زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله کامل درباره انقلاب عاشورا

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله کامل درباره انقلاب عاشورا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره انقلاب عاشورا


دانلود مقاله کامل درباره انقلاب عاشورا

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 25

 

انقلاب عاشورا

نه عاشورای سال 61 هجری تا به امروز (1354) سال می گذرد. گذر بینش از یک هزاره، از تلألوء و جلوه و عمق عاشورا نه تنها کاسته است که بر عکس، هر ماه و سالی که می گذرد. عاشورا قلمروی گسترده تر و عمقی بیشتر پیدا می کند. انگار آفتاب آینه دار عاشوراست طلیعه اش در پگاه، تابش تندش در نیمروز و نیز غروب خونینش یادآور عاشورا است:

و علی الدهر من دماء الشهیدین     علی و نفجله شاهدان

فهما فی اواخر اللیل فجرا         ن و فی اولیاته شفقان

ثبت فی قمیصه لیحیی ال         حشر مسهیا الی الرحمان

بر چهره روزگار، از خون دو شهید، علی و فرزندش، دو شاهد نقش بسته است. آن دو شاهد، در پایان سیاهی شب، سرخی فجر است و در آغاز آن شفق خونرنگ. این سرخی بر پیراهن او نقش شده است، تا در روز قیامت بر خدای همان دادخواهی کند.

سپیدی فجر گواه پاکی و طراوت جان و نگاه شهیدان عاشوراست و سرخی شفق آینه خون آنان. اینکه گفته شده است کل یوم عاشورا انگار آفتاب کینه دار همین حقیقت است. روز به اعتیار طلوع و غروب آفتاب تحقق می یابد و آفتاب با عاشورا آمیخته است. طلوع آفتاب از شرق است. و مشرق و مغرب. یخی سرزمینی که در آن زندگی می‌کنیم. گویی تداوم که بدانست که کل ارض کربلا. در این زمانه و زمینه، در کدام جهت و غایب ایستاده ایم؟ چه نسبتی با عاشورا دادیم؟ آفتاب عاشورا بر ذهنیت و زندگی و جام جان ما چگونه می تابد؟ در روزگاری زندگی می کنیم که محور و میزان حرکت ما، انقلاب اسلامی است و انقلاب اسلامی عمق هویت و اعتبارش به سرچشمه عاشورا ربطی وثیق دارد.

علاوه بر آن سرزمین ما، ایران نیز، هویت شیعی دارد و این هویت شاخصه اش عاشوراست. روزی که همه مردم، سیاه پوش، با چهره های غمزده و چشمان اشکبار بر خیابانها و میدانها می آیند و با صدای زنجیر و سنج و طبل و شیپور عاشورا را فریاد می‌

کنند…

در روز عاشورای سال 61 هجری امت اسلامی ساکت و رخوت زده و منزوی بودند. آنها خود سپاه ستم بودند و بر روی امام حسین(ع) و یاران و خانواده او تیغه کشیدند. بر پیکر شهیدان اسب تازیدند. سرهای شهیدان را بر نیزه ها زدند و در شهرها گرداندند. نه حسرتی خوردند و نه اندوهی، حتی شادمانی هم کردند.

صدای گریه مردم، امواج بی پایان اشک که از دل دریای آنان می جوشد. آه های عمیقی که دو عاشورا از آتشفشان قلب مردم شعله می کشد. با روشن ترین زبان و زلال ترین واژگان می گوید که عاشورا زنده است. ابرهای سیاه تحریف و تزویر را از چهره اسلام می زداید و عمق قساوت ستم را می نمایاند.

هر چند اگر سخن به تکرار هم گفته شود عاشورا آنچنان سرشار از سراوت و سرزندگی است که اگر هر روز و شب نیز از آن گفتگو شود، از تازگی و لطفش کاسته نمی شود. به قول حافظ:

از آستان پیر مغان سر چرا کشیم دولت در این سر او گشایش در این در است

یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب   کز هر زبان که می شنوم نامکه راست

در انقلاب عاشورا تمرکز پژوهشی و بررسی برخورد واقعه عاشورا و زمینه های گوناگون آن است.

واژة «انقلاب را از این جهت برگزیده اند که عاشورا در حقیقت امر چهره اسلام و جامعه اسلامی و ساختار حکومت بنی امیه را دگرگون نمود؛ دگرگئنی در عمق ریشه ها. هیچکس مثل امام حسین(ع) عمق جانها و جامعه را تکان و و تغییر نداده است. از این رو پیامبر اسلام(ص) در عبارتی کوتاه و بلیغ گفته شده :حسین منی و انا من حسین.

بقای رسالت پیامبر (ص) که در واقع ریشه حیات و هویت اسلام است با عاشورا تحقق یافت و استمرار پیدا کرد. واقعیت این است که حتی تمامی انقلابهای پیروز در برابر تلألو انقلاب عاشورا جلوه ای ندارند. انقلاب اسلامی ایران که از آغاز دهه هشتم قرن بیستم به عنوان یک واقعه بزرگ سرنوشت ساز و عزت آفرین تحقق یافت، باررقه ای از انقلاب عاشورا است. شاخه ای که بر همان ریشه روییده است. نهر نوری که از همان سرچشمه جوشیده است.

صورت واقعه عاشورا، شهادت امام حسین (ع) و برادران و فرزندان و یاران او و اسارت خاندان پیامبر (ص)، اسارت امام سجاد و زینب، مقطعی از زمان که مهاجرت امام حسین (ع) از مدینه آغاز شد و سرانجام به عاشورا پایان پذیرفت، همگی گواه این مدعایند که جمعی محدود از بیعت با حکومت و برسمیت شناختن یزید به عنوان خلیفة مسلمین امتناع کردند و همگی آنان در منتهای خشونت و قساوت سرکوب شدید حرکت امام حسین (ع) و خاندان و یاران او پایان پذیرفت. این حرکت نه این امکان و توان را پیدا کرد که توده های مردم را جذب کند و پایگاهی وسیع و ملی پیدا کند و نیز نتوانست نظام حاکم را بر اندازد و نظامی تازه بر پا نماید.لزوماً حرکت اما حسین (ع) با شهادت او پایان پذیرفت.

در واقع تغییر مبانی ارزشهای جامع بستر و زمینة اصلی انقلاب است. این تغییر نخست از درون اندیشه و جان انسان ها رخ می دهد. تغییر اندیشه و آرمان، اراده نوینی را در پی خواهد داشت. آیه ا… شهید صدر همیشه تحولات تاریخی را همین ترکیب همگون اندیشه و آرمان بعلاوه اراده می دادند. وقتی چنین تغییری در انسان انجام پذیرفت، امواج تغییر به جامعه و نهایتاً به ساختار حکومت نیز تسری پیدا می کند. اندیشه
آیت ا… صدر بر گرفته شده از قرآن مجید است، که خداوند تغییر و تحول در جامعه را منوط به تحول و تغییر جانها می دادند.

عاشورا از بعد تغییر حالت روحی انسانها، واقعة یگانه تاریخ است. هیچ حادثه و واقعه دیگری مثل عاشورا اثر گذار نبوده و نیست حتی شهادت مسیح(ع) به روایت انجیل- چنان اثری را در جامعه مسیحیان باقی ننهاده است. عاشورا نه تنها مبانی ارزشها را دگرگون کرد و سیطره بنی امیه را از درون فرو پاشاند، بلکه خود حادثه و یا اسطوره ای شد که فراتز از بحث دگرگونی حکومت و مقوله قدرت در قلمرو و روح انسانها تغییر و تحول ایجاد می کند.

از این زاویه نه تنها عاشورا را می توان یک انقلاب حقیقی دانست، بلکه عاشورا به دلیل زنده بودن محرم و اوج سوگواری مسلمانان در این ماه انقلاب زنده و سازنده روزگار ما نیز هشت.

ممکن است ما در صورت واقعه عاشورا مختصات یک انقلاب را نبینیم. اما ماهیت و غایب عاشورا حقیقت یک انقلاب است. این حقیقت با شناسایی دقیق حاکمیت معاویه و یزید و بررسی شایسته آرمان و اندیشه امام حسین(ع) بررسی تبیین می شود.

امام خمینی قدس سره العزیز به عنوان فردی که در اندیشه و احساس و سلوک امام حسین(ع) غرق شده بود و در سخن او و نگاه او و رفتار او گویی بارقه ای از شکوه امام حسین(ع) متجلی شده بود.

شهادت طلبی و انگیزه تأسیس حکومت حقه توسط امام حسین(ع) را در تقابل با یکدیگر تلقی نکرده اند. از طرف دیگر نکته پر لطف اندیشه برانگیزی دو کلام ایشان است که امام حسین(ع) با شهادت خود بر حکومت یزید غلبه کرد.

«در عیم حالی که شهید شد غلبه کرد، غلبه کرد بر این دستگاه ظلم و شکست داد آنها آنها را»

امام خمینی هر دو جهت شهادت طلبی و انگیزه تأسیس حکومت رابه صراحت مطرح کرده اند.

1-در حضرت سیدالشهداء سلام علیه به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جمعه چه باید کرد. با اینکه از اول می دانست که این راه که می رود، راهی است ک باید همه اصحاب خودش و خانواده خودش را فدا کند و این عزیزان اسلام را برای اسلام قربانی کند. لکن عاقبتش را هم می دانست.»

2-«امام حسین (ع) نیروی چندانی نداشت و قیام کرد. او هم اگر نعوذ بالله تنبل می‌بود می توانست بنشیند و بگوید تکلیف شرعی من نیست که قیام کنم، دربار اموی خیلی خوشحال می شد که سیدالشهداء بنشیند و حرف نزند و آنها بر خر مراد سوار باشند، اما او مسلم بن عقیل را فرستاد تا مردم را دعوت کند، به بیعت تا حکومت اسلامی تشکیل دهد و این حکومت فاصد را از بین ببرد» این توجه که گوهر انقلاب عاشورا یعنی توکل تمام و کامل بر خداوند متعال در دعای عرفه امام حسین (ع) نیز به صراحت و به تکرار مطرح شده است. از همان آغاز دعا که امام حسین برای تقدیر خداوند هیچ بازدارنده ای نمی شناسد:«المحمدالله للذی لیس لقضائه دافع»

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره انقلاب عاشورا

دانلود تحقیق کامل درمورد امپراتوری روم

اختصاصی از زد فایل دانلود تحقیق کامل درمورد امپراتوری روم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق کامل درمورد امپراتوری روم


دانلود تحقیق کامل درمورد امپراتوری روم

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 100

 

امپراتوری روم:(395م-27ق.م)

مرگ سزار جمهوری را نجات نداد. آنتوان معاون سزار و اکتاویان(پسر خواندة سزار) با هم متحد شده و جمهوری طلبان را در جنگ فیلیپ مقهور ساختند.

بعد از آن آنتوان و اکتاویان، فاتحین مملکت، روم را بین خود تقسیم کردند. مغرب نصیب اکتاویان شد که بخوبی از عهدة ادارة آن برآمد، مشرق به آنتوان رسید که به خوبی نتوانست از عهدة ادارة آن برآید.

بالاخره میان آنتوان و اکتاویان برای نفوذ و غلبة مطلق کشمکش درگرفت، اکتاویان در جنگ آکتیوم1بر آنتوان غالب گشت و صاحب اختیار منحصر به فرد مملکت روم شد. فتح وی به عصر جنگهای داخلی و به دورة جمهوریت خاتمه داد.(ماله، 1362، ص 198)

اکتاویان به اشکال مختلف، در عین اینکه به دلیل نفرت و بی‌اعتمادی مردم روم نسبت به عناوینی چون دیکتاتور یا پادشاه، از این عناوین حذر می‌کرد، قدرت مطلق یک دیکتاتور را داشت. در عوض، او می‌خواست تصویر خیرخواهانة ناجی و محافظ مردم را داشته‌باشد. در سال 27 ق.م، او به عنوان افتخاری امپراتور سزار اوگستوس، به معنای «حاکم و ظفرمند بزرگ» مفتخر شد. اما اکتاویان هرگز خود از عنوان امپراتور استفاده نکرد و اصطلاح شهروند درجة اول را ترجیح می‌داد. نام او هرچه بود در عمل اولین نفر از فهرست بلندبالای امپراتوران روم بود. با آغاز حکومت او، روم و ایالات آن امپراتوری روم نام گرفت.(ناردو، 1383،ص130)


در امپراتوری روم، دولتی پدید که تا ابد در یادها خواهدماند و امروزه نیز ملتهای جهان آن را احساس می‌کنند. از دجله و فرات گرفته تا مرزهای اسکاتلند قلمرو دولت واحدی بود که زیر حاکمیت مقتدر و کارآمد شد مردمانی متعلق به نژادهای گوناگون و با اعتقادات و سنتهای مختلف به سر می‌بردند. برتون‌ها، لگها، اسپانیاییها، آلمانیها، آفریقاییها، مصریها، یونانیها، سوریان و عربها فقط چندتایی از آن نژادهای مختلف بودند.

سلطنت آگوست نشانة آغاز عهد عظمت روم است. برای 200سال امپراتوری گستردة روم از پاکس‌رومانا2(صلح روم) برخوردار ماند. در این دوران روم به منطقة مدیترانة صلح، قانون و حکومتی خوب را عرضه داشت. دنیای باستان هرگز قبل از آن برای چنین مدت طولانی از صلح و نظم برخوردار نمانده‌بود. روش دقیق و کارآمد مدیریت رومی‌ها تا بدان حد تکامل یافت که توانستند در ادارة امپراتوری عظیم خود، استعداد خود را در زمینة تشکیلات نمایان سازند.(پری، 1377، ص121)

حکومت اوگوستوس:(14م-27 ق.م)

اکتاویان در 23 سپتامبر سال 63 ق.م در روم متولد شد. پدر وی گایوس اکتاویوس و مادرش آتیا خواهر ژولیوس سزار بود. ژولیوس سزار برطبق وصیت‌نامه‌اش بیشتر املاک خود را به اکتاویان بخشید و او را به پسر خواندگی خویش برگزیده بود. پس از آنکه اکتاویان وصیت‌نامة سزار را خواند، تصمیم گرفت که دیگر اکتاویان پسر اکتاویوس نباشد. بلکه سزار پسر سزار باشد. اکتاویان با اختیار فوری نام سزار برای خود منبع عظیمی از قدرت فراهم ساخت. او از خویشتن شخصی ساخته‌بود که تمام کسانی که یاد سزار را عزیز می‌داشتند و از قتل ناجوانمردانة‌ وی متأثر بودند، بتوانند به دورش گرد آیند.

سربازان سزار اکنون سزاری جدید یافته‌بودند که اخلاص خود را می‌توانستند به وی منتقل سازند. اکتاویان که اینک مقام الوهیت یافته‌بود در سن 36 سالگی در سال 27 ق.م صاحب بی‌چون و چرای روم گشت. رسیدن به قدرت مطلق بطور عمده برای وی با زور اسلحه تأمین شده‌بود ولی تکلیف آینده بکار بردن آن قدرت به نحو خردمندانه در خدمت صلح بود.(رائل، 1349، صص30،31و 81)

از آنجایی که اکتاویان با احتیاط‌تر از سزار بود، دیکتاتور بودند یا شاه شدن را بر خود نپسندید، هیچ حکومت و منصب تازه برای او ایجاد نگردید، ظاهراً‌ تشکیلات و طراز ادارة‌ جمهوریت تغییر نکرد، لکن باطناً سلطنت تنها در دست یک نفر، یعنی شخص امپراتور بود.

همانطور که ذکر شد، اکتاویان عنوان مخصوص خدایان یعنی اگوست1 را حائز شد، بدین ترتیب که در ابتدا از طرف سنا به وی توصیه شد تا نام رمولوس، بانی شهر روم براساس افسانه‌ها، را بپذیرد ولی وی امتناع ورزید و نام آگوست یا آگوستوس را برای خود اختیار کرد، البته در عین حال تصمیم گرفته‌شد که ماه سکستی‌لیس2به افتخار امپراتور، آگوست نامیده‌شد. نام ماه پیش از آن کوینتی‌لیس3 نیز قبلاً به افتخار ژولیوس سزار به ژولیوس تغییر نام یافته‌بود. در واقع نام دو ماه انگلیسی یعنی ژوئیه و آگوست یادگاری از همان زمان است.(همان، ص 91)

آگوست اختیارات وسیعی را در دست خویش تمرکز داد و در داخل مملکت امنیت و آرامش را در همه جا حکم فرما کرد. دنیای رومی که از صدمات یک قرن جنگهای داخلی خسته و فرسوده شده‌بود بالاخره روی راحت و آسودگی را دید. در زمان سلطنت آگوست قلمرو روم افزایش پیدا کرد و لژیونهای رومی تحت فرمان سرداران لایق مثل آگریپا، تیبرو دروسوس به فتوحات جدید نائل شدند. رومیان از جبال آلپ و رود رن گذشته تا رود آلپ و دانوب رسیدند.(ماله، 1362،ص206)

مجلس سنا مشاغل متعدد را که مطابق قانون می‌بایست به چندین صاحب منصب مختلف و برای مدت یکسال داده‌می‌شد مادام‌العمر به او تفویض کرد. بنابراین آگوست رتبة ایمپریوم و اقتدار تریبون‌ها و کنسول‌ها و پیشوای روحانی را مالک شد.

همانطور که ذکر شد در دورة جمهوریت ارتش دائمی در روم وجود نداشت و به هنگام جنگ قشون را جمع می‌کردند اما از زمان حکومت آگوست به بعد قشون دائمی مجهز ایجاد شد که این قشون به صورت دائمی در سرحدات کشور اردو می‌زد. رئیس و فرماندة کل ارتش شخص امپراتور بود اما از آنجایی که آگوست بنیة قوی نداشت و جنگ را هم دوست نداشت صفات یک سرباز در او یافت نمی‌شد اما وی در سیاست خارجی جدیت و فعالیت بسیار نشان می‌داد.(همان، ص214)

قبل از آگوست رومیان هیچوقت موفق نشده‌بودند قسمتی از آلپ را که مانند قوسی صحرای پو را احاطه می‌کند، متصرف گردند. اما آگوست در سال 8 ق.م تسخیر اراضی مزبور را خاتمه داد و به یادگار این پیروزی مجسمه‌ای در ایالت پروانس در شهر توربی1نزدیکی مناکو2برپا داشت. اما امپراتور به این هم اکتفا نکرد و به فکر تصرف دامنه‌های شمالی آلپ تا رود دانوب افتاد، که برای این کار باید اراضی سوئیس شرقی، باویر3، اتریش، هنگری، یوگسلاوی، بلغارستان و رومانی را می‌گرفت. این فتح بزرگ و وسیع در نتیجة جنگهای شدیدی بدست آمد و در سال 10 ق.م پنج ایالت جدید تأسیس گشت: رتی4، نریک5، پاننی6، دالماس7 و مزی8.(همان، ص 215)

سزار رودخانة رن را سرحد مملکت روم قرار داده‌بود و آگوست می‌خواست دولت امپراتوری را تا رود آلپ گسترش داده و آلمان شمال‌غربی امروزه را تصرف کند. وی این مأموریت را به داماد خود دروسوس داد. اما دروسوس به همراه سپاه روم در سال 9 ق.م شکست سختی خورد بدین ترتیب آگوست از تسخیر ژرمنی منصرف شد و مجدداُ رود رن را سرحد قرار داد. از این تاریخ به بعد سرحدات امپراتوری روم عبارت بود از رن و دانوب در اروپا، فرات علیا و مشرق سوریه در آسیا و صحرای کبیر در آفریقا.(همانجا)

آگوست به منظور ادارة امپراتوری آن را به دو گروه ایالت تقسیم کرد: ایالاتی که تحت صلح بودند را تحت نظارت سنا قرار داد و ایالات سناتوری نامید. ایالاتی را که اصولاً دردسر آفرین بودند، مستقیم زیر نظر خود گرفت و ایالات امپراتوری نام نهاد.(رابینسون، 1370، ص639)

آگوست به عنوان فرمانروای رومیها در سنن و عقاید دینی مردم ایالات دخالت نمی‌کرد. اهالی ایالات که در قشون روم خدمت می‌کردند، شهروند روم می‌شدند. این امتیاز برای آنان و خانوادة‌شان مزایای زیادی را موجب می‌شد، و باعث می‌گشت که اهالی ایالات باور کنند، آگوست به رفاه آنان توجه دارد. با مبارزه با فساد اداری، پایان دادن به جنگهای خانمانسوز، و پذیرفتن تعداد بیشتری شهروند، آگوست وضع مالی در ایالات بهبود بخشید.(پری، 1377، ص 120)

اوگستوس در عین حال مترصد بود تا آن کیفیتهایی را که علت بزرگی رومی‌ها بود بازسازی کند. وفاداری به دولت، وابستگی خانوادگی محکم، کارکردن سخت، انظباط، زندگی ساده، قوانینی از تصویب گذشت که مردم را ترغیب می‌کرد تا ازدواج کنند و خانواده تشکیل دهند. بعضی مردم فقیر روم در کار ساختمان بناهای عمده کار یافتند. لکن آگوست هرگز نکوشید تا مشکل بیکاری و فقر را در روم از میان بردارد، و فقرای شهری همچنان غلة ارزان یا مجانی دریافت می‌داشتند که دولت تأمین می‌کرد.(همان، ص121)

همانگونه که ذکر شد در شهر روم از دورة جمهوری آتش‌سوزیهای نابهنگام زیادی رخ می‌داد. آگوست نمی‌توانست این وضع را تحمل کند زیرا زیباساختن شهری که  قسمتهای آ“ن پیوسته کنده می‌شد و براثر آتش‌سوزی زشت میگردید چندان به زحمتش نمی‌ارزید. آگوست پس از تجدید سازمان شهر در سال 7 ق.م به چهارده منطقه(regiones ) و در حدود 265 بخش (vici) روش جدیدی به معرض آزمایش گذارد. وی از بردگانی که قبلاَ بطور اتفاقی درخاموش‌کردن آتش شهر خدمت کرده‌بودند بعنوان گروههای آتشنشان، زیر فرمان رؤسای بخش، استفاده کرد.( رائل، 1349،ص 172)

شهر روم وقتی به بالاترین درجة کامیابی در ادبیات و هنرها رسید که امپراتور آگوست آن قدرتهای واقعی و اختیارات معنوی را دارا شد و وی را مبدل به متنفذترین مردم جهان روم ساخت. دوران حکومت آگوست آنقدر برای مردم روم باستان حائز اهمیت است که از آن تحت عنوان عصر آگوستی یاد می‌شد. از نظر تاریخ سیاسی میتوان معتقد بود که این عصر در سال 31ق.م آغاز شده یعنی در زمانی که پیروزی در نبرد آکتیوم،اکتاویان را فرمانروای روم ساخت یا در سال 27ق.م وقتی که اکتاویان امپراتور روم شد و لقب آگوست را دریافت کرد. پایان این عصر طبیعتاً با سال مرگ شخصی  که نام خود را به آن داد یعنی سال 14 م تطبیق می‌کند.( همان، صص 22 و 23)

عصر مزبور هم از لحاظ فرهنگی و هم از جهت سیاسی عصر آگوست است.فقط یکی  دیگر از ادوار باستانی را می‌تون با عصر پریکلس مقایسه کرد و آن عصر آگوست در روم است. این دوعصر گرچه در بسیاری از جهات با هم اختلاف داشتند ولی هردو به معنی قدیم کلمه کلاسیک بود. در یک محیط فرهنگی و تاریخی که بزرگترین قابلیتهای انسانی را تقویت می‌کرد، مردان صاحب نبوغ هریک  به روش خود آثاری  چنان بلندپایه بوجود آوردند که هرگز برتر از آنها یافت نشده‌است و همواره سرمشقهایی برای روح بشر در بهترین صورت خلاق آن برای نسلهای آینده بوده است.( همان، صص 28،29)

اوگستوس( آگوست) در نوزدهم اوت 14 م د رحالیکه هفتادوشش سال سن داست در نوکا( واقع در کامپانیا) در گذشت. وی شرح اقدامات خود را که به« اعمال اوگستوس» معروف شده‌است روی سنگی نگاشت و بعدها آن را در خارج از آرامگاهش در کامپوس ماریتوس و در سرتاسر امپراتوری برپا داشتند‍، زیرا بعقیده اکثریت مردم او یکی از بزرگترین خیرخواهان نوع بشر بشمار می‌آمد. نسخه‌‌ای از این مدرک در آسیای صغیر در آنقوره( آنکارا) بدست امده است. این مدرک که به یادگار آنقدر مرسوم شده‌است به منزله سندی بزرگ برای درک احوال مردی است که جهان را از عصری به عصر دیگر رسانید.( رابینسون، 1370، صص 642،643).

هنر و ادبیات در عصر آگوست:

با آ‌غاز امپراطوری روم اوگستوس که تصمیم گرفته بود حکومتی خلل‌ناپذیر برپا کند فرماندهی ارتش و اداره امور مالی امپراطوری را خود شخصاَ عهده‌دار شد و ساختمان جدید و  باشکوه شهر روم را آغاز کرده تا چهره‌ای پرشکوه به واقعیت امپراتوری ببخشد. درواقع آگوست شهر آجری روم را به شهری مرمرین تبدیل کرد. روم پایتخت امپراتوی آگوست مهمترین شیء مورد توجه و محبت او بود. در آنجا بود که وی درخشنانترین بناهای یادگاری را برپا کرده و بزرگترین نفوذ را در امور فرهنگی بکاربرد.( رائل، 1349، ص 25).

آگوست در روم معبد پانتئون را برای خدای آگوست که او را حامی خود و خانواده‌اش  می‌دانست ساخت(ماله، 1362، ص 217) گنبد عظیم پانتئون به قصر 43 متر و ارتقاع 43 متر ( از کف) فضای کروی شکلی را تداعی می‌کند. در مرکز گنبد نورگیر یا چشمة نوری به قطر 9 متر تعبیه شده که به صورت باز و فاقد شیشه است و تنها منبع نور برای روشنایی فضای داخلی محسوب می‌شود. دیواره گنبد در جوانب قطور و در قسمت چشمه نور نازکتر می‌شود. کف معبد با اندکی برآمدگی ساخته شده است و زهکشی‌های کم‌عمقی در زیر چشمه نور تعبیه شده تا عمل جمع‌آوری آب به سهولت انجام گیرد.( گشایش 184،در روم، ص 57) گفته شده‌است آگوست 82 معبد را در روم تعمیر کرده است.( رابینسون، 1370، 1 650)

آگوست در روم دو تئاتر به صورت نیم دایره و چند طبقه با ایوانی بزرگ شامل 300 ستون که معابد ژوئن و ژوپیتر را احاطه می‌کرد بنا نمود. علاوه بر این بالای تپة پالاتن نزدیک منزل خود کتابخانه و معبدی با اسم آپولون ساخت.( ماله 1362، ص 217)

پیکرتراشی رومی بسیار تحت تأثیر فرهنگ هلنی است. و از دوره حکومت آگوستوس بتدریج فرهنگ رومی تجلی می‌یابد. پیکره‌های این دوران به شیوه‌ای رئالیستی و طبیعت‌گرایانه کار شده‌اند که خود مشخصه هنر رومی می‌شود و بعدها هنر دیگر سرزمینها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. نقش برجسته‌های مذبح( قربانگاه) صلح اگوستوس نمونهای گویا و برجسته‌ از این نوع گرایش است. تزئینات دورنی و بیرونی این مذبح یادمانی به دو قسمت تقسیم شده و در پائین با نقوش ظریف و زیبای گیاهی و طرح‌های مارپیچی و پیچک وار کنده‌کاری شده‌است. در قسمت بالای بنا، ردیفهایی از پیکره‌های مختلف مردان و زنان و مردان و کودکان در قاب‌بندیهای جداگانه‌ای نقش شده‌اند. یکی از این قاب‌بندیها که به تلوس« مام زمین» اختصاص یاقته است پیکره تلوس را در وسط و نمادهای مجسم از طبیعت در پیرامونش قرارداد و در پی زمینه آن یک منظرة زیبایی از طبیعت وجود دارد. در این نقش برجسته به خوبی می‌توان تمایل وگرایش صلح‌طلبانة و آرامش‌خواهانة روم دور او گسترش را به چشم دید.( گشایش، 1384، صص 59-57) لازم به ذکر است که آگوست قربانگاه صلح روم را در سال 13ق.م ساخت.( وزیری، 1379، 232)

مجسمه‌ای از آکوست باقیمانده است که یکی از شاهکارهای حجاری قدیم است. این مجسمه آگوست را در حالیکه زرهی برتن کرده و عصای سلطنت را در دست چپ دارد، نشان می‌دهد زره مزبور به نقوشی چند مزین است. در نقش وسط یک نفر پارتی دیده می‌شود و او بیرقی که از لشکر کراسوس گرفته شده‌بود را به یک صاحب منصب رومی مسترد می‌دارد. در چپ و راست زره دو نقر نشسته‌اند که ممالک مفتوحه را مجسم می‌دارند.( تصویر شماره 12 و 13)

 در عصر آگوست ادبیات به منتها درجة ترقی رسید . تمام بزرگان به معنویات و مسائل فکری و عقلانی علاقمند شده بودند کتابخانه‌ها و انجمنهای ادبی بسیاری در این دوره دایر شد و مردم د رانجا با صدای بلند تألیفات تازه را می خواندند. خود آگوست نیز به شعرگفتن علاقه داشت. دوست او مسن9 نمونه اشخاص باذوقی است که ادبیات و منابع را تشویق و ترویج کرده است. علاوه بر  این آگوست توانست به مهارت از نویسندگانی که حمایت می‌کرد استفاده نماید و افکاری را دوست می‌داشت توسط آنها در میان مردم منتشر کند.( ماله، 1362، صص 209،217)

بزرگترین اشخاص ادبیات لاتینی در عصر آگوست تیت‌لو ، ویرژیل و هراس می‌باشند تیت‌لو مورخ رومی است و از آنجائیکه وطن‌پرستی به تمام معنا بود می‌خواست برای افتخار روم یک اثر عالی نمایان سازد و به یادگار بگذارد لذا تاریخ روم را از بدو امر تا زمان آگوست به رشته تحریر درآورد.

ویرژیل و هراس شعرای عصر آگوست هستند. در عصری که در تاریخ به قرن آگوست معروف است عده شعرا بر نثرنویسان غلبه داشتند.( همان، صص 218 ، 219)


سلسله ژولیوس و کلودیوس( 68- 14م)

چون اگوست برای خود جانشین تعیین نکرده بود بعد از مرگ وی نزاع و درگیری برای جانشینی وی رخ داد تا اینکه سرانجام در سال 14.م اشخاصی بعنوان امپراتور از خانواده ژولیوس و کلودیوس به حکومت رسیدند. چهارنفر از خانواده مذکور به نامهای تیبریوس 10 کالیگوکا11 کلودیوس 12 و نرون13 تا سال 68 م بر روم فرمانروایی کردند.این سلاطین نظم و امنیت را در مملکت حفظ کردند لیکن از ترس مواضع مخالفین و یا بواسطه بی‌رحمی فطری اشراف اعضاء سنا را از بین بردند.

تیبریوس فرزند لیویا( اوگوستا) و تیبریوس، کلودیوس نرو بود. اوگستوس وقتی که لیویا زن وی شد فرمان داد او از این به بعد اوگوستا نامیده شود. تیبریوس که پسرزن اوگستوس بود بعدها داماد و فرزند خوانده او نیز شد. از این دو خانواده اشرافی که در این هنگام با یکدیگر وصلت کردن یعنی خانواده‌های ژولیوس و کلودیوس اشخاصی با لقب امپراتور ظرف پنجاه سال بعد بر تخت نشستند.( رابینسون، 1370 ، ص 663)

 

فهرست منابع:

 1- پرون. استیوارد، اساطیر روم، ترجمه جلال فرخی، انتشارات اساطیر،تهران 1381

2- پری. ماروین، تاریخ جهان: تحول اندیشه، تمدن و فرهنگ جهان، ترجمه عبدالرحمن صدریه، انتشارات دنیا، تهران1377

3- دیاکوف. و تاریخ جهان باستان، ترجمه صادق انصاری، علی‌ا… همدانی،محمد باقر مؤمنی،جلدسوم، نشر اندیشه، تهران 1353

4- رابینسون.چارلز اگلزاندر، تاریخ باستان، ترجمه اسماعیل دولتشاهی، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی،تهران 1370

5- رائل.هنری تامسن، رم در عصر آگوست، ترجمه ابوطالب صارمی، انتشارات بنگاه، ترجمه و نشر  کتاب، تهران، 1349

6- گشایش. فرهاد، تاریخ هنر ایران و جهان، انتشارات عفاف، تهران، 1384 

7- گیبون. ادوارد، انحطاط و سقوط امپراتوری روم، ترجمه ابوالقاسم طاهری، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی،تهران، 1370

8- لاوی. عبدا…، تاریخ هنر، مختصری از معماری – مجسمه‌سازی و نقاشی در غرب، انتشارات تهران، تهران 1354

9- لایف.تایم، پمپئی شهری که ناپدید شد، ترجمه کامران جولایی، انتشارات جویا، تهران 1378

10- ماله. آلبرت، تاریخ رم، ترجمه میرزاغلامحسین زیرک‌زاده، انتشارات علمی تهران 1362

11- ناردو.  دان، جمهوری روم،  ترجمه سهیل سمی، انتشارات ققنوس، تهران 1383

12- وزیری. علی‌نقی، تاریخ عمومی هنر، انتشارات هیرمند، تهران 1369

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد امپراتوری روم

دانلود مقاله کامل درباره بافت چوب

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله کامل درباره بافت چوب دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره بافت چوب


دانلود مقاله کامل درباره بافت چوب

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 51

 

تعریف بافت مارپیچ: 

1-1 طرح های مارپیچی :

بافت مارپیچ : اساساً یک مفهوم ساده در بافت چوب(برای مثال آنچه که در بیرون کنده درخت دیده می شود.)  است که خطهای اطراف آن در یک پیچیدگی موازی با محور هستند.

حتی مشاهدات تصادفی زیادی نشانه های مارپیچی را در حرکت شکافهای اطراف درختان پیرمرده، یا اطراف تیرهایی که خوب آفتاب خورده و پخش اند، دیرکهای حصار و مانند اینها نشان می دهد.

هنوز مسائل فنی بسیاری در استفاده از چوبهای خمیده و قوس دار، الوارهای اره شده و روکشهای ساخته شده از درختان دارای بافت مارپیچ اتفاق می افتد که برخی دانشمندان چوب(چوب شناسان) نظر داده اند که تنها نقص بزرگ جدی در رشد درختزارهای سوزنی برگ است (deuilliers 1974, Banks 1953, 1969 Rault and marsh 1952)

نقص های فنی که برای استفاده الوار از نظر بافت مارپیچ روی می دهد اخیراً دلایل عمده ای هستند که توجه موضوعات نوشته شده بسیاری را جلب کرده اند، اما همچنین کارگران بسیاری راههای متفاوت در اینکه چگونه ممکن است بافت چوب از محور مشخص خود منحرف شود دیده بودند. آنها مشاهدات دیگری از ویژگی چوب بدست آوردند (اغلب دارای ارزش بالا)، از قبیل بافتهای بهم وابسته و بافت موج دار و روی دادهای کالبد شناسانه و تشریحی در راههای یکسان، پس بنابراین به عنوان قسمتی از پدیده های خارق العاده مشابه دانسته شده است.

در این مفهوم کلی از مجموعه انحراف های بافت، هر مارپیچی ساده تنها یک عضو است، که می تواند تخته های اره شده تقریباً کم ارزش را ارائه دهد، یا ارزش آن را به طور فوق العاده بالا ببرد. در نتیجه جنگلبانان، کالبد شناسان چوب، ژنتیک شناسان، و فیزیولوژی دان ها (متخصصین فیزیولوژی) همه برای یافتن علت این الگوها و طرح های بافت و در نتیجه اغلب رخدادها در مطالعه ی ظاهر «انحراف ها» تحریک شده اند، کار آنها ترقی بزرگی کرده است.

این نتایج در قسمتهای دیگر ارائه خواهد شد، اما پرسش اساسی هنوز باقی مانده که چگونه بافت مارپیچ ممکن است مشخص باشد. چه توجیهی برای در برداشتن این چنین پدیده های خارق العاده همچون بافت های موج دار در این مقوله ی اساسی است؟ براستی ما باید همچنین، داشته های دیگران را سوال کنیم.

(priestlevn945- vite1967). که آیا همه پیشنهادهای ظاهراً مساوی مارپیچ های ساده در ساقه انواع گوناگون درخت شبیه هستند یا اینکه یک شکلی تنها اختلاف معنایی را در بر دارد. در این قسمت این سوالها ما را به رسیدن در یک پاسخ قطعی هدایت نخواهد کرد، اما تنها تلاش می کند که نمونه های خیالی، تزئینی بافت که در چوب با آنها مواجه می شویم در دانسته های مارپیچی ما شرکت کند. در طول دوره آشکار می شود که یک مارپیچ (درجه اول) ساده یا به تعبیر دیگر مارپیچی که کاملاً در هدایتش سازگار است و در سراسر ساقه در شرایط عادی، کم است.

جایی که مارپیچ های ساده توصیف شده بودند به سطح مقطع کنده درخت بر می گردد. با این همه مارپیچ های ساده به عنوان یک هدف آغازی برای بررسی جزئیات مناسب تر خواهند بود.

مارپیچ ساده (درجه اول):

یک مارپیچ از لحاظ ضخامت معین در دوره ی هدایتش از چرخش و زاویه آن با محور استوانه ای که آن را احاطه کرده اند تعریف می شود.

1-1-1-1 جهت مارپیچ :

آن کاربرد رایج است که جهت مارپیچ گونه را بطوریکه بافت مارپیچ چپگرد (LH) بودند تعریف می کند هنگامی که در انتهای بالای محور قطب جغرافیایی از یک درخت اره شده، مشاهده شود که انحراف به چپ است. و بافت مارپیچ راست گرد هنگامی  که انحراف به راست است. در مفهوم مشابه بافت چپ و زاویه راست بیان هایی هستند که درجه انحراف را توصیف می کنند.

بعضی نویسنده ها نیز حروف Z,S را برای جهت بافتها به کار برده اند، مخصوصاً برای نشان دادن جهت یابی بافت سلولی در مطالعات تشریحی، جهت حرکت مایل در نمونه های استفاده شده دیگر، بر شیب غیر مستقیم چپ و راست اشاره می کند.

نظریه های بیشمار دیگری در توصیف جهت مارپیچ ها به کار رفته اند.

انعکاس اشکال  آشکار چنین کاری بدون چرخش بازوها و انحراف مچ ها انجام      می شود، در مطبوعات آلمانی با عبارات (Sonnig) و (widersonnig) زیاد مواجه می شویم. معنای آنها «با خورشید » و «در برابر خورشید » است و بنابراین (در نیمکره شمالی) آنها به ترتیب به بافت مارپیچ چپ گرد (LH) و راستگرد (RH) منعکس می شوند. عبارات انگلیسی جهت حرکت عقربه های ساعت و خلاف جهت عقربه های ساعت به صورت مشابه به کاربرده شده نظریه مشاهده ساقه از بالا است که پایین می آید، و (1939 Misr) خاطرنشان کرد که این شاید ناشی از سیستم استفاده شده باشد که برش رشته های پیچانده شده را توصیف می کند.

در این مقاله لذت بخش در مشاهدات ادبی و سنتی بافت مارپیچ (1949)Meyer عقیده چپگردی قبل از راست گردی را که بیانهایی چون پیچیدن از چپ به راست تمایل به چپ و در طرف چپ یا استفاده از راستگرد پیش از چپ گرد را در بر داشت. همچنین پیچیدن از راست به چپ، تمایل به راست و در طرف راست از شروع اولیه را دنبال کرد.

در آغاز از مصر باستان (مبدأ از سانسکریت)، سرتاسر لاتین و بعد سرتاسر ایتالیا و فرانسه و انگلیس، او مثالهای بسیاری از پیروی سبکهای کلاسیک و بیشتر ادبیاتی اخیر بیان کرد.

متأسفانه با وجود سابقه ی تاریخی وسیع برای مفاهیم، درست نفهمیدن در گذشته ناشی شده، و لازم است از این آگاه باشد که نتایج معین بوسیله نویسنده ی مختلف مقایسه می شود.

اطلاعات گسترده از (1845) Braun که بوسیله مولفان و گرد آورنده های       بیشتر معیارهای قرن 19 کتابهای درسی گیاهشناسی و جنگلبانی مورد استفاده  بودند،                 (1924 Champion) همچنین جهتهای مارپیچ را نشان داد که معکوس آنها در عرف رایج بودند.

لغت آلمانی (Drehwachs) به معنی «رشد گردش» مفهوم را هدایت می کند، چیزی که اکنون ما بافت مارپیچ چپگرد (LH) می نامیم «گردش» به راست بود همچنان که ساقه بالا می رفت. پس (Rechtsdrehun) پیچ راست در این نتیجه های اولیه به یک مارپیچ چپگرد (LH) ارجاع داده می شود همانگونه که در بالا تعریف شده بود، و بیشتر نویسنده های اخیر (مثلاً Lohr) (1966) در رجوع به آن پافشاری کرده اند آنچنان که یک پیشنهاد مناسب تر «در گیاهشناسی» است.

ازمشاهدات آغازین دیده شده که بعضی گونه ها،همچون گونه های Betula perdula تقریباً بافت مستقیم یکنواخت دارند، در حالی که بافت مارپیچ چپ گرد (LH) (مثل domestica Malus) یا بافت مارپیچ راست گرد (RH) (مثل Pyrus communis) جداً بر جسته است. (Buler 1946)

2-1-1-1 درجه مارپیچی

مرسوم است که زاویه بافت همان مقدار که از محور جغرافیایی منحرف شده اندازه گیری می شود. و روش اندازه گیری در فصل دوم شرح داده خواهد شد. هر چند در نمونه های کمی "فراز روی زاویه " (آلمانی "steigungswinkel")  استفاده شده بود، در چنین موردی ارزشهای داده شده مکمل زاویه بافت هستند اعم از چپ یا راست. بعضی انواع برای تولید بافت مارپیچ بی نهایت انگشت نما شده بودند.

Pinus roxburghii ، نوعی کاج (chir) هندی، هم در زیستگاه محلی شان و هم هر جا که رشد کرده بودند به عنوان یک محل غیر بومی، توجه گزارشات را به خود جلب کرده بودند.(Banks kadambi,Dabral 1955, cannin 1915)،(Nikhs and smith . 1969 (champon 1924, 1927 a, 1930,1931,1945

Champion (1924) عکسهایی آماده کرد که نشانگر این بودند که چگونه منتها الیه بافت مارپیچ چپ گرد (LH) ممکن است در نواحی اساسی از ساقه های کاج Chir بومی به سطح افق نزدیک شوند. Smythies (1915) یک توصیف تند ارائه داد:

"در چنین درختهایی پیچ خوردگی به شاخه ها برده شده، و در آنها به طور مکرر، پیچ های خارق العاده و عجیب هم در ساقه اصلی و هم در شاخه های شکل گرفته در گره های شگفت انگیز دیده می شود، یک حدس که درختان مدام در پیچ و تاب خوردن و رنج عظیم بودند."

(1854) Braun در مشاهدات ابتدایی بعضی نمونه های بی نهایت بافت مارپیچ را در انواع پهن برگان شامل زاویه بالای 45 درجه در punica granatum زاویه تقریباً بزرگ در qusyringa vulgaris, sorbus oucuparia aesculus hippocastanum. مشاهده کرد. (1895) Hartig یک تنه ی کاج جنگلی را توصیف کرد که زاویه مارپیچ به 90 درجه نزدیک شده بود، و (1963) jones یک نمونه مشابه در یک قسمت از pseudtsuga menziesii با ضخامت کمتر از 100 میلی متر نشان داد. (شکل 1-1) بافت مارپیچ بی نهایت را نشان می دهد، در حال نزدیک شدن به 90 درجه در بیرون از یک شاخه افتاده از کاج جنگلی است.

3-1-1-1 رشد نرمال یا ناقص

مارپیچ بی نهایت، چگونگی تماس بافت افقی، تقریباً برای هیچ چیز بلا استفاده نیست، اما فراورده های چوب را ترکیب می کند، سوالات زیادی در کالبد شناسی چوب و فیزیولوژی درخت (مثلاً چگونگی هدایت آب در طول ساقه) را مطرح می کند. این موضوعات در فصلهای دیگر بحث خواهد شد، اما در روابط بسیاری، همچون نمونه های زیادی که از یک الگوی رشد که کنترل بیرونی داشت نمود داشته در بیشتر پدیده های زیستی، اغلب سخت است که دریافت مرز بین نرمال و ناقص چیست.

استثناء ها با همه ظواهر «احکام» مارپیچی و اظهارات متناقض به صورت مکرر مواجه هستند.

آنچنان که به طور معتبر یافت مستقیم Betula perdula (زاویه بافت کمی بیشتر از 3درجه) یا اجتناب ناپذیری بافت مارپیچ راست گرد RH جایی که در Aesculus hippocastanum اتفاق می افتد،پس استثناء ها گزارش شده هستند برای مثال Loher 1966

این یک دلیل است که چرا بیشتر نویسنده ها امنیت در عضوها را جستجو کرده اند، و مشاهداتی از صدها یا گاهی هزارها درخت گزارش شده است. جدول (1-1) یک ترتیب معروف از نتایج منتشر شده مبنی بر شمار زیادی از درختان آماده کرده است.

(بعضی از اینها مشاهدات ساده ای از معتقدان غیر حرفه ای هستند و بعضی را دانشمندانی که پذیرفته بوده اند نیاز برای یک زمینه شمارشی دقیق برای مطالعات ژنتیکی و غیره است جمع آوری کردند.

در تمامینشان، آنها به وضوح بعضی درجات بافت مارپیچ را نشان دادند که بوسیله بی اعتدالی های یک ترکیب غیر عادی شکل چوب در درختان است. برای فرآورده های چوب استفاده شده بوسیله بافت مارپیچ اصلی ممکن است که به خوبی یک "نقص " باشد، اما اگر آن در توسعه و ابقاء درخت یک نقص باشد سخت است که معتقد بود که فرآیندهای طبیعی گزینش کرده باشند.

بافت مارپیچ در درختان فسیلی دارای قدمت بالا نمایان شده است، و این معنی را دارد که یک شکل که برای میلیون ها سال ایستادگی و مداومت می کند (champion 1924). به علاوه آن غیر عادی نمی باشد که در درختانی که یافته شده اند زاویه ی بی نهایت مارپیچ توسعه یافته است، برای مثال در pinusroxburghii .

اگر بافت مارپیچ مفرط دشواری های ادراکی را در ذهن دانشمندان آشکار می سازد، درختان خودشان مشکلات کمی در وفق دادن به آنها دارند. حقیقتاً بسامد و توسعه ی قوی آن در بعضی گونه ها در نواحی خاص مسئله ی امکان سود رقابتی را باز آفریده است.

از طرف دیگر شرایط محیطی هستند که اظهار می کنند مارپیچ گاهی اوقات یک تفکیک در کنترل محض قطبش در ساقه ها را منعکس کند. (sect .5) از طرف دیگر، شرایط محیطی هستند که اشاره می کند بر مارپیچ که گاهی اوقات یک تفکیک را در کنترل سخت از تقارن در حدود ساقه ها منعکس کند. برای مثال، در توسعه محلی یا گاهی اوقات الگوهای بافت کاملاً مایل بعد از آسیب، یا به طور مکرر ترقی زاویه های مارپیچ سراسر درخت، پیری مشاهده شده، هنگامی که پایان رأس فعال رشد ممکن است موجب تغییر متابولیسم زیادی شود. به طور معمول نویسنده های بسیاری، (1957) Natheot , (1956) mayer- weyelin به استنتاج اینکه، بافت مارپیچ یک بیماری نیست، اما یک نشان عادی از درختان بسیاری است به بررسی آن می پردازند.

2-1-1 تغییر در مسیر و زاویه مارپیچ :

آنچه که در بالا گفته شد، خیلی از نویسنده ها اثبات های مشابهی داشتند از قسمت خارجی درختان ایستاده. بعضی مشاهدات نشان می دهد که درختانی که شعاع کوچک دارند تمایل به جهت مارپیچ مخالفت از آنهایی که بزرگ قطرند دارند، و بعضی به سن درخت وابسته اند. اگرچه به ارزش زاویه مارپیچ و جهت آن پی نبرده اند ممکن است آشکارا در سراسر زندگی یک درخت تغییر کند، در حقیقت به روشنی بوسیله اولین نویسنده ها ثبت شده است. (Braun 1854 , Hartig 1895)

همچنین تغییر در زاویه بافت، مشاهدات کافی بودند که استاد کاران کسانی که با چوب کار می کردند داشتند، ولی با وجود اینکه معمولاً مردم کسانی که تکنیک های کاغذ را نوشته بودند اثبات کردند یک کمبود ارتباط قابل تأسف بین دو گروه که متأسفانه تا امروز شناخته شده نیستند. در اروپا، برای مثال، صنعتگران همچون ریگ سازها و پیت سازها و کسانی که از هم جدا می کند اظهار کردند که اره نمونه های اصلی کارشان از تنه هایی که بافت راست بودند یا تنها مارپیچ چپگرد (LH) داشتند بهتر از آنهایی که مارپیچ راستگرد (RH) داشتند از هم جدا می شدند. (BURGER 1941 )

به طور عادی بافت چپگرد (LH) بر گردان به بافت راستگرد (RH) بعدها در زندگی درخت توسعه یافته است.

این مشکل است که به کلی درباره گونه های تنه بافت مارپیچ است، (1959,1963) Noskowiak نمونه ای درست کردند از یک الگو بسیار مکرر که در سوزنی برگان زیادی اتفاق می افتد و آن، اگرچه در سخت چوب ها عظیم تر است، گرایش گونه ها که برگشته بود در نرم چوب ها.

21-1-1 الگو یا طرح ساقه در سوزنی برگها :

در عبارات و اصطلاحات ساده چوب، در سوزنی برگان بلافاصله مجاور مغز ساقه گیاه بافتهای مستقیم است، اما مارپیچ چپگرد (LH) خیلی سریع توسعه پیدا می کند و رشد آن تا مراحل بعدی ادامه پیدا می کند، و در مرحله بعدی از زندگی درخت ممکن است به راستگرد (RH) تغییر جهت دهد، به ازای آن زاویه به بافتها در این جهت به آرامی افزایش پیدا کرده، به اندازه رشد تنه طویلی آن ادامه دارد. بنیاد و آغاز مارپیچ در آوند چوب، نخستین و اولین شکل گیری آوند چوب فرعی بوده است، استفاده از عبارات و تعبیراتی همچون مارپیچی ابتدایی زیاد و مثل این، به طور مکرر اشاره شده است.

در بعضی موارد ممکن است، تماماً از وابستگی آن با مارپیچ آرایش برگی (Northcott 1957) یا بوسیله رشد پیچ خوردگی ها، در رویش شاخه اصلی ناشی شود. در حقیقت (1969) joblanczy حدود 45 درجه از پیچ خوردگی در هیپوکویتل جوانه ی (نهال تخمی) picea abies شرح داد. و مسلماً بیان کرد، آغاز مارپیچ پیش تر از آن، سخت است. بهرحال آزمایش بسته روی انواع زیادی نشان داد درجه قابل توجه مارپیچ امکان دارد که از پایان اولین سال رشد توسعه یافته باشد که این نشان میدهد چوب بلافاصله مجاور مغز(ساقه گیاه) دارای بافت راست است. Oh kura 1958 Brazier 1965T , Hams1965, krempl 1970  

Mikomil 1973, ozawa 1973, kawaguchiet a(1979)

حتی جوانه های نوعی کاج (pinus rozburghii) به تولید بافت مارپیچ سخت در رشد بعدی مقدر شده بود، توسط champion (1924)  گزارش شده بود که بافت راست در پایان اولین سال رشد بوده است. مارپیچی ابتدایی زیاد اغلب در آزمایشات بسته ثابت کرد که زاویه های بافت در دومین یا سومین سال رشد لایه از مغز بر می گردد، (برای مثال kromhout and toon 1977) کالبد شکافی بیرونی و سنجش زاویه مارپیچ در لایه های کم رشد کرده با یک درجه بالای خمیدگی به سختی قابل انعکاس است. به تعبیر دیگر حضور آثار سوزن (روابط اکزیلاری (exylary) در برگ های ساقه) به علت آوندهای ناقص به مغز مسدود شده که یک مسیر موجی کمتر یا بیشتر را بین مارپیچ های آرایش برگی پیروی می کند، که پیچیدن به هیچ اندازه از زاویه بافت حتی هنگامی که سراسر مسیر انحراف نداشته باشد همیشه از محور تنه ی آن است.

2-2-1-1 الگو ساقه در پهن برگان :

الگوهای بافت در پهن برگان کمتر قابل پیشگویی و کاملتر از سوزنی برگها است. در الگوهای پیچیده خاص بافت موج دار و بهم پیوسته که در مبحث 1،2 و 1،3 توضیح داده شده است، با وضوح بیشتری در پهن برگان رو به رو شده است.

در اعلام شخصی (1959) Noskowiak "اعلامیه محتاط (هوشیار)"، که به الگوی تنه در پهن برگها گرایش دارند به اینکه به گردانده شوند در نرم چوب ها اشاره داشت، او موافقت کرد که آن بر مبنای مطالعات بسیار کمی بوده است.

به مراتب، همکاری بیشتری که از یک منبع آمده بود (1958) ohkura الگوهای برش مقطع تنه برای بیشتر از 40 گونه از پهن برگان را توضیح داد. این نتیجه و نتایج دیگر در فهرست 13 به طور خلاصه آمده است. در این فهرست تنها اطلاعات اساسی در بیشتر از دو نمونه از میان گونه ها را شامل می شدند، و گونه ها لیست شده اند آنچنان که بافت راست در بیشتر نمونه ها زاویه هایی کمتر از 2 درجه دارد.

دیده می شود که تغییر مسیر بافت مارپیچ، (مراجعه شود، به استثنای بافت به هم پیوسته) در پهن برگان وضوح کمتری از سوزنی برگان دارد و سخت می توان گفت بافت مارپیچ در پهن برگان در همه عمومیت دارد.

اگرچه فهرست 1،3 معرف همه سخت چوبها نیست به علت اینکه همه به طور مساوی مطالعه نشده بودند. سخت چوبهای تجاری زیادی از اینکه بافت مستقیم بودند شهرت دارند، و این شاید یک دلیل است که چرا بافت مارپیچ در پهن برگان مانند سوزنی برگان رسیدگی نشده است.

مطالعاتی که انجام شده بود، در استفاده شمار بسیاری از تنه ها اغلب اظهار شده که بافت مارپیچ بیشتر جنبه ی یک "انحراف " در پهن برگان داشت نسبت به سوزنی برگها اغلب نرمال ظاهر می شود، و حقیقتاً ناگزیر الگو توسعه یافته اند.

توضیحات (1950) fagus syus sylvatica, (1947) Q.sessilifora , Quercus robur نشان داد که 70 تا 80 درصد از همه درختان در هر یک از این نمونه ها ماکزیمم بافت مارپیچی کمتر از 3 درجه داشت. به طور مشابه، مطالعات Fraxinus an gustifolia بوسیله (1957) Erdesi بافت مارپیچی را در تنها 17 درصد از تنه های آزمایش شده یافت، البته بعضی گونه ها مانند (Kennedy and Elliott 1957) Alnus و درختانی که مارپیچ راست غیر عادی هستند، و در آن گونه های تنه که نقص آن در نرم چوب ها بیشتر به هم مربوط است.

نویسنده هایی چون priestley 195 اعلام کردند که بافت مارپیچ پهن برگها از بافت مارپیچ سوزنی برگها متفاوت اند، در مطالعه (castaneasativa , syringavulagalis, sambucus nigra) priestlay یافت که اگر بافت، در اولین سال رشد یک دوره منحرف را پیروی کند، این توسعه موفقیت آمیزی را در جهت هندسی ارائه می کند.

همان گونه که افزایش زاویه بافت، حقیقتاً نتیجه آن افزایش ابعاد تنه است (شکل1،2) این از جهت مارپیچ آشکار است، که در پهن برگان مثل سوزنی برگها اتفاق می افتد، که افزایش جغرافیایی در درخواست عمومی در سخت چوب ها نیست. با وجود این، دو سوال کاملاً ابتدایی و بسیار جالب توجه عمومی را بالا می برد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره بافت چوب

دانلود تحقیق کامل درمورد انرژی آبی

اختصاصی از زد فایل دانلود تحقیق کامل درمورد انرژی آبی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق کامل درمورد انرژی آبی


دانلود تحقیق کامل درمورد انرژی آبی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 7
فهرست و توضیحات:

انرژی آبی  

نحوه کار یک سد آبی

نیروگاه‌های برق آبی، مزایا و معایب

 

انرژی آبی  

زمانیکه در کوهها و تپّه ها باران می بارد ، آب حاصل از آن بصورت نهر و رودخانه جاری شده و به دریا می ریزد. از آب جاری و ریزشی می توان به نحو احسن استفاده نمود. همانطوریکه قبلاً گفته شد ، انرژی عبارت است از «توانایی انجام کار». بنابراین می توان از آب جاری ، که حاوی انرژی جنبشی است ، برای تولید برق استفاده کرد.

 در گذشته برای خرد کردن گندم و ذرت در آسیابها، از آب جاری برای چرخاندن چرخهای چوبی آسیاب استفاده می کردند. این نوع آسیاب را آسیاب آبی یا آسیاب غلات می گفتند.

در سال 1086 ، کتاب چند جلدی Domesday نوشته شد. در این کتاب فهرست کلیه املاک ، خانه ها ، فروشگاهها و سایر موارد در انگلستان ارائه شده است. در این کتاب فهرست 5624 آسیاب آبی واقع در جنوب رودخانه ترنت (Trent) در انگلستان درج شده است. به عبارت دیگر به ازای هر 400 نفر یک آسیاب وجود داشت.

گردش چرخهای آسیاب آبی یا از طریق آبهای ریزشی (ریزش آب از بالا برروی چرخ) و یا آبهای جاری (رودخانه) صورت می گیرد (این نوع آسیابها در تصویر نشان داده شده اند). امروزه از آب جاری نیزمی توان برای تولید برق استفاده نمود. هیدرو به معنی آب است. بدین ترتیب هیدرو – الکتریک یعنی تولید برق از طریق انرژی آب .

استفاده از انرژی جنبشی آب جاری جهت تولید برق را نیروی هیدروالکتریک گویند. با ایجاد سد میتوان جریان رودخانه را متوقف نمود. همانطوریکه در تصویر مربوط به سد شاستا (Shasta) در شمال کالیفرنیا ملاحضه می فرمائید ، با ایجاد سد، مخزنی از آب تشکیل می شود. اما سدهای احداثی برروی رودخانه های بزرگتر باعث تشکیل مخزن نمی شود. جهت تولید برق در یک نیروگاه هیدروالکتریکی ، آب رودخانه به داخل آن هدایت می شود. در تصویر ، سد دالاس را مشاهده می کنید که برروی رودخانه کلمبیا، در طول مرز بین ایالت اورگون و واشنگتن ، احداث شده است.

نیروگاههای آبی بزرگترین تولید کنندگان برق در ایالات متحده هستند. این نیروگاهها 10 درصد از کل برق مصرفی این کشور را تأمین می کنند. ساخت نیروگاههای از این نوع در ایالتهای که دارای کوهستانهای مرتفع و رودخانه های زیادی هستند ، می تواند منجر به افزایش تولید برق شود. به عنوان مثال، در حدود 15 درصد از کل برق تولیدی ایالت کالیفرنیا از نیروگاههای هیدروالکتریک تأمین می شود. اما بیشترین تولید برق آبی مربوط به ایالت واشنگتن است. 3 سد از 6 سد اصلی که برروی رودخانه کلمبیا احداث شده اند عبارتند از گراند کولی (Grand coulee) ، چیف جوزف (Chief joseph) و جان دی (John Day) . حدود 87 درصد از کل برق تولیدی ایالت واشنگتن از نیروگاههای هیدروالکتریک تأمین می شود. مقداری از برق تولیدی این نیروگاهها به ایالتهای دیگر نیز ارسال می شود.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد انرژی آبی

دانلود تحقیق کامل درمورد اصلاح نباتات

اختصاصی از زد فایل دانلود تحقیق کامل درمورد اصلاح نباتات دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق کامل درمورد اصلاح نباتات


دانلود تحقیق کامل درمورد اصلاح نباتات

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 127

 

فصل اول

مقدمه:

روشهای سنتی اصلاح نباتات مبتنی بر دستکاری ساختار ژنتیکی گیاه کامل و از طریق تولید جنسی است. در سالهای اخیر روشی برای دستکاری ژنتیکی در سطح سلولی پیدا شده است که روشهای اصلاحی را بطور منحصر بفرد کامل می کند. موجودیت پیدا کردن روشهای کشت بافت و سلول را می توان به پیشرفتهای ناشی از دانش کشت سلولی و زیست شناسی مولکولی دانست (4 و 51)

بیوتکنولوژی یا فناوری زیستی مجموعه ای از فنون را تشکیل می دهد که امکان بکارگیری، توانایی و کارآیی سلولهای موجودات زنده اعم از حیوانی یا گیاهی را فراهم می سازد. در سالهای اخیر با انجام تحقیقات متعدد در حوزة بیوتکنولوژی کشاورزی این بخش دارای جایگاه مهم و باارزشی شده است و این امکان را در رابطه با گیاهان زراعی فراهم نموده است که بسیار مطالب کارآتر از روشهای کلاسیک اصلاح نباتات با استفاده از تکنیکهای مختلف از قبیل دست ورزی ژنتیکی (Genetic manipulation)، کشت بافت و سلول گیاهی در شرایط In Vitro و غیره، گیاهانی با سازگاری متناسب تر و بیشتر به شرایط محیطی و همچنین سازگار با نیاز انسانها تولید نماید.

تکنیک کشت بافت و سلول گیاهی در شرایط In Vitro ازجمله فنون بیوتکنولوژی است که کاربرد آن به اوایل سالهای 1950 می رسد. بر اساس این تکنیک، سلول گیاهی یا بافت از اندامهایی مثل ریشه، ساقه، برگ و گل آذین یا هر اندام دیگری از گیاه جدا شده و در شرایط کاملاً استریل و گندزدایی شده، در درون لوله های آزمایش محتوی محیط غذایی مصنوعی قرار گرفته و با تأمین نیازهای نوری و حرارتی مناسب تبدیل به یک گیاه کامل می گردد. این تکنیک همانطور که اشاره شد امکان تولید هزاران گیاهچه مشابه گیاه مادری را در مدت زمان بسیار کوتاهی و در فضای فیزیکی بسیار محدودی فراهم می‌سازد که با انتقال این گیاهچه ها به سطح گلخانه و مزرعه تولید انبوهی از گیاهان مورد نظر را می توان باعث شد. در اصلاح نباتات با استفاده از تکنیک کشت بافت و نیز تولید کالوس یا گیاهچه ها در مقیاس وسیع و انجام گزینش در بین نمونه ها می توان از ارقام مقاوم به استرسهای محیطی را تولید نمود. فنون فوق فرصتهای مناسبی در بخشهای مختلف تحقیقاتی، اقتصادی بوجود آورده است که با تقویت بخش دولتی و فعال نمودن بخش خصوصی کارایی این بخشها را برای تأمین و تولید محصولات اساسی کشور را، بطور قابل ملاحظه ای می توان افزایش داد. (51 و 98)

 

تاریخچه اهمیت کشت بافت:

مفهوم کشت بافت گیاهی خلاصة عبارت کشت پروتوپلاست گیاهی، سلول گیاهی، بافت و کشت اندام گیاهی است. کشت بافت و سلول گیاهی بر اساس نظریة شوان مبنی بر دارا بودن خاصیت توتی پوتنسی سلولها پایه گذاری شد. توتی پوتنسی خاصیتی است که بر اساس آن یک سلول دارای توان تبدیل شدن به موجود کامل است. در سالهای اخیر، تکنیک کشت بافت گیاهی به یک ابزار بسیار قدرتمند برای تکثیر و اصلاح بسیاری از گونه های گیاهی تبدیل گشته است. این تکنیک با ابراز نظریة گوتلیب هابرلاندت در مورد خاصیت توتی‌پوتنسی در سلول گیاهی در آغاز قرن بیستم آغاز گردید. هارلاند پیشنهاد نمود که روشهای جداسازی و کشت اندام گیاهی باید توسعه یابد و ادعا نمود که اگر محیط و مواد غذایی سلولهای کشت شده، دستورزی شده باشند، آن سلولها باید صفات ارثی مربوط به مراحل رشد و نموی گیاه اولیه را تکرار نمایمد. دیدگاه هابرلاند در حقیقت قابل توجه بود زیرا وی حتی بیان داشت که خارج از سلولهای سوماتیکی زنده، جنینهای مصنوعی به صورت غیر جنسی رشد و نمو می یابند.(5) احتمالاً وایت نخستین کسی بود در سال 1954 مسئله کشت سلولی را به روشنی بیان کرد. او بیان داشت که تفاوتهای بین سلولهای دیگر در آن ارگانیسم می باشد. لذا امکان دارد بتوان با جدا نمودن سلول، پتانسیل نهفته توتی پوتنت را به آنها بازگردانید. البته احتمال دارد که این خاصیت در سلول برای همیشه از دست رفته باشد. اسکوگ و میلر در 1957 پیشنهاد نمودند که اثرات متقابل کمی بین اکسین و سیتوکینین نوع رشد و مراحل مورفولوژیک را که باید در گیاه رخ دهد، تعیین می کنند. مطالعات آنها در توتون نشان داد که نسبت بالای اکسین به سیتوکسین باعث القای رشد ریشه می شود؛ درحالیکه نسبت بالای سیتوکسین به اکسین باعث القای رشد ساقه میگردد، هرچند که این الگو پاسخ کلی و عمومی نیست. (1 و 5 و 9 و 98)

دستورزی نسبت اکسین به سیتوکینین در بسیاری از گونه ها و جنسها برای ریخت زایی موفقیت آمیز بوده است. کارهایی که توسط مورل[1] (1960) روی ازدیاد ارکیده انجام گردیده است، آغازی برای کاربرد تکنیک کشت بافت گیاهی برای تکثیر و اصلاح بسیاری از گونه های گیاهی بود که منجر به توسعه و گسترش استفاده از محیطهای کشت جدید با غلظتهای بالای نمک توسط موراشیگ و اسکوک[2] گردید.

در سال 1966 نیز گوها[3] و محشوری[4] امکان ایجاد تعداد زیادی از گیاهچه هاپلوئید از دانه داتوره بوسیله کشت بساکهای نابالغ را ثابت کردند. (98)

در سال 1970 اولین امتزاج موفقیت امیز پروتوپلاست در محیط کشت تحقق یافت. در همین سال انتخاب موتانهای بیوشیمیایی در شرایط آزمایشگاهی صورت گرفت. در 1974 تولید گیاهان هیبرید حاصل از امتزاج پروتوپلاستهای هاپلوئید به نتیجه رسید. (1 و 98)

تحقیقات در زمینه کشت بافت گیاهی از سال 1975 به بعد بطور چشمگیری افزایش یافت و از دهة 1980 به بعد به عنوان بخش مهمی از بیوتکنولوژی گیاهی مورد توجه بسیاری از دانشمندان قرار گرفته است بطوریکه در سال 1977 توسط چلتون و همکاران ادغام موفقیت آمیز DNA پلاسمید Ti از Agrobacteriam tumefaciens به گیاهان صورت گرفت. (98 و 100)

در حال حاضر کشت بافت به عنوان پیش نیاز مهندسی ژنتیک از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از طرفی کشت بافت بعنوان مکمل روشهای کلاسیک متداول در اصلاح نباتات بکار می رود نه جایگزین آن (86 و 100)

اساس گیاه شناسی برای کشت بافت:

ظرفیت طبیعی گیاهان به منظور تکثیر توسط فرآیندهای غیرجنسی، اساس تکثیر در تکنیک کشت بافت است. کشت بافت به سادگی به ما کمک می کند تا از پتانسیل طبیعی موجود در گیاه برای رشد و تکثیر استفاده کنیم که البته تکنیکی بسیار کارآمد و قابل پیش بینی است (62 و 96)

 

اهداف مورد نیاز با استفاده از تکنولوژیهای جدید کشت بافت و مهندسی ژنتیک:

  • تکثیر سریع گیاهان جهت استفاده در تحقیقات اصلاحی ژنتیکی.
  • تولید گیاهان هاپلوئید و دای هاپلوئید
  • ایجاد هیبریداسیون سوماتیکی بین گونه ای و بین جنسی
  • ایجاد موتاسیونهای القایی
  • حفظ و نگهداری منابع گیاهی از طریق کشت بافت
  • انتقال ژنهای خارجی مطلوب به سلولهای مورد نیاز از طریق کشت بافت و مهندسی ژنتیک
  • تولید گیاهان عاری از ویروس
  • ایجاد لاینهای مقاوم به امراض و بیماریها
  • ایجاد لاینهای مقاوم به شوری و خشکی
  • تهیه لاینهای مقاوم به علف کشها

فصل دوم

خصوصیات زراعی


  تاریخچه: طبق نظر واویلوف دانشمند روسی، مبدأ یونجه مرکز خاور نزدیک آسیای صغیر، قفقاز ایران و مناطق کوهستان روسیه است. مرکز جغرافیائی یونجه را غالباً کشور ایران می دانند. باید گفت که یونجه مدتها پیش از زمانی که از آن در تاریخ ذکری به میان آمده است، کشت می شد و هم اکنون نیز بطور وحشی در اکثر نقاط دنیا رشد می یابد. مطالعات خانم سینکایا (sinskaya) نشان می دهد که یونجه از لحاظ مبدأ دارای دو مرکز است. نخستین مرکز آن ناحیه کوهستانی قفقاز بود که ارقام جدید یونجه های اروپائی از آن بدست آمده است. دومین مرکز مستقل پیدایش را آسیای مرکزی می دانند. تاریخچه یونجه، سرگذشت مهمترین گیاه علوفه ای دنیا و اولین گیاه علوفه ای اهلی شده است که بشر اولیه اهمیت و ارزش آن را بعنوان غذای دام تشخیص داده است. از نظر تکاملی، توجه به کشت یونجه بطور چشمگیری موفقیت آمیز بوده است که علت این امر شاید وجود سیستم ریشه ای مناسب آن است که طی قرون متمادی و تکامل همزیستی باکتری ریزوبیوم و ریشه یونجه، گیاه یونجه به یک منبع ازت سرشاری دست یافته است که نیاز این گیاه به این عنصر غذایی را مرتفع می نماید. از طرفی ریشه یونجه بعلت عمیق و راست بودن، توانایی کافی در جذب رطوبت از اعماق خاک را داراست که گیاه را در شرایط خشکی از خطر نجات می دهد. همچنین گیاه یونجه در اثر خشکی و سرما به حالت رکود و خواب رفته و بعد از وجود شرایط مناسب به رشد خود ادامه خواهد داد. ساقه های خزنده یونجه (stolon) و ریشه های خزنده زیرزمینی (Rizom) و طوقه به خاک نشسته یونجه مقاومت گیاه را در مقابل سرما و یخبندان افزایش می دهد. (6 و 62)

 

اهمیت اقتصادی:

غذای دامهای نشخوار کننده، سیستم پیچیده ای را در دنیا از تظر تولید غذائی به نمایش می‌گذارد. 75 درصد غذای تولید شده دنیا را حیوانات نشخوارکننده مصرف می کنند.
80-60 درصد غذای حیوانات نشخوارکننده را علوفه تامین می نماید. 18 درصد غذای بشر و 36 درصد از پروتئین مصرفی انسان را علوفه تامین می کنند و از این لحاظ بهترین وسیله برای تقویت غذائی بشر می باشد. یونجه گیاهی است که بیشترین تولید در میان علوفه ها را در دنیا به خود اختصاص داده است. در دنیا یونجه بعنوان غذای دام بطور مستقیم بصورت چراگاه و یا در دامداریهای صنعتی مورد استفاده قرار می گیرد و بعنوان منبع هیدرات کربن و پروتئین دام مورد استفاده قرار می گیرد.

کشور ایران دارای 20 میلیون هکتار زمین قابل کشت است که سالیانه حدود 10 میلیون هکتار به حال آیش گذاشته می شود و حدود 5/8 تا 9 میلیون هکتار به زیر کشت می رود. 6/5 میلیون هکتار به کشت گندم و بقیه به سایر محصولات شتوی و صیفی اختصاص دارد که 284936 هکتار آن را یونجه تشکیل می دهد. (6 و 64)

 

گیاه شناسی یونجه:

گیاهی است چند ساله دارای ریشه ای راست و مستقیم که به نام ریشه اولیه یونجه معروف است. این ریشه بعد از قرار گرفتن بذر در خاک و جذب رطوبت، بدون انشعاب است. به موازات تشکیل این ریشه قسمت زیر لپه یا هیپوکوتیل در زیر سطح خاک نمودار می شود. و با طویل شدن آن باعث جوانه زدن و خارج شدن از سطح خاک می شود که در این مرحله گیاهی است حساس نسبت به کمبود آب، افزایش بیش از حد آب، شوری خاک و سله بستن. وقتی زیر لپه یونجه از سطح حاک نمودار گردد، در این موقع یونجه جوانه زده فقط دارای دو لپه یا کوتیلدون است که بصورت برگهای متورم به نظر می آیند و بعد از مدتی از بین رفته و برگهای اصلی از مرکز آن بوجود می آیند که دارای دمبرگی طول می باشند که معمولاً قلبی شکل بوده و شباهتی به برگهای اصلی یونجه ندارد. که بعد از طی زمان نخستین برگ مرکب 3 برگچه ای نمایان می شود.

علاوه بر ریشه اصلی، ریشه های جانبی نیز از سلولهای حاشیه استوانه مرکزی ریشه اصلی نمودار می شود. که عامل موفقیت یونجه در مقابل عوامل نامساعد وجود سیستم مناسب ریشه می باشد. بعد از کشت چند هفته از رشد و نمو گیاه و وجود رابطه همزیستی ریشه گیاه با باکتریهای ریزوبیوم یونجه دیگری نیازی به ازت خاک ندارد. علاوه بر آن ریشه عمیق و راست یونجه موجب حذب رطوبت از اعماق تا 5 متر نیز می شود. که امتیاز باارزشی در مقاومت به خشکی است. ساقه های خزنده روی زمین (استولون)، ریشه های خزنده زیرزمینی (ریزوم) از قسمتهایی هستند که در طول مدت رشد و نمو این گیاه به وجود می آیند.

ساقه اصلی یونجه چهارگوش به نظر می رسد و مغز آن از سلول های پارانشیمی نسبتاً بلند و فشرده پر شده است و دارای انشعابات بسیار زیاد و ظریفی است که هر کدام برگهای مرکب زیاد دارد. ساقه یونجه در نزدیک سطح خاک، انشعابات زیادی تولید کرده که به مرور زمان چوبی و ضخیم می‌شود و به طوقه تبدیل می گردد. که از این محل ساقه های کوتاه منشعب و ضخیم بوجود می آید که تبدیل به ساقه های بلند و اصلی یونجه می شود. تعداد ساقه ها بین 5 تا 40 عدد است که از ناحیه طوقه خارج می شود و از هر ساقه بعد از چیدن یا رسیدن، ساقه دیگری تولید می شود. بعد از گذشت چند سال طوقه بصورت توده انبوهی درمی آید که در داخل خاک و یا خارج از خاک قرار می گیرد. ساقه های هوائی راست، سبزرنگ و پوشیده از کرک های نرم است. ارتفاع این ساقه ها در ارقام مختلف، در برداشت های مختلف، در مناطق گوناگون و در خاکها، با یکدیگر متفاوت است.

برگ های یونجه مرکب، رنگ برگچه های یونجه سبز تیره، تخم مرغی، سطح زیرینشان پوشیده از کرک است. برگچه و سطح برگ مرکب یک دمبرگچه کوتاه دارد ولی برگچه های جانبی فاقد دمبرگچه می باشند. در قاعده دمبرگ دو گوشوارک یا استیپول وجود دارد که به دمبرگ متصل هستند، هر کدام زائده ای باریک و بلند در انتها و نیز دندانه هائی ظریف و کوچک در قاعده دارد. برگچه های یونجه کشیده، طویل و تقریباً در انتهای آن مضرس است. برگچه ها دارای یک رگبرگ اصلی یا رگبرگچه هستند که تا راس برگچه امتداد می یابد و از این رگبرگچه اصلی، رگبرگچه های فرعی منشعب می شود.

گل یونجه دارای خصوصیات ویژه ای است. رشد و نمو گل یونجه، از انتهای شاخه ها با تغییر حالت از رشد و نمو رویشی به زایشی آغاز می شود. این تغییر حالت در فصل بهار از دهمین تا چهاردهمین گره از طوقه یونجه و در فصا تابستان از ششمین تا دهمین گره صورت می گیرد. بنابراین مفهوم آن این است که یونجه هایی که در بهار به گل می نشینند دارای رشد و نمو زیادتری هستند و ارتفاع ساقه آنها هم بیشتر است ولی یونجه هائی که در تابستان به گل می نشیند ارتفاع کمتری دارند. هر گل دارای یک کاسه، یک جام، ده پرچم و یک مادگی است. کاسه گل شامل پنج کاسبرگ متصل است که به پنج قسمت یا دندانه تقسیم می شود و طول هر قسمت تقریباً برابر طول کاسه است. جام گل شامل 5 گلبرگ به نامهای درفش، بال و ناو به هم پیوسته است. رنگ گل یونجه معمولی شبهی از رنگ ارغوانی یا بنفش است. رنگ گل یونجه داسی مدیکاگو فالکاتا، زرد تیره و رنگ یونجه مدیکاگو لوپولینا، زرد رنگ است. رنگ گل ارقام مختلف گونه های جنس میکاگوممکن است سفید، بنفش، زرد و یا رنگارنگ باشد. مادگی یونجه شامل یک برچه با تخمدان فوقانی، خامه صاف و میان تهی و کلاله مشخص است. تخمک ها بطور متناوب در طول شکاف شکمی تخمدان تشکیل می شوند. معمولاً ده تا دوازده تخمک در تخمدان یونجه رشد می کند، ولی تعدادشان ممکن است بین شش تا هیجده عدد تغییر کند. درون گل یونجه، ده پرچم قرار دارد که نه عدد آنها به هم متصل و دهمین پرچم، نزدیک به درفش آزاد است. میله های پرچم مادگی را احاطه می کنند. (6)

 

آب و هوا:

گیاه یونجه بهترین رشد را در مناطقی دارد که هوای آن مناطق، خشک، آفتابی، گرم و نیز آب زیادی در دسترس داشته باشد. که در شرایط ایران جلگه خوزستان، دشت مغان و منطقه جیرفت مطلوب به نظر می رسد. بطور کلی در ایران می توان سه منطقه مختلف آب و هوائی را برای رشد و نمو یونجه در نظر گرفت: مناطق خشک، نیمه خشک و مرطوب. مستعدترین مناطق برای رشد و نمو یونجه، در صورت وجود آب کافی مناطق خشک و پس از آن مناطق نیمه خشک و در آخر مناطق مرطوب است.

یونجه در مقابل تغییرات دمای محیط حساس نیست و قادر است دمای 50 تا 60 درجه سانتیگراد زیر صفر و 50 درجه سانتیگراد بالای صفر را تحمل نماید. یونجه با ریشه های عمیقی که دارد می تواند در مناطق نسبتاً خشک و کم آب مقاومت کند.

کشت یونجه در ارتفاعات مختلف انجام می گیرد. از ارتفاع 2465 متری در آبعلی 1644 متری در همدان تا ارتفاع 1000 متری در ابرقو کشت می شود. کشت یونجه در ارتفاع پایین تر مثل ابادان و اهواز (13 متر) و حتی پایین تر از سطح دریای آزاد در رشت، امکان پذیر می باشد.

یونجه در محل های گوناگونی و در خاکهای مختلف رشد و نمو می یابد. در نیم کره شمالی تا نیم کره جنوبی از مناطق کوهستانی تا مناطق جلگه در خاکهای سنگین تر خاکهای سبک و شنی رشد می یابد.

بغیر از مرحله جوانه زدن در سایر مراحل رشد به شوری خاک مقاوم است. در خاکهای آهکی نیز یونجه رشد خوبی می تواند داشته باشد. (6)

 

کاربرد بیوتکنولوژی در اصلاح یونجه:

چگونه بیوتکنولوژی باید برای توسعه یک برنامه پیشرفته اصلاحی یونجه بکار برده شود تا واریته های بهتر، متناسب برای تحویل در تولید مثل با حداکثر خاصیت هتروزیگوسیتی ایجاد شود، موضوعی است که اخیراً مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. در این مقوله، بهبود نژادهای والدینی و بکارگیری هیبریداسیون می تواند تغییر و تبدیل در واریته را در جهت اهداف مشخصی افزایش دهد. موارد زیر جزو بارزترین راهکارهای بیوتکنولوژی برای بهبود یونجه است (64 و 103 و 104 و 89)

مهندسی ژنتیک:

ژنهای بالقوه برای مهندسی ژنتیک عبارتند از: ژن پروتئینی
 Bacillus thuringiensis برای کنترل حشرات بال پولکی، ژنهای پروتئینی پوشش ویروس، ژن مقاومت به علف کش، ژنهای بازدارنده آنزیم (تجزیه کننده) پروتئین برای بهبود کمیت و کیفیت و از بین بردن آنزیمهای هضم کننده پروتئینی قارچی و شکارچی حشرات (Abelson, 1989, Ryan, 1939)، ژنهای پروتئینی بازدارنده آنزیم (تجزیه کننده) پلی گالاکتوز برای جلوگیری از فعالیت endo-polygalacturonase میکرو ارگانیسم های از بین برنده دیواره سلولی (Degra et al 1988)، ژن glutamin-synthetose anti-sense برای افزایش محصول، ژنهای آنزیم کننده، کیتین برای هیدرولیز کردن جلد حشرات تغذیه کننده (Abelson , 1989) و مواردی از قبیل مقاومت به آلومینیوم. ورای سهولت دسترسی، محدودیت عمده در ترکیب ژنهای مورد نظر به درون واریته های تجارتی همان پروسه ای خواهد بود که بوسیله آن واریته های یونجه اصلاح می شوند. واریته های یونجه با ترکیب تعداد زیادی افراد اصلاح شده و واریته ترکیبی را بوجود می آورند. این پروسه سهم ژنتیکی فرد را در جمع به حداقل می رساند.
(103 و 83)

هیبریداسیون گسترده:

تکنیکهای پروتوپلاسم و درآوردن جنین برای هیبریداسیون یونجه های زراعی گونه های یونجه یک ساله Medicago با لگومهای دیگر مثل اسپرس (Onobrychis vicifolia Scop) و شبدر (Lutus corniculatus L.) بکار می رود. یکی از برجسته ترین کارهای این شیوه انتقال مقاومت می باشد (مقاومت به نفخ). (87 و 92)

فصل سوم

کشت بافت

بررسی منابع:

 

کشت بافت یونجه:

اولین گزارش مربوط به کشت بافت یونجه توسط ساندروز وبینگهام در سال 1972 انتشار یافت. آنها گزارش کردند که کالوس می تواند تخمدان نارس[5]، میان گرهها، هیپوکوتیل[6] و حتی پرچم نارس[7] تولید شود. همچنین همة گیاهان تولید شده دارای کروموزومهای سوماتیکی برابر گیاهان دهنده بودند. بعد از این تحقیق راندمان باززایی رو به پیشرفت گذاشت. آرسیونی و همکاران(1990) تعداد ی از گزارشات کشت بافت یونجه که شامل نوع گونه، کالتیوار، ریزیونجه، محیط کشت القاء کالوس[8] و یا محیط کشت رشد[9]، محیط باززایی و نوع باززایی[10] را گردآوری کردند. (8)

در سال 1972 سانددرز[11] و بینگهام[12] تولید کالوس را در محیط نیمه جامد بررسی کردند. تحقیقات آنها نشان داد که اضافه کردن NAA، تیروزین یا سیتوکینین هرکدام به تنهایی یا به صورت ترکیب، کالوس زایی را افزایش می‌دهد. بهترین تولید که روی محیط بدست آمد شامل مواد غیرآلی و ویتامینها ازجمله 100mg/l اینوزیتول و 2gr/l عصارة مخمر بود. توانایی کالوسهای تازه برای باززایی بستگی به سطوح مختلف هورمونی داشت ولی طول مدت روز در تمایز اثری نشان نداد. از کشت بساکهای بالغ، قسمتهای میان گره، هیپوکوتیل، بذور و تخمک بالغ، کالوس و گیاه باززایی شده بدست آمد.

در واقع آزمایشات دقیق تأثیر هورمونها در سطح القاء کالوس اولین بار توسط دانشمندان فوق بررسی شد، آنها مشاهده کردند که وقتی 2-4-D در محیط آغازیدن وجود نداشت جوانه ای هم تشکیل نشد. بنابراین 2-4-D تنها هورمونی است که مسئول همراهی القاء کالوس و اندامزائیهای بعدی باشد. (89 و 84)

در سال 1987 وان[13]و لیانگ[14] تحقیقی در مورد اثرات کاینتین در کالوسهای یونجه انجام دادند:

محیطهای کالزایی B5، B2K، 17951 برای مطالعات اثرات کینتین مورد استفاده قرار گرفت و مورفولوژی، هیستولوژی و باززایی در یونجه ها بررسی شد. حضور کینتین در القاء کالوسهای ضروری تشخیص داده شد. کالوسهایی که توسط کینتین تولید شده بودند در محیط B5 و 17951 دارای سلولهای متراکم بودند که حاوی ناحیة مریستمی بودند و تمایز بالایی در گیاهچه های حاصل از محیط باززایی نشان دادند. اکثر کالوسهای تولید شده داراری سلولهای تخصصی و ساختمان قابل انعطاف بودند. بعد از انتقال کالوسها به محیط هورمون دار کالوسهای حاصل باززایی شدند. در این آزمایش از دمبرگهای دومین یا سومین برگهای رأس ساقه استفاده شد. (99 و 100)

کالوس را می توان برای مدت زمان طولانی یا کوتاه مدت حفظ کرد. این توانایی اکثراً به ژنوتیپ وابسته است. بعضی وقتها کشتهای طولانی مدت را می توان بوسیلة افزودن سطوح بالای سیتوکینین وادار به جنین زایی کرد. این موضوع بوسیلة استوارک[15] و همکاران گزارش شده است. (8)

مطالعه ای در سال 1985 روی جنین زایی و باززایی یونجه توسط مک کنزی[16] و ناگاجان[17] انجام شد. ده کولتیوار و لاینهای حاصل از دو گونة یونجه M.sative و M.media برای توانایی جنین زایی انتخاب شدند و گیاهچه های حاصل از ریشه و هیپوکوتیل در سه محیط جداگانه کشت شدند. این سه پروتوکول دارای مقادیر متفاوت از نمکها، ویتامینها و هورمونها بودند. پروتوکولی که مقادیر زیادی از 2-4-D و مقدار کمی از سیتوکسین داشت بیشترین کالوس جنین زا را تولید کرد. دولاین اصلاحی M.media که درصد بینابینی از نظر جنین زایی داشت درصد بسیار بالایی از باززایی را داشت. ریشة خزنده M.media بیشترین درصد جنین زایی را تولید کرد.

 

3- جنین زایی

در سال 2002، Pasternak T.P و همکاران اثرات اکسین و pH را در فعالیت تقسیم سلولهای جنین زا در پروتوپلاست حاصل از برگهای یونجه بررسی کردند. اثرات جنین زایی در مقادیر پایین (M1) و بالای (M10) از 2-4-D تفاوت بود. سلولهای مواجه با میزان بالای 2-4-D دارای سیتوپلاسم متراکم گردید. کوچک باقی ماندند و توانستند به خوشه های سلولهای پیش جنینی تبدیل شوند. در حالی که سلولهای مواجه با 2-4-D پایین طول شدند ولی از بین رفتند یا کلنی تمایز نیافته دادند. در این بررسی ها از محیط m.s استفاده گردید.

در سال 2000، Iantcheva و همکاران میزان تشکیل جنین و باززایی را در محیطهای مایع در گونه های دیپلوئید Medicago شامل برگ و دمبرگ 5 گونة M.ciliaris و M.murex  و M.ombicularis و M.polymorpha و M.truncatula بررسی کردند. جنین ها به راحتی در محیط حاوی 1mg/l یا 2-4-D 4mg/l بدست آمدند. آنها از محیط القاء B5 استفاده کردند و از غلظتهای متفاوت 40 و 11 و 4 و 3 و 2 و 1 و 0.4 میلی گرم در لیتر از 2-4-D تکمیل شده با
0.2m/l کاینتین، 1mg/l آدنین و 500mg/l میواینوزیتول استفاده کردند. مشاهده شد که حضور 0.05mg/l و NAA برای بلوغ جنین سوماتیکی لازم است. رشد جنین گلبولی شکل تا رسیدن به مرحلة تورپدو و در محیط B5 با 2-4-D 4mg/l انجام گرفت.

Walker و SATO در سال 1981 مقاله ای تحت عنوان مورفوژنز در کالوسهای Medicago sative و نقش یون آمونیوم در جنین زایی سوماتیکی منتشر کردند. آنها اظهار داشتند که وجود یون آمونیوم چه برای تولید ریشه چه برای جنین زایی سوماتیکی در شرایط In vitro ضروری است. مقدار یون لازم حدود
m12.5 در محیط باززایی بود. بیش از m50 یون آمونیوم به عنوان بازدارنده عمل کرد.

Arcyoni و همکاران در سال 1982 جنین زایی سوماتیکی را توسط کشت سوپانسیون پروتوپلاست و کشت مزوفیل برگ یونجه های M. corulea و M.glutinosa بررسی کردند. شرایط رشد گیاه، سن گیاه و ایزولاسیون پروتوپلاست بررسی شد و نتایج بدست آمده حاکی از آن بود که میزان مناسبی از اکسین و سیتوکسین در جنین زایی در گونه های مختلف M.corulea مؤثر است.

Kao و Myctayiuk (1980) کشت سوسپانسیون را در 9 گیاه یونجه انجام دادند و نتایج نشان داد که شرایط غذایی متفاوت برای جنین زایی مورد نیاز است (ازجمله سطوح مناسب هورمونی و نمکهای معدنی) هفت گیاه از نه گیاه قابل تبدیل به گیاه کامل بودند.

- در سال 1985 Brown و همکاران نقش زمینة ژنتیکی را در جنین زایی سوماتیکی یونجه بررسی کردند. از 76 کولیتوار یونجه متعلق به دو گونه sativa و falcate بدون توجه به پروتوکول، ریز نمونه و محیط های کشت، پاسخ متفاوتی بدست آمد.

در سال 1987 Meyyer و همکاران اثرات نیتروژن و ساکارز را در جنین زایی کلونهای حاصل از M.sativa بررسی کردند. یک نیاز مبرم به آمونیوم برای جنین زایی و تمایز مشاهده شد. اسید آمینه ها نه تنها برای تمایز ضروری تشخیص داده نشدند بلکه به عنوان مهارکننده هم عمل کردند. به جز 1-2g/l کازئین هیدرولیز شده یا 4.4mM گلوتامین با 30mM پرولین که در شرایط خاص 20-30% در افزایش جنین نقش داشت. ساکاروز زیاد یا کم مانع جنین‌زایی بود. کلونهای انتخاب شده از سه کولتیوار از M.sativa یک پاسخ مشابه به باززایی نشان دادند.

 

4- باززایی

Ray و Bingham در سال 1989 باززائی در یونجه های دیپلوئید را مورد مطالعه قرار دادند. این مطالعات نشان داد باززایی توسط ژنهای محدودی کنترل می شود. Bertnard و همکاران (2001) روش نواری را برای جنین زایی یونجه گزارش کردند و نشان دادند در روشی که برگها همه قطعه قطعه شده و در محلول آنزیمی به همراه مانیتول بجای ساکاروز (به عنوان اسمز نگهدارنده) نتایج کشت پروتوپلاست موفق تر بوده و جنین زایی در B5 موفقیت آمیز بوده است.

تحقیق دیگری توسط علیرضا مطلبی آذر و علی جعفری مفید آبادی (1379) برروی کالزایی، جنین زایی و باززایی در جمعیتهای یونجه ایرانی انجام گرفت. آنها مجموع چهار روش موفق را بررسی کردند روش اول روش مک کوی و واکر بود که در آن از زیر نمونه هیپوکوتیل و محیط کشت پایه SH استفاده کردند. محیط القاء کال شامل
 2 2-4-D+5NAA+2Kin محیط القاء جنین شامل11 2-4-D و 1Kin بود. محیط باززایی Boi2y و در محیط بدون هورمون 30 روز تولید باززایی کرد. در روش ونزل و براون از زیر نمونه دمبرگ در محیط کشت MS استفاده شد. محیط القاء کال شامل 2Kin+5 2-4-D محیط القاء جنین شامل 5 2-4-D+2Kin و محیط باززایی MS بود. محیط القاء کال 2 2-4-D و 0.25Kin در محیط القاء جنین شامل 10 2-4-D و 1Kin محیط باززایی MS بدون هورمون بود. در روش آرسیونی و همکاران از ریزنمونه لپه استفاده شد و محیط کشت پایه MS، محیط القاء کال 2 2-4-D و 0.25Kin و محیط القاء جنین 0.25Kin و 2 2-4-D و محیط باززایی MS بدون هورمون بود. هر چهار روش پاسخ مناسبی در بر داشتند.

در سال 1984 آقای میتن (73) و همکارانش بررسی 35 کالیتوار یونجه را آغاز نمودند. در این آزمایشات تقریباً از هر یک از کولتیوار تعداد 20 ژنوتیپ انتخاب گردید و بدور آنها استریل شده و در محیط آگار کشت داده شدند. سپس هیپوکوتیل بذور جوانه زده را در محیط کشت SHNAAK کشت نمودند. بافت کالوس در هفته های ششم تا هشتم بوجود می آید. وقتی حداقل 2 گرم کالوس ایجاد شد آزمایش باززائی با روش Qalker و Sato آغاز می شود. کالوس های هر ژنوتیپ با هم مخلوط نموده و 10 نمونه 150 میلی گرمی از هر کدام در محیط کشت SH حاوی 50 میکرومول 2-4-D و 5 میکرومول کینینن است، کشت می گردد. بعد از 3 روز بافت را به محیط بلایدس[18] جاوی 100 میلی گرم در لیتر اینوسیتول و 2 گرم در لیتر عصاره مخمر منتقل می شود و در شرایط 0C37 و فتوپریود 16 ساعت با شدت نور Jm-2s-16 نگهداری می‌شود. بعد از 21 روز تعداد جنینهای تکامل یافته شمارش می شوند. و اگر جنین تشکیل نشده بود ابعاد اندامهای سبز نیمه ارگانیک یادداشت می شود.

در سال 1985 آقای می جر[19] و همکارانش (69) برای بررسی گیاهان یونجه دیپلوئید از 19 کالتیوار استفاده نمودند. تعداد ژنوتیپ های مورد استفاده در هر کالتیوار متفاوت و بین 5 تا 58 ژنوتیپ بود. برای ضدعفونی سطحی بدور یونجه از اتانول 70 درصد استفاده شد که به مدت 1 دقیق درون محلول قرار می گیرد. و بعد به مدت 10 دقیق در محلول 100 میلی‌لیتری Hgcl2 2/0 درصد که قطره ای از Tween80 دارد ضدعفونی می گردد. سپس 5 بار با آب مقطر شستشو می گردند. بذور ضدعفونی شده را در محیط کشت MS بدون مواد تنظیم کننده رشد و حاوی 2 درصد ساکارز و آگار 8/0 درصد کشت می دهند. تمام محیطهای کشت را در حرارت 0C121 به مدت 20 دقیق انکوباسیون می نمایند. PH محیط کشت قبل از اتوکلاو شدن 8/5 می باشد. بذور در تاریکی و در حرارت 0C25 جوانه زده وقتی هیپوکوتیل ها به طول تقریبی 5 سانتیمتر بعد از مدت 2-3 هفته رسید آنها را به شرایط فتوپریود 16 ساعته به مدت 2-3 روز منتقل می نمایند. هیپوکوتیل ها را به ابعاد 5 تا 8 میلی متری بریده کوتیلدونها را برداشته و ساقه ها در همان محیط در ظروف 10 سانتیمتری پلی کربناته کشت می دهند. به ازای هر گیاهک، 3 اکسیدانت روی یکی از دو محیط کشت القاء کالوس درون پتریدیش های 2×60 میلی متری پلاستیکی قرار گرفتند. پتری دیش ها توسط پارافیلم مسدود شده و کلیه کشت ها در شرایط 0C25 و در تناوب نوری 16 ساعته با شدت نور فلورسنت m mol m-2s-1 25 نگهداری شدند پروتکل های محیطهای کشت قراردادی برای جنین زائی سوماتیکی عبارتند از:

پروتکل I- برای القاء کالوس، 30 روز در محیط کشت UM حاوی 25/0 میلی گرم در لیتر کینتین و 2 میلی گرم در لیتر 2-4-D قرار می گرفتند و سپس برای تشکیل جنین به مدت 30 روز در محیط کشت MS حاوی 05/0 کیلی گرم در لیتر BA و 05/0 میلی گرم در لیتر NAA قرار می گرفتند.

پروتکل II- برای تنشکیل کالوس، 30 روز در محیط کشت B5h حاوی 2/0 میلی گرم در لیتر کینتین و 1 میلی گرم در لیتر 2-4-D و برای القاء جنین، 21 روز در محیط کشت SH حاوی 1 میلی گرم در ایتر کینتین و 11 میلی گرم در لیتر
2-4-D و در نهایت برای نمو و تکامل جنین ها در محیط کشت Boi2y قرار می گرفتند.

پروتکل مجدداً با اکسپلانت های پتیول از کشت ساقه کلیه ژنوتیپ های قابل باززائی و تعداید از ژنوتیپ های غیرقابل باززائی، تکرار شدند. در آزمایشاتی که از پتیول استفاده شده بود 3 تکرار و هر تکرار حاوی 5 پتیول 5 تا 8 میلی متری در هر پتریدیش استفاده گردید. جنین های سوماتیکی در محیط کشت SH را به آن 02/0 میلی گرم در لیتر 2ip و IAA اضافه گردیده بود و یا در محیط کشت MS پایه که به آن 2 درصد ساکارز اضافه شده بود کشت گردید.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید

دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد اصلاح نباتات