زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله ریاضیات مهندسی پیشرفته

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله ریاضیات مهندسی پیشرفته دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

این مقاله دارای شکل ها و فرمول های زیادی است که در سایت قابل نمایش نیست
آنالیز فوریه
تابع f(x) را تابع متناوب یا دوره ای می گوئیم (Periodic foretion) هرگاه عددی مثل 2L پیدا شود به قسمی که داشته باشیم f(x) = f(x + 2L)
2L f(x) = f(x + 2L)
2L = 2x Exampel : Sin x , Cos x
2L = x Exampel : tog x , Cot x

 

 

 

 

 

اگر توابعی متناوب باشند ولی Sin x و Cos x نیستند با استفاده از سری فوریه این توابع متناوب غیر سینوسی و غیر کسینوسی را بر حسب توابع سینوسی و کسینوسی به دست می آوریم . به عنوان مثال :

 

 

 

 

 

 

 

Sin x dx = Sin x dx = 0

 

Cos x dx = 2 Cos x dx =0

 

Sin mx . Cos nx dx = m, n به ازای هر

 

Sin mx . Sin nx dx =

 

Cos mx . Cos nx dx =

 

نکته : حاصلضرب هر عدد طبیعی 2L می شود دوره تناوب آن تابع

 

2L n(2L)
f(x) = Sinx Sinx = Sin(x + 2 ) = Sin(x + 2n )

 

به ازای n = 1 دوره به دست ‌آمده را دوره تناوب اصلی یا اساسی می گویند .

 

Sin mx دوره تناوب :
Sin 2Lx دوره تناوب :

 

X(- , ) t = ( - L , L)

 

Sin x Sin x dx

 

Sin x . Sin x dx =

 


c هر عدد حقیقی می تواند باشد ولی برای سادگی c را برابر صفر یا -L در نظر می گیریم .
جای تذکر این است که جواب مسئله نصف دوره تناوب است در این جا 2L است, نصف آن L است و در مواردی نیز یعنی در سینوس و کسینوس 2 بوده که نصف آن می باشد .

 


Cos x . Cos x dx =

 

Sin x . Cos x dx = 0

 

= v1 I + v2 j + v3 k = u1 I + u2 j + u3 k
. = Cos . = u1v1 + u2 v2 + u3 v3

 

. =

 

اگر بردار v بر بردار u عمود باشد مقدار صفر است یا تعبیر هندسی این که v بر u عمود است یا تصویر v بر بردار u یک نقطه است .

 

u v . = 0

 


u . u = 2 =

 

Sin nx , Cos mx Sin ix . Cos jx (x) = n

 

1 =
2 =

 

(x) . (x) dx = 0
این مجموعه توابع متعامد هستند

 


(x) dx = N نرم تابع

 

برای به دست آوردن بردار یکه توابع 1 , 2 داریم :

 

orthonomal مجموعه توابع یکه

 

به عنوان مثال مجموعه توابع یکه Sin x عبارتند از :

 

 

 

I و j و k را می توان پایه های یک مختصات سه بعدی هستند بردارهای یکه I و j و k مستقل از هم هستند یعنی نمی توان بر حسب همدیگر به دست ‌آورد, به عبارتی یکی را نمی توان بر حسب دیگری محاسبه نمود و به دست آورد .
نسبت مقدار تابع (مقدار ثابت), پس استقلال خطی دارد یعنی نمی توان پایه های مختصات یک دستگاه در نظر گرفت .

 

f(x) = + (an Cos x + bn Sin x )
رابطه بالا سری فوریه تابع f(x) نامیده می شود .
ضرایب اولیه فوریه :
A0 = f(x) dx = f(x) dx
An = f(x) Cos x dx = f(x) Cos x dx
Bn = f(x) Sin x dx = f(x) Sin x dx

 

f(x) = + (an Cos x + bn Sin x )
f(x) = + a1 Cos x + a2 Cos x + …… + an Cos x + …… + b1 Sin x
+ b2 Sin x + b3 Sin x + …….. + bn x + ……
از طرفین انتگرال می گیریم .

 

الف : f(x) dx = dx + a1 Cos x dx + a2 Cos x dx
+ …… + an Cos xdx + ……+ b1 Sin x dx

+ ……. + b2 Sin x dx + ……. + bn Sin x dx
+ …….

 


f (x) dx = x = = . 2L = La0

 

a0 = f (x) dx
a0 دو برابر مقدار میانگین تابع f (x) از بازه -L تا L تابع می باشد .

 


F (x) = f (x) dx

 

 

 

طرفین رابطه را در x Cos ضرب می کنیم :

 

f(x) Cos x dx = Cos x dx + a1 Cos x Cos x dx
+ a2 Cos x Cos x dx + ……………….
+ an Cos x Cos xdx + ………………….
+ b1 Sin x Cos x dx
+ b2 Sin x Cos x dx + ……………….
+ bn Sin x Cos x dx + ………………..
an . L an f (x) Cos x dx

 

برای به دست آوردن رابطه شماره 4 طرفین را به x Sin ضرب می کنیم و انتگرال می گیریم .
f (x) Sin x dx = Sin x dx + a1 Cos x Sin x dx
+ a2 Cos x Sin x dx + ……………………
+ an Cos x Sin x dx + ……………………
+ b1 Sin x Sin x dx
+ b2 Sin x Sin x dx + …………………….
+ bn Sin x

 

f (x) =

 

 

 


دوره تناوب 2L = - (- ) = 2 L =
A0 = - dx + x dx = - = - (0 – (- ) ) +
a0 = -1 +

an = f (x) Cos x dx = -1 . ( Cos x ) dx + x Cos xdx

an = - Cos n x dx + x Cox nx dx

 


an = - Sin nx
= ( Cos n - 1 ) = =

 

an = n odd به ازای

 

bn = -1 Sin nx dx = x Sin nx dx
= Cos nx
= - Cos = +
f (x) =

 

نکته : بسط توابع زوج شامل جملات کسینوسی است .
Piecewise Continvovs fonction (p . c) تابع پیوسته قطعه ائی
تابع f(x) را در بازه باز یا بسته a و b پیوسته قطعه ائی گوئیم هرگاه بتوان بازه a و b را به زیر بازه های کوچکتری تقسیم یا افراز کرد به قسمی که :
الف : f(x) در هر کدام از زیر بازه ها پیوسته باشد .
ب : حدچپ و حدراست f(x) در هر یک از زیر بازه ها مقدار معین یا محدودی باشد یا به عبارتی مقدار حد موجود باشد
به عنوان مثال اگر تابع زیر را در نظر بگیریم :

 


1 : f(x) =

تابع فوق در هر یک از زیر بازه ها وجود دارد ولی وقتی حد آن به یک میل می کند حد چپ و راست با هم برابر نیستند پس ما نمی توانیم برای آن سری فوریه به دست آوریم .
f(x) = -2 2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نکته : تفاضل حد چپ و حد راست تابع در یک نقطه تابع می گویند
R . H . L -L . H . L = J
Sing le – Valued تابع تک ارزشی یا تک مقدار
تابع f (x) را تابع تک ارزشی گویند هرگاه به ازای هر m متعلق به دامنه تابع فقط یک مقدار به f(x) به دست آید اگر به ازای x چندین مقدار به f(x) به دست آید گفته می شود تابع چند ارزشی است .
( y2 = x )
قضیه :
- اگر f(x) یک تابع متناوب تک ارزشی و به طور قطعی پیوسته باشد آنگاه سری فوریه متناظر
بر نقاط پیوستگی به خود ( f(x) =
F(x) و در نقاط نا پیوستگی به میانگین حد چپ و راست تابع میل می کند .

 

نکته :به ازای یک نقطه, سری به نقطه ای میل می کند, به این همگرائی point wise می گوئیم یا به عبارتی می گوئیم سری به طور نقطه ائی همگرا است .
= 0 0
سری به طور میانگین همگرا است .

 

 

 

 

 

F(x)

 

 

 

 

 

F(x) = Sinnx

 

به ازای = x داریم :
= (2n +1) + Si
حال نقطه ای را در نظر می گیریم تابع در آنجا پیوسته نیست پس طبق قضیه دیر باید تابع به مقدار میانگین میل کند یعنی :
- 1 + 0

 

قضیه 1 :
اگر f (x) یک تابع متناوب با دوره تناوب 2L تک ارزشی و به طور قطعه ائی پیوسته باشد در صورتی که f(x) تابع زوج باشد (نمودار آن نسبت به محور قائم دارای تقارن است ) آنگاه سری فوریه متناظر این تابع فقط شامل جملات کسینوس خواهد بود ضرائب از روابط زیر به دست می آیند .
f(x) =
bn = 0
an = n = 0 , 1 , 2 , …..
چون این سری شامل جملات کسینوسی است معروف به سری فوریه کسینوسی است
(Fooriers Cosine Series) چون از تابع در نصف دوره تناوب انتگرال می گیریم به سری فوریه نیمه دامنه کسینوسی نیز می گویند . (Holf – range Expansion )
قضیه 2 :
اگر f(x) یک تابع متناوب با دوره تناوب 2L, تک ارزشی و به پیوسته و فرد باشد أنگاه سریر فوریه متناظر این تابع فقط شامل جملات سینوس خواهد بود روابط اولر فوریه به صورت زیر در می آید
F(x) =
Bn = 0
Bn =

 

چون این سری شامل جملات سینوسی است معروف به سری فوریه سینوسی است چون از تابع در نصف دوره تناوب انتگرال می گیریم به سری فوریه نیمه دامنه سینوسی نیز معروف است .
ما می توانیم برای تابع هر نوع سری فوریه بنویسیم که عبارتند از سری فوریه, سری سینوسی فوریه, سری کسینوس فوریه مثال :
F(x) =

 


2L =
a0 = x dx + 0 dx = . =
an = x Cos x dx = x Cos 2nx dx
=

 

=
bn = n Sin 2n x dx =
= -

 


سری فوریه تابع علارت است از :
f(x) = Sin 2nx
حال برای این تابع سری کسینوسی و سری سینوسی می نویسیم در سری کسینوسی از جملات سینوسی وجود ندارد و در سری سینوسی جملات کسینوسی وجود ندارد . برای نوشتن فوریه تابع را نسبت به مختصات قرینه اش را پیدا می کنیم .
F(x) =

 


2L = 2 L =
دوره تناوب بردار 2 است , برای تابع فرد فقط ضریب bn داریم :
F(x) f(-x) = -f(x)
A0 = 0
Bn = f(x) Sin ndx = ( x Sin nxdx + 0 Sin nx dx )
= (- Cos nx + Sin nx ) =
Cos =

 

Sin =

 

F(x) = Sin nx
برای نوشتن سری کسینوسی قرینه تابع را نسبت به محور قائم به دست می آوریم .
باز دوره تناوب برابر 2 است .

 

 

 

F(x) = an = f(x) Cos xdx

 

an= x Cos nx dx = =
a0 = xdx = x2 =
f(x) =
مثال : برای تابع فوق سری فوریه و سری سینوسی فوریه و سری کسینوسی فوریه را بنویسید :
F(x) =

 

 

 

 

 

2L = 2 L =

 

a0 = f(x) dx = ( (x + ) dx + dx)
= ( + x + x ) = +1
an = f(x) Cos xdx = ( (x+ ) Cosnxdx + Cos nxdx )
(x+ ) Cos nx
+
1 Sin nx an= ( Sinnx+ Cosx + Sinnx )
0 - Cos nx an = ( - Cos ) = (1- Cos n )
an =

 

bn = f(x) Sin xdx = ( (x+ ) Sin nxdx + Sinnxdx )

 

( x+ ) Sin nx
+
1 - Cos nx bn= (- Cos x + Sinnx - Cosnx )
0 - Sin nx bn= (- . 1+ 0 - Cos + )
bn = - - (Cos n - 1 ) = - ( + (-1)n –1 ))
f(x) = + Cos nx - ( + ((-1)n –1)) Sin nx
یا Cos (2n –1) x
برای نوشتن سری سینوسی فوریه تابع را نسبت به محور مختصات قرینه اش را پیدا می کنیم.

 

2L = 4 L = 2

 


bn = Sin xdx +

 

 

 

 

 

برای نوشتن سری کسینوسی فوریه تابع را نسبت به محور قائم قرینه اش را پیدا می کنیم .

 

 

 

شکل های دیگر سری فوریه :
الف : شکل تابع مرکب یا هارمونیک n ام
F(x) = + (an Cos x + bn Sin x)
=
می دانیم که سینوس و کسینوس بر هم عمودند پس فرائب آنها نیز بر هن عمودند پس
= Cos و = Cos برای سینوس
نیز این دو رابطه برقرار است به و زاویه های فاز می گویند
اگر مقدار مثبت باشد تقدم فاز و اگر مقدار منفی
باشد تاخیر فاز است.

 

 

 

F(x) = +
= + Cos ( x - ) = + Sin ( x + )
An = دامنه مرکب یا هارمونیک

 

A0 =
اگر این سری را بر حسب ترکیب موجها بنویسیم :
F(x) = A0 + An Cos ( x - ) = A0 + An Sin ( x + )
اگر زاویه مقدار مثبت باشد با توجه به رابطه بالا به ازای 0 = x , Cos داریم, یعنی این موج ترکیبی دیرتر از موج ترکیبی دیگر موج ها به نقطه مورد نظر می رسد در این حالت می گوئیم این موج تاخیر فاز دارد .
ب : شکل مختلط یا نمائی سری فوریه
F(x) = + ( an Cos x + bn Sin x)
برای سینوس و کسینوس از فرمول اویلر استفاده می کنیم
= Cos iSin

 

f(x) = +
= +
= +
f(x) = +
f(x) = c0 + (cn + (e-n
f(x) = en
cn = c-n =
cn = =
=
cx=
cn + c-n = an
c-n – cn = -ibn
en . c-n =
مثال: برای این تابع سری فوریه و شکل مرکب سری فوریه و شکل مختلط سری فوریه را بنویسید
F(x) =

 

2L = 2 L=

 

 

 

a0=

bn= -

 

f(x)=
f(x)=
f(x)=
s1(x)= s2=
s3(x)= sN=

 

اگر جملات به بی نهایت میل کند قسمت پرشها نیز به صفر میل می نماید این پدیده بنام پدیده کنبر معروف است.
A0=
AN=
امn دامنه هارمونیک:f(x)=
F(x)=
Cn=
c-n=
f(x)= این یک جمله حقیقی است مختلط نیست
f(x) =

 

مثال : شکل نمائی یا مختلط سری فوریه را پیدا کنید :

 


2L =6 L = -3

 

 

 

 

 

Cn=
Cn=

cn=
cn=
cn = - (
cn =
= -
cn=
f(x) =
کاربرد سری فوریه در حل معاملات دیفرانسیل معمولی
F(x) = تابع متناوب ay”+by’+cy= f(x)
ما میخواهیم پاسخ مستقیم را به محرکهایی چون یا را بدست می آوریم
ابتدا یرس فوریه تابع f(x) را مینویسیم با توجه به سری بدست آمده جواب خصوصی معادله دیفرانسیل داده شده را در نظر گرفته و با استفاده از روش ضرائب نامعین ضرائب جواب خصوصی را تعیین میکنیم .
جواب عمومی مسئله حاصل جمع جواب خصوصی و جواب قسمت همگن است تعیین ثابتهای انتگرال گیری با استفاده از شرائط مرزی یا اولیه داده شده یا جواب عمومی بدست می آید .
Y”+9y=f(x) f(x)= cos hx -3
Y(0) =0 y’(0)=2

 

2L=6

 


a0=
an =

 


an =
an =
an =
an =
an =(-1)n = (
an =(-1)n = (
f(x) =
y = y = sin h3 + cos x
yc (x) = c1 sin 3x + c2 cos 3x yP1 (x) = A= sin h3
yP2 (x) = A1cos x + A2 sin x
- A1 cos x - A2 sin x + 9A1cos x +9A2sin x
= cos x
A2 = 0 , A1 = A1 =
به ازای هر n یک A1 داریم .
YP2n(x) = cos x
YP (x) = c1 sin 3x + c2 cos 3x + sin h3 + cos x
Y(0) = 0 c2 + sin h3 + cos x
c2 = - sin h3 - cos x
f(x) =

 


an = k cos x dx = sin x
an = sin

 


an=

 

 

 

 

 

چون بین اعداد 1 و 2 عدد طبیعی وجود ندارد پس نمودار بصورت گستر در می آید
برای اینکه بهنگام انتگرال گیری دچار اشتباه نشویم که نسبت به کدام x انتگرال گرفته و نسبت به کدام حاصل جمع بدست آورده ایم در یکی x را به x’ تبدیل میکنیم
F(x) =
Cn=
F(x)=
میدانیم که cosx و sin x موج هستند پس eموج اولیه است اگر x را زمان در نظر بگیریم آنگاه برابر فرکانس خواهد بود که اختلاف در فرکانس برابر است با:
تفاضل دو تا فرکانس طبیعی Wn در این حالت پیوسته نیست مقادیر گسسته دارد.

از رابطه 1 داریم :
F(x) =

L Δw dx 0
اگر n از حالت طبیعی خارج شود و تبدیل به عدد حقیقی شود میتوان بین دو عدد حقیقی مثلاً بین 1 و 2 بی نهایت عدد در نظر گرفت, که در این حالت نمودار پیوسته می باشد .
F(x) = = f(w) e iwxdw
Figure 1
F(w) = f(x) e-iwxdx
شرط وجود f(w) این است که تابع f(x) به طور مطلق انتگرال پذیر باشد .
تابع f(x) را به طور مطلق انتگرال پذیر گویند هرگاه رابطه زیر برقرار باشد :

 


|f(x) | dx <
در این صورت گوئیم تابع f(x) به طور مطلق پذیر است .
از دو رابطه I و میتوان نتیجه گرفت :
زوج تبدیل فوریه :
F(x) = f(x) e-iw(x-x)dx dw
F(w) = f(x) e-iwx dx
F(x) = f(x) eiwx dw
مثال : تبدیل فوریه نمایی تابع زیر را به دست آورید .
F(x) =

 

 

 

F(w) = f(x) e-iwx dx
= e4n e-iwx dx + e-4n e-iwx dx
= +
= -
= تبدیل نمائی فوری تابع

 

حال تبدیل فوریه وارون نمائی را به دست می ‌آوریم :
F(x) = f(w) eiwx dw
=
به ازای 0 = x داریم :

 

= Arc tog ( )
f(x) =

 


f(w) =
=

 

F(w)=
=
=
=
تبدیل فوریه تابع f(x)
تبدیل وارون تابع به صورت زیر بدست می آید:
F(x)=
به رابطه بالا نمایش نمایی انتگرال تابع f(x) می گویند

 

به ازای x=0 داریم :

به ازای =x داریم:

به ازای x=1 داریم:
چون تابع در نقطه x=1 پیوسته نیست پس مقدار f(x) برابر مینگین حد چپ و حد راست است یعنی

چون تابع حقیقی را رسم مسکنیم پس باید قسمت موهومی صفر باشد پس با توجه به رابطه اویلر میتوان نوشت:

f(x)=e α>0 , x>0

 

 

 

چون تابع e-αx2
f(w)=
αx2=A2 A= iwx=2AB B=

 

f(x) = = dx
= dx = dx
x + = u , dx = du
f(x) = =
f(w) = = -

 

f(x) = f(x) dx dw
= dx dw
= f(x) cos (x - x) dx dw + f(x) sin w (x - x) dx dw
چون تابع حقیقی است پس قسمت موهومی برابر صفر می شود یا به عبارتی می توان گفت چون تابع sin تابع فرد است پس حاصل جمع آن صفر است .
F(x) = f(x) cos w (x -x) dx dw
به تابع فوق نماشی انتگرال کسینوس فوریه f(x) می گوئیم .
F(x) = f(x) cos w x cos wx dx dw
+ f(x) sin wn sin wx dx dw
= [ f(x) cos w x cos wx dx dw + f(x) cos wx cos wx dx ] dw
+ sin wx dw
f(x) = f(- x) تابع زوجf
(- , 0) x = -t dx = -dt
x - , t
x = 0 t = 0
f(x) = cos wx dw
+ sin wx dw

 


f(x) = cos wx dw
+ sin wx dw
f(x) = cos wx dw
=
به fc(w) تبدیل کسینوسی فوریه می گوئیم .
تبدیل کسینوس فوریه
Fc(w) =
وارون تبدیل کسینوس فوریه
F(x) =
به هر دو رابطه بالا زوج تبدیل کسینوسی فوریه می گوئیم .
تبدیل سینوس فوریه
Fs(w) =
وارون تبدیل سینوسی فوریه
F(x) =
مثال :
F(x) =
Fs(w) = sin wx dx
Fs(w) =

 

=

 

 

 

 

 

 

 

x3 sin wx
3x2 - cos wx
6x - sin wx
6 - cos wx
0 - sin wx
تبدیل سینوس فوریه :
Fs(w) =
تبدیل وارون سینوسی فوریه را به صورت زیر محاسبه می کنیم :
X3 =
مثال فوق را در نظر بگیریم :
F(x) =
Fc(w) = cos wx dx = =
چون تابع زوج است پس تبدیل کسینوسی آن نیز یک تابع زوج است .
1 = cos wx dw dw
تابع انتگرال سینوسی :
Sin (x) = du
تبدیا فوریه نمائی
Fe(w) = f(x) e-iwx dx
حال تبذیل فوریه نمائی را می گیریم به شرطی که f(x) و مشتقات آن در بازه ( + و -) به سمت صفر میل کند .
-ix f(x) e-iwx dx = -I

 

اگر n بار مشتق بگیریم تبدیل نمائی برابر خواهد شد .
Fe [xn f(x)] = (-i)n
مثال مطلوب است تبدیل کسینوسی = f(x)
Fc(w) = cos wx dx
اگر از طرفین رابطه بالا نسبت به w مشتق بگیریم :
-x sin wx dx
با این عمل مشتق دیفرانسیلی را در مقابلش ظاهر نموده ایم .

 




از طرفین رابطه بالا انتگرال می گیریم .
wdw Ln fc(w)

 


به ازای w=0
αx2 =u2 2αxdx=2udu dx=
fe(0) = = du = =
به این نوع انتگرال ها انتگرال Leader می گویند .
سری فوریه دوگانه :
2L1 دوره تناوب آن در راستای x و 2L2 دوره تناوب در راستای Y باشد .
F(x,y) 2L1 :x 2L2 : y
با ثابت در نظر گرفتن y داریم :
F(x,y) =
با توجه به رابطه بالا برای ضرائب داریم :
a0 (y) = f(x,y) dx
an (y) = f(x,y)cos x dx
bn (y) = f(x,y) sin x dx
a0 (y) = +
a00 = a0(y) dy = f(x,y) dx dy
a0m = a0(y) cos y dy = f(x,y) cos y dx dy
b0m = f(x,y) sin y dx dy
an(y) = + (an m cos y + bn m sin y)
an0 = f(x,y) cos x dx dy
anm = f(x,y) cos x cos y dx dy
bnm= f(x ,y) cos x sin y dx dy
bn(y) = (cn m cos y + dn msin y)
bn0 = f(x,y) sin x dx dy
cn m = f(x,y) sin x cos y dx dy
dn m = f(x,y) sin sin y dx dy
نا مساوی و اتحاد پارسوال
فرض می کنیم تابع f(x) تابعه ای است که در قضیه دیریکله صدق می کند و یک تابع همگرا است .
F(x) = +
Sn(x) = + I
مقدار N را باید طوری در نظر بگیریم که بتوانیم Sn(x) را با f(x)تقریب بزنیم یعنی سری فوریه به دست آمده را با تابع f(x) تقریب بزنیم مقدار اختلاف بین تابع f(x) و Sn(x) را خطا می گوئیم و با R نشان می دهیم .
R = f(x) – Sn(x)
[f(x) – Sn(x)] dx 0
f2(x) dx –2 Sn(x)f(x) dx + S2n(x) dx 0
f2(x) dx 2 Sn(x) f(x) dx - S2n(x) dx 1
اگر طرفین رابطه I را به Sn ضرب کنیم و انتگرال بگیریم داریم :
S2n (x) dx = Sn dx +an Sn

La n Lbn
S2n (x) = . La0 + L + L 2
از روابط 1 و 2 میتوان نتیجه گرفت :
f2(x) dx 2( ) -
f2(x) dx + ( )
چون سری های مورد نظر همگرا هستند حد جمله عمومی آنها وقتی که n به سمت بی نهایت میل می کند برابر صفر است .
معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی
PDE(Pantial Diff esontial)
با مطالعه پدیده های فیزیکی و قوانین فیزیکی مربوط به علائم ریاضی به یک معادله ریاضی می رسیم .
L (u) = f
معادله دیفرینسیل حاکم بر ارتعاش یک نخ کشان یا ارتقاش پذیر
نخی به طول L در نظر می گیریم که در ابتدا بین نقاط 0 = x و x = L به طور کاملاً راست کشیده شده است این نخ را از حالت تعادل استاتیکی منحرف کرده و رها می سازیم هدف تعیین معادله دیفرانسیل حاکم بر حرکت و تغییر شکل نخ در هر نقطه و هر لحظه از زمان است .
برای اینکه معادله دیفرانسیل حاکم یک معادله دیفرانسیل خطی باشد
فرضهایی را برای ساده سازی قائل می شویم که به طور خلاصه عبارتند از :
الف : نخ کاملاً انعطاف پذیر است
ب : حرکت نخ در راستای عمود بر محور طولی نخ اتفاق می افتد .
ج : منحنی نخ و شیب خط مماس بر آن در مقایسه با طول نخ خیلی کوچک است .

 

تغییر مکان نخ در هر نقطه از مکان

 

نیروهای T1 و T2 نیروهایی هستند که در امتداد نخ ایجاد می شوند .
زوایایی که T1 و T2 با افق ایجاد می کنند را و می گوئیم .
جرم واحد طول ( m / kg ) P , f نیروی وارد به واحد طول نخ
با توجه به تابع می توانیم بگوئیم نیرو بستگی دارد به محل یا ( f(x,t,u,
مکان تاثیر نیرو و در چه زمانی و تغییر مکان نخ و سرعت تغییرات مکان نخ .
حال قانون دوم نیوتن را برای این حرکت در نظر می گیریم .
= ma = ma H = 0 = maV
طبق فرض دوم در راستای افق تغییرات نداریم پس :
T2 cos β - T1 cos α = 0

T2 cos β = T1 cos α = T
= ma V
T2 sin β + f s – T1 sin α = m m = p s

 

طرفین رابطه بالا را به s تقسیم می کنیم :

 


طرفین رابطه بالا را به T تقسیم می کنیم :

 

 

 

 

 

 

 

اگر از طرفین رابطه فوق حد بگیریم وقتی داریم :

 


به معادله فوق معادله یک بعدی موج و غیر همگن می گویند .
اگر T >> f باشد آنگاه به صفر میل می کند آنگاه معادله به صورت زیر تبدیل می شود :

 


پس c سرعت موج می باشد .

I . e B . C
به می گوئیم ولی چون با شرایط اولیه نیز همراه است .
I . B . V . P نیز می گوئیم .
روش جداسازی متغیرها ( Sepantion of rariables) یا روش حاصل ضربی یا روش فوریه
شرط استفاده از این روش معادله دیفرانسیل به علاوه شرایط مرزی آن باید خطی و همگن باشند (اگر ضرائب مشتقات و خود تابع مقادیر ثابت یا توابعه ای از متغیرهای دیفرانسیل باشد معادلع دیفرانسیل را خطی می گوئیم ولی اگر طرف دوم صفر باشد معادله دیفرانسیل همگن است )
U(x,t) = f(x) G(t)


فقط تابع t فقط تابع x

علامت را با توجه به شرایط داده شده مسئله تعیین می کنیم .

Figure 2
الف :
اولین حالت 0 < را در نظر می گیریم .
I ) f(x) = c1 + c2

 

) G (t) = A1 + A2

 

u(x,t) = (c1 + c2 ) (A1 +A2 )
با توجه به شرایط مرزی مسئله که داریم : u(L,t) = 0 و u(0,t) = 0 :
I ) 0 = (c1 + c2) (A1 + A2

 


Figure 3
) 0 = (c1 + c2 )

 

مخالف صفر
=
x = 0 را جواب بدیهی مسئله می گوئیم .
Y = 0 و u = 0 جواب هر معادله دیفرانسیل همگن است و چون حل نمی کنیم به همین علت می گوئیم بدیهی است .
ب :
برای حالت = 0 داریم :
F(x) = A1 x + A2 G(t) = B1t + B2
U (x,t) = (A1 x + A2 ) (B1t + B2 )
با توجه به شرایط مرزی داریم :
U(0,t) = 0 (A1x0 + A2) (B1t + B2) = 0 A2 = 0
U( , t) = 0 (A1 B1 + B2) = 0 A1 = 0
ج :
برای حالت 0 > داریم :
F(x) = A1 sin x + A2 cos x
G(t) = B1 sin c t + B2 cos c t
U(x,t) = (A1 sin x + A2 cos x ) (B1 sin c t + B2 cos c t)
U(0,t) = 0 (A1 . 0 +A2 . 1) (B1 sin c t + B2 cos c t) = 0 A2 = 0
U( , t) = 0 A1 sin (B1 sin c t + B2 cos c t ) = 0
Sin = sin n = = ( )2
چون به ازای هر n یک داریم پس با نشان می دهیم .
مقادیر خاصی از که موجب صفر شدن sin می شوند مقدار ویژه می گویند .
به تابع x تابع ویژه می گوئیم چون به ازای خاصی از مقادیر x صفر می شود .
un (x,t) = sin x (c1 sin t + c2 cos t)
u(x,t) = un (x,t) = sin x (c1n sin t + c2n cos t)
u(x.0) = f(x) = c2n sin x
c2n = f(x) sin x dx
(x,0) = g(x)
= . Sin x (c1 n cos t – c2 n sin t )
g(x) = c1 n sin x
bn
c1n . = g(x) sin x dx c1n = g(x) sin x dx
فر کانس
طیف سیگنال
به ازای n = 1 فرکانس را فرکانس اصلی و به بقیه آنها over tone می گویند .
به عنوان مثال اگر f(x) را به صورت a(L -x) در نظر بگیریم .
F(x) = x(L - x) 0<x<L
g(x) = 0

 

 

 


u(x,t) = e2 n sin x . cos t
c2 n = (Lx – x2) sin x dx
= ( )
=
u(x,t) =
ویژگیهای مهم توابع ویژه و مقادیر ویژه .
1 : تمامی مقادیر ویژه حقیقی هستند .
2 : کوچکترین کمیت مقدار ویژه موجود است ولی بزرگترین کمیت آن تعریف نمی شود چون n به سمت بی نهایت میل می کند .
=( )2 n = 1,2,3………..
1, 2 , 3 ,…………… n
3 : مجموعه ها یک مجموعه کامل را تشکیل می دهد (یعنی ما نمی توانیم یک عضو دیگر به آن اضافه کنیم مانن مجموعه اعداد فرد کمتر از )
در این مثال تابع ویژه به دست آمده x sinبه جز نقاط انتهائی
دارای n - 1 تا صفر است . این صفرها همان گره ها هستند . وقتی
n به سمت بی نهایت میل کند این گره ها به هم نزدیک شده و به
نوسان تبدیل می شوند .
U(x, t) =
Sin
با جا گذاری در رابطه بالا داریم :
U(x,t) =
Fn(x) =
U(x,t) =

 

 

 

 

 

 

 

 

 


F(x - ct) همان تابع f(x) است که با سرعت ct به سمت راست و هم چنین f(x + ct) همان تابع f(x) است که با سرعت ct به سمت چپ حرکت می کند .
پس مقدار این موج میانگین دو تا موج است که در دو جهت خلاف هم حرکت می کنند . اگر این موج ها همدیگر را تقویت کنند شکم را به ما می دهد و اگر همدیگر را تضعیف کنند گره را تشکیل می دهد .
حل دالامبر برای معادله موج : با توجه به مطالب به دست آمده از حل مثال قبل می توان گفت که متغیرهای x + ct و x - ct در معادله موج صدق می کند با استفاده از روش مشتق گیری زنجیری u نسبت x و t را به متغیرهای جدیئ منتقل می کنیم , نتیجه محاسبات به صورت زیر است :

C2 = 1
W= x = ct V = x – ct
=

 


= ( + ) + ( + )
= + +

 

= + = c - c

 

= (c - c )
= c (c - c ) – c ( c - c )
= c2 - 2x 2 + c2
از رابطه 1 می توان نتیجه گرفت :
c2 = 2c2 + c2 = c2 + c2
4c2 = 0 = 0 الف
انتگرال گیری از رابطه بالا ساده تر است .
اگر از رابطه الف نسبت به w انتگرال بگیریم داریم :
= k1 = h (v)
u = (v) dv + G(w) = f(v) + G (w) = f(x - ct) + G (X + CT)
x + ct و x - ct منحنی های مشخصه معادله موج می گویند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 


U(x ,t) = f(x - ct) + G(x + ct)
C2 = -
U(x ,0) = f(x) (x, b) = g(x) f(x) = f(x) + G(x) I
Figure 4
G(x) = -cf’ (x) + c G’(x) G’ (x) – f’(x) = g(x)
G(x) – f(x) – (G(x0) – f(x0)) = g(s) ds
G(x) – f(x) = k + g(s) ds
با جمع روابط I و داریم :
G(x) = + + g(s) ds
F(x) = f(x) - - - g(s) ds
F(x- ct) = - - g(s) ds
G(x + ct) = + + g(s)
U = + g(s) ds با جمع دو رابطه بالا
عبارت 1 نشان دهنده تغییرات مکان اولیه است و عبارت 2 تغییرات سرعت اولیه را نشان می دهد .
T مقدار کشش بر واحد طول (در فضای دو بعدی)
جرم واحد سطح را تعریف می کنیم که واحدش
است و تغییر مکان را با u نمایش می دهیم .

 

 

 

= 0 = 0 = ma
= 0 T1 y cos α = T2 y cos β
= 0 T4 x cos = T3 x cos
-T3 x sin + T4 x sin - T2 y sin α + f x y = x y
c2 ( + ) = c =

 

c2 u =
= + u(x ,y ,t) = ?
1 : u(x,0,t) = 0 2 : u(x , b, t) = 0
3 : u(a ,y,t) = 0 4 : u(0 , y, t) = 0
u(x,y,o) = f(x ,y)
(x, y, 0) = g(x , y)
کل معادله با شرایط مرزی همگن است یعنی استفاده از جداسازی مجاز است .
U(x ,y ,t) = f(x) G(y) H(t)
= GH = FH = FG
c2 (GH + FH = =
این رابطه یک مقدار ثابت است که فرض می کنیم :
علامت ثابت جداسازی ( ) در معادله موج را طوری انتخاب می کنیم که موجهای معادله دیفرانسیل معمولی با متغیر مستقل t یک تابعه متناوب باشد .
< 0 , = -β2
H(t) = A1 sin β ct + A2 cos β ct
+ = - β2 = - - β2 = = 0

 

 

 

G = 0
چون u در راستای x نکرار می شود نتیجه می گیریم که u یک تابع متناوب از x است علامت را طوری انتخاب می کنیم که جواب معادله دیفرانسیل مربوط x یک تابع متناوب باشد با توجه به معادله دیفرانسیل علامت منفی می شود یا به عبارتی - باید کمیتی مثبت باشد .
= - - =
f” + f = 0
f(x) = B1 sin + B2 cos
- (β2 - ) G =0
با توجه به نمودار 1 متوجه می شویم که تابع u در مرز 1 ثابت است و در مرز 3 ثابت است پس می بینیم تابع u خود را در محور y تکرار می کند پس باید مقدار ( - β2 ) را باید طوری انتخاب کنیم که معادله دیفرانسیل G = 0 ( -β2 ) - یک تابع متناوب سینوسی یا کسینوسی باشد شرایط این است که ضریب G مثبت باشد یعنی :

 

G(y) = D1 sin ky + D2 cos ky
U(x,y,t) = (B1sin x + B2 cos x) (D1sin ky + D2 cos ky )
( A1 sin ct + A2 cos β ct)
اگر شرط مرزی شماره 4 را اجرا کنیم :
U(0,y,t) = 0 β2 = 0
Β1 sin x (D1 sin ky + D2 cos ky ) ( A1 sin β ct +A2 cos β ct)
D*1 = B1 D1 D*2 = B1 D2
Sin x (D*1 sin ky + D*2 cos ky )( A1 sin β ct +A2 cos β ct)
اگر شرط مرزی شماره 2 را اجرا کنیم :
U(a,y,t) = 0 sin α = 0
Sin α = sin m m = m = 1,2,3,……..
F(x) = sin x
اگر شرط مرزی شماره 1 را اجرا کنیم .
U(x,0,t) = 0 D*2 = 0
U = sin x sin ky (A*1 sin βct + A*2 cos β ct )
اگر شرط مرزی شماره 3 را اجرا کنیم :
U(x,b,t) = 0 sin kb = 0 = sin n
K2 = ( )2 – β2 kmn = n = 1, 2, 3, ……….
G(y) = sin y
U(x,y,t) = sin x sin y (Am n sin cβm n t + Bm n cos βm n t)
U(x,y,o) = f(x,y) = Bm n sin x sin y
Bm n = f(x,y) sin x sin y dx dy
Am n = y(x,y) sin x sin y dx dy
معادلات تلگراف و تلفن
سیم عایقی کامل ندارد ومقداری نشتی دارد که با نمایش میدهیم
که مدار معادل این سیستم به صورت مقابل است.
cمقدار ظرفین در واحد طول سیم وG نیز مقدار نشتی در واحد طول سیم است .( c خازن تشکیل شده بین زمین ومدار است

اگر فرمول تیلر را در نظر بگیریم


چون مقدار کوچک است بنابراین با گرفتن مشتق اول و مشتق دوم و…. این مقادیر کم میشوند
پس میتوان از آنها صرفنظر نمود
طبق قانون شدت جریان

جریان نشتی از عایق سیم، جریان ذخیره شده در خازن متشکل از سیم و زمین

اگر از رابطه یک بار دیگر نسبت به مشتق بگیریم:

با جاگذاری از رابطهI داریم:

 

 

 

 

 

الف
به معادله بالا تغییرات شدت جریان را نشان میدهد.
اگر از رابطه یک‌بار نسبت به مشتق بگیریم.
ب
به‌معادلات بالا الف و ب معدلات تلفن می گویند.
اگر نشتی کم باشد و بتوان از اثرات خوالقایی صرفنظرکنیم به علت کم بودن دراین حالت معادلات تلفن به صورت زیر درمی‌آید:
به معادلات فوق ،‌معادله تلگراف می گویند.
از آنجائی که متوجه می‌شویم این
معادلات،‌معادله موج هستند
اگر در سیستم مقاومت ونشتی نداشته باشیم آنگاه معادلات به صورت زیر نوشته می‌شود.


اگر نسبت در ا ین حالت مداررامداربدون اعوجاج گویند.
اگر درسیستمی چنین حالت را داشته باشیم می‌گوئیم سیستم بدون اعوجاج می‌باشد.
معادلات بالا به معادلات گرما می‌باشند.
معادلةگرما(Heat Cqn)
در روش انتقال گرما با سه روش کلاسیک روبرو هستیم
1 رسانائی (هدایت)coundoction
2 همرفت(جابه‌جائی)Convechtion
3 تابش (تشعشع)Radiation
روش بدست آوردن گرما در اجسام جامد
گرما خود قابل اندازه گیری نیست بلکه، سیمی راکه اندازه می‌گیریم دما است
دما
u گرما
گرما، صورت انرژی است که به خاطروجوداختلاف دما بین دو نقطه‌بین آنها ظاهری می‌شود
اختلاف معادل ریاضی آن گردادیان است.
فرض کنیم مقدار گرمای منتقل شده در زمان واحد باشد. بنابراین واحد آن ژول بر ثاینه یا وات می‌شود.
مقدار گرمای منتقل شده از یک واحد به واحد دیگر مربوط به جنس ماده ا نتقال دهنده ربط دارد وکمیتی که می‌تواند درانتقال گرما دخیل باشد طول یک جسم هر سه طول بیشتر باشد انتقال گرما کمتر می‌شود.
کمیت دیگر اختلاف دما است(گرادیان دما ) و دیگری سطح مقطع جسم است هر چه سطح مقطع زیادتر باشد انتقال گرما بیشتر است. Q

 



جنس ماده عکس طول گرادیان دما سطح مقطع

 


K A


اگر برای کمیت‌ها بتوان علامت‌های مناسبی انتخاب کرد کمیتQ به جای متناسب بودن برابر می‌شود. علامت منفی به خاطراین است که خودش منفی است.
به رابطه فوق قانون فوریه می‌گویند چون اثباتی ندارد
و از حالت تجربه برات آمده است.
مقدارK برای مهندسی از تا قابل تغییرات.
qرا شارگرمایی می‌گویند.

اشکال عمدة‌این رابطه این است که مادر هرسیمی که درمهندسی بحث می‌کنیم یک دستگاه مختصات دارد ولی در این جا حرفی از دستگاه مختصات نشده است. چون این هم مقدار جهت و هم مقدار عددی است پس شار گرمایی یک کمیت برداری است.
نوشته‌ شده مستقل از دستگاه مختصات انتخابی است.


فرض کنیم یک جسمی‌داریم به‌حجم V و سطح مرزی A:
قانون بقاء را برای این سیستم می نویسیم
انرژی گرمایی تولید شده + انرژی گرمایی خروجی- انرژی گرمایی و ورودی= تغییرات انرژی گرمایی دردرون حجمV آهنگ خالص یا کل انرژی دریافتی برابر است خروجی منهای ورودی
مقدار انرژی دریافتی کل گرمایی است که سطحمرز وارد سطح میشود.
علامت منفی بیانگر این است که Q,N هم جهت نیستند
qنشانگر آهنگ تولید انرژی در واحد حجم بر حسب
cp گرمایی ویژه است انرژی لازم برای ازدیاد دمای واحد جرم‌یک
چون بر حسب واحدجرم گفته‌ایم

 

واحد اندازه گیری دما

 

می‌دانیم که برابر است با که همان قضیه واگرایی است.



معادلة نفوذ یا معادله بخش یا معادلة فوریه
اگر طرف ثانی مستقل از زمان باشد داریم
که این معادله لاپلاس یا معادله پتانسیل است.
در یک مقدار g داشته باشد معادلة‌پواسون بدست می‌آید

مثال :




مقدار ثابت را درنظرمی‌گیریم
تابعt تابعx
پس میتوان نوشت:


وقتیx به سمت بی نهایت میل کند e(x,t) باید به یک مقدار محدود میل نماید و پس:

اگر در رابطه به جای x ، صفر را قرار دهیم داریم:

ضریب نمیتواند صفر شود . مقدار نیز مخالف صفر است پس برابر صفر می‌باشد می‌بینم فرض نمیتواند جواب مسئله راارضاء کند پس نمی‌تواند باشد.


فرض کنیم باشد

 













 

 

 


 





فرض کنیم باشد یعنی اختلاف پتانسیل مسیر ثابت باشددر این حالت داریم.

میتوانیم به جای wاز u استفاده کنیم چون یک متغیرمجازی است میتوان این عمل را انجام داد.


رابطه بالا تابع خطای گوس است که طبق زیر تعریف می‌شود

 

تابع خطای مکمل گوسی



کافی است بسط مکلورن را نوشته وازتک تک جملات انتگرال بگیریم جمله بالا بدست می‌آید.
حل معادله موج در دستگاه مختصات قطبی

 

 

 


:دکارتی
:استوانه‌ایی
:کروی
در معادله موج در مختصات قطبی2 برابر صفر است پس میتوان نوشت:


برای حل معادله بالا نیاز به چهار تا شرط است.

 


تغییرمکان در مرکز نمی‌تواند بیشتر باشد

 

 

 


علامت طوری باید باشد که جواب معادله دیفرانسیل در زمان برSin x حسب وCsn بدست آید:



معادله دیفرانسیل بسل از مرتبه صفر
معادله دیفرانسیل بسل
معادلة دیفرانسیل بسل از مرتبة n با پارامتر


تابع بسل نوع اول از مرتبه صفر و تابع بسل نوع دوم از مرتبه صفر
تعریف تابع بسل

 

 

 

 

 

چون به سمت بی نهایت میل میکند از شرط کرنداربودن تابع نتیجه می‌گیریم که
ضریب را صفردرنظرمی‌گیریم


تغییر مکان در لبة‌بیرونی صفراست‌به همین‌علت u (a,t)=0 است.
تابع بسل‌دارای بی‌نهایت صفراست اگر آن صفررابا نمایش دهیم . که صفرهای تابع بسل هستند.
مقدارویژه

 










 

 

 

 

 

 

 


مثال:‌نحوة توزیع دما در یک میله که دوانتهای آن درا در آب قرار میدهیم و میله نیز دارای حرارت می‌باشد بدست آورید.

 

فرض کنیم تابع u(x,t) به صورت مقابل باشد

حال‌درمورد بحث می‌کنیم


الف


مخالف صفر است‌پس‌باید جمله برابر صفر باشد.

شرایط نیز یکی مسئله را ارضاء نکرد پس نیست

 

ب



پس برای نیز جواب بدیهی است
ج
فرض می‌کنیم باشد این راه را فقط برای سادگی در نظر می‌گیریم
(نوشتن ضریب فرضی ندارد مهم ضابطه تابع است)





اگر در نظر بگیریم باز به‌همان جواب برای می ‌رسیم ولی اگر در نظر بگیریم‌برای بعضی مقادیرصفراست وبرای‌بعضی‌مقادیر غیر صفراست پس را مخالف صفردر نظرمی‌گیریم:




باقراردادن درمعادله بالا باید درتابع صدق کند


اگر فرض کنیم و در نظر بگیریم:

 






با توجه به معادله ریاضی بدست‌آمده باید 200 را به ما بدهد

 

 

 

 

 


می‌بینیم از
بیشتر بوده چون تنها یک جمله درا اختیار نموده‌ایم و این تقریب خوبی نیست.


در لحظه t=0 مشتق u بی نهایت می‌شود پس می‌بینیم تغییر ناگهانی داریم.

 

 

 

 

 

 

 

این خاصیت فقط شامل معادلات دما است به این جهت به این معادلات،‌معادلات صفا کننده یا هموار کننده گفته می‌شود (Smoothing qn)

 

 

 

 

 

حل معادلات پتانسیل:
حال معادله فوق را در دستگاه دکارتی بررسی میکنیم؛ فرض میکنیم صفحه رسانا داریم ولی رسانای مطلق نیست
دو سه ضلع را به یک اختلاف پتانسیل ولی میکنیم حال

 

توزیع اختلاف پتانسیل را می یابیم: اختلاف پتانسیل در این ضلع

 

این ضلع هیچ ارتباطی
با اختلاف پتانسیل ندارد

 



اختلاف پتانسیل در این ضلع صفر

:شرایط مندی

 

سه تا از شرایط مندی همگن استولی یکی،‌همگن نیست. چون معادله

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ریاضیات مهندسی پیشرفته

دانلودمقاله خـط فارسـی و رایـانـه

اختصاصی از زد فایل دانلودمقاله خـط فارسـی و رایـانـه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
زبان فارسی که زبان ملی ما و وسیله ارتباط میان ایرانیان و فارسی زبانان داخلی و خارج کشور است، به صورت فعلی خود بیش از هزار سال عمر و ادبیات مکتوب دارد. اما از بخت بلند ما ایرانیان، زبان ما در این مدت کمتر تحول بنیادی پیدا کرده است. هر چند، در نخستین قرن های تکوین زبان فارسی، در سطح واژگانی و نحوی تفاوت هایی میان متونی که در مناطق مختلف ایران نوشته شده دیده می‏ شود. هر چه پیشتر می آییم این تفاوت ها کمتر می شود. نوشتن برخی از کلمات به صورتی که در منطقه جغرافیایی خاصی به کار می رفته و ضبط متفاوت برخی از صیغه های فعل، که از ویژگی های متونی است که تا قرن های ششم و هفتم تألیف شده، بعدها از میان می رود، به طوری که امروز همه ما حس می کنیم که فارسی را به یک شکل و یک صورت می نویسیم و ظاهراً در خواندن نوشته یکدیگر با مشکلی مواجه نمی شویم. با این حال رسم الخط یا شیوه خط یا دستور خط فارسی تا این اواخر قاعده مشخصی نداشت. به نظر نمی آید که تا پیش از دهه دوم قرن حاضر کسی به مسئله رسم الخط و به ویژه به مسئله استقلال کلمات و کلمات مرکب و جدانویسی یا سرهم نویسی آنها آگاهانه اندیشیده باشد، و نسخه های خطی که از گذشته در دست داریم گواه این بی توجهی است...
در واقع جستجو برای یافتن قواعدی برای رسم ‏الخط در متون قدیمی کاری عبث است. نیاز به رسم الخط واحد، مسئله جدیدی است. نه گذشتگان را باید ملامت کرد که چرا به فکر آن نبوده ‏اند و نه بی توجهی به این مسئله را باید به حساب فضایل ایشان نوشت. حتی در زبان های اروپایی نیز که بسیاری از مشکلات خط ما را ندارند، توجه به وحدت رسم الخط پدیده جدیدی است و پیش از قرن های شانزدهم و هفدهم میلادی در بسیاری از زبان ها گاهی واژه ای را به چند صورت می نوشتند. ...
در ایران، جستجوی شیوه واحدی برای رسم ‏الخط فارسی از زمانی آغاز شد که شمار کتاب‏های چاپ شده افزایش یافت. آموزش همگانی گسترش پیدا کرد و به خصوص کتاب های درسی مدارس یکسان شد. اگر تأملات پراکنده ای را که پیش از آن درباره این مسئله صورت گرفته بود کنار بگـذاریم حـاصـل نخستین کــوشش آگاهانـه دستــه جمعی در این زمینه رسم الخطی بود که در موسسه انتشارات فرانکلین تنظیم شد که در آن زمان کار تولید کتاب های درسی را برعهده داشت. از آن پس رسم الخطهای مختلفی، چه از سوی افراد و چه از سوی موسسات دولتی و غیردولتی، منتشر شده است که آخرین آنها دستور خطی است که فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر کرده است.
اگر از کسانی که دستی به قلم دارند بپرسید که از این انواع گوناگون رسم الخط ها چه اصولی در یادشان مانده است، احتمالاً جواب خواهند داد که همه آنها برمبنای دو اصل مشترک شکل گرفته اند، که یکی رعایت استقلال کلمات است و دیگری آسانخوانی. اما اگر بپرسیم که از این دو اصل چه قواعد مشترکی حاصل شده است، شاید جز این جوابی نداشته باشند که دو چیز:
«می» فعل استمراری و «به» ی حرف اضافه را باید جدا نوشت. اگر از این دو قاعده، که تقریباً در میان همه رسم الخط ها مشترک است بگذریم، عالم رسم الخط معرکه آرا است و میدان دستورالعمل های مختلف و گاه متضاد.....
من در این مقاله این داستان را، به خصوص از لحاظ مسئله جدانویسی و سرهم نویسی و شیوه نوشتن کلمات مرکب، به اختصار بازگو می کنم. رسم الخط اولیه فرانکلین که بنایش بر سرهم ‏نویسی کلمات مرکب بود و در این زمینه گاهی افراط می کرد، بعدها تعدیل شد و مبنای رسم‏ الخط‏هایی شد که به ترتیب زمانی، در سازمان ویرایش و تولید فنی دانشگاه آزاد ایران (سابق) و مرکز نشر دانشگاهی تدوین شد. بسیاری از ناشران دولتی و خصوصی و مولفان نیز همین رسم ‏الخط را باز با تفییرها و تعدیل هایی، در شیوه نامه های خود اقتباس یا توصیه کردند. تحریر اخیر رسم الخط فرهنگستان نیز کم و بیش ادامه همین سنت است.
تقریباً همزمان با رسم الخط فرانکلین، رسم ‏الخط دیگری نیز در انتشارات دانشگاه تهران تدوین شد که چند استاد نامدار زبان و ادب فارسی در تهیه آن شرکت داشتند. این رسم الخط شاید به این دلیل که تهیه کنندگان آن به خط فارسی متون کهن نظر داشتند، حتی آن مقدار جدانویسی را هم که رســم‏الخـط فرانکلـین ضـروری و بجا دانستـه بــود (از جمله درمورد «می» سر فعل استمراری) توصیه نمی کرد. این رسم الخط، شاید به این دلیل که در کتاب های درسی دبستانی به کار نمی رفت، عقبه ‏ای نداشت، هر چند درمیان استادان ادب فارسی هستند کسانی که یا به این رسم الخط اعتقاد دارند و یا به پشتگرمی آن به رسم الخط‏های دیگری که تدوین شده می تازند.
در دهه هفتاد، در حوزه هایی بیرون از این مراکز شناخته شده و متمرکز نشر، تمایل دیگری در رسم‏ الخط فارسی پدید آمد که، به پیروی از برخی از نویسندگانی که پیش از این به صورت انفرادی رسم‏ الخط ویژه ای داشتند، بنا را بر جدانویسی کلمات گذاشتند. این رسم الخط در سال های اخیر، به پشتوانه نام و نفوذ کلام یکی از شاعران بزرگ معاصر که بر آن صحه گذاشت، در میان گروهی از ناشران، عمدتاً خصوصی، رواج یافته است.
فراموش نکنیم که از همان دهه چهل اختیار کردن یک رسم الخط نامتعارف (با نشانه هایی چون نوشتن «ی» بدل از کسره اضافه در کلمات مختوم به «هـ» و حتی نوشتن «حتی» و «حتماً» به صورت «حتا» «حتمن») از نشانه های پیشتازی در عرصه ادب شمرده می شد. اما این شیوه ها، تا سال‏های اخیر، در میان ناشران قبولی نیافته بود و ناشران بخش خصوصی یا به رسم الخط خاصی پایبند نبودند و دست نوشته مولف یا مترجم را بدون دخالت در رسم الخط آن به چاپ می سپردند و یا از معروفترین رسم الخط آن زمان، که همان رسم الخط فرانکلین بود، پیروی می کردند.
از این که بگذریم، هیچ کس نیست که یکی از رسم الخط های موجود را دربست قبول داشته باشـد و معمـولاً نویسنـدگان و ویراستـاران هر یــک در این باره سلیقه ای دارند. چون هریک از این رسم ‏الخط های مدون و نامدون در میان ما خیل عظیـم ویراستــاران، کــه اگــر هیچ کاری نکنیم دست کم باید سر هم کرده های صاحب اثر را جدا و جدا کرده های او را سر هم کنیم، هواداران معتقد و متعصبی دارد، حدس می توان زد که از این میان چه بلبشوی عظیمی پدید می آید. قبول ندارید، ده کتاب را از ده ناشر مختلف بردارید و رسم الخط هایشان را با هم مقایسه کنید. وقتی من اولین بار در کتابی دیدم که چیزی که پیش از آن همواره به صورت «مسئله ای» یا «مسأله ای» یا «مسئله یی» دیده بود به صورت «مسئله ایی» چاپ شده است ابتدا گمان کردم که غلط چاپی است. اما وقتی دیدم که در همیـن کتــاب «گــونــه ای» ( یــا «گونـــه یی») بــه صـــورت «گونــه ایی» و «پنجـــره ای» (یا «پنجره یی») به صورت «پنجره ایی» و «نشانه ای» («نشانه‏ یی») به صورت «نشانه ایی» (و قس علی هذا) چاپ شده است، فهمیدم که اشتباه می‏ کرده ام و با رسم الخط جدیدی روبرو هستم که سازنده آن لابد بنابر حکمتی که بر امثال بنده پوشیده است، این شیوه نگارش را «درست تر» و «منطقی تر» یافته است. (از حق نگذریم، ویراستار این کتاب در رسم الخط شعرهای دیگران دست نبرده بود و مثلاً دو مصرع از فروغ فرخزاد - «با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید» و «هیچ نیمه‏ای این نیمه را تمام نکرد» - را به همین صورت که می بینید باقی گذاشته بود!)
صاحبان آثار در چنین وضعی چه می کنند؟ برخی از آنها که صاحب نامند و خود به رسم الخط خاصی اعتقاد یا عادت دارند، ناشر را وادار می کنند که در رسم الخط ایشان دست نبرد، یا کار خود را به ناشری می دهند که رسم الخط ایشان را قبول دارد. برخی دیگر که به این اندازه اصرار یا حوصله یا اعتبار ندارند، در مقابل پافشاری ناشر یا ویراستار او تسلیم می شوند و کار رسم الخط را یکسره به نـاشر می سپــارند؛ چــون به هر حال چاپ شدن یک اثر با رسم الخطی که انسان قبول ندارد بهتر از چاپ نشدن آن است و بحث با ویراستار هم معمولاً بی‏فایده است ......
رسم الخط، مثل قواعد رانندگی، مثل خود خط، یک امر وضعی و قراردادی است. قرارداد هم به خودی خود نه درست است و نه غلط، بلکه معتبر یا نامعتبر است و اعتبار خود را یا از سنت می گیرد یا از ضرورت، البته تا وقتی که در کوچه ها و خیابان ها جز اسب سوار و خرسوار، آن هم روزی چندنفر، عبور نمی کرد. ضرورتی هم نبود که سمتی را به رفت و سمتی را به برگشت سوارگان اختصاص بدهند. اما وقتی کجاوه و پس از آن اتومبیل زیاد شد، عقلاً فهمیدند که باید یک سمت خیابان را به آیندگان اختصاص دهند و سمت دیگر آن را به روندگان ....
همان طور که در ابتدای مقاله اشاره کردم، از سنت نمی توان قواعدی برای رسم الخط فارسی استنباط کرد، زیرا ملاک ها دگرگون شده است. یک کاتب قدیمی بیشتر به زیبا بودن ترکیب بندی نوشته‏ اش می اندیشد تا به خوانا بودن آن، اما ما از آن زمان که پذیرفتیم که در چاپ، خط زیبا و ایرانی نستعلیق را رها کنیم و به دلایل عملی خط نسخ را بکار ببریم، به ملاک زیبایی ترکیب بندی هم پشت کردیم. درواقع، رسم الخط پیش از آن که از نیازهای نوشتن برخیزد، با چاپ ارتباط دارد: مسئله استقلال کلمات با وجود «فاصله بجا» در چاپ ارتباط دارد و جدا نوشتن کلمات مرکب در عین حفظ پیوستگی آنها به این دلیل ممکن است که چاپ به ما امکان «فاصله صفر» را می دهد، و گرنه در نوشتن تقید به این قراردادها معمولاً ممکن نیست.
غالب کسانی که رسم الخط خود را تنها رسم ‏الخط «درست» و «منطقی» می شمارند، از این نکات ساده و ابتدایی که فهرست وار بر می‏شمارم غافلند:
1. رسم الخط امری قراردادی است: با هیچ دلیل و برهانی، جز دلیل سهولت و آسانخوانی، نمی توان برتری رسم الخطی را بر رسم الخط دیگر ثابت کرد. آسانخوانی هم خود نتیجه جا افتادن یک قرارداد است. اگر به قراردادی مجال بدهیم که قبول عام پیدا کند تبدیل به سنت می شود و عموم مردم خلاف آن را دشوار خواهند یافت.
2. ملاک در رسم الخط یکدستی هر چه بیشتر است، نیاز به تدوین رسم الخط برای خط فارسی هم از نیاز به یکدستی برخاسته است. هر کوششی که به نام «منطق خط فارسی» به ایجاد نایکدستی بیشتر در خط فارسی منجر شود نقض غرض است.
3. رسم الخط با چاپ ارتباط دارد. بنابراین نمی توان در تدوین رسم الخط امکانات حروفچینی و چاپ را نادیده گرفت.
اگر ما امروز رسم الخط واحد نداریم، و معلوم هم نیست که در آینده نزدیک داشته باشیم، به نظر من به دلایل زیر است:
1. عدم صراحت و عمومیت نداشتن قواعد. در رسم ‏الخط های موجود، قاعده بر این است که قاعده ‏ای ذکر می شود. آنگاه برای آن، انواع استثناها برشمرده می شود. این استثنا هم با استفاده از مقولات دستوری تعریف می شوند، یعنی به جای اینکه فهرست بسته ای از استثناها به دست داده شود. تعریفی، عموماً دستوری، از آنهـا می شـود و بعـد تشخیص موارد آنها به استفاده کننده از رسم الخط واگذار می گردد.
2. وجــود حالات مرزی و بینابین که به ذوق استفاده کننده واگذار می شود. ملاک زیبایی و آسانخوانی گاهـی بــا ملاک یکدستی در تعارض می افتد و معمولاً این دومی است که قربانی می ‏شود. چنین کاری در خط فارسی – به ویژه درمورد کلمات مرکب – ناگزیر است و به این دلیل است که هیچ جدانویس یا سر هم نویسی، هر قدر هم اصولی باشد، نمی تواند همیشه به ملاک کلی خود پایبند بماند. اما تشخیص اینکه چه صورتی زیباتر است و چه صورتی زشت تر خود ملاک روشنی ندارد. باز در این مورد ذوق استفاده کننده از رسم الخط حاکم است.
3. امکانات حروفچینی و چاپ که متغیر و در تحول است. ورود امکان جدیدی در حروفچینی کسانی را که با رسم الخط ذوق ورزی می کنند به فکر می‏ اندازد که از این امکان استفاده کنند و بنابراین به شکستن چیزی که تا دیروز قاعده بوده است دست می زنند.
4. نبــود ضمــانت اجــرا. ساختــار اجتمـــاعـی ما به گونه ‏ای است که هیچ دستگاهی، هر قدر هم رسمی باشد، این اختیار و قدرت را ندارد که رسم ‏الخط مختار خود را سراسری و بر همه دستگاههای دیگر حاکم کند. اگر هم این کار را درمورد دستگاه های دولتی بتوان کرد، وادار کردن بخش خصوصی به تبعیت اجباری از یک رسم الخط خاص نه ممکن است و نه مطلوب.
عواقب ناگوار این وضع برکسی پوشیده نیست. فرزندان ما در مدرسه چیزی را به عنوان صورت درست نگارش یک کلمه یا ترکیب می آموزند و اگر بر خلاف آن بنویسند نمره دیکته شان کم می شود و بعد خلاف آن را در کتاب ها و روزنامه ها می بینند؛ خوانندگان مجبورند هر بار که کتابی را به دست می‏گیرند نخست مدتی تمرین کنند تا چشمشان با خصوصیات رسم الخطی آن آشنا شود؛ و نویسندگان و مترجمان هر بار که با ناشری سر و کار پیدا می کنند یا باید رسم الخط او را بیاموزند و یا مدتی را با او یا ویراستارش به بحث در رسم الخط بگذرانند.

خط فارسی و رایانه
این همه در جنب مشکلاتی که نبود یک رسم‏ الخط واحد در آینده برای خط فارسی به وجود خواهد آورد، هیچ است. این مشکلات عمدتاً به کاربرد خط فارسی در رایانه مربوط می شود و می ‏توان گفت که اگر همگانی شدن و رواج چاپ بود که ضرورت رسم الخط واحد را مطرح کرد، این بار همگانی شدن رایانه است که زیان هایی را که فارسی زبانان از نبود رسم الخط واحد می بینند، سنگین تر خواهد کرد.
رایانه ابزار یا رسانه ای است که کاربرد آن روز به روز در همه جوامع، و ا زجمله در جامعه ما، گسترش می یابد. یکی از ابتدایی ترین استفاده هایی که از رایانه می توان کرد، حروفچینی و تهیه متون به قصد تکثیر یا چاپ است. از این گذشته، امروز بسیاری از مردم حتی نوشته های معمولی و نامه های اداری و شخصی و یادداشت های خود را هم با این ابزار تهیه می کنند. رایانه، در ساده ترین نقش خود، یک ماشین تحریر پیشرفته است. اما فقط ماشین تحریر نیست. با این ابزار نه فقط می توان متنی را تایپ کرد، بلکه می توان متون مفصل را در آن ذخیره کرد و در متنی، هر قدر هم مفصل باشد دنبال واژه یا ترکیب معینی گشت و موارد ظهور آن را در آن متن پیدا کرد و برای آن متن فهرست یا نمایه تهیه کرد: به کمک رایانه می توان متن نوشته شده را تصحیح املایی و تا اندازه ای تصحیح انشایی کرد: ترجمه ماشینـی یکــی دیگـر از امکانــات رایــانه است که به خصوص درمورد متون فنی و متونی که واژگان محدود یا معانی نسبتاً مشخصی دارند بسیار کارآمد است.
زبان و خط فارسی هنوز نتوانسته است از این امکانات رایانه چنانکه باید استفاده کند. این امر دلایل متعددی دارد. یکی از این دلایل این است که شرکت های بزرگ تولید نرم افزارهای تایپ و ویرایش (مثل میکروسافت) با ایران روابط اقتصادی ندارند و چون بازاری در ایران سراغ ندارند که حقوق مادی و معنوی آنان را رعایت کند؛ خود را ملزم به طرح نرم‏ افزاری برای خط فارسی نمی بینند.
به این دلیل، نرم افزارهای موجود فارسی بر دو نوع است، یکی نرم افزارهایی که مستقیماً در ایران تهیه شده است و برخی از آنها نسبتاً پیشرفته اند. اما این نرم افزارها به دلیل سازگار نبودن با نرم ‏افزارهای جهانی قابلیت ایجاد ارتباط در خارج از مرزهای ایران را ندارند. این نرم افزارها فقط به کار تایپ می آیند. از این گذشته، به دلیل نبود رسم‏ الخط واحدی که صورت درست کلمات را به دست دهد، تهیه کنندگان این نرم افزارها هیچ گاه به سراغ فراهم آوردن نرم افزاری برای تصحیح ماشینی متون نرفته اند، و در نتیجه ما همچنان از یکی از ابتدایی ترین امکاناتی که رایانه در اختیار ما می نهد محروم مانده ایم. از این گذشته، این نرم ‏افزارها، چون با سرمایه گذاری نسبتاً سنگین تهیه می شوند و بازار آنها هم محدود به داخل ایران است، نسبتاً گرانند، و چون استفاده از آنها هم آسان نیست به موسسات انتشاراتی و دستگاههای دولتی محدود مانده اند.
نوع دوم از نرم افزارهای موجود در بازار ایران نرم‏ افزارهایی است که بر پایه نرم افزارهای معروف خارجی تهیه شده است. به این صورت که جوانان با استعداد ما با هوش خداداد خود و با استفاده از فرصتی که تحریم اقتصادی آمریکا و عضویت نداشتن ایران در معاهده ها حق مولف ایجاد کرده است، قفل یک نرم افزار موجود خارجی را می شکنند. برخی از نشانه های عربی آن را با حروف خاص خط فـارســی (پ، ژ، چ، گ) جانشین می کنند و آن را به عنوان نرم افزار فارسی به قیمتی بسیار نازل به بازار عرضه می کنند. این نرم افزارها به چند 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 14   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله خـط فارسـی و رایـانـه

دانلودمقاله خیام شاعر، خیام فیلسوف

اختصاصی از زد فایل دانلودمقاله خیام شاعر، خیام فیلسوف دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
صادق هدایت
شاید کمتر کتابی در دنیا مانند مجموعهی ترانههای خیام تحسین شده، مردود و منفور بوده، تحریف شده، بهتان خورده، محکوم گردیده، حلاجی شده، شهرت عمومی و دنیاگیر پیدا کرده و بالاخره ناشناس مانده. اگر همهی کتابهایی که راجع به خیام و رباعیاتش نوشته شده جمعآوری شود، تشکیل کتابخانهی بزرگی را خواهد داد. ولی کتاب رباعیاتی که به اسم خیام معروف است و در دسترس همه میباشد مجموعهای است که عموماً از هشتاد الی هزار و دویست رباعی کم و بیش دربردارد؛ اما همهی آنها تقریباً جُنگ مغلوطی از افکار مختلف را تشکیل میدهند.
حالا اگر یکی از این نسخه های رباعیات را از روی تفریح ورق بزنیم و بخوانیم، در آن به افکار متضاد، به مضمونهای گوناگون و به موضوعهای قدیم و جدید برمیخوریم؛ به طوری که اگر یک نفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و مسلک و عقیدهی خود را عوض کرده باشد قادر به گفتن چنین افکاری نخواهد بود. مضمون این رباعیات روی فلسفه و عقاید مختلف است از قبیل: الهی، طبیعی، دهری، صوفی، خوشبینی، بدبینی، تناسخی، افیونی، بنگی، شهوتپرستی، مادی، مرتاضی، لامذهبی، رندی و قلاشی، خدایی، وافوری... آیا ممکن است یک نفر اینهمه مراحل و حالات مختلف را پیموده باشد و بالاخره فیلسوف و ریاضیدان و منجّم هم باشد؟ پس تکلیف ما در مقابل این آش درهمجوش چیست؟ اگر به شرح حال خیام در کتب قدما هم رجوع بکنیم، به همین اختلاف نظر برمیخوریم.
اساس کار ما روی یک مشت رباعی فلسفی قرار گرفته است که به اسم خیام، همان منجم و ریاضیدان بزرگ، مشهور است و یا به خطا به او نسبت میدهند. اما چیزی که انکارناپذیر است، این رباعیات فلسفی در حدود قرن 5 و 6 هجری به زبان فارسی گفته شده.
تاکنون قدیمترین مجموعهی اصیل از رباعیاتی که به خیام منسوب است، نسخهی «بودلن» آکسفورد میباشد که در سنهی 865 در شیراز کتابت شده، یعنی سه قرن بعد از خیام، و دارای 158 رباعی است، ولی همان ایراد سابق کم و بیش به این نسخه وارد است. زیرا رباعیات بیگانه نیز درین مجموعه دیده میشود.
تنها سند مهمی که از رباعیات اصلی خیام در دست میباشد، عبارتست از رباعیات سیزدهگانهی «مونس الاحرار» که در سنهی 741 هجری نوشته شده، و در خاتمهی کتاب رباعیات روزن استنساخ و در برلین چاپ شده. رباعیات مزبور علاوه بر قدمت تاریخی، با روح و فلسفه و طرز نگارش خیام درست جور میآیند. پس در اصالت این سیزده رباعی و دو رباعی [نقل شده در] «مرصادالعباد» که یکی از آنها در هر دو تکرار شده، شکی باقی نمیماند و ضمناً معلوم میشود که گویندهی آنها یک فلسفهی مستقل و طرز فکر و اسلوب معین داشته، و نشان میدهد که ما با فیلسوفی مادی و طبیعی سر و کار داریم. از اینرو، با کمال اطمینان میتوانیم این رباعیات چهاردهگانه را از خود شاعر بدانیم و آنها را کلید و محکِ شناسایی رباعیات دیگر خیام قرار بدهیم. در این صورت، هر رباعی که یک کلمه و یا کنایه مشکوک و صوفیمشرب داشت، نسبتِ آن به خیام جایز نیست. ولی مشکل دیگری که باید حل بشود این است که میگویند خیام، به اقتضای سن، چندینبار افکار و عقایدش عوض شده، در ابتدا لاابالی و شرابخوار و کافر و مرتد بوده و آخر عمر سعادت رفیق او شده، راهی به سوی خدا پیدا کرده و شبی روی مهتابی مشغول بادهگساری بوده، ناگاه باد تندی وزیدن میگیرد و کوزهی شراب روی زمین میافتد و میشکند. آن وقت خیام برآشفته به خدا میگوید:
ابریق می مرا شکستی ربی،
بر من در عیش را ببستی ربی،
من می خورم و تو میکنی بدمستی
خاکم به دهن مگر تو مستی ربی؟
خدا او را غضب میکند، فوراً صورت خیام سیاه میشود و خیام دوباره میگوید:
ناکرده گناه در جهان کیست؟ بگو
آن کس که گنه نکرده چون زیست؟ بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو
خدا هم او را میبخشد و رویش درخشیدن میگیرد و قلبش روشن میشود. بعد میگوید: «خدایا مرا به سوی خودت بخوان!» آن وقت مرغ روح از بدنش پرواز میکند!
این حکایت معجزهآسای مضحک بدتر از فحشهای نجمالدین رازی به مقام خیام توهین میکند، و افسانهی بچهگانهای است که از روی ناشیگری به هم بافتهاند. آیا میتوانیم بگوییم گویندهی آن چهارده رباعی محکم فلسفی که با هزار زخم زبان و نیشخندههای تمسخرآمیزش دنیا و مافیهایش را دست انداخته، در آخر عمر اشک میریزد و از همان خدایی که محکوم کرده، [با این زبان]، استغاثه میطلبد؟ شاید یک نفر از پیروان و دوستان شاعر برای نگهداری این گنج گرانبها، این حکایت را ساخته تا اگر کسی به رباعیات تند او بربخورد به نظر عفو و بخشایش به گویندهی آن نگاه کند و برایش آمرزش بخواهد!
از این قبیل افسانهها دربارهی خیام زیاد است که قابل ذکر نیست، و اگر همهی آنها جمعآوری بشود، کتاب مضحکی خواهد شد. فقط چیزی که مهم است به این نکته برمیخوریم که تأثیر فکر عالی خیام در یک محیط پست و متعصب خرافاتپرست چه بوده، و ما را در شناسایی او بهتر راهنمایی میکند. زیرا قضاوت عوام و متصوفین و شعرای درجهی سوم و چهارم که به او حمله کردهاند از زمان خیلی قدیم شروع شده و همین علت مخلوط شدن رباعیات او را با افکار متضاد به دست میدهد. کسانی که منافع خود را از افکار خیام در خطر میدیدهاند تا چه اندازه در خراب کردن فکر او کوشیدهاند.
[با بررسی رباعیهای خیام] میتوانیم به طور صریح بگوییم که خیام از سن شباب تا موقع مرگ، مادی، بدبین و ریبی بوده (و یا فقط در رباعیاتش اینطور مینموده) و یک لحن تراژیک دارد که به غیر از گویندهی همان رباعیات چهاردهگانهی سابق کس دیگری نمیتواند گفته باشد، و قیافهی ادبی و فلسفی او به طور کلی تغییر نکرده است. فقط در آخر عمر با یک جبر یأسآلودی حوادث تغییرناپذیر دهر را تلقی نموده و بدبینی که ظاهراً خوشبینی به نظر میآید اتخاذ میکند.

به طور خلاصه، این ترانههای چهار مصراعی کمحجم و پُرمعنی اگر ده تای از آنها هم برای ما باقی میماند، باز هم میتوانستیم بفهمیم که گویندهی این رباعیات در مقابل مسایل مهم فلسفی چه رویهای را در پیش گرفته و میتوانستیم طرز فکر او را به دست بیاوریم. لهذا از روی میزان فوق، ما میتوانیم رباعیاتی که منسوب به خیام است از میان هرج و مرج رباعیات دیگران بیرون بیاوریم. اما آیا این کار آسان است؟
سلاستِ طبع، شیوایی کلام، فکر روشن سرشار و فلسفهی موشکاف که از خیام سراغ داریم به ما اجازه میدهد که یقین کنیم بیش از آنچه از رباعیات حقیقی او که در دست است، خیام شعر سروده که از بین بردهاند و آنهایی که مانده به مرور ایام تغییرات کلی و اختلافات بیشمار پیدا کرده و روی گردانیده.
علاوه بر بیمبالاتی و اشتباهات استنساخ کنندگان و تغییر دادن کلمات خیام، که هر کسی به میل خودش در آنها تصرف و دستکاری کرده، تغییرات عمدی که به دست اشخاص مذهبی و صوفی شده نیز در بعضی از رباعیات مشاهده میشود. مثلاً،
شادی بطلب که حاصل عمر دمی است
تقریباً در همهی نسخ نوشته «شادی مطلب». در صورتی که ساختمان شعر و موضوعش خلاف آن را نشان میدهد. یک دلیل دیگر به افکار ضد صوفی و ضد مذهبی خیام نیز همین است که رباعیات او مغشوش و آلوده به رباعیات دیگران شده.
رباعیاتی که اغلب دم از شرابخواری و معشوقهبازی میزند، بدون یک جنبهی فلسفی یا نکتهی زننده و یا ناشی از افکار نپخته و افیونی است و سخنانی که دارای معانی مجازی سست و درشت است، میشود با کمال اطمینان دور بزنیم. مثلاً آیا جای تعجب نیست که در مجموعهی معمولی رباعیات خیام به این رباعی بربخوریم:
ای آنکه گزیدهای تو دین زرتشت
اسلام فکندهای تمام از پس و پشت
تا کی نوشی باده و بینی رخ خوب؟
جایی بنشین عمر که خواهندت کشت
این رباعی تهدیدآمیز آیا در زمان زندگانی خیام گفته شده و به او سوءقصد کردهاند؟ جای تردید است، چون ساختمان رباعی جدیدتر از زمان خیام به نظر میآید. ولی در هر صورت قضاوت گوینده را دربارهی خیام و درجهی اختلاط ترانههای او را با رباعیات دیگران نشان میدهد.
به هر حال، تا وقتی که یک نسخهی خطی که از حیث زمان و سندیت تقریباً مثل رباعیات سیزدهگانهی کتاب «مونس الاحرار» باشد به دست نیامده، یک حکم قطعی دربارهی ترانههای اصلی خیام دشوار است. به علاوه، شعرایی پیدا شدهاند که رباعیات خود را موافق مزاج و مشرب خیام ساختهاند و سعی کردهاند که از او تقلید بکنند ولی سلاستِ کلام آنها، هر قدر هم کامل باشد، اگر مضمون یک رباعی را مخالف سلیقه و عقیدهی خیام ببینیم با کمال جرأت میتوانیم نسبت آن را از خیام سلب بکنیم. زیرا ترانههای خیام با وضوح و سلاستِ کامل و بیان ساده گفته شده؛ در استهزاء و گوشه کنایه خیلی شدید و بیپرواست.
ازین مطالب میشود نتیجه گرفت که هر فکر ضعیف که در یک قالب متکلف و غیرمنتظم دیده شود از خیام نخواهد بود. مشرب مخصوص خیام، مسلک فلسفی، عقاید و طرز بیان آزاد و شیرین و روشن او، اینها صفاتی است که میتواند معیار مسئلهی فوق بشود.
ما عجالتاً این ترانهها را به اسم همان خیام منجّم و ریاضیدان ذکر میکنیم، چون مدعی دیگری پیدا نکرده. تا ببینیم این اشعار مربوط به همان خیام منجم و عالم است و یا خیام دیگری گفته. برای این کار، باید دید طرز فکر و فلسفهی او چه بوده است.
خیام فیلسوف
فلسفهی خیام هیچوقت تازگی خود را از دست نخواهد داد. چون این ترانههای در ظاهر کوچک ولی پُر مغز، تمام مسایل مهم و تاریکِ فلسفی را که در ادوار مختلف انسان را سرگردان کرده و افکاری را که جبراً به او تحمیل شده و اسراری را که برایش لاینحل مانده مطرح میکند. خیام ترجمان این شکنجههای روحی شده: فریادهای او انعکاس دردها، اضطرابها، ترسها، امیدها و یأسهای میلیونها نسل بشر است که پیدرپی فکر آنها را عذاب داده است. خیام سعی میکند در ترانههای خودش با زبان و سبک غریبی همهی این مشکلات، معماها و مجهولات را آشکارا و بیپرده حل بکند. او زیر خندههای عصبانی و رعشهآور، مسایل دینی و فلسفی را بیان میکند، بعد راه حل محسوس و عقلی برایش میجوید.
به طور مختصر، ترانههای خیام آیینهای است که هر کس، ولو بیقید و لاابالی هم باشد، یک تکه از افکار، یک قسمت از یأسهای خود را در آن میبیند و تکان میخورد. ازین رباعیات یک مذهب فلسفی مستفاد میشود که امروزه طرف توجه علمای طبیعی است و شرابِ گس و تلخمزهی خیام هرچه کهنهتر میشود، بر گیرندگیاش میافزاید. به همین جهت، ترانههای او در همهجای دنیا و در محیطهای گوناگون و بین نژادهای مختلف طرف توجه شده.
اکنون برای اینکه طرز فکر و فلسفهی گویندهی رباعیات را پیدا بکنیم و بشناسیم، ناگزیریم که افکار و فلسفهی او را چنانکه از رباعیاتش مستفاد میشود بیرون بیاوریم، زیرا جز این وسیلهی دیگری در دسترس ما نیست و زندگی داخلی و خارجی او، اشخاصی که با آنها رابطه داشته، محیط و طرز زندگی، تأثیر موروثی، فلسفهای که تعقیب میکرده و تربیت علمی و فلسفی او به ما مجهول است.
اگرچه یک مشت آثار علمی، فلسفی و ادبی از خیام به یادگار مانده ولی هیچکدام از آنها نمیتواند ما را در این کاوش راهنمایی بکند، چون تنها رباعیات، افکار نهانی و خفایای قلب خیام را ظاهر میسازد. در صورتیکه کتابهایی که به مقتضای وقت و محیط یا به دستور دیگران نوشته حتی بوی تملق و تظاهر از آنها استشمام میشود و کاملاً فلسفهی او را آشکار نمیکند.
به اولین فکری که در رباعیات خیام برمیخوریم این است که گوینده با نهایت جرأت و بدون پروا با منطق بیرحم خودش هیچ سستی، هیچ یک از بدبختیهای فکری معاصرین و فلسفهی دستوری و مذهبی آنها را قبول ندارد و به تمام ادعاها و گفتههای آنها پشت پا میزند. در کتاب «اخبار العلماء باخبار الحکماء» که در سنهی 646 تألیف شده راجع به اشعار خیام اینطور مینویسد:
«...باطن آن اشعار برای شریعت مارهای گزنده و سلسله زنجیرهای ضلال بود. و وقتی که مردم او را در دین خود تعقیب کردند و مکنون خاطر او را ظاهر ساختند، از کشته شدن ترسید و عنان زبان و قلم خود را باز کشید و به زیارت حج رفت... و اسرار ناپاک اظهار نمود... و او را اشعار مشهوری است که خفایای قلب او در زیر پردههای آن ظاهر میگردد و کدورت باطن او جوهر قصدش را تیرگی میدهد.»
پس خیام باید یک اندیشهی خاص و سلیقهی فلسفی مخصوص راجع به کائنات داشته باشد. حال ببینیم طرز فکر او چه بوده: برای خواننده شکی باقی نمیماند که گویندهی رباعیات تمام مسایل دینی را با تمسخر نگریسته و از روی تحقیر به علماء و فقهایی که از آنچه خودشان نمیدانند دم میزنند حمله میکند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  33  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله خیام شاعر، خیام فیلسوف

دانلود مقاله مدیریت تولید انگیزه خلاقیت و کار

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله مدیریت تولید انگیزه خلاقیت و کار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

  به گفته امام امت (ره) «رزمندگان ما در جبهه ها در سلوک معنوی و عرفانی خویش ره صد ساله را یک شبه طی می کردند .» سبب چه بود؟ در حالی که مبانی معرفتی و مباحث فلسفه اخلاقی در قم تبیین و تدریس می شد و دروس اخلاق مصطلح در حوزه قم رایج و دایر بود و توصیه به اخلاق از اولین روزهای آغاز زندگی طلبگی در دروس رسمی و در جلسات مختلف تکرار می شد و علی الاصول در فضای معنوی حوزه زمینه های رشد اخلاقی و عرفانی فراهم تر می نمود .
پس علت این رشد اخلاقی عظیم در آن محیط چه بود؟ علت آن بود که حضور در میدان جنگ حق علیه باطل، به عنوان متن و نه در حاشیه، زمینه و بستری در وجود رزمندگان ایجاد کرده بود که کوچک ترین جرقه هامی توانست استعداد متراکم انسانی و معنوی آنان را به کمال رساند. چنین زمینه و بستری در جلسات درس و بحث رسمی و دور از هیاهوها و حوادث هیچگاه به دست نمی آمد .
اگر می بینیم در مقاطعی از زمان، گروهی از نخبگان حوزه به قله معنویت و فضایل اخلاقی نزدیک شده اند، به دلیل مدیریت انگیزه های آنان از سوی مربیان است . هنر استاد اخلاق آن است که شاگرد خود را در متن مبارزه عینی با شیاطین قرار دهد و چنین احساسی را ایجاد نماید که در این جنگ میان نیستی و حیات طیبه تنها طریق نجات، مبارزه و میدان داری است . به همین دلیل، اصرار می ورزیم که تولید دانش در حوزه، نیازمند ایجاد یک «حس مشترک» است . به عبارت دیگر فرهنگ و روحیه حاکم برحوزه باید روحیه علم طلبی و حرکت آفرینی فرهنگی باشد .
در گذشته حوزه های علمیه، سربازی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف - آرمان صنفی روحانیت محسوب و ترویج می شد و آنگاه که طلبه به این آرمان اعتقاد می یافت، حرکت آفرین می شد. مهم ترین آثار مکتوب تشیع نیز توسط عالمانی که خود را در صحنه نبرد حق و باطل و در کسوت سربازی احساس می کردند، نگاشته شده است . حال چگونه می توان این آرمان مقدس را منشا تحرک آفرینی در راستای تولید دانش و دستیابی به تمدن نوین اسلامی قرار داد؟ به نظرنگارنده طرح برخی موضوعات قابلیت این را دارند که منشایی برای ایجاد انگیزه و تحرک برای تولید دانش شوند .
به عنوان مثال:
- موضوع جهانی سازی اگر به معنای آرایش تمامیت کفر در مقابل تمامیت ایمان تفسیر شود و ابعاد مختلف آن از تولید دانش و مفاهیم در خدمت اهداف نظام سرمایه داری و سریان یافتن پیش انگاره های ماتریالیستی در علوم انسانی، از جمله اخلاق، هنر، حقوق، جامعه شناسی، سیاست و اقتصاد باشد؛
- توزیع مفاهیم مادی به منظور تغییر قدر متیقن ها و ایجاد عرف های جدید باشد؛
- استفاده از سازمان های بین المللی به مثابه ابزار فشار و سلطه باشد؛
- ایجاد ادبیات جدید متناسب با فرهنگ لیبرالیستی برای مفاهمه با جامعه جهانی باشد؛
- طرح های خاص نظام استکباری برای تضعیف روحانیت شیعه و مقابله با اصولگرایی اسلامی باشد؛
- این همه، آن چنان ملموس ترسیم و تبیین شود، که حوزه خود را در متن نبردی سهمگین بر سرتمامی هویت خویش احساس کند و چنین حسی در تمامی پیکره این نهاد مقدس خودنمایی کند، زمینه ای فراهم شده است که با مدیریت صحیح می توان به راحتی انگیزه های ایجاد شده را در مسیر تولید مفاهیم جدید و ایجاد پایه های تمدن نوین اسلامی به کار گرفت و حوزه را از پرداختن به منازعات جزئی و امور خرد به موضوعات محوری و کلان معطوف کرد و جهانی اندیشید و حوزه را در جایگاه هدایت تحولات جهانی تعریف کرد .
انگیزه و هدف در مدیریت
وقتی که آدم برای انجام کاری هدف نداشته باشه بدون شک انگیزه ای برای انجام آنکار هم نخواهد داشت و کار را باری به هر جهت به اتمام خواهد رسوند که نتیجه کار زیاد هم جالب نخواهد بود. حالا وقتی توی یک مجموعه بزرگتر مثل یک سازمان وقتی آدم ببینه که در سطوح بالای مدیریتی برای انجام کار انگیزه و هدفی نیست , آن موقع انتظار کار درست و صحیح از زیر مجموعه چنین مدیرانی آب در هاون کوبیدن است .
مدیریت انگیزه
انگیزه یعنی انرژی حرکت ، اگر شما بهترین ماشینها و بهترین نقشه ها را در اختیار داشته باشید یعنی برنامه ریزی صحیحی انجام داده اید. اما بدون سوخت ماشین شما حتی ذره ای به جلو حرکت نخواهید کرد . همانطور که در بالا اشاره شد برنامه ریزی صحیح و مطابق توانایی ها و امکانات می تواند یک عامل اساسی برای تقویت انگیزه ها ی ما باشد.
<< انگیزه >> مورد نظر ما ، جواب این سوال است که << چرا درس می خوانیم ؟ >> مجموعه ای از انگیزه های درونی مانند کسب موفقیت ، پیشرفت در زندگی ، داشتن یک زندگی خوب،خدمت به مردم و ... و مجموعه ای از انگیزه های بیرونی مانند رضایت پدر و مادر ، رهایی از توبیخات و تنبیهات، تشویق اطرافیان و ... می توانند جواب واقعی این سوال باشند . یک قانون جالب در مرد انگیزه های ما وجود دارد .
بسیاری از فعالیت های ما به علت انگیزه های درونی انجام می شوند اما هرگاه فعالیتی به علت یک یا عده ای از انگیزه خارجی قوی انجام شد ، پس از مدتی با حذف انگیزه خارجی دیگر انگیزه های درونی ما برای انجام آن فعالیت کافی نخواهد بود . به این پدیده over justification effect می گویند .
برای مثال فرض کنید شخصی به علت علاقه شخصی هر روز چند جدول از روزنامه ها را پر می کند . اگر برای مدتی به ازای هر جدول پر شده به فرد هزار تومان به عنوان پاداش داده شود ، پس از گذشت چند هفته حال اگر این پاداش خارجی قطع شود دیگر این فرد علاقه ای به حل جدول نخواهد داشت . زیرا انگیزه های خارجی ، انگیزه درونی وی را از بین برده اند .
موفق ترین دانش آموزان آنهایی هستند که براساس انگیزه های عالی درونی خود مسیر پیشرفت را ادامه می دهند . یعنی استفاده از انرژی درونی . تکیه بر انگیزه های خارجی عامل شکست بسیاری از دانش آموزان است . اگر به خاطر پدر ، مادر ، مسائل مالی و ... درس خواندید به زودی متوجه خواهید شد درس خواندن کم کم سخت تر و سخت تر می شود . اگر سوخت ماشین شما رو به اتمام است سعی کنید فقط به درون خود مراجعه کنید و انگیزه های درونی خود را تقویت کنید .
3-خواسته ها و تمایلات : انسان ها به علت نیاز های جسمی و روحی خود علاقه دارند امور خاصی را در طی روز انجام دهند . خوردن ، آشامیدن ، تفریح و استراحت و ... از نیاز های پایه ای انسان به شمار می آیند . پاسخگویی تمایلات درونی امری پذیرفته شده و منطقی است . اما آیا انسان باید هر کاری که دلش می خواهد در هر زمانی انجام دهد ؟ واضح است که اینطور نیست . انسان باید بتواند ارضای تمایلات خود را به تاخیر بیاندازد و هر کار را به موقع خود انجام دهد.
تلاش برای ایجاد تاخیر در پاسخگویی تمایلات در منابع غربی تحت عنوان delay of gratification شناخته می شود . مطالعات مختلف نشان داده اند که از جمله مهمترین عوامل تقویت انگیزه های عالی درونی ، مهارت در همین ایجاد تاخیر می باشد . جالب است که در تعالیم دینی ما نیز به این مهم ، توجه بسیار شده است . روزه و بسیاری دیگر از دستورات شرعی و اخلاقی در واقع به نوعی همین تاخیر در ارضای تمایلات می باشند . در طی روزه ما یاد میگیریم که براساس انگیزه های درونی با اینکه گرسنه هستیم ارضای این میل خود را تا زمان افطار به تاخیر بیاندازیم.
اگر دانش آموزی به دنبال کسب موفقیت حد اکثر است باید تمرین کند تا با ایجاد تاخیر در ارضای امیال خود ، انگیزه های عالی درونی را تقویت نماید . لذت طلبی یا به قول امروزی ها << اهل حال و حول بودن ! >> آفت اصلی انگیزه ها ی شما است پس اگر پاک باک بنزین ماشینتان سوراخ است یک فکر جدی برای آن بکنید .

مدیریت کار و زمان
مقدمه
زمان همیشه به عنوان یک منبع مهم قلمداد شده است. اما ما عادت کرده‌ایم که اتلاف وقت را بیشتر به گردم دیگران بیندازیم و خودمان را در آن مقصر ندانیم. ما از کمبود وقت بیشتر به عنوان پوششی استفاده می‌کنیم که فقدان برنامه‌ریزی یا دوراندیشی، تأخیرها و فقدان ضرب‌العجل‌های تعیین شده قبلی در کارمان را از نظر دور دارد. اما واقعیت این است که ما در یک دنیای آرمانی زندگی نمی‌کنیم و بدین ترتیب مجبوریم با زمان و دیگر منابعی که در اختیار داریم به بهترین نتایج دست یابیم.
مدیریت صحیح زمان، عاملی اساسی در موفقیت هر سازمان محسوب می شود چیزی که تاکنون توجه چندانی به آن مبذول نشده است. مدیریت زمان و مدیریت کار، اساساً معطوف به انضباط فردی است. نظامی که انتخاب می‌کنیم تا ما را در استفاده بهتر از وقتمان یاری رساند، به نوعی ارتباط با این هدف است. عملکرد صحیح هر نظام با عملکرد صحیح کاربران آن سنجیده می‌شود. هیچ چوب جادویی باعث نمی‌شود که ما به طور اتفاقی از زمانی که در اختیار داریم به طور صحیح استفاده کنیم. صرفاً کافی است تصمیم بگیریم که اولویت‌های ما کدامند و سپس به آنها بپردازیم.
برنامه‌ریزی و الویت‌بندی اهداف
زمان همانند پول است که ما مقدار مشخصی از آن را در اختیار داریم و برای استفاده بهتر از آن باید برنامه مشخصی، چه در چگونگی مصرف کردن آن و چه درباره تنظیم هزینه‌ها، داشته باشیم.
در محیط کار، شما باید انتظاراتی را برآورده کنید و براساس نتایجی که ارایه می‌دهید، مورد قضاوت قرار می‌گیرید. موارد مشخصی وجود دارند که جزء وظایف شغلی شما محسوب می‌شوند، اما کار شما لزوماً با آنها قیاس نمی‌شود.
ممکن است شما در جلسه‌ای حضور پیدا کنید. اما حضور در جلسات، در ارزیابی پایان سال شما ملاحظه نخواهد شد. جملاتی مثل «آفرین کارولین! بودجه را تنظیم کردی، اما امسال در 405 جلسه شرکت نموده‌ای!» چیزی نیست که دوست داشته باشید از مدیرتان بشنوید.
در هر کاری که به ما محول می‌شود، وظایف متعدد و متنوعی گنجانده شده است، بعضی از آنها مهم‌اند و عدم انجامشان موجب از دست دادن شغل می‌گردد.
بعضی از آنها هم چندان مهم نیستند، اما باید انجام شوند، چرا که بخشی از رویه‌های داخلی کار محسوب می‌شوند. بعضی از آنها نسبتاً بی‌اهمیت‌اند و باید توسط دیگران انجام شوند. و در نهایت، بعضی از کارها اصلاً اهمیت ندارند و لزومی به انجام آنها نیست، ما این وظایف را انجام می‌دهیم، چون نوشته‌ای که روی میزمان قرار دارد انجام آنها را گوشزد می‌کند و احساس می‌کنیم که چاره‌ای جز انجام آنها نداریم.
توانایی تفکیک بین انواع مختلف وظایفی که انتظار می‌رود شما انجام دهید، اولین قدم به سوی برنامه‌ریزی و الویت‌بندی مؤثر است. همین کار در انجام امور خانه هم مصداق دارد. بعضی کارها مانند پختن غذا و شستشوی لباس و ظروف باید حتماً انجام شوند. بعضی از کارهای دیگر را لازم نیست انجام دهید و انجام آنها صرفاً به علاقه‌ و تمایل شما بستگی دارد. (مثل تمیز کردن اتاق زیرشیروانی)
همه با، با وجود آنکه کارهای مختلفی انجام می‌دهیم، در راستای اهداف سازمان حرکت می‌کنیم. اساساً تمام اهداف شغلی با اهداف بخش‌ها و اهداف کلی سازمان تناسب دارند. شما باید به طور مشخص از اهداف واحدها و سازمان اطلاع کامل داشته باشید. اهداف را یادداشت کنید، آنها را از نظر مدیرتان بگذرانید و از تأیید او مطمئن شوید.
شناخت تعهدات زمانی
وقتی به سازمانی ملحق می‌شوید، شرح کاری در اختیار شما قرار می‌گیرد که حوزه‌های مورد مسئولیت‌تان به تفصیل درآن مشخص شده است. شرح کار شما حداقل یک بار در سال باید به روز شود و زمان انجام کارهای خاص نیز باید در آن قید گردد. به عبارت دیگر، اهداف و وظایف فهرست‌شده در شرح کار شما آن چیزهایی هستند که سازمان در قبال انجامشان به شما حقوق می‌پردازد. این وظایف باید تعهدات اولیه اشتغال را برآورده سازند. آنها تعهدات زمانی شما را هم شامل می‌شوند.
اگر شرح وظیفه کاری ندارید، آنچه را که فکر می‌کنید در حوزه وظایف کاریتان قرار دارد بنویسید. آنها را در اختیار مدیرتان قرار دهید و نظر او را جویا شوید که آیا این وظایف همان تعهدات کاری شما هستند یا خیر. ممکن است به مواردی برخورد کنید که دور از تصورتان باشد!
به همین گونه، اگر مسئول گروهی هستید که فاقد شرح وظیفه است یا لازم است که شرح وظایفش تغییر یابد و به روز شود، از اعضای تیم بخواهید که شرح وظایفش تغییر یاید و به روز شود، از اعضای تیم بخواهید که شرح وظایف مورد نظرشان را بنویسند و در باره مطالب اظهار شده بحث کنید.
رضایت از کار و سبک مدیریت
او کارش را دوست داشت. کارش را بلد بود. وقتی شروع به کار می‌کرد با چنان علاقه‌ای، تمام وجودش را وقف کار می‌کرد که اغلب، گذر زمان را احساس نمی‌کرد.
او کارش را دوست داشت. کارش را بلد بود. وقتی شروع به کار می‌کرد با چنان علاقه‌ای، تمام وجودش را وقف کار می‌کرد که اغلب، گذر زمان را احساس نمی‌کرد.
به چیزی به نام «اضافه‌کار» اعتقادی نداشت، برایش این مهم بود که آن بخش از کار را که امروز به عهده گرفته بود تمام کند یا لااقل به سامانی برساند. اما همیشه مانعی وجود داشت. همیشه اتفاقی غیرمنتظره می‌افتاد که او را خسته می‌کرد.
همیشه کسی بود که شوق و عشق او را از بین ببرد و احساس شور و شادی او را تبدیل به خستگی کند و این که «برای امروز دیگر بس است. باید بروم خانه» جمله تکراری و هر روزه‌ای بود که به ذهنش می‌رسید. آن مانع خسته‌کننده حضور یک فرد به نام «مدیر» بود که به نظر او اصلاً‌ این عنوان برازنده‌اش نبود.
طیفی از مدیران با غرور کاذب تسخیر شده‌اند. حتی زمانی که نمی‌دانند چه کنند، نیاز به اعمال قدرت و کنترل دارند. زمانی که برای همه واضح است که در اشتباهند بر درستی و بر حق بودن خود پافشاری می‌کنند. این افراد معمولاً‌ از کارمندان خود،‌ حمایت چندانی نمی‌کنند. حتی زمانی که کسی نسبت به شغلش علاقه‌مند باشد. او را با عناوینی مثل ناهماهنگی با مجموعه کنار می‌گذارند.
یک کارشناس روابط عمومی در مورد محیط کارش نظر جالبی دارد. وی می‌گوید: محیط کار برایم وقتی مهم است که بدانم با چه کسانی کار می‌کنم، چقدر با آنها احساس نزدیکی دارم و اغلب به ساعتهای طولانی کار اهمیت نمی‌دهم. کار هر چقدر که سخت باشد به نظرم سخت نمی‌آید وقتی که با مدیر و همکارانم احساس راحتی دارم.
طبعاً‌ همه ما می‌خواهیم در کار مورد توجه قرار گیریم. می‌خواهیم باور داشته باشیم که ما نیز به همان اندازه رؤسایمان برای شرکت باارزش هستیم و این، کاملاً ‌‌درست است. زیرا قسمت اعظم زندگی خود را در کار سپری می‌کنیم.
اما معمولاً‌ این اتفاق نمی‌افتد و همین مسئله موجب نارضایتی از کاری می‌شود که سال‌ها به آن اشتغال داشته‌ایم. اما فقط کارمندان جز نیستند که از شغل خود ناراضی‌اند برخی مدیران میانی هم چنین وضعی دارند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 20   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مدیریت تولید انگیزه خلاقیت و کار

دانلود مقاله روش های مرمت و نگهداری راههای آسفالت شده ، پل ها و وسایل کنترل ترافیک

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله روش های مرمت و نگهداری راههای آسفالت شده ، پل ها و وسایل کنترل ترافیک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


الف) خرابی های بنیادی
ب) خرابی های سطحی

 

خرابی های بنیادی به علت عدم قدرت باربری کافی بستر راه و صدمه های وارد شده اتفاق می افتد.
خرابی های سطحی به علت ناهمواری زیاد سطح جاده ، بهره برداری از مسیر راه را با اشکال مواجه می کند
تشخیص نوع خرابی راه بسیار مهم است چرا که عمل مرمت و بهسازی راه بر اساس تشخیص نوع خرابی انجام می شود

 

ترکها:
ترکهای موزائیکی (پوست ماری – سوسماری)
این نوع ترک ها که در تکه های نسبتا کوچک چند ضلعی ظاهر می شوند به دلیل شبیه بودن به پشت سوسمار به این نام خوانده می شود و با تکرار بارگذاری وسعت آنها افزایش می یابد
عوامل بوجود آورنده این ترکها عبارت اند از:
1)تغییر شکل بیش از حد لایه ها در اثر بارگذاری
2) خستگی بیش از حد لایه ها
روش مرمت : اگر ترک خوردگی موضعی باشد با استفاده از وصله عمیق آن را تعمیرمی کنیم. اگر ترک خوردگی منطقه وسیعی را پوشانده باشد برای تقویت آن باید از یک لایه روکش آسفالتی با ضخامت مناسب استفاده کرد

 

وصله سطحی
انجام وصله سطحی شامل مراحل زیر است
الف) خط کشی و بریدن قسمت خراب شده روسازی به صورت شکل های منظم هندسی بطوری که خطوط برش حداقل حدود 30سانتی متر در تمام نقاط از خرابی ها فاصله داشته و ضمنا سطح برش به صورت قائم و عمود بر سطح رو سازی باشد.
ب) تمیز کردن قسمت بریده شده از آب و مواد شل و کنده شده با استفاده از جارو و یا هوای فشرده
ج) قیرپاشی سطح داخلی قسمت بریده شده شامل کف و دیواره ها
د) پر کردن محل گودی با مخلوط بتن آسفالتی
ه) کوبیدن و متراکم کردن مخلوط به طوری که سطح نهایی به دست آمده همسطح روسازی قسمت های مجاور شود.

 

وصله عمقی
مراحل این روش نظیر آنچه که در مورد وصله سطحی شرح داده شده است با این تفاوت که علاوه بر بریدن و برداشتن سطح رویه ی آسفالتی قسمتی و یا تمام مصالح لایه اساس و زیراساس هم برداشته می شود ضمنا در این حالت قیر پاشی تنها به سطح دیواره ها محدود می شود .

 

 

 

ترک برشی:
به ترک هاییی گفته می شود که به موازات محور طولی راه و به فاصله کمی از لبه رو سازی قرار گرفته باشند . این ترک ها ممکن است علاوه بر ترک های طولی دارای ترکهای عرضی نبز باشند . علت وجود این ترکها مقاومت برشی پایین خاک یا مصالح روسازی است .
این نوع ترکها در راههایی که در خاکریز های با شیب شیروانی زیاد و ناپایدار ساخته شده اند مشاهده می شوند .
روش مرمت : پس از رفع علت خرابی با برداشتن قسمت های ناپایدار روسازی و پرکردن آن با بتن آسفالتی گرم ، سطح قسمتهای خراب شده و نشت کرده ی روسازی عملیات تعمیر انجام می شود.

 

ترک انقباضی :
این ترک ها بر اثر تغییر حجم و جمع شدن رویه آسفالتی در اثر افت دمای محیط بوجود می آیند این ترک ها معمولا عرضی هستند و گاهی هم به شکل مجموعه ای از ترک ها قطعات بزرگی را تشکیل می دهند تفاوت ظاهری این ترک ها با ترکهای موزاییکی این است که ترک های انقباضی سطح رویه را به قطعات بزرگتری تقسیم می کنند و همچنین گوشه های این قطعات تیزتر است و علت بوجود آمدن این نوع ترک ها به کار بردن قیری است که برای آب و هوای منطقه مورد نظر سفت می باشد
روش مرمت:برای مرمت این نوع خرابی باید ابتدا ترک ها با قیر یا قیر حاوی ماسه ریز دانه و سنگدانه (بسته به نسبت گشادی ترک) پرشود و سپس در صورت لزوم با استفاده از یک لایه نازک روسازی ، روکش شود.

 

تر کهای بین دو خط:
این نوع ترک ها در حقیقت همان درزهای طولی بین خطوط راه هستند که به علت اجرای نادرست رویه آسفالتی درزهای آن باز شده اند ورود آب در این ترک ها باعث تشدید خرابی و باز تر شدن ترک ها می شود
علت وجود این ترکها ، اجرای غیر همزمان رویه آسفالتی خطوط مجاور یکدیگر است . زیرا پس از پخش و کوبیدن آسفالت خط اول و سپس خط مجاور آن درزی بین دو خط بوجود می آید که باعث خرابی در آینده می شود. همچنین این نوع خرابی بین خط کناری و شانه آسفالتی راه ممکن است بوجود آید . جهت اجتناب از این خرابی ها باید حتی المقدور سعی شود با بکار بردن مقدار کافی ماشین های پخش آسفالت، مصالح تمام عرض راه بطور همزمان پخش و کوبیده شود.
جهت مرمت ترک بین دو خط باید این ترک ها با استفاده از قیر یا قیر حاوی ماسه ریزدانه و گرد سنگ پر شود تا جلوی ورود آب به داخل ترک گرفته شود .

 

ترک های انعکاسی :
ترک های انعکاسی به ترک هایی اطلاق می شود که در سطح روکش آسفالتی و در محل هایی که ترک هایی در سطح روسازی قدیمی وجود داشته پدید آمده باشد . این ترک ها در حقیقت انعکاس ترک های لایه زیرین در لایه روکش آسفالتی است . این ترک ها معمولا در سطح روکش آسفالتی که بر روی روسازی آسفالتی یا ترک های عریض تر و مرمت نشده ساخته می شوند نیز پدید می آیند .
علت بوجود آمدن ترک های انعکاسی حرکات افقی و قائم لایه واقع در زیر روکش آسفالتی است .
این حرکات در اثر تغییرات رطوبت و درجه حرارت در مصالح روسازی و هچنین در اثر عبور وسایل نقلیه سنگین به وقوع می پیوندد .
برای مرمت ترک های انعکاسی باید این ترک ها با استفاده از قیر یا قیر حاوی ماسه ریز دانه و گرد سنگ پر شوند .

 

ترک های هلالی (لغزشی):
ترک های هلالی معولا در مسیر حرکت چرخ های وسایل نقلیه به علت وارد شدن نیروهای شدید افقی (ترمز کردن) در سطح رویه آسفالتی بوجود می آید .
علت تشکیل شدن این ترک ها فقدان چسبندگی کافی بین لایه رویه ی آسفالتی و لایه زیر آن است . وجود موادی از قبیل گرد و خاک ، روغن های نفتی یا آب که ممکن است به علت عدم دقت روی سطح راه قبل از اجرای رویه آسفالتی وجود داشته باشد ، می تواند منجر به به وجود آمدن این ترک ها شود. عدم بکار بردن اندود سطحی بین لایه آستر و لایه رویه ی آسفالتی نیز می تواند سبب بوجود آمدن ترک های هلالی شکل شود.
مناسب ترین نحوه مرمت این نوع خرابی ، کندن قسمت خراب شده و استفاده از بتن آسفالتی گرم برای انجام وصله سطحی است.

 

تغییر شکل های سطح رویه:
نشست محل کنده کاری شده:
این خرابی به نشستی که در محل کنده کاری شده ی روسازی به منظور عبور آب و گاز یا کابل تلفن و امثال آن بوجود آمده اطلاق می شود. علت این خرابی فقدان تراکم کافی مصالح به کار رفته برای پرکردن مجدد محل کنده شده است .
برای جلوگیری از بوجود آمدن این خرابی باید ابتدا محل کنده کاری شده بلافاصله پس از اتمام عملیات با مصالح مناسب پر شده و به خوبی متراکم شود و سپس روسازی آن با استفاده ار بتن آسفالتی گرم انجام شود باید توجه داشت که ضخامت رویه آسفالتی محل مرمت شده نباید به هیچ وجه از ضخامت رویه قسمت های مجاور آن کمتر باشد .
برای مرمت محل نشست کرده باید قسمت خراب شده با استفاده از بتن آسفالتی گرم پر شده و به خوبی متراکم شود . ضخامت لایه بتن آسفالتی بکار رفته باید به اندازه ای باشد که پس از متراکم کردن آن سطحش قدری از سطح بقیه روسازی بالاتر باشد .
روکش آسفالتی
روکش کردن بطور کلی برای دو منظور مختلف انجام می شود .
الف) رفع ناهمواری های سطح روسازی که به علت ترک خوردن ، تغییر شکل دادن ، خرد شدن و غیره بوجود می آید
ب) افزایش قدرت باربری روسازی
معولا مساله ای که در طرح روکش ها مطرح است تعیین مشخصات فنی مصالح روکش و تعیین ضخامت آن است در مواردی که روکش فقط به منظور رفع ناهمواری های سطح یک روسازی انجام می شود ضخامت روکش کم است و حتی ممکن است به نازکی 1.5 تا 2 سانتی متر نیز برسد از طرف دیگر در مواردی که هدف از انجام روکش افزایش قدرت باربری روسازی است ضخامت روکش باید با در نظر گرفتن عوامل موثر از قبیل شرایط سیستم روسازی موجود ،میزان آمد و شد وسایل نقلیه ، شرایط جوی منطقه و مقاومت خاک بستر به طور صحیح و اصولی طرح شود.

 

موج:
این خرابی به صورت موجی در جهت حرکت وسایل نقلیه در سطح رویه آسفالتی بوجود می آید . روسازی های آسفالتی که مصالح رویه آنها به طرز صحیح ، طرح و انتخاب نشده اند و در نتیجه دارای استقامت برشی کافی نیستند ، به این صورت در می آیند . موج ها د رمحل هایی که نیرو های برشی شدیدی به روسازی وارد می شود بوجود می آیند . نیرو های برشی شدید معمولا در نزدیکی تقاطع ها که وسایل نقلیه متوقف می شوند و یا از حالت سکون به حرکت در می آیند و یا در سایر محل های تغییر سرعت ، توسط چرخ های وسایل نقلیه به رو سازی وارد می شود.
علت بوجود آمدن موج معمولا یکی و یاترکیبی از عوامل زیر است :
الف) مصرف بیش از حد قیر در مخلوط آسفالتی
ب) مصرف بیش از حد مصالح ریز دانه در مخلوط آسفالتی
ج) به کار بردن قیری که بیش از حد لازم برای آب و هوای منطقه مورد مصرف نرم است
د) وجود مقدار زیاد مصالح گرد گوشه در مخلوط آسفالتی
ه) هوا ندادن مخلوط های آسفالتی که در ساختن آنها از قیر های محلول استفاده شده است .
برای مرمت این نوع خرابی در مواردی که وسعت خرابی کم بوده و شدت موج ها زیاد است باید اقدام به کندن و برداشت کامل قسمت خراب شده ی رویه شود. در این حالت محل کنده شدن باید با استفاده از بتن آسفالتی گرم پر شود . در مواردی که وسعت خرابی نسبتا زیاد و شدت موج ها کم است باید با استفاده از یک لایه نازک روکش آسفالتی اقدام به رفع خرابی شود.

 

گودی مسیر چرخ ها (شیار شدن) :
گودی مسیر چرخ ها به موجی عرضی که در سطح رویه ی آسفالتی بوجود می آید اطلاق می شود . نقاط گود این موج ها در مسیر های حرکت جرخ های وسائل نقلیه سنگین قرار دارد .
علت بوجود آمدن گودی مسیر چرخ ها تحکیم لایه های روسازی و یا خاک بستر راه می باشد . میزان گودی مسیر چرخ ها بستگی به شدت آمد و شد دارد و هرچه تعداد و وزن وسایل نقلیه سنگین بیشتر باشد ، شدت این خرابی نیز بیشتر خواهد بود . میزان گودی مسیر چرخ ها را می توان با قرار دادن یک شمشه ی فلزی یا چوبی بلند در عرض راه مشاهده کرد و آنرا اندازه گیری نمود . این خرابی همچنین در اثر حرکت جانبی مصالح آسفالتی در جهت عمود بر حرکت وسایل نقلیه نیز ممکن است به وقوع بپیوندد .
برای مرمت گودی مسیر چرخ ها باید با استفاده از بتن آسفالتی گرم محل های گود شده پر شود و در صورت لزوم با یک لایه نازک آسفالتی رو سازی روکش شود.

 

نشت موضعی
نشت موضعی به خرابی اطلاق می شود که در آن قسمت نسبتا محدودی از روسازی در اثر نشست ، سطحش از بقیه قسمت های روسازی پایین تر باشد . این خرای ممکن است با یا بدون ظاهر شدن ترک هایی بوجود آید.
نشست موضعی توسط سرنشینان وسیله نقلیه ای که از روی آن عبور می کنند احساس می شود و محل آن توسط آبی که بلافاصله پس از بارندگی معمولا در آن جمع می شود مشخص می شود . در سایر مواقع ، محل نشست موضعی به کمک تفاوتیکه در رنگ بین قسمت نشست رده و سایر قسمت های روسازی به علت اثر آب بوجود می آید قابل تشخیص است .
علت بوجود آمدن نشست موضعی ، نشست خاک بستر یا مصالح روسازی که به صورت غیر یکنواخت متراکم شده اند می باشد.
برای مرمت این نوع خرابی باید محل نست کرده با استفاده از بتن آسفالتی گرم پر و متراکم شود .

 

 

 

تورم
تورم عبارت است از بالا آمدن قسمتی از سطح روسازی آسفالتی در اثر افزایش حجم خاک بستر روسازی و یا مصالح آن . افزایش حجم خاک معمولا به دو علت صورت می گیرد
الف) تورم در اثر یخبندان
ب) تورم در اثر رطوبت
برای مرمت این نوع خرابی باید پس از کندن و برداشت کامل مصالح قسمت تورم شده و تعویض خاک قابل تورم با مصالح مناسب ، سطح روسازی وصله شود.

 

خرد و کنده شدن ها
چاله ها
این خرابی به گودی هایی که در اثر خرد و کنده شدن قسمتی از صالح رویه و اساس روسازی بوجود می آید اطلاق می شود . معمولا چاله ها در اواخر فصل زمستان و اوایل فصل بهار بوجود می آیند . علت این امر بالا بودن میزان رطوبت خاک در این زمان از سال ودر نتیجه کم بودن مقاومت خاک است . این مسال به خصوص در مورد رویه های نازک آسفالتی که قسمت اعظم قدرت باربری سیستم روسازی توسط لایه های اساس و زیر اساس و خاک بستر تامین می شود شدید تر است . سایر عواملی که در بوجود آمدن چاله ها موثر هستند عبارتند از:
الف) کافی نبودن مقدار قیر مصرفی در مخلوط آسفالتی
ب) مصرف خیلی زیاد یا خیلی کم مواد ریز دانه در مخلوط آسفالتی
ج) عدم وجود سیستم زهکشی مناسب
نحوه اصولی مرمت این نوع خرابی به این ترتیب است که پس از پاک کردن چاله ها از مواد خارجی ، آب و دانه های شل مصالح باید سطوح داخلی و کف چاله قیر پاشی شده و سپس این چاله ها با بتن آسفالتی گرم پر شده و متراکم شود.
پر کردن چاله ها
پر کردن چاله ها شامل مراحل زیر است
الف) تمیز کردن چاله از هرگونه مواد خارجی ، آب ، دانه های مصالح سنگی کنده شده
ب) قیر پاشی سطح داخلی چاله شامل کف و دیواره ها
ج) پر کردن چاله با مخلوط بتن آسفالتی
د) کوبیدن و متراکم کردن مخلوط تا این که سطح نهایی به دست آمده هم سطح روسازی قسمت های مجاور شود

 

جدا شدن دانه ها
این خرابی که معمولا از کناره های روسازی شروع شده و به طرف نقاط داخلی رویه آسفالتی پیش روی می کند ، علل مختلفی دارد که عبارتند از :
الف) اجرای رویه آسفالتی در هوای سرد یا مرطوب
ب) تراکم غیر کافی مصالح آسفالتی
ج) بکار بردن مصالح سنگی آلوده و یا کم دوام
د) کمبود میزان قیر مصرفی در مخلوط آسفالتی
ه) گرم کردن بیش از حد بتن آسفالتی موقع پخت آن
برای مرمت این نوع خرابی باید سطح قسمت خراب شده روسازی قیر پاشی شده و در مواردی که وسعت خرابی زیاد است با استفاده از یک لایه ی آسفالتی نازک روسازی روکش شود.

 

لغزنده شدن سطح روسازی
رو زدن قیر
رو زدن قیر به بالا آمدن و خارج شدن قسمتی از قیر مصرفی در رویه آسفالتی که در اثر آمد و شد خودرو ها صورت می گیرد اطلاق می شود . قیری که به این نحو از مصالح آسفالتی رو می زند توسط چرخهای وسایل نقلیه بصورت لایه نازکی در سطح راه پخش شده و سبب صیقلی شدن آن می شود .
علت اصلی رو زدن قیر که همواره در هوای گرم و تحت اثر وسایل نقلیه سنگین بوجود می آید وجود مقدار بیش از حد قیر در مخلوط آسفالتی است . رو زدن قیر در مخلوط هایی که دارای مقدار فضای خالی کمتری از حد لازم هستند نبز بوجود می آید.
قیر رو زده باعث کاهش اصطکاک بین سطح راه و چرخ های وسایل نقلیه شده و به خصوص در مواقع بارندگی ممکن است منجر به تصادفات شود . در فصل تابستان قیر رو زده به علت بالا بودن درجه حرارت هوا بصورت شل و خمیری در آمده و تحت اثر حرکت وسایل نقلیه در سطح راه فتیله می شود . رو زدن قیر معمولا با خرابی های دیگر از جمله موج و گودی مسیر چرخ ها که علل مشابهی دارند همراه است .
برای مرمت این نوع خرابی اگر وسعت قسمت خراب شده کم باشد ، برای سطح راه ماسه و یا شن ریز دانه پاشیده شده و کوبیده می شود . رو کش کردن راه با استفاده از یک ایه نازک و کم قیر راه حل مناسب دیگری برای مرمت این نوع خرابی است.

 

پل ها
پل سازه ای است که برای عبور از موانع فیزیکی از جمله رودخانه ها و دره ها استفاده می شود
بطور کلی خرابی ها در پل ها به دو بخش کلی تقسیم می شوند
الف)خرابی های جزئی
ب) خرابی های عمده
ابتدا به اختصار کمی در مورد مسائل کلی در نگهداری پل بحث می کنیم
مساله نگهداری پل
با توجه به مخارج سنگین انجام شده برای اجرای ابنیه بتنی،مسئله نگهداری دقیق این سازه ها در برابر آب و باد دو یخبندان از اهمیت خاصی بر خوردار است.
در مناطقی که بستر رودخانه سست بوده و در اثر طغیان آب امکان شسته شدن داشته باشد باید وضعیت آن را در اطراف پل بعد از طغیانهای مختلف مورد برسی قرار داد تا با تدابیر مختلف از خالی شدن خاک اطراف پی ها و در نتیجه تخریب پایه ها جلوگیری شود. لایه عایق کاری و آسفالت کف جاده باید طوری انجام شود که از نفوذ و باقی ماندن آب در جسم پل جلوگیری شود
بعد از پایان ساختمان پل و قبل از تحت سرویس قرار گرفتن،المانهای مختلف آنرا باید به دقت مورد بازدید قرار داد تا مشخص شود تحت بارهای دائمی و دستگاههای ساخت،تغییر شکل ها و ترک های پیش بینی نشده در آن ایجاد نشده باشد، همچنین بعد از آزمون بار گذاری که تحت شدید ترین بارگذاری ممکنه در طول دوره سرویس قرار می گیرد، باید کلیه تغییر شکلهای ایجاد شده و فلش مقاطع بحرانی، ترک های احتمالی، نشست پایه ها، تغییر فرم دستگاههای تکیه گاهی و اتصالات مختلف به دقت مورد برسی قرار گیرند.
.از عبور سربارهای غیر مجاز که در طرح ومحاسبه قطعات پل در نظر گرفته نشده اند،اکیدآ جلوگیری شود
به دلیل ملاحظات اقتصادی وسازه ای تاحد ممکن طول پلها را کوتاه در نظر می گیرند
محدودیت های سازه ای و اقتصادی خاکریزهاو جاده های طرفین مسائل کشتیرانی و قایقهای تفریحی و ظرفیت آبگذری مهمترین عوامل تعیین کننده ارتفاع پل می باشند ظرفیت آبگذری پل به حداکثر دبی جریان گفته می شود که پل با اطمینان از خود عبور می دهد این مقدار جریان به هندسه مقطع پل و تکیه گاه ها شکل پایه های پل عرض تنگ شده رودخانه و ارتفاع پل بستگی دارد. با تعیین عرض تعادل رودخانه (یا همان طول پل ) دبی سیلاب طراحی برای محل و شکل مقطع پل و پایه های آن و ارتفاع پل محاسبه می گردد دبی سیلاب طراحی بر اساس اهمیت سازه از نظر ارتباطات تجارت و همچنین ریسک شکست و وارد آمدن خسارت انتخاب می گردد. اغلب دبی طراحی عبور سیلاب برای پلها را با دوره برگشت 50ساله بطور خلاصه می توان گفت برای شرایطی که سطح شالوده بالای بستر باشد، سرعت و اندازه گردابها بستگی به ابعاد و ارتفاع و عرض نسبی پایه نسبت به شالوده دارد یعنی اینکه در این حالت شالوده به عنوان یک عامل بازدارنده، خود باعث تشکیل گردابهای قویتری می گردد که با گرداب حاصل از پایه ترکیب شده و آبشستگی را تشدید می نماید
.
در حالت دوم (سطح قانونی شالوده داخل حفره آبشستگی است)سیستم گردابهای ایجاد شده ضعیفتر از حالت اول می باشد و حتی در زماینکه سطح فوقانی شالوده به اندازه کافی به سمت بالا دست گسترش می یابد، گرداب ایجاد شده توسط پایه بر روی سطح شالوده هیچگونه تاثیری در سیستم ایجاد شده توسط پایه ندارد.
انتخاب عمق شالوده پایه ها و به همین ترتیب برای تکیه گاهها با در نظر گرفتن حداکثر آبشستگی و موارد فوق الذکر در مورد پایه های مستطیلی صورت می گیرد
خرابی های جزئی (غیر سازه ای)
a) انباشته شدن زباله و خاک بر روی عرشه پل
b) مسدود شدن دهانه فاضلاب و آبروها
c) وجود سنگ ، خاک و آشغال درون درزها و اطراف تکیه گاهها
d) وجود پوشش گیاهی یا خاک درون سوراخهای زهکش
e) جمع شدن نخاله های ناشی از طغیان آب در زیر یا روی پل
در صورت تمیز نکردن آشغال ها و ضایعاتی که ذکر شد ممکن است سطح پل لغزنده شود ، آب انباشتگی روی عرشه پل آسیب سازه ای به پل وارد نماید و انبساط انقباض پل آن گونه که در طراحی در نظر گرفته شد انجام نگیرد و خود باعث صدمات بیشتری شود.

 

 

 

خرابی جزئی (سازه ای)
نوع خرابی علت در صورت عدم رفع خرابی علاج
شل یا گم شدن اتصالات پیچی عدم مهارت کارگران و یا تاثیر ترافیک تضعیف خرپا و صدمه زدن به لاستیک ماشین ها تعمیر اتصالات و بست ها ی شل یا گم شده
آسیب دیدن تخته ها و الوار های عرشه تاثیر ترافیک آب و پوسیدگی (برای چوب) از بین رفتن الوار تعویض الوار های آسیب دیده
فولاد پوسیده ، هوازدگی خوردگی اعضای فولادی رنگ آمیزی
چوب عمل نیامده کافی نبودن عمل آوری چوب از بین رفتن چوب به خاطر قارچ ها و حمله موریانه ها حفاظت چوب
اتصالات بنایی آسیب دیده نشست ، ضعف در ساخت تخریب موضعی سازه آجری یا سنگی بند کشی مصالح بنایی

 

خرابی های جزئی (ایمنی)
نوع خرابی علت علاج
آسیب دیدن نرده ها و حفاظ ها آسیب ناشی از تصادف تعمیر نرده ها و حفاظ ها
آسیب دیدگی علائم هشدار دهنده آسیب توام ناشی از تصادف و هوازدگی تعمیر و یا تعویض علائم هشدار دهنده

 

خرابی های عمده
عمده خرابی های پل به بستر جریان یا فرسایش کناره ها مریوط می گردد. در زیر اقداماتی نظیر موارد زیر را برای رفع این مشکلات بررسی می کنیم
الف) سنگ ریزی در هم ب) دیوار حایل ج) آستانه بستر رودخانه د)توریسنگها

 

الف) سنگ ریزی در هم
این فعالیت به عنوان یک اقدام اضطراری جهت پر کردن حاشیه فرسوده رودخانه در زیر آب انجام می گیرد این به تعمیرات موضعی نواحی کوچک ونسبتا کم عمق محدود می شود (تا 1.5 متر)
در صورت امکان بهتر است یک محل نسبتا مسطح جهت انبار کردن سنگها برای این منظور فراهم گردد تا برای مواقع مورد نیاز مصالح در دسترس باشد برای انجام سنگ ریزی توجه به موارد زیر لازم است
1) بزرگترین سنگها باید در لایه زیرین قرار گیرند همچنین لایه ها طوری بالا آورده شوند که پایدار باشند این عمل باید تا هنگامی که حاشیه رود به شکل قابل قبولی در آید ادامه یابد.
2) در جاییکه خطر آبشستگی توسط جریان قوی وجود دارد باید سبد هایی از سیم بافته شده تهیه شود . این بند ها از سنگ پر شده و در لایه های مورد نیاز قرار می گیرند . سبدهای کامل شده اگر به یکدیگر بافته شوند مقاومت بیشتری در مقابل جریان های شدید آب خواهند داشت.
3) در صورتی که سنگ در دسترس نباشد از گونی کنفی یا پلاستیکی قوی که در حدود تا آن پر شده است و محکم بسته شده است می توان استفاده نمود . این گونیها نیز باید مانند مورد فوق در محل قرار گیرند.

 

دیوار حایل
دیوار حایل جهت حفظ پاشنه یک خاکریز یا طول کوتاهی از کرانه یک رود ساخته می شود . ساختمان وقتی که بستر رود ، خشک است و زمانی که ارتفاع آزاد دیوار ( 0.5H )آن طور که در شکل دیده می شود حداکثر در حدود 1.5 متر است می تواند انجام شود. در صورتی که بستر رود خشک نشود، یک بند موقت (سد انحرافی) باید احداث شود تا کار بر روی زمین خشک انجام شود .
قبل از اقدام به تعبیه دیوار حایل لازم است با حفر گمانه هایی تا تراز تخمین زده شده مشخص گردد که آیا خاک در تراز پی به اندازه کافی سفت هست یا خیر.
گود برداری پی مطابق نقشه ها انجام و سپس بستر پی تسطیح و تا حصول به یک بستر سفت متراکم می گردد.
پس از آن ملات ماسه ای به ضخامت 5cm (یک واحد سیمان ، 6 واحد ماسه) یا بتن مگر(یک واحد سیمان ، 8 واحد مصالح سنگی ) روی زمین پخش می گردد عملیات اجرایی دیوار پس از سخت شدن بتن مگر می تواند آغاز گردد .
برای تمامی کار های بنایی از ملات ماسه و سیمان به نسیت حدود یک واحد سیمان و 4 واحد ماسه استفاده می گردد آب نیز فقط تا حد حصول کارآیی لازم به مخلوط اضافه می شود.
همان طور که در شکل مشاهده می شود بزرگترین سنگها در لایه های زیرین و به صورت مسطح روی بستری از ملات قرار گرفته و تمامی فضاهای خالی با سنگهای کوچک و ملات پر می شود .هر سنگ باید محکم در جای خود بنشیند اما سنگها نباید در تماس با هم باشند . بند های ملات باید بین 1 تا cm4 ضخامت داشته باشند.
هر لایه سنگ بعدی باید روی بستری از ملات قرار گیرد . فضا ها نیز همان طور که قبلا بیان شد پر شوند . جهت حفظ اندازه راستای درست ، ابتدا و انتها ی دیوار ساخته می شود. در دیوارهای بلند به منظور سهولت ساخت لازم است کاربه دهانه های 5 تا 10 متری تقسیم شود.
با استفاده از نخ کشی و تراز حبابدار راستا و تراز هر لایه باید کنترل شود. زمانی که عملیات پی سازی تمام شد ، اطراف آن در چند لایه پشته چینی شده و هر لایه خاک با ضربه زدن آن قدر متراکم گردد که تراکم بیشتر امکان پذیر نباشد ساختمان دیوار تا ارتفاع نهایی ادامه می یابد . در سوراخ زهکش پیش بینی شده است با استفاده از یک صافی که مانع شسته شدن مصالح زبر شود زهکشی دیوار تامین می گردد.
کار تمام شده با گونی خیس پوشانیده می شود تا مانع خشک شدن سریع ملات شود در انتها پشت دیوار با استفاده از شن ، سنگ شکسته ، نخاله معدن (سنگ معدن) یا سایر مصالحی که اجازه زهکشی را می دهند در چند لایه پشته ریزی می گردد این عملیات به دو صورت زیر امکان پذیر است .

 

آب شستگی بستر رود
چگونگی از بین رفتن مواد بستر رود به علت جریان سریع آب در پایه ها ، کوله ها و دیوارهای جناحی به هنگام پایین بودن سطح آب یا خشک بودن بستر رود کاملا قابل تشخیص است.
ناحیه آب شسته را باید با قطعات سنگی 10 تا 30کیلوگرمی یا سنگین تر پر نمود . چگونگی انجام کار در شرایط خشک بودن اطراف پایه یا دیوار و یا مستغرق بودن آنها ذیلا بطور اختصار تشریح می گردد

 


الف ) ناحیه آب شسته خشک باشد
1) منطقه اطراف پایه یا دیوار، (جایی که آب شستگی رخ داده است) میخ کوبی شود.
2) تا پایین ترین عمقی که احتمال آب شستگی وجود دارد خاک برداری گردد
3) سنگهای سنگ چین در لایه هایی در محل گود برداری شده قرار گیرند . کوچکترین سنگها در پایین ترین لایه قرار گیرند تا لاشه سنگهای درشت تر با وزن خود آنها را در محل نگه داشته و در برابر طغیان آب از محل خارج نشوند .
4) فضای بین سنگها نیز با سنگهای کوچکتر پر شود تا از لغزش لاشه سنگها روی یکدیگر نیز ممانعت گردد
5) تا رسیدن به تراز طبیعی ، کار فوق به صورت لایه لایه ادامه می یابد . لایه های بالایی باید شامل سنگین ترین سنگها باشد و نهایتا سطحی صاف و هم تراز با کف رودخانه حاصل گردد.

 

ب) ناحیه آب شسته مستغرق باشد
چنانچه اطراف پایه دیوار در هیچ زمانی از سال خشک نشود عملیات تعمیر باید در زمانی که در کمترین شدت خوداست انجام گیرد . چنانچه جریان آب بسیار کم باشد شاید هنوز بتوان همانند شرایط فوق با لاشه چینی به صورت لایه لایه محل گود شده را پر کرد اما زمانی که امکان سنگ چینی در لایه های منظم به دلیل جریان آب وجود ندارد ناحیه آب شسته را می توان با سنگ ریزی در هم در گودال ناشی در آب شستگی پر نمود. در این راستا کنترلهای زیر مفید خواهد بود :
1) عمق آب شستگی با استفاده از شاغول برآورد گردد . محدوده مربوطه را نیز می توان با استفاده از میله یا شناور های علامت گذاری مشخص نمود .
2) با استفاده از بلوک های سنگین که در بالا ذکر شد مواد سنگ چین باید از روی پل ، قایق یا کناره ساحل در گودال آب شستگی ریخته شده تا آن را پر کند . هنگام عملیات لازم است تمامی بستر رود در محدوده کار با شاغول کنترل گردد تا از پیشرفت کار اطلاع حاصل گردد.
توریسنگها
در صورت امکان می توان از توری سنگ ها به عنوان سازه محافظ کنار رودخانه استفاده نمود . معمولا تورسنگها از سبد های فولادی با روکش روی ، شبکه های جوش شده ، فنسهای گالوانیزه یا سیم بافته (بسته به موقعیت) ساخته می شوند . سبدها با دست از سنگهایی بین 12 تا 30 سانتی متر پر می شوند . بدیت ترتیب پایداری قابل توجهی بدست می آید اما در هر صورت امکان نشت اندکی وجود دارد.
سبد های توریسنگ معمولا بصورت تا شده و مسطح تهیه می شوند و بعد بوسیله گره زدن سیم کامل می شوند تا حجم حمل و نقل حد اقل شود . پی ها نیز باید همانند یک سازه معمولی به صورت همسطح گود برداری شوند . تمامی مواد نامناسب کف باید با خاک خوب ، سنگ یا شن تعویض شده و متراکم گردد سپس سبد های باید در موقعیت نهایی خود در محل های مستحکم قرار گیرد .
قفسه های تور سنگی باید با استفاده از سیم های متصل کننده (سیم آرماتور بندی) به قطرmm3 که هر وجه را با گره های دوبل به فاصله cm15 استوار می سازد به هم بافته شوند سیم متصل کننده باید محکم توسط انبردست سنگین کشیده شود و با چند بار پیچاندن استوار گردد .
سنگها باید با دقت تا 3 الی cm5 بالاتر از دیوار های جعبه چیده شوند تا فضایی برای نشست وجود داشته باشد. مصالح ریز تر باید جهت پر کردن فضای خالی در سطوح بالایی بکار روند ، اما باید از استفاده مفرط از سنگهای کوچک پرهیز نمود .
سپس درپوش ها باید بسته و محکم روی سنگها کشیده شوند، در صورت نیاز می توان با احتیاط از دیلم استفاده نمود جهت اطمینان از این که شبکه تمام سطح جعبه را می پوشاند باید موقتا گوشه ها را استوار ساخت . سپس اقدام به دوخت درپوش به بالای دیواره ها نمود. جهت جلوگیری از کشیده شدن بیش از حد درپوش ، در صورت لرزوم می توان تعدادی از سنگها را برداشت.

 

خرابی مربوط به پایه پل
خاموت ها در پایه پل ها از اهمیت خاصی برخوردارندمهم ترین وظیفه خاموت کم کردن طول مهار نشده ستون و در نتیجه کاهش طول کمانش می شود
در دو شکل زیر فاصله زیاد خاموتها باعث شکست ستون و در رفتن خاموتها شده است.

 

 

 

وسایل کنترل ترافیک
امروزه وسایل کنترل ترافیک نقش بسیار مهمی در راهداری دارد وسایل کنترل ترافیک باید همواره وظایفی که برابشان در نظر گرفته شده ( دادن دستورات – دادن هشدار – کاهش خطرات) را به نحو احسن انجام دهند چرا که خطا و اشتباه باعث تلفات مالی و جانی جبران ناپذیری خواهد شد از این رو نگهداری این وسایل از اهمیت خاصی برخوردار است .
وسایل کنترل ترافیک همواره باید تمیز و قابل رویت باشند
وسایل کنترل ترافیک باید در موقعیت مناسبی قرار گیرند
وسایل کنترل ترافیک باید به نحو مطمئنی نصب و محکم گردد
بطور کلی فعالیت هایی که در این راستا انجام می پذیرد به دو دسته فعالیت های عادی و دوره ای تقسیم می شود

 

فعالیت های عادی
تمیز کاری
این فعالیت محدود به تمیز کردن تابلو ها ، منعکس کننده ها ، تیرک های راهنما و دیگر علائم راه می باشد تا به صورت موثر و مناسب ، حفظ و نگهداری شود .
تابلو ها ، منعکس کننده ها و پست های راهنما و غیره باید دو بار در سال یا بیشتر در صورتی که شرایط محل ایجاب کند تمیز شوند .سطح آئینه ها باید عاری از ترک و گرد و غبار باشد
سطح علائم با استفاده از پارچه ، آب و یک محلول شوینده پاک می شود . باید دقت گردد که سطح علائم خراشیده نشده و یا رنگ سطوح منعکس کننده (شبرنگ ها ) آسیب نبینند .
بعد از شستن لازم است تمامی آثار و باقی مانده های ماده شوینده با پارچه و بورس نرم پاک شوند.
پشت تابلو ها نیز بهتر است به طور همزمان با آب و پارچه تمیز شوند .
همچنین با استفاده از یک بورس ، آشغالها از گوشه ها و ملحقات پاک شوند .
در جایی که تابلو ها و یا منعکس کننده ها با قیر یا رگه های روغن آلوده شده اند برای تمیز کردن باید نفت سفید استفاده شده و بعد با آب و ماده شوینده شسته شوند .
رنگ آمیزی مجدد
این فعالیت عموما شامل رنگ آمیزی موارد زیر است :
- تیرکهای نگهدارنده تابلوها
- سطوح پوششی تابلو ها
- سنگ های کیلومتر شمار (در صورت وجود داشتن )
- تیرک های راهنما و تیرکهای نشان دهنده آبروها
رنگ کردن سطح جلویی یک تابلو در محل معمولا به نحو احسن امکان پذیر نیست . این کار به بهترین وجه در کارگاه نقاشی صورت می پذیرد . یک سطح منعکس (سطوح شبرنگی) هیچ وقت نباید رنگ شود زیرا فورا تاثیر خود را از دست خواهد داد .
بطور کلی:
- سطوحی که باید رنگ شوند باید ابتدا از زنگ ، کثافت و سایر آلوده کننده ها پاک شوند
- فقط از بورس ها یا غلطک های نرم و تمیز استفاده شود
- رنگ آمیزی فقط باید در هوای خشک انجام شود و هیچ وقت رنگ آمیزی بر روی یک سطح مرطوب یا به هنگام بارندگی صورت نگیرد.
- رنگها باید قبل از استفاده کاملا مخلوط شوند . اگر قرار است از رقیق کننده استفاده شود بهتر است از دستورات سازنده در این مورد پیروی گردد. در هر صورت رعایت احتیاط در برابر آتش سوزی الزامی است .
- هنگامی که شبرنگ باید بر روی سطوحی که قرار است رنگ شود نصب گردد بهتر است روی آنها کاملا با کاغذ یا نوار چسب جهت محافظت به هنگام رنگ آمیزی پوشیده شود

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله    15صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله روش های مرمت و نگهداری راههای آسفالت شده ، پل ها و وسایل کنترل ترافیک