زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله مدیریت پایگاه داده

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله مدیریت پایگاه داده دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

تاریخچه
پایگاه داده‌ها در اولین روزهای پیدایش محاسبات الکترونیک به کار گرفته شدند. اما اکثر آنها برنامه‌های سفارشی‌ای بودند که برای دستیبابی به پایگاه داده‌های سفارشی نوشته می‌شدند . این سیستم‌ها بر خلاف سیستم‌های مدرنی که می‌توانند در پایگاه داده‌های مختلف به کار گرفته شوند، ارتباط تنگاتنگی با پایگاه داده‌ها دارند. انواع پایگاه داده‌ها عبارتند از:
تعریف پایگاه داده
سیستم بانک اطلاعاتی یک سیستم ک مپیوتری نگهداری رکوردهاست در وا قع آن را می توان بعنوان یک قضیه الکترونیکی برای نگهداری دادها رکوردها در نظرگرفت.
تعریف دیگری از پایگاه داده:مجموعهای از دادهای پایدار که توسط سیستم های کاربردی موجود در موسسات مورد استفاده قرار می گیرد.

 

انواع پایگاه داده
1-پایگاه داده پیمایشی
2-پایگاه داده رابطه ای
3-پایگاه داده چند بعدی(سلسله مراتبی)
4-پایگاه داده شی گرائی
5- پایگاه داده شبکه های

 

پایگاه داده‌های پیمایشی
رشد کاربری کامپیوتر، پیدایش سیستم‌های پایگاه داده‌های همه منظوره را موجب گردید. و در اواسط 1960 چنین سیستم‌هایی در بخش تجاری به کار گرفته شد. چارلز بچ من، نویسنده یکی از چنین محصولاتی با نام IDS، گروه Database Task Group را بنیان نهاد که این گروه مسوول ایجاد و استاندارد سازی COBOL شد. آنها در سال 1971 استاندارد خود را عرضه نمودند. این استاندارد Codasyle approach نام داشت. این شیوه مبتنی بر پیمایش دستی مجموعه داده‌ها بود. هنگامی که پایگاه داده‌ها برای اولین بار برنامه را باز می‌کرد، به اولین رکورد در پایگاه داده‌ها و به همین ترتیب نیز به سایر بخش‌های داده نیز اشاره می‌شد. برنامه نویس برای دسترسی به یک رکورد خاص مجبور بود تا این اشاره‌گرها رابه ترتیب دنبال کند تا به رکورد موردنظر برسد. در query های ساده مانند " یافتن تمام افرادی که در سوئد زندگی می‌کنند " باید برای جستجو در کل مجموعه داده‌ها برنامه نویسی می‌شد و دستوری به نام find وجود نداشت. شرکت IBM سیستم مدیریت پایگاه داده‌هایی به نام IMS داشت. این سیستم از نظر مفهوم مشابه codasyle بود، اما برخلاف آن که از مدل شبکه‌ای استفاده می‌نمود، IMS مدل سلسله مراتبی را به کار می‌برد.

 

پایگاه داده‌های رابطه‌ای
ادگار کاد که در شرکت آی‌بی‌ام کار می‌کرد در سال 1970 مقالاتی در زمینه شیوه جدیدی برای ساخت پایگاه داده‌ها نوشت. یکی از مقالات وی که Relational Model of Data for Shared Data Bank نام داشت، به بررسی سیستم جدیدی برای ذخیره سازی و کار با پایگاه داده‌های بزرگ پرداخته بود. در این شیوه به جای اینکه رکورد به صورت رکوردهای free-form همانگونه که در روش codasyle آمده بود، ذخیره شوند، از جدولی با رکوردهایی با طول ثابت استفاده می‌شد.
چنین سیستمی برای ذخیره سازی پایگاه داده‌های پراکنده و در جاییکه بعضی از داده‌های رکورد خالی هستند، کارآیی ندارد. مدل رابطه‌ای این مشکل را حل کرده است. بدین صورت که داده‌ها به یکسری جدول تقسیم می‌شوند و عناصر اختیاری از جدول اصلی خارج می‌گردند و در صورت نیاز در جدول قرار می‌گیرند. چنین سیستمی برای ردیابی اطلاعات کاربران، اسامی و نشانی آنان و غیره به کار می‌رود. داده‌ها در روش پیمایشی در یک رکورد جای می‌گیرند و آیتم‌هایی که مورد استفاده قرار نگیرند، در پایگاه داده‌ها نیز نخواهند بود. داده‌ها در شیوه رابطه‌ای در جداول جداگانه‌ای، مثلا جدول اسامی، جدول نشانی‌ها و غیره جای می‌گیرند. برقراری ارتباط بین اطلاعات نکته مهم در این سیستم است. درمدل رابطه‌ای بعضی از بیت‌های اطلاعات به عنوان کلید معرفی می‌شوند و منحصرا بیانگر رکورد خاصی هستند. هنگامی که اطلاعات کاربر جمع آوری می‌شود، می‌توان این اطلاعات را که در جداول اختیاری ذخیره می‌شوند، با جستجوی کلید مربوطه یافت.

 


پایگاه داده‌های چند بعدی
پایگاه داده‌های رابطه‌ای توانست به سرعت بازار را تسخیر کند، هرچند کارهایی نیز وجود داشت که این پایگاه داده‌ها نمی‌توانست به خوبی انجام دهد. به ویژه به کارگیری کلیدها در چند رکورد مرتبط به هم و در چند پایگاه داده مشترک، کندی سیستم را موجب می‌شد. برای نمونه برای یافتن نشانی کاربری با نام دیوید، سیستم رابطه‌ای باید نام وی را در جدول کاربر جستجو کند و کلید اصلی (primary key ) را بیابد و سپس در جدول نشانی‌ها، دنبال آن کلید بگردد. اگر چه این وضعیت
از نظر کاربر، فقط یک عملیات محسوب، اما به جستجو درجداول نیازمند است که این کار پیچیده و زمان بر خواهد بود. راه کار این مشکل این است که پایگاه داده‌ها اطلاعات صریح درباره ارتباط بین داده‌ها را ذخیره نماید. می‌توان به جای یافتن نشانی دیوید با جستجو ی کلید در جدول نشانی، اشاره‌گر به داده‌ها را ذخیره نمود. در واقع، اگر رکورد اصلی، مالک داده باشد، در همان مکان فیزیکی ذخیره خواهد شد و از سوی دیگر سرعت دسترسی افزایش خواهد یافت.
چنین سیستمی را پایگاه داده‌های چند بعدی می‌نامند. این سیستم در هنگامی که از مجموعه داده‌های بزرگ استفاده می‌شود، بسیار سودمند خواهد بود. از آنجاییکه این سیستم برای مجموعه داده‌های بزرگ به کار می‌رود، هیچگاه در بازار به طور مستقیم عمومیت نخواهد یافت.

 

پایگاه داده‌های شیء
اگر چه سیستم‌های چند بعدی نتوانستند بازار را تسخیر نمایند، اما به توسعه سیستم‌های شیء منجر شدند. این سیستم‌ها که مبتنی بر ساختار و مفاهیم سیستم‌های چند بعدی هستند، به کاربر امکان می‌دهند تا اشیاء را به طور مستقیم در پایگاه داده‌ها ذخیره نماید. بدین ترتیب ساختار برنامه نویسی شیء گرا (object oriented ) را می‌توان به طور مستقیم و بدون تبدیل نمودن به سایر فرمت‌ها، در پایگاه داده‌ها مورد استفاده قرار داد. این وضعیت به دلیل مفاهیم مالکیت (ownership) در سیستم چند بعدی، رخ می‌دهد. در برنامه شیء گرا (OO)، یک شیء خاص "مالک " سایر اشیاء در حافظه است، مثلا دیوید مالک نشانی خود می‌باشد. در صورتی که مفهوم مالکیت در پایگاه داده‌های رابطه‌ای وجود ندارد.

 


ویژگی‌های سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها
پس از این مقدمه به توصیف سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها می‌پردازیم. سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها، مجموعه‌ای پیچیده از برنامه‌های نرم‌افزاری است که ذخیره سازی و بازیابی داده‌های (فیلدها، رکوردها و فایل‌ها) سازمان را در پایگاه داده‌ها، کنترل می‌کند. این سیستم، کنترل امنیت و صحت پایگاه داده‌ها را نیز بر عهده دارد. سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها، درخواست‌های داده را از برنامه می‌پذیرد و به سیستم عامل دستور می‌دهد تا داده‌ها ی مناسب را انتقال دهد. هنگامی که چنین سیستمی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اگر نیازمندیهای اطلاعاتی سازمانی تغییر یابد، سیستم‌های اطلاعاتی نیز آسانتر تغییر خواهند یافت. سیستم مذکور از صحت پایگاه داده‌ها پشتیبانی می‌کند. بدین ترتیب که اجازه نمی‌دهد بیش از یک کاربر در هر لحظه، یک رکورد را به روز رسانی کند. این سیستم رکوردهای تکراری را در خارج پایگاه داده‌ها نگاه می‌دارد. برای مثال، هیچ دو مشترک با یک شماره مشتری، نمی‌توانند در پایگاه داده‌ها وارد شوند. این سیستم روشی برای ورود و به روز رسانی تعاملی پایگاه داده‌ها فراهم می‌آورد. یک سیستم اطلاعات کسب و کار از موضوعاتی نظیر (مشتریان، کارمندان، فروشندگان و غیره) و فعالیت‌هایی چون (سفارشات، پرداخت‌ها، خریدها و غیره) تشکیل شده است. طراحی پایگاه داده‌ها، فرایند تصمیم گیری درباره نحوه سازماندهی این داده‌ها در انواع رکوردها و برقراری ارتباط بین رکوردهاست.سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها می‌تواند ساختار داده‌ها و ارتباط آنها را در سازمان به طور اثر بخش نشان دهد. سه نوع مدل متداول سازمانی عبارتند از: سلسله مراتبی، شبکه‌ای و رابطه‌ای. یک سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها ممکن است یک، دو یا هر سه روش را فراهم آورد.
سرورهای پایگاه داده‌ها، کامپیوترهایی هستند که پایگاه داده‌های واقعی را نگاه می‌دارند و فقط سیستم مدیریت پایگاه داده‌ها و نرم‌افزار مربوطه را اجرا می‌کنند. معمولا این سرورها کامپیوترهای چند پردازنده‌ای با آرایه‌های دیسک RAID برای ذخیره سازی می‌باشند.

 

فهرست سیستم‌های متداول مدیریت پایگاه داده‌ها
Closed source :
• IBM (DB2)
• FileMaker, Inc (FileMaker Pro)
• IBM (IMS)
• Informix
• Computer Associates (Ingres)
• Borland (InterBase)
• Micosoft (Microsoft SQL Server)
• Microsoft (Microsoft Access)
• Mimer AB (Mimer SQL)
• Oracle
• Sybase
• NCR Corporation (Teradata)
Open Source :
• Sleepycat software (Berkeley DB )
• IBPhoenix (Firebird)
• My SQL AB (My SQL)
• PostgreSQL
• MaxDB
• SQLite

 

- Data warehousing

 


انبار داده‌ها
تکنولوژی انبار داده‌ها شامل مجموعه‌ای مفاهیم و ابزارهای جدیدی است که با فراهم آوردن اطلاعات از دانشگران (افراد اجرایی، مدیر و تحلیلگر) در تصمیم گیری پشتیبانی می‌نماید. دلیل اصلی ساخت انبار داده ها، بهبود کیفیت اطلاعات در سازمان است، در واقع دسترسی به داده‌ها از هر جا درون سازمان داده‌ها از منابع داخلی و خارجی تهیه می‌شوند و به اشکال گوناگون از داده‌های ساختاری گرفته تا داده‌های ساخت نیافته مانند فایل‌های متنی یا چند رسانه‌ای، در مخزنی مجتمع می‌شوند. انبار داده‌ها یا DWH مخزنی از این داده‌هاست که به صورتی قابل درک در دسترس کاربران نهایی کسب و کار قرار می‌گیرد.
از اواسط سالهای 1980 نیاز به انبار داده‌ها به وجود آمد و دریافتند که سیستم های اطلاعاتی باید به صورت سیستم‌های عملیاتی و اطلاعاتی مشخص شوند. سیستم‌های عملیاتی از فعالیت‌های روزانه کسب و کار پشتیبانی می‌نمایند و برای پاسخگویی سریع به ارتباطات از پیش تعریف شده مناسب هستند. داده‌های عملیاتی ارائه بی‌درنگ و فعلی وضعیت کسب و کار می‌باشند. اما سیستم‌های اطلاعاتی برای مدیریت و کنترل کسب وکار به کار می‌روند. این سیستم‌ها از تجزیه و تحلیل داده‌ها برای اتخاذ تصمیم درباره عملکرد آنی و آتی سازمان پشتیبانی می‌کنند و برای در خواست‌های موردی، پیچیده و به طور عمده فقط خواندنی طراحی شده‌اند.داده‌های اطلاعاتی تاریخی هستند، به عبارتی بیانگر دیدگاه ثابتی از کسب وکار در یک دوره زمانی می‌باشند.

 

ویژگیهای اصلی داده‌های انبار داده‌ها
داده‌های موجود در انبار داده‌ها از سیستم‌های عملیاتی متنوع (نظیر سیستم‌های پایگاه داده‌ها) و منابع داده‌ای خارجی (نظیر پایگاه داده‌های آماری و WWW )یکپارچه می‌شوند. تفاوتهای ساختاری ومعنایی داده‌ها باید پیش از یکپارچه سازی انسجام یابند. برای مثال داده‌ها باید مطابق با مدل داده‌ای یکپارچه "همگن" شوند. بعلاوه، مقادیر داده‌ای سیستم‌های عملیاتی باید پاک شوند تا داده‌های صحیحی در انبار داده‌ها وارد شوند. نیاز به داده‌های تاریخی یکی از موارد مهم درشیوه انبار داده‌هاست. داده‌های تاریخی برای تحلیل روند کسب وکارضروری هستند. البته هزینه نگهداری این گونه داده‌ها نیز باید مورد توجه قرار گیرد. بعلاوه، داده‌های انبار داده‌ها ثابت هستند، برای مثال دسترسی به DWH از نوع خواندنی است. انجام اصلاحات در این داده‌ها فقط هنگامی صورت می‌گیرد که اصلاحات داده‌های منبع در انبار انتشار یابند. DWH داده‌های دیگری به نام داده‌های اشتقاق یافته (derived data) دارد. این داده‌ها به طور صریح در منابع عملیاتی ذخیره نمی‌شوند، بلکه در حین بعضی از فرایندها از داده‌های عملیاتی، اشتقاق می‌یابند. برای مثال داده‌های فروش را می‌توان در سطوح مختلف (هفتگی، ماهانه، فصلی) در انبار ذخیره نمود.

 

سیستم‌های انبار داده‌ها
سیستم انبار داده‌ها (DWS) شامل انبار داده‌ها و همه مولفه‌هایی است که برای ساخت، دستیابی و نگهداری DWH به کار می‌روند. انبار داده‌ها بخش مرکزی سیستم انبار داده‌ها را تشکیل می‌دهد. گاهی اوقات انبار داده‌ها حجم عظیمی از اطلاعات را در واحدهای منطقی کوچکتر به نام Data Mart نگهداری می‌کند. مولفه آماده سازی، مسوولیت کسب یا دریافت داده‌ها را بر عهده دارد. این مولفه شامل همه برنامه‌ها و‌برنامه‌های کاربردی‌ای است که مسوول استخراج داده‌ها از منابع عملیاتی هستند. مولفه دستیابی شامل برنامه‌های کاربردی مختلف (OLAP یا برنامه‌های کاربردی داده کاوی) است که امکان استفاده از اطلاعات ذخیره شده در انبار داده‌ها را فراهم می‌آورند.
مولفه مدیریت Metadata، وظیفه مدیریت، تعریف و دستیبابی به انواع مختلف Metadata را بر عهده دارد. در اصل ،‌Metadata "داده‌هایی درباره داده‌ها" یا "داده‌هایی است که مفهوم داده‌ها را توصیف می‌کنند". انواع مختلف Metadata در انبار داده‌ها وجود دارند. مثلا اطلاعاتی درباره منابع عملیاتی، ساختار داده‌های DWH و کارهایی که در حین ساخت، نگهداری و دستیبابی به DWH انجام می‌شوند. نیاز به Metadata شناخته شده است. پیاده سازی یک DWS منسجم ،کار پیچیده و دشواری است و شامل دو فاز می باشد. درفاز اول که پیکربندی DWS نام دارد، دیدگاه مفهومی انبار داده‌ها مطابق با نیازمندیهای کاربر مشخص می‌شود. سپس منابع داده‌ای دخیل و روش استخراج و بار گذاری در انبار داده‌ها تعیین می‌گردد. سرانجام، درباره پایگاه داده‌های مورد نظر و روشهای دستیبابی داده‌ها تصمیم گیری خواهد شد. پس از بار گذاری اولیه، در فاز عملیات DWS باید داده‌های انبار داده‌ها به منظور منظم refresh شوند.

 

طراحی انبارداده‌ها
روشهای طراحی انبارداده‌ها امکان پردازش کارآمد query را برروی حجم عظیمی از داده‌ها فراهم می‌آورند. نوع ویژه‌ای از الگوی پایگاه داده‌ها به نام star برای مدل سازی انبارداده‌های چند بعدی به کار می‌رود. در این حالت، پایگاه داده‌ها از یک جدول مرکزی واقعیت یا fact و جداول چند بعدی تشکیل شده است. جدول واقعیت حاوی tuple هایی است که بیانگر واقعیت‌های کسب و کار مانند فروش یا عرضه هستند. هر tuple جدول واقعیت به tupleهای جدول چند بعدی اشاره دارد. هرtuple جدول چند بعدی مواردی نظیر محصولات، مشتریان، زمان و فروشنده را نشان می‌دهد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   22 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مدیریت پایگاه داده

دانلودمقاله شیطان‌پرستی

اختصاصی از زد فایل دانلودمقاله شیطان‌پرستی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

چکیده
سال‌های پس از رنسانس را می‌توان به سال‌های افسار گسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی و اجتماعی و جنبه‌های متعدد منتهی به روابط انسانی توصیف کرد .
پس از برداشته شدن یوق تعالیم متعصب کلیسای کاتولیک از گردن انسان غربی ، چند کنش عمده فکری و فلسفی شکل گرفت که شرح آن در حوصله این مقال نمی‌گنجد ،‌ لکن آنچه قابل توجه است ، رویکر‌د‌های متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خدا است که زمینه‌های شکل‌گیری بسیاری از جریان‌های فلسفی را فراهم آورد.
نکته‌ای که نباید از ذهن دور بماند ،‌تاثیرات گسترده مکاتب یونانی و شرقی بر اندیشه متفکران غربی است .در هر حال با در نظر گرفتن موارد فوق‌الذکر دامنه انتقاد‌گرایی به مباحث اصلی توحیدی یعنی جایگاه خدا ، انسان و شیطان نیز رسیدقرن‌ها بعد یعنی در سال‌های آغازین قرن بیستم برخی از عناصر فاسد‌‌الاخلاق با اتکا به گرایشات و نظریات توراتی و پروتستانی به صورت مخفیانه جریان « شیطان‌پرستی » را با ویژگی‌هایی همچون گناه‌گرایی ، ‌قتل ، ‌تجاوزات جنسی ، هدم اصول اخلاقی ، بی‌توجهی به مسائل توحیدی و ... پایه‌گذاری کردند .اگرچه فطرت خداجوی انسانی عاملی بازدارنده در تمایل یافتن تعداد وسیعی از افراد جامعه انسانی به این جریان شده ، لکن استفاده از موسیقی‌های جذاب و متنوع ، انجام اعمال خارق‌العاده و دور از ذهن ،‌ تهی‌شدن انسانی غربی و عصر جدید از معنویت و اتصال به منبع فیض موجبات گرایش افراد اندکی را به این گروه‌ها فراهم آورد .
نکته حائز اهمیت آن است که علی‌رغم عدم استقبال عمومی از عضویت در گروه‌های شیطان‌پرستی ، آموزه‌ها و تعالیم گمراه‌کننده‌ای توسط ایشان و به وسیله ابزارهایی که در اختیار ایشان توسط قدرت‌های بزرگ سیاسی قرار گرفته ، ‌منتشر شده و می‌شود و این گروه‌ها در سراسر جهان همواره به عنوان کانون های فحشا و فساد شناخته می‌شوند
آشنایی با شیطان‌پرستی
تعریف کلی
سال 1960 را می‌توان به صورت جدی آغاز دور جدید حیات و فعالیت شیطان‌پرستان در آمریکا دانست (1) ، ‌صرف‌نظر از انواع شیطان‌پرستی که طی سالیان متمادی باستانی همچون یونان ، عراق ، ‌ایران و ... وجود داشته است . هدف این پژوهش بررسی و مطالعه جریان خاص شیطان‌پرستی مسیحی است که در سال 1960 میلادی رسماً در کشور آمریکا فعالیت خود را به عنوان یک فرقه و مکتب آغاز کرده‌است.
نکته ضروری نقش قابل توجه یک مامور شناخته شده سازمان مرکزی جاسوسی آمریکا در شکل‌گیری جریان مذکور می‌باشد که طی پژوهش به آن اشاره خواهد شد .
شیطان‌پرستی دینی (2)
اگرچه ضروری است که متذکر شویم اینکه اساساً آیا می‌توان شیطان‌پرستی را دینی خواند ، محل سوال‌های جدی است ، لکن با توجه به اینکه در اغلب کشورها چنین دسته‌بندی ارائه شده است از عنوان « شیطان‌پرستی دینی » عیناً استفاده می‌شود .
مبنای بنیادین این نوع از گرایش به شیطانیسم ، پرستش یک نیروی ماوراء الطبیعه اساطیری و یا چند خدایی می‌باشد . عمده پیروان آن به « خدایان » رم باستان ، ‌الهه‌های شرقی و ... گرایش دارند .
اما رکن اصلی این نوع نیز مانند سایر انواع تاکید بر پرورش استعدادهای شخصی انسان و در حقیقت خودپرستی است .
3. شیطان‌پرستی فلسفی
این نوع گرایش عبارت است از اینکه محور و مرکز عالم انسان است‌» این شاخه از شیطان‌پرستی به پایه‌گذاری این فرقه به نام « آنتوان لاوی »(4) نسبت داده می‌شود .
این نوع شیطان‌گرایی نیز مانند دو نوع دیگر یعنی دینی و گوتیک از مبنای اعتقادی یهودیت نشات گرفته است.

 

 

 


آشنایی گذرا با«آنتوان لاوی »
نام کامل وی آنتوان شزاندر لاوی (Anton Szandor Lavey) می‌باشد . وی در یازدهم آوریل سال 1930 میلادی در شیکاگو آمریکا متولد و به همراه خانواده‌اش به سانفرانسیکو عزیمت نموده و تا زمان مرگش در آنجا ساکن می‌شود .
وی شخصیتی ناهنجار و ناسازگار بوده که در سن 17 سالگی ضمن فرار از تحصیل و حضور در خانه به عنوان خدمه و دلقک به یک سیرک می‌پیوندد .لاوی در سال 1950 میلادی در دایره جنایی پلیس آمریکا به عنوان عکاس جنایی مشغول به کار می‌شود (5) که تاثیرات عمده‌ای را نیز می‌پذیرد.آنتوان در سال 1952 با « کارول لنسیگ » ازدواج می‌کند اما بنابر دلایلی اعم از عدم التزام به اصول اولیه اخلاقی و پایبندی به روابط خانوادگی و شیفتگی به زن دیگری به نام « داین هگارتی » از همسر اولش جدا شده و از سال 1960 به بعد روابط نامشروعی را با وی آغاز می‌کند . لاوی یک فرزند نامشروع از هگارتی که هرگز با وی ازدواج نکرد را به دست می‌آورد .
وی همچنین علاقه وافری به نوازندگی پیانو داشته و طبق اطلاعات موجود در همین سال‌ها روابط جدی و پردامنه را با برخی عناصر سازمان (CIA) همچون مایکل آکینو (6) برقرار می‌کند .
این فرد مرتبط با سازمان جاسوسی آمریکا در تاریخ 30 آوریل 1966 در حال که برای جمعی از اعضای حلقه‌های سری « دایره اسرار‌آمیز » با سری تراشیده سخن می‌گفت ، مدعی بنیان‌گذاری « ‌کلیسای شیطان » شد .
نامبرده کتابی را تحت عنوان « انجیل شیطان » و کتاب دیگری نیز با نام « آئین ‌پرستش شیطانی » به چاپ رساند . روز مرگ لاوی با نام « هالووین در آمریکا شناخته می‌شود .
شیطان‌پرستی گوتیک
این نوع شیطان‌گرایی نیز مانند دو نوعی که در گذشته اشاره شده نوعی از شر‌پرستی با اشاره به تاریکی و از کثیف‌ترین فرقه انحرافی به حساب می‌آید . در موسیقی متالیکا نیز سبکی به نام گوتیک وجود دارد .
کثیف‌ترین اعمال مانند خوردن نوزادان ، ‌تجاوزات جنسی و ... به این گروه نسبت داده می‌شود. (گرچه گفتنی است برای تمام گروه‌های شیطانی این اعمال از واجبات به حساب می‌آید.) میل و درخواست به‌ « برگشت تاریکی » در این شاخه بارز است . همانند اعضای گروه « آکنکار » که با لباس‌های تیره به غارها و تاریکی‌ها برای فریاد کشیدن پناه می‌برد.
مایکل آکینو«Michael Aquino» متولد 28 اکتبر 1986 بنیانگذار معبد ست است . همچنین او در ارتش و سازمان سیا «CIA» مشغول فعالیت بوده است . وی به خاطر اختلافاتش باآنتوان لاوی ، معبد ست را در 1975 در سانفرانسیسکو تاسیس کرد. معبد سِت (Temple of Set) یکی از مخوف ترین، مشهورترین و مخفی ترین سازمان‌های شیطان پرستی است. معبد سِت اولین جامعه مخفی است که ادعای رهبری جهانی «طریقت دست چپی ها » در جهان را دارد. تعالیم آن شامل فلسفه شیطان و تمرینات سحر است.سِت (Set) نام یکی از خدایان مصراست.آکینو و گروهی دیگر ار کشیشان کلیسای شیطان به خاطر اختلافات فلسفی و مدیریتی از آن جدا شده و سازمان معبد ست را تشکیل دادند.در همان سال، معبد سِت به عنوان یک کلیسای بی فایده در کالیفرنیا به ثبت رسید.بارز ترین تفاوت میان کلیسای شیطان (Church of Satan) و معبد ست مربوط به مفهوم شیطان است.معتقدین به کلیسای شیطان (C.o.S)، که سِیتنیست (سیطنیست Saitanist) نامیده می‌شوند اعتقاد دارند که شیطان موجودی نمادین است، و وجود خارجی ندارد. آنها از شیطان برای نشان دادن توجهات خود و به استهزاء گرفتن مسیحیت بهره می‌گیرند.در حالی که پیروان معبد سِت که سِتیانس (Setians) نامیده می شوند معتقدند که شیطان واقعی وجود دارد که به آن «پادشاه تاریکی » (The Prince of Darkness) می‌گویند.آنها او را «سِت، پادشاه حقیقی تاریکی» ("Set" the TRUE Prince of Darkness) می‌نامند. سِیتِن (Satan) نامی است مأخوز از انجیل به عنوان پادشاه تاریکی؛ ولی سِت (Set) نام خداوند مرگ و عالم اموات در باستان است.

ستاره واژگون معروف به پنتاگرام اغلب برای نشان دادن شیطان پرستی استفاده می‏شود.
شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک می‌دانند. شیطان پرستی را در گروه «راه چپ» مخالف با «راه راست» طبقه بندی می‌کنند.[۱] دست چپی‌ها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستی‌ها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگ‌تر بدست می‌آورند. لاوییان‌ها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمی‌کنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته می‌شود و عموماً آنها را افرادی می‌شناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش می‌کنند.[۲]

پنداره‌ای از شیطان، اثر گوستاو دوره در کتاب بهشت گمشده، نوشته جان میلتون
شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنمایی‌های موجودی مافوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایش‌های ادیان گذشته اجتناب می‌کنند و بیشتر گرایش‌های خودپرستانه دارند.[نیازمند منبع] به گونه‌ای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی می‌بینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون ماده‌گرایی و یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب می‌کنند. این یک جریان وارونه سازی را نشان می‌دهد. بر این مبنا شیطان پرستان به دو گروه اصلی شیطان پرستان فلسفی و شیطان پرستان دینی تقسیم بندی می‌شوند.
تاریخچه
مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته‌است. شاید بتوان تاریخچه شیطان پرستی را به قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد.
موضوعی که امروزه درباره شیطان پرستی قدیمی وجود دارد و در برخی کتابها دیده می‌شود به این مطلب برمی‌گردد که اصولا شیطان را کلیسا به وجود آورد تا تمام بدیها و پلیدیها را به آن نسبت دهد تا به نوعی هم خدمتی به بشریت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نیز که در قرون وسطا از قدرت زیادی برخوردار بودند با عنوان جادوگران سیاه به عنوان پیروان شیطان معرفی کند تا هم گناهان را دفع کند و هم قدرت جادوگران را کم کند.
انواع و رویکردهای شیطان پرستی
این نوع گرایش عبارت است از اینکه محور و مرکز عالم انسان است‌. این شاخه از شیطان‌پرستی به پایه‌گذاری این فرقه به آنتوان لاوی نسبت داده می‌شود.او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولین سازمانی که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود) در نظر شیطان پرستان فلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است، و بزرگترین آرزو و شرط رستگاری این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است. شیطان پرستان فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نمی‌دانند و به زندگی غیر مادی بعد از مرگ نیز عقیده‌ای ندارند. به هرحال زندگی این گروه از شیطان پرستان عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست.
در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را عبث می‌شمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعی می‌نگرند و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای “جهان واقعی” را تشکیل می‌دهند. به طور شفافی، آموزه‌های شیطان پرستان فلسفی قدمتی بیشتر از کلیسای لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی با موقعیت واقعی او تقابل دارد چرا که این تعالیم از آموزه‌های یهودی-مسیحی نشئات گرفته‌است و شیطان را بدلیل خصوصیاتش پلید نگاشته‌است
شیطان‌پرستی لاویی
این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوان‌لاوی که در کتاب انجیل شیطان تشکیل شده‌است. لاوی موسس کلیسای شیطان بود و تحت تأثیر نوشته‌های نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارکی دو ساد، ویندهام لویس، چارلز داروین، آمبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بوده‌است. شیطان در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی ندارد.یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود می‌داند، آیین مذهبی این گروه از شیطان پرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلو برنده به سمت شیطان پرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف می‌دانند باید به طرز فکر گروهی خواص وفادار نباشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایش‌های انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی می‌دانند و در بشر دوستی خود، بدون تامل عمل کنند[۲]
شیطان پرستی دینی
این نوع شیطان پرستی شبیه شیطان پرستی آنتون لاوی است اما با این تفاوت که در این نوع شیطان گونه‌ای جنبه خدایی و متافیزیکی دارد و این جنبه برداشته شده از ادیان ابراهیمی ، افسانه‌ها ، آیین‌های متفاوت و یا صرفا ساخته شده ذهن پیروان آن می‌باشد.
شرپرستان
این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند که به اعمالی از قبیل «خوردن نوزادان»، «کشتن گوسفندان»، «قربانی کردن دختران باکره» و «نفرت از مسیحیان» هستند. این طرز فکر در کتاب «مالیوس مالیفیکاروم» دسته بندی شده‌است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (۱۴۹۰) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است.
فلسفه شیطانی
شیطان در ۹ جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه می‌شود:
2. شیطان می‌گوید دست و دلبازی کردن بجای خساست.
3. شیطان می‌گوید زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی.
4. شیطان می‌گوید دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.
5. شیطان می‌گوید محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان.
6. شیطان می‌گوید انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت. (اشاره به تعالیم مسیحیت که می‌گوید هرگاه برادری به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربه‌ای به طرف دیگر بزند)
7. شیطان می‌گوید مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشام‌های غیر مادی
8. شیطان می‌گوید انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه می‌روند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت‌های روشنفکرانه، او را پست‌ترین حیوانات ساخته‌است.
9. شیطان بیشتر آن چیزهایی که گناه شناخته می‌شوند را ارائه می‌دهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر می‌شوند.
10. شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها است.
و در مقایسه با این جملات، لاوی ۹ گناه شیطانی را نیز نام برده‌است :
حماقت، ادعا و تظاهر، نفس گرایی (انتظار بازپس گرفتن از دیگران، آنچه به آنها داده‌اید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی ناکافی، فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از درون می‌پوساند) و کمبود محسنات. .
لاوی ۱۱ قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامه‌ای اخلاقی نیست، ولی راهنمایی‌های کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده‌است :
1. هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.
2. هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.
3. وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.
4. اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.
5. هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیده‌ای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.
6. هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.
7. اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کرده‌ای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته‌هایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.
8. هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.
9. کودکان را آزار نده.
10. حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌ای یا برای شکارشان.
11. وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.
نمادهای شیطان پرستی
در بررسی نمادهای متعلق به شیطان‌پرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است .در ذیل برخی از نمادها که به عنوان نگین انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاویر بر روی دست‌بندها ، پیراهن ، شلوار ، کفش ،‌ ادکلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار می‌گیرد :
اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطان‌گرایی به همراه دایره حذف کنیم ، آن وقت یک ستاره پنج‌ضلعی بر جای می‌ماند که همان نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام (pentagram) باقی می‌ماند .
این سمبل نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینکه انواع آن گاه پنج‌ضلعی وارونه
(snvertedpentagram) یا دیو (Buphomet ) و به شکل در میان نمادهای شیطان‌پرستان به چشم می‌خورد
برخی از شیطان‌گرایان محدوده جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطان‌گرایی را در نقشه ذیل توصیف می‌نمایند . محدوده در ایسلند و اروپا
درمیان پنتاگرا‌های قبلی تصویر سر یک بز تعبیه شده است که اقدامی ضد مسیحی ، ‌به این معناست که مسیحیان معتقدند که مسیح همچون یک بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به اینکه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره می‌دانند این آرم را انتخاب کرده‌اند.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  118  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله شیطان‌پرستی

تحقیق در مورد موانع صادرات مرکبات

اختصاصی از زد فایل تحقیق در مورد موانع صادرات مرکبات دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد موانع صادرات مرکبات


تحقیق در مورد موانع صادرات مرکبات

ینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه69

 

فهرست مطالب

2-1 -  سایر مطالعات انجام شده

2-2-  تاریخچه مرکبات [1]

2-3 - مشخصات کلی مرکبات

2-4 - بررسی وضعیت سطح زیر کشت تولید مرکبات کشور[2] 

2-5 - تجارت جهانی مرکبات

مقدمه

کاهش درآمدهای حاصل از صدور نفت و نوسانات شدید آن ،افزایش جمعیت کشور،کاهش قدرت خرید درآمدهای نفتی در نتیجه بر هم خوردن رابطه مبادله به نفع کشورهای صنعتی و پیشرفته در راه تجارت با کشورهای جهان سوم و از همه مهمتر پایان پذیر بودن منابع طبیعی و از جمله نفت،باید زنگ خطر را برای ما و خصوصاً برای برنامه ریزان و سیاست گذاران اقتصادی کشور به صدا در آورده و ما را به این باور رسانده باشد که توسعه صادرات غیر نفتی و رهایی یافتن از اقتصاد تک محصولی متکی به درآمدهای نفتی ،ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

امروزه توسعه صادرات غیر نفتی تنها به افزایش در آمدهای ارزی از طریق صدور انواع کالاهای ساخته شده و خدمات محدود نمی شود بلکه توسعه صادرات نقش مهمتری را به عنوان یک استراتژی رشد و توسعه اقتصادی بر عهده دارد.در اجرای استراتژی توسعه صادرات بخش های مختلف اقتصادی شامل:صنعت،معدن،خدمات،بهداشت،کشاورزی و غیره مورد توجه قرار می گیرد.

با توجه به این نکته که کشورمان به دلیل شرایط خاص اقلیمی و جغرافیایی جزو معدود کشورهای دنیا است که قابلیت های بالایی در تولید محصولات کشاورزی داراست و از نظر تنوع تولیدات در بخش باغداری و محصولات باغی سومین کشور دنیا پس از کشورهای چین(ترکیه و آمریکا)می باشد.می توان بعنوان بخشی از استراتژی توسعه صادرات کشور به بخش کشاورزی و باغداری معطوف شد و با تولید انواع محصولات کشاورزی و باغی علاوه بر تأمین نیازهای داخلی،به صدور این محصولات و در آمدهای ارزی حاصل از آن
چشم داشت.

 

 


[1]ـ  کلیاتی درباره مرکبات / ملک آرا ، عباس

[2]ـ  مرکبات شمال ایران ـ فاطمه انوری


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد موانع صادرات مرکبات

تحقیق در موردتأثیر تجارت خارجی و سرمایه انسانی بر بهره وری عوامل تولید و رشد اقتصادی در کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی

اختصاصی از زد فایل تحقیق در موردتأثیر تجارت خارجی و سرمایه انسانی بر بهره وری عوامل تولید و رشد اقتصادی در کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در موردتأثیر تجارت خارجی و سرمایه انسانی بر بهره وری عوامل تولید و رشد اقتصادی در کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی


تحقیق در موردتأثیر تجارت خارجی و سرمایه انسانی بر بهره وری عوامل تولید و رشد اقتصادی در کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه56

 

فهرست مطالب

 

1- مقدمه

2- تجزیه و تحلیل کلّی روند تجارت خارجی ایران

3 - بررسی استراتژی‌های مختلف رشد اقتصادی بر پایه نظام بازرگانی خارجی

4-1- اهمیت واردات (به ویژه کالاهای سرمایه‌ای و واسطه‌ای) در رشد اقتصادی

4- نقش واردات و صادرات در رشد اقتصادی

4-2- اهمیت و نقش صادرات در رشد اقتصادی

5- مروری بر تحقیقات انجام شده

5-1- بررسیهای تجربی

تأثیر تجارت خارجی و سرمایه انسانی بر بهره وری عوامل تولید و رشد اقتصادی در کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی

چکیده

بیشتر اقتصاددانان معتقدند که تجارت، موتور رشد و توسعه در جوامع امروزی است. تجارت خارجی با فرآهم آوردن امکان بهره گیری از صرفه های مقیاس، تکنولوژی های پیشرفته، امکان تخصیص بهینه منابع و افزایش رقابت در تولید محصولات، می تواند موجبات افزایش بهره وری عوامل تولید و رسیدن به رشد اقتصادی را فرآهم آورد. اما جذب تکنولوژی ها و فناوری های مدرن و پیشرفته در جریان تجارت و انطباق آنها با شرایط داخلی تولید نیاز به سرمایه گذاری در منابع انسانی و تربیت نیروی انسانی ماهر، متخصص و کارآمد دارد. لذا تجارت خارجی و سرمایه انسانی و اثر ترکیبی این دو عامل می توانند بر ارتقای بهره وری عوامل تولید و افزایش رشد اقتصادی اثر گذار باشند.

هدف ازاین پژوهش، بررسی تأثیر تجارت خارجی و سرمایه انسانی بر بهره وری عوامل تولید و رشد اقتصادی است. این تحقیق با استفاده از مدل لوپز و سرانو (2002) به بررسی تاثیر تجارت خارجی و سرمایه انسانی بر بهره وری عوامل تولید پرداخته و با استفاده از مدل سدربم و تیل (2003) به بررسی نقش این دو عامل در رشد اقتصادی کشورهای منتخب عضو سازمان کنفرانس اسلامی طی سال های 2003-1980 پرداخته است.

نتایج حاصله بیانگر تأثیر مثبت سرمایه انسانی بر بهره وری کل عوامل تولید و رشد اقتصادی است. اما به دلایل مختلف نظیرفقدان ساختارهای مناسب و یا سوء مدیریت اقتصادی در بخش تجارت خارجی در این کشورها، تاثیر صادرات صنعتی، واردات صنعتی و تجارت صنعتی (مجموع صادرات و واردات صنعتی)  بر بهره وری عوامل تولید و رشد معنی دار نبوده است. تأثیر متغیرهای صادرات مواد خام و اولیه و واردات مصرفی نیز بر بهره وری کل عوامل تولید و رشد منفی بوده است. اما اثر ترکیبی هر یک از شاخص های مربوط به تجارت خارجی توانسته است بر بهره وری عوامل تولید و رشد اقتصادی کشورهای منتخب عضو سازمان کنفرانس اسلامی تاثیر مثبت و معناداری را ایجاد نماید. در مجموع، یافته های این تحقیق بر این واقعیت استوار است که چنانچه کشورهای منتخب به دنبال توسعه ی بازارهای تجاری و بهره مندی از مناسبات بین المللی هستند، باید به توسعه سرمایه انسانی ، ارتقاء مهارت ها و تحقیق و توسعه نگاه استراتژیک داشته باشند


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در موردتأثیر تجارت خارجی و سرمایه انسانی بر بهره وری عوامل تولید و رشد اقتصادی در کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی

دانلود مقاله تحلیلی پیرامون احداث ساختمان‌های بلند مرتبه در کلان‌شهرهای ایران

اختصاصی از زد فایل دانلود مقاله تحلیلی پیرامون احداث ساختمان‌های بلند مرتبه در کلان‌شهرهای ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

چکیده :
در فرهنگ ما نمی توان معماری و شهرسازی را صرفاً با نظریه ای کلی و جهانشمول یا با چند فرمول ، چنان که در علوم دیگر میسر است تعریف کرد. چرا که معماری علاوه بر آنکه علم است ،هنر نیز
هست ، معماری و طراحی شهری ترجمان اندیشه های انتزاعی به صورت فرم است .
یک وجه معماری عینی و عقلانی است حال آنکه وجه دیگر آن ذهنی غیر عقلانی و عاطفی است . معماری و شهرسازی را در مقام یک شیء می توان به صورت کمی سنجید اما معماری در مقام تجربه بر واکنش کم و بیش غیرقابل پیش بینی انسان متکی است که برخاسته از نیازها و دیدگاههای اوست . معماری و شهرسازی به موقعیت ( یعنی ارزشها و نگرشها ) متکی است اما در عین حال به وسیله فرهنگ انتظام می یابد که درک وحدت گذشته و حال و یا به عبارت دیگر ایجاد تعادل بین سنت
و نوآوری را از آن می طلبد و اکنون که مصالح جدید و فنون جدید ساخت امکان ایجاد هربنایی را با هر فرمی ممکن ساخته اند، باید با دقت بیشتری به معماری و طراحی یک شهر و بناهای آن نگاه کرد .
در این میان ساختمانهای بلند شاید بیش از هر بنای دیگر در معماری نیازمند این توجه و دقت باشند . این ابنیه در شرایط فعلی ، زیر سوال برده شده اند و انتقاد شدیدی به آن وارد شده ولی همچنان توانسته حضور خود را در شهرها حفظ کند و راهگشای حل بسیاری از مشکلات باشد .
به هر حال شهر باید زیبا باشد . باید با طبیعت آشتی کند و آغوشش را برای مردم باز کند . هیاهو و غوغا و جریان زندگی باید به خیابانها باز گردد و باید از کسالت و یکنواختی درآید و تشخص خود را باز یابد .
باید فضاهای گمشده دیروز دوباره پیدا شوند جان بگیرند و جان ببخشند اما این بار در قلمرویی متفاوت از دیروز .

 

لغات کلیدی : معماری و شهرسازی – فرم – فرهنگ – سنت و نوآوری - مصالح و فنون جدید – ساختمانهای بلند مرتبه – طبیعت – فضاهای گمشده

 

 

 

 بیان مسأله :
نیمه دوم قرن نوزدهم ، با آغاز رشد عمودی ساختمانها ( بلند مرتبه سازی ) در غرب همراه بوده است از آن زمان تاکنون ، پدیده (( بلند مرتبه سازی )) به عنوان یکی از اشکال غالب ، در صحنه معماری و شهر سازی جهان ، چهره خود را به ثبت رسانده است . بلند مرتبه سازی در طی حیات خود اگر چه همواره از سوی بعضی اندیشمندان مسائل اجتماعی ، اقتصادی ... و شهر سازی مورد انتقاد واقع شده و به کاربرد آن با شک و تردید نگریسته اند اما همواره بنا به ضرورت ها ، توانسته است حضور دائمی خویش را به اثبات رسانده و بر عرصه فعالیت و گستردگی خود بیافزاید .
در طی حدود 5/1 قرنی که استفاده از ساختمانهای بلند در شهرهای جهان متداول گردید و گسترش یافت ، بلند مرتبه سازی همواره به عنوان یک پدیده مهم و مشکل آفرین مورد بحث بوده است . این پدیده از سویی می تواند به بسیاری از مسائل شهری مانند کمبود زمین ، کمبود مسکن و ... پاسخ دهد ، اما از سوی دیگر خود پدید آورنده مشکلات و نارسایی های دیگری می باشد . در کشورهای غربی سعی شده است برای بهره مندی از مزایای بلند مرتبه سازی و برای کنترل مسائل و مشکلات ناشی از آن توسط قوانین و مقررات کاربردی عمل کنند و پدیده را تحت کنترل بیاورند . ضرورت وجود قوانین و ضوابط کنترل کننده در این کشورها بعد از بروز مشکلات و نارسایی های ناشی از گسترش این پدیده خود را نمایاند یعنی زمانی که آثار نامطلوب آن بر چهره محیط صدمه زده بود و جبران خسارات آن به طور کامل میسر نبود . اما به هر حال وجود این ضوابط و مقررات توانسته است تا حد زیادی از گسترش و ادامه آثار نامطلوب بلند مرتبه سازی در زمینه های کالبدی ، زیست محیطی ، اجتماعی ... جلوگیری نموده و باعث بهره مندی مطلوب از مزایای آن گردد .
شهرهای ما ( خصوصا کلان شهرها ) در حال حاضر شاهد رشد وگسترش روزافزون ساختمان های بلند بر چهره خود می باشد و این در شرایطی صورت می پذیرد که شناخت دقیقی از موضوع وجود ندارد و قانون و مقررات کنترل کننده ای نیز در دست نیست . عدم وجود ضوابط و معیارهایی برای کاربرد اجرایی بلند مرتبه سازی ، این نگرانی را باعث می گردد که عوارض نامطلوب آن به علت وجود
نارسایی های دیگر ، بسیار فاجعه بارتر از آنچه در شهرهای غربی رخ داده ، خود را بنمایاند .

 

 هزینه زیاد زمین و تکنولوژی پیشرفته و مصالح متنوع امروز بلند مرتبه سازی را توجیه
می نماید یا خیر ؟
ساختمانهایی که در شهر ساخته می شوند محل کار یا زندگی مردم هستند . مردم برای اینکه از جایی به جای دیگر بروند احتیاج به کوچه و خیابان و وسیله نقلیه دارند . مردم به مدرسه و بیمارستان و پارک و شهربازی و ورزشگاه و نمایشگاه و ... هم نیاز دارند . بنابراین تعداد مردم یک شهر
( یعنی جمعیت شهر ) باید در حدی باشد که ظرفیت معابر و فضاها و اماکن عمومی آن بتواند پاسخگوی نیازهای ساکنانش باشد . کنترل تعداد طبقات ساختمان وسیله ای است برای کنترل اندازه و تراکم جمعیت ، و کنترل تراکم جمعیت هم به این دلیل لازم است که بین نیازهای مردم و ظرفیت معابر و اماکن و بناهای عمومی شهر تعادل برقرار شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 رابطه تراکم جمعیت و ظرفیت معابر و تاسیسات و تجهیزات و خدمات شهری
با امکاناتی که در حال حاضر برای رفت و آمد و حمل و نقل می شناسیم ( خیابان ، اتومبیل ، اتوبوس ، مترو ... ) در شهر بزرگی مثل تهران حدود 30% مساحت شهر به شبکه معابر اختصاص می یابد . معمولا 20 تا 30 درصد سطح یک شهر بزرگ نیز برای احداث خانه ها و سکونتگاه مردم منظور می شود و بقیه سطح شهر نیز سهم انواع خدمات و تاسیسات و تجهیزات عمومی ، فضاهای سبز ، حریم مسیلها و رودها ، مناطق حفاظت شده و ... است .
طبق طرح جامع و ساماندهی مصوب تهران ، مجموعا در حدود 160 کیلومتر مربع از مساحت 700 کیلومتر مربعی محدوده بیست و پنج ساله به (( کاربری مسکونی )) اختصاص دارد .
حال می خواهیم ببینیم که در این 160 کیلومتر مربع ( یا 160 میلیون متر مربع ) چقدر خانه می توانیم بسازیم به نحوی که بین نیازهای جمعیت و ظرفیتهای شهر تعادل برقرار شود ؟
اگر تراکم ساختمانی را برابر حداقل پیش بینی شده در ضوابط موجود ، 120 درصد ( یعنی دو طبقه ساختمان در 60 درصد سطح زمین ) در نظر بگیریم سطح کل زیربنای ساختمانهای مسکونی شهر برابر 192 میلیون متر مربع خواهد شد . حال برای اینکه ببینیم که در این مقدار زیربنا چند نفر ساکن خواهند شد . باید آن را بر عدد متوسط سطح زیربنای مسکونی ، که در تهران حدود 20 مترمربع است ، تقسیم کنیم ، حاصل برابر 6/9 میلیون نفر می شود .
معنی محاسبه ساده فوق این است که اگر به فرض در تمام قطعه زمینهای مسکونی محدوده 25 ساله تهران ساختمانهای مسکونی 2 طبقه ( یعنی تراکم ساختمانی 120 درصد ) ساخته شود ، جمعیت ساکن در محدوده 25 ساله تهران به 6/9 میلیون نفر می رسد . به همین ترتیب اگر همه ساختمانها ، به فرض سه طبقه ساخته شوند جمعیت محدوده 25 ساله تهران به 4/14 میلیون و اگر چهار طبقه ساخته شوند به 2/19 میلیون نفر می رسد وحال سوال این است که این ظرفیت 700 کیلومتر مربعی ( یعنی محدوده 25 ساله تهران ) چند نفر را می تواند در خود جا دهد ؟
طبق طرح جامع اول تهران ( مصوب سال 49 برای دوره 70-1345 ) 5/5 میلیون نفر ، و طبق طرح ساماندهی تهران ، مصوب 1371 ، 65/7 میلیون نفر .
آیا می توان از رقم اخیر هم تجاوز کرد ؟ نه چندان ، زیرا اگر حتی از محدودیت جدی منابع آب و نیز محدودیت ظرفیت شبکه های موجود آب و برق و گاز و ... هم بگذریم . و حل آن را به کمک سرمایه گذاری زیاد و استفاده از تکنولوژی پیشرفته میسر بدانیم . در مورد شبکه معابر محدودیت وجود دارد : وقتی متوسط تراکم ناخالص جمعیت شهر بزرگی مثل تهران از 100 نفر در هکتار فعلی تجاوز کند و به حدود 140 نفر در هکتار برسد ( یعنی جمعیت کل 8/9 میلیون نفر ) ، دیگر حتی نه فقط شبکه اتوبوسرانی پیشرفته ، بلکه سیستمهای حمل و نقل با ظرفیت سنگین ( مثل مترو ) نیز جوابگوی نیازهای حمل ونقل و رفت و آمد مردم شهر نخواهند بود ، و علاوه بر آن شهر به لحاظ سطوح مورد نیاز فضاهای باز و سبز و انواع خدمات و تأسیسات « زمین بر » شهری نیز با کمبودهای جدی تر مواجه می شود ، معنای حرفهای فوق به طور خلاصه این است که حداکثر متوسط تراکم ساختمانی ، اگر حداقل قابل قبولی از کیفیت را ضروری بدانیم ، 120 درصد ، و حداکثر متوسط تعداد طبقات ساختمانهای مسکونی ، دو طبقه ، است ، یعنی چهار طبقه هم خیلی زیاد است !

 

 بلند مرتبه سازی در کلان شهرهای ایران آری یا خیر ؟
همواره در شهرها تقاضاها و یا نیازهای خاصی وجود دارد که در همه جای شهر قابل پاسخگویی نیست و فقط بخشهای معینی از شهر توان و استعداد پاسخگویی به آنها را دارند : در همه جای شهر نمی توان ساختمانهای اداری و تجاری ساخت . فعالیتهای اداری ، تجاری و فرهنگی نیاز و تمایل به تمرکز و همجواری دارند . به عبارت دیگر هم نیاز و هم مصلحت حکم می کند که در بخشهایی از شهر با احداث ساختمانهای بلند ، از زمین ( به عنوان منبعی کمیاب ) ، بهتر و بیشتر استفاده شود . و باز به بیان دیگر عرضه محدود و تقاضای بسیار زیاد برای استفاده از زمین در مرکز شهر و مرکز مناطق و نواحی و محلات شهر ، استفاده بیشتر از زمین ، یعنی تراکم ساختمانی بیشتر ، را توجیه می کند . بنابراین ممکن است لازم و منطقی و معقول باشد که در جایی از شهر ساختمان های مرتفع هم ساخته شود.
اما مهم این است که مکانهایی را که می توان در آنها ساختمانهای بلند ساخت ( بیشتر بر مبنای پتانسیلهای اقتصادی و اجتماعی موقعیتهای شهری و نه فقط بر اساس ویژگیهای طبیعی و زیست محیطی ) ، و نیز شرایط و ضوابط لازم برای بلند مرتبه سازی را نیز ( از جمله ابعاد قطعه زمین و موقعیت آن نسبت به معابر همجوار ) ، درست انتخاب و تعیین کنیم . نکته بسیار مهم دیگر اینکه میزان محدودیت تراکم ساختمانی ( یا تعداد طبقات ساختمان ) در مورد ساختمانهای اداری و تجاری می تواند بسیار ناچیز باشد ، اما در مورد ساختمانهای مسکونی ، در موقعیتهایی که برای بلند مرتبه سازی مناسب تشخیص داده می شود ، هدف اصلی افزایش تراکم ساختمانی ( و در نتیجه آن ، افزایش تراکم و اندازه جمعیت ) نیست ،بلکه هدف اصلی این است که با استفاده از الگوی آپارتمانهای بلند مسکونی ، سطح بیشتری از زمین به فضاهای باز و سبز اختصاص داده شود و کیفیت مطلوب تری برای زندگی جمعی تامین شود. بنابراین احداث ساختمانهای مسکونی از 8 طبقه به بالا در قطعه زمین 500 الی 1000 متری منطقی نمی باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 رابطه بین بلند مرتبه سازی و توسعه افقی :
محاسبات ساده فوق نشان داد که اگر متوسط ارتفاع ساختمانها در تهران از حدود 2/1 طبقه فعلی به حدود 2 طبقه برسد ، ظرفیت جمعیت پذیری کل محدوده 700 کیلومتر مربعی 25 ساله تهران به 6/9 میلیون نفر می رسد ، یعنی حدود 2 میلیون نفر بیشتر از آنچه در طرح ساماندهی تهران پیش بینی شده و به تصویب شورای عالی شهرسازی رسیده است . اداره تهران و تامین امکانات حداقل رفت و آمد و تاسیسات و تجهیزات و خدمات شهری ، در صورتی که به چنین جمعیتی برسد ، بسیار مشکل تر از امروز خواهد بود .
به عبارت دیگر با ارتفاع متوسط 2 طبقه برای ساختمانهای مسکونی ، بیشترین استفاده قابل تصور از امکانات جمعیت پذیری شهر تهران به عمل خواهد آمد . و اگر جمعیت تهران در آینده از این رقم تجاوز کند ، که می کند ، توسعه افقی ناگزیر خواهد بود ، و برای پرهیز از توسعه افقی نمی توان باربیشتری بر دوش تهران گذاشت . بلکه باید مسئله اسکان و استقرار جمعیت و فعالیت را – نه فقط در شهر تهران – بلکه در عرصه منطقه کلان شهری تهران مورد توجه قرار داد .
نکته حائز اهمیت دیگر اینکه هم اکنون حدود 5/3 میلیون نفر در شهرها و آبادیهای کوچک و بزرگ اطراف تهران زندگی می کنند . یعنی توسعه افقی تهران مدتها است که اتفاق افتاده . کرج یک میلیون نفری ، اسلامشهر 300 هزار نفری ، اکبرآباد 80 هزارنفری ، قرچک 140 هزارنفری و ... در واقع مظاهر توسعه افقی کلان شهر تهران هستند . اما ، اگر هم ظرف تهران جا داشت . ساکنان این شهرها و آبادی ها که عموما مردم کم درآمد و یا بسیار کم درآمد هستند – نمی توانستند در ساختمانهای بلند مرتبه شمال شهر تهران زندگی کنند. گرایش این مردم به سکونت در خارج از تهران به این دلیل نیست که در تهران جا پیدا نمی شود ، بلکه به دلیل گرانی زمین و مسکن است . کما اینکه هنوز غرب تهران خالی است ، و زمانی هم که اسلامشهر رشد بالای 20 درصد را تجربه می کرد ، تهران خیلی بیشتر از حالا جای خالی داشت .
بنابراین می توان با در نظرگرفتن کلیه جوانب و تاثیرات مثبت و منفی اینگونه از ابنیه ، در بعضی مواقع و در مکانهای مطلوب و برای اقشار مناسب این ساختمان ها را ساخت و از مزایای آن بهره مند شد .

 


 آثار اجتماعی و روانی زندگی درساختمان های بلند :
تاثیرات اجتماعی و روانی بلند مرتبه ها نیز به همان میزان تاثیرات اقتصادی از سوی محققان مختلفی مورد بررسی واقع گردیده است . این موضوع از سوی جامعه شناسان ، روان شناسان ، مردم شناسان و شهرسازان بررسی و نقد گردیده است :
تاثیرات اجتماعی و روانی ناشی از زندگی در بلند مرتبه ها ، نه در مجموعه های اداری ، تجاری و یا صنعتی و ... بلکه در مجموعه های سکونتی است که دارای اهمیت می باشد زیرا در محیط سکونت ، برخوردهای اجتماعی و آثار روانی آن ، ابعادی بسیار گسترده می یابد . بدین لحاظ است که همواره
(( انتقادهایی که از بلند مرتبه سازی صورت پذیرفته ، در مورد بناهای مسکونی بوده است . )) این تاثیرات در زمینه های زیر مورد بررسی قرار گرفته است :
الف – تناسب زندگی آپارتمانی ( در بلند مرتبه ) با گروهها و طبقات مختلف اجتماعی
ب – تراکم جمعیت در فضا
ج – یکسانی و یکنواختی فضاهای معماری طراحی شده
د – سوانح و ساختمانهای بلند
بنابراین به شرح و بررسی نظرات ارائه شده در زمینه های فوق پرداخته می شود و نتیجه تحقیقاتی که در این زمینه ها صورت پذیرفته منعکس خواهد شد .

 

الف – تناسب زندگی آپارتمانی ( بلند مرتبه ها ) با گروهها و طبقات مختلف اجتماعی
یکی از مواردی که همواره زندگی در بلند مرتبه ها را زیر سوال برده ، تناسب زندگی در بلند مرتبه ها یا زندگی آپارتمانی با گروه های متفاوت اجتماعی است . این دیدگاه از یک سو تفاوت قومیت ها ،
ملیت ها و نژادهای مختلف را در سرزمین های گوناگون – با آب و هوا و اقلیم متفاوت – مدنظر دارد و از دیگر سو در یک جامعه مشخص ، تفاوت گروهها و طبقات مختلف اجتماعی با رفتارهای سکونتی مختلف در آن جامعه را مورد توجه قرار می دهد . در این بحث ، متناسب بودن زندگی در بلندمرتبه ها با آداب و رفتار اجتماعی و گروههای مختلف یک جامعه مدنظر می باشد .
تجربیات جهانی و همچنین تحقیقات داخلی ( در کشور ) حاکی از آن است که زندگی ، طرز سکونت ، نحوه رفتار ، کنش های اجتماعی و گروهی طبقات مختلف اجتماعی ، سکونت آنان را در بلند مرتبه مناسب و رضایت بخش یا نامناسب و نامطلوب می گرداند . کلیه بررسی هایی که در زمینه فوق انجام شده به این نتیجه دست یافته اند که به دو دلیل عمده ، زندگی آپارتمانی در بلند مرتبه ها ، مناسب گروههای اجتماعی با فرهنگ روستایی – که غیر از ساکنین روستا ، شامل اقشار تهیدست مهاجر شهری و کارگران نیز می شوند – نمی باشد . این دو دلیل عمده ، یکی : نحوه رفتارهای اجتماعی و ارتباطات همجواری و همسایگی این گروههای اجتماعی می باشد که در تناقض با همجواری شدید و فضاهای مشترک متعدد در این نوع مساکن است. و دیگری : پرجمعیت بودن و به عبارت بهتر پر اولاد بودن این خانواده ها می باشد .
بررسی هایی که در سطح کشورهای غربی که دارای سابقه بیشتری در زمینه سکونت در بناهای بلند هستند ، انجام شده به نتایجی در این زمینه دست یافته که این نوع همجواری را مناسب بعضی گروههای خاص پایین اجتماع که در عین حال دارای اولاد زیادی هم هستند نمی دانند .
یک نمونه بسیار معروف در این مورد پروژه ، (( پروت ایگو ( Pruitt-Igoe) )) می باشد . مجموعه مسکونی بلندی که توسط یاماساکی ، معمار ژاپنی طراحی شد و در سالهای 55-1954 در سنت لوئیس آمریکا ساخته شد، اقشار پایین دست اجتماعی – سیاه و سفید – با درآمدهای پایین ، اکثرا پراولاد و بسیاری بی سرپرست و دارای مشکلات متعدد اجتماعی در آن ساکن شدند .
به مرور زمان مصایب و مشکلات بسیار در همجواری این خانواده ها بروز کرد ، نابسامانی به حدی رسید که باعث شد عده زیادی از ساکنین واحدهای مجموعه را ترک کنند . وجود مشکلات متعدد و متروکه شدن بخشی از آن بالاخره پس از 17 سال باعث گردید تا در سال 1972 ، تصمیم به نابودی
و منفجر کردن مجموعه مسکونی (( پروت – ایگو )) گرفته شد و در این سال این انفجار صورت پذیرفت .
صاحب نظران گوناگون در مورد علت این پدیده و شکست این پروژه به بررسی و تحقیق پرداختند :
(( علت ریشه ای این ناکامی در آن بود که بسیاری از خانواده های با رفاه پایین و پراولاد ... قادر به کنار آمدن با این ساختمان ها نبودند و این ساختمان ها نیز دردی از آنها دوا نمی کرد و به قول جامعه شناسی به نام Rainwater که در این رابطه تحقیق کرده است : ( تحقق ایده های Pruit-Igoe نیازمند زندگی بسیار متفاوت از زندگی کارگران سیاه یا سفیدی بود که در آن سکنی گزیدند چنین به نظر می آید که خود ویژگی های لازم برای زندگی در این مجموعه مسکونی با امکانات درآمدی و ثبات زندگی قشر فوقانی طبقه کارگر بیشتر قابل انطباق بوده باشد و یا به عبارت دیگر زندگی در (( پروت – ایگو )) نیازمند سطح درآمدی 50 تا 100 درصد بیشتر از درآمد بالفعل خانواده هایی بود که در آن اقامت گزیدند ) ، (( در صورتی که خانواده های با درآمد بالا و متوسط به همراه تعداد محدودی از خانواده های پراولاد و خانواده هایی که به نوعی دارای سرپرست مشخص باشند به شرط آن که نسبت خانواده های پرجمعیت از 50 درصد کل خانوارهای مجموعه تجاوز نکند ، به راحتی قادر به زندگی آسوده در این مجموعه بودند .))
(( به طور کلی ساختمان های بلند مسکونی به عنوان یک واحد سکونتی راحت ، متناسب افراد تنها ، دانشجویان ، زوج ها و خانوارهای کوچک می باشد لکن برای خانوارهای پراولاد تنها تحت شرایط خاص از قبیل تراکم جمعیت در شهرهای کم وسعت ، اگر راه حل قابل قبول دیگری ارائه نگردد ، آن هم فقط در صورتی که فضای بازی و چمن پشت بام به صورتی کافی و مناسب برای گروه کودکان ساکن آن ارائه شود ، پذیرفتنی است .)) ( ایده حیاط در ارتفاع – وبامهای سبز )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تحقیقات اجتماعی که در کشورمان ، در این زمینه صورت گرفته است، نیز نتایج فوق را تایید می کند . این تحقیقات در برگیرنده ساکنان متفاوت آپارتمان ها در تهران از شمال شهر تا جنوب شهر ، از طبقات مرفه تا طبقات روستایی ، سنتی و تهیدست شهر تهران می باشند . این نمونه ها به لحاظ فرهنگ آپارتمان نشینی می توانند نماینده گروههای مختلف در کل سرزمین باشند به این لحاظ می توانیم نتایج حاصله را برای شرایط عمومی ایران تعمیم دهیم :
در (( نزد اقشار مرفه اولا آگاهی بالنسبه کاملی از کم و کیف و یا به عبارتی سبک و چگونگی زندگی آپارتمانی وجود دارد و در نتیجه با آگاهی از این شیوه زندگی ، انتخاب سکونت در واحد آپارتمانی در میان این طبقه عموما از روی تمایل و به دلخواه صورت گرفته است . در نزد این گروه دلایل بسیار مشخصی جهت انتخاب آپارتمان برای سکونت وجود دارد : اهم این دلایل در دو مورد بسیار مشخص زیر خلاصه می گردد :
1- امنیت مالی
2- نگهداری آسان ، در مقایسه با زندگی در خانه های ویلایی ، جمع و جور بودن آپارتمان و نحوه اداره قسمت های مشترک.
در نزد اقشار متوسط اجتماعی ، آگاهی کاملی از شیوه زندگی آپارتمانی و رویه سکونتی آن وجود ندارد به عبارتی روشنتر این گروه در حد فاصله یا مرز یک آگاهی و عدم آگاهی نسبت به شرایط زندگی آپارتمانی قرار دارند ، لکن نکته بارز در میان این گروه ، آمادگی پذیرش و تمایل کم و بیش به پذیرش فرهنگ نو و این شیوه سکونتی است . دلایل موجه زیر جهت خرید آپارتمان وجود
داشته :
1- فراهم آمدن امکانات مناسب جهت خرید آپارتمان مانند وام بانکی و غیره ...
2- تمایل شدید به مالکیت با توجه به ویژگی های فرهنگی و ارزان بودن این نوع زندگی را با واحد مسکونی در نزد اقشار پایین با ریشه روستایی و تهیدست شهر تهران متاسفانه به هیچ وجه آگاهی از شیوه زندگی آپارتمانی وجود ندارد ...
وجود شکاف فرهنگی قابل توجه میان فرهنگ زیستی سنتی این مردم با فرهنگ شهرنشینی امکان پذیرش این نوع دشواری ها و مقاومت های بارز را مواجه می سازد . در نزد این گروه اجتماعی دلایل زیر جهت آپارتمان نشینی وجود داشته :
1-کمبود مسکن ، استیصال ، اجاره ارزانتر ( در مورد اجاره نشینان )
2-رهایی از دست مالکیت در مورد ساکنین مالک آپارتمان
3-سرمایه گذاری مناسب از نظر مالکین جهت اجاره آن .
به طور کلی آنچه از مطالب فوق نتیجه می شود حاکی از آن است که زندگی آپارتمانی مناسب کلیه گروه ها و طبقات اجتماعی نمی باشد . البته مسئله با دیدی دقیق تر و موشکافانه تر باید تحقیق شود اما در مجموع می توان نتیجه گرفت که زندگی در بلندمرتبه ها برای اقشار متوسط به بالا مناسب تر از اقشار تهیدست شهری که غالبا دارای فرهنگ روستایی می باشند ، است همچنین در یک واحد
بلندمرتبه ، به علت همجواری بسیار نزدیک ، اگر افراد ساکن دارای فرهنگ مشابه هم باشند ، روابط بهتری نتیجه می گردد و رضایت بیشتر ساکنین را به همراه خواهد داشت .

 

ب : تراکم جمعیت در فضا
میزان تراکم در فضا با میزان فعالیت انسان در آن فضا رابطه معکوسی دارد به این معنی که تراکم بیش از حد باعث نامطلوب شدن محیط می گردد . اینکه چرا یک فضای متراکم از جمعیت برای انسان نامطلوب است دلایل متعدد روانشناختی دارد : یکی از دلایل آن است که استفاده از فضا و تجهیزات آن را برای هر نفر محدود می سازد ( همان پدیده سرانه ها ) مانند استفاده از وسایل بازی کودک و یا مانند چشم انداز یک نفر آدمی که روی صندلی نشسته به فضای اطراف، که توسط عبور و یا ایستادن دیگران بسته شده و از بین می رود . همچنین هنگامی که تعداد استفاده کننده از یک فضا زیاد باشد ، به همان نسبت فضا بزرگتر می گردد . به این ترتیب ، خصوصیت و شخصیت فضا خدشه دار می شود ، زیرا حدی از بزرگی فضا دارای مطلوبیت می باشد : « کوچک زیبا است » یا « هرچه فضا کوچکتر شود و کادر دید انسان محدود تر باشد ، احساس امنیت و آسایش انسان بیشتر می گردد » .
همچنین از مهترین دلایل نامطلوب شدن فضای متراکم برای انسان ، کاهش و تنزل ارتباطات انسانی و ایجاد بیگانگی در فضای روابط می باشد ، یعنی دومین شاخص رضایتمندی انسان از محیط .
اصل کلی آن است که تعداد زیاد جمعیت در یک مکان ، سطح روابط افراد را تنزل می دهد . یک فرد در میان جمع کثیر ، بیشتر ناشناخته می ماند و هویت او بیشتر نادیده گرفته می شود ، در حالی که هرچه جمع کوچکتر باشد شخصیت او بیشتر خود را می نمایاند و در صورتی که جمعی وجود نداشته باشد و همه « فرد » باشند حالت شناخته شدن و هویت به نهایت خود می رسد : « در همانندی یک ساختمان مرتفع بیش از تنوع خانه های منفرد تلاش برای شناسایی وجود دارد » . این پدیده است که تفاوت زندگی اجتماعی در یک واحد از یک ساختمان بلند مرتبه را با یک واحد ساختمانی شخصی بیان
می کند .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  15  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تحلیلی پیرامون احداث ساختمان‌های بلند مرتبه در کلان‌شهرهای ایران