تصویرگر موضوعی است که کم و بیش همه با آن آشنا هستند چرا که نتیجه ای عینی و بارز دارد. به آسانی مهارت اجرائی قابل تشخیص و تعیین است. در مهارت اجرائی نیز خلوص و شفافیت روح و شخصیت تصویرگر لازم است اما محدوده آن با وسعت مورد نیاز طراحی و خلاقیت در تصویرگر طراح تفاوت دارد.

زیرا در اجرا بیشتر تمرین مدام دست و چشم نقش دارد که اصطلاحاً به آن نرمی و یا خشکی دست می گویند اما درک و دیدن درست فرمها و رنگها و جنسیت مناسب آنها و انتقال درستشان بر صفحه کار، احتیاج به میزانی از خلوص و شفافیت دارد تا رابطه درست بین دید ودست و روح را بوجود آورد.

گروه تصویرگران اجراگر با گروه تصویرگران طراح تفاوتی حرفه ای دارند و تقسیم و جدائی این دو دسته بستگی به روحیه و شخصیت افراد این گروهها دارد و انتخاب روش شغلی ایشان انتخابی شخصی است که بعداً به صورت تخصصی در می آید مانند انتخاب انواع مشاغل توسط افراد مشابه.

تصویرگران اجراگر را در تقسیمات هنر گرافیک و تصویرگری ،‌«رسام» و «اجراگر» و در اصطلاح فرنگی حرفه Artist می نامند. لذا در شناسنامه آثار تصویرگری اسامی افراد متعددی چون تصویرگر یا ایلوستراتور و اجراگر یا آرتیست دیده می شود و گاه نام مدیر هنری هم به آنها اضافه می شود و مدیران هنری کسانی هستند که خط و فضای اصلی شیوه ، تکنیک و «ایده» را ارائه می کنند و مدیریت هنری شغلی است که هنوز در ایران حضور وجود درست و دقیقی پیدا نکرده است. اما اجراگران کسانی هستند که مهارتی استادانه در ساخت و ساز کار و اثر دارند و در طراحی و ترکیب عوامل اثر دخالتی نمی کنند. طرح را از طراح یا مصور دریافت کرده و به اجراء‌دقیق و ماهرانه آن می پردازند. اجراگران هر یک سبک و شیوه خاصی در قلم زدن و ساخت و ساز دارند و همانطور که گفته شد ارزیابی کارشان براساس میزان مهارت و استادی آنها در اجرای تصویر است و تصویرگران طراح هم کسانی نیستند که از توان و مهارت اجرائی بی نصیب باشند. بلکه ایشان به طور طبیعی طرح و اجرا را توأماً و شخصاً انجام می دهند اما امروزه به دلیل تقسیم و تعدد تخصص ها و دقیق بودن مرزتوانائی ها ، قسمتهای مختلف آن را اغلب به مسئولیت های دقیق گوناگون سپرده و اجرا می شود.

خلاقیت د طراحی و مهارت در اجرا، هر چند که اساس کار و حرفه است اما نکات دیگری را نیز باید برای انجام تصویرسازی در نظر داشت که عبارتند از:

1- هم سلیقگی تصویرگر و نویسنده

2- انتخاب بیان و چهارچوب ترکیب و تکنیکی سنجیده در ارتباط با ترکیب و تکنیک موضوع

3- مطالعه و بررسی تجربیات همکاران

هریک از نکات فوق بحث و بخشی مستقل به خود دارد اما در واقع در مجموعة‌مسائلی است که یک تصویرگرباید به آن توجه کامل داشته باشد.

هم سلیقگی تصویرگر و نویسنده به مقدار زیادی راه را برای بوجود آوردن یک اثر خوب هموار می کند زیرا به دلیل همین هماهنگی اولیه، تصویرگر با مقدار زیادی از خواستهای نوشته نشده نویسنده آشنا است و در واقع درک فضا خود به خود از این طریق حاصل می شود و به بیننده هم به خوبی منتقل می گردد.

اهمیت اثر تنها در منعکس کردن تصویری محتوی نوشته نیست. تصویر خوب باعث ایجاد باور بیشتر و درک بهتر مطلب می شود و سبب می گردد تا خواننده ، انرژی ، انگیزه و شوق زیادتری برای ادامه مطالعه پیدا کند و نهایتاً و به طور غیر مستقیم آموزش بصری ببیند و به طور طبیعی فرهنگ او گسترش پیدا کند. در کشور ما معمولاً به این مهم توجه نمی شود و علت آن از یک طرف کمبود طراح و تصویرگر متخصص و قابل در زمینه های بسیار تنوع حرفه است و از طرف دیگر نبودن نوعی بینش و سیاست انتشاراتی که سبب می شود کار در مسیری درست و حرفه ای انجام نگیرد و هر تصویرگری مجبور شود که کار مورد سفارش را به هر ترتیب انجام و پایان دهد.

در چنین شرایطی تصویرگران موجود باید هر سفارش را به مانند مسئله و مشکل جدیدی برای خود مطرح کنند و برای آن راه حل مناسبی پیدا کنند.

در درون نکته بالا، نکته دوم نیز مستتر است که عبارت اس انتخاب بیان و چهارچوب تکنیکی سنجیده ، برای اجرای امر است و این امریست لازم و ناگزیر ، زیرا هر موضوعی لحن و بیان خاص خود را دارد و برای بازگویی آن به زبان تصویر باید لحن و بیان مناسب آن پیدا و استفاده کرد.

در این مورد دو موقعیت خاص وجود دارد. یا سفارش دهنده براساس اطلاعات و شناسائی های قبلی ، تصویرگری را که از جهت دید و سلیقه با موضوع مورد سفارش هماهنگی دارد انتخاب و کار را به او واگذار می کند و یا برعکس تصویرگر هنرمندی را بر می گزیند که علیرغم عدم هماهنگی و هم سوئی شیوه بیان و تکنیک او با نوشته، صرفاً بخاطر بوجود آوردن اثری با برداشت و دیدگاهی دیگر، کار را به او می سپارد.

در این صورت چنانچه اثر تصویری ،‌در جای خود اثری هنرمندانه و با دیدگاهی تازه و بدیع باشد خود می تواند روشی شگفت و جالب و در نهایت نتیجه ای زیبا و هنرمندانه داشته باشد اما آنچه را که تصویرگر نباید مطلقاً انجام دهد، دنباله روی و ترجمه تصویری لغت به لغت موضوع است و همیشه باید به یاد داشته باشد که با کارش ابعاد تازه ای به موضوع مورد سفارش اضافه کند.

دیدن و مطالعه چنین تجربیاتی خود بسیار مفید و با اهمیت است لذا هر تصویرگر باید به طور دائم در جریان کوشش های همکاران خود باشد. علاوه بر آن ، مجموعه کارها و تجربیات همکاران ، کم و کیف و ابعاد بیان هنری جامعه را نشان می دهد و از طریق مطالعه کار آنها می توان به خوبی نبض جامعه را در دست داشت و فاصله خود را با آن سنجید و به رفع معایب خود پرداخت.

پی جوئی و دقت در کار همکاران باید موشکافانه و بدون حسادت انجام گیرد. حسادت بینائی و شعور فنی هنرمند را کورمی کند و به توانائی های او لطمه می زند. حسادت در جوامع کم فرهنگ ،‌کثیف و مخرب است و با توجه به این نکته می توان خود و دیدگاه خود را اصلاح کرد و برای تعالی خود راه گشائی نمود. باید دانست آموختن و فراگیری ، راه ها و طرق گوناگونی دارد و یکی از این راه ها ، مطالعه و بررسی کیفی کارهای همکاران است. در این روش نباید از کارهای همکاران فقط عیب جوئی کرد. جستجوی نقاط ضعف دیگران ، قراردادن خود در یک موضع و فضای ضعیف و پائین است. نقد و بررسی یک کار، بررسی و ارزیابی نقاط مثبت و منفی است. باید از نقاط مثبت همیشه تمجید کرد. و از این طریق می توان به نوعی وسعت نظر و تعالی روحی و ذهنی رسید و نقاط منفی را باید با ارائه راه حل رفع آن مطرح کرد. توفیق دیگران به طور مسلم سبب ایجاد فضائی بهتر و رشد همه جانبه خواهد شد و باید به یاد داشت که در محیطی آلوده، نمی توان آلوده نماند.

با توجه به اینکه «مصورسازی» کتابهای کودکان‌ناگزیر، با نقاشی ، رابطه ای نزدیک و تفکیک ناپذیر دارد، و بسیاری را ، به سادگی ، اعتقاد بر این است که مصورسازی کتابهای کودکان ، طبیعتاً «نوعی» نقاشی است، ما ، در نخسیت گام باید با ارائه تعریفی از نقاشی و توضیحاتی درباره آن ،‌حد و حدود واقعی و حقیقی این رابطه را روشن کنیم؛ و باز، برای اقدام به چنین عملی ، با توجه به اینکه نقاشی، عموماً، یکی از هنرهای اصلی به شمار می رود، جا دارد که به ارائه یکی از تعاریف ساده و پذیرفتنی از «هنر» بپردازیم بدون جر و بحث در این با؛ یعنی قدم به قدم: ابتدا بگوئیم هنر چیست و چه مشخصاتی دارد به سادگی . آنگاه «نقاشی» را به عنوان یک هنر، تعریف کنیم و ببینیم عطف به این تعریف چه مقدار از «چیز» هایی که عموماً و برحسب عادت نقاشی نامیده می شود،‌بیرون هنر نقاشی می ماند. بعد جستجو می کنیم و ببینیم چه مشترکاتی میان هنر نقاشی و «مصورسازی آثار ویژه کودکان و نوجوانان» وجود دارد و چه تفاوت هایی . سپس بپردازیم به دریافت یا تنظیم تعریف «مصورسازی آثار ویژه کودکان و نوجوانان» و ویژگی های آن، و هنر بودن یا نبودنش ، و در صورت هنر نبودن، چه چیزبودنش ؛ و هم بررسی خاصیت های این نوع جستجو و تحقیق. اما در این جریان ،‌تا اینجا، نکته ای بسیار شایان توجه ، مورد غفلت قرار گرفته است، و آن این است که به تقریب، همان رابطه ای که میان «هنرنقاشی» و «مصورسازی آثار ویژه کودکان» وجود دارد، میان «هنرنقاشی» و «هنر» یا «فن» یا «صنعت دست ماشینی » «مصورسازی آثار ویژه کودکان» ؛ بنابراین ، اگر مصورسازی کتابهای کودکان یا «مصورسازی برای کودکان» - بنا به تعریف- به هنر یا فن نوپا و عظیم و پیش تازنده گرافیک نزدیکتر باشد تا به نقاشی هنری، لازم می آید که ما تعریفی هم هرچندشتابان و هنوز شکل نگرفته و ضربه پذیر- ازگرافیک یا «هنرگرافیک » پیشنهاد کنیم و بعد به جستجوی رابطه ها و شباهت ها بپردازیم تا شاید رسماً و خیلی جدی- بتوانیم بگوئیم «مصورسازی آثار ویژه کودکان» یکی از شعب و شاخه های «هنر صنعت» گرافیک است نه هنر نقاشی،‌و شاید به آنجا برسیم که بازهم به طور مکتبی و رسمی بگوییم «مصورسازی آثار ویژه کودکان» هیچ یک از اینها نیست؛ بلکه حضوری به استقلال دارد، و تعریفی ، و اصولی ، ویژگیهایی ،‌و حتی تاریخچه و مسیری.

این مجموعه اقدامات مقدماتی،‌وسیله ما یا هر فرد و گروه دیگر، البته مرزهای «مصورسازی آثار ویژه کودکان» را ، به عنوان فن یا هنر یا هر چیز دیگر، مشخص می کند و از هر نوع تداخل مخرب یا آزارنده تا حد ممکن ممانعت. ما ،‌در قدم اول ، باید بدانیم «مصورسازی کتابها یا آثار ویژه کودکان» چیست و از چه مقوله ای ست تا بعد بتوانیم بگوییم چه اصول و قوانینی بر آن حاکم است،‌یا حق است که حاکم باشد، و بتوانیم بگوییم چگونه قادر خواهیم شد به بهترین و مناسبترین انواع آن دست بیابیم و آن را تکامل و تعالی ببخشیم ، و نیز با داشتن و پذیرفتن مجموعه ای از معیارها ،‌و اصول ، و ظائف بتوانیم اثری را در این رشته ، «ناب» بنامیم ،‌و عالی ، و درست ، و دقیق و رسا، و وظیفه مندانه و شرافتمندانه ؛ و آثاری را متقابلاً بی ارزش ، غلط . منحرف ، زیان بخش ، متقلبانه ،‌سودجویانه ،‌کاسبکارانه ، رذیلانه ، خائنانه ، ضد کودک ، ضد بشر، منجمد و فاسد.

هنر ، سوای مجموعه ای از تعاریف خاص ، شخصی و کنایی ، چندین و چند تعریف مقبول ،‌معقول و منطقی و یا لااقل قابل بحث و اعتنا دارد که این تعاریف، در موارد بسیار ، مکمل یکدیگرند و برطرف کننده کمداشت های هم ، و سر جنگ و جدال با هم و نفی یکپارچه همدیگر را ندارند. ما در اینجا، بدون بحث ، یکی از این تعاریف را به عنوان وسیله کارمان انتخاب می کنیم:

هنر، بیان زیبا و متعالی احساس، عاطفه ، واندیشه انسانی است.

به هنگام تقسیم بندی و برشمردن انواع هنرها ،‌معمولاً نقاشی را به عنوان یکی از هنرهای اصلی و مستقل نام می برند.

در این صورت ، و با تکیه به تعریف کلی هنر، نقاشی باید چنین تعریفی داشته باشد:

نقاشی، بیان زیبا و متعالی احساس، عاطفه ، و اندیشه انسانی است به مدد خط و طرح و رنگ و سایر ابزارهایی که به نام این هنر مورد استفاده هنرمند قرار می گیرد.

تعریف گرافیک ،‌اما ، به این سادگی ها نیست چه هنر باشد، چه نباشد.

ما،‌در قدم اول، باید مسأله «چاپ» را که به نوعی در واژه «گرافیک» حضور یافته است و به منشاء پیدایی آن مربوط است ، از یاد ببریم، و یا به آن چندان بهایی ندهیم که سراسر تعریف هنر گرافیک را زیر سلطه خود بگیرد ، بفشارد، و به آن خط بدهد.

امروز، قطعاً نیست، اگر روزگاری هم گرافیک ، «هنر ارسال پیام به مدد امکانات چاپی» بود و یا «فن استفاده از چاپ برای ابلاغ مفاهیمی که به مدد کلمات و تصاویر قابل ارائه هستند».

امروزه دیگر چنین نیست؛ چرا که هنر گرافیک ، در عصر ما،‌به همت و با جرأت و جسارت سرداران بزرگ این رشته ، به مقوله ای بسیار پیچیده ، ظریف ،‌وسیع ، عمیق ، و چه بسیا تغییر دهنده ،‌نافذ و به راستی خطرناک تبدیل شده است.

امروز، بر خلاف شایع و ظاهر ، این هنر سینما نیست که در رأس همه هنرها قرار گرفته و فرمانروایی و تسلطی بی چون و چرا می طلبد؛ بلکه گرافیک است که چنین ادعا و خواستی دارد هر چند بدون تظاهر ،‌و یا بسیار زیرکانه ، و گاه به نحو شگفت انگیزی موذیانه.

به هر حال ،‌با توجه به اینکه این جزوه ابداً نمی خواهد به چیستی و چگونگی هنر و فن گرافیک بپردازد،‌به همین بسنده می کنیم که یکی دو تعریف ساده و احتمالاً مقبول از گرافیک ارائه بدهیم تا راه برای وصول به تعریف «مصورسازی آثار ویژه کودکان» هموار شود.

گرافیک، ابلاغ ظریف ، دقیق و مؤثر یک پیام است به مدد ابزارهای همه هنرها ،‌که موضوع این پیام ،‌به وسیله سفارش دهنده ، مشخص و محدود شده باشد و عموماً هم مسائل محدود به زمان و مکان معینی را طرح و عنوان کرده باشد.

گرافیک ، رشته ای یا شاخه ای از هنرهای ترکیبی است که از نقاشی ،‌طراحی ،‌نوشته و ادبیات ، خطاطی ،‌هندسه و نیز امکانات همه هنرها و فنون مدد می گیرد و استفاده می کند تا پیام هایی را به بهترین و مؤثرترین و فشرده ترین نحو ممکن ابلاغ کند که درخواست کننده یا سفارش دهنده ای ،‌به دلائل معین ،‌ابلاغ آنها را از گرافیست خواسته است.

هنر گرافیک ،‌هنر ابلاغ یک پیام مشخص محدود «بیرونی» است.

گرافیک ،‌فنی است ظریف، دقیق و مؤثر ، جهت ابلاغ و ارائه پیام های تجاری ، سیاسی ، اجتماعی و هنری (یا پیام های فرهنگی و تمدنی)

گرافیک، هنر ابلاغ پیامی است که آن پیام، مستقیماً متعلق به شخص هنرمند نیست.

گرافیک، هنر تبلیغ یک پیام درخواست شده است.

در گرافیک، خلاقیت هنرمند،‌از حالت فورانی به حالت دهلیزبندی شده در می آید و چه بسا ،‌امر بر یک سفارش «خوب» می شود؛ سفارشی ساده و بی اعتبار اگر نه سفارشی ضد بشری.

در هنر گرافیک متأسفانه ارزش موضوع نیست که ارزش اثر را باعث می شود یا حتی در ارزش اثر مداخله می کند ؛ بلکه ارزش کم و بیش خالص زیبایی شناختی اثر است که موضوع را محور توجه مخاطب قرار می دهد؛ یعنی هر قدر نفوذ زیبایی شناسانه ( ونه حتی روان شناسه ای ) اثر بیشتر باشد، ارزش آن اثر بیشتر است؛ حتی اگر موضوع ، رسماً ، دفاع از فاشیزم باشد.

(و این ، البته غم انگیز است)

هرگز یک عشق به هر معنی هنرمند گرافیست را برانگیخته به خلق یک اثر گرافیستی نمی کند. اگر عشق . موضوع و محتوای یک اثر هنری را بسازد،‌اصولاً، هنرمند ، برای این عشق تبلیغ نمی کند؛‌بلکه می کوشد به مدد پلهائی از احساس وعاطفه آن را مذلل و موجه کند؛ حال آنکه گرافیست ، صمیمانه می کوشد که موضوع اثر گرافیستی خود را ، هر چه بیشتر تبلیغ کند و مورد توجه دیگران قرار بدهد. به همین دلیل است که یک گرافیست ، بر خلاف همه هنرمندان ، درباره «عشق خود» یا زیر فشار نیروی فوق العاده و فورانی آن ، اثر گرافیستی نمی سازد و نمی تواند بسازد، و باز به همین دلیل است که گرافیست های بزرگ و توانا و پر احساس ، در سراسر جهان ، معمولاً چیزی غیر از گرافیست هم هستند.

حال ، فقط به یک نکته دیگر هم اشاره ای کنیم ، آنگاه بپردازیم به ارائه چند تعریف ساده و مقدماتی از «مصورسازی»

نقطه مشترک مسلم «گرافیک » و «مصورسازی» ، همان «واردی» بودن موضوع است، که این «ورود» ، بوسیله «دیگری » انجام می گیرد - «دیگری » به معنا و مفهومی که گفته ایم.

این که «تصویرگر» ، «خود» را نمی گوید، «خود» را فریاد نمی کند، انسانی سیاسی اجتماعی «خود» و مستقلاً خود خود نیست ( و در تمام این موارد،‌اشاره مان ، عمدتاً ، به «خود» معنوی یا موضوعی و محتوایی است و نه «خود» صوری و شکلی) ، تصویرگر را به گونه ای خاص و جابجایی ناپذیر در کنار گرافیست قرار می دهد، تا حدی که عملا و آشکارا به چشم می آید که تصویرگری کتابهای ویژه کودکان، بخشی از هنر فن گرافیک است،‌و یا رسماً و به شکلی دانشگاهی شاخه ای از آن؛ حال آنکه چنین نیست، چنین نیست، و بازهم چنین نیست؛ و چنین انگاشتنش به راستی ، مصیبتی است. وای به حال مصوری که چنین باوری داشته باشد که مصور ساختن کتابهای کودکان ،‌شاخه و شعبه ای از گرافیک است؛ و وای به حال نفس تصویرگری ، اگر بخشی یا شاخه ای از هنر گرافیک باشد.

عمل تصویرگر، و نیز جهت این عمل، نسبت به گرافیک، آنقدر محدود است و کوتاه و ضربه پذیر و باریک ؛ و اهداف و مقاصد و نتایج تصویرگری ،‌آنقدر دور است و جدا از اهداف ، مقاصد و نتایج گرافیک،‌که امکان ندارد بتوان این دو رشته را در یک فن هنر، دسته بندی کرد و در عین حال ضربه ای جبران ناپذیر و داغان کننده بر تصویرگری وارد نیاورد.

در اینجا،‌فقط توجه کنید به برخی از دوگانگی ها و بیگانگی های این دورشته نسبت به هم:

گرافیک ، حرفه ای است که به تبلیغ مسائل مختلف جامعه می پردازد. تصویرگری حرفه ای است که مطلقاً بر محور اندیشه تبلیغ نمی گردد. گرافیک ،‌حرفه ای است که مستقیماً وارد کار سیاست به معنای خاص و عام آن می شود.

تصویرگری حرفه ای است که در عین سیاسی بودن ، هرگز وارد سیاست نمی شود.

گرافیک، حرفه ای است که می تواند و حق دارد در مواردی ،اعمال خشونت کند ،‌بترساند، تهدید کند، فریاد بکشد، و جنجال به راه بیندازد.

تصویرگری حرفه ای است که نمی تواند ، و نمی تواند، و مطلقاً نمی تواند.

گرافیک ، حرفه ای است که می تواند و در موارد فراوانی باید خشونت ها را نشان بدهد، و ستمگری ها را ، و شکنجه ها را ، و زخم ها را،‌و درماندگی ها و نا امیدی ها را.

تصویرگر نمی تواند، نباید ، و حق نیست که به این مفاهیم و تصاویر ،‌حتی نزدیک شود.

گرافیست ، آدمی است که حق دارد و ناگزیر است هنگام انعقاد یک قرارداد یا قبول یک موضوع هر قدر هم آن موضوع انسانی باشد بلافاصله به هزینه آن ، و به روابط دستمزدی مروبط به آن ، عادلانه بیندیشد، و هر کاری را ،‌با در نظرگرفتن یک مجموعه مسائل اقتصادی، برآورد یا قیمت گذاری کند.

تصویرگر، گرچه دستمزد مس ستاند، و حق است که این دستمزد کفایت کننده و رضایت بخش باشد، در زمان رابطه با اثر. به مسأله مخارج و دستمزد نمی اندیشد؛ یعنی رابطه مستقیم و تأثیرگذاری بین تولید و مزد تولید وجود ندارد و حق نیست که وجود داشته باشد (همچون نقاش، به هنگام خلق یک اثر، یا نویسنده به هنگام نوشتن یک داستان، یا آهنگساز،‌در لحظه تهاجم آهنگ؛ و در اینجا ، تصویرگری ، نه تنها به هنر نزدیک می شود؛ بلکه در قلب آن جا می گیرد به دلیل مهارتی که دارد و مسئولیت خطیر و حساسش)

و یک جمع بندی دیگر:

تصویرگری، رشته ای است تولیدی خلاقه ، فنی هنری ، مربوط به کودکان و نوجوانان، مستقل از نقاشی و گرافیک ،‌و مستقل از جمیع هنرها و خرده هنرها و صنایع دستی ظریف، اما نیازمند به همه اینها به خصوص گرافیک ،‌نقاشی ،‌عکاسی و پیکره سازی ؛ و رشته ای است که از روان شناسی کودک ،‌طب کودکان ،‌تعلیم و تربیت ، هوش شناسی ، علم رشد و به طور کلی کودک شناسی و نیز فنون و صنایع دستی، و هم عواطف و احساسات انسانی تغذیه می کند تا به بخشی از نیازهای تصویری (یا بصری) کودکان و نوجوانان پاسخ بدهد.

تصویرگری ،‌عملاً ، نگاه به حال و آینده دارد،‌ نه به حال (که گرافیک ، معمولاً چنین است) و نه به آینده (که هنر،‌عمدتاً ، چنین)

(تصویرگری هنر نیست؛ در عین حال که از مهارت ها و امکانات و ذوق و شعور و شناخت پرورش یافته هنری ،‌نهایت بهره را می گیرد.)

تصویرگری ، علم نیست؛ چرا که در محدوده قانونمندی های نسبتاً ثابت پایدار ، محصور نشده است؛ در عین حال که عمده توان و تأثیر سازنده و مثبت خود را از چندین علم اخذ می کند.

تصویرگری ، فن نیست؛ چرا که مستقیماً و اساساً با احساس و عاطفه و ویژگیهای معنوی و روانی انسان سر و کار دارد؛ در عین حال که یکی از ظریف ترین و فنی ترین کارهایی است که انسان ،‌از آغاز خلقت تاکنون ،‌به آن پرداخته است (وظاهراً اهمیت چندانی هم برای آن قائل نشده است).

تصویرگری امروز، همچون بسیاری از ساخته های تازه انسان عصر ما ، چیزی است سوای علم و فن و هنر ،‌و ترکیبی و ادغامی است از همه اینها حداقل مسأله این است که تصویرگری ،‌عطف به وظائف و مسئولیت های خطیر، روشن ، دقیق و مشخص شده اش ، مجبور است که از همه هنرها و جریانهایی که پیوسته در هنرها پیش می آید و مسائلی که در نقش و وظیفه هنر مطرح می شود و جار و جنجال هایی که بر محور هنر به راه می افتد و مکتب های جدیدی که پایه گذاری می شود، بریده شود.

راه تصویرگری را فقط تصویرگران آشنا با مسائل و اهداف تصویرگری باز می کنند،‌و هر نوع تغییری را در شکل ، با اتکای به دلائل تربیتی آموزشی ، ایشان می دهند.

مصورسازی ، رشته ای از تولیدات ویژه کودکان (و نوجوانان )‌است که با خلق و ایجاد و ابداع و ارائه مجموعه ای از تصاویر سر و کار دارد، که همیشه ، موضوع این تصاویر قبل از شکله ارائه موضوع می آید.

مصور سازی شاخه ای از ادبیات و هنرهای ویژه کودکان است که در آن ، مصور ، به مدد ابزارهای هنرهای بصری ، موضوعی را که به او پیشنهاد شده ، به تصویر می کشد.

تعریف «هنر و ادبیات ویژه کودکان» برابر با تعریف هنر و ادبیات به معنای عام و بزرگسالانه آن نیست ،‌و همچنان که «زیبایی » از دیدگاه کودکان ،‌همان «زیبایی » از ددیگاه بزرگسالان نیست گرچه نقاط مشترک فراوان دارد.

مصورسازی ، ارائه عینی قدرت بیان تصویری و دانش کودک شناسی است ، به شکل مجموعه ای از تصاویر ، در خدمت موضوع های نوشته یا مطرح شده برای کودکان.

یادداشت: در اینجا،‌تعریف می گوید:‌تصویرگر دانش کودک شناسی خود را تبدیل به تصویر می کند. به این ترتیب ،‌اهمیت خاصی به اطلاعات مصور در باب کودکان و عواطف و احساسات و آرزوهای ایشان داده شده است.

مصورسازی ،‌افزودن شکل هایی است به متن های نوشته شده برای کودکان ، با اهداف معین و متعدد کودک شناختی.

یادداشت: در این تعریف ، قصه سازی تصویری ، یعنی تولید قصه هایی که در آنها نوشته ای وجود ندارد، مورد نظر نبوده است.

مصورسازی ، هنر فن ظریف ، دقیق و مؤثری است جهت بارورکردن هرچه بیشتر نوشته ها و موضوع های ویژه کودکان ،‌با کمک ابزارهای خاص تصویرگری.

مصورسازی ،‌تقویت کردن بنیه مفاهیمی است که برای کودکان مطرح می شود،‌ به مددتصویر.

خود کلمه «تصویر» ،‌در علوم ، فنون ،‌فلسفه و هنرهای مختلف ،‌معانی ، تعاریف و کاربردهای متعدد و گوناگونی دارد که در اینجا مورد بحث ما نیست . با این وجود، اگر کلمه «تصویر» برای کسانی ، حکم «گره » را در تعریف های ما داشته باشد،‌ اشاراتی چند، شاید که حل کننده مشکل باشد، و شاید هم به عکس.

تصویر، تجسم یافته هر پدیده است در نبود آن پدیده.

تصویر، شکل و صورت یافته اشیا و مفاهیم است.

تصویر، بازساخته یا بازکشیده شده با ترسیم شده اشیاء ، افکار، و مفاهیم است که به وسیله انسان پدید آمده باشد (یا بیاید)

تصویربازسازی و بازآفرینی واقعیت هاست بوسیله انسان ،‌به مدد خط و طرح و رنگ و کلام و آهنگ و

تصویر، شکل دادن مجدد به هر پدیده ای عینی و ذهنی است که در جهان وجود دارد.

(تصویر ، «تجسم بصری حفظی یا ساخته شده در غیاب محرک های حسی است که با آن تصویر مطابقت می کند» با گسترش این مفهوم از تجسم حسی نیز صحبت می شود.

یک تصویر لفظی ممکن است بصری، سمعی ، جنبشی ،‌ترسیمی یا صوتی (و در نابینایان، لمسی ) باشد. تصویر ذهنی را می توان یک تقلید (یا برداشت)‌درونی شده دانست» در روان شناسی لغت نامه روان شناسی دکتر منصور )


«نمایش اشکال بر روی صفحه مستوی» - فرهنگ معین

(تصویر = ایماژ ،‌در اصطلاح فیزیک، مجموعه نقاطی اعم از حقیقی یا مجازی است که شعاع های نور صادر از نقطه های مختلف یک شیء ، پس از عبور از یک دستگاه نوری، به جانب آنها متقارب می شوند. تصویر حقیقی از نقاطی تشکیل می شود که اشعه وارد به چشم ناظر، واقعاً از آنها می گذرند. چنین تصویری را می توان روی پرده انداخت. تصویر مجازی بوسیله امتداد اشعه نه خود آنها تشکیل می گردد؛ مانند تصویر یک شیء واقعی در آینه مسطح.

مصورسازی ،‌هنر پرورش تصویری موضوع های ویژه کودکان (و نوجوانان) است به قصد گسترش دادن و مؤثرتر کردن موضوع(تعریف هشتم)

مصور سازی ، بیان مفاهیم است به زبان تصویر، برای کودکان (و نوجوانان)

مصورسازی ، ساختن تصویرهای دارای موضوع است،‌به اضافه آراستن ،‌تذهیب ،‌و تزیین ،‌به قصد غنی و مؤثرکردن هر چه بیشتر نوشته ، با در نظرداشتن مجموع اهدافی که ادبیات کودکان مدنظر و پیش رو دارد.

مصورسازی ، خدمت به اهداف نوشته های ویژه کودکان است به مدد تصویرو تذهیب و تزیین.


قطع بندی یا انتخاب اندازه اثر

قبل از ورود به بحث کوتاهی در باب اندازه های مناسب برای کتابهای کودکان،‌اجازه بدهید فهرستی از اندازه های کتاب در ایران در زمان حاضر را ارائه بدهیم. البته تهیه کتاب،‌به هر قطعی که بخواهیم مقدور است، و ممانعتی وجود ندارد؛ لیکن اندازه های مورد

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد تصویرگری یا تصویرسازی

تحقیق در مورد عدالت اجتماعی

اختصاصی از زد فایل تحقیق در مورد عدالت اجتماعی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد عدالت اجتماعی


تحقیق در مورد عدالت اجتماعی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:24

فهرست:

عدالت اجتماعی

قوه قضائیه و عدالت اجتماعی

مسئله عدالت با وجود اینکه یک مسئله اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است، ولی از نظر مکتب شیعه آنقدر مهم است که در کنار پنج اصل اعتقادی یعنی توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت قرار گرفته است. به همین دلیل عدالت باید یک مسئله فراگیری باشد و نمی‌توان عدالت را فقط اختصاص به یک بعد از زندگی اجتماعی مردم تلقی کرد. اینکه در کنار اصول اعتقادی مسلمانها قرار گرفته، مانند همه اصول اعتقادی باید فراگیر باشد.

عدالت آنقدر مهم و فراگیر است که در اعتقاد شیعه، عدالت از خداوند شروع می‌شود، در نظر شیعه رأس حکومت باید عادل باشد، امام باید عادل باشد، مرجع‌تقلید و قاضی باید عادل باشند. هیچ کسی نیست که در حکومت قرار بگیرد و از عدالت برخوردار نباشد، اگر عادل نباشد مشروعیتش را از دست می‌دهد. پس در حقیقت ارکان جامعه به عدالت بستگی دارد. عدالت فراگیر شامل در دو بعد بسیار مهم است. اول عدالت سیاسی و دوم عدالت اقتصادی. در ادبیات ما وقتی صحبت از عدالت اجتماعی می‌شود، عموماً سراغ مقابله با فقر یا سراغ عدالت اقتصادی می‌روند، در حالی که عدالت سیاسی مقدم بر عدالت اقتصادی است. اگر عدالت سیاسی نباشد، عدالت اقتصادی بوجود نمی‌آید و اگر ایجاد شود خود به خود از بین خواهد رفت. اولین انحرافی که در صدر اسلام شروع شده است، انحراف از عدالت اقتصادی نبوده، بلکه انحراف عدالت سیاسی بوده است. خلیفه دوم فردی بسیار زاهد بود. زهد او به حدی بوده که در کتب تشیع هم ذکر شده است. او مشکل عدالت اقتصادی نداشت، مشکل او عدالت سیاسی بوده است. پس اولین انحراف که شروع می‌شود، عدالت سیاسی است و دومین انحراف که در دوران عثمان اتفاق افتاد، عدالت اقتصادی می‌باشد. یعنی عدالت اقتصادی با یک فاصله زمانی از عدالت سیاسی به انحراف کشیده می‌شود.

فهم عدالت سیاسی ساده و شفاف است. عدالت سیاسی یعنی اینکه هر کسی در جای خودش باشد. آنهایی که کوچکند بزرگ نشوند و آنهایی که بزرگند کوچک نشوند. اینکه امیرالمومنین فرمود من همه را غربال می‌کنم! آنهایی که پایین رفته‌اند، بالا بیایند و آنهایی که بالا هستند پایین بروند؛ یعنی من از عدالت سیاسی شروع می‌کنم و ایشان از عدالت سیاسی شروع کردند و بعد به زدودن فقر اقتصادی پرداختند. حضرت امیرالمومنین در سال چهارم حکومت خویش، خطاب به جمع فرمودند؛ آیا فقیری در حکومت من می‌بینید؟ همه اعلام می‌کنند که ما فقیری سراغ نداریم.

اگر کسی توانایی و شایستگی کسب جایگاه مدیریتی را نداشته باشد و بخواهد عدالت اقتصادی را برقرار کند، شدنی نیست. دلیلش این است کـه در اینجا عدالت سیاسی مراعات نشده است. البته اگـر عـدالت سیاسی باشد ولی تلاشی برای استقرار عدالت اقتصادی نشود، این هم به معنای تحقق عدالت نیست.

یکی از ویژگیهای عدالت فراگیر این است که عدالت سیاسی و اقتصادی توأمان در یک جامعه مستقر باشد. هم عدالت سیاسی و هم عدالت اقتصادی باید با هم توأم باشند.
تقدم عدالت سیاسی به معنی کم اهمیت بودن عدالت اقتصادی نیست، عدالت اقتصادی در ادبیات ما بد تفسیر شده است. در کشور ما عدالت اقتصادی را عمدتاً در توزیع می‌دانند. یعنی مقابله کردن با فقر. اگر عدالت اقتصادی صرفاً مقابله با فقر باشد یک گداخانه بزرگی درست می‌شود که این خلاف اسلام است و با روح اسلام سازگاری ندارد.

حضرت امام می‌فرماید؛ شاید یکی از دلایل توجه به قرض‌الحسنه این است که اسلام با گداپروری مخالف است. اگر قرضی می‌گیرید باید آن را برگردانید. یعنی باید کار کرد، تولید کرد تا بتوان قرض را پرداخت. پس عدالت اقتصادی تنها یک جنبه توزیعی ندارد، بلکه در تولید هم است یعنی دادن فرصتهای برابر به همه. امروز  کسانی در شهرهای کوچک و روستاها هستند و علی‌رغم استعداد فوق العاده‌ای که  دارند و می‌توانند تولید کنند؛ فرصتی برای ظهور و بروز در تولید و سرمایه‌گذاری پیدا نمی‌‌کنند و لذا یک محرومیت تاریخی را در روستاها شاهد هستیم. این وضع حتی در شهرها هم قابل مشاهده است. میزان برخورداری یک شهروند تهرانی از خدمات شهری 200 هزار تومان، یک اصفهانی 50 هزار تومان و کسی که در اراک زندگی می‌کند 20 هزار تومان است. حالا شما می‌توانید شهرها و روستاهای خودتان را محاسبه کنید و این مقایسه را به دست بیاورید. میزان برخورداری شهرها از خدمات باعث مهاجرت از روستا به شهرها می‌شود. یعنی آنجاهایی که رفاه بیشتر است، ولو شغل هم نباشد. افراد در تهران احساس رفاه بیشتری می‌کنند. پس عدالت اقتصادی، هم در عدالت تولیدی است و هم در عدالت توزیعی. عدالت تولیدی یعنی دادن فرصت‌های برابر به کسانی که استعداد تولید دارند. چه آن کسی که در شهر است و چه آن کسی که در روستا زندگی می‌کند. و عدالت توزیعی یعنی باید از صاحبان درآمدها و ثروتمندان بگیرند و به کسانی که قدرت کار، درآمد و تولید ندارند بدهند و فقر را از آنها دور کنند.
بنابراین ما با یک عدالت فراگیر در اسلام روبرو هستیم. اولاً عدالت سیاسی مقدم بر عدالت اقتصادی است. ثانیاً عدالت اقتصادی تنها مقابله با فقر نیست.

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد عدالت اجتماعی