زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله بررسی علل مهاجرت نیروی کار از روستاها به شهرها در ایران

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله بررسی علل مهاجرت نیروی کار از روستاها به شهرها در ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه:
تحقیق حاضر سعی دارد که در 2 بعد جداگانه برخی از علل مهاجرت نیروی کار در ایران را مورد بررسی قرار دهد. اگر بخواهیم عوامل اصلی مهاجرت را بطور کلی مورد تقسیم‌بندی قرار دهیم می‌توانیم دو دسته از عوامل را مؤثر بدانیم. گروه اول را عوامل فشار(Push Factors) می‌نامند که شامل غیراقتصادی شدن فعالیتهای کشاورزی، توزیع ناعادلانه زمین، رشد جمعیت و ثابت ماندن بازده تولید در بخش کشاورزی است.
گروه دوم به عوامل کششی یا جذب(Pull Factors) موسومند که شامل دوگانگی منطقه‌ای و نخصیص بیشتر منابع در بخشهای شهری(خدمات و صنعت) و بهتر بودن سطح زندگی در مناطق شهری است. به منظور تجزیه وتحلیل تأثیر این 2 دسته از عوامل از شاخصهای درآمدهای انتظاری در شهر از مدل هریس- تودارو استفاده می‌شود.
در بحث‌های تئوریک و نظری به این نتیجه می‌رسیم که نمی‌توان دیوار بلندی بین عوامل کشش و جذب ترسیم کرد. چون نوعی ارتباط متقابل بین این 2 دسته از عوامل وجود دارد. به عقیدة آنها آنچه که واقعاَ‌ مهاجرت نیروی کار را تسریع می‌کند همان دوگانگی منطقه‌ای است. این 2 معتقدند که مهاجرت در هر منطقه‌ای امری طبیعی است چون نوعی توالی در رشد بخشها وجود دارد و خودبه‌خود و به مرور زمان با جایگزین شدن عوامل تولیدی بجای یکدیگر سهم نیروی کار در بخش کشاورزی در اشتغال کل کاهش می‌یابد و سهم بخش صنعت و خدمات افزایش می‌یابد.
اما آنچه که کشورهای در حال توسعه را از کشورهای پیشرفته متمایز می‌سازد ناهمگونی در مهاجرت نیروی کار است. بطوری که در این کشورها محدود بودن امکانات تولید از یک طرف و محدود بودن ارتباطهای بخش کشاورزی با سایر بخشهای اقتصاد از طرف دیگر موجب می‌شود تا این کشورها تلاش بیشتری در جهت گسترش بخش صنعت شهری از خود نشان بدهند.
این 2 گروه از عوامل اقتصادی همراه با عوامل غیراقتصادی مانند روابط و شیوه تولید، سازمان اجتماعی تولید و غیره موجب‌ می‌شوند تا از اهمیت بخش کشاورزی در جریان توسعه کاسته شود و نقش پیشتاز به بخشهای شهری واگذار شود به ویژه آنکه بخش عمده‌ای از تولیدات در بخش کشاورزی را کالاهای مصرفی تشکیل می‌دهند که هر چند دارای ارتباطهای پسین گسترده‌ای هستند لیکن ارتباطهای پیشین آنها بسیار محدود و مشخص است.
در این حالت بخش پیشتاز اقتصاد بخش صنعت خواهد بود تا از یک طرف به عنوان ستون اصلی و رشد عمل کند و از طرف دیگر از طریق تولید محصولات صنعتی مورد استفاده در بخش کشاورزی مانند تراکتور- پمپ آب- کمباین- کود- سم و غیره بخش کشاورزی را به جلو بکشد.
بدین ترتیب بخش کشاورزی در مراحل اولیه توسعه اقتصادی قربانی جریان توسعه است و برای بهبود باید انتظاری طولانی بکشد که این خود یکی از دلایل اصلی مهاجرت نیروی کار از روستاها به مناطق و مراکز شهری می‌باشد.
در تحقیق حاضر ابتدا بطور مجزا دوگانگی منطقه‌ای به عنوان عامل جذب و فشار مورد بررسی قرار گرفته است که مشخص شود تا چه حد تفاوت در نرخهای رشد منطقه‌ای و نابرابری در رابطة مبادلة بین محصولات کشاورزی و صنعتی بر مهاجرت تأثیر داشته است و در نهایت در قسمت سوم نتیجه‌گیری و پیشنهادات ارائه خواهد شد.
البته لازم به تذکر است که برخلاف گذشته که مهاجرت نیروی کار روستایی به دلیل تامین نیروی انسانی مراکز شهری از نظر اقتصاددانان مطلوب تلقی می‌شد ولی امروزه مهاجرت به عنوان عامل عمده‌ای که پدیدة عمومی و فراگیر نیروی کار مازاد شهری را دامن می‌زند و مشکلات جدی بی‌کاری شهری را وخیم‌تر می‌کند مورد توجه قرار می‌گیرد. این مشکلات بواسطة عدم توازن ساختاری و اقتصادی بین مناطق شهری و روستایی بوجود آمده است.

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 

 

 

 

 

 

 



سؤالات:
1- بین دوگانگی منطقه‌ای و مهاجرت نیروی کار چه ارتباطی وجود دارد؟
2- چند درصد بین سطح درآمد روستائی و شهری و مهاجرت نیروی روستائی ارتباط وجود دارد؟
3- عوامل جاذب شهری به چه میزان در مهاجرت نیروی کار روستائی مؤثر است؟
4- چرا عدم وجود امکانات رفاهی می‌تواند عاملی در جهت مهاجرت نیروی کار باشد؟
5- چرا تمرکز بخشهای صنعتی در شهرها می‌تواند باعث مهاجرت نیروی کار روستائی باشد؟

 

 

 

 

 



بیان مسئله:
عوامل دفع کننده جمعیت که در شهرهای کوچک و روستاهای کشورمان از دیرباز خیل نیروی کار را به مراکز شهرهای بزرگ رانده است عبارتنداز:
1- الگوی مالکیت نادرست زمین
2- پایین بودن سطح درآمد روستایی
3- عدم وجود امکانات رفاهی(خدماتی- بهداشتی- آموزشی)
4- عدم وجود امکانات بازاریابی
5- بالا بودن هزینه تولید
در کنار این عوامل، عوامل جذب کننده شهری را داریم که در واقع همواره نیروی کار و جمعیت را در ایران بر سر دو راهی قرار می‌دهد.
این عوامل اگرچه از دیرباز به عنوان عامل جاذب در ایجاد پدیدة مهاجرت نقش اساسی داشته است ولی در 2 دهة اخیر عوامل فشار مهمترین عامل در مهاجرت روستائیان بوده‌اند از این جمله می‌توان توزیع غیراقتصادی زمین و عدم حمایت از روستائیان خرده‌پا را نام برد. از سال 1353 به بعد به علت افزایش ناگهانی درآمد نفت و تعدیل در برنامة عمرانی پنجم به طرف حمایت هرچه بیشتر از بخشهای شهری و افزایش دستمزدها و جاذبه‌های شهری به عنوان عوامل کشش و جذب سیل مهاجرت روستائیان به شهرها را بیش از پیش شدت بخشید که از میان این 2 گروه عوامل، عوامل جذب تأثیر عمیق‌تری بر مهاجرت نیروی کار داشت.
به عبارتی از دهة 50 که قیمت نفت بصورت ناگهانی افزایش یافت عوامل جاذب شهری بیش از پیش تصمیم مهاجرت را بر ماندن در روستاها غالب کردچرا که افزایش قیمت نفت ارز مورد نیاز صنایع و بخش خدمات را سریعاَ تأمین کرد. از طرفی گسترش فعالیتهای صنعتی( در قالب صنایع مونتاژ) و خدماتی در شهرهای بزرگ و رونق کاذب، خود‌ به خود دستمزد نیروی کار شهری را افزایش دادافزایش دستمزد نیروی کار و بدنبال آن افزایش درآمد نیروی‌کار نیز تقاضا برای انواع کالاهای مصرفی وارداتی را افزایش داد. این تقاضا نیز از طریق ورود انواع کالاهای وارداتی پاسخ داده شد.
اکنون فرضیه‌ای که در این ارتباط می‌تواند مطرح شود این است که افزایش درآمد شهری و عمیق‌تر شدن شکاف آن با درآمد روستائی عامل اصلی مهاجرت جمیعت بخصوص نیروی کار می‌تواند باشد.
بطورخلاصه می‌توان گفت: مهاجرت از روستاها به مناطق شهری تا حدود دهه قبل در متون مربوط به توسعه اقتصادی بعنوان پدیده‌ای مطلوب تلقی می‌شد مهاجرت داخلی سریع فرآیند مطلوبی به نظر می‌رسید که طی آن مازاد نیروی روستائی بتدریج از بخش کشاورزی سنتی گرفته می‌شد و برای ایجاد نیروی کار ارزان مجتمع‌های صنعتی رو به رشد بکار می‌رفت این فرآیند از نظر اجتماعی مفید محسوب می‌شد زیرا منابع انسانی را از مناطقی که غالباَ محصول نهائی اجتماعی آن صفر تلقی می‌گردید به مناطقی انتقال می‌داد که نه تنها محصول نهائی آن مثبت بود بلکه درنتیجه انباشت سرمایه و پیشرفت تکنولوژی به سرعت هم رشد می‌کرد.
در نهایت می‌توان گفت تا تأثیر نسبی سیاستهای اقتصادی متفاوت بر ماهیت – خصوصیت و حجم مهاجرت بصورت کمی تعیین می‌شود و عواملی که بر تصمیم شخص در مهاجرت در مناطق مختلف اثری می‌گذارد روشن نگردد قادر به تنظیم سیاستهائی که بطور مؤثر با مشکل دوگانه رشد سریع جمعیت شهرها و افزایش حاشیه‌گرائی شهری مواجه است نخواهیم بود.

 

 

 

 

 



هدف کلی:
بررسی علل مهاجرت نیروی کار از روستاها به شهرها در ایران

 

اهداف جزئی:
1- تعیین ارتباط بین درآمد روستائی و مهاجرت نیروی کار روستائی
2- تعیین ارتباط بین عدم وجود امکانات رفاهی( خدماتی- بهداشتی- آموزشی) در مناطق روستائی و مهاجرت نیروی کار روستائی به شهرها
3- تعیین ارتباط بین عوامل جاذب شهری و مهاجرت نیروی کار روستائی
4- تعیین ارتباط بین تمرکز بخشهای صنعتی در شهرها و مهاجرت نیروی کار روستائی
متغیر وابسته: مهاجرت نیروی کار روستائی
متغیر مستقل: عواملی که باعث مهاجرت می‌شود مثل: کمبود درآمد روستائی – کمبود امکانات رفاهی از قبیل خدمات آموزشی- درمانی و رفاهی

 



نمودار تحلیلی

 



فرضیات:
1- بین دوگانگی منطقه‌ای و مهاجرت نیروی کار روستائی ارتباط وجود دارد.
2- بین عدم وجود امکانات رفاهی( آموزشی- خدماتی- درمانی) در مناطق روستائی و مهاجرت نیروی کار روستائی ارتباط وجود دارد.
3- شکاف درآمد شهری و روستائی عاملی در جهت مهاجرت نیروی کار می‌باشد.
4- بین عوامل جاذب شهری و مهاجرت نیروی کار روستائی رابطه وجود دارد.
5- تمرکز بخشهای صنعتی در شهرها می‌تواند عاملی در جهت مهاجرت نیروی کار باشد.

 



جامعة آماری :
جامعه آماری این تحقیق 1850 نفر از برادران ساکن یکی از روستاهای شمال غرب کشور می باشد که طی سالهای 1365-1375 به تهران مهاجرت کرده اند .

 

نمونه و شیوه نمونه گیری :
در این تحقیق فقط مردان مهاجر مورد نظر قرار گرفته اند چون به نوعی تعیین سیاستهای زندگی بر عهده آنهاست و خانواده آنها نیز به نوعی در این گونه موارد دنباله‌رو آنها می باشد . چون معمولآً در جامع روستایی تصمیم گیری های اصلی و راهبردی خانواده به عهدة مردان می باشد که تصمیم گیری راجع به مهاجرت هم یکی از اصلی ترین تصمیمات زندگی یک خانواده می باشد .

 

ابزار و روشهای جمع آوری اطلاعات :
روش جمع آوری اطلاعات در این تحقیق استفاده از پرسشنامه با سوالات بسته می باشد . از آنجا که جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه یکی از مراحل پراهمیت است و موفقیت یا عدم موفقیت در تقسیم وتحقیق تا حد زیادی به آن وابسته است .
روش تحقیق :
یکی از بهترین روشهای درجه بندی مناطق از لحاظ توسعه یافتگی است . این روش برای طبقه بندی های مختلف در علوم استفاده می شود . نوع خاصی از این آنالیز، تاکسونومی عددی است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فصل دوم

 

 

 

 

 

 

 


تعاریف:
تعریف منطقه:
از واژه منطقه تعاریف برداشتهای مختلفی ارائه شده است در این قسمت انتدا پاره‌ای از این تعاریف را می‌آوریم و سپس یک جمع‌بندی از آن را ارائه خواهیم داد.
برات آلبگین معتقد است که در اقتصادهای برنامه‌‌ریزی شده اندازه منطقه به درجه رشد کارآئی کل اقتصاد آن بستگی دارد بر حسب این تعریف معیار تقسیم‌بندی مناطق درجه کارآئی اقتصادی است.
آر- پی مسیرا در تعریف منطقه آورده است:
مجموعه‌ای از زمین- آب- هوا- گیاه- حیوان و انسان که در فضای معینی در ارتباط با هم بخش معینی از سطح کره زمین را تشکیل می‌دهند منطقه نامیده می‌شود.(1)
آرتورلیوچی معتقد است:
منطقه عبارت است از ناحیه یا نواحی جغرافیائی که مردم در سطح تمدن معینی برای تحقق آرزوهای خود و دستیابی به منابع مادی بدان احتیاج دارند.(2)
استانبری می‌گوید:
مناطق جغرافیائی را می‌توان بصورت نواحی محصور در مختصات طبیعی خاص یا نواحی دارای خصوصیات مشابه توصیف کرد که درون آن وابستگی متقابل بیشتری نسبت به روابط آن با خارج وجود دارد. بنابراین ناحیه طبیعی ناحیه‌ای است که مردم آن از طریق وابستگی‌های متقابل ناشی از منافع و علائق مشترک با هم پیوند دارند.(3) عده‌ای منطقه را براساس چهار ویژگی زیر تعریف می‌کنند:
1- توزیع دارائی 2- ساخت سازمانی 3- نهادها 4- روابط اجتماعی
بانک جهانی نیز در گزارشی منطقه را چنین تعریف می‌کند:
تمام نواحی که از نظر ویژگیهای قومی- نژادی- دینی- مذهبی- فرهنگی- تاریخی- و سنتها همگن باشد تشکیل یک منطقه را خواهد داد.
جی- آر- میو می‌نوسید بطورر سنتی سه روش برای تعریف منطقه مورد استفاده قرار گرفته است:
1- تأکید بر همگنی بعضی یا ترکیبی از مشخصات اقتصادی- فیزیکی- اجتماعی و … دارد.
2- تأکید بر قطب‌گرائی دارد که اغلب مربوط به مناطق اطراف یک شهر مرکزی می‌شود.
3- برنامه‌ریزی و سیاستگذاری که بطور اساسی با جنبه‌های اداری و ساختاری و تأثیر تصمیمات سیاستگذاری سرو کار دارد.
وی در ادامه می‌گوید:
عملاَ تعریف منطقه ترکیبی از این سه تعریف بخصوص کمبود آمار و داده‌ها می‌تواند تعریفی را که از تعریف ایده‌آل به دور است در بسیاری از موارد به ما تحمیل کند.
آنچه از تعاریف و نظرات فوق برمی‌آید این است که:
1- منطقه ممکن است بر اساس عوامل سیاسی- فرهنگی- تاریخی- قومی- نژادی- و دینی تعریف شود.
2- منطقه ممکن است بر اساس بخشهای اقتصادی و بافت هر کدام تعریف شود.
3- منطقه ممکن است بر اساس ویژگیهای طبیعی و جغرافیایی هر کدام تعریف شود.
4- منطقه ممکن است بر اساس حوزه آبریز تعریف شود.
5- منطقه ممکن است بر اساس نوع فعالیتهای اقتصادی و درجه پیشرفت تعریف شود.
6- منطقه ممکن است بر اساس ارزشهای حاکم تقسیم‌بندی و تعربف شود.
به قول والتر‌یسارد:
هر تعریفی از منطقه یا شهر بستگی به مسئله خاصی دارد که ما با آن سرو کار داریم.

 

تعریف دوگانگی منطقه‌ای:
دررابطه با دوگانگی منطقه‌ای نیز همانند سایر واژه‌ها تعاریف مختلفی ارائه شده است مثلاَ هیرشمن می‌گوید: وضعیتی که در یک کشور یکی دو شهر مدرن با بهترین معماریها درکنار روستاهای تخریبی با سنتهای کهنه داشته‌ باشیم دلالت بر دوگانگی منطقه‌ای دارد.
اما آنچه در این تحقیق تحت عنوان دوگانگی منطقه‌ای خواهیم آورد عبارتست از وجود یک ساختار اقتصادی اجتماعی مشخص در یک کشور همراه با ناهماهنگی و عدم توازن در رشد تولید- شیوه تولید- روابط تولید- و امکانات تولید درنواحی مختلف که از دوگانگی منطقه‌ای حکایت می‌کند.
بطوریکه عوامل مذکور در مجموع موجب اختلال در تخصیص منابع- انتقال منابع و به هرز روی منابع می‌شود و در یک روند بلند مدت شکاف بین منطقه عقب افتاده و پیشرفته با پتانسیلهای رشد بیشتر و ژرف‌تر می‌گردد.

 

معیارهای تعیین دوگانگی:
دوگانگی اقتصادی و تفاوتهای منطقه‌ای در هر ناحیه بر حسب درجات توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی مناطق اندازه‌گیری می‌شود.
اکنون بر اساس اینکه تعریف هر فرد از توسعه چه باشد و چه زمینه‌هایی را محور توسعه بداند معیارهایی را برای محاسبه درجه دوگانگی منطقه‌ای در نظر می‌گیریم. عده‌ای ممکن است در کشور یا استانی کشاورزی را محور توسعه اقتصادی بدانند بر این مبنا هم خود را بر تخمین- برآورد- محاسبه معیارهای کشاورزی از جمله:
ارزش افزوده بخش- شاغلین – سطح زیرکشت- متوسط دستمزد کارگر کشاورز – بازدهی هر هکتار مجموع میزان وامهای پرداختی و بودجه تخصیص یافته به بخش – تعداد واحدهای مکانیزه درصد کشت آبی و مواردی از این قبیل می‌گذارد.
ممکن است کسی توسعه را چنین تعریف کند:
» توسعه عبارت است از تغییر مبانی علمی- فنی تولید(1)«
براین اساس معیارهایی که می‌توان برشمرد عبارتند از:
کارگاههای بزرگ صنعتی- نیروی الکتریسیته مصرفی به وسیله صنایع بزرگ- نسبت سرمایه به کار در فرآیند تولید ارزش افزوده صنعتی- سرانه تشکیل سرمایه به کاردر فرآیند تولید- سطح تحصیلات پرسنل واحد صنعتی- تعداد مراکز تحقیق و توسعه- تعداد دانشجویان رشته‌های فنی- نحوه عملکرد واحدهای آموزشی ضمن خدمت. مورد دیگر اینکه توسعه را مترادف با رفاه بدانیم و توسعه یافتگی را با معیارهای رفاهی اندازه‌گیری کنیم در اینصورت معیارهای مورد بررسی عبارتنداز:
معیارهای تحصیلات- بهداشت- امکانات زندگی که هرکدام از این معیارها را می‌توان بوسیله شاخصهای کمی مورد بحث قرار داد.
مثلاَ معیارهای تحصیلات شامل ظرفیت دانشگاهها و مدارس- تعداد دانش آموزان و دانش‌جویان در سطوح مختلف نسبت معلم به شاگرد- درصد پوشش تحصیلی برای مقاطع مختلف و … می‌باشد.
معیارهای بهداشتی عبارتند از: تعداد پزشک- تعداد دندانپزشک –تخت بیمارستان – آزمایشگاهها و کلینیکهای بهداشتی- نسبت موالید با حضور پرسنل متخصص به کل
موالید- تعداد پرستارها- تعداد بیمارستانها و…. می‌باشد.
معیارهای امکانات زندگی را هم می‌توان با شاخصهای زیر بررسی کرد.
تعداد سرانه اتاق- درصدی از واحدهای مسکونی که آب دارند- در صد واحدهای مسکونی که برق – تلفن و حمام دارند و….
هلمرز معتقد است
وقتی اصطلاح توسعه اقتصادی را به زبان می‌آوریم معمولاَ چهار جریان مجزا و در عین حال مربوط به هم را در نظر می‌گیریم که عبارتنداز:
1-در زمینه تکنولوژی جامعه در حال توسعه، جامعه‌ای است که از وضع ساده و قدیمی تکنیک به طرف کاربرد دانش علمی پیش می‌رود.
2-در زمینه کشاورزی جامعه در حال توسعه جامعه‌ای است که از زراعت در حد معشیت به طرف تولید محصولات کشاورزی برای تجارت پیش می‌رود.
3-در زمینه صنعت جامعه در حال توسعه در حال استحاله است که از وضعی که در آن استفاده از بازوی انسان و نیروی حیوان می‌شده است به جانب صنعت یعنی استفاده از کارگران مزدبگیر در کنار ماشینهایی که با سوخت به حرکت در می‌آیند و محصولاتی تولید می‌کنند که در خارج از مرکز تولید به فروش می‌رسند.
4-از نظر بوم شناسی جامعه در حال توسعه از دهات و مزارع به طرف شهرها و
اجتماعات شهری در حال حرکت است.
براساس تعریف فوق محقق برای محاسبة درجة توسعه‌یافتگی مجبور است که تمام شاخصهای کشاورزی- صنعتی- تکنولوژیکی و معیارهای اجتماعی و فرهنگی را محاسبه نماید.

 

پدیدة دوگانگی در اقتصاد ایران:
الف: مشخصات جغرافیایی- طبیعی کشور:
کشور ایران با 1648195 کیلومتر مربع مساحت و 8731کیلومتر محیط شانزدهمین کشور جهان در نیمکرة شمالی و شرقی و در قارة پهناور آسیا و در قسمت غربی فلات ایران واقع شده است که جزء کشورهای خاورمیانه محسوب می‌شود. از نظر موقعیت جغرافیایی بین 25درجه و 3دقیقه و 39درجه و 47دقیقه عرض شمالی و 44درجه و 5 دقیقه و 63درجه و18دقیقه طول شرقی واقع شده است. موقعیت جغرافیایی- دسترسی به آبها- وجود ارتفاعات و عوامل دیگر تنوع آب و هوایی کشورمان را باعث گردیده است بطوری که این تنوع آب و هوایی را می‌توان در مقایسه نقاط مختلف به راحتی مشاهده کرد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  90  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی علل مهاجرت نیروی کار از روستاها به شهرها در ایران

دانلود مقاله حفر تونل

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله حفر تونل دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

انواع تونل :
1- تونلهای معادن :
تونلهای معدنی برای دسترسی ، شناسایی و استخراج مواد معدنی احداث می شوند . حفر راهروهای سنگی و تونلها ، بخش مهمی از معدنکاری زیرزمینی را تشکیل می دهد گاهی تا 25 درصد از مجموع سنگ شکسته شده در یک معدن از حفر تونلها و راهروها بدست می آید . بعنوان مثال بهنگام استفاده از روش استخراج تخریب طبقات فرعی sub-level caving و روش استخراج اطاق و پایه Room & pillar مقدار نسبتاً زیادی سنگ شکسته شده در طول آماده سازی راهروها بدست می آید . و باز اگر به مقدار سنگ شکسته شده که جهت حمل و نقل ، تهویه و تونل های اکتشافی لازم است توجه شود بآسانی می توان دریافت که طراحی و حفر تونل های و راهروهای سنگی نقش عمده ای در اقتصاد معدن بازی می کنند .
افزایش مکانیزاسیون در معدنکاری ، تونلها و راهروههایی با مقاطع بزرگ را جهت و حمل و نقل ماشین آلات معدنی طلب می کند . استفاده از ماشین آلات مدرن موجب از بین رفتن کار طاقت فرسای روشهای سنتی و دستی شده و شرایط محیط کار را بهبود بخشیده است . در این موارد روشهای مدرن نسبتاً زیادی را می توان بکار گرفت ، اما تجارب کاری شخص مهدنکار که در کار با سنگ بدست آورده است ( نظیر استفاده از نقاط ضعف طبیعی سنگ در هنگام حفر ) فدای مدرنیزاسیون می گردد . با برقراری فاصله های زمانی جداگانه برای حفاری ، بارگیری و حمل و نقل ، باید تمام توجه خود را بر طراحی هر چه بهتر آرایش چالهای تونل متمرکز نمود . از آنجائیکه با دستگاه های جدید چالهای بزرگتری را می توان حفر کرد .
بدین طریق ، تعداد چالها کاهش می یابد از طرف دیگر در این صورت احتمالاً دقت دستگاه های پنوماتیکی دستی را نخواهیم داشت و چالهای بزرگتر موجب می شوند که صدمه بیشتری به سنگ های باقی مانده در دیواره های تونلها وارد شود . البته دقت لازم را می توان اخیراً با دستگاه های اتوماتیک که بازوهای آن تحت زوایای مختلف می توانند عمل کنند ، بدست آورد .
برای یک تونل قوسی با مقطع بزرگ احتیاج به روشی خاص و دقت بیشتری در اجرای مراحل آتشباری آن می باشد تا از سقوط سنگ سقف جلوگیری کرده و زمان پایداری آن را بیشتر می کند .
ضریب ایمنی تونلهای معدنی کمتر از تونلهای راه و راه آهن است زیرا عمر تونلهای معدن در مقایسه با سایر تونلها کمتر است . عمر مفید تونلهای معدنی تابع نوع استفاده از آن و هدف از حفر تونل می باشد . برخی از تونلهای معدنی مثل تونلهای شبکه بندی کارگاه استخراج کافی است عمری کمتر از یک ماه داشته باشند و بعضی دیگر مثل تونلهای باربری اصلی تا پایان عمر معدن باید دوام داشته باشند در حالی که تونلهای راه ، راه آهن ، مترو و نظایر آنها باید سالهای سال و برای چندین نسل باقی بمانند .
2- تونلهای خدماتی :
اغلب این گونه تونلها در داخل شهرها احداث و مورد استفاده قرار می گیرند ، مثل کانالهای عبور کابل برق ، تلفن ، ... ، لوله های فاضلاب ، گاز و غیره مهمترین ویژگی تونلهای فاضلاب پوشش داخلی آنهاست که باید در مقابل اسیدها و مواد خورنده فاضلاب و چربیها دوام داشته باشد .
3- تونلهای ارتباطی :
عبارتند از تونلهای راه آهن ، راه ، مترو ، پیاده روی و کشتیرانی ، تونلهای راه آهن جزو مهمترین تونلها بوده و به علت اعمال ضوابط مشکل آن ، غالباً ناچار به عبور از موانع متفاوتی هستیم مقطع عرضی آن عموماً نعل اسبی است .
4- فضاهای زیرزمینی :
الف) احداث تأسیسات زیرزمینی :
هم اکنون در کشور اسکاندیناوی بعلت وجود سنگهای سخت توجه خاصی به سازه های زیرزمینی مبذول شده است و در حال حاضر تأسیساتی از قبیل استخر شنا مجموعه های ورزشی ، گالریهای هنری ، لنگرگاههای زیرزمینی محل استقرار زیر دریائیهای اتمی و مخازن انبار نمودن گازهای طبیعی را به زیرزمین انتقال داده اند .
ب) احداث نیروگاه در زیرزمین :
از طریق کندن سنگها در مکانهای مناسب می توان در زیرزمین نیروگاه احداث کرد . هم اکنون بزرگترین نیروگاه زیرزمینی در لابرادور آمریکا با قدرت 5225 مگاوات در حال کار می باشد . سالن نیروگاه دارای طول 3/274 متر ، عرض 7/24 متر و ارتفاع 7/45 متر می باشد و در داخل سنگ گرانیت و گنیس ساخته شده است .
هر یک از چهار کشور نروژ ، سوئیس ، سوئد ، فرانسه بصورت آزمایشی یک نیروگاه اتمی خود را به زیرزمین انتقال داده اند .
به غیر از موارد فوق الذکر از تونلها و سازه های زیرزمینی استفاده های متعددی بعمل می آید از قبیل :
استفاده از تونل و سازه های زیرزمینی بعنوان پناهگاه در صورت بروز جنگ ، چنین مکانهایی دارای تسهیلاتی از قبیل مرکز تولید الکتریسیته ، توزیع آب ، بیمارستان ، انبار مواد غذایی و دارویی و غیره برای مدت محدود می باشد .
در رابطه با آلودگی محیط زیست در صورت بروز اتفاقات ناخواسته از قبیل حملات هوایی و زمین لرزه مخازن و انبارهای زیرزمینی نسبت به مخازن ذخیره بر روی سطح زمین از مزایای قابل ملاحظه برخوردار می باشند .

 

 

 

فصل دوم
شناخت زمین از دیدگاه تونل سازی :
جهت احداث تونل ، باید بررسی های زمین شناسی در مسیر تونل و همچنین مناطق اطراف ( متناسب با اهداف تونل ) انجام شده و به سوالات زیر پاسخ گفت :
1- شرایط و فرآیند بوجود آمدن سازنده ها
2- روند نیروهای تکتونیکی و اهمیت آنها از نظر مقداری
3- اهمیت و تراکم عوارض زمین ساختی ( گسلها ، ناپیوستگیها و ... )
4- کمیت مناطق ضعیف و زونهای خرد شده و مساله زا از دید افزایش نیروهای جانبی و بطور کلی بارگذاری .
5- وجود یا عدم آبهای معدنی اسیدی یا مضر
6- وجود یا عدم مناطق کارستی و حفره دار و نیز اثر آن ها بر عملیات اجرایی
7- وجود یا عدم سفره های آب تحت فشار
8- وجود یا عدم سنگهای فسادپذیر با درجه دگر سانی مختلف در طول اجرای عملیات
9- وجود یا عدم عوامل شیمیایی دارای اثر سوء بر روی بتن پوششی داخل .
مراحل تحقیق در طراحی یک تونل سنگی قبل از حفر آن :
1- برآوردهای مقدماتی :
در این بخش هدف از حفر تونل تعیین شده و مشخصات طرح جمع آوری می گردد ، خصوصیات تونلها بستگی به هدف استفاده از آنها دارد مثلاً تونل راه مشخصاتی مخصوص بخود داشته در حالی که تونل آب رسانی و با تونلهای ذخیره مواد باطله رادیو اکتیو دارای مشخصات خاص خود می باشد بنابراین تعیین هدف از حفرتونل و شک مورد لزوم جزو اولین اطلاعاتی است که برای طراح لازم است .
2- بررسیهای سطحی :
پس از این که منطقه وسیعی برای حفر تونل در نظر گرفته شد ، می بایست جهت تعیین بهترین نقطه شروع تونل به جمع آوری اطلاعات پرداخت در این قسمت ابتدا نقشه برداری سطحی می شود زیرا نقشه های توپوگرافی موجود عموماً در مقیاسهای مثل ( ) موجودند . که برای کارهای عملی ، بسیار کوچک می باشد لذا بایستی در منطقه ای وسیع نقشه برداری با اشل های بزرگتر ( مثلاً تا ) انجام داد . همزمان با این کار یکسرس گمانه های اکتشافی با فواصل زیاد و تعداد کم و بصورت پراکنده حفر خواهد شد تا علاوه بر مشخص شدن خصوصیات کلی لایه های زیرزمینی ، سطح آبهای زیرزمینی نیز تعیین شود . یکی از روشهایی که جهت تعیین خصوصیات لایه های زمین شناسی و همچنین تعیین سطح آبهای زیرزمینی مورد استفاده قرار می گیرد ، روش اکتشافات ژئوفیزیکی است . با داشتن نقشه کلی زمین شناسی منطقه در قسمتهائی که از خصوصیات لایه موارد مبهمی وجود دارد از این روش استفاده و اطلاعات خود را تکمیل می نمائیم .
پس از حفر گمانه ها بر روی مغزه های بدست آمده از عملیات حفاری ، آزمایشات صحرائی و آزمایشگاهی انجام شده تا بعضی خصوصیات نظیر مقاومت فشاری تک محوری یا سه محوری ، مدول یانگ و ... تعیین گردد .
3- مطالعات امکان پذیری :
در این مرحله با استفاده از نتایج مرحله قبل می توان نقشه دقیق زمین شناسی منطقه را ترسیم نموده و از روی آن مقاطع لازم را در جهات مختلف رسم کرد . سپس با استفاده از این نقشه مبادرت به طبقه بندی مهندسی سنگ نمود تا به خصوصیات و رفتار مکانیکی آن واقف شویم با استفاده از طبقه بندی مهندسی سنگ ، نوع وساول نگهداری نیز تعیین می گردد .
با داشتن طرح نگهداری و تقسیم بندی مهندسی سنگ ، طرح مقدماتی مقطع تونل داده می شود ، همزمان با این کار مناطقی که احتمال خطر و ریزش دارد نیز تعیین می شود و همچنین روشهای ممکن در امر حفاری تونل نیز پیشنهاد می شود که مورد بررسی قرار گیرند با داشتن شکل مقطع تونل و روش حفاری و مناطق مشکل آفرین ، می توان بطور مقدماتی پایداری تونل را بررسی نمود و ار آن اطمینان حاصل کرد و بعلاوه مشخص نمود که در هر منطقه مشخص ، امکان پایداری تونل موجود می باشد یا خیر .
4- طراحی دقیق برای پایداری تونل :
پس از تعیین بهترین محل برای حفر تونل ، محل مورد نظر را از نزدیک بررسی می نمائیم ، این عمل ، برای تطبیق مطالعات و نتایج ضروری می باشد .
برای طراحی دقیق ، احتیاج به اطلاعات دقیق می باشد ، لذا در این قسمت به تکمیل اطلاعات پرداخته و همزمان پنج عمل انجام می شود .
الف : آزمایشهای آب زیرزمینی : شامل تعیین دقیق سطح آب ، نوع آب ، فشار و جریان و دبی آب ، تعیین ضریب نفوذ پذیری سنگها و خاکهای منطقه و مطالعه روی شیمی آب .
ب : حفاری اکتشافی دقیق : برای آگاهی دقیق از خصوصیات فیزیکی و مکانیکی سنگهای منطقه احتیاج به تعداد بسیار بیشتری گمانه های اکتشافی می باشد .
ج : حفر تونلهای اکتشافی نیز برای شناخت خصوصیات سنگها لازم است .
د : با در دست داشتن اطلاعات جدید از عملیات انجام شده ، نقشه دقیق زمین شناسی در مسیر حفر تونل مشخص می گردد که این نقشه مرجع هر کونه طراحی و مطالعات بعدی خواهد شد .
ه : لزوم اطلاع از تنشهای محلی نیز کاملاً روشن است زیرا برای تعیین فشارهای وارد بر تونل بایستی از فشار محلی زمین اطلاع کافی داشته باشیم تعیین این فشار کاری دقیق و پرهزینه است .
5- طراحی وسایل نکهداری :
با ذاشتن بهترین روش طراحی تونل و همچنین در دست داشتن تقسیم بندی مهندسی سنگ در طول مسیر تونل با روشهای مختلفی می توان وسایل نگهداری لازم را در امر پایدار سازی دائم تونل را پیشنهاد و طراحی نمود ، بدین ترتیب مراحل مختلف طراحی تونل به اتمام رسیده و عملیات اجرائی آغاز خواهد شد .
فصل سوم
حفر تونل در سنگ سخت :
برای حفر تونل در سنگهای سخت از روش چالزنی و آتشکاری با مواد منفجره استفاده می شود . عوامل موثر در این عملیات بشرح زیر هستند .
1- آرایش چالهای انفجار ( نقشه انفجار )
2- حفر جال
3- خرج گذاری
4- انفجار
1- آرایش چال ها :
الگوی مناسب چالهای انفجار ( آرایش چالها ) در حفاری سنگهای سخت معمولاً به ابعاد مقطع بستگی دارد ، چالها در مرکز مقطع بشکل گوه ای ( v ) یا موازی و در اطراف محیط تونل بطور موازی حفر می گردند . چاشنی های الکتریکی با تاخیر کم در هسته مرکزی و چاشنی های با تاخیر زیاد در اطراف محیط قرار می گیرند و بدین وسیله عمل تخریب به مقطع مورد نظر محدود می گیرد .
نقشه انفجار در تونلها بستگی به ابعاد تونل ، مقاومت سنگها ، ضخامت فشنگهای مواد منفجره ، قدرت مواد منفجره و عواملی نظیر آنها دارد .
آرایش چالها عملاً آنها را به چند گروه تقسیم می کند شکل ( 4-3 )
A- بخش مرکزی یا برش کگه مهمترین نقش را در عمل کرد سایر چالها و پیشروی تونل دارد .
B- بخش پیشروی که افقی هستند و سطح آزاد طرف راست یا چپ آنها قرار دارد .
C- بخش پیشروی که سطح آزاد در پائین چال قرار دارد .
D- بخش دیوار و سقف تونل
E- بخش کف تونل
نظر به اینکه دستگاه حفاری اجاره نمی دهد که چالهای کف ، کناری و سقف درست از منتهی الیه تونل شروع شود ، نقطه شروع حفر این چالها کمی از جدار تونل فاصله دارد و برای ذاینکه سطح تونل هر بار تنگتر نشود چالها را موازی محور تونل حفر نمی کنند بلکه راستای چال مختصری به طرف اطراف جدار منحرف می شود مقدار این انحراف تابه نوع دستگاه چال زنی و برابر 3 تا 12 سانتیمتر در هر نوبت چال زنی می باشد ،
زاویه ای را که بین راستای چال های کناری و محور تونل وجود دارد زاویه انحراف چال های کناری می نامیم و مقدار آن بطور متوسط 3 درجه می باشد . باید توجه داشت که در سینه کار تونل ها فقط یک سطح آزاد وجود دارد و آن هم سطح مقطع تونل می باشد . بدلیل وجود تنها سطح آزاد نباید انتظار راندمان مطلوب از کارکرد مواد منفجره داشت . لذا میزان پیشروی تونل بسیار کم خواهد بود اما در عمل برای ازدیاد پیشروی تونل و کارکرد مناسب و معقول مواد منفجره وضعیت قرار گرفتن چالها ، امتداد ، طول و نوبت انفجار آنها بنحوی است که انفجار هر گروه از چالها یا حتی انفجار یک چال موجب تشکیل سطح آزاد برای
چال یا چال های بعدی می شود .

 

 

 

 

 

شکل 4-3 بخش های مختلف مقطع تونل بر اساس حفاری وانفجار
اولین سطح آزاد می تواند یک یا دو چال خالی باشد . باین ترتیب فضای کوچک در مقطع تونل ایجاد می شود . می توان این فضای کوچک اولیه را با چال زنی و انفجار نیز بدست آورد . اولین سطح آزاد بوجود آمده بسیار کوچک است و نیاز به گسترش دارد بدین منظور چند چال در نزدیکی آنها حفر کرده و با استفاده از مواد منفجره و آتشکاری چالهای اخیر ، سطح آزاد را تا دیواره تونل گسترش می دهند . اولین سطح آزادی که بوجود می آید شروع حفر تونل و برش نامیده می شود . چالهای برش در بخش A نشان داده شده است و چال هائی که بخش 1 را بوجود می آورند چال برش نام دارند .
چال زنی و آتشکاری برشها باید با دقت بسیار صورت گیرد زیرا پیشروی تونل به مقدار زیادی در گرو صحت بوجود آمدن برش مرکزی است .
چال های برش به دو صورت حفر می شوند .
- برش موازی : که در آن چال های برش با یکدیگر و با محور تونل موازیند . برش موازی به پهنای تونل وابسته نیست . چال خالی معمولاً در برش موازی بکار می رود اما در برش زاویه ای هم گاهی اوقات حفر می شود .
- برش مایل : که در آن چال های برش با یکدیگر و با محور تونل موازی نیستند و تابع پهنای تونل می باشند .
هر یک از دو نوع برش ذکر شده مزایا و معایبی دارند که در جای خود ذکر خواهد شد .
2- حفر چاه :
حفر چال با روش چال زنی دورانی یا ضربه ای و با استفاده از نیروی محرکه هوای فشرده یا الکتریسته انجام می گیرد . مصرف انرژی در چال زنی های هیدرولیکی که با موتور برقی کار می کنند 1/3 مصرف انرژی در چال زنهای هوای فشرده است اما ایمنی چال زن هوای فشرده بیش از چال زنی برقی می باشد .
برای جلوگیری از ایجاد گرد و خاک می توان به کمک آب خرده ریزه های حفاری را در حین حفر چاه از آن خارج کرد.
برای حفر چال بسته به مساحت مقطع تونل می توان از پرفوراتور دستی ، پرفوراتور مجهز به پایه و یا جامبوهای چال زنی استفاده کرد . جامبوها قادرند تعدادی چال را همزمان حفر کنند ، لذا برای حفر چال در تونل های بزرگ مقطع مقرون به صرفه هستند .
صحت چال زنی نقش مهمی در بهبود کیفیت حفر تونل دارد دستگاه های چال زنی جدید بوسیله کامپیوتر کنترل و هدایت می شوند و این امر موجب حذف خطاهای انسانی در آرایش و حفظ امتداد چال ها می گردد . در چال زنی دستی صحت عمل بستگی به مهارت حفار دارد اما در چال زنی اتوماتیک طرح چال شامل آرایش ، طول ، شیب و جهت هر چال در برنامه نرم افزار محاسبه و توسط کنترل کامپیوتری به جامبوها ابلاغ می شود . حفر در صورت نیاز در عملیات دخالت می کند . در چال زنی اتوماتیک دستگاه حفر چال بکمک اشعه لیزر در وضعیت صحیح قرار می گیرد و چال ها در امتداد مورد نظر حفر می شوند ، لذا بدون ترس از کاهش پیشروی می توان تعداد چال ها را به حداقل رساند . در هنگام مکان یابی چال جدید ، بازوی چال زن از یک نقطه به نقطه دیگر درکوتاهترین مسیر حرکت می کند که این امر در کاهش زمان چال زنی موثر می باشد .
3- خرج گذاری :
عملیات خرج گذاری بمعنی قرار دادن مواد منفجره در داخل چالهای حفر شده می باشد این عملیات طی مراحل زیر انجام می گیرد :
اتصال چاشنی به اولین یا آخرین دینامیت ورودی به چال
فرار دادن دینامیت ها ( خرجها ) به داخل چال ، مقدار دینامیت مورد نیاز از 35/0 تا 2 کیلوگرم در هر متر مکعب سنگ شکسته شده با توجه به ابعاد مقطع و جنس سنگ تغییر می کند .
سمبه زدن به وسیله یک چوب باریک تر از قطر چال برای اطمینان از تراکم دینامیت ها و یا خرج گذاری با دستگاه های خرج گذار هوای فشرده .
بستن در چال با مخلوطی از گل رس مرطوب + ماسه که در داخل یک لفافه کاغذی پیچیده شده و کوبیدن و سمبه زدن به آن منظور حصول اطمینان از بسته شدن کامل دهانه چال .
4- عملیات انفجار :
انجار شامل اتصال سیمهای چاشنی بطور متوالی و اتصال دو سر سیم انتهایی به ماشین آتش کن می باشد . البته قبل از عمل انفجار مقدار مقاومت اتصالات سیمها باید بوسیله اهم متر اندازه گیری شود و چنانچه مقاومت خوانده شده از مقدار مقاومت محاسبه گردیده خیلی بیشتر یا خیلی کمتر باشد و یا احیاناً مقدار مقاومت برابر بینهایت نشان داده شود باید کلیه سیمهای رابط مجدداً بازدید گردند ، چون احتمال پارگی سیمها وجود دارد سپس با رعایت کلیه نکات ایمنی عمل انفجار توسط آتشکار صورت گیرد .
لازم به ذکر است که معمولاً بعد از انفجار ورود بلافاصله بداخل تونل بعلت گازها و گردو غبار ناشی از انفجار جایز نیست و باید حداقل 10 الی 30 دقیقه درنگ شود . قبل از شروع عملیات مرحله بعد از کنترل ته چالهای مانده بوسیله آتشکار از ضروریات و در زمره نکات ایمنی می باشد .
چاشنی های الکتریکی مورد استفاده دارای تاخیرهای میلی ثانیه هستند . استفاده از چاشنی تاخیری به منظور خرد نمودن سنگهای سینه کار از نقطه نظر سهولت حمل و نقل در تونل می باشد .
برش های موازی را می توان با چاشنی های تاخیری یا کم تاخیری به انجام رساند چون که چال های انفجاری خیلی به هم نزدیکند ممکن است انفجار یک چال موجب پرت شدن خرج چال نزدیک بشود بدین لحاظ استفاده از چاشنی کم تاخیری بهتر است . بطور کلی بهتر است چاشنی ها را در دهانه چال کار گذاشت زیرا در این صورت احتمال پاک بودن فضای بوجود آمده از انفجار بیش از حالتی است که چاشنی ها در ته چال کار گذاشته شوند اما از سوی دیگر احتمال قطع آتش در چالهایی است که در اولین بار منفجره نمی شوند لذا چاشنی های فوری را در دهانه چال و سایر چاشنی ها را در ته چال کار می گذارند .
میزان پیشروی ، تعداد چال مورد نیاز برای حفر یک تونل ، کیفیت سنگ ، کیفیت ماده منفجره ، خرج گذاری ، انفجار و مساحت مقطع تونل به هم مربوط هستند در محاسبات مربوط به طراحی تونل این عوامل مورد بحث قرار می گیرند و در اینجا ذکر کلیاتی از آنها ضروری است .
فصل چهارم
حفر تونل با برش موازی :
برشهای موازی اغلب برای تونل های کوچک مقطع بکار می روند ما می توان از آن برای حفر تونل های بزرگ مقطع نیز استفاده کرد . در برش موازی یک یا چند چال خالی بطور افقی و با قطر زیاد ( معمولاً 65 تا 175 میلیمتر ) موازی یکدیگر و عمود بر سینه کار حفر کرده و در اطراف آنها و بفاصله 10 تا 20 میلی ثانیه آتش می شوند و هر کدام پس از انفجار تدریجاً فضایی بزرگتر بوجود می آورند . چون که نوبت انفجار چال ها از محل برش به اطراف می باشد سطح آزاد بوجود آمده تدریجاً بزرگ شده تا اینکه همه چالهای مقطع تونل منفجر شوند .
برشهای موازی با اشکال مختلفی تحت نام های متفاوت صورت می گیرند . انواع برشهای موازی دارای ویژگی های مشترکی بشرح زیر هستند .
- چالها با هم موازیند ، افقی هستند و عمود بر سینه کار می باشند .
- چالها به نوبت منفجر می شوند .
- برخی از چالها خرج گذاری نمی شوند .
انواع برش های موازی :
برشهای موازی به اشکال متفاوت دیده می شوند و گرچه اختلاف مختصری بین آنها وجود دارد اما نتیجه عمل آنها می توانند کاملاً با یکدیگر متفاوت باشند . برای حصول بهترین نتیجه شایسته است که هنگام کار با برش های موازی نکات زیر دقیقاً رعایت شود .
- آرایش ، امتداد و خرج گذاری ، چالها مطابق آنچه که مقرر است اجرا گردد .
- هر کونه تعدیل نظر ازدیاد فاصله چالها و ازدیاد میزان خرج پیشروی را کم می کند .
- آتش کردن چالهای هر برش مطابق طرح مربوطه صورت می گیرد .
- چاشنیهای فوری در دهانه چال و سایر چاشنیها در ته چال بکار گذاشته شوند .
- در 6 یا 8 چال نزدیک به چال خالی نبایستی خرج فشرده در ته چال بکار برد .
انواع برشهای موازی بر حسب آرایش و ابعاد چالها به شرح زیر معرفی می شوند :
1- برش شماره 1 ( برش دواسپیرال ) :
آرایش چالها در این نوع برش مطابق شکل (4-16) می باشد . بیشترین با این نوع برش مقدور است . چال های انفجاری بیک فاصله از چال خالی قرار ندارند و نوبت انفجار چالها روی شکل نوشته شده است و ملاحظه می گردد که چالهای روبرو را پشت سر هم آتش می کنند و این امر در تمیز نکهداشتن حفره های بوجود آمده موثر است .
2- برش شماره 2 ( Taby cut ) :
این برش حالتی از برش شماره 1 می باشد . میزان پیشروی آن کمتر از برش شماره 1 است

 

 

 

 

 

 

 


شکل 4-16 اجزاء برش دو اسپیرال ( برش شماره 1 )
اما نظر به این که حفر چالها در ستون های قائم و زیر هم انجام می گردد چال زنی و مکانیزاسیون حفر چال راحت تر است .
3- برش شماره 3 ( سه مقطعی و چهار مقطعی ) :
این برش ها بسیار زیاد استعمال می شوند پیشروی آنها بیش از برش شماره 2 می باشد در برش سه مقطعی قطر چال خالی 75 تا 110 میلیمتر است و حفر چالها با پرفوراتور دستی انجام پذیرد است و تعداد چالهای آن در مقایسه با برش شماره 2 و برش چهار مقطعی کمتر می باشد . برش چهار مقطعی امروزه بعلت پیشروی زیاد مورد استعمال فراوان پیدا کرده است . جزئیات محاسبه مربوط به برش چهار مقطعی در بخش طراحی برش موازی آورده شده است .
4- برش شماره 4 (Fagersta cut ) :
چالها این برش با پرفوراتور دستی حفر می شوند . این برش در واقع ما بین برشهای چهار مقطعی و شماره 1 می باشد . از مزایای این برش این است که تونلهای کوچک مقطع بدلیل سبکی لوازم چال زنی کاربرد دارد .
5- برش شماره 5 (coromant cut ) :
در واقع شبیه برش شماره 1 یا برش دواسپیرال است . دو چال خالی بقطر 57 میلیمتر چنان حفر می شوند که شکل عدد 8 را بسازند .
برای حفر چالهای این برش می توان از قالبهای مخصوص کمک گرفت . برای حفر چال های دوقلو ابتداء یک چال به قطر 57 میلیمتر حفر کرده و میله ای شیاردار در چال می گذارند سپس اقدام به حفر چال بعدی می شود .
6- برش شماره 6 ( برش کانادائی ) :
این برش به اشکال مختلف دیده می شود . در متداولترین آنها قطر چال خالی و چال انفجاری برابر می باشد . این گونه چالزنی نیاز به تعویض سر مته با دستگاه چال زنی ندارد و این امر از مزایای برش می باشد بهتر است در برش نوع a چالهای 1تا 5 و برش نوع d چالهای 1 و 2 و 3 با وزن مخصوص کم خرج گذاری شوند . میزان خرج در این چالها 65/0 تا 7/0 کیلوگرم در متر است . در سایر چالها خرج گذاری کامل صورت پذیرد .

 

7- برش شماره 7 ( crater cut ) :
این نوع برش بر اساس انفجار یک چال و ایجاد حفره بنا شده است . تغییرات ابعاد چال خطی است بدین معنی که اگر قطر ، عمق و طول خرج چال دو برابر شود حفره ای با عمق دو برابر به وجود می آید . بجای ازدیاد قطر چال می توان تعداد چال ها را زیاد کرد .
8- برش شماره 8 ( Benching cut ) :
در معادن زغال سنگ یا هر جایی که وسائل نکهداری ضمن حفر تونل بکار می رود برای جلوگیری از تخریب آنها به نحوی آتش کاری می کنند که پرتاب سنگ بطرف کف تونل صورت می گیرد .
9- تونل کنی بدون برش :
در این انفجار های کم تاخیری و آرایش منظم چالها اقدام به حفر تونل می شود . همه چالها موازیند و برسینه کار عمود می باشند . چالها با آرایش مربع حفر می شوند .
انتهای چالها باید در یک صفحه قرار گیرند لذا اگر سطح سینه کار صاف باشد طول چاها مساوی خواهند بود . کوتاهترین چال نقش مهمی در مقدار پیشروی دارد و اگر چالها کوتاه و بلند حفر شوند سینه کار پس از انفجار ناصاف خواهد بود .
انفجار اولین چال تولید تعدادی ترک و شکاف در اطراف چال می کند که محیط های جدید با امپدانس های متفاوت برای چال بعدی فراهم می شود و انفجار چال بعدی و انعکاس امواج حاصل از آن در این محیط موجب خرد شدن سنگ می گردد .
مزایا :
- پیش روی خوب است .
- خرد کردن رضایت بخش و خوب است .
- راندمان چال نزدیک به صد در صد است .
معایب :
تنها عیب این روش پراکندگی سنگهای حاصل از انفجار است که بفاصله دوری پرت می شوند .
پراکندگی سنگ در وضعیتهای زیر ایجاد مشکل می کند :
1- به وسائل نکهداری لطمه می زند .
2- بارگیری با لودر مشگل می شود .
و در جائی که اشکالات فوق وجود ندارد یعنی وسائل نگهداری بعلت استحکام سنگ بکار نمی روند و بارگیری با اسکریپر انجام می گیرد که پرتاب سنگ مشکلی ایجاد نمی کند . مقدار پراکندگی سنگ تابع زمان تاخیر انفجار چالها و مقدار پیشروی است .
فصل پنجم
حفر تونل با برش غیرموازی ( برش زاویه ای ) :
در برش غیر موازی حفره ای که در ابتدای انفجار و مرکز تونل بوجود می آید شکل مخروط را دارد و نتیجه انفجار چال هایی است که افقی اند ، با امتداد تونل موازی نیستند و بر سینه کار تونل عمود نمی باشند . این چالها را طوری حفر می کنند که انتهای آنها بهم نزدیک شود .
بتدریج که از مرکز تونل دور شده و به پیرامون تونل نزدیک می شویم چال ها تغییر جهت می دهند تا بر سینه کار عمود شوند . چال های پیرامون تونل شامل چال های کف ، دیواره و سقف باید با مقداری انحراف بسمت بیرون تونل حفر گردند شکل ( 4-58 ) و ( 4-2 ) .
برش زاویه ای را در جائی بکار می برند که سطح مقطع تونل زیاد باشد ، زیرا حفر چال در امتدادی غیر موازی با محور تونل مستلزم وجود فضای کافی برای استقرار دستگاه چال زنی می باشد .
انواع برش های زاویه ای :
برش های زاویه ای ( غیر موازی ) را بر حسب وضعیت چال ها به صورت زیر تقسیم بندی می کنند .
1- برش گوه ای v :
در این نوع برش چال ها افقی و مایل با محور تونل حفر می شوند و نتیجه انفجار آنها بوجود آمدن فضائی خالی بشکل گوه باشد شکل ( 4-50 ) .
برش گوه ای برای سنگهای متورق و شکاف دار مناسب است . دقت در محل حفر چال و حفظ امتداد چال برای بهبود عمل کرد برش لازم است . افزودن قطر چال از میزان انحراف می کاهد. چال های برش بایدبه ترتیب آتش شوند که نقش سطح آزاد در حفر تونل را بخوبی ایفا نمایند ، چال های هر گوه یا ( v ) با هم آتش می شوند و فاصله زمانی تاخیر بین گوه ها اگر خیلی کم باشد فرصت کافی برای جابه جا شدن سنگ حاصل از انفجار وجود ندارد و در نتیجه پیشروی کم می شود شکل ( 4-51 ) .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  21  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله حفر تونل

دانلود مقاله تحصیلات دختران سندی ماندگار و مایه افتخار

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله تحصیلات دختران سندی ماندگار و مایه افتخار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

«عملکرد 25 ساله آموزش و پرورش آمارها و مقایسه ها با دیگر کشورها» مریم حقیقت گو
یکی از پایه های مهم توسعه پایدار، توسعه نیروی انسانی است که برای کشورهای درحال توسعه چون ایران یک ضرورت حیاتی بشمار می رود. در این راستا می توان امکانات توزیع متعادل فرصت های موجود از جمله توزیع برابر فرصت آموزشی به جهت نقش تعیین کننده اش در توسعه انسانی نیز ضروری به نظر می رسد. نویسنده کوشش دارد در یک بررسی آماری و مقایسه ای سهم دختران در آموزش و پرورش 25 ساله گذشته جمهوری اسلامی ایران را مشخص کند. ضرورت آموزش دختران وضعیت آموزشی دانش آموزان دختر در کشورهایی چون:چین، ژاپن، پاکستان، ترکیه و مصر استرالیا آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی ایران و گزارش آماری آن در مناطق مختلف علل وعوامل بازدارنده دختران از آموزش و راهکارهای عملی رفع چالش ها و تنگناها در این زمینه از جمله موضوعاتی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.
انسان، مخلوق خداوند ذاتاً و فطرتاً موجودی اجتماعی است که در پرتو امر فطری همواره در تعامل و کارکرد با دیگران است او موجودی پویاف خلاق، کوشا، پرتلاش و سازنده است اما برای رسیدن به هدفش باید از شروع تولد یا نوزادی در تعلیم و تربیت باشد که او را به این مسیر رهنمون سازد. درواقع بستر رشد و شکوفایی این مخلوق الهی باید از کودگکی فراهم باشد. آنچه که امروز به آن آموزش و پرورش می گوییم مجموعه اعمال هدفمند و مشخصی است که با رو شهای خاصی در قالب یک سلسه فعالیتهای آموزشی در یک شرایط خاص شناخته شده است. آموزش و پرورش که در کشور ما از سابقه دیرینه ای برخوردار است امروزه بیش از 18 میلیون دانش آموز را تحت پوشش دارد و مدرسه مکانی است که در آن دانش آموزان برای زیستن در جامعه آماده می گردند. دختران و پسرانی که هرکدام ویژگی خود را دارند نظام آموزشی کشور باید برای آنها به فراخور و وضع و ویژگی های آنها برنامه ریزی کند. در جامعه کنونی تنها بستر دسترسی به فنآوری، توسعه و پیشرفت بیشتر آموزش و پرورش می باید. تقریباً تمامی کشورهای جهان به این نتیجه رسیده اند که شرط اصلی توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، آموزش و پرورش است به همین لحاظ توجه روزافزونی به آموزش و پرورش داشته اند. در کشورهای جهان سوم و روبه توسعه نیز نقش چشمگیری برای دستیابی به آموزش و پرورش بهتر شکل گرفته و انگیزه و تلاش گسترده ای برای پایه ریزطی نظام آموزشی جامع و سودمند می شود. علاوه بر اینها صاحبنظران براین باورند که با توجه به اهمیت و جایگاه آموزش و پرورش در رشد، توسعه و عدالت اجتماعی باید وضعی فراهم شود تا نظام آموزش و پرورش به صورتی عام و فراگیر در اختیار همه قرار گرفته و باعث بالابردن نرخ پوشش تحصیلی دانش آموزان باشد.

 


• بخش یکم: نگاه کلی
ضرورت:
تأثیر ارتقای سطح دانش و فرهنگ جمعیت هر جامعه ای در بالارفتن بینش موقعیت و پایگاه اجتماعی از دیدگاه همه نظریه پردازان مورد تأئید و پذیرش است. اگر قبول داشته باشیم که رشد فرهنگ موجب بهره وری بیشتر از تعلیم و تربیت است، باید توجه کنیم که یکی از وظایف نظام آموزش در هر کشوری انتقال میراث فرهنگکی به نسل آینده، پرورش استعدادهای آنان و ارائه اطلاعاتی است که نسل جوان را برای مشارکت بیشتر در دستآوردهای علمی و فرهنگی ترغیب کند . این مشارکت یعنی مشارکت همه گروههااعم از دختران و پسران .
اهمیت بازده اقتصادی، بازتاب سیاسی و اجتماعی آموزش و پرورش توجه به این نهاد را سرلوحه برنامه های ملی کشورها قرار می دهد و بر همین مبنا کشورها در صدد ایجاد فرصتهای برابر برای نیل به عدالت اجتماعی و توسعه می باشند.
در اجلاس سران برای کودکان در سپتامبر 1990 بر حقوق کودکان تأکید شد تا آنان در برنامه های توسعه انسانی در اولویت قرار گیرند. انی اجلاس تأکید ویژه خود را به وضعی دختران معطوف کرد و خواهان تقویت حمایت از آنان شد در برنامه اجرایی این اجلاس ایجاد فرصتهای برابر بهره مندی از آموزش، بهداشت، تغذیه و سایر خدمات اولیه ضروری اعلام شد تا از این طریق کودکان بتوانند به بالاترین حد استعداد خویش دست یابند.
امروز این توافق عمومی وجود دارد که آموزش صرفنظر از اینکه چه کسی آن را دریافت می کند، در توسعه سهم دارد؛ درآمد را افزایش می دهد بهداشت را بالا می برد و بهره وری را زیاد می کند همچنین این توافق وجود دادر که وقتی زنان دریافت کننده آموزش باشند، فواید آن آشکارتر است.
دلایل:
1- بهداشت بهتر: یک مادر آموزش دیده خانواده سالمتری پرورش می هد وی باید درهر زمینه ای اطلاعات کافی داشته و یا ازراههای مختلف از جمله مطالعه، اطلاعات خود را بالا برد. بنا بر یکی از گزارش های صندوق جمعیت ملل متحد(UNFPA ) آموزش مادر برای سلامتی فرزندانش به مراتب از داشتن توالت بهداشتی، آب لوله کشی یا حتی دریافت غذا مهمتر است. تحقیقات نشان داده است که یک درصد افزایش سواد در زنان تأثیری سه برابر در کاهش تعداد پزشکان دارد.
2- خانواده کوچکتر: تحصیلات و آموزش بالاتر در دختران باعث می شود که مادران آینده علاوه بر آگاهی از روشهای تنظیم خانواده در به دنیا آوردن فرزندان سالم تر آگاه تر باشند.
3- بهره وری بیشتر: زنان تحصیلکرده هم در خانه و هم در محل کار از کارآیی بیشتر برخوردارند. تحقیقی که توسط بانک جهانی تا پیش از سال 1993( 1373) در 200 کشور جهان انجام شده حاکی است کشورهایی که سرمایه گذاری بیشتر در آموزش ابتدایی زنان کرده اند از بهره وری اقتصادی بیشتری برخوردارند.تحقیقات نشان داده است که آموزش باعث افزایش بهره وری و بهبود کیفیت می شود.
4- بهبود: زنان تحصیلکرده همواره تمای به تصمیمات مستقلانه تر و عهده دار شدن امور خود دارند.
5- تأثیر اجتماعی: زنان وقتی که تحصیلکرده باشند تمایل به ترغیب بچه هایشان برای تحصیل کردن دارند.
تاریخچه:
پس از پذیرش منشور حقوق کودکان سازمان ملل متحد(1989) کشورهای عضو آن را به تصویب مراجع قانونگذار خود رساندند. در این منشور به رعایت مساوات و عدم تبعیض بین کودکان تصریح شده است و در بخش دیگری از آن تعهد می شود که کلیه حقوق در زمینه بقاء حمایت و رشد باید بدون در نظر گرفتن جنسیت، همه کودکان را شامل می شود.
امروزه در بیشتر کشورهای جهان شاهد نابرابری جنسیتی در آموزش هستیم از آنجا که کودکان و بخصصو دختربچه ها از قشرهای آسیب پذیر جامعه هستند و در کشورهای مختلف به دلایل گوناگون از جمله بلایای طبیعی، جنگ، قحطی و خشکسالی پایین بودن سطح فرهنگ و فقر اقتصادی، شاهد نابرابری فراوانی برای دختران هستیم. به جهت اهمیت تعادل و توازن جامعه انسانی و گام نهادن در توسعه اجتماعی لازم است در توزیع فرصتهای آموزشی سهم دختران را بیش ازپیش در نظر بگیرند.
خانم گوترود مونجلا، دبیر کل کنفرانس چهارم ملل متحد در مورد زنان گفت: با اینکه پیشرفت بزرگی به سوی سوادآموزی در جهان صورت گرفته یک نقص تاریخی بزرگ بین زنان بالغ امروز خاصه زنان روستایی، باقی است که مانع مشارکت کامل آنها در جامعه می گردد.
چنانچه قرار است زنان در قرن بیست و یکم در توسعه ملی مشارکت مؤثر داشته باشند به گفته خانم مونجلا« سؤال اساسی این است که آیا زنان با دریافت سطحی از آموزش که آنها را برای ورود به هر میدانی آماده سازد و درمعرض علوم، فنون و ارتباطات قرارشان دهد و قدرت خلاقه آنها برانگیزد، قدر کفایت را خواهند داشت که بطور کامل در روند توسعه مشارکت جویند؟»
آموزش یکی از ده حوزه مهمی است که سازمان ملل متحد برای بحث در چهارمین کنفرانس جهانی زنان درپکن در سپتامبر1995(1374) مشخص کرد. همچنین هدف حتمی دو کنفرانس دیگر ملل متحد یعنی کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه( سپتامبر 1994 قاهره – مصر) و گردهماییی سران جهان برای توسعه اجتماعی( مارس 1995 دانمارک) بود. از سال 1353( 1975) زمانی که اولین کنفرانس جهانی زنان در مکزیکوسیتی تشکیل شد آموزش برای زنان به مثابه یک مسئله کلیدی در دستور کار جامعه بین المللی باقی ماند. سیاستهای پیشگیرانه برای پیشرفت زنان تا سال 2000 که در سومین کنفرانس جهانی زنان درنایروبی در سال 1364( 1985) پذیرفته شد، آموزش را مبنایی برای ارتقاء و بهبود وضع زنان تعریف می کند، ابزاری اساسی که می بایست به زنان داده شود. تا بتوانند نقش شان را به عنوان اعضای کامل جامعه ایفا کنند.
در سال 1369(1990) موقعی که جهان سال بین المللی سوادآموزی را برگزار کرد مسئله دسترسی برابر زنان به آموش بطور گسترده مورد بحث قرار گرفت. در همان سال کنفرانس جهانی در مورد « آموزش برای همه» در جوهتین تایلند تشکیل گردید. کنفرانس، آموزش برای دختران را بعنوان اولویت بالا تعیین کرد. کنفرانس با مسئولیت مشترک یونسکو(UNESCO ) برنامه توسعه ملل متحد(UNDP ) صندوق کودکان ملل متحد(UNICEF ) و بانک جهانی تعدادی برنامه با هدف کاهش نابرابری در نرخ بی سوادی بین زن و مرد و از بین بردن موانع اجتماعی و فرهنگی که سبب بازداشتن زنان و دختران از دستیابی به فرصتهای برابر در تمام جنبه های زندگی شان شده است ارائه کردو. از زمان تشکیل کنفرانس بانک جهانی وامهایش را تقریباً دوبرابر کرده از 500 میلیون دلار در 1990(1369) به یک میلیون دلار در 1993(1372) رسانده است.
به همین ترتیب، برنامه توسعه ملل متحد(UNDP ) پرداختهایش را دوبرابر کرد و صندوق کودکان ملل متحد(UNICEF ) موافقت کرد که یک چهارم کل بودجه اش را برای آموزش اختصاص دهد.
در برنامه عمل پکن یعنی بیانیه مقاصد و هدف های نمایندگان دولتها در« چهارمین کنفرانس جهانی زنان» درپکن 1374(1995) آموزش به منزله یکی از حقوق اساسی بشر و وسیله ضروری در بیانیه شمرده شد. سرمایه گذاری در آموزش و کارورزیهای رسمی و غیررسمی برای دختران وزنان بعنوان یکی از بهترین وسایل رسیدن به رشد توسعه اقتصای که هم پایدار و هم قابل استمرار باشد توصیه شده است.
در برنامه عمل به این هدف های راهبردی پیشنهاد شده است.

 

یکی از وظایف نظام آموزشی
در هر کشوری انتقال میراث
فرهنگی به نسل آینده،
پرورش استعدادهای آنان و
ارائه اطلاعاتی است که نسل
جوان را برای مشارکت بیشتر
در دستآوردهای علمی و
فرهنگی ترغیب کند.

1- تضمین دسترسی مساوی به آموزش
2- تضمین تکمیل آموزش ها برای دست کم 80 درصد کودکان با تأکید خاص بر دختراان تا سال 2000
3- کاهش اختلاف های مبتنی بر جنسیت در حوزه آموزش تا سال 2005 و تأمین آموزش ابتدای تا بیش از سال 2015 برای همگان
4- کاهش میزان بی سوادی زنان به ویژه در میان زنان روستایی، مهاجر، پناهنده، آواره و معلول به میزان نصف سال 1990(1369)
5- ریشه کن ساختن بیسوادی میان زنان در سراسر جهان
6- بهبود دسترسی زنان به کارورزیهای حرفه ای علوم و فنون و فراهم ساختن امکان ادامه تحصیلات برای آنان؛
7- ایجاد آموزش غیر تبعیض آمیز با تنظیم و کاربرد برنامه های تحصیلی، کتابهای درسی و وسایل کمک آموزشی عاری از قالب های جنسیتی برای همه سطوح آموزش و پرورش
8- اختصاص منابع کافی اصلاحات آموزشی ونظارت بر اجرای آنها
9- حفظ یا افزایش سطح بودجه های مربوطه به آموزش در ناحیه های تعدیل ساختاری و بهبود اقتصادی
10- ترویج آموزش یا دوره های کارورزی مادام العمر برای دختران و ابداع برنامه های آموزشی انعطاف پذیری برای برآوردن نیازهای آنان؛
قوانین جاری در جمهوری اسلامی ایران به صراحت موافق حق آموزش و تحصیل برای همگان است.اصل 30 قانون اساسی ابراز می دارد که آموزش و پرورش رایگان و اجباری است. در ماده 4« قانون تأمین وسایل و امکانات تحصیلی اطفال و جوانان ایرانی» که در سال 1353 تصویب شد آمده است که« هریک از پدرو مادر یا سرپرست قانونی کودک و نوجوانان کمتر از هجده سال که قانوناً مسئول پرداخت مخارج زندگی او می باشند و با داشتن امکانات مالی، از تهیه وسایل و موجبات تحصیل کودک یا نوجوان واجد شرایط تحصیل مشمول این قانون در محلی که موجبات تحصیل دوره های مربوط از طرف وزارت آموزش و پرورش فراهم شده باشد امتناع کند یا بنحوی از انحاء از تحصیل او جلوگیری نماید به حکم مراجع قضایی که خارج از نوبت رسیدگی می کنند به جزای نقدی از ده هزار ریال تا دویست هزار ریال و به انجام تکالیف فوق نسبت به کودک یا نوجوان محکوم خواهد شد....»
آئین نامه اجرایی« قانون تأمین زنان و کودکان بی سرپرست» در ماده دوم مقرر می دارد که با کمک نیروهای انتظامی باید کودکان فاقد والدین یا بدون سرپرست را شناسایی کرده و تسهیلات آموزشی شامل آموزش حرفه ای و فنی را در اختیار آنان قرار داد.
قوانین مزبور مقامات مربوط را مسئول حمایت و رسیدگی به دختران بی سرپرست تا وقتی که ازدواج کنند میداند.
درایران همانند هر کشور در حال توسعه دیگر میزان ترک تحصیل دختران بالاتر از پسران است و ازدواج زودهنگام یکی از دلایل ترک تحصیل دختران شناخته شده است.
وضع آموزشی دانش آموزان دختر در سایر کشورها
در بیشتر کشورهای جهان، دختران در مقایسه با پسران موقعیت پائین تری دارند و از حقوق، فرصتها و امتیازهای کمتری در دوران کودکی بهره مند می شوند و از ابتدا نابرابری را در خانواده و دراجتماع تجربه می کنند آنان بخوبی براین امر آگاه می شوند که برای غلبه بر نابرابریها و تبعیض در سطح ملی گام برداشته اند. در نتیجه در عمل نسبت به گسترش دسترسی دختران به آموزش سهم عمده ای دارند.
در سال 1369(1990) حدود 130 میلیون کودک به مدرسه ابتدایی دسترسی نداشتند که 81 میلیون نفر آنها دختر بودند.حدود از 948 میلیون بی سواد بزرگسال را زنان تشکیل می دهند.
در بین 29 کشور جهان در سال های 89- 1986 کمتر از 30 درصد زنان قادر به خواندن و نوشتن بودند. در پنج کشور روبه توسعه میزان زنان با سواد کمتر از ده درصد بود.
در سالهای 89-1986 تفاوت نرخ

 


امروزه در بیشتر کشورهای
جهان شاهد نابرابریهای
جنسیتی در آموزش هستیم.
به جهت اهمیت تعادل و
توازن جامعه انسانی و گام
نهادن در توسعه اجتماعی،
لازم است در توزیع
فرصت های آموزشی سهم
دختران را بیش از بیش در نظر بگیرند.

ثبت نام پسران و دختران در دوره ابتدایی به حدود 29 درصد در جنوب آسیا، 20% در آفریقای جنوبی و صحرا و 18 درصد در خاورمیانه می رسید.
در گزارش توسعه انسانی سازمان ملل متحد( 1990) شاخص های آموزشی فاصله میان زنان و مردان به شرح زیر ارائه شده است.
نرخ سوادآموزی مردان 100 ردسد، نرخ سوادآموزی زنان 65 درصد است. میزان ثبت نام در مقطع ابتدایی برای پسران 100 درصد، برای دختران 83 درصد می باشد.
کلیه دانش آموزان پسر در مقطع متوسطه ثبت نام می کنند در حالیکه حدود 70 درصد دختران دانش آموز درمقطع متوسطه ثبت نام می کنند.
طبق آمار دیگری از یونسکو در سال 1980، 9/33 درصد دختران بالای 15 سال بی سواد بوده اند و در همان سال این آمار برای پسران 9/3 درصد ذکر شده است. در سال 2000 ، 869 میلیون نفر بی سواد در جهان وجود داشته اند که 64 درصد از آنان را زنان تشکیل می دهند.
برآورد دیگری از یونسکو(1999) نشان می دهد که از هر سه زن بزرگسال در دنیا یکی بی سواد استو در حالی که از هر پنج مرد بزرگسال تنها یکی بی سواد است.
گزارش دیگری از یونسیف 1999 در مورد وضع آموزشی برخی از کشورها نشانگر آن است که در اکثر موارد سهم مردان در آموزش و سواد بیش از زنان است. نتیجه این که زنان نسبت به مردان به فرصت های کمتری دسترسی داشته اند.
بموجب« گزارش آموزش جهان سال 1993 سازمان فرهنگی، علمی و آموزشی ملل متحد( یونسکو) 905 میلیون مرد زن از کل جمعیت بالغان جهان بی سواد بوده اند. در حدود 587 میلیون نفر یا 65 درصد آنها زن بوده اند. در 1895 تعداد زنان و مردان بی سوا 592 میلیون نفر بودند که 352 نفر آنها را زنان تشکیل می دادند.
همچنین بنا بر یک کار تحقیقی که توسط شورای اقدام جمعیت یک گروه تحقیقی مستقر در آمریکا صورت گرفته از 885 میلیون کودک که در 1993 به مدرسه می رفتند تقریباً 400 میلیون دختر بودند در برخی کشورها بخصوص در کشورهای توسعه یافته و پاره ای از کشورهای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب، تفاوت جنسیتی مهمی در آموزش مقطع ابتدایی وجود ندارد. تنها جاهایی که تقاوت فاحش بین زن و مرد همچنان باقی است. کشورهای جنوب آسیا کشورهای عربی و جنوب صحرا ی افریقاست.
در بستر قسمت های جنوب آسیا خاورمیانه فقط یکی از هر سه دانش آموز دختر بوده در افریقا در مقطع ابتدایی و متوسطه تا 1993 کمتراز یک نفرا ز هر سه نفر دانش آموز و در مقطع بعدی کمتر از یک نفر از هر پنج دانش آموز دختر بوده است.
در پاره ای قسمتهای جنوب آسیا و کشورهای افریقایی نرخ بیسوادی در زنان بالغ بیش از 80 درصد است. به موجب اطلاعات« زنان جهان گرایش و آمارها 1990-1970» ازانتشارات سازمان ملل متحد نرخ بی سوادی در بین زنان 30سال به بالا در نپال، 4/93، در پاکستان 2/89 در بورکینافاسو 2/89، در مالی 9/97 و در فوگو 4/90 درصد است.
میزان بیسوادی در زنان روستایی اکثر مناطق تا سال 1990 همچنان بالا بوده حتی در کشورهایی که زنان شهرنشین پشرفتهای شایان توجهی داشته اند بنابر اطلاعات« زنان جهان» این تفاوت به شدیدترین وجهی در آمریکای لاتین وجود دارد جایی که میزان بی سوادی زنان روستایی 24/15 درصد در مقابل 5 درصد زنان شهری، 25 درصد است. در آسیا و حوزه اقیانوس آرام نرخ بی سوادی زنان روستایی دو برابر زنان شهری است( 43 درصد در مقابل 22 درصد) ودر افریقا سه چهارم زنان روستایی 24-15 ساله بی سوادند در حالی که این میزان در مناطق شهری از نصف کمتر است.
میزان ترک تحصیل در دخترن بسیار بالاتر از پسران است. براساس یک تحقیق که قبل ا ز1993 در کشور مالی صورت گرفته 80 درصد دختران اصلاً به مدرسه نمی رفتند و در دوره ابتدایی ترک تحصیل کرده اند. در برزیل فقط 63 درصد بچه هایی که وارد دبستان می شوند به کلاس دوم میروند و تنها 47 درصد آنها تا کلاس چهارم می رسند.
جانبداری از تحصیل پسران درمقابل دختران ابداً« مسئله جهانی سومی» نیست.در کشورهای توسعه یافته نسبت دختران و
پسرانی که به مدرسه می روند در مقاطع ابتدایی و متوسطه که آموزش اجباری است، تقریباً یکسان است اما در مقطع سوم شمار پسران براحتی بر تعداد دختران فزونی می گیرد. به همین ترتیب دسترسی زنان به زمینه های علمی و فنی محدود باقی می ماند.
بموجب گزارش توسعه انسانی(1993) از انتشارات برنامه توسعه ملل متحد( UNDP) نسبت زنان به مردان دانشجوی سال سوم در حوزه های علمی و فنی در اسپانیا 38 درصد، در اتریش 25 درصد و درکانادا 28 درصد است.
در ایالات متحده نیز طبق تحقیقی که توسط انجمن زنان دانشگاهی آمریکا( پیش از 1993) انجام شد دختران بطور نظام مند، از طریق پیشرفت وتبعیض از آموزش برابر محروم می گردند. در رشته هایی مانند ریاضی، علوم و فنون پسران بر دختران ترجیح داده می شوند.
تا سال 2000 میزان تحصیلات دختران در 18 سالگی بطور متوسط 4/4 سال کمتر از میزان تحصیلات پسران بوده است
تا سال 2000 میزان تحصیلات دختران در 18 سالگی بطور متوسط 4/4 سال کمتر از میزان تحصیلات پسران بوده است.
از 100 میلیون کودکی که بیش از سال چهارم دبستان ترک تحصیل کردند دو سوم را دختران تشکیل می دهند.
از 1970تا 1992 تعداد ثبت نام کنندگان دختر در دبستان، دبیرستان، در سراسر جهان از 38 درصد افزایش یافت. این امر توجه فزاینده به آموزش ابتدای همگانی را نشان می دهد. با این حال 130 میلیون کودک دسترسی به تبلیغات ابتدایی ندارد. دو سوم این کودکان دخترانند.
تعداد زنانی که در کشورهای روبه رشد در آموزش متوسطه ثبت نام کرده اند نصف تعداد مردان است. در سراسر جهان زنان همچنان سهم ناچیزی از دانش آموزان رشته های ریاضیات و علوم را تشکیل می دهند.
در امریکای جنوبی، 53 درصد پسران و فقط 33 درصد دختران در دبیرستان ثبت نام می کنند.
دختران سنین 15 تا 19 هر سال 15 میلیون کودک به دنیا می آورند و بیشتر در اثر عوارض مربوط به بارداری می میرند تا در اثر عوارض دیگر.
دختران بسیاری از نقاط جهان دسترسی برابر به آموزش ابتدایی ندارند. به علاوه بر تعلیمات متوسطه عالی نیز پیشرفتهایی حاصل شده است، اگرچه دختران هنوز عقب تر از پسرانند.
در برخی از کشورها تعداد زنانی که وارد
در سال 2000، 869 میلیون
نفر بی سواد در جهان وجود
داشته اند که 64 درصد از آنان
را زنان تشکیل می دهند.
دانشگاه می شوند بنحو چشمگیری افزایش یافته است.
احتمال می رود تعداد زنان جوان 15 تا 19 ساله ای که دست کم هفت سال تحصیل کرده باشند نسبت به زنان 40 تا 44 ساله دو تا سه برابر بیشتر باشد.
در ایران 60 درصد از پذیرفته شدگان دانشگاههای کشور را در سال 2000 دختران تشکیل می دادند.
بخش دوم: نگاهی به چند کشور وضع آموزش زنان و دختران در چین
پیش از انقلاب کمونیستی چین در سال 1949 سطح آموزش مردم بسیار پایین بود 90 % زنان چین با سواد و 80 % بزرگسالان بی سواد یا کم سواد بودند.
مطابق اندیشه های سنتی فئودالیسم دختر بی استعداد دختر عفیفی است و براین اساس ختلاف فاحش تحصیلی بین زنان و مردان وجود داشت. از آنجا که تمایز جنبشی در آموزش موجب اختلاف سطح مشارکت در زمینه اشتغال و فعالیت سیاسی و غیره می گردد زنان چینی به دلیل بیسوادی از مشارکت در زندگی اجتماعی محروم و در زندگی خانوادگی تحت ظلم بودند. از زمان پایه گذاری جمهوری خلق چین از این اختلاف فاحش کاسته شد.
طبق قانون اساسی زنان دارای حق آموزش برابر با مردان شدند. بمنظوراطمینان از دسترسی همه کودکان به آموزش ابتدایی در سن مقتضی در آوریل 1986 قانون آموزش اجباری تصویب شد. بموجب این قانون تحصیلات تا 9 سال صرفنظراز جنیست، ملیت، و نژاد اجباری می باشد. همچنین در آوریل 1992« قانون جمهوری خلق چین برای حمایت از حقوق وامتیازات زنان» درهفتمین کنگره ملی خلقف به تصویب رسید. درا ین قانون به تشریح حقوق زنان در ابعاد مختلف آموزشی، اقتصادی، سیاسی، خانوادگی، شخصی، مالکیت و دارای پرداخته شده است.
از دیدگاه مقایسه ای بین پیش از انقلاب در 1949 و پس از انقلاب می توان گفت در قبل از انقلاب تنها 20% دختران به مدرسه می رفتند و 90% زنان جامعه بی سواد بودند. از اهداف مهم دولت چین پس از انقلاب از بین بردن بی سوادی و ایجاد تساوی حقوق و امکانات آموزشی بین زنان و مردان بود.
د راثر توجه حکومت به امر سودآموزی در دهه 1950، 16 میلیون زن از نعمت سواد برخوردار شدند تا 1994 نیز 110میلیون زن با سواد گردیدند. در فاصله ده سال 1377-1367، 344000 زن به سطح آموزشی بزرگسال راه یافتند.
در 1995 حدود هشت میلیون زن روستایی تحت آموزش اجباری قرار گرفتند، البته فدراسیون زنان چین نیز به فعالیت های وسیع در زمینه سوادآموزی، در مناطق روستایی پرداخت و این تلاش ها آنچنان موفقیت آمیز بود که از یونسکو جایزه ای دریافت داشت.
در 1992، برنامه ای به نام« طرح

 

در پاره ای قسمت های جنوب
آسیا و کشورهای افریقایی،
نرخ بیسوادی درزنان بالغ
بیش از 80 درصد است. نرخ
بی سوادی در بین زنان 30
سال به بالا در نپال 4/93 در
پاکستان 2/89 در
بورکینافاسو 2/98،در مالی
9/97 و در توگو 4/90 درصد
است.

شکوفه های بهاری» به اجرا گذاشته شده که براساس آن 80 کلاس درس برای دختران در 16 استان و منطقه خودمختار دایر گردید و 40 هزار دختر که ترک تحصیل کرده بودند، به مدرسه بازگشتند.
البته در چین موانعی در راه سوادآموزی وجود دارد و هنوز نرخ بالایی از دانش آموزان دختر ترک تحصیل می کنند. طبق آمار 197، 7/2 میلیون کودک در سن مدرسه در سراسر کشور از تحصیل محرومند و از این تعداد 83% دختر بچه های روستایی بودند. دلایل این مسئله عبارتند از:
1- استفاده از نیروی کار دختران برای کشاورزی
2- تفکرات واپس گرایانه و رسوبات فکری ناشی از سنن باستانی
3- فقدان منابع آموزشی و معلم پراکندگی مدارس روستاها
در آخرین برنامه توسعه پنج ساله بیش از 120 میلیون زن کارگر در مدارس حرفه ای یا اتحادیه های کارگری، آموزش دیده اند و در حدودی که به متخصصان حرفه ای تبدیل شده اند نیز 50 هزار نفر از آنها در کالج های آموزش عالی نظیر دانشگاههای مکاتبه ای و شبانه و کارگری تحصیل کرده اند در سال 71، 1983/5 میلیون زن در چین آموزش فنی و حرفه ای دیده اند و 31/5 میلیون زن کشاورز به این آموزشها دست یافته اند. از میان زنان کارگر نیز 92/6% به سطح کالج، 84/34% به دبیرستان یا آموزش حرفه ای 5/44%، به سطح آموزش نایل گردیده اند.
در 1992، 98/96% کل دختران چینی به مدرسه رفتند. در 1994 نیز 7/97% دختران بین سنین فوق به مدرسه راه پیدا کرده و 7/43% دانش آموزان دختر نیز به مقطع متوسطه رفتند. آمار مقیاسه ای در 1990 با سالهای اولیه تشکیل حکومت نشان می دهد که تعداد دختران در مقطع متوسطه 57 برابر افزایش یافته است. دولت چین قصد دارد سالانه سه میلیون نفر از جمعیت بی سواد زنان را باسواد کند و محور فعالیتهای سوادآموزی زنان بین سنین 65 تا 40 متمرکز شده است. همچنین دولت چین در« برنامه توسعه زنان چین» که برنامه پنج ساله می باشد، درباره آموزش و تعلیمات شغلی دستور عملهایی را در محورهای ذیل ارائه کرد: از بین بردن بی سوادی، اجباری شدن آموزش، ایجاد محیط مساعد اجتماعی برای پذیرش آموزش رسمی از سوی دختران،ارتقای تدریجی درصد زنان برای کسب آموزشهای متوسطه فنی و ویژه و آموزش عالی، برابری در ثبت نام در مؤسسات آموزش عالی و استفاده کامل از انواع مدارس موجود حرفه ای و آموزشی بزرگسال.
آموزش زنان و دختران در ژاپن
در نیمه دوم قرن هجدهم تأسیس مدارس برای عموم آغاز شد. شمار این مدارس در پایان دوره به بیش از ده هزار رسید.
گسترش و اوج تأسیس مدارس مذهبی( تراکویا) در نیمه دوم قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم اتفاق افتاد. این مدارس بیشتر در مراکز شهری متمرکز گردیدند و همان
در ایالات متحده دختران به
طور نظامند، از طریق
پیشرفت و تبعیض، از آموزش
برابر محروم می گردند. در
رشته هایی مانند ریاضی،
علوم و فنون پسران بر
دختران ترجیح داده می شوند.
طوری که انتظار می رفت همانند سایر مراکز آموزشی در کشورهای دیگر تنها، به آموزش مردان توجه می شد. در میان مراکز آموزشی دولتی نیز تبعیض آموزشی زنان و مردان، همچنان قابل توجه بود، به طوری که از 245 مدرسه ناحیه ای فقط هفت مدرسه امکانات آموزشی برای زنان را فراهم می کرد.
در سال 1771 براساس الگوی غربی وزارت آموزش تأسیس شد و به اقتباس از نظام آموزشی فرانسه، هشت منطقه آموزشی به وجود آمد. آموزش دبستانی برای پسران و دختران تا کلاس سوم اجباری شد و سپس تا سال ششم دبستان به اجرا درآمد. در سال 1872 فرمان آموزش و پرورش از جانب حکومت به اطلاع عموم رسانده شد و نظام آموزش نوبت در سه گروه ابتدایی، متوسطه و دانشگاه( عالی) سازماندهی شد. در 1889، امپراتور، قانون اساسی جدیدی را به اقتباس از قانون کشور چروس( آلمان) به مورد اجرا گذاشت.
همان سال دبیرستان های دخترانه و مدارس فنی و حرفه ای تأسیس و در سال 1900، دوره چهار ساله ابتدایی برای افراد واجب التعلیم اجباری اعلام گردید و دریافت شهریه در مدارس ابتدایی دولتی ممنوع شد. در 1908، دوره آموزش ابتدایی از چهار سال به شش سال و بر همین اساس آموزش اجباری از چهار سال به شش سال افزایش یافت.
امروزه امکان آموزشی کم و بیش یکسان برای مردان و زنان ژاپنی وجود دارد. اما بدان معنا نیست در اهدافی که مردان و زنان برای خودشان یا در الگوهای کاری قرار می دهند، تغییر یکسانی داده شده باشد.
آموزش زنان و دختران در پاکستان
نخستین مدارس متوسطه پاکستان توسط بریتانیایی ها یا مبلغان مذهبی امریکا دایر گردید. مدرسه پسرانه اشراف زادگان لاهور، کالج نخبگان (پیشین) و کالج ایچی سن فعلی، توسط بریتانیایی ها به منظور آموزش شاهزادگان هندی- پاکستانی و فرزندان ذکور کارمندان دولت تأسیس گردید. اندکی بعد، مراکز مشابهی با عنوان کالج ملکه ماری برای اشراف زادگان دختر دایر گردید.
طی سال 1975، فارغ التحصیلان دختر و پسر مدارس متوسطه از نسبت یکسانی برخوردار بودند. در 1979 که دولت به اجرای برنامه اسلامی سازی مبادرت کرد، نرخ فارغ التحصیلان پسر 25 درصد و نرخ فارغ التحصیلان دختر 16 درصد بود. طی سال 1993 این روند با تغییر بسیاری روبه رو گردید و نرخ فارغ التحصیلان پسر به 7 درصد و نرخ فارغ التحصیلان دختر به 15 درصد بالغ گردید.
بالاترین نرخ افت تحصیلی مقطع ابتدایی در کلاس های اول و دوم می باشد. 25% پسران و 40% دختران پیش از ورود به کلاس دوم ابتدایی، مبادرت به ترک تحصیل می کنند، نرخ افت تحصیلی در سطح شهری 32% و در مناطق روستایی 59% می باشد. نرخ افت تحصیلی مردان روستایی 54% و نرخ افت تحصیلی مردان شهری 26% می باشد. در مقایسه نرخ افت زنان روستایی 67% و زنان شهری 38% می باشد. مقایسه آمار مربوط به تحصیلات مردان و زنان نشان می دهد که در پاکستان تفاوت قابل ملاحظه ای در زمینه دستآوردهای تحصلی میان مردان و زنان وجود دارد. طبق آمار به دست آمده طی 1992، 33 درصد از زنان بالاتر از 15 سال ،

 

جانبداری از تحصیل پسران
در مقابل دختران ابداً« مسئله
جهان سومی» نیست.در
کشورهای توسعه یافته،
نسبت دختران و پسرانی که
به مدرسه می روند در مقاطع
ابتدایی و متوسطه که آموزش
اجباری است، تقریباً یکسان
است. اما در مقطع سوم
شمار پسران به راحتی بر
تعداد دختران فزونی می گیرد.

 

از نعمت سوا برخودار بوده اند و این در حالی است که نرخ مردان با سواد بر 48 درصد بالغ گردید.
پایین بودن سطح پیشرفت در زمینه تحصیل زنان در این واقعیت منعکس شده است که بین سالهای 1980 تا1989، 25 درصد از زنان رده های سنی 15 تا 24 سال از نعمت سواد برخودار بوده اند. منابع سازمان ملل اظهار داشته اند که در 1990، از هر 100 دختر پاکستانی در سن دبستانی تنها 30 دختر به مدارس ابتدایی راه یافته و از هر 10 دختر دبیرستانی کلاس های نهم و دهم، تنها 5/1 دختر به مدارس متوسطه راه یافته اند. تفاوت بین مناطق روستایی ومناطق شهری نیز مشهود است، بگونه ای که در 1981،تنها 15 درصد از زنان ساکن مناطق روستای از نعمت سواد برخودار بودند در حالیکه رقم زنان باسواد در مناطق شهری در سال بر 35 درصد بالغ می گردید. در میان مردان نرخ افراد باسواد در روستاها طی سال 1981، 37 درصد و درشهرها به 57 درصد بالغ می گردد. نرخ باسوادی در میان زنان پاکستان به حدی ناچیز است که این کشور از نظر سواد با برخی از فقیرترین کشورهای جهان قابل مقایسه است. در گذشته تصور می گردید که عوامل فرهنگی، عامل اصلی پایین بودن سطح تحصیلات در میان زنان پاکستانی است اما تحقیقات بعمل آمده توسط سازمانهای بین المللی طی دهه 1980 نشان داد که اغلب خانواده ها بعلت در خطربودن شرافت دختران از حضور اینان در مدارس جلوگیری می کنند. از اینرو مدتی بعد زمانی که دولت به برقراری امنیت در مناطق روستایی پنجاب و بلوچستان مبادرت کرد،والدین پاکستانی تمایل بیشتری به حضور کودکان خود در مدارس نشان دادند.

 

 

 

آموزش زنان و دختران در ترکیه
در شروع دوره جمهوری اغلب مردم ترکیه بی سواد بودند. در 1937 طبق آمار تعداد 4/89 % از کل جمعیت کشور قادر به خواندن و نوشتن نبودند. بی سوادی

 

ازاهداف مهم دولت چین
پس ا زانقلاب از بین بردن
بی سوادی و ایجاد تساوی
حقوقی و امکانات آموزشی
بین زنان و مردان بود.

 

بخصوص میان زنان بیش از مردان به چشم می خورد و 96% از آنان را شامل میشد.
در این زمان به دنبال طرح استعماری تغییر الفبای زبان ترکی از عربی به لاتین دولت جمهوری تلاش وسیعی را جهت آموزش این حروف جدید و همچنین بالابردن سطح آموزش عمومی مردم آغار کرد.
دراین راه روشهای تشویقی و تنبیهی نیز اعمال گردید مانند کاهش زمان خدمت نظام پسران باسواد روستاهای فاقد مدرسه و تعقیب قانونی اولیایی که کودکان خود را به مدرسه نمی فرستادند.
در 1985 نزدیک به 29/77% ازجمعیت ترکیه باسواد بودند. از نظر سنی گروههای 6 تا 9 سال و بالای 65 سال بیشترین تعداد افراد بی سواد را در خود جای داده اند. تعداد زنان بی سواد نیز نسبت به مردان درصد بالاتری را نشان می دهد درر 1995 میلادی درصد زنان و مردان بی سواد به 8/28% می رسید(آمار سازمان ملل متحد) این نسبت موقعی معنادار می شود که بگوییم حدود نیمی از جمعیت ترکیه در روستاها به سر می برند که از نظر نسبت باسوادی عقبتر از شهرها هستند.
بررسی اجمابی نتایج آموزش و پرورش دولتی در ترکیه نشان می اهد که برغم تحصیلات اجباری و رایگان وضع تحصیلی دختران بویژه در مناطق روستایی نادیده گرفته شده است. در 1984 میلادی نرخ باسوادی برای زنان 5/63% در مقایسه با 5/86% برای مردان بوده است. میزان حضور زنان باسواد در کلاسهای درس در 1995، در دوران ابتدایی 93% و در دوران متوسطه 64% بوده است.... افرادی که توانسته اند دوران ابتدای را به انجام برسانند در 1960، 90مرد و 58 زن بوده استو ضمناً طی سالهای 1995- 1990 تعداد 76% از مردان و 50% از زنان توانسته اند در کلاسهای بالاتر از ابتدایی شرکت کنند.
ارقام گزارش شده در مدارس ابتدای ترکیه برای دختران و پسران 82% نشان می دهد که در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی(92%) هنوزتعداد قابل توجهی از کودکان ترکیه به فرصتهای تحصیلی دسترسی ندارند. اما تفاوت های چشمگیری در سطوح بالاتر تحصیلی وجود دارد. درصد دخترانی که در کشورهای صنعتی درمدارس متوسطه ثبت نام کرده اند، بین 49 و 51 درصد است، در حالیکه در ترکیه این درصد به 35 درصد می رسد.درصد دخترانی که در کشورهای صنعتی به مدارس فنی و حرفه ای راه یافته اند، بین 45 و 62 درصد نوسان دارد، ولی در ترکیه این درصد به 28 رسیده است.
آخرین خبر
روزنامه همشهری در تاریخ هشتتم شهریور سال جاری درخبرهای خود آورده

 

مقایسه آمار مربوط به
تحصیلات مردان و زنان
نشان می دهد که در پاکستان
تفاوت قابل ملاحظه ای در
زمینه دستاوردهای تحصیلی
میان مردان و زنان وجود دارد

 

بود که به گزارش کارگاه آموزشی کودکان یونیسف، 600 هزار دختر ترکیه ای به مدرسه نمی رود.« کارین شامپ»، نماینده یونیسف در گفتگو با شبکه خبری ان.تی.وی ترکیه گفت: کارگاه آموزشی کودکان یونیسف سال گذشته برای مبارزه با این وضع، شعار« رفتن دختران به مدرسه» را اعلام کرد که با پیگیرهای صورت گرفته در حال حاضر امکان رفتن 300 هزار دختر ترک به مدرسه فراهم شده است. وی افزود: در بسیاری از خانواده های ترکیه فقط پسران به مدرسه می روند و دختران باید در خانه بمانند و کار خانه را انجام دهند تا زمانی که ازدواج کنند.
این در حالی است که میزان حضور زنان باسواد در 1995 در سوریه در دوران ابتدایی 90% و متوسطه 88%، یمن نیز 40% و 24% ذکر گردیده است.
آموزش زنان و دختران در مصر
آموزش و پرورش رسمی زنان در مصر از قرن نوزدهم در نتیجه برقراری ارتباطات بین المللی و برنامه های اصلاحات اجتماعی و تکنولوژیک و نوسازی آموزش و پرورش، رونق یافت. در اواخر قرن نوزدهم هنگامی که دولت مصر آموزش زنان را رسماً اشاعه داد، زنان به طور مستقیم تحت تأثیر این اقدام ابتکاری قرار گرفتند. حدود 5570 دختر در 1875 به مدارس می رفتند که در بین آنها 3000 مصری وجود داشت. در 1887، از 1660 دانش آموز این مدارس، 400 نفر مصری بودند.
در اوایل قرن بیستم، در زمینه آموزش و پرورش موفقیتهایی نصیب زنان شد. در 1923، قانون اساسی مصر، آموزش و پرورش را اولویتی ملی بیان کرد.
در 1925، دولت آموزش ابتدایی را برای پسران و دختران اجباری اعلام کرد. در ضمن، دبیرستانی را برای دختران بنیاد نهاد. نرخ ثبت نام زنان در سه دوره تحصیلی در 1992 معادل 61% گزارش شده که رقمی بزرگتر از نرخ مشابه برای گروه کشورهای عربی(48%) و کشورهای در حال توسعه(49%) است. اما بسیار پایین تر از نرخ محاسبه شده برای گروه کشورهای صنعتی(81%) می باشد.
اختلاف قابل توجهی بین نرخ باسوادی در بین بزرگسالان زن و مرد مصری در 1992 گزارش شده است. در ازای هر 100 مرد باسواد مصری تنها 58 زن در گروه باسوادان قرار می گیرند. جالب توجه آن است که در کل کشورهای در حال توسعه این اختلاف کمتر بود. زیرا شمار زنان باسواد در ازای هر 100 مرد باسواد برابر با 73 نفر است.
هنگامی که نرخ ثبت نام در سنین دبستانی، بین 6 الی 11 سالگی، در 1990 را
بررسی اجمالی نتایج آموزش
و پرورش دولتی در ترکیه
نشان می دهد که به رغم
تحصیلات اجباری ورایگان،
وضع تحصیلی دختران به
ویژه در مناطق روستایی
نادیده گرفته شده است. در
1984 میلادی، نرخ باسوادی
برای زنان 5/62% در مقایسه
با 5/86% برای مردان بوده
است.

 

در نظر بگیریم، هیچ تفاوتی بین زنان و مردان مصری مشاهده نمی کنیم و این در حالی است که در 1990، نرخ ثبت نام زنان مصری در این دوره تحصیلی برابر با دو سوم نرخ ثبت نام مردان مصری بود. در دوره های دبیرستانی( 12 الی 17 سالگی) و بالاتر از دیپلم(18 الی 23سالگی)، نیز اختلاف بین نرخ ثبت نام زنان و مردان مصری کاهش یافته است. اختلاف در بخش آموزش و پرورش بین زنان و مردان مصری کمتر از اختلاف موجود در این زمینه در کشورهای عربی است.
آموزش زنان و دختران در استرالیا
تحصیل در استرالیا تا سن پانزده سالگی و در استان تاسمانیا تا 16 سالگی اجباری است و تقریباً دو سوم کلیه دانش آموزان در حال تحصیل در استرالیا از مؤسسات آموزشی حکومتی به طور رایگان استفاده می کنند. البته مدارس استرالیا مختلط می باشند و در آنها پسران و دختران با هم تحصیل می کنند. در بعضی از دبستانهای وابسته به کلیساها دختران و پسران از هم جدا می باشند.
طبق آمارهای ارائه شده از سوی یونسکو در 1992 نرخ کل نام نویسی دختران در مراکز آموزشی در سه گروه سنی 80% بوده است.
بخش سوم: آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی ایران
کشور ایران با داشتن قدمتی چندین هزارساله از جمله تمدن های بزرگی بوده که آموزش در آن جریان داشته است. بی شک ایرانیان از اولین ملتهایی بوده اند که به اهمیت آموزش در حفظ و بالندگی سرمایه های انسانی پی برده اند. از این رو، فرآیندهای آموزشی در هر یک از دوره های تاریخی ایران جایگاه خاصی داشته و سهم قابل ملاحظه ای از فعالیتهای اجتماعی را به خود اختصاص داده است.
از آنجا که در هرم سنی جمعیت در هر جامعه ای نیمی از جمعیت به زنان اختصاص داده شده، پرداختن به وضع و جایگاه زنان در آموزش و پرورش از اهمیت بسزایی
در آخرین سال رژیم پهلوی
بیش از 38 درصد
دانش آموزان مدارس کشور را
دختران تشکیل می دادند،
یعنی، به ازای هر سه
دانش آموز پسر یک
دانش آموز دختر در حال
تحصیل بودند.

 

برخوردار است. در این بخش، برآنیم که به جایگاه زنان در آموزش و پرورش پیش از انقلاب اسلامی بپردازیم.
هر چند که در قرن نوزدهم، آموزش مطرح شد و در غرب، آموزش به صورت همگانی( دختر، پسر) درنظر گرفته شد اما ورود مدرسه به ایران بدون برخورد و مقاومت صورت نگرفت. میرزا حسن خان رشدیه بارها مجبور به بازگشایی دبستان به علت هجوم افراد به مدرسه و از بین بردن آن شد

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   67 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تحصیلات دختران سندی ماندگار و مایه افتخار

پایان نامه و تحقیق اشتباهات مدیران منابع انسانی (با قابلیت ویرایش و دریافت فایل Word) تعداد صفحات23

اختصاصی از زد فایل پایان نامه و تحقیق اشتباهات مدیران منابع انسانی (با قابلیت ویرایش و دریافت فایل Word) تعداد صفحات23 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه و تحقیق اشتباهات مدیران منابع انسانی (با قابلیت ویرایش و دریافت فایل Word) تعداد صفحات23


پایان نامه و تحقیق اشتباهات مدیران منابع انسانی (با قابلیت ویرایش و دریافت فایل Word) تعداد صفحات23

این مقاله به مهمترین اشتباهات مدیران منابع انسانی و کارکنان در رابطه با مدیریت عملکرد می‌پردازد و د ر رابطه با پرهیز از این اشتباهات رایج الگویی ارائه می‌کند. این مقاله سعی دارد، تا بازگو نماید که چگونه فرآیند مدیریت عملکرد با رویکردی نوین و کاربردی، سازمان را در جهت تشخیص مشکلات عملکردی و در نتیجه از میان برداشتن موانع در قالب الگویی هفت عامله، حمایت می‌کند.

ده اشتباه رایج ارزشیابی، اشتباهات رایج دپارتمان‌های منابع انسانی در خصوص فرایند و اجرای ارزشیابی، ماهیت، بهبود، مشکلات و الگوی ارزشیابی عملکرد مباحث این مقاله را تشکیل می‌دهند.

منبع : روزنامه همشهری،‌ شنبه 8 مرداد 1384، سال سیزدهم، شماره 3760، صفحه 10.

توضیح : این مقاله در منبع مذکور با عنوان «10 اشتباه رایج مدیران» ارائه شده است که در اینجا با هدف دسترسی دقیق‌تر کاربران به این مقاله، عنوان مشخص‌تری برای آن در نظر گرفته شده است. 

1- مقدمه

نمی‌توان سنجید اما نسنجیده عمل کرد. بسیاری از مدیران امروزه به دلایل متعدد دچار روزمر‌گی (مودا) شده و در نتیجه فعالیت‌های فاقد ارزش افزوده انجام می‌دهند که تکرار انجام آنها منجر به باورهای غلط می‌شود. این مقاله سعی دارد مهمترین اشتباهات مدیران منابع انسانی و کارکنان را در رابطه با مدیریت عملکرد بیان نماید و د ر رابطه با پرهیز از این اشتباهات رایج الگویی ارائه کند.

همزمان با گرایش سازمان‌ها به سوی رقابت، تکنولوژی و مدیریت و ترقی اقتصاد نوین، فشار در جهت ایجاد لبه برنده طرح‌های استراتژیک برای سازمان‌ها افزایش می‌یابد. این طرح‌ها جهت اجرا نیاز به روش فوق العاده‌ای دارند تا سازمان‌ها را در صدر رقابت ابقا نموده و به طور پیوسته برای سازمان، صاحبان سهام و تمامی ذینفعان ذیربط، ایجاد ارزش نمایند.

خوشبختانه سازمان‌ها در این دهه یا حتی در این چند سال اخیر دست از خیالبافی برداشته و امروزه به طرقی در حال ایجاد ارزش می‌باشند. ولیکن در جاده منتهی به ارزش افزوده، با موانعی برخورد می‌نمایند که تا همین اواخر کسی حتی فکرش را هم نمی‌کرد. سهم قابل توجهی از این موانع از پارادایم‌های ذهنی مزمن، باورهای غلط و گاه اشتباهات مدیران نشأت می‌گیرد. ذکر این نکته ضروری است که حتی بهترین فرآیند مدیریت عملکرد طراحی شده، تنها زمانی اثربخش خواهد بود که متناسب با سبک رهبری، سبک مدیریت، باورهای مدیران و کارکنان و فرهنگ سازمان ذیربط باشد. این مقاله سعی دارد، تا بازگو نماید که چگونه فرآیند مدیریت عملکرد با رویکردی نوین و کاربردی، سازمان را در جهت تشخیص مشکلات عملکردی و در نتیجه از میان برداشتن موانع در قالب الگویی هفت عامله، حمایت می‌کند. این مقاله شامل چهار بخش است. در بخش اول ده اشتباه رایج مدیران که موجب اشتباه در ارزشیابی عملکرد می‌شود مطرح می‌گردد. در بخش دوم طی بررسی‌های به عمل آمده در دپارتمان‌های منابع انسانی، به رایج‌ترین اشتباهات مدیران منابع انسانی اشاره خواهد شد. سپس در بخش سوم پیرامون بهبود عملکرد مواردی مطرح خواهند شد و نهایتاً در بخش چهارم جمع‌بندی و نتیجه‌گیری خواهیم کرد.

2- ده اشتباه رایج ارزشیابی

1- صرف وقت بیشتر برای ارزشیابی عملکرد نسبت به طرح‌ریزی عملکرد و یا نسبت به ارتباط کاری موجود ارزشیابی عملکرد، نقطه پایان یک فرآیند پیوسته است . فرآیندی که مبنای آن ارتباط مطلوب میان مدیر و کارمند است. بنابراین به جای ارزشیابی در پایان سال، وقت بیشتری را باید صرف پیشگیری از مشکلات عملکردی نمود. هنگامی که مدیران در طول سال رویه مثبتی را اتخاذ می‌کنند، ارزشیابی ساده و آسان خواهد بود.

2- مقایسه کارکنان با یکدیگر: چنانچه می‌خواهید موجب پدید آوردن احساسات منفی شوید، به روحیه کارکنان خود آسیب بزنید و در آنها به گونه‌ای نامطلوب چنان حس رقابتی بوجود آورید که توان کار گروهی را از دست دهند، آنان را درجه بندی نموده یا با هم مقایسه نمایید. این شگردی تضمین شده است. بدین ترتیب مدیر نه تنها موجبات اصطکاک میان کارکنان را پدید می‌آورد، بلکه خود، هدف اصلی این کینه توزی قرار می‌گیرد.

3- فراموش کردن این مطلب که هدف از ارزشیابی، پیشرفت است، نه سرزنش کردن: ما بدین منظور دست به ارزشیابی می‌زنیم که به بهبود عملکرد کمک کنیم، نه آن که مقصر بیابیم و سرزنش کنیم. مدیرانی که این امر را فراموش می‌کنند اعتماد کارکنانشان و حتی سازگاری آنها را از دست می‌دهند.

4- باور به این که فرم نرخ ارزیابی وسیله‌ای است عینی و بازتاب دهنده واقعیت به طور منصفانه: بسیاری از مدیران برای ارزشیابی کارکنان از فرم‌های نرخ ارزشیابی استفاده می‌کنند، چرا که نسبت به گونه‌های دیگر ارزشیابی سریعتر انجام می‌گیرد. واقعیت این است که اگر از دو شخص بخواهید یک کارمند را ارزشیابی کند، احتمال تطابق نتایج بسیار اندک است و این نشان می‌دهد این شیوه ارزشیابی تا چه حد ذهنی است. این مطلب را بارها و بارها به خود گوشزد کنید. نرخ‌ها ذهنی هستند. فرم‌های نرخ ذهنی است، عینی نیست.

5- استفاده صرف از ارزشیابی برای تعیین حقوق کارکنان: بسیاری از مدیران چنین می‌کنند. آنان تنها هنگامی‌که بخواهند افزایش حقوق کارکنان را تأیید یا رد کنند، دست به ارزشیابی می‌زنند. اما باید به خاطر داشت که ارزشیابی عملکرد برای «بهبود عملکرد» است نه فقط برای حقوق (گو این که برخی می‌پندارند، تنها برای حقوق است) هر شخصی؛ صرف نظر از این که مسأله پول (حقوق) در میان باشد یا خیر، نیاز به بازخورد در زمینه شغلی خود دارد.

6- باور بدان که آنها در موقعیتی قرار دارند که می‌توانند ارزشیابی صحیحی به عمل آورند: چنین امری غیرممکن است. بیشتر مدیران در موقعیتی نیستند که به حد کافی بر کارکنانشان نظارت مستمر داشته باشند. وانگهی، کدام مدیر تمایل به چنین کاری داشته یا زمان کافی در اختیار دارد؟ و کدام کارمند مایل است، مدیر کوچکترین حرکات وی را زیر نظر داشته باشد؟ به همین دلیل است که ارزشیابی، گونه‌ای همکاری میان مدیر و کارمند است.

7- به تعویق انداختن یا لغو نشست‌های ارزشیابی: این رویدادی بسیار شایع است. اما چرا نامطلوب است؟زیرا کارمندان در می‌یابند که این فرآیند در سازمان آنها بی اهمیت یا ساختگی است. آنها آنقدر زیرک هستند که دریابند به ارزشیابی بهای چندانی داده نمی‌شود.

8- سنجش یا ارزیابی امور کم اهمیت: یکی از حقایق زندگی این است که در انجام هر کار، آسانترین چیزهایی که می‌توان سنجید یا ارزشیابی نمود، کم اهمیت ترین آنهاست. مدیران، ارائه خدمات به مشتریان را فوراً  با عباراتی چون «جواب تلفن را در زنگ تلفن دادن» یا مطالبی مشابه وصف و تعریف می‌کنند. اما آنچه را که آسان نمی‌توان سنجید، کیفیت کلی خدماتی است که مشتریان را جذب نموده و نگاه می‌دارد.

9- شگفت زده کردن کارکنان در حین ارزشیابی: یک فن تضمین شده برای اتلاف وقت و اثر نامساعد گذاردن بر عملکرد این است: در طول سال با کارکنان پیرامون عملکردشان صحبت نکنید!  وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوند، بدان نپردازید و آن را «ذخیره» کنید، سپس در نشست ارزشیابی تک تک موارد را مطرح کنید!

10- باور به این که تمامی‌کارکنان و مشاغل را می‌بایست دقیقاً به طریقی یکسان و با یک شیوه واحد ارزشیابی نمود: آیا تمام کارکنان برای بهبود عملکرد خود نیاز به چیزی یکسان دارند؟ بدیهی است، پاسخ منفی است. پاره‌ای نیاز به بازخورد مشخص دارند، پاره‌ای خیر. برخی بیشتر از دیگران نیاز به ارتباط دارند و بدیهی است که شغل‌ها متفاوت است. آیا گمان می‌کنید، می‌توان مدیر عامل شرکت فورد را با همان رویکردی ارزشیابی کرد که مسئول نظافت کارخانه را؟ در بیشتر موارد علت این اشتباه رایج این است که بخش پرسنلی یا منابع انسانی، مدیران را به چنین کاری وامی‌دارد. این امر تقریباً  قابل درک است، اما هرگز از بیهودگی آن نمی‌کاهد.

در اقتصاد نوین، برد و پیروزی از قابلیت‌های سازمانی همچون سرعت، پاسخگویی، چالاکی، ظرفیت یادگیری و صلاحیت کارکنان سرچشمه خواهد گرفت. سازمان‌های موفق، سازمان‌هایی هستند که قادرند:

  • به سرعت استراتژی را به عمل تبدیل نمایند.
  • به طور مؤثر و هوشمندانه فرآیندهای سازمان را مدیریت نمایند.
  • تعهد و همکاری کارکنان را به حداکثر برسانند.

شرایط را به منظور ایجاد تغییری یک پارچه، فراهم سازند.

تعداد صفحات : 23

فرمت فایل : Word ورد doc


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه و تحقیق اشتباهات مدیران منابع انسانی (با قابلیت ویرایش و دریافت فایل Word) تعداد صفحات23