
این روش برای چه کسانی مناسب است؟
برای دانلود کل پاورپوینت از لینک زیر استفاده کنید:
دانلود پاورپوینت روش های تنظیم خانواده - 16 اسلاید

این روش برای چه کسانی مناسب است؟
برای دانلود کل پاورپوینت از لینک زیر استفاده کنید:

لازم است متقاضیان استفاده از پیشگیری از بارداری در جریان فرایند مشاوره ضمن کسب اطلاعات لازم و آشنایی با روش های در دسترس، روش مناسب را انتخاب نمایند
برای دانلود کل پاورپوینت از لینک زیر استفاده کنید:

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :13
بخشی از متن مقاله
در سوره اعراف میفرماید: «بخورید و بیاشامید (از آنچه بر شما حلال شده) ولی از حد نگذرانید به درستی که خداوند دوست نمیدارد تجاوز کنندگان را» یعنی خدا مسرفین را دشمن میدارد. و بعضی از مفسرین فرمودهاند: هر که را خدا دوست ندارد اهل عذاب است زیرا محبت خدا به معنی رساندن ثواب است. در سوره انعام میفرماید: «از میوه هر یک از این میوهها وقتی که میوه کرد بخورید و حق آن را (که خدا معین فرموده از زکات و غیره) بدهید روز بریدن و درویدن آن، و از حد نگذرانید. زیرا خداوند دوست نمیدارد (و نمیپسندد اعمال) اسراف کنندگان را.»
و در سوره مؤمن میفرماید: «این چنین هدایت نمیفرماید و عقوبت میکند هر اسراف کننده و شک آورندهای را.»[3] و نیز در همین سوره میفرماید: «به درستی که اسراف کنندگان اصحاب آتشند.»[4]
در سوره طه میفرماید: «همچنین جزا میدهیم کسی را که اسراف کند و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد و عذاب آخرت سختتر و باقیتر است.»
و در سوره بنی اسرائیل میفرماید: «اسراف مکن و مال خودت را پراکنده مساز، به درستی که اسراف کنندگان برادران شیاطینند (و در دوزخ با ایشان قریناند) و شیطان به پروردگارش (و نعمتهای بیپایان او) سخت (منکر و) کفران کننده است.»
در تفسیر منهج مینویسد: «کفار عرب معظم اموال خود را به ریا و سمعه خرج میکردند و جهت یک میهمان شتران متعدد ذبح مینمودند تا مردم ایشان را به سخاوت ستایش کنند. حق تعالی ایشان را نکوهش فرموده که در تضییع اموال مانند دیوانند.»
حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «جز این نیست که خداوند اقتصاد (میانه روی) را دوست و اسراف را دشمن میدارد حتی دور انداختن تو هستهی خرما را. زیرا آن هم به کار میآید (چنانچه در عربستان بذر نخل و خوراک شتر است). و همچنین ریختن تتمهی آبی که خوردهای (زیرا آن هم در پارهای از مواقع به کار میآید)
و نیز میفرماید: از خدا بترس و زیاده روی مکن و سختگیری هم منما و همیشه در حد وسط باش. به درستی که اسراف از تبذیر است و خداوند فرموده است: تبذیر مکن جز این نیست که هیچگاه خداوند کسی را بر میانه روی عذاب نخواهد فرمود.[8] یعنی عذاب خدا راجع به اسراف و تقتیر (زیاده روی و سخت گیری) است.
حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «هرگاه خداوند ارادهی خیری به بندهای بفرماید، او را ملهم میفرماید به میانه روی و حسن ادارهی زندگی و او را از اسراف و بدی تدبیر دور میفرماید.»[9]
رعایت کنندگان اصلاح الگوی مصرف امانت داران خداوند
حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «آیا گمان میکنی خدا به کسی که مال داده به سبب احترام او است، یا به کسی که نداده به واسطهی پستی او است. نه چنین است بلکه مال، مال خدا است آن را به عنوان امانت نزد شخص قرار میدهد و اذن داده که به طور میانه روی از آن بخورد و بیاشامد و لباس بپوشد و ازدواج کند و بر مرکب سوار شود و زیادتی آن مال را به فقرا برساند و رفع احتیاجشان کند. پس هر کس به این دستور رفتار کند، آنچه را خورده و آشامیده و پوشیده و سوار شده و نکاح نموده تمام بر او حلال است و اگر چنین نکرده تمام بر او حرام است پس آیه شریفه را خواند که «اسراف نکنید زیرا خداوند اسراف کنندگان را دوست نمیدارد» سپس (برای زیادتی توضیح) فرمود: آیا گمان میکنی خدا مالی به عنوان امانت به کسی داد پس او اسبی بخرد برای سواری به مبلغ ده هزار درهم در حالی که میتوانست اسبی به مبلغ بیست درهم بخرد و کاملاً کفایتش را میکرد. و کنیزی را به هزار دینار بخرد در حالی که میتوانست کنیزی به بیست دینار بگیرد و او را کافی بود در حالی که خداوند فرموده اسراف نکنید (پس چنین شخصی به امانت خدا که مال است خیانت کرده است.)»[10]
میانه روی
عباسی میگوید از حضرت رضا ـ علیه السّلام ـ در مخارج عائلهام طلب اذن نمودم. فرمود: حد وسط بین دو چیزی که ناپسند است. گفتم فدایت شوم به خدا سوگند که دو چیز مبغوض را نمیشناسم. فرمود «خدا تو را رحمت کند آیا نمیدانی که خدا دشمن میدارد زیاده روی و سخت گیری را.» سپس آیهی شریفه را تلاوت فرمود که «بندگان رحمان آنهایند که هر گاه مال خود را خرج میکنند اسراف نمیکنند و تنگ هم نمیگیرند (بخل نمیورزند) و انفاقشان همیشه بین اسراف و بخل است.»[11]
از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ مروی است که: «کسی که مالش را به سبب اسراف تلف کرد و فقیر شد دعایش مستجاب نمیشود و چون بگوید خدایا به من مال ده حق تعالی میفرماید آیا تو را به اقتصاد (میانه روی) امر نکردم.»
معنی اسراف و انواع آن: اسراف به معنای تجاوز از حد و زیاده روی کردن است و آن یا از جهت کمیّت است که صرف کردن مال است در موردی که سزاوار نیست «شرعاً یا عقلاً» هر چند به مقدار درهمی باشد. و یا از جهت کیفیت است و آن صرف کردن مال است در موردی که سزاوار است لیکن بیشتر از آنچه شایسته است. مانند اینکه لباسی به قیمت پانصد تومان بخرد و آن را بپوشد در حالی که لباسی که لایق به حال و شأن او است باید معادل صد تومان باشد.
و بعضی صرف مال را در موردی که سزاوار نیست تبذیر گفتهاند و صرف مال را در زیادتر از آنچه سزاوار است اسراف دانستهاند.
حد لباس پوشیدن هم باید رعایت شود
حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «لباسی را که برای حفظ آبرو پوشیدن در انظار خلق تهیه کردهای، آنرا در موقع کار کردن یا جائیکه مناسب پوشیدن آن نیست به پوشی اسرافست.»[12]
اسراف به حسب اشخاص مختلف است: باید دانست که اسراف، به اعتبار اشخاص از جهت شأن و شرف و صحت و مرض و جوانی و پیری و از جهت غنا و فقر و زیادی در آمد و کمی آن فرق میکند. زیرا ممکن است صرف فلان مقدار از مال برای لباس مثلاً نسبت به شخصی که دارای فلان مقام و شخصیت در اجتماع است یا دارای فلان در آمد است، اسراف نباشد در حالی که نسبت به کسی که چنین نیست اسراف خواهد بود.
بنابراین بیشتر تکلفات وسائل زندگی و معیشت که اکثر مردم به آن مبتلا هستند و هیچ ملاحظه شأن و مداخل خود را نمیکنند و غالباً مبتلا به قرض و پریشانی هستند اسراف است و سببش این است که هر کس همیشه به بالاتر از خودش مینگرد و میخواهد از او کمتر و پائینتر نباشد و لذا گرفتار اسراف شده و همیشه در سختی و رنج و ناراحتی و نارضایتی و پریشانی بسر میبرد. در صورتی که اگر مطابق دستور شرع به زیر دست نگاه میکردند که از آنها در امور دنیا پائینترند، هیچگاه مبتلا به اسراف و ناراحتیهای فراوان نمیشدند. پس بیشتر این ورشکستگیها، از اسراف سر چشمه میگیرد که اگر به دستور شرع و به حکم فطرت و عقل سلیم خود این گناه کبیره را ترک میکردند و در جمیع حالات رعایت اقتصاد و میانه روی نموده، قناعت را پیشه خود میکردند خوشبختی دنیا و آخرت را در مییافتند.
و حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «کسی که در معیشت خود میانه روی کند، من ضمانت میکنم که هرگز تهیدست نشود.»[13]
و در تفسیر آیه شریفه «فلنحیینه حیوه طیبه» یعنی عطا میکنیم به او زندگانی خوش را، امام ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «حیات طیبه (زندگی خوش) قناعت است.»[14]
به اعتبار زمان هم مختلف است
چنان که نسبت به اشخاص، اسراف فرق میکند همچنین به اعتبار زمان هم مختلف است. زیرا ممکن است صرف مقداری از مال برای معیشت نسبت به شخصی اسراف نباشد، در حالی که اگر سال قحطی و فقر عمومی پیش آید، صرف چنین مقدار برای همین شخص اسراف باشد و بر او واجب میشود که به کمتر از آن معیشت کند و مازاد را به دیگران که گرفتارند بدهد.
اسرافی که همیشه حرام است
باید دانست که سه قسم اسراف است که در همه و در جمیع حالات حرام و اختصاص به شخص یا زمان یا جایی ندارد.
اول: ضایع کردن مال و بیفایده کردن آن هر چند آن مال کم باشد
مانند هستهی خرما را دور انداختن، هنگامی که قابل استفاده باشد. یا بقیهی ظرف آب را ریختن در جایی که آب نایاب باشد و به مقدار رفع نیازمندی میگردد. چنانچه در ضمن احادیث گذشته ذکر گردید. یا لباسی که قابل استفاده خود یا دیگری است پاره کردن و یا دور انداختن. یا خوراکی را نگه داشتن و به دیگری ندادن تا اینکه ضایع شود مانند روشن کردن چراغ در روشنایی آفتاب و مانند دادن مال به دست سفیه یا صغیری که قدر آن را نمیداند و آن را تلف میکند و نظایر اینها.
حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ میوه نیم خوردهای را دیدند که از منزل ایشان بیرون انداخته شده بود (مانند اناری که تمام دانههایش را نخورند و دور اندازند یا خربزه و هنداونه را که مقداری از مغزش باقیست دور اندازند). پس آن حضرت خشمناک شد و فرمود: این چه کاری است که کردید اگر شما سیر شدید، بسیاری از مردم هستند که سیر نشدند پس به آنهایی که نیازمندند بدهید.[15]
و نسبت به دور ریختن تتمه طعام خصوصاً خوردهی نان (مگر در صحرا برای حیوانات)، روایات تهدید آمیزی رسیده که ذکر آنها موجب طول کلام است. و مروی است که در زمان دانیال پغمبر به واسطهی بیحرمتی به نان و انداختن آن در زیر دست و پا به نفرین آن حضرت به قحطی مبتلا شدند به قسمی که به خوردن یکدیگر ناچار شدند.
در وسائل مروی است که حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ خواستند به مستراح بروند، خورده نانی افتاده بود. حضرت آن را برداشتند و به غلام خود دادند و فرمودند: آن را نگهدار. پس از برگشتن آن خورده نان را مطالبه فرمود غلام گفت: آن را پاک کردم و خوردم. حضرت فرمود: تو در راه خدا آزادی. گفتند: این غلام کاری نکرده که مستحق آزادی شود. فرمود: چون از نعمت نان احترام کرد و آن را خورد، بهشت بر او واجب شد. پس دوست نداشتم غلام من باشد کسی که خدا او را بهشتی فرموده. و مثل همین روایت ازحضرت سید الشهداء ـ علیه السّلام ـ نقل شده است.[16]
از همین قبیل است پوشیدن لباس فاخری که برای حفظ آبرو است در جایی که در معرض کثیف شدن و ضایع گردیدن است. چنانچه در حدیث گذشته از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ ذکر گردید.
دوم: صرف کردن مال است در آنچه به بدن ضرر برساند
از خوردنی و آشامیدنی و غیر آنها. مانند خوردن چیزی پس از سیری هرگاه مضر باشد. چنانچه صرف مال در آنچه که برای بدن نافع و صلاح آن است اسراف نیست.
در کافی مروی است که شخصی از اصحاب امام صادق ـ علیه السّلام ـ از آن حضرت پرسید: که در راه مکه گاه هست که میخواهیم احرام ببندیم و نوره بکشیم. و سبوس آرد همراه نداریم که پس از نوره بر بدن بمالیم. به عوض سبوس، بدن را با آرد پاکیزه میکنیم و از این کار این قدر متأثر میشوم که خدا بهتر میداند. حضرت فرمود: آیا از ترس اسراف ناراحت میشوی؟ گفت: آری. فرمود: در چیزی که سبب اصلاح بدن باشد اسراف نیست. بسیار شده که میگویم آرد بیخته را با روغن زیت ممزوج میکنند و بر بردن میمالم. جز این نیست که اسراف در چیزی است که باعث تلف مال شود و به بدن ضرر رساند. گفتم: اقتار که ضد اسراف است کدام است؟ فرمود: آن که نان و نمک بخوری در حالی که توانایی بر خوردن چیزی دیگری داشته باشی. گفتم: میانه روی کدام است؟ فرمود: آنکه نان و گوشت وشیر و سرکه و روغن بخوری گاهی از این و گاهی از آن.[17]
سوم: صرف کردن مال در مصرفهایی که شرعاً حرام است
مانند خریدن شراب و آلات قمار و اجرت فاحشه و خواننده و رشوه دادن به حکام و صرف نمودن مال در چیزی که ظلمی در بر دارد، یا ستمی به مسلمانی میزند و نظیر اینها. و در چنین مواردی از دو جهت مخالفت امر خدا و معصیت است: یکی گناه بودن اصل عمل و دیگر اسراف بودن صرف مال در آنها.
در تفسیر عیاشی از عبدالرحمن بن حجاج روایت کرده که از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ معنی آیه «لاتبذر تبذیرا» را پرسید. فرمود: کسی که در غیر طاعت خدا خرج میکند مبذر است و کسی که در راه خدا صرف میکند میانهرو است.
آیا در خیر اسراف میآید
ظاهر بعضی از آیات شریفه و روایاتی که در مدح ایثار رسیده، آن است که انفاق مال در راه خدا در هر حالی هر چند صاحب مال خودش سخت به آن نیازمند باشد و به هر مقداری که باشد هر چند تمام داراییاش را بدهد، اسراف نیست بلکه مطلوب و مستحب است. مانند آیهی شریفه «ایثار میکنند انصار، مهاجران را بر نفسهای خویش (یعنی اموال و منازل را از خود باز میگیرند و به ایشان میدهند) هر چند خودشان فقیر و محتاج به آن اموالند. و هر کس نفس خود را از بخل نگاه دارد پس ایشان گروه رستگارانند.»[18]
ایثار آن است که شخص به چیزی نیازمند است در عین حال، نیازمندی دیگری را به آن چیز میبیند، از خود میدهد.
شخصی از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ پرسید کدام صدقه افضل است؟ فرمود: «مردی که تهی دست باشد و به مشقت تصدق کند. آیا نشنیدهای آیه شریفه «و ایثار میکنند بر خودشان هر چند به آن نیازمندند»؟[19]
پیغمبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ میفرماید: «خیری در اسراف نیست و اسرافی در خیر و راه خدا نیست.»[20]
متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.


دانلود فایل
![]()

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :24
بخشی از متن مقاله
اخلاق اسلامی یک نظام اخلاقی بر پایهٔ اخلاق، عقل، قرآن و سخنان پیامبر اسلام است
تفکیک اخلاق اسلامی
اخلاق اسلامی مجموعهای است از تمام مطالب مرتبط به اخلاق و مخصوصاً علم اخلاق که به جهان اسلام و فرهنگ اسلامی منتسب اند، صرف نظر از این که با اخلاق در حوزههای دیگر کمابیش دارای مشترکاتی باشد.
رهیافت عقلی، فیلسوفانه، یونانی، سقراطی
رهیافت نقلی
رهیافت عارفانه یا عرفان عملی
رهیافت روان شناسی
مبانی اخلاق اسلامی
اخلاق اسلامی بر پایهٔ معرفت شناسی اسلامی، فلسفهٔ اسلامی و انسان شناسی ست
از دیدگاه معرفت شناسی، اخلاق اسلامی علاوه بر معرفت حسی و عَقلی که پیش از اسلام استفاده میشد، از معرفت نَقلی و وحیانی و حدیثی) نیز برای شناخت استفاده میکند.
روش محوری در اخلاق اسلامی روش عقلی ست. دو روش دیگر به عنوان شواهد اظافی به کار میروند. لذا شباهت زیادی بین اخلاق اسلامی و اخلاق یونانی وجود دارد. اما تفاوت آن با مکاتب اخلاقی جدید (مدرن) چنان بنیادی ست که شباهت این دو بسیار کم است. مثلاً بسیاری از مکاتب اخلاقی نوین از عقل به عنوان ابزار معرفتی استفاده نمیکنند.
فلسفهٔ اسلامی با سه گرایش مشایی، اشراقی و صدرایی شامل جهان شناسی ست که تاثیر مستقیم بر علم اخلاق دارد. در اخلاق اسلامی جهان قسمت مادی و قسمتهای غیر مادی خصوصاً قسمت معنایی یا عقلانی. موجوداتی که در این قسمت اند میتوان روح، قوانین جهان، عقل غیر استدلالی، و فرشتگان (مجریان قوانین جهان) اشاره کرد (منبع: فلسفهٔ ابن سینا)
بعضی مباحث وجود شناسی هم در اخلاق نقش مهمی دارد. مثلاً: اتحاد عاقل و معقول، تشکیک در هستی، حرکت جوهری، مابعد الطبیعه یا متافیزیک، ماوراء طبیعت
هم فلسفه و هم معرفت شناسی در انسان شناسی کاربرد دارند و انسان شناسی هم در اخلاق اسلامی کاربرد دارد.
یکی از مهم ترین موضوعاتی که در جهان بینی هر مکتب مورد توجه قرار دارد، شناخت انسان از دیدگاه آن مکتب است. هر مکتب با شناختی که از انسان و استعدادهای خاص او به دست میدهد، به سوالات اجتناب ناپذیری پاسخ میدهد. سوالاتی که از دیرباز دربارهٔ انسان مطرح بودهاست. پاسخ به این سوالات، با بینش هر مکتب نسبت به جهان هستی ارتباطی تنگاتنگ دارد.
انسان از جنبههای گوناگونی موضوع علوم مختلف قرار میگیرد. روان شناسی، جامعه شناسی، تاریخ، اخلاق، دانش پزشکی و زیست شناسی علومی هستند که هر یک وجود انسان را از دیدگاهی ویژه مورد بحث قرار میدهند. اما نچه در انسان شناسی از اهمیّت ویژه برخوردار است، شناخت و اعتقاد به ابعاد دو گانه وجود انسان، یعنی بدن و بعدی جز آن است که روح نامیده شده.
بدن، موجود مادی و مربوط به عالم طبیعت است و نفس انسانی، موجودی فوق طبیعی و عقلی است. بدن انسان را با حس و نفس او را با عقل میتوان شناخت. بعد عقلانی وجود انسان با ذات و هویت او در ارتباط است و با وجود دیدگاههای مختلفی که درباره ارتباط نفس و بدن مطرح است، میتوان گفت: نفس جنبه عالیتر و برتر وجود انسان را تشکیل میدهد؛ به گونهای که لذت، سعادت، کمال و خیر حقیقی انسان به این بعد از وجود او مربوط میشود. اثبات مراتب سه گانه وجود انسان؛ یعنی حس، خیال و عقل، تبیین رابطه میان این مراتب بر اساس حرکت جوهری و جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس، از مؤثرترین مسائل انسان شناختی در علم اخلاق است.
شناخت اخلاق اسلامی
شناخت ویژگیهای هر پدیدهای قبل از تعریف، ما را در رسیدن به تعریفی جامع و مانع و مختصر از آن یاری میکند. چیزی که به چند دلیل به آن نیازمندیم:
در بینش اسلامی ابعاد انسان دو تاست:
جسم یعنی بخش مادهای انسان
نفس یا روح یا قلب یا دل یا جان یعنی بخش معنایی انسان. این قسمت شامل ۲ نوع قوهاست:
قوای خدمت گر تباتی، حیوانی، انسانی
قوای گرایش زا، یا روان، که عامل علاقه، لذت، رنج، و اعمال، از جمله اعمال اخلاقی اند
بنابرین صفات انسان هم دو نوع است: خَلق و خُلق
خَلق یا ظاهر یا صورت یعنی صفات مربوط به جسم
خُلق یا باطن یا سیرت یا عادت یا صفت یعنی صفات مربوط به روح. خُلق از نظر دوام دو نوع است: فضیله و رذیله. اغلب هر عمل اخلاقی به دلیل شرایط فعلی، مقداری از هر یک را دارد، اما صفات مورد بحث در اخلاق، اغلب به وضوح قابل قضاوت و به سختی قابل عمل اند
صفت فضیله یا زیبا یا خوب یا درست یا پسندیده
صفت رذیله یا زشت یا بد یا غلط یا ناپسند
خُلق از نظر دوام دو نوع است: ملکه و حال
ملکه یعنی صفت مداوم و مستمر و دیر زوال ایجاد شده در نفس.
حال یعنی صفت نامداوم و نامستمر و زود زوال ایجاد شده در نفس.
مثلاً شخصی که یک بار لبخند میزند یا فریاد میکشد تحت تاثیر حال چنین کرده. کسی که دائم لبخند میزند یا فریاد میکشد ملکهٔ خوش خلقی یا بدخلقی را دارد.
موضوع هر علمی عبارت است از چیزی که در آن علم از عوارض ذاتی بلاواسطه یا با واسطهٔ آن بحث میشود.
مرسوم است که در شروع هر علمی موضوع و محور اصلی ان علم را به دلایل زیر معلوم نمایند:
موضوع علم اخلاق، ملکات انسان (بخشی از خُلق او) است که به واسطهٔ روان به وجود میآیند و در روح اثر میگذارند و حفظ و ضبط میشوند
با توجه به {ویژگیهای علم اخلاق و} منابع کلاسیک و متعارف آن رد حوزهٔ علوم اسلامی و دقّت در موارد کاربرد آن در قرآن و حدیث علم اخلاق را میتوان به شرح زیر تعریف کرد:
علمی که صفات نفسانی خوب و بد و اعمال و رفتار اختیاری متناسب با آنها را معرّفی کند و شیوهٔ تحصیل صفات نفسانی خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات نفسانی بد و اعمال ناپسند را نشان دهد...
متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.


دانلود فایل
![]()

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :7
بخشی از متن مقاله
اخلاق در وادی رایانه
اشاره:
"اخلاق رایانه" شاخه جدیدی از اخلاق است که به سرعت و به همراه رشد فناوری رایانه ای در حال رشد و تغییر است. اصطلاح "اخلاق رایانه" به هر دو تأویل گسترده و باریک گشوده است. به طور مثال از یکسو اخلاق رایانه ممکن است به صورت بسیار باریک و به عنوان تلاشهای فیلسوفان حرفه ای برای اعمال نظریه های اخلاقی متعارف نظیر فایده گرایی، کانت گرایی و یا اخلاق فضیلت محور به
مضامین مربوط به کاربرد فناوری رایانه قلمداد شود. از سوی دیگر، این اخلاق ممکن است در یک معنای گسترده به کار رود، به طوری که شامل معیارهای فعالیت حرفه ای، رمزهای ارتباط، جنبه های قانون رایانه، خط مشی عمومی، اخلاق شرکتها - حتی مضامین مشخصی در جامعه شناسی و روان شناسی رایانه- قلمداد شود.
در کشورهای صنعتی جهان "انقلاب اطلاعاتی" پیشاپیش جنبه های گوناگون زندگی؛ چه نظام بانکداری و تجارت و چه کاریابی و دفاع ملی و همچنین حمل و نقل و سرگرمیها را متأثر کرده است. در نتیجه فناوری اطلاعاتی هم تأثیرات مثبت و هم تأثیرات منفی بر جامعه و خانواده و آموزش و آزادی و امثال آن جای گذاشته است. اخلاق رایانه در وسیع ترین معنایش می تواند برحسب شاخه ای از اخلاق کاربردی به شمار آید که جنبه های اجتماعی و اخلاقی فناوری را مطالعه و بررسی می کند.
در سالهای اخیر حوزه جدیدی در درسهای دانشگاهی، همایشها و کارگاههای آموزشی و همچنین نهادهای حرفه ای، کتابها، مقالات، مجله ها و مدخلهای علمی وارد شده است. در عصر اینترنت، اخلاق رایانه ای به سرعت به اخلاق اطلاعات جهانی تغییر شکل داده است.
آنچه می خوانید به رویدادهای تاریخی شکل گیری اصطلاح "اخلاق رایانه" و رویکرد اجتماعی نسبت به رایانه و اخلاق اشاره خواهد داشت.
دهه های 1940 و 1950میلادی
"اخلاق رایانه" به عنوان شاخه ای پژوهشی ریشه در کارهای استاد معروف دانشگاه، "ام.ای.تی نوربرت وینر" در زمان جنگ جهانی دوم دارد. در آن دوره او در اختراع ضدموشکی نقش داشت که می توانست هواپیماهای جنگی را سرنگون کند. این امر باعث نضج گرفتن چالشی میان وی و همکارانش شد و همین حوزه ای جدید به نام "اخلاق رایانه" را به وجود آورد. در سال 1950، وی کتاب مهم و ماندگارش را با عنوان "استفاده انسانی از موجودات انسانی" نگاشت. با این همه این وینر نبود که واژه "اخلاق رایانه" را به کار برد و تنها دو دهه بعد بود که این اصطلاح مطرح شد. البته وی مبناهایی را به کار گرفت که هم اکنون از اصول "اخلاق رایانه" به شمار می آیند.
کتاب "وینر" شامل پنج نکته بود: 1- تبیین هدف زندگی انسانی 2- چهار اصل عدالت 3- روشی قدرتمند برای فعالیت اخلاق کاربردی 4- بحث در زمینه مسائل بنیادین اخلاق رایانه و 5- مثالهایی از اخلاقی رایانه.
مبانی "وینر" برای "اخلاق رایانه" فراتر از زمانه وی رفتند، هرچند که چند وقتی مورد غفلت قرار گرفتند. بر طبق دیدگاه وی، جمع فناوری رایانه در جامعه در نهایت جامعه ای جدید را خواهد ساخت. به نظر وی می توان نام این جریان را انقلاب دوم هم گذاشت. این امر مستلزم فرایندی چند لایه است که چندین دهه کار لازم دارد و اگر تحقق یابد هرچیزی را متحول خواهد ساخت. طبیعی است که طرحی به این بزرگی مستلزم تنوع بیشتری از وظایف و چالشهاست.
کارگران ناگزیرند این تغییرات بنیادین را در محیط کار اعمال کنند. دولتمردان باید قوانین و ضوابط جدیدی را وضع نمایند و صنعت و تجارت باید خط مشی ها و فعالیتهای جدید را آغاز نمایند و نهادهای تخصصی هم باید کدهای کاری جدیدی برای اعضایش به وجود آورند. جامعه شناسان و روانشناسان هم باید پدیده های جدید اجتماعی و روانشناسی را با هم مطالعه نمایند. با این وجود فیلسوفان هم باید در مفاهیم اخلاقی و اجتماعی بازبینی و بازنگری کنند.
دهه 1960
در اواسط دهه 1960 "دان پیکر" از مؤسسه ای واقع در کالیفرنیا با کمک دیگر متخصصان رایانه کاربردهای غیراخلاقی و غیرقانونی رایانه ها را مورد بررسی قرار داد. پیکر تصریح کرد، هنگامی که انسانها پا به وادی رایانه می گذارند، به نظر اخلاق را فراموش می کنند و بیرون اتاق جا می گذارند. او مثالهایی را از جرمهای رایانه ای و فعالیتهای رایانه ای غیراخلاقی گردهم می آورد.
او همچنین مقاله "قواعد اخلاق در پردازش اطلاعات" را در نشریه اطلاعات انجمن ماشین رایانه ای به چاپ رسانید و در آن اولین آموزه و کد خود را در زمینه رفتار حرفه ای ارایه کرد. دو دهه بعد، پارکر آثاری را در قالب مقاله و کتاب و سخنرانی و کارگاه آموزشی به وجود آورد که این آثار نوید بخش به وجود آمدن رشته ای به نام "اخلاق رایانه" بودند. همین آثار بود که با کارهای بزرگتری هم اکنون به دست ما رسیده اند. کارهای پارکر از چارچوب نظری کلی برخوردار نیستند، هرچند که جزو اولین گامهای تلاش برای تأسیس اخلاق رایانه ای به شمار می روند. بدین جهت می تواند گفت بعد از وینر، این پارکر است که نقشی در ایجاد اخلاق رایانه ای داشته است.
متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.


دانلود فایل
![]()