زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله اثرات تکلیف شب برای دانش آموزان

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله اثرات تکلیف شب برای دانش آموزان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مقدمه:
تکلیف همواره به عنوان یکی از عوامل مهم در تحقق یادگیری مطرح بوده و در هر دوره متناسب با برداشتی که از یادگیری وجود داشته، شکل و نوع تکلیف نیز متفاوت بوده است. شاید در گذشته اگر دانش آموزی صرفاً موفق به محفوظاتی در ذهن خویش می شد، تصور می رفت که یادگیری در او تحقق یافته است. اما امروزه، با تعریفی که از یادگیری می شود توقع اهدافی فراتر از آن وجود دارد. یکی از متغیرهای رایج در مورد یادگیری به شرح زیر است: «یادگیری تغییری است که در توانایی انسان ایجاد می شود و برای مدتی باقی می ماند و نمی توان آن را به سادگی به فرآیندهای رشد کسب شده نسبت داد.»
به همین دلیل از تکالیف خانه به عنوان تمرین جهت یادگیری و توانایی استفاده می گردد و تکلیف خانه به آن دسته از فعالیت های درسی اطلاق می شود که در یادگیری های کلاسی جهت انجام دادن در خارج از کلاس درس و مدرسه برای دانش آموزان تعیین می شود.
تاکنون صدها تحقیق در مورد تکلیف خانه و نقش آن در موفقیت های تحصیلی انجام شده است. برای نمونه قدمت این تحقیقات به نود سال پیش می رسد و آنها در مجموع تکلیف را جزء جدایی ناپذیر یادگیری می دانند. مطالعات نظرات معلمین، محصلین و والدین متخصصین در سالهای اخیر نشان می دهد که همگی معتقدند که تکلیف شب دانش آموزان را در کسب نمرات بهتر یاری می‌نماید. از جمله متخصصینی که انجام تکالیف درسی را مفید می داند دکتر علی اکبر سیف می باشد وی در مورد اهمیت و نقش تکلیف در تحقق یادگیری معتقد است:
1- «بخش عهده یادگیری باید در کلاس انجام گیرد و فعالیت های خارج از مدرسه باید مکمل یادگیری و فعالیت های مدرسه باشد. در شرایطی، توضیحاتی که در کلاس داده می شود برای یادگیری بعضی از دانش آموزان کفایت می کند، اما برای بعضی دیگر ممکن است چنین نباشد و لذا به تمرین ومرور بیشتری نیاز داشته باشند، در این صورت می توان با تعیین تکالیفی مناسب با نیاز هر دانش آموز او را در این امر یاری کرد» (سیف، 1374)
تکلیف شب از وظایفی است که از تاسیس مدارس همگانی عمدتاً به منظور تکمیل آموزش مدرسه و گاه به عنوان وسیله ای در دستیابی به اهداف دیگر آموزش و پروش مانند عادت به کار مستقل، رشد، مسئولیت، عادت به مطالعه برای دانش آموزان در کشورها معمول بوده است.
امروزه با توجه به تحولات جوامع با پیدایش نظریه‌های تربیتی و وجود رسانه‌هایی که اوقات فراغت دانش اموزان را به خود اختصاص می دهد، ضرورت تکلیف شب در بسیاری از کشورها مورد سوال قرار گرفته و راههای دیگری برای پر کردن اوقات فراغت کودکان و نوجوانان در خانه تدبیر می گردد.
در بعضی از جوامع از جمله در ایران- تکلیف شب هنوز جایگاهی سنتی و ارزشی خود را حفظ نموده است و از آن جا که گروه های مختلفی درگیر آن می باشند، این مسئله هنوز به عنوان یک موضوع روز مطرح بوده و طیف وسیعی از افکار و عقاید مختلف و گاه متضادی را در بر می گیرد. تکلیف شب چنان با تار و پود نظام آموزش و پرورش کشورمان آمیخته است که تصور مدرسه بدون تکلیف برای بسیاری از ما ممکن نیست. تکلیف به عنوان فعالیتی که دانش آموزان و والدین آنها را درگیر ساخته از دیدگاه های مختلف و حتی متضاد مورد بررسی قرار گرفته است.
موافقان معتقدند اگر دقت لازم در تعیین نوع تکلیف صورت پذیرد و اگر این فرایند مورد ارزشیابی دقیق واقع شود نه تنها مزاحم یادگیری مدرسه ای نیست بکله تداومی مناسب برای آن محسوب می شود. مخالفان این فعالیت بیشتر وضعیت اجرایی نامناسب آن را در چه مرحله تعیین تکلیف و چه در مراحل اجرا و ارزشیابی دلیلی برای بیهوده بودن این فعالیت دانسته اند. با وجود این نقش تکلیف شب به عنوان یک حلقه ارتباطی بین خانه و مدرسه انکار ناپذیر است و تکلیف شب می تواند به عنوان وسیله ای جهت ارتباط بین والدین و شاگرد و معلم به کار گرفته شود.
آنچه در این ارتباط حائز اهمیت است چگونگی تکرار مطالب و تمرین آموخته‌هاست. روشن است تمرین یا تکرار درس های آموزشگاهی زمانی می تواند مفید واقع گردد که عوامل موثر در یادگیری و پیشرفت تحصیلی نیز مورد توجه قرار گیرد. وقتی دانش آموزان در شرایط یکسان در مقایسه با دانش آموزانی که علاقه آشکار ندارند آن موضوع را به سهولت و با سرعت بیشتری می آموزند. دانش آموزان ممکن است با یک نوع تکلیف برخورد مثبت و با نوعی دیگر تکلیف برخورد منفی داشته باشند. چنین دانش آموزی احتمالا در تکلیفی که نسبت به آن نگرش مثبت دارد پیشرفت بیشتری خواهد داشت.
منظور از مشق شب یا تکلیفی که دانش آموز باید برای تکمیل آموزش و پرورش مهارت ها و توانمندی های خود انجام دهد چیست؟ آیا دانش آموزی که مجبور است چهار بار از درس رونویسی کند به اهداف شناختی، عاطفی و رفتاری آموزشی و پرورش در ارائه مشق شب یا تکالیف شبانه دست می یابد؟ مشق شب تا چه اندازه سبب بالندگی آموزشی در رشد تحصیلی دانش آموزان می شود؟ آیا معلم با دادن تکالیف اجباری، سنگین، خسته کننده، ملال آور، غیر ضروری موجب افزایش انگیزش تحصیلی و رشد خلاقیت او می شود؟
آیا تنها یک نوع سنتی و کلیشه ای مشق شب در جریان آموزش و پرورش ما متداول است؟ آیا معلمان و متخصصان تعلیم و تربیت نمی خواهند با روشی دیگر از طریقی تازه تر، مشکلات مشق شب را در نظام آموزشی برطرف کنند؟
جای تردید نیست که مشق شب باعث پایدار شدن یادگیری ها و آموزشهای کودکان دبستانی می شود ولی نباید فراموش کنیم که کودک دبستانی در هنگام نوشتن مشق شب در حال گذراندن زندگی خود نیز هست. پس مشق شب باید با زندگی او تناسب داشته باشد.
آنچه محقق را به انجام چنین تحقیقاتی وا می دارد ارزیابی دقیق از عملکرد آموزگاران در باره‌ی تعیین تکالیف برای دانش آموزان و چگونگی نحوه‌ی بررسی این تکالیف و بررسی تاثیر انواع تکلیف در یادگیری دانش آموزان است. شکی نیست که هنوز عده‌‌ی کثیری از معلمان، به شیوه‌ی سنتی تکلیف شب می‌گویند و هراز گاهی اگر فرصت دست بدهد بر روی تکالیف یا آخر تکلیف علامت هایی از خط زدن و یا امضا نمودن ثبت می نمایند و این روش تعیین تکلیف برای تمامی دانش آموزان و نحوه‌ی بررسی آن تا چه حد می‌تواند بر میزان تثبیت یادگیری دانش آموزان موثر باشد. و بررسی این نکته به نظر ضروری می رسد که چند درصد از معلمان ما از شیوه های نوین در تهیه‌ی تکالیف و بررسی آن سهم دارند و چگونه می توان این روش ها را بسط و گسترش داد.

 


فصل اول

 

- مقدمه
- بیان مسئله
- اهمیت و ضرورات تحقیق
- اهداف پژوهش
- متغیرهای پژوهش
- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
- فرضیه های تحقیق

1-بیان مسأله
تکلیف شب برای چیست؟ مسئله تکلیف شب و مباحثات مربوط به آن همواره برای دانش آموزان و معلمان و اولیای دانش آموزان مطرح بوده و هست و نظریات موافق و مخالف آنان را برانگیخته است. یک عده از آنها مخالف تعیین تکلیف برای دانش آموز هستند به خصوص تعیین تکلیف شب را در سطح ابتدایی کاری بیهوده می دانند و عقیده دارند که کودکان پس از یک روز طولانی و خسته کننده در کلاس وقتی به خانه می رسند بهتر است اوقات خود را با استراحت، بازی و یا اشتغال به یک کار سرگرم کننده به هر حال فعالیتی غیر درسی بگذرانند. وقتی با معلمان درباره تکلیف شب صحبت می شود اغلب عقیده دارند که این اولیای دانش آموزان هستند که بر ارائه تکلیف درسی در خانه تأکید می کنند تا خیالشان راحت باشد که بچه ها چیزی یاد می گیرند. از طرفی وجود تکلیف شب بچه ها را سرگرم کرده مانع مزاحمت ها و سرو صدای آنها در خانه می شود. در نتیجه‌ی یک همه پرسی که توسط یک روزنامه فرانسوی درباره تکلیف شب انجام گرفت، معلوم داشت که بسیاری از معلمان عقیده دارند که کودکان خود علاقمند به انجام تکلیف درسی در خانه هستند به شرط آنکه طولانی نباشد. آنان که موافق تکلیف شب هستند آن را وسیله‌ای برای تشخیص توانایی های درسی کودکان می دانند و معتقد هستند که تکالیف درسی شاگردان می تواند وسیله‌ای برای برقراری ارتباط بین خانه و مدرسه باشد. زیرا اولیا از طریق نظارت بر تکالیف متوجه می شوند در مدرسه چه می گذرد و چه تغییراتی در محتوای روش ها و برنامه های درسی داده شده است.
تکلیف تمرینی است در زمینه‌ی آنچه که دانش آموز در کلاس فرا گرفته و فقط در همین جایگاه می تواند نتیجه یادگیری را برای او در برداشته باشد.
تکلیف شب باید:
1-لازم و مفید باشد.
2-با توانایی و رشد دانش آموزان تناسب داشته باشد.
3-به خوبی تشریح شده و انگیزه‌ی لازم را فراهم آورد.
4-به صراحت توسط دانش آموز و والدین فهمیده و درک شوند.
5-بر آزادی و نوآوری دانش آموز تاکید داشته باشد.
6-تا حد امکان انفرادی باشد.
7-در صورت امکان واگرا، متنوع و با تخیل همراه باشد.
8-آموختن محتوا و مهارت ها را به دیگران مد نظر قرار داهد.
امروزه با پیشرفت و گسترش علوم مخصوصاً علم روانشناسی و توجه خاص انسانها به امر تعلیم و تربیت باعث گردیده که تعیین تکلیف شب از موارد مهم و نقش آفرین در پیشرفت تحصیلی و آموزش فراگیران جزء لاینفک آموزشی به حساب آید.
اما با توجه به حساسیت و اهمیت این مسأله متأسفانه به نظر می رسد چندان توجهی به این امر نمی شود و بعضی از مدارس و معلمین در تعیین تکلیف به صورت سنتی و سلیقه ای و بدون توجه به نیازها و جنبه های جسمی و ذهنی فراگیران عمل می نمایند که چنین عملی نتیجه ای جز خستگی و دلسردی دانش آموزان از درس و معلم نخواهد داشت.
در این تحقیق، محقق در صدد است تاثیر شیوه های مختلف تعیین تکلیف شب را بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ابتدایی بسنجد.
تکلیف شب از متغیرهای درونی مدرسه است که در صورت تجدید نظر کلی و در شرایط فعلی آن شاید بتواند بسیاری از اهدافی را که بر آن مترتب است، مانند تداوم یادگیری، بهبود نگرش به مدرسه، عادت به مطالعه، تنظیم وقت و …را جامه عمل پوشانده وسیله ای برای شناخت مشکلات دانش آموزان و کمک در رفع آن می باشد به امید آن که گامی باشد در جهت اعتلای اهمیت توجه به مسأله تکلیف شب.
محقق در صدد است که تاثیر تکالیف فعال را بر روی پیشرفت تحصیلی در دروس ریاضی، علوم تجربی و ادبیات بررسی کند. از این جهت دانش آموزان پایه سوم را به صورت نمونه و تصادفی انتخاب نموده و با ارائه تکالیف فعال که شامل تکالیف مختلف از دروس ریاضی، علوم و ادبیات فارسی‌ (املا، انشاء، خواندن) به صورت تمرینی، نگرشی، خلاق، پژوهشی و … و با در نظر گرفتن تفاوت های فردی دانش آموزان در اختیار معلم مربوطه قرار داده تا بعد از آزمون نوبت اول در کلاس ارائه دهد تا پس از آزمون نوبت دوم در کلاس نتایج به صورت طرح پیش آزمون و پس آزمون برای یک گروه مستقل مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار بگیرد.
2-اهمیت و ضرورت تحقیق
در هر دوره متناسب با برداشتی که از یادگیری وجود داشته شکل و نوع تکلیف نیز متفاوت بوده است. اما امروزه با تعریفی که از یادگیری می شود انتظار اهدافی فراتر از آن وجود دارد. دیدگاه های متخصصان معاصر در خصوص تکالیف درسی از فلسفه و روش های تعلیم و تربیتی که در طول قرن ها متداول بوده تاثیر پذیرفته است. سالیان دراز حفظ کردن به عنوان تنها نوع تکلیف درسی و حتی یادگیری محسوب می شد. و در نتیجه همین بینش ناکامی های تحصیلی را صرفا به ناتوانی دانش آموزان نسبت می دادند نه به روش های آموزشی. یکی از عواملی که در به وجود آوردن دیدگاه های جدید تعلیم و تربیت موثر واقع شده تشخیص درجه اهمیت فعال نمودن شخص دانش آموز بوده است. اغلب بینش های معاصر به تحریک قدرت ابتکار و مسئولیت پذیری محصل در امر یادگیری بها می دهند و بر این هدف تاکید می‌کنند که دانش آموز هرچه بهتر و موثرتر تر از اوقات خارج از مدارس در جهت یادگیری بهره ببرد.
اابته باید توجه داشت که تکلیف شب هرگز نمی تواند به خودی خود مفید یا مضر تلقی گردد و سودمندی آن به عوامل و خصوصیات فردی و خانوادگی دانش آموز، عوامل کلاسی، برخورد معلم و بخصوص به ماهیت و چگونگی آن وابسته است.
تحقیقی که انجام می گیرد دارای اهمیت فراوانی می باشد چرا که یافته های آن می تواند رهنمودی برای تنظیم کتب درسی مناسب و دستور العمل هایی جهت تعیین تکلیف شب دانش آموزان باشد و از طرفی نقطه معلمان را در ارتباط با تکلیف شب در دروس مختلف ارائه نمود. و چراغی فرا راه معلمان در جهت استفاده بهتر از تکلیف شب عرضه نمود.
با توجه به محدودیت های اجتناب ناپذیر برنامه های مصوب رسمی که همه‌ی فراگیران باید در ظرف زمانی محدود مواد آموزشی را فرا گیرند و مورد ارزشیابی قرار داده شوند و به کلاس بالاتر ارتقا یابند، در صورتی که سرعت و توانایی یادگیری در همه ی فراگیران یکسان نمی‌باشد. اجرای مطلوب برنامه های آموزشی بر اساس برنامه های مصوب رسمی مستلزم استفاده بهتر از امکانات کلاسی است. بدیهی است چنانچه اگر تعدادی از دانش آموزان به دلایل مختلف فاقد آمادگی لازم برای برنامه های مصوب باشند معلم یا اجباراً ادامه‌ی اجرای برنامه را به هر صورت ممکن مقدم می شمارد و یا اینکه قسمتی از اجرای آن را در ازای آماده شدن فراگیران به وقفه یا تاخیر می اندازد. بعضاً مشاهده می گردد که معلم ناچاراً نادیده می گیرد، در هر صورت گروهی از دانش آموزان ضرر خواهند کرد.
لذا انجام تکلیف در منزل می تواند با تثبیت و یا حتی توسعه آموخته های دانش آموزان، ابزار و وسیله مناسبی جهت تعدیل بخشی از کمبودهای برنامه های یکسال و غیر قابل انعطاف مدرسه باشد و به اجرای مطلوب در کلاس کمک نماید. بنابراین انجام تکلیف در منزل می تواند فرصت مناسبی برای جبران ضعف ها و عقب ماندگی های درسی و یادگیری باشند. البته به شرطی که دانش آموز با رغبت به طور انفرادی و مستقل به انجام آن بپردازد.
موارد زیر از دیگر دلایل اهمیت تحقیق حاضر را مشخص می‌کند:
2- بدون تردید از جمله عوامل موثر در یادگیری، تکرار، تمرین و مهارت است و تکرار اکتسابهای آموزشگاهی سبب یادگیری بهتر و به خاطر سپردن آموخته هاست. پروفسور گوردون می نویسد که تکلیف شب به عنوان موضوع تربیتی در سال 1842 مورد مباحثه متخصصان علوم تربیتی در انگلستان قرار گرفت و در سال 1892 در نخستین شماره های دائره المعارف تعلیم و تربیت آمده است که بچه ها‌ی کمتر از 9 سال آماده نیستند که تکالیف جدیدی در خانه انجام دهند.
3- جن واستیونس 1989 پس از مقایسه نگرش دانش آموزان چینی، ژاپنی و آمریکایی به این نتیجه رسیده اند که در کشورهایی که پیشرفت تحصیلی اهمیت بیشتری داده می شود، تکلیف شب نیز از مقام بالاتری برخوردار است.
3- اهداف پژوهش:
هدف کلی از این تحقیق مقایسه تاثیر شیوه های مختلف تعیین تکلیف شب بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است.
اهداف جزئی این پژوهش عبارتند از:
1- بررسی تاثیر ارائه تکلیف شب به روش سنتی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
2- بررسی تاثیر ارائه تکلیف شب به روش فعال بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
3- مقایسه شیوه های مختلف ارائه تکلیف شب بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

4-متغیرهای پژوهش
در این تحقیق متغیرهای زیر مطرح بوده است:
1- متغیر مستقل: در این تحقیق شیوه های مختلف تکلیف شب به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده است.
2- متغیر تابع (وابسته): در این تحقیق پیشرفت تحصیلی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.
هدف این است که تاثیر شیوه‌های مختلف تکلیف شب بر پیشرفت تحصیلی دروس ریاضی، علوم تجربی، ادبیات فارسی سنجیده شود.
3-متغیر تعدیل گر: جنسیت
5-تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
تکلیف شب
تعریف مفهومی: کاری دشوار بر عهده‌ی کسی گذاشتن، فرمان به کاری سخت و پر مشقت دادن، وظیفه و امری که بر عهده‌ی شخص است و باید انجام پذیرد.
تعریف عملیاتی: در این پژوهش تکلیف شب به شیوه‌ی سنتی و فعال ارائه می شود که عبارتند از:
1- تکلیف به روش سنتی: تکالیفی می باشند که توسط معلم و بدون در نظر گرفتن توانایی ها و علائق و هم چنین نیاز هر دانش آموز و بدون در نظر گرفتن تفاوت های فردی برای کلیه دانش آموزان تعیین می شود.
2- تکلیف به روش فعال: به تکالیفی که با توجه به هوش، توانایی، نیاز و علاقه و با خلاقیت طراحی و برای دانش آموزان یک کلاس به صورت گروهی و مشارکتی ارائه شود.
پیشرفت تحصیلی:
تعریف مفهومی: تغییرات حاصل در یادگیری دانش آموزان به طوری که منجر به تغییر رفتار وی شود و نمرات حاصل از امتحانات وی بهتر و بیشتر گردد.
6-فرضیه های تحقیق
در این تحقیق دو گونه فرضیه مورد نظر بوده است:
الف) فرضیه های مربوط به نگرش معلمان در خصوص ارائه تکلیف شب در کلاس
1- ارائه تکلیف شب به صورت های مختلف از قبیل رونویسی، سبک پژوهشی و تمرینی موجب تثبیت یادگیری در دانش آموزان می گردد.
2- دانش آموزان رغبت زیادی در انجام تکالیف شب در منزل از خود نشان نمی دهند.
3- انجام تکلیف در منزل توسط دانش آموزان موجب تکمیل آموزش روزانه، تقویت ابتکار و تجارب یادگیری و بالا بردن تواناییهای ذهنی، دقت و موفقیت تحصیلی دانش آموزان می شود.
4- ارائه تکلیف شب در تمام دروس و نیز برای کلاس اول دبستان ضروری است. و به تنهایی می تواند در یادگیری موثر باشد.
5- توجه به تفاوت های فردی در ارائه تکلیف شب موجب کیفی تر شدن آموزش ها می گردد.
6- بررسی و رسیدگی معلم و میزان رضایت معلم در انجام تکلیف شب توسط دانش آموزان موجب تقویت یادگیری آنان می شود.
7- ارائه تکلیف شب منطبق با اهداف کلی درس موجب آموزش بهتر می گردد.
ب) فرضیه های مربوط به ارائه تکلیف فعال و تاثیر آن بر پیشرفت تحصیلی.
1- بین ارائه تکلیف شب به روش فعال و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه سوم در درس علوم تجربی تفاوت وجود ندارد.
2- بین ارائه تکلیف شب به روش فعال و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه سوم در درس ریاضی تفاوت وجود ندارد.
3- بین ارائه تکلیف شب به روش فعال و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه سوم در درس ادبیات فارسی تفاوت وجود ندارد.

فصل دوم
ادبیات تحقیق
- مقدمه
1- قوانین یادگیری از نظر روانشناسان
2- تاثیر تکلیف در یادگیری
3- آیا تکلیف شب یک ضرورت تربیتی است؟
4- ملاک های تعیین تکلیف
5- تناسب نوع تکلیف با نوع درس
6- جایگاه تکلیف
7- تصیحح تکالیف
8- تشریح اهداف تکلیف
9- فواید و مضرات تکلیف
10-اهداف تکلیف
11-انواع تکالیف
12-حجم تکلیف
13-رابطه تکلیف شب با میزان هوش و استعداد دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی آنها
14-تاریخچه تکلیف شب در جهان
15-تکلیف شب به عنوان یک تجربه ی یادگیری
16-اثرات تکلیف شب
17-نظریات مختلف درباره تکلیف شب
18-تاریخچه تکلیف شب
19-تحقیقات انجام شده در ایران
مقدمه:
تکلیف شب در حالی که می تواند وسیله ای برای نزدیک کردن و ایجاد صمیمیت بیشتر بین کودکان و اولیا باشد ولی در بسیاری از مواقع در شرایط نامطلوبی انجام می گیرد و در نتیجه موضوعی برای درگیری ها و اوقات تلخی های خانوادگی می شود.
باید دانست که برای بسیاری از کودکان ایجاد محیطی آرام برای انجام تکالیف لازم است. اما دانش آموزانی نیز وجود دارند که این شرایط بر ایشان کافی نیست و تنها در صورتی تکلیف خود را انجام می دهند که مثلا پدر، مادر یا بزرگسالی در کنارشان باشد و به کارهای آنان نظارت مستقیم داشته باشند. این کودکان در صورت عدم تمایل اولیا به همراهی کودک در این امر، از انجام تکالیف خوداری می کنند . این امر ناشی از دلایل مختلف از جمله نیاز کودک به توجه بیشتر بزرگسالان می باشد و یا زمانی نشان می دهند که از توجه کافی برخوردار نیستند. در این صورت شایسته است اولیا در روابط خود با فرزندانشان تجدید نظر کنند و دقت بیشتر را صرف صحبت و توجه به آنها کنند.
گاه انجام تکالیف برای شاگردان بی معنی و بی فایده به نظر می رسد، زیرا او دقیقا نمی داند چه باید بکند. در این مواقع کمک به وی به روشن شدن موضوع کمک خواهد کرد یا عدم ارتباط مطالب درسی با زندگی روزانه کودک یکی دیگر از مواردی است که او را نسبت به انجام تکالیف دلسرد می نماید. کودک مفید بودن این تکالیف را نمی تواند تشخیص بدهد و کمک لازم در این مواقع کوشش در ارتباط دادن وقایع و تجربیات زندگی خانوادگی با دروس مدرسه است. اکراه در انجام تکالیف گاه ناشی از جذابیت محیط اطراف به خصوص بازی با دوستان یا تماشای تلویزیون می باشد.
متأسفانه در بعضی از خانواده ها، کودکان آنان به جای شیطنت و ایجاد مزاحمت به تماشای تلویزیون مشغولند، به همین امر کم کم کودکان را به تماشای تلویزیون تا آنجا علاقمند می‌کند که میتوان گفت کودکان به برنامه های تلویزیونی عادت کرده اند، گاه این اعتیاد به جایی می کشد که در سنین دبستانی و حتی بالاتر کودکان نمی توانند از دیدن برنامه های تلویزیون خودداری کنند و لذا به جای انجام تکلیف به تماشای تلویزیون می پردازند. وقتی که والدین با اصرار زیاد کودکان را از دیدن تلویزیون منع می کنند باز هم موفقیتی ندارند. مثلا در بسیاری از خانواده ها وقتی که به کودکان اصرار می‌شود که تکلیف مدرسه را انجام دهند آنان از والدین خود می خواهند که اول تلویزیون را تماشا کنند و بعداً تکالیف خود را انجام دهند. بدیهی است که بعد از دیدن برنامه های تلویزیون هم چشمان کودکان خسته شده و هم وقت خواب فرا رسیده است.
معلمانی که در اول سالتحصیلی درباره تکالیف مورد انتظار، نحوه انجام و زمان ارائه آن با دانش آموزان و اولیای آنان مشورت می کنند و به شاگردان اختیاراتی در انجام تکالیف ونحوه ارائه آن می دهند، معمولا در دریافت کیفیت مناسب تکالیف و جلب رضایت شاگردان موفقیت بیشتری دارند و اما در مورد شاگردانی که به علل محرومیت های فرهنگی، بیسوادی یا گرفتاری های اولیا شرایط نامساعد مسکن به ندرت از عهده انجام تکالیف بر می آیند، مدرسه می تواند برنامه ای پیش بینی کند و اوقات خاصی را برای انجام تکالیف زیر نظر معلمان یا شاگردان کلاس های بالاتر تنظیم نماید تا این قبیل دانش آموزان بتوانند در محیطی آرام و پر انگیزه کار درسی خود را انجام دهند و احیاناً با طرح مشکلات خود از کمک های درسی لازم برخوردار گردند، در این صورت تنها تکلیفی را می توان به خانه فرستاد که امکان انجام آن به تنهایی برای کودکان وجود داشته باشد.
از طرفی دیگر نیز اولیای کودکان تصویر مثبتی از کار فعالیت جدی به او ارائه نداده اند در این صورت چگونه می توان از کودکی انتظار داشت که از کار کردن لذت ببرد. در حالی که هرگز چنین الگویی را در اطراف خود ندیده است. یا هرگز به او نشان نداده اند که انجام یک کار جدید و حل یک مشکل تا چه حد می تواند لذت بخش باشد و ارزش این را دارد که انسان به خاطر آن لذت های زودگذر را فدا کند.
1-قوانین یادگیری از نظر روانشناسان
عموم روانشناسان و صاحب نظران تعلیم و تربیت ضمن توجه به اهمیت عامل تمرین و تکرار در یادگیری پایدار بر چگونگی تحقق این مهم تاکید فراوان داشته‌اند. چرا که تمرین و تکرار خود به خود اثری در تکمیل یادگیری نمی تواند داشته باشد. مگر اینکه با انگیزه های درونی و محرک های بیرونی توام گردد. به عنوان مثال «شراندایک» در پی مطالعات وسیع خود پیرامون یادگیری، انسان و حیوان، یادگیری را تابع سه قانون اصلی می داند. یکی از این سه قانون تمرین است.
«شراندایک قوانین یادگیری را به شرح زیر عنوان می‌کند».
الف- قانون آمادگی:
یادگیرنده زمانی قادر خواهد بود مطلب یا مهارتی را بیاموزد که از جهات جسمی، ذهی، عاطفی، روانی و اجتماعی آمادگی های لازم را داشته باشد.

 

ب- قانون نتیجه یا اثر:
هر قدر دانش آموز در فعالیت های آموزشی و انجام تکالیف و تمرینات درسی با احساس خوشایندی مواجه گردد و زمینه ارضای نیازهای ذهنی و روانی او فراهم شود، به یادگیری، تکرار و تمرین‌ آن رغبت و انگیزه بیشتری از خود نشان می دهند و اگر از انجام تکالیف درسی لذتی نبرد، در رفتار او تغییرات چندان مثبتی مشاهده نخواهد شد.
ج-قانون تمرین و تکرار:
ارتباط بین محرک و پاسخ یا استمرار و تکمیل برداشت های ذهنی و آموخته ها در اثر تمرین و تکرار محکم تر شود.
مراد از تمرین هرگز رونویسی یک صفحه از کتاب چندین و چند مرتبه نیست، بلکه مهم آن است که دانش آموز بتواند مطلب مورد نظر معلم را در موارد گوناگون با آمادگی و رغبت به توجه و دقت و به دور از اضطراب و تشویش عجله و شتاب به کار برد. اگر تکالیف درسی شاگرد بیش از ظرفیت جسمی، ذهنی و عاطفی او باشد نه تنها کمکی به تکمیل آموخته‌های قبلی نخواهد کرد. بلکه زمینه ایجاد نگرش منفی، احساس تنفر و گریز نسبت به محیط آموزشی را درونی فراهم خواهد ساخت. (1)

 

2-تاثیر تکلیف در یادگیری:
بدون شک در یادگیری عواملی از تمرین و تکرار، هوش، رشد آمادگی، تجارب قبلی، انگیزه و دقت، ادراک روش یکپارچه یا روابط کل و جزء تشویق و تنبیه موثر می باشد. از این عوامل تمرین و تکرار و مهارت که با موضوع در ارتباط می باشد تاکید و توصیه می شود. تکرار و تمرین های اکتسابی آموزشگاهی سبب یادگیری بهتر و به خاطر سپردن آموخته هاست. اما آنچه که در این ارتباط حائز اهمیت است شیوه و چگونگی تکرار مطالب و تمرین است.
تمرین و تکرار درس در مدارس یا خانه زمانی می تواند قابل استفاده و مفید واقع گردد که عوامل موثر در یادگیری نیز مورد توجه باشد. به عبارت دیگر بدون آمادگی ذهنی، روانی و بدون انگیزه دقت، توجه وادراک صحیح مورد مطالعه، صرف تکرار نمی تواند چندان موثر باشد تغییرات نسبتاً پایدار و دائمی در رفتار یادگیرنده ایجاد کند. هنگامی که دانش آموزی می خواهد درسی را که معلم در کلاس تدریس نموده در خارج از مدرسه به صورت های مختلف مطالعه نماید چندین بار آن را مجدداً بخواند و بنویسد یا مسائل را چندین بار حل کند این گونه تلاش ها نیز بدون در نظر گرفتن عواملی چون رشد، آمادگی، زیستی، ذهنی و روانی، رغبت و انگیزه نمی تواند کمک موثر بر امر یادگیری و پیشرفت تحصیلی نماید. این روش نیز پر واضح است که اگر موضوع یادگیری یا دریافت های ذهنی در اوقات مختلف و موقعیت های متنوع به گونه ای تکرار نشود فراموش می گردد. اما اگر در انجام تکالیف و درس خواندن تناسب در میان باشد و تکالیف با درک و فهم صورت نگیرد نه تنها نمی تواند موجب یادگیری پایدار شود بلکه سبب فراموشی نیز می گردد.
3-آیا تکلیف شب یک ضرورت تربیتی است؟
یکی از آخرین مطالعات منسجم در خصوص اهداف تکلیف، تحقیق پرفسور (اپستین) است که اهداف تکلیف شب را با جامعیت خاصی در هفت مقوله خلاصه و طبقه بندی کرده است.
1-تمرین: تکلیف به منظور افزایش سرعت، تسلط، تثبیت و حفظ یادگیری و مهارت است.
2-شرکت فعال: تکلیف به منظور افزایش یادگیری و اشتغال در دانش آموز در فعالیت‌های یادگیری است.
3-رشد تخصصی: تکلیف شب به منظور پرورش حس مسئولیت شخصی، امانت و صداقت و قدرت مدیریت و زمان بندی، اعتماد به خود و تداوم در امر یادگیری است.
4-روابط متقابل شاگرد با والدین: تکلیف شب به منظور برقراری ارتباط بین والدین و فرزند در خصوص مهمترین کار مدرسه و امر یادگیری است.
5-خط مشی مقررات: تکلیف به منظور تأمین دستورات مدیریت، اجرای مقررات مربوط به سیاست کتبی در خصوص کم و کیف تکلیف روزانه و هفتگی است.
6-روابط عمومی: تکالیف منظور آگاهی دادن به والدین ازآن چیزی می باشد که در کلاس درس بر فرزندان می گذرد.
7-تنبیه: تکالیف به منظور اخطار و هشدار به دانش آموزان می باشد و این امر به عنوان نوعی یادآوری در خصوص انتظاراتی است که شخص معلم از دانش آموز در مسائل درسی و رفتاری او در کلاس دارد. کاربرد هر یک از اهداف فوق به نوعی به فعالیت آموزشی و یادگیری منجر می شود.
معنی دار کردن انجام تکالیف برای دانش آموزان
گاه انجام تکالیف برای شاگردان بی معنی و بی فایده به نظر می رسد. زیرا او دقیقاً نمی تواند چه باید بکند. و پرسش های معلم برایش مبهم است در این طور مواقع کمک به او در مطالعه دقیق تر سوالات. تشویق او به پرس و جو از یک همکلاس به روشن شدن موضوع کمک خواهد گرفت.
این کمک خواهد در مدرسه خواه در خانه باید به صورت مناسب صورت گیرد، عدم ارتباط مطالب درسی با زندگی روزانه کودک یکی دیگر از مواردی است که او را نسبت به انجام تکالیف دلسرد می نماید. کودک مفید بودن این تکالیف را نمی تواند تشخیص دهد و نویدهایی از این قبیل که وقتی بزرگ شوی این معلومات به دردت خواهد خورد، مشکل را حل خواهد کرد. کمک لازم در این مواقع کوشش در ارتباط دادن وقایع و تجربیات زندگی خانوادگی با دروس مدرسه است. مثلا برای شاگردان کلاس های اول تا سوم مسئولیت هایی مانند یادداشت کردن پیام های تلفنی در مدرسه فرا می گیرند. تشویق آنان به نوشتن نامه به دوستان و بستگان، نوشتن خاطرات روزانه و از این قبیل به معلوماتی که در مدرسه فرا می گیرد، جنبه عملی می دهد. اکراه در انجام تکالیف گاه ناشی از جذابیت محیط اطراف به خصوص بازی با دوستان یا تماشای تلویزیون می باشد. از طرف نیز اولیای کودک تصویر مثبتی از کار و فعالیت جدی به او ارائه نهاده اند. در این صورت چگونه می توان از کودک انتظار داشت که از کار کردن لذت کسب کند. و حل یک مشکل تا چه حدی می تواند لذت بخش باشد و ارزش این کار را دارد که انسان لذت های زود گذر را فدا کند.
4-ملاک های تعیین تکلیف
دکتر سیف بر ضرورت تشخیص توانایی های دانش آموزان در دوره های مختلف سنی و نیز در نظر گرفتن تفاوت های فردی میان ایشان تاکید نموده است و می گوید:
حجم تکالیف باید در حد معقول و مناسب با توانایی های دانش آموزان باشد.
در سال های اول مدرسه باید حتی المقدور تکالیف را محدود کرد و شرایطی که امکانات اجازه می دهند بچه ها تکالیفشان را در مدرسه و تحت نظر معلم انجام دهند. با بالا رفتن سطح تحصیلات به تدریج کار خارج از کلاس، تحقیق و کارهای ابتکاری بیشتر می شود تا جائی که در مقاطع دانشگاهی بخش عمده فعالیت های مربوط به یادگیری به عهده دانشجوست نه معلم.
سپس وی می افزاید: لغات تازه ای را که یاد گرفته است تمرین کند و یا بنویسد. مسائل درس ریاضی را که در مدرسه فرا گرفته است در منزل حل کند. بهتر است معلم با شناسایی دقیق توانایی و نیاز بچه ها تکالیفشان را به طور انفرادی تعیین کند. البته معلم زمانی قادر به اجرای روش مذکور خواهد بود که شرایط آموزشی متناسب باشد. مثلاً: تعداد دانش آموزان هر کلاس استاندارد باشد. در حال حاضر مشکل اساسی این است که به علت عدم مهارت در تدریس، تراکم دانش آموزان در مسائل مشابه آن یادگیری آن طوری که باید در کلاس درس انجام نمی گیرد. و معلمین سعی می کنند با دادن تکلیف خیلی زیاد نقایص را برطرف کنند حال آن که در چنین شرایطی تکلیف زیاد نتیجه سوء در بر خواهد داشت.

 


5- تناسب نوع تکلیف با نوع درس
اگرچه بر اساس تحلیل آماری اغلب یافته ها می توانیم بگوییم دانش آموزانی که تکالیفشان را انجام می دهند نمرات بهتری دریافت می کنند اما هنوز نکاتی مبهم وجود دارد. نکاتی مانند این که انجام چه نوع و چه میزان تکلیف و از چه درسی برای دانش آموزان موفقیت در بر خواهد داشت و آنچه که محققان تاکنون بدان دست یافته این است که انجام به شکل حل مسئله برای دروس ریاضی و رونویسی و روخوانی (نوع تکلیف) برای درس فارسی مفید و مناسب است برای درس علوم تکالیفی از نوع مطالعه، تحقیق، تهیه مجموعه های طراحی و ساخت انواع وسایل و دستگاه های ساده و ابتدایی مناسب می باشد.
6-جایگاه تکلیف
تکلیف تمرینی است در زمینه آنچه که دانش آموز در کلاس فرا گرفته و فقط در همین جایگاه می تواند نتیجه یادگیری را برای او در بر داشته باشد. بنابراین استفاده های نابه جایی که از آن به عنوان تنبیه و با نام جریمه داده می شود. از نظر آموزش مردود است، از نظر تربیتی نیز می تواند مورد قبول واقع باشد، زیرا در اصول تربیتی قانون حاکم است که به لزوم وجود تناسب بین جرم و جزاء تاکید می ورزند.
مشکل دانش آموزی که ضمن تدریس معلم با همکلاسش صحبت می‌کند با چندبار جریمه نوشتن از روی درس فارسی یا هر درس دیگر حل نمی شود. زیرا بین خطایی که انجام داده و نوع تنبیهی که معلم برایش تهیه کرده تناسبی وجود ندارد، خطای کودک در حیطه دیگری است و باید در همان حیطه ریشه یابی و اصلاح گردد. حتی در مواردی هم که خطای محصل در زمینه آموزشی و درسی است جریمه دادن مشکلی را حل نمی کند.
در این حالت دانش آموز به جای اینکه به مرور یادگیری درس تمرکز کند به فکر سریع نوشتن و تمام کردن جریمه هاست. ضمناً احتمال می رود که خستگی ناشی از جریمه نوشتن او را از درس بیزار می‌کند.
معلم می تواند با تجدید نظر کلی در روش های تدریس و نیز به وسیله کارکردن بیشتر با این قبیل افراد آن ها را در یادگیری بهتر یاری نماید.
7-تصحیح تکالیف
با ایجاد عادات روزمره برای محصل می توان نظم را در او پرورش داد. باید روزانه و یا در روز های خاصی از هفته برای او حجم معینی تکلیف مشخص شود و دانش آموز نیز مدت معین و زمان خاصی را برای سایر امور زندگی‌اش در برنامه روزانه خود در نظر بگیرد و در مجموع به برنامه‌هایش نظم و سامان بخشد، لذا لازم است تکالیف دانش آموزان روزانه یا لااقل در روز های خاصی از هفته توسط معلم کنترل شود. زیرا اگر تکالیف به طور منظم کنترل نگردد ممکن است گروهی از دانش آموزان برخی از ایام به تصور اینکه شاید این بار معلم تکالیف را بررسی نکند در انجام آن تعلل ورزند دچار بی نظمی گردند.
از آن جا که تکالیف دانش آموزان پایه اول تحصیلی بیشتر به شکل رونویسی و حل مسائل ریاضی می باشد، دقت شود هنگام کنترل آنها از روش خط زدن استفاده نگردد. علاوه بر کنترل انجام تکالیف لازم است که تکالیف بررسی وتصحیح گردند. زیرا با انجام این روش از معلم ضعف های یادگیری هر دانش آموز و احتمالا ضعف های تدریس خود آگاه می گردند.
8-تشریح اهداف تکلیف
آشکار است که معلم برای تعیین هر یک از تکالیف هدفی منطقی و مشخص در ذهن دارد. آموزگار باید این اهداف ذهنی را برای دانش آموزان تشریح کند. مثلا به محصل بگوید انجام این تکلیف شما را در درک مطلب مورد نظر یاری دهد.
چنانچه تکالیف با نیازها، علایق و توانایی های دانش آموز، مطابقت داشته باشند، توضیح اهداف تکلیف می تواند از میزان یادگیری و پیشرفت محصل برای خودش و نیز معلم مشخص سازد.
9-فواید و مضرات تکلیف
انجام دادن تکالیف نقش موثری در تثبیت یادگیری دارد و علاوه بر این بچه ها را مسئولیت پذیر و منظم می کند، به کار مستقل عادت می دهد و با انجام دادن تکلیف خود دانش آموز در یادگیری نقشی فعال ایفا می‌کند.
اما از طرفی آثار منفی خیلی زیادی دارد که یکی از آن ها این است که دانش آموز را از انجام فعالیت هایی که برایش جالب است و اگر تکلیف نداشت نمی توانست انجام دهد، محروم می‌کند. و از طرفی بچه ها برای این که تکلیف شب زودتر تمام شود، دست به کارهایی می زنند که تاثیر منفی از نظر اخلاقی دارد.
مشق دوست خود را به جای مشق خود جا می زنند، خط خوردگی و یا امضا را پاک می کنند و به دروغ می گویند به خدا مشق نوشتیم ولی جا گذاشتیم!
به خصوص وقتی حجم تکلیف زیاد باشد این واکنش ها بیشتر می شود، درنتیجه اگر تکلیف شب و مشق زیاد باشد وسیله ای برای کشف راه های دروغ و تقلب می شود یعنی در واقع بچه ها از قدرت کشف و خلاقیت خود در حل مسئله در این جهت استفاده می کنند.
از طرفی فشار خانواده‌ها به منزله عامل اجبار، فکر شاگرد و نگرش او را به مدرسه و یادگیری تغییر می دهد و تکلیف شب وسیله‌ای برای درگیری در محیط مدرسه و خانه می‌شود.
10-اهداف تکلیف
بعضی از متخصصین و اولیا تعلیم و تربیت اهداف تکلیف شب را چنین ذکر کرده‌اند:
1- تکرار درس آموخته شده و ثبت آن در ذهن یادگیرنده
2- تکمیل مطالب خوانده شده
3- جلوگیری از وقفه در امر آموزش
4- به فعالیت وا داشتن ذهن یادگیرنده
5- روشن شدن مزایای مبهم وغیر دقیق درسی
6- تامل و تفکر بیشتر بر روی مفاهیم درسی.
7- ایجاد زمینه رقابت سالم بین دانش آموزان.
8- پرورش نیروی ادراک، فهم و تعقل و درک حقائق و مفاهیم از طریق تجربه شخصی
9- کسب مهارت و ایجاد زمینه مساعد جهت بروز خلاقیت ها
10- بازآموزی و تمرین در شرایط غیر کلاسی
11-پرورش حس وقت شناسی و اعتماد به نفس
12-ایجاد عادت به استفاده درست و منطقی از اوقات فراغت
11-انواع تکلیف
آقای مجتبی مصدق آورده است
بسیاری از معلمان مطالعه هر درسی در خانه که آن را وظیفه ای می دانند که در خلال روزهای مدرسه برای دانش آموزان تعیین می شود تا در خانه انجام دهند با تکلیف شب برابر می دانند در این جا انواع گوناگونی از تکلیف شب را که عموماً در مدارس روزی معین می شود مورد بررسی قرار خواهیم داد. «پروفسور دویل و پروفسور باربر که در زمینه تکلیف شب تحقیقاتی را انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که سه نوع تکلیف وجود دارد. تکلیف تمرینی، تحقیقی برای آمادگی و تکالیف گسترشی با هدف ایجاد تفکر خلاق» به این نوع از تکلیف کمتری می توان به صورت یک شبه نگاه کرد. یکی از خصوصیات تکالیف گسترشی یا خلاق تمرکز بر تولید چیزهای جدید و بکر است نه، در انجام دادن تمرین های بی شماری که متاسفانه در کشور ما خیلی کم و به ندرت این تمرین ها استفاده می شود.
اما در مدارس ایران چند تکلیف منزل عمومیت دارد: 1-تکالیف تمرینی 2-تکالیف تحقیقی 3-تکالیف رونویسی 4-تکالیف گسترشی و خلاق که عمدتاً در مدارس تیزهوشان و در برخی موارد در دبیرستان ها به کار گرفته می شود.
12-حجم تکلیف
انتخاب و نوع تکالیف متناسب با همان درس به تنهایی کافی نیستند و باید به حجم آن نیز توجه شود، زیرا اگر مثلا برای درس فارسی چند صفحه رونویسی تعیین گردد و به علت حجم زیاد کارها از وقت دانش آموز کاسته می شود و نتایج یادگیری مطلوب نخواهد بود.
متوسط انجام تکالیف برای دانش آموزان پایه اول تحصیلی 20 دقیقه است این زمان برای پایه های تحصیلی بالاتر به تدریج افزایش می یابد. در حال حاضر در انتهای هر درس در کتب درسی برخی از پایه های تحصیلی دستور العمل‌هایی برای دانش آموزان جهت انجام تکالیف درج گردیده است که به طور تقریبی حجم تکالیف لازم را برای هر درس مشخص می سازد.
دستورالعمل های یاد شده شامل تعدادی پرسش، تمرین رونویسی، آیا می دانید که … می باشد. گروهی از معلمین حجم تکالیف تعیین شده را مناسب نمی دانند و با انتخاب خودشان تکالیفی را برای محصلین مشخص می کنند. در مورد ارتباط میزان تکالیف تعیین شده توسط معلمان و این که تا چه حد با سطح تحصیلات، سابقه آموزشی در ارتباط می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد که متغیرهای فوق متاسفانه تاثیر چندانی در میزان تکالیفی که برای دانش آموزان تعیین می شود، ندارد و اکثر معلمان علیرغم سابقه تحصیل یا حرفه خود با تکالیفی بین 3 تا 4 صفحه بالاترین درصد را تشکیل می دهد. لازم به یادآوری است که مشق شب به منظور یادگیری بیشتر و عمیق‌تر انجام می شود و این امر بر یکی از قانون های یادگیری استوار است و چنان چه عملی پیامد خوشایندی برای موجود زنده نداشته باشد کم کم خاصیت خود را از دست می دهد. یعنی قانون تمرین همراه با قانون اثر می تواند در تثبیت یادگیری ثمربخش باشد. بدین سبب بر معلم است که تکالیف دانش آموزان را به دقت مورد بررسی قرار دهد. در ضمن ارج نهادن به کار و فعالیت دانش آموزان اشکالات آنان را متذکر گردد.
از دادن تکلیف به صرف بی کار بودن بچه ها در منزل و ازآن مهمتر این که از خط زدن تکلیف ها، پاره کردن و یا بررسی تکالیف شب توسط شاگردان دیگر جداً خودداری ورزد.
13-رابطه تکلیف شب با میزان هوش و استعداد دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی آنها
براساس قانون آمادگی یادگیرنده زمانی قادر خواهد بود مطالب یا مهارتی را بیاموزد که از جهت مهارت جسمی، ذهنی، روانی و اجتماعی آمادگی های لازم را داشته باشد. برای دیدن تکلیف باید به تمام دانش آموزان یک مقطع و با یک کلاس درس، یکسان تکلیف شب داد؟ آیا تمام دانش آموزان دستیابی از بهره هوشی یکسان برخوردارند تا ما به آنها به یک اندازه تکلیف شب بدهیم؟ متاسفانه معلمین مقاطع مختلف اکثراً بدون در نظر گرفتن بهره فردی و تفاوت های هوشی دانش آ‎موزان به شکل قالبی به آنها تکلیف می دهند و از تمام آنها به یک میزان انتظار پیشرفت تحصیلی دارند. در دادن تکلیف شب به هر دانش آموز باید به بهره هوشی توجه شود، زیرا دانش آموزان یک کلاس درس در حقیقت هیچ کدام مثل هم نیستند.
در مجموع دانش آموزان یک کلاس افرادی با بهره هوشی 75 تا 140 وجود دارد که بی شک همه آنها به یک اندازه نیاز به تکلیف شب ندارند.
در مورد پیشرفت تحصیلی هم علاوه بر انجام دادن تکلیف باید به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دانش آموزان توجه کرد. پیشرفت تحصیلی یعنی اینکه یادگیری به طور عمیق در فرد ایجاد شده باشد، به طوری که او بتواند برای مدت طولانی مطالب آموخته شده را به خاطر آورده و بنابراین طبق این تعریف حفظ کردن مطالب درسی، پیشرفت تحصیلی به حساب نمی آید.
بلکه پیشرفت تحصیلی زمانی حاصل می شود که دانش آموز مطالب را ببیند، بنویسد، بسازد و آزمایش کند، در این صورت می توان گفت که دانش آموز پیشرفت تحصیلی داشته است.
آزمون های پیشرفت تحصیلی با نامهای مختلف امتحانات آمادگی، امتحانات ثلث، امتحانات نهایی و هم چنین امتحانات میان ترم و پایان ترم از سال های نخست آموزش رسمی گرفته تا پایان تحصیلات دانشگاهی از فعالیت های مهم آموزشی و پرورشی، معلمان و سایر مربیان به حساب می آید.
از یک طرف، اندازه گیری بازده های یادگیری دانش آموزان و ارزشیابی تحصیلی آن ها که با نمره دادن، صدور گواهی نامه و طبقه بندی همراه است و از طرف دیگر کمک در بهبود شیوه های آموزشی خود به تشخیص و رفع نواقص یادگیری دانش آموزان می انجامد، بازده های دانش آموزان شامل رفتارها وتوانایی های زیادی از جمله حفظ مطالب، درک فهم مطالب، کسب مهارت ها و توانایی ها، کاربرد اصول و فنون و … می باشد.
14-تاریخچه تکلیف شب در جهان
پروفسور گوردون می نویسد که:
تکلیف شب به عنوان موضوع تربیتی در سال 1842 مورد مباحثه متخصصان علوم تربیتی انگلستان قرار گرفت و در سال 1892 در نخستین شماره های دایره المعارف تعلیم و تربیت آمده است که بچه کمتر از 9 سال نیاز نیست که تکالیف جدید ی در خانه انجام دهد. بسیاری تکالیف در اوایل قرن بیستم جهت خاصی پیدا کرد و آن بدان جهت بود که ذهن انسان به مثابه عضله ای فرض گردد که می توان به وسیله تمرین های ذهنی با حفظ کردن تقویت گردد و از آن جا حفظ کردن می توانست در منزل صورت گیرد.
بنابراین تکالیف مدرسه به عنوان موضوع مثبتی تلقی شده و بدین ترتیب که تکلیف شب با پشتوانه علمی راهی مدارس شده و جز لاینفک آن گردید.
جن واستونس 1989 پس از مقایسه نگرش دانش آموزان چینی، ژاپنی وآمریکایی به این نتیجه رسیده اند که در کشورهایی که به پیشرفت تحصیلی اهمیت بیشتری داده می شود تکلیف شب نیز از مقام بالاتری برخوردار است.
تعیین تکلیف منزل هم مثل تدریس، هنر می خواهد:
ساختار یک درس از اجزایی نظیر عنوان، متن، تصاویر و اشکال و فعالیت ها یا تمرین های پایانی درس تشکیل شده است.
ممکن است سازماندهی برخی از دروس بر اساس برنامه مبتنی بر فعالیت صورت گرفته باشد. این دروس غالباً فاقد از تمرین های پایانی هستند. اما آنچه که به نام تمرین، پرسش یا کار عملی یا فعالیت هایی که انتظار می رود دانش آموز در منزل انجام دهد، تحت عنوان تکلیف شب نیز نام برده می شود.
آقای محمود معافی در ادامه تکلیف منزل در جهان و ایران را بر شمرد که قبلاً بیان کردیم و همچنین اهداف تکلیف را بیان کرده و در ادامه آورده اند که معلمان باید به مدت زمانی که دانش آموزان صرف مطالعه و پاسخگویی به درس‌های گوناگون می کنند، توجه کنند تا تکلیف حالت ملال آوری به خ

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله اثرات تکلیف شب برای دانش آموزان

دانلودمقاله شعرای اپیکور چه کسانی هستند و تفکرات آنها چیست؟

اختصاصی از زد فایل دانلودمقاله شعرای اپیکور چه کسانی هستند و تفکرات آنها چیست؟ دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

فردوسی یک نوع‌ عدم‌ تعلق‌ به‌ دنیا و نوعی‌ فلسفه‌ اپیکوری‌ متعالی دارد که‌ به‌ «پندهای‌ سلیمان‌» می‌ماند و ارزش‌های جاودانی‌ شاعر، که‌ همراه‌ با عواطف‌ انساندوستانه‌ و نرمی‌ طبع‌ خاص‌ و با ترکیبی‌ زیبا و جالب‌ در شاهنامه به‌ چشم‌ می‌خورند، آثار متفکران‌ بزرگ‌ هند را به‌ یاد می‌آورد. علاقه آرنولد به‌ شاهنامه‌ ، و به‌ ویژه به‌ داستان‌ رستم‌ و سهراب‌، ناشی‌ از شرحی‌ بود که‌ سنت بوو بر ترجمة‌ ژول‌ مول‌ از شاهنامه‌ نوشت‌. در اینجا، اشاره‌ به‌ برخی‌ دیگر از مترجمان‌ اروپایی‌ شاهنامه بی‌فایده‌ نیست‌. سرویلیام جونزازاولین‌ شرق‌شناسانی‌ بود که‌ به‌ ترجمة‌ داستان‌ رستم‌ وسهراب‌ به‌ سبک‌ تراژدی‌های‌ یونانی‌ روی‌ آورد. اندکی بعد جوزف‌ چمپیون (Joseph Champion) بخش‌هایی‌ از آغاز
شاهنامه‌ را به‌ شعر ترجمه‌ کرد و به‌ سال‌ 1875 در کلکته به‌ چاپ‌ رسانید. سبک‌ شعری‌ او بیشتر تقلیدی‌ بود از شاعر بزرگ‌ انگلیس‌ الکساندر پوپ‌ که‌ ایلیاد هومر را به انگلیسی‌ به‌ نظم‌ درآورده‌ بود. از مترجمان‌ دیگر شاهنامه‌ باید به‌ جیمز اتکینسن‌ اشاره کرد که‌ بیشتر از چمپیون‌ با ادبیات‌ فارسی‌ آشنایی‌
داشت‌. او در سال‌ 1814 داستان‌ «رستم‌ و سهراب‌» را به انگلیسی‌ به‌ نظم‌ درآورد و در 1832 نیز خلاصه‌ای‌ از شاهنامه‌ را در ترکیبی‌ از نظم‌ و نثر به‌ همان‌ زبان ترجمه‌ کرد. اتکینسن‌ همانند بسیاری‌ از علاقه‌مندان‌ به ادبیات‌ شرق‌ معتقد بود که‌ «آثار بزرگ‌ شرقی‌ قابل‌ توجه و از جهات‌ گوناگون‌ نظیر آثار کلاسیک‌ غرب‌اند.» از همین رو، وی‌ به‌ یافتن‌ وجوه‌ تشابه‌ بین‌ شاهنامه‌ و نوشته‌ها و سروده‌های‌ کلاسیک‌ اروپایی‌ پرداخت‌. به‌ عنوان نمونه‌، ابیات‌ زیر از شاهنامه‌ را در وصف‌ زیبایی تهمینه‌ ترجمه‌ کرده‌ و همراه‌ با شرح‌ گسترده‌ای‌ دربارة آثار مشابه‌ شاعرانی‌ چون‌ هومر، ویرژیل‌، آناکرئون‌ و شکسپیر انتشار داده‌است
خیام نیشابوری :
نکته’ دیگری که به نظر می رسد در مورد انسان گرائی فلسفی خیام قابل ذکر باشد، نگرش اخلاقی اوست. شاید اینگونه تصور شود که خیام از لحاظ اخلاقی پیرو افکار اپیکور (341 _ 270 پیش از میلاد) فیلسوف مادی یونان بوده است. هر چند اپیکور و خیام، به جهت ارزش نهادن به خرد، دوری جستن از خرافات، و اهمیت قائل شدن برای خوشبختی وشاد زیستن، هر دو از یک دریچه به انسان و زندگی و هستی می نگرند، و وجوه اشتراک فراوانی دارند، اما بین این (( دو )) ، در ارزش های اخلاقی ، یک تفاوت ماهوی وجود دارد، و آن اینست که، اپیکور برای تعدیل و آرامشی که در جستجوی آن است ، نه تنها تلاشی راتوصیه نمی کند، که حتی از درگیر شدن پرهیز می کند. او دوری جستن از ناملایمات را توصیه می کند، وخیام در کنار گرایش به خوشی و دوری از اندوه، تعهد وتلاش ، برای به دست آوردن نیک بختی و شادی، و سر ناسازگاری گذاشتن با زمانه’ نادرست را، لازم می داند وتاکید می کند:
زان باده که عمر را حیات دگر است پر کن قدحی گرچه تو را دردسر! است
بر نه به کفم که کار عالم سمر است بشتاب که عمر ای پسر در گذر است
هشدار! که روزگار شور انگیز است ایمن منشین! که تیغ دوران تیز است
در کام تو گر زمانه لوزینه نهد زنهار! فرو مبر! که زهر آمیز است.

 


اندیشه‌های فلسفی حکیم عمر خیام و فلسفه معروف او (اپیکوری):

 

حکیم عمر خیام در نیشابور زاده شد. زمان تولد و وفات او به درستی مشخص نیست،‌ ولی به بعضی احتمالات در روز پنجشنبه 12 محرم 439 متولد شده و در سال‌های مابین 508 – 530 و به بعضی احتمالات در سال 515 وفات یافته است. به طور کلی می‌توان گفت که از نیمه‌ی اول قرن پنجم تا دهه‌های نخستین قرن ششم در این دنیا زیسته است. نامش عمر، کنیه‌اش ابوالفتح، لقبش غیاث‌الدین و نام پدرش ابراهیم بود. دلیل شهرت او به خیام یا خیامی به درستی معلوم نیست، اما ظاهراً این عنوان را از پدرش داشته است؛ چون شغل وی خیمه‌دوزی بوده است. قبر خیام در ایوان امامزاده محروق،‌ تقریباً به مسافت نیم‌فرسخی شهر نیشابور فعلی واقع شده است.
او در همه‌ی فنون و معلومات زمان خود از جمله حکمت، فلسفه، ریاضی، طب و نجوم تبحر داشته است. حکایت کرده‌اند که خیام در نیشابور با حسن طوسی و حسن صباح همدرس بوده است. آن سه جوان به امید اینکه یکی از ایشان به مرتبه‌ی عالی خواهد رسید، با یکدیگر پیوند می‌بندند که اگر هریک از آنها به مقامی بالا رسید، دو دوست خود را نیز از نظر دور نکند.
از قضا حسن طوسی به وزارت جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی می‌رسد و خواجه نظام‌الملک طوسی مشهور می‌شود. او به عهد خود وفا می‌کند و حسن صباح را به خدمت سلطان می‌برد؛ اما خیام که اهل علم بود و تمایلی به خدمت سلطان نداشت، از خواجه نظام‌الملک تقاضا می‌کند که معاش مختصری برای او مقرر دارد و به همان اندازه هم اکتفا می‌کند و به غیر از فراگیری دانش، به کار دیگری نمی‌پردازد.
با چیرگی اعراب بر ایرانیان، تقویم هجری قمری در ایران کاربرد پیدا کرد و پس از مدتی به علت ناسازگاری با روند زندگی کشاورزان ایرانی، منجمان ایرانی دست به اصطلاحاتی در این زمینه زدند. در سال 467 هجری، یعنی در زمان سلطنت جلا‌ل‌الدین ملکشاه سلجوقی و وزارت خواجه نظام‌الملک طوسی، تصمیم گرفته‌ شد که تقویمی بر اساس قواعد نجومی ایجاد شود. بنابراین هیأتی از دانشمندان اهل فن هیأت و نجوم برای این مقصود گرد هم آمدند. خیام یکی از آن دانشمندان و گویا بر همه‌ی آنها مقدم بود.
این منجمان با محاسبات ریاضی، زیج‌هایی (مجموعه جدول‌هایی که بر اساس مطالعات و مشاهدات ستاره‌شناسی تدوین می‌شد)، برای شمارش وقت فراهم ساختند. تقویم اصلاح شده، چون به فرمان جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی فراهم آمده بود، به تقویم جلالی شهرت یافت.
آنچه مسلم است، این است که خیام در نزد دانشمندان و سلاطین، منزلتی عظیم داشته است. در حکمت او را تالی «ابوعلی سینا» می‌خواندند؛ در ریاضیات سرآمد فضلا به شمار می‌رفت و در احکام نجوم، قول او را مسلم می‌دانستند؛ هرچند که خودش اعتقاد راسخی به دستی آن احکام نداشت.
دنیای ریاضی مدیون تحقیقات و اکتشافات این دانشمند است. مثلاً اولین‌بار تعریف منطقی اعداد اصم (گنگ) به وسیله‌ی رشته‌های بی‌نهایت در مجموعه تحقیقات خیام دیده شده است. قضایای بسیاری که در سیزده معادله‌ی اقلیدس بی‌استدلال مانده بود، به وسیله‌ی فرضیه‌ی خیام ثابت می‌شود.
می‌توان گفت خیام اولین کسی است که هندسه‌ی تحلیلی را برای حل معادلات به کار برده است و از این جهت خیام به هنگام بررسی مسئله‌ای هندسی، به معادله‌ی درجه سوم برخورد کرد و با توسل به مقاطع مخروطی به حل این معادله درجه‌ی سوم فائق آمد.
خیام رساله‌ی مختصری تحت عنوان رساله‌ فی الحتیال لمعرفه الذهب و الفضه فی جسم مرکب منهما درباره‌ی تعیین عیار طلا و نقره و شمشی که از این دو فلز ترکیب شده است، تألیف کرده که نسخه‌ی منحصر به فردی از آن در کتابخانه‌ی گوتا آلمان موجود است. این رساله در حقیقت توضیح طریقه‌ی ارشمیدس و مبتنی بر اصل معروف این دانشمند است که به اصل هیدروستاتیک نیز شهرت دارد.

 

خیام و حافظ و اپیکوریسم:
نظر به این که در عصر ما اپیکوریسم به مفهوم عامیانه و مبتذلش عملاً رایج شده بود، عده ای می خواستند برخی بزرگان اندیشه و فلسفه و عرفان را منسوب به این مکتب نمایند؛ مثلاً خیام و یا حافظ را. مدعی هستند که خیام و حتی حافظ، مردانی لذت پرست، دَم غنیمت شمار و لاابالی بوده اند. مخصوصادرباره خیام عقیده بسیاری همین است. آنچه مسلم است، این است که خیام ریاضیدانِ فیلسوف چنین نبوده و چنین نمی اندیشیده است.
از ظاهر اشعار منسوب به خیام همان مطلب پیدا شده است، ولی از نظر محققان جای بسی تردید است که اشعار معروف، متعلق به خیام ریاضیدان فیلسوف باشد.
به فرض هم این اشعار از او باشد، هرگز از زبان شعر نمی توان نظریه فلسفی شاعر را دریافت. خصوصا که اخیرا رساله هایی از خیام بدست آمده و چاپ شده است که اتفاقا همان موضوعات را طرح کرده است که در اشعار منسوب به او مطرح است، ولی آن ها را آن گونه حل می کند و پاسخ می گوید که به قول خودش، استادش بوعلی حل کرده است. درباره حافظ، مطلب از این هم واضح تر است. آشنایی مختصر با زبان حافظ و یک مراجعه کامل به تمام دیوان حافظ و مقایسه اشعار او با یکدیگر که برخی مفسر دیگرند، مطلب را کاملاً روشن می کند.

 

خیام: کافر شراب‌خوار یا...؟

 

خیام شاعری کم‌گو بوده است. خیام اگرچه در درجه‌ی اول از علم و فضل بود، ولی عامه‌ی مردم او را به سبب رباعیاتش می‌شناسند. در مورد خیام نگرش‌های مختلفی در بین مردم وجود داشته و دارد. عده‌ای کلمات او را کفرآمیز دانسته و یا او را شراب‌خوار پنداشته‌اند و به اشعار او از جهت ترغیب به می‌خوارگی نگریسته‌اند و حتی عده‌ای او را بی‌اعتقاد به مبدأ و معاد فرض کرده‌اند.
یک جام شراب صد دل و دین ارزد
یک جرعه‌ی می، مملکت چین ارزد
جز باده‌ی لعل نیست در روی زمین
تلخی که هزار جان شیرین ارزد.
اصولاً خیام شاعری را پیشه‌ی خود نساخته و این به جهت آن نیست که شعر امری حقیر است و شاعر شأن و ارزشی ندارد، بلکه از آن جهت بود که در آن دوره یک شاعر غالب اوقات خود را برای استفاده‌ی مالی، به مداحی بزرگان و سلاطین، مجلس‌آرایی و مزاح‌گویی می‌پرداخت و در مراسم خوش‌گذرانی اهل فسق و فجور شرکت می‌کرد. در آن زمان امثال فردوسی، ناصر خسرو و حکیم سنایی که شاعرانی متین و با مناعت بودند، نادر می‌نمودند. بنابراین هر کس که پیشه‌ی شاعری را اختیار می‌کرد، مردم به او به چشم مداح سلاطین می‌نگریستند و همین مسأله باعث شد که حکیم عمر خیام از اینکه شاعر خوانده شود، احتراز کند و قوه‌ی شاعری خود را تنها در سردون رباعی به کار بگیرد. رباعی بهترین قالب شعر برای ثبت لحظات کوتاه شاعرانه است. این نوع شعر بر وزن لا حول ولا قوه الا بالله، سروده می‌شود و از مشکل‌ترین اقسام شعر است؛ زیرا با شروطی که برای آن مقرر شده و تنگ بودن و مجال سخن، گوینده باید طبعی توانا داشته باشد و معانی را به بهترین صورت ممکن در این دو بیت بگنجاند.
نخستین کسانی که او را شاعر خوانده‌اند، «شهرزوری» در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم و در کتاب «تاریخ الحکما» و دیگری «شیخ نجم‌الدین رازی» صاحب کتاب «مرصاد العباد» در اوایل قرن هفتم بود.

 

رباعیات خیام :
در مورد اشعار (رباعیات) خیام، تا به حال تحقیقات زیاد و دامنه‌داری صورت گرفته است و «شاید بیش از دو هزار کتاب و رساله و مقاله دربار‌ه‌ی خیام نوشته شده باشد. خیام فیلسوف و ریاضیدان، موجودی است مشخص و یافتن او به واسطه‌ی رسانه‌های علمی و فلسفی وی آسان. ولی خیام شاعر ناشناخته مانده، سیمایی دارد مشوش و مغشوش؛ زیرا وسیله‌ی تشخیص سیمای او رباعی‌هایی است که معلوم نیست از خیام باشند، بلکه رباعی‌هایی است که محققاً از او نیست.»
همه‌ی خیام‌شناسان آگاهند که رباعیات الحاقی بسیار در طی قرون به رباعیات اصیل حکیم نیشابور پیوسته‌اند و بسیاری از رباعی‌گویان به دلایلی چند، از جمله بیم از اوضاع سیاسی، نداشتن شهامت کافی برای بیان عقاید خویش و یا به منظور برخورداری از شهرت خیام و ترویج سروده‌های خویش در سایه‌ی این شهرت عالمگیر، سروده‌هایشان را به او منسوب کرده‌اند. از سوی دیگر گاهی برخی از کاتبان نیز برای تعدیل فلسفه‌ی خیامی و آمیختن آن با تصوف، رباعی‌های صوفیانه‌ای نوشته‌اند و به این ترتیب با این افزایش‌‌ها کار تشخیص و تحلیل را دشوارتر کرده‌اند. با این همه اگر با دیده‌ی انصاف به همان معدود رباعیاتی که تعلقشان به خیام قطعی می‌نماید بنگریم، اقرار خواهیم کرد که – بر خلاف استنباط و تفسیر سفسطه‌آمیز برخی از پژوهشگران متعصب – نه‌تنها با خرد و دانش مغایرتی ندارد، بلکه مؤید فرزانگی و حجتی قاطع بر دانش و بصیرت او هستند؛ زیرا که فقط بخردان اندیشمند از کنار مجهولات عالم هستی بی‌تفاوت نمی‌گذرند و همواره ذهن وقّاد و پرسشگرشان جویای اسرار نایافته است.
اما قبل از هر چیز باید به گونه‌ای مطمئن شویم که خیام منجم و ریاضیدان، رباعی‌سرا نیز بوده است. اگر کسانی همچون نویسنده‌ی کتاب خیام‌ِ پنداری به نام هواداری از خیام ریاضیدان، به هجو و طردِ خیامِ رباعی‌گو پرداخته‌اند و با ذکر دلایلی که چندان اساس و استحکامی ندارند، خیام عالم را از خیام شاعر جدا کرده‌اند و حتی شهرت و محبوبیت او را در دنیای غرب نتیجه‌ی غرض‌ورزی غربیان دانسته‌اند و گفته‌اند: «کسی چه می‌داند که غربیان آزمند و پول‌اندوز از ترویج رباعیات خیام در شرق این نتیجه را نخواسته‌اند که کارخانه‌های شراب‌کشی خود را به کار اندازند و از این راه کیسه‌ی شرقیان را از زر و سیم تهی کرده و کاسه‌شان را به باده پر سازند.» باید یادآوری کنم که به حقیقت از انصاف دور افتاده‌اند و راه افراط رفته‌اند. حقیقت امر این است که خیام منجم و ریاضیدان بی‌هیچ تردیدی، رباعی‌گو هم بوده است و دیگر این که فراموش نباید کرد که داوری یک‌بُعدی، دور از رویه‌ی تحقیق و پژوهش است. بنابراین شایسته است که اولاً حقیقت‌بین باشیم و ثانیاً به نکات مثبت و چشمگیر تفکر خیامی که حاکی از فلسفه‌ی خوش‌بینانه‌، آزادگی و نظریات بدیع علمی او هستند و در رباعیات اصیل خیام – نه الحاقی – می‌درخشند، توجه کنیم و در قضاوت واقع‌بین و معتدل باشیم نه متعصب؛ به علاوه باور کنیم که اشاعه‌ی افکار و اشعار خیام در جهان غرب – با پذیرفتن منت و دینی که بی‌تردید فیتز جرالد بر ادب و فرهنگ ما دارد – ناشی از صراحت بیان، از دل برخاستگی سخن و وسعت اندیشه‌ی خیام است، نه زد و بندهای سیاسی!
از خصایص کلام حکیم عمر خیام می‌توان به این موارد اشاره کرد:
1. کلام او در نهایت فصاحت و بلاغت است و از تصنّع و تکلف به دور است. او در پی آرایش کلام نیست و مقام حواس خود را متوجه معنی و پیام شعر می‌کند.
2. از دیگر خصایص خیام ذوق لطیف و حس شدید اوست. با اینکه قصد شاعری ندارد، از دیدن مناظر زیبای طبیعت و دیدن مهتاب و ابر و باران، بی‌اختیار به سرودن شعر می‌پردازد. از سخنان او برمی‌آید که از مرگ بیمی ندارد؛ زیرا کسی که از مردن می‌ترسد، این اندازه اصرار در یادآوری مرگ ندارد، بلکه تا می‌تواند خود را از یاد آن منصرف و غافل می‌سازد.
«آن کس که زمین و چرخ و افلاک نهاد
بس داغ که او بر دل غمناک نهاد
بسیار لب چو لعل و زلفین چو مُشک
در طبل زمین و حقه خاک نهاد»
3. خاصیت دیگر کلام خیام،‌ سنگینی، متانت و مناعت اوست. او اهل مزاح و مطایبه نبود، بلکه حکیمی متفکر و متذکر می‌نمود که مدار فکرش حول این مطالب می‌گشت: تذکر مرگ، تأسف بر ناپایداری زندگانی و بی‌اعتباری روزگار. کلام او سرشار از پند و عبرت برای همگان است. حکیم عمر خیام از دیرگاه سرآمد رباعی‌سرایان شناخته شده بود و گاهی می‌گفتند هم‌چنان که فردوسی در رزم‌سازی و سعدی در غزل‌سرایی در نخستین پایه‌اند، خیام هم در سرودن رباعی این مقام را دارد.
بازار رباعیات خیام وقتی گرم شد که یک شاعر با ذوق انگلیسی به نام «فیتز جرالد» تعدادی از رباعیات خیام را در نهایت مهارت به شعر انگلیسی درآورد و شاهکاری گرانبها از خود به جا گذاشت. ترجمه‌ی «فیتز جرالد» به قدری زیبا و موزون بود که به او لقب «خیام انگلیسی» را دادند. بعد از این کار فیتز جرالد، اهل ذوق بسیاری از کشورها به ترجمه‌ی رباعیات خیام به زبان‌های مختلف مشغول شدند و این رباعیات هزاران بار در انواع و اقسام کتاب‌های کوچک و بزرگ و مصور و غیرمصور به چاپ رسید و امروزه کمتر کسی در دنیا هست که از رباعیات خیام بی‌خبر باشد.
سرانجام تعدادی از اروپائیان تصمیم گرفتند که به بررسی رباعیات منسوب به خیام بپردازند و تشخیص دهند که کدام رباعی‌ها به راستی متعلق به خیام هستند. از جمله این افراد می‌توان به «والانتن ژوکونسکی» خاورشناس روسی، «فریدریخ رُزن» دانشمند آلمانی و «آرتور کریستین سن» محقق دانمارکی اشاره کرد. در کشور خودمان نیز تلاش‌هایی در این زمینه صورت گرفته است، ولی هنوز هم در مورد بسیاری از رباعیات، شک و تردید وجود دارد. رباعیاتی که نام خیام در آنهاست، معدودند و نمی‌توان مطمئن بود که حتی آنها هم متعلق به خیام باشند؛ زیرا تعدادی از آنها خطاب به خیام و یا نقل قول از اوست. مانند این رباعی که ظاهراً مولانا جلال‌الدین در جواب خیام گفته است:
خیام تنت به خیمه‌ای ماند راست
سلطان روح است و منزلش دار فناست
فرّاش ازل ز بهر دیگر منزل
ویران کند این خیمه چون سلطان برخاست
یا رباعی دیگری که مشخص است در آن استناد به قول خیام شده است:
تا بتوانی خدمت رندان میکن
بنیاد نماز و روزه ویران می‌کن
بشنو سخنی راست ز خیام ای دوست
می خور و ره می زن و احسان می‌کن
باری، اکنون نخست، به طور اجمالی و به استناد مآخذ معتبر، به اصل رباعی‌سرایی خیام می‌پردازیم، با مطالعه‌ی متون کهن و قابل اعتبار، به ویژه آنها که به زمان زندگی خیام نزدیک‌ترند، درمی‌یابیم که او سراینده‌ی رباعیاتی است که حتی در روزگار حیات خودش، بر دل‌ها می‌نشسته‌اند و بر لب‌ها زمزمه می‌شده‌اند و حتی گاهی برایش دردسرآفرین بوده‌اند.
اولین کسانی که با ذکر نام گوینده یعنی خیام، در آثار خود، رباعیاتی آورده‌اند، امام فخر رازی و نجم‌الدین رازی، معروف به «نجم دایه» هستند. امام فخر رازی در رساله‌ی التنبیه علی بعض الاسرار المودعه فی بعض سور القرآن العظیم، ضمن بیان مسأله‌ی معاد، رباعی زیر را به نام خیام آورده است:
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
باز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست
گرخوب نیامد این بنا، عین که راست
ور خوب آمد، خرابی از بهر چراست
نجم دایه نیز در کتاب مرصاد العباد رباعی فوق و رباعی زیر را به نام خیام ذکر نموده است:
در دایره‌ای کامدن و رفتن ماست
آن را نه بدایت، نه نهایت پیداست
کس می‌نزند دمی در این معنی راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
شیخ نجم‌الدین رازی، با وجود متعصب بودن، به فضل و دانش خیام اشاره نموده و به دانشمندی و حکمت‌‌دانیش اقرار کرده است.
از دیگر مآخذی که خیام در آنها مورد ستایش فراوان قرار گرفته است، رساله‌ی اعتقادی یکی از پیروان و مؤمنان فرقه‌ی اسماعیلیه است که در آن لقب «صدر کونین» به خیام داده شده است و از فضایل و دانش و بینش او، ستایش شده است. علاوه بر موارد فوق، در آثار بسیاری از بزرگان علم و ادب و عرفان ایران، نشانه‌هایی از خیام و سردوه‌هایش می‌یابیم که در مجموع برهان قاطعی بر شهرت علمی و فلسفی و همچنین دال بر شهرت او به رباعی‌سرایی هستند.
و در آخر هم این دو رباعی که در کتاب تاریخ جهانگشای جوینی و تاریخ گزیده‌ی حمدالله مستوفی آمده است:
«اجزای پیاله که در هم پیوست
بشکستن آن روا نمی‌دارد مست
چندین سر و پای نازنین از سر دست
بر مهر که پیوست و به نام که شکست.»
«هر ذره که بر روی زمینی بوده است
خورشید رخی زُهره جبینی بوده است
گَرد از رخ نازنین بآرزم منشان
کان هم رخ و زلف نازنینی بوده است.»

 

بررسی اندیشه‌های خیام:
اینک با حصول اطمینان به تعلق رباعیات اصیل به حکیم نیشابور، به تلحیل اجمالی اندیشه و فلسفه‌ی او از خلال این سروده‌های ارزشمند و مغتنم می‌پردازیم. ملاک کار و مرجع استناد در این تحلیل، رباعیات محدود و اصیلی است که تعلق آنها به خیام مورد تأیید همه‌ی خیام‌شناسان محقق است.
رباعیات خیام در زمینه افکار فلسفی است و زبان اصلی او در خدمت بیان تفکراتش است؛ آن هم نه فیلسوفی کوچک بلکه با تمام شرایطی که یک فیلسوف بزرگ می‌طلبد به میدان آمده است. شناخت پیشینه‌های اندیشه مهم است و وظیفه محقق آن است که این پیشینه‌ها را برجسته و آشکار سازد.
رگ و ریشه‌ی تفکرات فلسفی خیام در نهایت، سر از فلسفه‌ی یونانی درمی‌آورد. قفطی نیز در تاریخ الحکماء به تأسی خیام از فیلسوفان یونان اشاره کرده است.
اما خلط شبهه نشود. فلسفه‌ای که عمر خیام ارائه می‌دهد با آن که آمیزه‌ای از فلسفه‌ی یونان است اصالت اندیشه‌ی ایرانی دارد و خلاف گفته ارنست رنان است که می‌گوید «فلسفه‌ی اسلامی همان فلسفه‌ی یونانی است که به خط عربی نگاشته‌اند». حکیم در رباعی‌ها به فلسفه‌ی افلاطون نزدیک می‌شود اما نه به نظام اشراقی او بل به سیاست، اخلاق و فضائل انسانی‌اش. فلسفه افلاطون در اوج پایگاهش با سیاست می‌پیوندد و عمر خیام از این مقام است که بر فلسفه‌ی حکومت می‌نگرد و به اجرای آن سفارش می‌کند. تأثیر خیام از دموکریت و اپیکور نیز کم نبوده است اما آنچه از مقدمه‌ی ابن‌قفطی مستفاد می‌شود نظرگاه حکیم در توجیه و اجرای قواعد یونانی، کتاب‌ها یا رساله‌هایی همچون جمهوری، قوانین، تیمائوس (جهان و انسان) پروتاگوراس (سوفیست) پولتیتکیوس (سیاست) تئه‌تتوس (شناخت) فایدروس (عشق و زیبایی) از افلاطون است. از سویی وی فلسفه‌ی ارسطو را تا حد ابن‌سینا تأیید می‌کند و به آثار جالینوس، اقلیدس و بطلمیوس احاطه کامل دارد. با مطالعه‌ی اوضاع و شواهد تاریخی آن روزگار به قراینی دست می‌یابیم که به قول آقای فولادوند نتیجه می‌گیریم که «مسلماً کتاب التحقیق ماللهند بیرونی و رواج فلسفه‌ی یونانی به خصوص افکار افلاطون و فیثاغورث و انتشار اشعار ابوالعلاء معری شاعر نابینای عرب و یادآوری‌های فردوسی از گذشته‌ی دردناک و پرشکوه شاهان ایرانی و حتی پاره‌ای از قسمت‌های قرآن و تورات (جامعه‌ی سلیمان) در پیدایش این جهان‌بینی خاص مدخلیت داشته‌اند.
اما با وجود همه‌ی تأثیراتی که وی از فلسفه‌ی یونان و به خصوص افلاطون پذیرفته است وی حرکتی کاملاً خلاف آنچه توصیه می‌کند انجام داده است. افلاطون شعر را نوعی هذیان می‌داند و شاعر را کسی می‌داند که آشفته و پریشان است و اینها را ناشی از دیوانگی و جنون برمی‌شمرد اما در عین حال دیوانگی را نوعی نعمت الهی می‌داند. افلاطون شاعران را بی‌دانش می‌شمرد و به زعم وی شاعر نمی‌تواند حکمی راستین درباره‌ی گفته‌های خود را ابراز کند و آنها را بسنجد و مورد نقد و بررسی قرار دهد زیرا شاعر در حالت وجد و شور سخن می‌گوید و بر آنچه می‌گوید وقوف ندارد با این همه خیام درست در نقطه‌ی مقابل وی برای بیان افکار فلسفی خود شعر را برمی‌گزیند مضامینی که خیام در اشعار خود می‌پرورد مضامینی هستند که درونمایه‌ی جان هر انسانی که اندک خرد و تمییزی داشته باشد دغدغه ایجاد می‌کند و به نوعی می‌توان گفت کاملاً انسانی هستند که هر کس به هنگام تفکر درباره‌ی سرنوشت خود و دنیای پیرامون خود از خود سؤال کند و از آنجا که جواب قانع‌کننده‌ای نمی‌یابد در درونش غلغله بر پا می‌شود و او را در غم و اندوه می‌برد.
یکی از ویژگی‌های فلسفی در سخن خیام «واقع‌گرایی» اوست و اینکه او «زندگی را شیرین و دل‌انگیز می‌داند». خیام می‌داند و می‌گوید که این ما هستیم که شرایط شادمانی یا غم را برای خود فراهم می‌کنیم. به عبارت بهتر هرچه پیش می‌آید، از خود ماست:
ماییم که اصل شادی و کان غمیم
سرمایه‌ی دادیم و نهاد ستمیم
پستیم و بلندیم و تمامیم و کمیم
آیینه‌ی زنگ خورده و جام جمیم
پیداست که او با اصل قرار دادن خود ما – دست‌کم در شیوه‌ی زیستن – ضمن خط بطلان کشیدن بر ادعای برخی که او را جبری محض می‌دانند – ما را به انتخاب احسن دعوت می‌کند. خیام، فناپذیری و بی‌اعتباری دنیا و گذرا بودن عمر را همچون یک واقعیت غیرقابل تغییر می‌پذیرد؛ دچار یأس و نومیدی نمی‌شود، بلکه با دیدگاهی خوش‌بینانه، صلای مبارزه با غم و استقبال از شادمانی سر می‌دهد:
شادی بطلب که حاصل عمر دمی است
هر ذره زخاک کیقبادی و جمعی است
احوال جهان و عمر فانی و وجود
خوابی و خیالی و فریبی و دمی
شاعر فرزانه، با بینشی منطقی، عزم خود را جزم می‌کند تا از فرصت ناپایدار و بی‌بدیل موجود، نهایت بهره را برگیرد؛ زیرا می‌داند که تنها حقیقت ملموس و معتبر، «حال» است و «گذشته» و «آینده» به هیچ روی در اختیار کسی نیستند و نیز خوب دریافته‌ است که اندیشیدن به گذشته‌ی از دست رفته و آینده‌ی نیامده و تضمین نشده، نتیجه‌ای جز خراب کردن «حال» و بر باد دادن عمر ندارد، بنابراین می‌گوید:
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
از نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
فلسفه‌ی اپیکوری خیام، برخلاف تصور برخی از مردم، با لاابالیگیری و گریز از مسوولیت و به یک سو نهادن تجسس علمی همسویی ندارد؛ بلکه بر عکس، آثار و خدمات علمی او، نشانه‌ی آن هستند که وی پرهیز از غم‌های بیهوده و خودخوری‌های کاهنده را برای داشتن جسم سالمی می‌خواهد که عقل سالمی در آن مجال جولان یابد. عقلی که – دست کم درباره‌ی هویت بشری خود در این غم آشیان – جویای دانستن باشد:
دشمن به غلط گفت که من فلسفیم
ایزد داند که آنچه او گفت نیم
لیکن چو در این غم آشیان آمده‌ام
آخر کم از آن که من بدانم که کیم
اگر می‌بینیم که خیام با وسواس بی‌سابقه بر غنیمت شمردن دم تأکید می‌کند و نمی‌خواهد که عمر گرامی را به هیچ ببازد، به این دلیل است که می‌خواهد با شاد زیستن زمینه‌ی باروری استعداد و هوش فطری خویش را در جهت خلاقیت‌های علمی فراهم سازد. شاهد این مدعا، سخن خود اوست که می‌گوید:
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
رو شاد بزی اگرچه بر تو ستمی است
با اهل خرد باش که اصل تن تو
گردی و شراری و نسیمی و نمی است
و بار دیگر، در مورد عالم زیستن خود، عمری فکر کردن و فهم اسرار و رموز دنیا چنین می‌گوید:
هرگز دل من ز علم محروم نشد
کم ماند ز اسرار که مفهوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز
معلومم شد که هیچ معلوم نشد
تفکر طولانی هفتاد و دو ساله و رسیدن به جایی که علی‌‌رغم دانسته‌ها و یافته‌های فراوان علمی به انبوه مجهولات و معماهای نگشوده‌ای می‌اندیشد که او را احاطه کرده‌اند، خود، گواه پایه‌ی بلند دانش و بینش اوست.
نکته‌ی دیگری که در نگرش فلسفی خیام برجسته می‌نماید، هشدارهای مکرر اوست نسبت به رعایت حال خشت، کوزه، سبزه، لاله و ... تکرار گوشزدهای مداوم او به این دلیل است که هر یک از موارد فوق، حاصل دگرگونی وجود ماهرویی سیمین عذار، جوانی سروبالا و یا پادشاه و وزیری صاحب جلال است:
خاکی که به زیر پای هر نادانی است
زلفین بتی و ابروی جانانی است
هر خشت که بر کنگره‌ی ایوانی است
انگشت وزیری و سر سلطانی است
خیام در این دسته از رباعیات، نه تنها با دیدگاهی واقع‌گرایانه، فناپذیری انسان و جهان را یادآوری می‌کند و مورد تأکید قرار می‌دهد، بلکه به یک اصل مهم و جدید علمی نیز اشاره می‌کند؛ اصلی که مطابق آن عناصر موجود، بیشی و کمی نمی‌پذیرند و تنها تغییر و تبدیل می‌نمایند. به عبارت دیگر اصل بقای عناصر. به این ترتیب حکیم نیشابور، قرن‌ها پیش، با بیانی شاعرانه و به ظاهر قلندرانه، این واقعیت مهم علمی را که دنیای غرب در دوران اخیر مدعی رسیدن به آن و اثبات آن است، به جهان عرضه کرده است.
نکته‌ی شاخص و عالمانه‌ی دیگری که گویای سلطه‌ی خیام بر دانش و دلیل فراخی اندیشه‌ی اوست، اذعان این امر است که انسان با همه‌ی عظمتش، تنها جزئی از آفرینش است، نه کل آن:
یک قطره‌ی آب بود با دریا شد
یک ذره‌ی خاک بود با زمین یکتا شد
آمد شدن تو اندرین عالم چیست
آمد مگسی پدید و ناپیدا شد

 


فلسفه خیام هیچ‌وقت تازگی خود را از دست نخواهد :

 

داد. چون این ترانه‌های در ظاهر کوچک ولی پر مغز تمام مسائل مهم و تاریک فلسفی راکه در ادوار مختلف انسان را سرگردان کرده و افکاری را که جبراً باو تحمیل شده واسراری را که برایش لاینحل مانده مطرح می‌کند. خیام ترجمان این شکنجه‌های روحیشده: فریادهای او انعکاس دردها، اضطراب‌ها، ترس‌ها، امیدها و یأس‌های میلیون‌ها نسلبشر است که پی در پی فکر آن‌ها را عذاب داده است. خیام سعی می‌کند در ترانه‌هایخودش با زبان و سبک غریبی همة این مشکلات، معماها و مجهولات را آشکارا و بی پرده حل بکند.او زیر خنده‌های عصبانی و رعشه‌آور، مسائل دینی و فلسفی را بیان می‌کند، بعد راه حل محسوس و عقلی برایش می‌جوید. بطور مختصر، ترانه‌های خیام
آئینه‌ای است که هر کس ولو بی قید و لاابالی هم باشد یک تکه از افکار، یک قسمت از
یأس‌های خود را در آن می‌بیند و تکان می‌خورد. ازین رباعیات یک مذهب فلسفی مستفاد
می‌شود که امروزه طرف توجه علمای طبیعی است و شراب گس و تلخ مزه خیام هر چه کهنه‌تر
می‌شود بر گیرنده‌گیش می‌افزاید.به هیمن جهت ترانه‌های او در همه جای
دنیا و در محیط‌های گوناگون و بن نژادهای مختلف طرف توجه شده. هر کدام از افکار
خیام را جداگانه می‌شود نزد شعرا و فلاسفه بزرگ پیدا کرد. ولی روی‌هم‌رفته هیچ‌کدام
از آن‌ها را نمی‌شود با خیام سنجید و خیام در سبک خودش از اغلب آن‌ها جلو افتاده.
قیافة متین خیام او را بیش از همه چیز یک فیلسوف و شاعر بزرگ همدوش لوکرس، اپیکور،
گوته، شکسپیر و شوپن‌آور معرفی می‌کند. اکنون برای این‌که طرز فکر و فلسفة گویندة
رباعیات را پیدا بکنیم و بشناسیم ناگزیریم که افکار و فلسفة او را چنانکه از
رباعیاتش مستفاد می‌شود بیرون بیاوریم، زیرا جز این وسیله دیگری در دسترس ما نیست و
زندگی داخلی و خارجی او، اشخاصی که با آن‌ها رابطه داشته، محیط و طرز زندگی، تأثیر
موروثی، فلسفه‌ای که تعفیب می‌کرده و تربیت علمی و فلسفی او به ما مجهول است. اگر
چه یک مشت آثار علمی، فلسفی و ادبی از خیام به یادگار مانده ولی هیچ‌کدام از آن‌ها
نمی‌تواند ما را در این کاوش راهنمائی بکند. چون تنها رباعیات، افکار نهانی و
خفایای قلب خیام را ظاهر می‌سازد در صورتی‌که کتاب‌هائی که به مقتضای وقت و
محیط یا به دستور دیگران نوشته حتی به وی تملق و تظاهر از آن‌ها استشمام می‌شود و
کاملا فلسفة او را آشکار نمی‌کند. به اولین فکری که در رباعیات خیام برمی‌خوریم این
است که گوینده با نهایت جرئت و بدون پروا با منطق بی‌رحم خودش هیچ سستی، هیچ یک از
بدبختی‌های فکری معاصرین و فلسفه دستوری و مذهبی آن‌ها را قبول ندارد، و به تمام
ادعاها و گفته‌های آن‌ها پشت پا می‌زند. در کتاب «اخبارالعلمإ باخبارالحکمإ» که در
سنه 646 تألیف شده راجع به اشعار خیام این طور می‌نویسد: « . . . باطن آن اشعار
برای شریعت مارهای گزنده و سلسله زنجیرهای ضلال بود.و وقتی‌که مردم او را
در دین خود تعبیب کردند و مکنون خاطر او را ظاهر ساختند، از کشته شدن ترسید و عنان
زبان و قلم خود را باز کشید و به زیارت حج رفت . . . و اسرار ناپاک اظهار نمود . .
. و او را اشعار مشهور است که خفایای قلب او در زیر پرده‌های آن ظاهر می‌گردد و
کدورت باطن او جوهر قصدش را تیرگی می‌دهد.» پس خیام باید یک اندیشه خاص و سلیقه
فلسفی مخصوصی راجع به کائنات داشته باشد. حال ببینیم طرز فکر او چه بوده: برای
خواننده شکی باقی نمی‌ماند که گویندة رباعیات تمام مسائل دینی را با تمسخر نگریسته
و از روی تحقیر به علمإ و فقهائی که از آنچه خودشان نمی‌دانند دم می‌زنند حمله
می‌کند. این شورش روح آریائی را بر ضد اعتقادات سامی نشان می‌دهد و یا انتقام خیام
از محیط پست و متعصبی بوده که از افکار مردمانش بیزار بوده. واضح است فیلسوفی مانند
خیام که فکر آزاد و خرده بین داشته نمی‌توانسته کورکورانه زیر بار احکام تعبدی،
جعلی، جبری و بی منطق فقهای زمان خودش برود و به افسانه‌های پوسیده و دام‌های
خربگیری آن‌ها ایمان بیاورد. زیرا دین عبارتست از مجموع احکام جبری و تکلیفاتی که
اطاعت آن بی چون و جرا بر همه واجب است و در مبادی آن ذره‌ای شک و شبهه نمی‌شود
بخود راه داد و یکدسته نگاهبان از آن احکام استفاده کرده مردم عوام را اسباب دست
خودشان می نمایند. ولی خیام همة این مسائل واجب الرعایة مذهبی را با لحن تمسخرآمیز
و بی‌اعتقاد تلقی کرده و خواسته منفرداً از روی عمل و علل پی به معمول و معلول
ببرد و مسائل مهم مرگ و زندگی را بطرز مثبت از
روی منطق و محسوسات و مشاهدات و جریان مادی زندگی حل بنماید، ازین رو تماشاچی
بی‌طرف حوادث دهر می‌شود. خیام مانند اغلب علمای آن زمان به قلب و احساسات خودش
اکتفا نمی‌کند، بلکه مانند یک دانشمند به تمام معنی آنچه را که در طی مشاهدات و
منطق خود بدست می‌آورد می‌گوید. معلوم است امروزه اگر کسی بطلان افسانه‌های مذهبی
را ثابت بنماید چندان کار مهمی نکرده است، زیرا از روی علوم خود به خود باطل شده
است. ولی اگر زمان و محیط متعصب خیام را در نظر بیاوریم، کار او بی‌اندازه مقام او
را بالا می‌برد. اگر چه خیام در کتاب‌های علمی و فلسفی خودش که بنا بدستور و خواهش
بزرگان زمان خود نوشته، رویه کتمان و تقیه را از دست نداده و ظاهراً جنبة بی‌طرف
بخود می‌گیرد، ولی در خلال نوشته‌های او می‌شود بعضی مطالب علمی که از دستش دررفته
ملاحظه نمود. مثلا در «نوروزنامه» می‌گوید:«به فرمان ایزد تعالی
حال‌های عالم دیگرگون گشت، و چیزهاء نو پدید آمد. مانند آنک در خور عالم و گردش
بود.» آیا از جملة آخر، فرمول معروف Adaptation du milieu استنباط نمی‌شود؟ زیرا او
منکر است که خدا موجودات را جدا جدا خلق کرده و معتقد است که آن‌ها به فراخور گردش
عالم با محیط توافق پیدا کرده‌اند. این قاعدة علمی که در اروپا ولوله انداخت آیا
خیام در 800 سال پیش بفراست دریافته و حدس زده است؟ در همین کتابنوشته: «و
ایزد تعالی آفتاب را از نور بیافرید و آسمان‌ها و زمین‌ها را بدو پرورش داد.» پس
این نشان می‌دهد که علاوه بر فیلسوف و شاعر ما با یکنفر عالم طبیعی سر و کار داریم.
ولی در ترانه‌های خودش خیام این کتمان و تقیه را کنار گذاشته. زیرا درین ترانه‌ها
که زخم روحی او بوده به هیچ وجه زیر بار کرم خوردة اصول و قوانین محیط خودش
نمی‌رود، بلکه برعکس از روی منطق همة مسخره‌های افکار آنان را بیرون می آورد. جنگ
خیام با خرافات و موهومات محیط خودش رد سرتاسر ترانه‌های او آشکار است و تمام
زهرخنده‌های او شامل حال زهاد و فقها و الهیون می‌شود و به قدری با استادی و
زبردستی دماغ آن‌ها را می‌مالاند که نظیرش دیده نشده;خیام همة مسائل ماورإ مرگ را با لحن
تمسخر آمیز و مشکوک و بطور نقل قول با «گویند» شروع می‌کند: گویند: «بهشت و حور عین
خواهد بود . . .گویند مرا: «بهشت با حور خوش است . . .گویند مرا که:
«دوزخی باشد مست . . .در زمانی که انسان را آینة جمال الهی و مقصود آفرینش
تصور می‌کرده‌اند و همة افسانه‌های بشر دور او درست شده بود که ستاره‌های آسمان
برای نشان دادن سرنوشت او خلق شده و زمین و زمان و بهشت و دوزخ برای خاطر او برپا
شده و انسان دنیای کهین و نمونه و نمایندة جهان مهین بوده چنانکه بابا افضل
می‌گوید: افلاک و عناصر و نبات و حیوان، عکسی ز وجود روشن کامل ماست. خیام با منطق
مادی و علمی خودش انسان را جام جم نمی‌داند.پیدایش و مرگ او را همانقدر
بی‌اهمیت می‌داند که وجود و مرگ یک مگس: آمد شدن تو اندرین عام چیست؟ آمد مگسی پدید
و ناپیدا شد!حال ببینیم در مقابل نفی و انکار مسخره‌آلودی که از عقاید فقها و
علما می‌کند خودش نیز راه حلی برای مسائل ماورإ طبیعی پیدا کرده؟ در نتیجة مشاهدات
و تحقیقات خودش خیام به این مطلب بر می‌خورد که فهم بشر محدود است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  39  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله شعرای اپیکور چه کسانی هستند و تفکرات آنها چیست؟

دانلود مقاله نوسانات قیمت نقت

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله نوسانات قیمت نقت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 نوسانات قیمت نفت مهمترین خبر اقتصادی هفته گذشته بود. قیمت نفت که از ده روز گذشته با یک رکورد بی سابقه در 21 سال گذشته از مرز 45 دلار گذشت و با کمی نوسان به 46 دلار رسید، کارشناسان درگیری ها در عراق و به خصوص نجف و قطع مجدد صادرات نفت این کشور، موضوع همه پرسی در ونوزوئلا، پرونده هسته ای ایران ممنوعیت صادرات شرکت روسی بوکاس را عامل این افزایش قیمت بی سابقه می دانند.
در سفر آقای خاتمی جمهوری آذربایجان 10 سند همکاری و یادداشت تفاهم بین دو کشور امضا شد از جمله اعتبار 75 و 40 میلیون دلاری بانک توسعه صادرات ایران برای توسعه پست های برق منطقه ای و جاده باکو- آستارا بود.
عبدا... پوری حسینی که پیشتر از واگذاری تعداد زیادی از شرکت های دولتی خبر داده بود 222 شرکت دولتی با ارزش 20 هزار میلیارد ریال را جهت واگذاری معرفی کرد بنا به گفته او 47 شرکت بین 50 تا 100 درصد سهامشان و 123 شرکت کمتر از 50 درصد سهامشان را به صورت مزایده می فروشند و سهام 51 شرکت هم به صورت بلوکی در بورس واگذار می شود.با توجه به اینکه پور محمدی معاونت وزارت اقتصاد مجموع دارایی دولت را 400 هزار میلیارد تومان اعلام کرد دولت قصد دارد فقط نیم درصد از دارایی های خود را به بخش خصوصی واگذار کند.
بحث درباره اصل 44 قانون اساسی در هفته گذشته ادامه داشت و سخنگوی دولت از بازخوانی اصل 44 در مجمع تشخیص حمایت کرد و تعداد زیادی از نمایندگان نیز از تغییر برداشت از این اصل استقبال کردند.
کشمکش برسر تغییر مکان نمایشگاه بین المللی هم ادامه یافت و حتی آقای خاتمی هم ضمن اذعان به خیر خواهی شورای شهر از آنان خواست که نسبت به تعهدات ملی کشور توجه داشته باشند.
شهرداری کارگاه سابق شرکت سیما چوب را برای برگزاری نمایشگاه از جمله نمایشگاه فرش در یک سال آینده معرفی کرد. اما سخنگوی دولت اعلام کرد که یک کارگاه چوب بری برای برگزاری نمایشگاه فرش مناسب نیست، گویا طبق توافقات با عدم فروش خانگی نمایشگاه فرش در محل نمایشگاه بین المللی برگزار خواهد شد.
وزیر نفت برای توضیح در مورد پرونده استات اویل به مجلس رفت و اعلام کرد هیچ مدرکی علیه طرف ایرانی در مورد رشوه به طرف نروژی کشف نشده است. او همچنین به تلاش وزارت نفت برای در نظر گرفتن جایگزینی برای بهره مالکانه خبر داد.
با پایان خریدهای مربوط به روز مادر قیمت سکه در بازار تا 40 هزار ریال کاهش داشت و با کاهش تعرفه های وارداتی از 46 درصد به 21 درصد قیمت مرغ نیز پایین آمد. خبرهای داخلی از حاد شدن موضوع پرونده هسته ای ایران در آژانس انرژی اتمی حکایت دارد اما رییس جمهور اعلام کرد ملت برای استفاده از حق خود در بهره برداری صلح آمیز انرژی هسته آماده پذیرش هزینه هم است.
اخبار مجلس در هفته گذشته حکایت از بررسی لایحه برنامه چهارم در حصن علنی در هفته جاری را دارد تا بررسی برنامه پیش از آغاز شهریور به پایان برسد و دولت مشکلی جهت بودجه ریزی سال 84 نداشته باشد.
طبق گفته رییس جمهور موضوع بازگشایی فرودگاه امام به شورای عالی امنیت ملی واگذار شده است همچنین در اخبار آمده بود که بعضی از ساختمان های فرودگاه نشست کرده است.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   4 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله نوسانات قیمت نقت

دانلود مقاله اکوسیستم جنگل های دریایی

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله اکوسیستم جنگل های دریایی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

«جنگل های مانگرو» در جهان

چکیده
جنگ های دریایی جنگل هایی هستند که در سواحل مناطق استوایی و نیمه استوایی قرار دارند و اکوسیستمی جذاب را پدید می آورند. این جنگلها در جهان به نام عمومی «مانگرو» و به نام علمی «اوسینا مارینا»شناخته می شود و در ایران به «جنگلهای حرا» معروف است. مانگرو به اکوسیستمی اطلاق می شود که از زمین های مرطوب حد واسط مناطق جزر و مدی دریا همراه با مجموعه هایی از گیاهان بی نظیر و جانوران خاص که در مناطق ساحلی و کنار تالابی اکوسیستم تکثیر پیدا می کنند تشکیل شده است. از آنجا که جنگل حرا در جزیره قشم و سواحل جنوبی استان هرمزگان از وسیع ترین نمونه های آن در دنیاست از اهمیت خاصی برای ایرانیان و دانشمندان سایر ملتها برخوردار است.
در این مقاله در قسمت اول به معرفی اکوسیستم جنگل های دریازی و ویژگی های جنگلهای مانگرو در جهان و در قسمت دوم به معرفی خصوصیات جنگلهای حرا، نواحی پراکنش آنها و چگونگی رشد و تکثیر و سازگاری با شوری آب دریا و موارد استفاده و اهمیت و اثرات زیست محیطی این جنگلها پرداخته شده است.
واژه های کلیدی: اکوسیستم، جنگل های دریایی حاره، مانگرو، اوسینا مارینا، خور، تالاب.

مقدمه
جنگل های دریایی چهره ای از سیمای طبیعی استوایی و نزدیک استوا هستند که از چند دهه گذشته مورد توجه مجامع زیست محیطی جهان قرار گرفته اند.
جنگل های دریایی که جنگلهای مانگرو ( Mangrove ) نامیده می شوند، اکوسیستم کاملا ویژه ای هستند که اجتماعات گیاهی و جانوری آنها در ارتباط با شرایط خاص شکل می گیرد. این اکوسیستم در زمره غنی ترین و حاصلخیزترین اکوسیستم های دنیا به حساب می آید، چرا که از اکسیژن مناسب که از رودخانه ها به آن وارد می شود و از مواد معدنی غنی که در دریاها به وفور یافت می شود برخوردارند. اما مسئله اصلی شوری بالای آب و خاک در این مناطق است که این اکوسیستم به طور اعجاب انگیزی با آن تطابق یافته است.
در سال های اخیر، با تخریب جهانی «جنگلهای استوایی» توجه فزاینده ای به «اکوسیستم درخت زارهای دریایی» که در معرض تهدید یا نابودی هستند صورت پذیرفت. بطوری که این اکوسیستم را بسیاری از متخصصین به عنوان زیست گاهی برای شمار مختلفی از گونه دهای آبزی و حیوانات وابسته به آن دانسته اند. بسیاری از این گونه ها ارزش تجاری دارند. همچنین این اکوسیستم را عامل تعیین کننده ای در پایداری سواحل در مقابل فرسایش امواج سهمگین دریایی می دانند و نقش بارز آن را در تامین چوب و علوفه انکار نمی کنند و نیز وجود آن را در سیستم کاهش انیدریک کربنیک کره زمین بی تاثیر نمی دانند.
مانگرو به اکوسیستمی اطلاق می شود که از زمین های مرطوب حدواسط مناطق جزر و مدی دریا همراه به مجموعه هایی از گیاهان بی نظیر و جانوران خاص که در مناطق ساحلی و کنار تالابی اکوسیستم تکثیر پیدا می کنند تشکیل شده است.
مجموعۀ درخت زارهای دریایی را در نوار باریکی از پناهگاههای ساحلی، بین کمترین و بیشترین حد از سطح آب دریا که با تغییرات جزر و مد سواحل مناطق گرم و حاره ای در میان «خورها» و « تالاب های ساحلی» و زوایای مناسب در مصب رودخانه ها رویش دارند می توان دید. این جنگل های «غرق آبی» با موقعیت ویژه خود به جنگل های جزر و مدی یا جنگل های باتلاقی نیز موسوم هستند که نام عمومی دیگر آن « جنگلهای مانگرو» است.
در گذشته محیط های جنگلی مانگرو به عنوان سرزمین های خشن و بی فایده در نظر می آمد و به شیوه های مختلف تخریب می شد به طوری که گسترۀ جهان به میزان 80 درصد از جنگل های دریازی به دلیل راه سازی، دفن غیر بهداشتی ضایعات یا استفاده بیش از حد از سرشاخه های درختان و قطع یکپارچه آن برای استخراج هیزم و تهیه ذغال و ایجاد سیستم های کشت آبی تخریب شد و رو به نابودی نهاد.
به کمک استقرار یک سیستم مدیریت زیست محیطی موثر می توان شرایط متنوع طبیعی این اکوسیستم جذاب را با ملحوظ داشتن شرایط حفاظتی به استنادارزش های ژنتیکی بسیارش سامان داده و از آن حفاظت نمود. برای اطمینان از چگونگی حفاظت، شناخت ارزش های این سیستم در مقیاس جهانی و محلی امری مهم است. این شناخت برای طیف وسیعی از مناطق ساحلی که از ذخایر طبیعی ویژه ای برخوردارند صادق است. به هر حال در این نگرش می بایست علایق مردم محلی به حساب آید تا با برنامه ریزی کاشت گونه های جنگلی و سیستم مناسب بهره برداری در هم آمیخته شود. به علاوه، ترویج بیشتر پژوهش های پایه در ارتباط با این اکوسیستم ضروری است زیرا مسئولیت حفظ میراث های طبیعی بر دوش نسل کونی است تا سهمی برای نسل آینده باقی بماند.
ویژگی های جنگل های مانگرو
وجه تسمیه: مانگرو واژه ای از هند غربی و مشتق شده از لغت پرتغالی Mango به معنای انبه و لغت انگلیسی Rove به معنای بیشه است که به درختان و درختچه هایی اطلاق می شود که در سواحل دریاها و اقیانوسها قرار دارند و در آبهای مناطق استوایی و نیمه استوایی اجتماعاتی را شامل می شوند که پراکندگی آنها محدود به مناطق جزر و مدی می شود.
ویژگی های گیاهی:
مانگروها از هالوفیتهای نهاندانه باتلاقی 2 هستند. شامل گیاهانی تک لپه و دولپه اند واز نظر طبقه بندی دارای شباهت یکسان نیستند. مانگروها شامل 8 تیره و 12 جنس و حدودا 80 گونه مختلف اند و پراکندگی آنها محدود به جنوب شرقی اسیاست (حدود 65 گونه).

عوامل موثر در پراکنش مانگروها

عواملی از قبیل شرایط آب و هوایی و جزر و مد و بافت و ساختمان خاک و شوری آب فاکتورهایی هستند که رویشگاه و پراکنش مانگروها را محدود و مشخص می سازند.
1- درجه حرارت: این گیاهان محدود به نواحی گرم که میانگین درجه حرارت هوا از 19 درجه سانتیگراد بیسشتر است هستند. مناطقی که میانگین حرارت ماهانه آنها کمتر از 19 درجه سانتیگراد باشد در خارج از محدوده اکولوژیکی قرار می گیرند. این گیاهان تحمل نوسانات زیاد حرارت تا (10 درجه) را حتی در رویشگاههای طبیعی خود ندارندو در این شرایط رشد و توسعه آنها رضایت بخش نیست. به طور کلی در مکانی که مانگرو می روید آب همیشه گرم است.
2- موجهای شدید کرانه و فعالیتهای جزر و مدی: چون مانگرو به مکانهای آرام مثل خورها و دلتاها نیاز دارد، موجهای شدید باعث محدود شدن توسعه مانگروها می شوند. امواج شدید نهالها را از بین می برند و رسوبات نرم را فرسوده می کنند. به علت فرآیندهایی که در خاک و بستر رویشگاه رخ می دهد بهترین پراکنش مانگروها را مربوط به مناطقی با بالاترین مد و پایین ترین جزر دانسته اند.
3- رسوبات دانه ریز: نهالهای این گیاهان در خاکهایی که دارای بافت نرم شامل سیلت، رس و مواد آلی باشد به خوبی رشد می کند و خاکهای آتشفشانی محل رویش مانگرو را حاصلخیز می سازد ( اگرچه رسوبات کوارتزی و گرانیتی خاکهای فقیری هستند) به هرحال اجتماع گیاهان مانگرو سبب تشکیل خاکهایی با عناصر بسیار ظریف و ریز با بافت سنگین می شود که با مواد الی و ترکیبات بسیار غنی سولفوره همراه است. منشا ترکیبات سولفوره را می توان نتایج فرایندهای زیر دانست.

 


الف) احیای کربنات کلسیم آب در یا در مجاورت ماده آلی
ب) تحت تاثیر تثبیت انتخابی این سولفات در ریشه گیاهان و احیای آن در بافت گیاه در اثر متابولیسم درختان
به نظر می رسد مادامی که خاکها در مرحله هوازی قرار دارند سولفوره و یقینا شور هستند چه این خاکها در محل لب شور خلیج های دهانه با کولابهای ساحلی تشکیل می شوند. وقتی این خاکها به مرحله هوازی می رسند سولفوره ها اکسیده می شود و سولفاتهای اسیدی مختلف که بیشتر از جنس آهن و همچنین آلومینیم و منگنز هستند ایجاد می کنند و قسمتی از شوری آن هم در خاک باقی می ماند.

درختان جنگلهای مانگرو چگونه در آب رشد می کنند؟
شناور بودن میوه و دانه گیاهان مانگرو بهترین مکانیسم تولید مثل و انتشار در شرایط خاص ساحلی است. دانه های بارور شده از همان ابتدا از گیاه اصلی نمی افتد، بلکه از قاعده میوه شروع به جوانه زدن می کند و روی گیاه ریشه و ساقه های نیزه مانند رشد می کنند. این مرحله یک تا سه سال طول می کشد و گیاهی با حدود یک متر طول، از گیاه مادری جدا می شود، داخل آب می افتد و زندگی را مستقلا ادامه می دهد. گیاهان جدید روی آب دریاها به حالت افقی قرار می گیرند و به سرعت حرکت می کنند و بعد از رسیدن به آبهای تازه مثل تالاب ها به حالت عمودی در می ایند تا ریشه ها به سمت پایین قرار بگیرند و بتوانند در گل و لای، ریشه بدوانند. بعضی از گونه حتی می توانند به مدت یک سال روی آب دریا معلق بمانند.
در گونه Avicenna marinaکه گونه بومی استان هرمزگان است نحوۀ تکثیر به شکل دیگری است. در این گونه و گونه های نظیر آن، جوانه های بذر وقتی از گیاه مادری می افتد، هنوز داخل یک پوسته قرار دارند و در این حالت روی آب شناور می مانند که گاهی 3 یا 4 روز طول می کشد و پس از تثبیت در خاک شروع به رشد و نمو می کنند.
درختان جنگل های مانگرو چگونه آب شور دریا را به آب شیرین تبدیل می کنند؟

از خصوصیات منحصر به فرد گیاهان مانگرو (حرا) که آنها را از سایر اکوسیستم ها مجزا می کند، قابلیت مقاومت به غلظت بالای نمک در آب اطراف ریشه هاست. اولین خط دفاعی بسیاری از گیاهان مانگرو ممانعت از ورود نمک به داخل گیاه به وسیله خاصیت نیمه تراوایی ریشه و جذب انتخابی و فیلتر کردن املاح است.
روش دیگر سازگاری، ترشح سریع نمکی است که وارد سیستم گیاه شده است. برگهای بسیاری از گونه های مانگرو غدد نمکی ویژه ای دارد. به جرأت می توان گفت این سیستم، یکی از فعالترین سیستم های ترشح کننده نمک است که تا کنون شناخته شده است تا جایی که در گونه هایی از این گیاهان، می توان نمک را بر روی یرگهای آن دید، ولی در برخی گونه ها که به واسطه مکانیسم اول از خشکی اجتناب می کنند با ظاهری متفاوت جلوه گری کرده نمک به اندام های آنها نمی رسد و برگها شور نیستند.
جمع آوری نمک و تغلیظ آن در برگهای پیر در حال ریزش پوسته مرده گیاه، راهکار دیگری است که گیاهان مانگرو برای رهایی از شوری به کار می برند، علاوه بر این فعل و انفعالات، وجود کوتیکول های پوسته موجود روی برگ درختان، واکسی بسیار ضخیم با پرزها و زایده های مو مانند متراکم برای کاهش فراتراوش آب و تعرق، از دیگر شاخص های درختان جنگل های مانگرو است.این خصوصیات باعث کاهش جذب آب و کاهش ورود نمک ها که همراه با جذب آب به گیاه وارد می شوند می گردد. در این گیاهان روزنه های برگ در زیر برگ واقع شده اند که منجر به تعرق کمتر آب می شوند.
بسیاری از این درختان در مقایسه با سایر گیاهان سیستم ریشه گسترده تری در زیر زمین دارند. البته ریشه های اصلی این گیاهان از عمق دومتری پایین تر نمی روند، که دلیل آن کمبود اکسیژن در اعماق بیشتر زمین است.
شکل

از درختان جنگلهای مانگرو در جهان چه استفاده هایی می شود؟
تقریبا در اکثر نقاط دنیا از گونه های مانگرو به عنوان هیزم استفاده می شود و در برخی مناطق، حتی به عنوان منبع اصلی درآمد مردم به شمار می رود. در بنگلادش از چوب این درختان برای تهیه چوب کبریت و کاغذ روزنامه استفاده می شود. در اندونزی که از بزرگترین کشورهای تولید کننده خمیر کاغذ در دنیاست، 20 درصد مواد خام این خمیر از گیاهان مانگرو به دست می آید. در فیلیپین و سوماترای اندونزی نیز این درختان نهایتا به کاغذ تبدیل می شوند.
بعضی گونه ها نوعی مواد خام بسیار مقاوم تولید می کنند که علاوه بر استفاده ی آنها در صنایع چوب به شکل سنتی برای تهیه قند و الکل هم استفاده می شود.
مناطقی که حد واسط رودخانه و دریا قرار دارند، در تمام دنیا از لحاظ اکولوژیکی و زیست محیطی، فوق العاده و به شدت حاصلخیزند. جنگل های حرا هم از این قاعده مستثنی نیستند و با توجه به ویژگی خاصشان، جایگاه خوبی برای رشد ماهی ها و صنعت شیلات هستند. بعضی از ماهیها باید بخشی از چرخه زندگی خود را در جنگل های مانگرو سپری کنند. از این میان می توان به رشد بعضی صدفها اشاره کرد که به ریشه گیاهان حرا متصل شده و قابلیت رشد و پرورش در تالاب ها و مرداب های این جنگل ها را دارند.
بعضی از حلزون ها و میگوها هم زندگی خود را مدیون جنگل های حرا هستند. اما امروز به دلیل آلودگی هایی که در سطح جنگل های حرا اتفاق افتاده است صید آبزیان با کاهش چشمگیری مواجه شده است، چرا که بسیاری از ماهی هایی که لابلای شاخه ها و ریشه های درختان حرا تخم ریزی کرده اند حالا پناهگاهی ندارند.

 

 

 

جنگل های مانگرو

 

یکی از جوامع و چهره های جالب گیاهی ایران جنگل های مانگرو هستند که نواحی ساحلی خلیج فارس و دریای عمان قرار گرفته اند. جنگل های مانگرو ایران در گستره جذر ومد،مصب هاو جزایر بین خورها در طول سواحل کشیده شدهاند که به صورت جوامع کوچک و بزرگ گسسته یا پیوسته دیده می شوند .
یکی از جوامع و چهره های جالب گیاهی ایران جنگل های مانگرو هستند که نواحی ساحلی خلیج فارس و دریای عمان قرار گرفته اند. جنگل های مانگرو ایران در گستره جذر ومد،مصب هاو جزایر بین خورها در طول سواحل کشیده شدهاند که به صورت جوامع کوچک و بزرگ گسسته یا پیوسته دیده می شوند .جنگلهای مانگرو ایران آخرین حد پراکنش جنگل ها در آسیای جنوب غربی به شمار می آید پراکنش جنگل ها در ایران از شرقی ترین بخش دریای عمان در ایران ،در خلیج گواتر شروع می شود و با حرکت به غرب خلیج فارس و زیاد شدن عرض جغرافیای در رویشگاه نایبند در استان بوشهر پایان می یابد جنگل های مانکرو در ایران شامل دو گونه اند:
– Avicennia marina
– Rhizophora mucronta
جنگل های مانگرو با سایر اکوسیستم ها ی جنگلی تفاوت اساسی دارند این جنگل ها نه به خشکی تعلق دارند نه به دریا بلکه مشترک بین آب و خشکی اند.جنگل های مانگرو ایران ،جنگل های یکدست هستند که از گونه حرا تشکیل شده اند در بخش کوچکی ار سواحل جنوبی ایران در خور بندر جاسک گونه چندل نیز در وسعت کم دیده میشود.بخش عمده جنگل ها در نواحی مرکزی خلیج فارس واقع شده اند. بزرگترین جامعه متحد جنگلی در جزیره قشم و محدوده خمیر واقع شده اند که با مسافتی حدود ده هزار هکتار جنگل هایی مترکم،نیمه متراکم،کم تراکم و پراکنده وسیع ترین و مرغوب ترین اراضی جنگلی مانگرو ایران را تشکبل می دهند .این جنگل ها به طور عام ساحلی هستند و در حاشیه رود خانه ها دیده می شوند.
گونه های مانگرو در ایران صفات مشترکی دارند و جهت بقائ از از ویژگی های خاصی برای استقرار پیروی می کنند مهمترین آنها عبارتنند از:
۱) در عرض های جغرافیایی خاص زندگی میکنند (در عرض جغرافیایی ۲۵ تا۲۷ درجه شمالی وطول شرقی۵۵ تا ۶۵ گسترش یافته اند ودر عرض جغرافیایی بیش از ۲۸ درجه اراضی مانگرو قطع می شوند).
۲) محل استقرار آنها در منطقه جذر مدی است واز ساحل شروع و تا آخرین حد اثر جزر ومد ادامه دارند.
۳) مانگرو های ایران ساحلی هستند ودر حاشیه خورها و مصب رودخانه ها مستقراند.
۴) خاک مورد نیازآنها از نوع خاک گل آلود، لجنی ،شور و اشباع از آب هستند.
۵) جهت تطابق با محیط اقدام به بروز ویژگی های خاصی نموده اند که باعث استقرار آنها می شود مهمترین آنها عبارتنند از:
ـ تولید ریشه های هوایی تنفس کننده به نام pneumatophores
ـ خاصیت زنده زایی بذر
ریشه های تنفس کننده به اشکال مختلف در گونه های مختلف تشگیل می شوند که علاوه برنقش تنفس در محیط بی هوازی موجب استقرار گیاه در محیط بی ثبات بستر می گردند همچنین بذر در گونه های حرا و چندل زنده زا است ،زنده زایی در اصل اهرم سازوکار تولید مثل است
۶) به طور عام به صورت درختچه ودرخت با تاج گسترده هستند
۷) در محیط زندگی خود حاکم مطلق بوده و سایر گونه ها قادر به رقابت با آنه نیستند.
۸) در هنگام مد تنها تاج درختان بالاتر از سطح آب قرار میگیرد و بقیه اندام گیاه در زیر آب قرار دارد
۹) دارای خصوصیات خاصی هستند این جنگل ها در حد فاطل خشکی و در زندگی می کنند نه به خشکی مطلق دارند ونه به دریا بلکه بین هر دو اکوسیستم قرار دارند.
۱۰ ) جزر ومد در شکل گیری مانگرو ها نقش اساسی دارد.
۱۱) مانگرو ها نسبت به شرایط محیطی ،آب و هواو شوری مقاومت زیادی دارند که تحمل گونه حرا نسبت به شرایط مذکور بیشتر از گونه چندل است.
● گونه های تشکیل دهنده مانگرو در ایران :
▪ گونه حرا
گونه حرا به نام علمی Avicennia marina از جنس Avicennia واز خاانواده AVICENNIACEAE که به افتخار ابوعلی سینا که اولین بار آن را تشخیص داده نامگذاری گردیده است.حرا بردباری زیادی نسبت به شرایط مختلف اکولوژی دارد و نسبت به تغییرات آب و هوا و شوری از مقاومت زیادی بر خوردار است به گونه ای که در بارندگی های۲۵۰۰ میلیمتر در شرق آسیا تا حداکثر ۲۰۰ میلیمتر در ایران از کیفیت مناسب و یکسان بر خوردار است و دامنه شوری وسیعی از ۳۵ تا ۵۰PPT را تحمل می کند .
خاک مناطق استقرار آن خاکی است غرقابی شور ،ریز دانه و قهوهای تا سیاهرنگ و بد بو .در هنگام مد بخش بیشتر اندام های هوایی در داخل آب قرار میگیرد و فقط تاج درخت مشخص است به همین دلیل به صورت شناور نمایان امی گرددولی در هنگام جزر کلیه اندام های هوای و ریشه های هوایی قابل تشخیص هستند .
اهمیت اقتصاد گونه حرا در ارزشهای مستقیم و غیر مستقیم آن است بخش عمده کاربرد آن به دلیل استفاده از سر شاخه هاست که به مقدار زیاد قطع و مورد تغذیه دام قرار می گیرد ، ارزش های غیر مستقیم حرا عبارتند از جلو گیر از فرسایش سواحل ، حفظ محیط زیست ،تنوع زیستی ، کاهش انرژی امواج و قدرت تخریبی طوفان و مناطق آبزی پروری هستند.
۱) ویژگی های اختصاصی :
گونه حرا جهت سازگاری با محیط ویژگی های خاصی به شرح زیر دارد که باعث بقائ و استقرار در شرایط زیستی دشوار شده است:
ـ ریشه ها
حرا دارای دو ریشه است ریشه اصلی وکم عمق که در زیر خاک قرار گرفته است . ریشه های هوایی تنفس کننده که از ریشه اصلی تشکیل ودر روی خاک قرار می گیرد و با عث تنفس گیاه در محیط بی هوازی اطراف خود میشوند ریشه اصلی به دلیل غلظت زیاد نمک در خاک اشباع از آب پیرامون ریشه و بالا بودن سطح سفره آب های زیر زمینی قادر نیست اعمال فیزیولوژیکی لازم را به تنهایی وبه صورت کامل برای گیاه انجام دهداز این رو اقدام به تولید ریشه های هوایی در سطح انبوه نموده است که به تعداد زیاد و در شعاع گسترده ای دور هر درخت را فرا گرفته است
اهمیت ریشه های هوایی در محیط زیست گونه حرا به شرح زیر است :
الف)تنفس کننده هستند و در واقع به صورت یک سیستم تهویه عمل می کنند، عملکرد ریشه های تنفس کننده بدین گونه است که برای لحظه ای باز می شوند و عدسک آنها تنها اجازه ورود هوا را می دهند ، وقتی که ریشه های تنفس کننده به طور کامل زیر آب می روند اکسیزن بین سلول آن مصرف می گردد و فشار در آن منفی شده و CO۲ تشکیل می شود وقتی ریشه ها از آب خارج می شوند فشار منفی ایجاد شده به دلیل اکسیزن کم شده و عمل تهویه انجام می شود
ب) باعث استقرار گیاه در خاک گل آلود و غرقابی می شود
ج)سیستم استقرار و ریشه دوانی خاص حرا باعث کاهش اماوج شده و حرکات ملایم موجی ایجاد می نماید که علاوه بر تاثیر گذاری در استقرار و بقائ جامعه گیاهی مزبور محل امنی را برای انواع جانوران آبزی فراهم می آورد
ـ بذر

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  27  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله اکوسیستم جنگل های دریایی

دانلودمقاله نقش هنر و ادبیات در آموزش دینی و قرآن

اختصاصی از زد فایل دانلودمقاله نقش هنر و ادبیات در آموزش دینی و قرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


مقدمه
اگر تاریخ را ورق بزنیم و جوامع مختلف را مورد کنکاش قرار دهیم ، نهادهای متعددی را در آن جوامع خواهیم یافت که کارشان آموزش دین بوده است و ما نتیجه می گیریم که « دین » همزاد انسان و یک نیاز قطعی و واقعی برای او بشمار می آید و انتقال آن به نسل های آینده در زمره انتقال میرا ث فرهنگی جوامع است لذا در پی آن آموزش دین نیز یک مسأ له ویژه می شود ، زیرا این مسأله یک گرایش عمومی برای اولیاء است که دین خود را مثل هر میراث دیگر به فرزندان خویش انتقال دهند ، ماده 26 اعلامیه حقوق بشر این اولویت را در انتخاب نوع تربیت ، برای اولیاء به رسمیت می شناسد و علاوه بر آن معلمان بیشماری هستند که آموزش دین را بعنوان رسالتی اصلاح طلبانه دنبال می کنند بعلاوه بر آنکه کنجکاوی در باره دین و گرایش به آن یک رغبت قطعی و فطری در کودکان شناخته شده است که این علاقه و رغبت عموماً در سالهای پایانی دبستان بروز و شدت بیشتری پیدا می کند با این وجود آموزش درس دینی و قرآن در نظام آموزشی ما یک مسأله بسیار مهم و شایسته التفاف است که لاجرم باید به آن پرداخته شود و برای پرداختن به آن لازم است به سؤالاتی از قبیل ذیل پاسخ دهیم که درمعارف اسلامی کودک با چه ویژگیهایی توصیف شده ؟ کودکان مفاهیم دینی را چگونه می فهمند ‍؟ تربیت دینی مناسب فراگیران در سنین مختلف بایستی دارای چه خصوصیاتی باشد؟ کدام مفاهیم و احکام دینی برای آموزش به دانش آموزان دبستانی یا راهنمایی و یا .... مناسب است ؟ و آیا برنامه مه های فعلی تعلیم و تربیت دینی توانسته است آنطور که بایسته و شایسته است موفق باشد ؟ قطعاً برخورداری ازیک نظام تربیتی مطلوب در این مقطع نیازمند پاسخگویی به هر یک از سؤالات مذکور می باشد .
و از طرفی دیگر توجه به ویژگیهای روحی ، روانی و رفتاری فراگیران در مقاطع مختلف بمنظور پاسخ گویی به سؤالات فوق و پی ریزی یک آموزش موفق در تربیت دینی امری اجتناب ناپذیر است چراکه فراگیران با ورود به دوره ابتدایی مواجه با یک تحول اساسی می شوند ، از نظر ظرفیت و توانائیها ی ذهنی ، برای کسب بسیاری از مسایل آموزشی و تربیتی که قبل از ارتباط مستقیم با مدرسه پیدا نکرده بودن آمادگی پیدا می کنند و تحولات عظیمی در ذهن آنها نسبت به مسائل اجتماعی ایجاد می شود با ورود فراگیران به این دوره ( ابتدایی ) علائق شدید بچه ها به وارد شدن به زندگی اجتماعی و دور شدن از محیط زندگی محدود دوره کودکی و همین طور آمادگی بیشتر بر ای سازگاری با محیظ و قبول قواعد و مقررات اجتماعی ، آنان را وارد مرحله جدیدی از زندگی می کند که همه حاکی از فرآیند تحولی است که عمدتاً به دلیل ورود فراگیران به دوره ابتدایی و دوره های دیگر و پاگذاشتن به محیط مدرسه و آموزش و پرورش رسمی ایجاد می گردد و از طرفی دیگر دوره ابتئدایی و سایر دوره های تحصیلی هر کدام متناسب با ویژگیها ی سنی ، ذهنی ، و رفتاری و اخلاقی و اجتماعی و ‍‍‍‍‍‍.... فراگیران دوره شکوفایی بسیاری از استعدادهای دانش آموزان است شامل استعدادهای هنری ، علمی ، ادبی و ... و بسیاری از خلاقیتها که در این دوره ها شکل می گیرد خصوصاً دوره ابتدایی که از اهمیت ویژه ای برخوردار است و هدف بنده هم از ارائه مقاله اهمیتی است که شکوفایی این استعدادها و بهره گیری صحیح و مطلوب از آن می تواند در امر آموزش دینی و قرآ ن درنظام آموزشی ما داشته باشد انشاء الله که بتوانم حق مطلب را ادا نمایم .
ان شاء ا...
سید محمد حسینی دقیق
آبانماه 85

 

 

 

خلاء بهره گیری از ادبیات و هنر در آموزش دینی و قرآن در نظام آموزشی فعلی
قبل از اینکه بنده بخواهم در خصوص نقش هنر و ادبیات در آموزش دینی و قرآن سخن بگویم لازم است شناختی نسبی در خصوص وضعیت فعلی نظام آموزشی و میزان بهره گیری از ادبیات و هنر در آموزش دینی و قرآن داشته باشیم .
الحمد الله به برکت انقلاب اسلامی ، ملتی داریم با سرمایه های معنوی با ارزش و توانمندیهای بسیار اما نکته قابل تأمل این است که ما چه اندازه توانسته ایم از این سرمایه ها و توانمندیها استفاده کنیم .
برای روشن شدن موضوع سخنی از آقای بهرامپور نقل می کنم ایشان می فرمایند « دوستی زیرک و با هوش که برای تحصیل به کانادا رفته بود می گفت : اگر بخواهیم سرمایه های معنوی خودمان را با غرب مقایسه کنیم ، باید به خودمان نمره 100 بدهیم و به آنها نمره ده ولی فرق ما با آنها در این است که متأ سفانه ما از 100 سرمایه معنوی ، تنها یکی را استفاده می کنیم ولی غرب از ده سرمایه خود به اندازه نه استفاده می کند » نظام آموزشی ما متشکل از نظام کاری و فعالیت معلم در آموزش و پرورش بگونه ای است که به معلم فرصت علاقه مند شدن به علم ، هنر و ادبیات را نمی دهد و طبیعتاً انتظار نابجایی است که از دانش آموزان بخواهیم که عاشق علم ، دین ، ادبیات و هنر شوند مگر میشود فردی که خودش عاشق نیست بتواند عشق آموزی کند .
ذات نایافته هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش
در ادامه بنده خلاء بهره گیری از ادبیات و هنر را در آموزش دینی و قرآن از زاویه ای دیگر مورد بررسی قرار می دهم و آنهم از نظر تکنولوژی آموزشی .
عصر امروزی را عصر انفجار دانش و اطلاعات بشری نام نهاده اند بگونه ای که ما هر روز شاهد پیشرفت های گوناگون علمی در زمینه های مختلف می باشیم و این سرعت بطور سرسام آور حرکت رو به جلو خود را ادامه می دهد بگونه ای که بنا بر پیش بینی دانشمندان سرعت پیشرفت علوم بحدی است که درسال 1400 هجری شمسی از اول فروردین تا پانزدهم خرداد سال 1400 یعنی در مدت زمان 75 روز پیشرفت ها و کشفیات و اختراعات بشر در این فاصله کوتاه با تمامی پیشرفت ها و کشفیات و اختراعات قبل از آن از ابتدا تا آن زمان برابری می نماید پس با این وجود ما ناگزیر به بهره گیری از پیشرفت ها و فن آوریها ی علمی روز در امور آموزش می باشیم که در این زمینه نظام آموزشی ما نتوانسته است آنگونه که بایسته و شایسته است از این فن آوریها بهره لازم را ببرد بگونه ای که در تقسیم بندی سازمان علمی آموزشی یونسکو از میزان بهره گیری کشورها از تکنولوژی آموزشی کشورها را به دو دسته شمال و جنوب تقسیم نموده است کشور های شمال کشور هایی هستند که نظام آموزشی آنها باز خورد مناسبی دارد و خروجی های نظام آموزشی آنها می توانند انتظارات نظام کشورشان را چه در جهت ارتقاء توانمندیهای فردی و تکامل شخصی و چه در جهت اجتماعی بر اورده نمایند و بخوبی در جامعه خود ایفای نقش کنند و دسته دوم کشورهای جنوب می باشند که خروجی های نظام آموزشی آنها باز خورد مناسب ندارند که متاسفانه کشور ما هم در زمره کشورهای جنوب می باشد چرا که ما فرصت های طلائی که می تواند در جهت کسب علم و دانش و پرورش مهارت های فکر کردن ، مهارت اجتماعی شدن ، مهارت های فنی جهت آماده شدن برای ورود به عرصه زندگی واقعی و اجتماعی شدن را هدر داده ایم حتی در آموزش دینی و قرآن چرا که امور دینی و قرآنی در زمره سایر دروس قرار داده و فکر می کنیم که امروز دانش آموزی دین مداراست و ارزشهای دینی را فرا گرفته است که بتواند از دین تعریفی زیبا و روان ارائه دهد همان گونه که در کتابهای دینی دوره ابتدایی و راهنمایی ما دین را اینگونه معرفی کرده بودند و تمامی ارزشهای دینی و والای آن را در قالب تعاریفی ذهنی برای دانش آموزان ارائه داده بودند اما الحمد الله با تغییر کتابهای دینی در مقطع ابتدایی گامهای مثبت و موثری برداشته شده اما باز هم یک خلاًء بزرگ در آموزش دینی و قران در نظام آموزشی ما مشهود است و آن هم اینکه ارائه و تالیف کتابهای دینی با این غنای دینی و و مبتنی بر نیازهای روحی و روانی کودک یا در نظر گرفتن تمامی اصول اصول روانشناختی و ... آنها متاسفانه در امر ارائه و آموزش آنها راهکارهای مناسب معرفی نگردیده پس باید با روشهای زیبا و بدیع و نو آورانه این مفاهیم ارائه شود که اصل سخن من هم روی همین صحبت آخر است که باز هم اشاره ای به تکنولوژی اموزشی و آموزش موفق داشته باشم امروزه از دیدگاه تکنولوژی آموزشی ، آموزشی موفق است که تنبیهی بر خط زنجیره ای طراحی – اجراء و ارزشیابی استوارباشد یعنی معلمین ما باید دارای تفکر تدریس باشند و با یک نگرش سیستمی به کلاس درس و آموزش انجام وظیفه نمایند که اگر این اتفاق بیافتد ما می توانیم از شیوه های نو و خلاقانه در آموزش دینی و قرآ ن بهره بگیریم که شاید یکی از بهترین راههای بهره گیری از شیوه های نو استفاده از ادبیات و هنر بعنوان دو مقوله مورد علاقه و روز و توجه بچه ها درآموزش درس دینی و قرآن باشد .
چرا‍ ؟ ادبیات و هنر
امروزه کار معلم تنها انتقال یک سلسله مفاهیم به دانش آموزان از طریق نشانه های گفتاری و نوشتاری نیست بلکه مهمترین وظیفه او این است که بداند چه چیزی را به چه کسی و با چه روشی می باید ارائه نماید از این رو معلم خوب کسی نیست که تنها یک مطلب را خوب بداند بلکه معلم شایسته کسی است که بتواند مطلب را متناسب با سن و ویژگیهای اختصاصی دانش آموزان و آنهم با زبانی مناسب حال او ارائه نماید .

 

که در این راه با بهره گیری از ادبیات و هنر می توانیم گامهای بلند و موثر برداریم چرا که ادبیات یکی از قلمروهای بسیار مهم و گنجینه فرهنگی هر جامعه زبانی است و فرهنگ ارزشهای دینی و معنوی آن در درجه اول در رفتار و کردار و شیوه زندگی ، عادات و رسوم و روشهای افراد آ ن کشور در مبارزه با مسائل و مشکلات تجلی می یابد و انسان به یاری ادبیات و هنر است که نتوانستن های خود را در ساحت واقعیت جبران می کند و به آنچه که باید باشد و نیست رنگ عینت و تجلی مخصوص می بخشد قطعاً ادبیات و هنر انسان را از دایره تنگ تفرد و درون گرایی محض خارج کرده و در مسیر تعامل و تکامل اجتماعی و انسانی قرار می دهد و پر واضح است که انسانهایی که آثار ادبی را مطالعه می کنند و یا دستی در هنر دارند معمولاً دارای افق اندیشه وسیع تر و ژرف تری نسبت به مسائل جهان دارند و می توانند آزادانه از مرز دنیای واقع فراتر رفته و در اوج زیبایی خود ساخته یه پرواز در آیند و در این رهگذر رویاهای نا ممکن را ممکن سازند علاقه مندی به ادبیات و هنر و فراهم نمودن زمینه بهره گیری از آن برای دانش آموزان باعث گسترش و حس زیبا شناسی آنان ، تبلیغ ارزشهای معنوی ، آشنایی با الگوهای رفتار انسانی والاً گسترش باورها و نگرش های مثبت و به طور کلی آزادی انسان از فشارهای ناشی از زندگی مادی می گردد .
و از طرفی اگر ما بتوانیم با بهره گیری از ادبیات و هنر دانش آموزان را علاقمند به امور دینی و قران نمائیم در حقیقت دریچه هایی شفاف به دنیای اطراف دانش آموز باز می شود که با پیشرفت کار آموزشی این پنجره و شفافیت آن بیشتر می شود و با وجود چنین دریچه هایی دانش آموزان دنیا و زیبایی های آنرا بهتر می بینند و نتیجتاً علاقه بهتری به هنر پیدا کنند چرا که اعتقاد داریم ، مبانی دینی ما منطبق بر حکمتهای جهان هستی و منطبق بر فطرت انسانی است و قطعاً آگاهی بیشتر از حکمتهای جهان هستی باعث رشد دینداری خواهد شد . و در پایان این صحبت سخنی از استاد جعفر سبحانی را اشاره می نمایم .
ایشان می فرمایند " علم و دانش ، مطالعه و بررسی آثار دانشمندان ، غور در قوانین آفرینش ،‌مایة شکفته شدن عقل و خرد می گردد ، چنانچه ممارست با گناه و همنشینی با بدکاران ، دیدن مناظر معصیت ، مایه ضعف شنوایی و بینایی خرد گردیده و زشتی بسیاری از کارها را از میان می برد . "

 

 

 

 

 


راههای بهره گیری از ادبیات و هنر در آموزش دینی و قرآن
آموزش دین فرایندی فراگیر از ژرفا و آرام است که این سه ویژگی گاهاً مورد غفلت واقع شده ، اساساً دین مفهومی فرا گیر دارد و شاید به دلایلی دین را کنار سیاست ، اقتصاد ، فرهنگ و غیره قرار دهند ، لکن دین از نظر خود دین و دین باوران چیزی در کنار بقیه چیزها نیست بلکه بالاتر از آن ، نوعی تلقی از همه چیز است پس همه شاخه های زندگی را در بر می گیرد
در قران کریم می خوانیم :
" قل ان صلواتی و نسکی و محیا ومعاتی لله رب العالمین "
همچنان که زندگی ، از ابتدای تولد تا مرگ را در بر می گیرد .
به این ترتیب دین یک بار گرانی که برزندگی کودک تحمیل می شود و او را در طی این راه یکه می زند نیست که در چنین صورتی دین یقیناً مزاحم زندگی اوست . در حالی که دین یک نوع زندگی کردن است یعنی راهی برای زندگی و یک نوع تلقی از زندگی است لذا دین در زندگی بچه ها مثل حلول یک روح پاک در جسم باید در بازی ، کار همه دروس و همه چیز کودک دمیده شود .
دین ، جایی خاص فرضاً مانند ساعت سوم روز شنبه در برنامه هفتگی ندارد دین بیش از تاکید بر ساعتی خاص ،‌ باید در برنامه ها حضور داشته باشد بلکه بیش از آن دین در فضای جامعه و زندگی و اندیشه و احساس باید تجلی کند .قطعاً فراگیری دین چشم انداز فراخی در یافتن مدخلی برای آموزش دین پیش چشم ، قرار می دهد این مدخل هیچ مانعی تدارد که بازی کودکان باشد . آن هم نه بصورت تحمیل مثلاً در ورزش باستانی و خودی ما در زورخانه ورزش پهلوانی ، فرهنگ دین نفوذ اساسی دارد .
حتی در مذاهب دیگر نیز بهره گیری از هنر و ادبیات نیز مدخلی است برای آموزش و ایجاد علاقمندی به دین بگونه ای که آقای " عادل توفیق عطاری " در کتاب " القربیه الیهودیه فی فلسطین المتحله والدیا سپورا " نوشته
" قهرما نان توراتی مثل قصه حضرت داود ، طالوت و جالوت ، مدخلی برای آموزش دین است یا جشن زیبای بابا نوئل دوست داشتنی ، یک مدخل برای ایجاد علاقمندی به دین است همچنان که سرودهای کودکانه ، این نقش را در مسیحیت بازی می کند ."
پس با مقدمه ای که ذکر کردم امروزه بهره گیری از ابزارهای خلاق و جذاب در کیفیت بخشی به آموزش دینی و قران در مقاطع مختلف تحصیلی ما ضروری به نظر می رسد و قطعاً مریبان و معلمان با تجربه و آگاه و علاقمند با بهره گیری از ابزارها و شیوه های خلاق و نو و متناسب با نیاز و رغبت فرا گیران خود می توانند در دستیابی به اهداف آموزش دینی در دوره های مختلف به فراگیران موفق عمل نمایند .
در این قسمت و در ادامه تعدادی از شیوه های هنری که می تواند بصورت کاربردی در آموزش دینی و قران مورد استفاده قرار گیرد را ارائه می نمایم البته لازم بذکر است که بنده مرز بندی بین بهره گیری از آموزش زبان هنری و ادبی در درس دینی و قران ایجاد نمی نمائیم چرا که معتقدم که بهره گیر ی از ادبیات و هنر همه به نوعی نشان دهنده هنر و خلاقیت و ابتکار معلم و فراگیران است .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  35  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله نقش هنر و ادبیات در آموزش دینی و قرآن