زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

زد فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

گزارش تخصصی معلمان ارزش و اهمیت درس ادبیات فارسی در مقطع متوسطه

اختصاصی از زد فایل گزارش تخصصی معلمان ارزش و اهمیت درس ادبیات فارسی در مقطع متوسطه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

گزارش تخصصی معلمان ارزش و اهمیت درس ادبیات فارسی در مقطع متوسطه


گزارش تخصصی معلمان  ارزش و اهمیت درس ادبیات فارسی در  مقطع متوسطه

دانلود گزارش تخصصی معلمان  ارزش و اهمیت درس ادبیات فارسی در  مقطع متوسطه بافرمت ورد وقابل ویرایش تعداد صفحات 115

دانلود گزارش تخصصی معلمان,راهکارها,پیشنهادات,گزارش تخصصی فرهنگیان,

این گزارش تخصصی جهت ارائه برای ارزشیابی و کسب امتیاز کامل و همچنین جهت ارائه به عنوان تحقیق ارتقاء شغلی بسیار کامل میباشد

چکیده :


 دبیران زبان فارسی ، هنگام آموزش این درس در مقطع متوسطه ، با مشکلاتی از جمله ، حجم زیاد کتاب ، کابردی نبودن آموزش ها ، نبود فرصت کافی برای پرداختن به املا و روخوانی ، وجود یک کتاب با محتوای یکسان در همه رشته ها و ناهماهنگی بین مطالب کتاب های زبان فارسی 1و2و3 روبه رو هستند. یافتن راه کارهای مناسب برای این مشکلات ، می تواند در آموزش زبان فارسی تاثیر گذار باشد.
واژه های کلیدی:
زبان فارسی 1و2و3 ، حجم کتاب ها ، کاربرد آموزش ها ، املا ، روخوانی، ناهماهنگی مطالب، بیاموزیم ، حروف پیوند ، گروه اسمی ، برخوردار بودن ، متمم،زبان علمی و ادبی، روش تحقیق ، انواع اضافه ، قواعد ترکیب ، حذف





مقدمه


   زبان فارسی ، آیینه فرهنگ و هویت ملی ما ایرانیان است این زبان ، در گذر زمان فراز و نشیب های زیادی را طی کرده ، اما همچنان جاودان مانده است. در دوره های معاصر ، به دلیل گسترش ارتباطات ، پیشرفت های صنعتی و هجوم واژه های بیگانه ، این زبان بیش از هر دوره ی دیگر در معرض خطر قرار گرفته است. یکی از نهادهایی که بیش از حد هر نهاد دیگری می تواند در حفظ زبان فارسی تاثیر گذار باشد ، وزارت آموزش و پرورش است. هر چند که در سال های اخیر ، سازمان تالیف کتاب های درسی ، تلاش های فراوان و مثبتی را در این جهت آغاز کرده ، این کتاب ها به یک باز نگری مجدّد نیاز دارد . نگارنده در این مقاله بر آن است تا بخشی از مشکلات آموزش زبان فارسی در آموزش متوسطه را برشمارد و راه حل هایی را برای رفع آنها ارائه دهد.
   1) حجم زیاد کتاب ها موجب می شود هدف های آموزشی ، تحت الشعاع به موقع تمام کردن کتاب قرار گیرد و معلم نتواند فراگیران را مورد سنجش و ارزیابی قراردهد. برای حل این مشکل، دو راه وجود دارد : یکی این که ساعت تدریس ادبیات ، افزایش یابد که معمولا به بهانه ی تنوع مطالب آموزشی ، (فیزیک ، شیمی ، فلسفه و ... ) بعید به نظر می رسد. راه چاره ی دوم این است که از حجم کتاب های درسی زبان فارسی کاسته شود. البته امکان این کاهش ، با حذف مطالب تکراری ، امکان پذیر است.در صورت حذف مطالب تکراری و کاهش حجم ، معلم می تواند ساعات بیشتری را به دروسی مانند نامه نگاری در سال اول یا روش تحقیق در سال دوم و یا شیوه ی درست نویسی (املا)اختصاص دهد.
   2) دشواری دیگر ، کابردی نبودن آموزش ها در زندگی روزمره ی دانش آموزان است. حتی دبیران ادبیات نیز بعضی مطالبی را که در زبان فارسی آموزش می دهند، به کار نمی برند ، کافی است نگاهی به مقاله ها و کتاب هایی که آنان تالیف کرده اند بیندازید تا "می باشد" ، " توسط "، گزارشات و ... را فراوان ببینید. از طرف دیگر نه تنها در ویرایش متن کتابهایی مانند شیمی ، فیزیک و ... از شیوه ی ویرایش کتاب فارسی استفاده نمی شود ، در خود کتاب های زبان و ادبیات فارسی نیز این شیوه رعایت نشده است . (مانند دستورات ، صفحه 71 ادبیات دو ، به وسیله ی ، صفحه ی 120 ادبیات یک )
   3) فراگیری املا و روخوانی آن قدر مهم است که اگر میزان سواد افراد را در این دو خلاصه کنیم ، به بیراهه نرفته ایم . اما متاسفانه دوره ی دبیرستان ، دوره ی تکامل ضعف دانش آموز در املا و روخوانی است. با اینکه یکی از اهداف کلی کتاب زبان فارسی (1) توانایی سریع و صحیح خواندن متون است ، زبان فارسی ، عملا ابزاری برای رسیدن به این هدف نیست پیشنهاد می شود . املا و روخوانی به عنوان یک درس مستقل 20 نمره ای ، در برنامه ی آموزشی دوره ی دبیرستان گنجانده شود و حداقل نمره قبولی در این درس ، 14 باشد.
    4- دانش آموزان هنگام برخورد با شعر یا نثرهای سنتی ، قادر به درک درست آنها نیستند پیشنهاد می شود بخش از دستور زبان سنتی که به درک متون شعر و نثر کهن کمک می کند ، مانند انواع «را» ،انواع اضافه (تشبیهی و استعاری ) ، شکل فعل ها و ... در کتابهای زبان فارسی گنجانده شود.
   5- استفاده ی کتاب زبان فارسی (2) با محتوای یکسان در همه رشته های تحصیلی (نظری ، فنی حرفه ای ، کاردانش) درست نیست؛ برای شاخه های فنی حرفه ای و کاردانش ، کتاب جداگانه تالیف شود. طبق برنامه ریزی آموزشی این شاخه ها ، معمولا دانش آموزان ، زبان فارسی (2) را در یک سال تحصیلی و ادبیات فارسی (2) را در سال بعد می خوانند . به همین دلیل ، معلم هنگام رسیدن به درس های مربوط به املا (که بخشی از واژه های ادبیات (2) نیز در آنها گنجانده شده است) ، با مشکل مواجه می شود .
از طرف دیگر ، آموزش بعضی درس ها بویژه بخش دستور زبان در شاخه فنی و کاردانش ، ضرورتی ندارد. پیشنهاد می شود که در این رشته ها بیشتر به روخوانی و روان خوانی و املا پرداخته شود.
   6- ناهماهنگی بین مطالب کتاب های زبان فارسی 1و2و3 ، ابهام در بعضی موضوعات مطرح شده و نبود امکانات آموزشی کافی ، یکی از مشکلات آموزش زبان فارسی است که به گوشه هایی از آن ها اشاره می شود :
آ) زبان فارسی یک
درس دوم )
    در بیاموزیم این درس ، کاربرد کلمه هایی چون شاعره ، مدیره ، و ... برای زن ، نادرست است. فراگیر باید طبق این بیاموزیم ، خود آزمایی  شماره ی (5) صفحه ی (15) را حل کند. در این خودآزمایی ، واژه های لیسانسیه ، شاعره ، مدینه فاصله دیده می شود ، مدینه ی فاصله را به عنوان مورد پر کاربرد ، تغییر نمی دهیم ، اما واژه ی لیسانسیه ، که باید به جای آن ، لیسانس یا کارشناس نوشته شود، هیچ ارتباطی با بیاموزیم مذکور ندارد و دانش آموز ، دلیل این تغییر را که بیگانه بودن است ، در زبان فارسی (2) می آموزد.
درس هفتم)
    در حالی که دو درس سلمان فارسی و عبرت از کتاب ادبیات فارسی (1) حذف شده است، واژه های املایی آنها از این درس حذف نشده است.
درس دوازدهم)
    در خود آزمایی (1) این درس ، از دانش آموز خواسته شده که هسته ی گروه های اسمی را مشخص کند. یکی از عبارت های این خود آزمایی ، عبارت یک گله گوسفند است، در حالی که ممیز= گله در زبان فارسی (3) خوانده می شود.
در س شانزدهم )
    در این درس ، از گروه اسمی سخن گفته می شود. برای تفهیم هسته و وابسته ، چندین جمله مثال زده شده که یکی از جمله ها (شماره ی 6 ) چنین است: سیمین انگشتر دیگر را پسندید واژه ی دیگر به عنوان وابسته ی پسین ، قرمز نوشته شده است اما کتاب ، توضیح نمی دهد که دیگر چه نوعی از وابسته ی پسین است.
درس بیست و هفتم)
    در این درس ، قرار دادن حروف ربط (پیوند) در جمع نقش نما ها نادرست به نظر می رسد زیرا نقش نما، نقش واژه ی  قبل یا بعد از خود را مشخص می کند اما حرف پیوند ، در پی بردن به نقش دستوری واژه ها تاثیری ندارد. در پاورقی (ص137) این درس آمده است: این پیوندها(منظور، پیوندهای همپایه ساز ) اگر بین دو یا چند اسم بیایند ، نقش همه ی آن اسم ها یکی است. در حالی که این مجموعه ، دو حرف« و »و« یا» این ویژگی را دارند که در آن صورت هم هیچ کدام پیوند همپایه ساز به شمار نمی آیند.

ب) زبان فارسی دو
درس سوم )
    بر این درس ، دو اشکال اساسی وارد است : یکی اینکه حدود پنجاه درصد مطالب بخش های بیاموزیم همین کتاب را مطرح می کند، بنابرین موجب می شود بخش بیاموزیم درس های دیگر کتاب ، زاید و تکراری جلوه نماید (کاربرد به وسیله ی ، برخوردار بودن ، حشو ، فعل مجهول و ...) . دوم اینکه به دلیل شباهت این درس با بخش بیاموزیم ، معلم هنگام طرح سوال ، با این مشکل روبه رو است که این مطالب تکراری را جزء نمره ی نگارش محاسبه کند یا املا و بیاموزیم.
درس چهارم )
   منطقی به نظر می رسد که هرچه فراگیر ، به سال تحصیلی بالاتری می رود ، مطالب کامل تری بیاموزد ، اما در مورد این درس و مشابه آن در زبان فارسی (3) ، (درس دهم) عکس این قضیه اتفاق می افتد ، یعنی دانش آموز ، جمله های دو مفعولی را در سال دوم ، می آموزد اما در سال سوم ، این مطلب در پاورقی کتاب مطرح می شود.
    آموزش دقیق انواع متمم ، همچنان ، دشواری بزرگ این درس و درس های دیگر زبان فارسی است. به عنوان مثال ، جمله ی «او به دوستی با دانایان افتخار می کند» را در نظر می گیریم: اگر بگوییم اجزای اصلی این جمله عبارتند از: او افتخار می کند ، به نظر می رسد که جمله به یک متمم نیاز دارد . پس شاید درست نباشد که آن را سه جزیی مفعولی به شمار آوریم . اما اگر بگوییم او به دوستی افتخار می کند ، به نظر می رسد که« به »حرف اضافه ی افتخار باشد ، بنابراین نمی توان جمله را چهار جزیی مفعولی متممی به شمار آورد. ضمن این که فعل این جمله ، ساده است.


درس پنجم)
    در این درس ، نوشته ها به سه اعتبار ، دسته بندی می شوند : گونه ی زبان ، طرز بیان و قالب . آن گاه به اعتبار طرز بیان ، به طنز و جد و ... تقسیم می شوند. بر این دسته بندی ، دو ایراد وارد است: یکی این که نوشته به اعتبار طرز بیان به غیر از طنز و جد چه انواع دیگری دارد؟ دوم این که در درس نهم زبان فارسی (1) می خوانیم : زبان به اعتبار شیوه ی بیان دو گونه است علمی و ادبی. در حالی که در زبان (2) علمی و ادبی ، در تقسیم بندی به اعتبار گونه های زبان جای می گیرند.
درس چهاردهم و هفدهم)
   این دو درس به روش تحقیق اختصاص یافته ولی متاسفانه از روش های پیشرفته ی پژوهش مانند بهره بری از اینترنت و نرم افزارهای رایانه ای مطلبی گفته نمی شود . از طرف دیگر ، در بسیاری از مدارس ، ابزار مناسب آموزش این درس (کتاب و نشریه ) موجود نیست. در خود آزمایی درس ، تمرین های کتاب خانه ای داده می شود ولی فرصت بازبینی تکالیف تحقیقی دانش آموز ، ( البته در صورت وجود امکانات ) پیش بینی نشده است . چنین درس هایی معمولا به حافظه ی موقت دانش آموز سپرده می شود.
درس شانزدهم )
     درباره این درس (گروه اسمی 1) می توان پرسش های زیر را مطرح کرد :
    1) چرا از بین وابسته های پیشین و پسین فقط این و آن و کدام اسم را شناس می کنند؟ در این وابسته ها چه خاصیتی هست که در بقیه نیست ؟
    2) در خود آزمایی 2 این درس آمده است : هسته گروه های اسمی را در متن خود آزمایی یک پیدا کرده و ویژگی هر یک را تعیین کنید. طبق درس ، منظور از گروه اسمی ، نهاد ، مفعول ، مسند و متمم است و هسته نیز اسم است ، در حالی که مسند ها در متن مورد نظر ، اسم نیستند (مانند اندک ، باقی ، نابود و ...)
درس هجدهم )
    اگر در بخش انواع اضافه ی این درس ، اضافه هایی مانند تشبیهی ، استعاری و ... به دانش آموز یاد داده می شد ، به او در درک متون شعر و نثر ، کمک می کرد . این که دانش آموز بداند اضافه ای تعلقی است یا غیر تعلقی چه فایده ای دارد؟
    بیاموزیم درس ، به جمله کوتاه و بی فعل اختصاص یافته است ، این جمله ها چند جزئی اند؟ نمودار آنها چگونه رسم می شود؟
درس نوزدهم)
    عنوان درس ، مرجع شناسی است. در درس ، تصاویر ی از کتب مرجع دیده می شود و یا از فرهنگ هایی سخن به میان می آید که حتی دبیران ادبیات هم آنها را کمتر دیده یا شنیده اند تا چه رسد به دانش آموزان.
    آموزش این درس بدون ابزار (کتابهای مرجع) نا سودمند است . برای علاقه مندی دانش آموزان باید بخشی از درس زبان فارسی ، به بازدید از کتابخانه های غنی اختصاص داده شود.
درس بیستم)
در بیاموزیم این درس می خوانیم :« برخوردار به معنی بهره مند است و در جایی به کار می رود که مفهوم مثبت و مفید داشته باشد.» منظور از مثبت و مفید چیست؟به عنوان مثال ، اگر بگوییم : ایران از رشد جمعیت بالایی برخودار است . جمله ، مثبت هست اما مفید نیست یا اگر بگوییم : بمب اتمی از قدرت تخریب زیادی برخوردار است. چنین جملاتی درستند یا نادرست؟


    خود آزمایی 1 این درس نیز نامناسب است زیرا فقط ضمیر شخصی من و او پی در پی تکرار می شود.
زبان فارسی (3)
درس دوم )
    در این درس تکواژهای آزاد به قاموسی و دستوری تقسیم شده اند ، اگر واقعا نیازی به این تقسیم بندی بوده است ، چرا هیچ گونه توضیحی در باره ی آن نداده اند؟
درس سوم )
     واژه های هم آوا به سه گروه تقسیم شده اند این تقسیم بندی دو عیب دارد : یکی این که واژه های هم آوایی مانند حیات و حیاط در هیچ کدام از سه گروه جای نمی گیرد و دیگر اینکه در این تقسیم بندی «قدر و غدر» واژه هایی شمرده می شود که در یک واج اختلاف دارند در حالی که در زبان فارسی (2) ، ق و غ یک واج شمرده می شود.
درس اول) (قواعد ترکیب ) (مشترک در کتاب های انسانی و تجربی – ریاضی)
     در این درس ، پنج قاعده (واجی ، هم نشینی ، نحوی ، معنایی و کاربردی ) مطرح می شود. کدام قاعده به پرسش های زیر پاسخ می دهد؟
1)      اگر یک کلمه با الگو هجایی سوم (ص+ م +ص + ص ) سازگار باشد اما در زبان به کار نرود ، ضمن اینکه واج های آن هم واجگاه مشترک نداشته باشند ، مانند بازر و باجد خلاف کدام قاعده است؟
2)      کتاب رشته ی انسانی دو جمله خلاف قواعد کاربردی را از لحاظ نادرستی ، با عبارت بی معنی« سی سو سا سی» برابر می داند ، در حالی که در جمله های خلاف قواعد کابردی ، حداقل ، معنی واژه ها را درک می کنیم. از طرف دیگر اگر کسی بگوید« سی سو سا سی» خلاف کدام قاعده است ؟

درس ششم
    در خودآزمایی 2 آمده است : موارد حذف را در نوشته زیر مشخص کنید و نوع آن را بنویسید. در قسمت آغازین این تمرین ، فعل حرکت کردیم به قرینه فعل حرکت کردند حذف شده است . این حذف ، لفظی است یا معنوی ؟ در صفحه ی 138 زبان فارسی (1) چنین حذفی نادرست است. (هم آنان درباره ی مطبوعات مقاله نوشتند هم ما )
درس سیزدهم
    برای واژه ها در گذر زمان چهار وضعیت در نظر گرفته شده است در حالی که بعضی واژه ها در هیچ یک از گروه ها جای نمی گیرد ، مثلا واژه برگ در قدیم دو معنی داشته (توشه و برگ درخت) اما امروزه با از دست دادن یکی از معانی و حفظ دیگری ، به حیات خود ادامه می دهد.
     دیگر اینکه اگر در ساخت یک واژه ی جدید ، هم از تکواژ آزاد و هم از تکواژ وابسته استفاده شود ، آیا می توان آن واژه را ترکیبی – اشتقاقی نامید؟
درس نوزدهم
    در این درس ، مضاف و مضاف الیه و موصوف و صفت های عربی ، یک واژه ی شبه ساده تلقی می شود(خاتم الانبیا ، سدره المنتهی) آیا دخیل نشان دارهای دیگر (واقعا و لغایت ) هم شبه ساده اند؟
مشکلات کنونی زبان فارسی و راه های حل آن ها
 زبان پارسی در مرحله ی بغرنج گذار و تحول کیفی است. در کشور ما تا آن جا که مشاهده می شود یک سیاست علمی برای اداره ی آگاهانه ی سیر تکاملی زبان و تسریع این سیر در مجاری سالم و ضرور وجود ندارد. تلاش های انفرادی و یا گروهی جمعی از دوستداران زبان پارسی، هنوز به معنای آن نیست که در این زمینه آن کار جدی که باید یشود، شده است و یا می شود.
زبان پارسی اکنون از همه جهات، در زمینه ی فونتیک، گرامر، لکسیک و از جهت دانشواژه ها ( ترمین علمی ) دچار هرج و مرج شگرفی است که ناشی از سیر خود به خودی آن است. باید درباره ی مشکلات زبان و حل آن ها تصور روشنی داشت و بر اساس این تصور و راه حل علمی،  عملکرد و زبان را آگاهانه در مجرایی که به سود تکامل سالم و واقعی آن است سیر داد و به تکامل خود به خودی آن که همیشه با بیراهه ها و کژراهی ها همراه است و طی زمانی طولانی به ثمر می رسد، بسنده نکرد.
عمده ترین مشکلات زبان پارسی چون این هستند :
 ١-  مسئله ی خط
۲-  دانشواژه ها
٣-  کارواژه ها ( افعال )
۴-  لفظ عوام و زبان ولایات
۵-  درست نویسی و درست گویی
۶-  سمانتیک و دستور زبان
۷-  عرضه داشت ادب فارسی
 ١- مسئله ی خط
 این بخش از نوشته ی  استاد فقید  احسان طبری،  در موضوع شماره ی ۶  این وبلاگ (یعنی در موضوع خط فارسی ) آورده  شده است.
 ۲- دانشواژه ها
 دانشواژه یعنی مقولات و اصطلاحات علوم طبیعی و اجتماعی و تکنیک که در دوران ما با سرعتی حیرت انگیز و در جهات بسیار بسیار متنوع در حال بسط است و بیش از پیش بافت عمده ی زبان ها و رشته ی اندیشه ها را تصرف می کند و زبانی دقیق و دارای محتوای عینی را جانشین زبان مبهم و فاقد محتوای عینی می سازد.
اکنون مسئله بر سر این است که ما چه گونه زبان فارسی را که علاوه بر صدماتی که از انحطاط مدنی قرن ها ی اخیر تاریخ کشور ما دیده و از نظر بافت لغوی و قدرت مانور صرف و نحوی زبانی عمدتا قرون وسطایی است،  با مقتضیات عصر جوشان تکامل علم و فن و عصر انقلابات دوران ساز اجتماعی موافق سازیم و آن را به افزار شایسته ی یک تفکر دقیق بدل کرده و به سطح معادل دقیق ِ مهم ترین زبان های خارجی امروز برسانیم.
کسانی که با ترجمه ی متون علمی و یا ادبی از زبان های مهم جهان به زبان فارسی سر و کار دارند، در جریان ترجمه گام به گام احساس می کنند که در وجود زبان فارسی کنونی با افزاری نامناسب، نارس،  بدون قدرت مانور و فاقد ذخیره ی لازم لغوی سر و کار دارند که نمی تواند مجرای خوبی برای انتقال محتوای واقعی این زبان ها به فارسی باشد. لذا مترجمان ایرانی باید در جریان ترجمه، پایه ی " خلاقیت " را تا حد لغت سازی و یا گاه " ساخته کاری "  در متون اصلی برسانند و گاه نیز با ماستمالی و از زیرش در رفتن ها به نحوی از انحاء مطالب را منتقل کنند.
زبان های مهم جهان دچار چون این  مشکلاتی نیستند. آن ها می توانند عین مطالب را بی کم و زیاد و با دقت علمی لازم از یکدیگر منعکس سازند. زبان فارسی، هر قدر هم مترجم دقیق، با وسواس و در کار خود وارد و عالم باشد، حربه ی لازم را در اختیار وی قرار نمی دهد.
لذا مسئله ی مرکزی تکامل زبان فارسی اکنون مسئله ی دانشواژه هاست. در این جا ما دو  راه  در پیش داریم : یا عین دانشواژه را از زبان های اروپایی بگیریم ( از کدام زبان و بر اساس چه تلفظی ؟ ) و فارسی را از هزارها واژه ی اروپایی که از جهت فونتیک با بافت آن ناسازگار است بیانبانیم، یا آن که برای آن ها معادل سازی کنیم. این معادل سازی نیز می تواند به دو نحو باشد: یا ایجاد معادل های تماما فارسی ( به اصطلاح به فارسی سره ) و یا ایجاد معادل های عربی.
هیچ کدام از این راه حل ها را نمی توان مطلق کرد و دربست پذیرفت، بلکه باید راه حل مختلطی را قبول کرد. ما می توانیم بسیاری  از دانشواژه های اروپایی را عینا برداریم چون آن که عملا نیز همین کار را کرده ایم ( به ویژه در رشته ی تکنیک معاصر ). ما همچنین می توانیم معادل سازی کنیم که  این معادل ها به نظر این جانب ترجیح دارد واژه های اصیل فارسی باشد، ولی در این امر ابدا و اصلا تعصبی نباید داشت. اگر ایجاد یک ترکیب فارسی ِ رسا و شیوا و خوش آهنگ دشوار باشد  و می توان ترکیب عربی مناسب و ساده ای ایجاد کرد،  نباید از آن پرهیز داشت.
امری که به طور قاطع و بی برو برگرد باید انجام گیرد عبارتست از :
الف ) تنظیم فهرست دقیق و جامع دانشواژه های علوم طبیعی، اجتماعی و فنی
ب ) اتتخاب معادل های فارسی برای آن ها
ج ) یکسان ساختن متون بر اساس این معادل ها از مبدا معین تاریخی و خاتمه دادن به وضع کنونی که انواع معادل ها برای یک مفهوم متداول است.
در امر ایجاد معادل ها علاوه بر دانشمندان باید مترجمان پر کار و پر ثمر نیز شرکت کنند و مشکلات خویش را بیان دارند. تبدیل زبان علمی و فنی فارسی به زبان معادل زبان های مهم و دقیق اروپایی یک وظیفه ی مبرم روز است.  اجرای این وظیفه تحولی کیفی در زبان ایجاد خواهد کرد و آن را در پله ی تکاملی بالاتری قرار خواهد داد.
 ٣ – کارواژه ها ( افعال )
 کارواژه یا فعل عنصر بسیار متحرک و فعال در بافت زبان است و ضعف آن موجب ضعف عمومی ارگانیسم زبانی است. متاسفانه وضع در فارسی کنونی چون آن است که ذخیره ی افعال بسیط بسیار محدود است و باید به کمک مصادر معین،  افعال ترکیبی ساخت. قدرت مانور افعال ترکیبی کم است و لذا از نرمش جملات و تنوع و سایه روشن مفاهیم در آن کاسته می شود.
وضع در زبان پهلوی چون این  نبود. در آن زبان بسیاری از مصادر مرکب امروزی مصادر بسیطی داشت که به کمک پی افزود ها و سر افزود ها رنگ آمیزی فصیح و رسایی به زبان می داد.
وضع کارواژه ها حتی در فارسی دری در دوران اوج و رونق آن چون این نبود. در آثار ادبی پارسی، به ویژه در آثار منظوم، مصادر بسیط  فراوانی است که البته اکنون به کلی متروک شده است. مانند : اوساتدن ( طمع کردن )، پساویدن ( لمس کردن )، بسائیدن ( مایل بودن )، خلنجیدن ( به ناخن کندن )، زنجیدن ( نوحه گری کردن )، فرو مولیدن ( غفلت کردن )، نوئیدن ( نق نق کردن ) و غیره.
در زبان کنونی ما حتا مصادر بسیط فصیح و غیر متروک نیز مورد استعمال بسیار محدود و نادری دارند، مانند :  بالیدن، ستردن، زدودن، شیفتن، آلودن، سپردن، آگاهانیدن، انگاشتن، گراییدن، ستودن، ستیزیدن، گداختن و غیره و غیره و به جای آن ها مثلا رشد و نمو کردن ( برای بالیدن)، محو کردن ( برای ستردن)، پاک کردن ( برای زدودن)، عاشق شدن (برای شیفتن )، مطلع کردن ( برای آگاهانیدن )، فرض کردن ( برای انگاشتن )، اضافه کردن ( برای افزودن )، متمایل بودن ( برای گراییدن )، مدح کردن ( برای ستودن)، خصومت کردن ( برای ستیزیدن)، ذوب کردن ( برای گداختن ) و غیره به کار می رود و حتی کار به جایی رسیده است که که به جای گریستن گفته می شود گریه کردن !
احیاء مصادر بسیط اعم از متداول یا متروک و بسط دامنه ی استعمال آن ها و داشتن معادل برای عمده ترین مصادر زبان های مهم جهان، یکی از اموری است که باید به تدریج در فارسی انجام گیرد. این البته کاریست دشوار و لازمه ی آن اقدام جمعی نویسندگان در طی دوران های طولانی است تا بازگشت به مصادر بسیط یا مصادر ترکیبی خوش پیوند که با سر افزودها ایجاد می شود متداول گردد.
نخستین گام در این راه تنظیم واژه نامه ی مخصوصی از مصادر است و سپس آوردن مصادر بسیط در کتب درسی و کنترل استعمال آن ها در انشاء های مدارس و در مطبوعات.
رو به راه کردن کار مصادر موجب ایجاز زبان می شود. مثلا در فارسی دری به جای آن که بگویند : امیر سوار بر اسب شد، می گفته اند : امیر بر نشست. یا به جای آن که بگویند : به او ارتقاء مقام داد، می گفته اند : او را بر کشید و غیره.
 ۴- لفظ عوام و زبان ولایات
 در کشور ما در کنار زبان رسمی و منشیانه ی ادبی، در کالبد زبان پارسی و یا به طور کلی در چارچوب زبان های ایرانی " زبان " های دیگری نیز وجود دارد. از آن جمله است " لفظ عوام"  که آن را در مقابل " لفظ قلم" می گذارند و مردم ساده ی شهر ها بدان تکلم می کنند. لهجه ها و زبان های ایرانی متداول در ولایات که برخی از آن ها مانند مازندرانی ( یا تاتی )، گیلکی، طالشی، لری،  بختیاری و سمنانی دارای ویژگی های لغوی و دستوری بسیارند و بعضی مانند کردی و بلوچی خود به صورت یک زبان ملی تکامل یافته و می یابند، نوع دیگر این پدیده است. مسئله این جا است که باید دیواره های مصنوعی بین لفظ قلم و زبان منشیانه و لفظ عوام را ویران ساخت. این کار مدت ها است که شده است. از زمان قائم مقام و امیر نظام گروسی کاربرد برخی از مصطلحات عامه در زبان ادبی مرسوم گردیده و دهخدا، جمال زاده و هدایت این کار را با پی گیری بیش تری انجام دادند. اکنون دیگر بافت زبان ادبی از مصطلحات عامه، به ویژه ی متداول در تهران، انباشته شده و از این جهت زبان برد کرده است.
زبان عامه دارای مختصات فراوانی است. از جمله این خصیصه که متضمن انواع لغات و تعابیر دقیق برای بیان حالات روحی و نام گذاری اشیاء و حرکات مشخص است و بر خلاف زبان منشیانه ی  ساخت دربارهای صفوی و قاجاری که در آن " نوآنس" و سایه روشن های دقیق،  اندک و مبهمات و کلی بافی های بی شخصیت و تکرار مکرر های بی محتوا زیاد بود، زبان عامه در زیر فشار خود زندگی، رسائی شگرفی در چارچوب بیان مطالب مورد نیاز خویش کسب کرده است.
اما در مورد فروشکاندن دیوار بین زبان ادبی و زبان ها و لهجه های ایرانی مردم ولایات، این امر هنوز در مراحل آغازی است. نویسندگان معاصر مانند صادق چوبک، سیمین دانشور، محمد علی افغانی و دیگران بدین کار شروع کرده اند ولی آن چه که شده به هیچ وجه کافی نیست.
در زبان ولایات به ویژه ذخیره ی بسیار گران بهایی از نام گذاری مشخص برای گیاهان، جانوران و محصولات و اشیاء مورد مصرف وجود دارد که نظیر آن ها در زبان ادبی نیست. ادیب طوسی در " فرهنگ لغات بازیافته "  کوشیده است تا پاره ای از لغات و مصطلحات آشتیان، لنگه، بختیاری، بروجرد، بوشهر، تنکابن، توسرکان، جهرم، مشهد، خلخال، زنجان، سیستان، شمیرانات، گیلان، مازندران، کرمان، گرگان، لاهیجان، نطنز، نیشابور، سمنان، یزد و غیره را گرد آورد. این کار به عنوان آغاز مشکور است، ولی این کاری است که باید با اسلوبی منظم همراه با دقت بیشتر علمی انجام گیرد.
باید به تدریج این همه نام های زیبا که برای درختان، گل ها، مرغان، ماهیان، پدیده های طبیعی، اثاث زندگی و غیره در زبان و لهجه های ولایات وجود دارد ولی زبان ادبی فاقد آن ها است، وارد زبان ادبی شود و زبان از توسل شرم آور به عبارت" نوعی درخت است "  یا " نوعی پرنده است " و امثال آن نجات یابد و بر غناء ، رنگینی، تنوع، نرمش و قدرت مانور خود باز هم بیافزاید.


دانلود با لینک مستقیم


گزارش تخصصی معلمان ارزش و اهمیت درس ادبیات فارسی در مقطع متوسطه

گزارش تخصصی معلمان بررسی مشکلات و راهکار های مربوط به درس فیزیک

اختصاصی از زد فایل گزارش تخصصی معلمان بررسی مشکلات و راهکار های مربوط به درس فیزیک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

گزارش تخصصی معلمان بررسی مشکلات و راهکار های مربوط به درس فیزیک


گزارش تخصصی معلمان بررسی مشکلات و راهکار های مربوط به درس فیزیک

دانلود گزارش تخصصی معلمان بررسی مشکلات و راهکار های مربوط به درس فیزیک بافرمت ورد وقابل ویرایش تعداد صفحات 120

دانلود گزارش تخصصی معلمان,راهکارها,پیشنهادات,گزارش تخصصی فرهنگیان,

این گزارش تخصصی جهت ارائه برای ارزشیابی و کسب امتیاز کامل و همچنین جهت ارائه به عنوان تحقیق ارتقاء شغلی بسیار کامل میباشد

مقدمه


فیزیک به عنوان علم یافتن قوانین حاکم بر طبیعتی است که انسان از بدو خلقت در  تعامل با آن بوده و در خصوص آن تفکر می کرده است و بی شک برای تمام رخدادها و مسائل موجود در طبیعت در ذهن خودش راه حل هایی ارائه کرده است که اکثر آنها نادرست است .
هرگاه حل درست یک مسله علمی از ذهن عامه مردم دور باشد , جواب غلط ولی نزدیک به ذهن بیشترمورد پذیرش قرار می گیرد .
اینکه آیا خورشید به دور زمین می گردد یا زمین به دور خورشید ، مسأله ای نیست که در زمان خودش حتی در زمان فعلی راه حل درستش قابل فهم تراز جواب غلط آن باشد، تدریس فیزیک از آنجا با دشواری روبروست که بشربه دلیل ذات جستجو گر خویش  برای تمام واقعیت ها ، درست یا غلط راه حل هایی ارائه کرده است . گاهی ستاره ها را ارابه های آتشین خدایان می داند که روزها در استراحت وشب ها در حل جنگ و ستیزند و زمین را بر شاخ گاو ، گاو را بر پشت ماهی تصور  ,و کوچکترین قسمت اجسام را مولکول فرض می کند علت سقوط اجسام و بالارفتن دود را اینگونه فرض می کند که اجسام از زمین منشأ گرفته و آتش از آسمان .اگر چه امروزه این تفکرات برای ما نابخردانه است  ، ولی واقعیت اینست که وجود داشته و امروز هم به نوبه خود ذهن دانش آموزان پر از جوابهای غیر منطقی است به خصوص در محدوده فیزیک کلاسیک . شما اگر 10 بار تکرار کنید که پرتاب در راستای قائم یک حرکت با شتاب ثابت است ، باز هم بیش از 70 درصد دانش آموزان در مورد اینکه شتاب اجسام هنگام بالارفتن بیشتر است یا پائین آمدن جواب غلط می دهند .
اگر بارها بیان کنید که در شلیک گلوله به مقوا اندازه نیروی گلوله به مقوا بیشتر است یا  مقوا به گلوله ، باز جوابشان غلط است . در مبحث الکتریسیته, فشارو.... نیزکم وبیش همین مشکلات وجود دارد .
پس دبیران فیزیک ب دو کاررا باید  انجام دهند . اول اینکه ذهن دانش آموزان را از آموخته های غلط خالی کنند و سپس واقعیتهای موجود را جانشین سازند. این کار در واقع به منزله ی تغییر جهت رودخانه است از سراریزی به سر بالایی . در فیزیک جدید به دلیل اینکه ذهن دانش آموزان تقریباً خالی  از اطلاعات است کار راحت تر به نظر می رسد ولی مشکل این است که در این خصوص ما معلمان نیز به اندازه کافی اطلاعات نداریم وهنوز به درک کاملی از مطلب نرسیدیم تا بتوانیم آن را به خوبی بیان کنیم هرگز با حوصله در آزمایشگاه پدیده فوتوالکتریک ، تابش جسم سیاه ، و کار با نیم رسانا را تمرین نکردیم به همین دلیل به سرعت از آنها می گذریم .
مشکل بعدی عدم استفاده از آزمایشگاه به هر دلیلی است ,که یادگیری را مشکل می کند گاهی مطلبی که در ساعت های متمادی تدریس برای دانش آموزان قابل فهم نیست ، با یک جلسه آزمایش کاملاً درک می شود .
ولی کمتربه این موضوع توجه میشود.
مشکل بعدی عدم برنامه ریزی درست در رعایت ارتباط منطقی بین دروس فیزیک در پایه های مختلف است به تمام این موارد عدم برگزاری دوره های ضمن خدمت بطور مرتب ، عدم آموزش نیروهای تازه استخدام ، استفاده از نیروهای شرکتی ، استفاده از دبیران رشته های غیر مرتبط با فیزیک و از همه مهمتر کاهش ساعت تدریس در طول هفته از جمله مشکلاتی است که به موارد قبل اضافه می شود .
مشکلات تدریس درس فیزیک ودانستنیها
فیزیک به عنوان علم یافتن قوانین حاکم بر طبیعتی است که انسان از بدو خلقت در  تعامل با آن بوده و در خصوص آن تفکر می کرده است و بی شک برای تمام رخدادها و مسائل موجود در طبیعت در ذهن خودش راه حل هایی ارائه کرده است که اکثر آنها نادرست است . هرگاه حل درست یک مسأله علمی از ذهن عامه مردم دور باشد ، جواب غلط ولی نزدیک به ذهن بیشتر مورد پذیرش قرار می گیرد . اینکه آیا خورشید به دور زمین می گردد یا زمین به دور خورشید ، مسأله ای نیست که در زمان خودش حتی در زمان فعلی راه حل درستش قابل فهم تر از جواب غلط آن باشد؛ تدریس فیزیک از آنجا با دشواری روبروست که بشر به دلیل ذات جستجوگر خویش  برای تمام واقعیت ها ، درست یا غلط راه حل هایی ارائه کرده است. گاهی ستاره ها را ارابه های آتشین خدایان می داند که روزها در استراحت و شب ها در حل جنگ و ستیزند و زمین را بر شاخ گاو ، گاو را بر پشت ماهی تصور و کوچکترین قسمت اجسام را مولکول فرض می کند علت سقوط اجسام و بالا رفتن دود را اینگونه فرض می کند که اجسام از زمین منشأ گرفته و آتش از آسمان؛ گرچه امروزه این تفکرات برای ما نابخردانه است، ولی واقعیت اینست که وجود داشته و امروز هم به نوبه ی خود، ذهن دانش آموزان پر از جوابهای غیر منطقی است به خصوص در محدوده ی فیزیک کلاسیک . شما اگر 10 بار تکرار کنید که پرتاب در راستای قائم، یک حرکت با شتاب ثابت است، باز هم بیش از 70 درصد دانش آموزان در مورد اینکه شتاب اجسام هنگام بالا رفتن بیشتر است یا پائین آمدن، جواب غلط می دهند . اگر بارها بیان کنید که در شلیک گلوله به مقوا اندازه ی نیروی گلوله به مقوا بیشتر است یا  مقوا به گلوله، باز جوابشان غلط است. در مبحث الکتریسیته؛ فشار و .... نیز کم و بیش همین مشکلات وجود دارد . پس دبیران فیزیک دو کار را باید  انجام دهند . اول اینکه ذهن دانش آموزان را از آموخته های غلط خالی کنند و سپس واقعیتهای موجود را جانشین سازند. این کار در واقع به منزله ی تغییر جهت رودخانه است از سرازیزی به سر بالایی . در فیزیک جدید به دلیل اینکه ذهن دانش آموزان تقریباً خالی  از اطلاعات است کار، راحت تر به نظر می رسد ولی مشکل این است که در این خصوص ما معلمان نیز به اندازه کافی اطلاعات نداریم و هنوز به درک کاملی از مطلب نرسیدیم تا بتوانیم آن را به خوبی بیان کنیم، هرگز با حوصله در آزمایشگاه، پدیده فوتوالکتریک ، تابش جسم سیاه، و کار با نیم رسانا را تمرین نکردیم به همین دلیل به سرعت از آنها می گذریم .مشکل  بعدی، عدم  استفاده  از  آزمایشگاه به  هر دلیلی است که یادگیری را مشکل می کند؛ گاهی مطلبی که در ساعت های متمادی تدریس برای دانش آموزان قابل فهم نیست ، با یک جلسه آزمایش کاملاً درک می شود ولی کمتر به این موضوع توجه می شود . مشکل بعدی عدم برنامه ریزی درست در رعایت ارتباط منطقی بین دروس فیزیک در پایه های مختلف است به تمام این موارد، عدم برگزاری دوره های ضمن خدمت بطور مرتب، عدم آموزش نیروهای تازه استخدام، استفاده از دبیران رشته های غیر مرتبط با فیزیک و از همه مهم تر کاهش ساعت تدریس فیزیک در طول هفته از جمله مشکلاتی است که به موارد قبل اضافه می شود شاید بهتر باشد تغییراتی اساسی در زمینه تدریس فیزیک ایجاد شود .
آیا می دانید که:
می دانیم اجسامی که سطح تیره ای دارند وقتی در مقابل نور خورشید قرار می گیرند بیشتر از اجسامی که سطح روشنی دارند گرم می شوند این موضوع در مورد بالا پوشی که بادیه نشینان درصحرا می پوشند صدق می کند، یعنی بالاپوش سیاه بیشتر از بالاپوش سفید گرم می شود .     پس چرا بادیه نشین ردایی سیاه برتن می کند؟ آیا واقعاً این پوشش موجب کاهش شانس زنده ماندن در محیط بیابانهای سوزان نمی شود؟ جواب: بله؛ این قابل قبول است که در بیابانهای سوزان ردای سیاه تقریبا 6درجه نسبت به ردای سفید مشابه خود گرمتر است؛ اما با اینحال بادیه نشینان صحرای سیناهمچنان  ردای  سیاه می پوشند چرا که خودش دمای بیشتری نسبت به ردای سفید دارد و می تواند هوای درون ردا را گرم  کنددر نتیجه هوای گرمتر سریعتر  بالا  می رود و از منافذ پارچه خارج می شود؛ و در همین زمان هوای بیرونی از پایین ردا که باز است به داخل ردا کشیده می شود بنابراین درزیر ردای سیاه گردش هوا افزایش می یابد واین موضوع، بادیه نشین را نسبت به کسی که ردای سفید پوشیده خنک تر می کند.در واقع نسیم پیوسته ای که به بدن بادیه نشین می وزد  می تواند برای او احساس آرامش ایجادمی نماید.این موضوع توسط چهار فیزیکدان بررسی شده ونتیجه ی فوق در مجله ی علمی وپژوهشی نیچر(معتبرترین مجله علمی دنیا) به چاپ رسیده است.
دلایل افت تحصیلی در درس فیزیک 1 و آزمایشگاه  
علم فیزیک یکی از علوم پایه مهم در دنیای علم امرو ز می با شد که نقش مهمی در زندگی انسانها دارد و دائما در حال تغییر و تحول می با شد تا جای که د ر نشست های بین المللی از کشو رهای جهان خو ا سته شده تا آمو زش فیزیک را   بعنوان امر حیاتی در زندگی شهروندان به حساب آورند و با توجه به تاثیر این علم در پیشرفت صنعت ،علوم وتکنولوژی لازم است فعالیتهای زیادی برای ایجاد انگیزه وعلاقه جهت یادگیری فیزیک در دنیای امرو ز انجام پذیرد در کشو ر ما نیزآمو زش درس فیزیک به صورت رسمی ازسا ل ا ول دبیرستا ن شروع می شود و  رفته رفته تخصصی تر میگردد
.با توجه به اینکه دانش آموزان تا سال اول دبیرستان تقریباً هیچ گونه پیشینه ای از درس فیزیک ندارند و با واژه فیزیک بیگانه ا ند معمولا ًمشکلات زیادی در امر یادگیری برای دانش آمو زان سال اول دبیرستان پیش می آید  و تقریباً قریب به اتفاق معلمانی که در پایه اول دبیرستان درس فیزیک را تدریس می کنند با این مسئله مواجه هستند.
       مشکلاتی نظیر اضطراب ،نگرانی ، دلهره و ضعف در حل مسا ئل فیزیکی و د رک مفاهیم آن د ر ا بتدا با عث کا هش نمرات درسی ، د ر ادا مه با عث بی علا قگی و د ر نهایت مو جب گرا یش ا ندک آنها به  فیزیک د ر پایه ها ی با لا تر و مخصوصا مدارج دانشگاهی  می گردد .
حال آنکه فیزیک یکی از علوم پایه و بنیادی می باشد و بایدتوجه قابل ملاحظه ای برای رفع مشکلات در این مورد مبذول داشت.
      برای مرتفع کردن  این  معضلات باید از دو جنبه کلان  و خرد موضوع را مورد بررسی قرار داد.
یکی از جنبه های کلان ،  مسائل مربوط به سیاستهای دفتر تا لیفات و برنامه ریزی کتب درسی کشور می باشد.
در نظام آموزشی کشور ما سال اول دبیرستان عمومی تلقی میگردد بطوریکه بایددروس ارائه شده دراین مقطع تحصیلی جنبه عمومی داشته و اطلاعات دانش آموزان  را در زمینه های موردنظر ارتقاء ببخشد و از پرداختن به مسائل تخصصی و جز ئیات پرهیز نماید. چرا که تمامی دانش آموزان با علایق و استعدادهای متفا وت به طو ر یکسان د ر ا ین پایه تحصیل می کنندو گرایش تخصصی آنها وتحصیل در رشته های مختلف ا عم از ریاضی و فیزیک ، تجربی ، ا نسا نی ، هنر ، فنی و حرفه ای و کارودانش  از سال دوم آغاز می گردد. در صورتیکه در تالیف کتب درسی برای سال اول دبیرستان خصوصا دردرس فیزیک به این موضوع توجه کمتری شده ودروس ارائه شده به صورت تخصصی و فراتر از فهم واستعداد دانش آموزانی است که گرایشی به رشته های تخصصی فیزیک(ریاضی و فیزیک،تجربی ) ندارند.بنابراین مشکلات و معضلات عدیده ای را برای یادگیری دانش آموزان وآموزش دبیران فراهم آورده است.  با توجه به اینکه دانش آمو زان سال اول دبیرستان غربا لگری نشده اند و علائق و استعدا دهای آنها مو رد بر ر سی قرا ر نگرفته است یادگیری دروس پایه مانند فیزیک بطور اختصاصی مشکلات زیادی را درپایه اول دبیرستان فراهم می آورد. البته آشنایی  با این دروس برای دانش آموزان بصورت عمومی لازم وضروری می باشد.ولی ا رائه آنها بصورت تخصصی دریادگیری دانش آموزان خدشه ایجادکرده وبا عث افت تحصیلی شدیدآنان می گردد که در نهایت باعث بی علاقگی آنان به تحصیل در مقاطع بالاتر می شود . در صورتیکه اگر محتوی کتب  سال اول بخصوص فیزیک به صو رت عمومی باشد  و به طور مثال  از کاربردهای فیزیک در زندگی و تکنولوزی و جنبه های عمومی آن در تالیف کتاب فیزیک ۱ و آزمایشگاه استفاده شود تاثیر آن در یادگیری دانش آموزان به مراتب بالاتر از اکنون می باشد که دانش آموزان مطالب اختصاصی دور از ذهن را به صورت طوطی وار حفظ می کنند و چون در سالهای بعد دیگر ازدرس فیزیک خبری نیست تمام مطالب آن را به ورطه فراموشی می سپارند.بنابراین می توان گفت اگر مطا لب ا را ئه شده د ر د رو س سا ل او ل د بیر ستا ن بخصوص در درس فیزیک به صورت عمومی باشد:
  اولا-  دیگر از افت تحصیلی بالا در سال اول دبیرستان خبری نخواهد بود.       
 ثانیا -  با توجه به اینکه مشکل افت تحصیلی در سال اول دبیرستان مرتفع می گردد مشکل افت تحصیلی در سا لهای بعد نیز به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش می یابد زیرا با عمومی  شدن مطا لب دروس پایه ا ز جمله فیزیک دانش آموزان به راحتی این دروس را پاس می کنند و بنابراین از سرخوردگی و احساس اضطراب و نگرانی آنها برای ادامه تحصیل کم می شود و با شناخت بهتری از خود و استعدادهای  خود به تحصیل در سالهای بعد ادامه می دهند.      

  از دیگر جنبه های کلان افت تحصیلی در درس فیزیک سال اول دبیرستان ، سیا ستهای نظام
آمو زشی کشو ر جهت  بالا بردن کمیت آموزش  می باشد. موضوعی که باعث مهجور ماندن کیفیت آموزشی می گردد . بطوریکه مطابق با این سیاست ، بیشتر دانش آموزانی که به سال اول دبیرستان راه می یابند ازبندتبصره دریک یا چند درس در دوره راهنمایی  استفاده می کنند و معمولا دروسی را که تبصره می نمایند ریاضی و علوم سوم راهنمایی می باشد که از مهمترین دروس پیش نیازبرای یادگیری درس فیزیک است.بنابراین واضح و مبرهن است بیشتردانش آموزانی که به سال اول دبیرستان راه می یابندتقریبا هیچ گونه پیش زمینه ای برای یادگیری د رس فیزیک  ندا رند ، د ر نتیجه لازم است که مسئولین امر با دقت بیشتری  برای آموزش کشو ر برنامه ریزی کنندو عواقب بعدی  بعضی  قوانین و مصوبات را در نظر داشته باشند . شایدیک قانون بتواند مشکلی را دریک مقطع  زمانی و یا مکانی حل نمایداما  اگر بدو ن در نظرگرفتن جوانب امر با شد باعث برو ز مشکلات عدیده ای د ر مقا طع بعدی      خوا هد شد که این مسئله معمولا ضعف بیشتر قوانین و  مقررات مصوب می باشد.
جنبه سوم از مبحث کلان افت تحصیلی  در درس فیزیک ۱ و آزمایشگاه ، هم خوا نی ندا شتن  ساعت تدریس درس فیزیک ۱ و آزمایشگاه با محتوی حجم مطالب آن می باشد .محتوی مطالب کتاب فیزیک ۱ و آزمایشگاه هر سال در حال افزایش است ، حال آنکه ساعات تدریس آن از گذشته تا بحال    رو ند نزولی  را طی کرده است بطو ریکه در حال حاضر  ساعات تدریس این کتاب ۳ ساعت در هفته می باشد ، یعنی  یک دبیر درطی۳ ساعت درهفته باید قادر باشد تمام مطالب کتاب را همراه با فرمولها ، شکلها و آزمایشها تدریس نماید ، حال آنکه از طرفی، بسیاری ازمطالب ارائه شده دراین کتاب به صورت کلی است و دبیر برای فهما ندن آنها به دانش آمو زان باید ا ز یک سری مطا لب جزئی استفاده نمایدکه خود مستلزم زمان زیادی می باشد ازطرف دیگرانجام آزمایشات کتاب به صورت فعال درسرکلاس درس توسط دانش آموزان  بسیار وقت گیر است. همچنین نمی توان بعض مطالب کتاب را به صورت ساده بیان نمود ، زیرا مباحثی در کتاب فیزیک ۱ و آزمایشگاه مانند نور ، آینه ها و عدسی ها گنجاده شده که در هیچ یک از مقاطع تحصیلی دبیرستان تکرار نمی گردد و جالب آنکه همین مطالب حدود 15% الی 20%  سوالات فیزیک کنکور هر سال را تشکیل می دهند، بنابراین با توجه به مطالب فوق ، نتیجه می گیریم  که  برای تدریس کتاب فیزیک ۱ و آزمایشگاه ، به صورت جامع و کامل ۳ ساعت در هفته اصلا کافی نمی باشد و لازم است یا  از حجم مطالب آن کاسته شود  و همانطور که قبلا  گفته شد جنبه عمومی پیدا کند و یا حداقل ساعات تدریس آن افزایش یابد.                       
  اگر از جنبه های کلان ا فت تحصیلی د ر د رس فیزیک سا ل او ل دبیرستا ن گذ ر کنیم به بحث خرد آن می رسیم که گریبانگیر دبیران محترم می باشد . البته لازم به ذکر است که تا چشمه گل آلود باشد کاری از فرودستان  پایین چشمه بر نمی آید، اما با توجه به اینکه کار معلم سوختن و ساختن است به امیداینکه روزی ، روزگاری بزرگدستان  به فکر تصحیح   قوانین ومقررات باشند، شاید بتوان  گفت تنها کاری که در این شرایط بغرنج از عهده دبیران محترم بر می آید آن است که مراحل زیر را در برنامه تدریس خود در نظر داشته باشند:                                                                 
  1- در ابتدای سال تحصیلی پیش زمینه ای فکری در ذهن دانش آموزان از وا ژه فیزیک ،کاربرد آن در زندگی روزمره  و اهمیت آن در پیشرفت علوم ، تکنولوژی و فنآوری  ایجاد نمود.                    
 2- همچنین درابتدای سال تحصیلی  روابط ریاضی دوره  راهنمایی مرتبط با درس فیزیک سال اول دبیرستان یادآوری گردد و نحوه تبدیل واحدها در موارد لازم ذکر شود.
 3-  مراحل حل مسئله شامل ( معلوم و مجهول کردن ، تبدیل واحدها ، نو شتن فرمو لهای مربوطه ، جا گذا ری صحیح ، حل مسئله بصورت ریاضی  و نتیجه گیری ) به دانش آموزان آموزش داده شود    
  4-  آزمایشهای کتاب به صورت کاملا ساه در حد وقت کلاس انجام گیرد .                               
   5-  تدریس در حد امکانات و وقت بصورت فعال و دانش آموز محور انجام گیرد و از تدریس بصورت سخنرانی و معلم محوری که باعث خستگی دانش آموزان می شود پرهیز گردد.

البته شایان ذکر است که با توجه به وقت اندک تدریس درس فیزیک ۱ و آزمایشگاه ، حجم زیاد مطالب و تخصصی بودن آنها ، انجام تمام مراحل بالا کمی دور از ذهن و غیر قابل تصور باشد ، اما امید است با تغییر در سیاستهای کلان آمو زش وپرو رش بتوان مشکلات آمو زشی و پرو رشی کشو ر را حل نمود و روزی برسد که معلم بدون دلهره از کمبود وقت و امکانات و .... بتواند تدریسی در خور شان خود ودانش آموزان انجام دهد .
بررسی مشکلات یادگیری دانش‌آموزان در درس فیزیک  
      فرآیند یاددهی ـ یادگیری از دیرباز مورد توجه پیشگامان تعلیم و تربیت بوده است تا آنجا که کتاب‌ها و مقالات بسیار زیادی ( اکثراً توسط روان‌شناسان ) در این باره نوشته شده است اما موضوع بسیار مهم این است که تا فرد یاد دهنده بطور عملی و مستمر با گروه‌های مختلف یادگیرنده در ارتباط نباشد ، بسیاری از مطالب کلیدی این فرآیند را درک نخواهد کرد که شاید بسیار ساده تر از مطالب ارائه شده از دیدگاه روانشناختی و تربیتی باشد تحقیقی که نتیجة آن به‌دنبال خواهد آمد به‌دنبال مشکلات اصلی یادگیری دانش‌آموزان البته از دید معلمان آنان بود . عناوین موضوعات هر چند کلی بیان شده بود اما دورنمای خوبی از مشکلات اصلی آنان به‌دست آورده می‌شد چرا که دبیران محترم به 9 مورد آن از مجموع 17 مورد پاسخ بالای 50 درصد داده بودند البته چند مورد دیگر آن نیز جای بحث دارد ! که در جای خود مورد بررسی قرار خواهد گرفت در قسمت بحث و ارائه پیشنهاد جزئیات این درونمای کلی تا حدی مطرح می‌شود در پایان سوالات از همکاران خواسته شده بود که نظرات خود را به جز این 17 مورد بیان فرمایند که فقط 5 نفر آن را تکمیل فرموده بودند که موارد مطرح شده توسط آنان نیز در قالب همین 17 مورد بود البته با تأکید بیشتر و مورد جدیدی یافت نشد .



روش تحقیق :
      ابتدا پرسشنامه‌ای مطابق آن‌چه ضمیمه می‌شود تهیه گردیده و به دبیران منطقه در تمامی دبیرستان‌های دخترانه و پسرانه در سطح شهرستان اسلام‌شهر ارسال گردید سپس پرسشنامه‌های تکمیل شده جمع‌آوری و تک‌تک سوالات مورد بررسی قرار‌گرفته شد و درصد پاسخ مثبت به آنها محاسبه گردید .
نتایج پاسخ مثبت به‌هر سوال بر حسب درصد :
سوال 1) %35/82       سوال2 ) %7/11         سوال3 ) %58/70      سوال4 ) %88/5
سوال5 ) %47/76       سوال6 ) %11/94       سوال7 ) %82/58      سوال8 ) %70/14
سوال9 ) %70/14       سوال10 ) %82/8        سوال11 ) %05/47      سوال12 ) %94/52
سوال13 ) %100        سوال14 ) %50                   سوال15 ) %11/44      سوال16 ) %35/32
سوال17 ) %94/52
بحث و نتیجه گیری در مورد یافته‌های عددی و پیشنهاد راه کار عملی :
      سوال 1 ـ کافی نبود ساعات درس فیزیک به‌عنوان مشکل مطرح شده بود که %35/82 به‌آن پاسخ مثبت داده بودند اما بهتر بود فیزیک 1 و 2 و 3 پیش‌دانشگاهی هر کدام به‌طور جداگانه مورد بررسی قرار می‌گرفت چرا که فیزیک1 با توجه به اینکه فیزیک عمومی است و مطالب و مسائل آن نباید خیلی بالاتر از سطح کتاب مطرح شود زمان 3 ساعت برای تمام کردن و یاد دادن مفاهیم کتاب کافی به‌نظر می‌رسد که شاید دلیل همکارانی که این مورد را مشکل ندانسته‌اند این موضوع باشد .
اما درصد بالای پاسخ مثبت به این سوال نشان می‌دهد که از کنار این مشکل ساده نمی‌توان گذشت از طرفی امکان تغییر ساعت در برنامة درسی نیز وجود ندارد و یا از ما ساخته نیست بنابراین تشکیل کلاس‌های فوق برنامه فوق برنامه برای رفع این مشکل ضروری به ‌نظر می‌رسد و مسائل مالی آن نیز یا باید از طریق اولیا و یا در صورت مشکلات مالی دانش‌آموزان ( بسیاری از همکاران به‌آن اشاره کرده‌اند ) از طریق مدیر مدرسه تأمین شود .
      سوال 2 ـ عدم انگیزة کافی دبیر در ایجاد ارتباط با دانش‌آموزان به‌عنوان مشکل مطرح شده بود چرا که یاد‌دهی یادگیری مناسب بدون ارتباط مؤثر با دانش‌آموزان بسیار مشکل و یا غیر ممکن است چه بسا دبیرانی که از نظر علمی در سطح بالایی باشند اما در ایجاد ارتباط با دانش‌آموزان موفق نباشند و یا انگیزه‌ای برای این‌کار نداشته باشند از طرفی دبیرانی هستند که هر آنچه می‌دانند با ارتباط برقرار کردن قوی و مثبت با دانش‌آموزان در اختیار آنان قرار می‌دهند و در امر آموزش بسیار موفق هستند . در پاسخ به این سوال %7/11 دبیران پاسخ مثبت داده بودند که به این معناست که این مشکل به‌عنوان مشکل اساسی در سطح منطقه مطرح نیست چرا که %88 دبیران با پاسخ منفی به این سوال انگیزة کافی خود را در ایجاد ارتباط با دانش‌آموزان مطرح کرده بودند که این مورد کلی از یافته‌های ارزشمند و خلاف فرضیه قبلی این تحقیق بود
      سوال3 ـ استاندارد نبودن کتب آموزشی به‌عنوان مشکل مطرح شده‌بود که %58/70 دبیران به‌آن پاسخ مثبت داده بودند چرا که طبق نظریان خود همکاران بعضی مطالب در کتاب خیلی ناقص و سطحی بیان شده که تفهیم آن به‌دانش‌آموزان مشکل است . از طرفی کاربرد بعضی از مفاهیم فیزیک در کتاب نیامده است یا مطالب مطرح شده همخوانی کافی یا سطح ریاضی دانش‌آموزان ندارد مثلاً مبحث شکست نور فیزیک1 که روابط Sin را مطرح کرده ، چرا که تازه در سال اول دانش‌آموز در ریاضی با Sin آشنا می‌شود و تقریباً همزمان دو دبیر ریاضی و فیزیک شروع به‌تدریس این موضوع می‌کنند وضعیت بدتر آنکه بسیاری از دبیران ریاضی این موضوع را به پایان کتاب موکول می‌کنند . در مجموع هر چند این مشکل وجود دارد اما کار زیادی از ما ساخته نیست شاید درحد نوشتن انتقادی و ارسال آن به مؤلفین کتاب که خوانده شود و یا خیر .
      سوال 4 ـ عدم توانایی کافی دبیر در تدریس برخی موضوعات به‌عنوان مشکل مطرح بود که فقط %88/5 به آن پاسخ مثبت داده بودند یعنی از 34 دبیر فیزیک فقط 2 نفر در تدریس برخی موضوعات ضعیف هستند که شاید مهمترین یافته حاصل از این سوال اعتماد به نفس بالای دبیران منطقه باشند چرا که با وجود کلمة برخی موضوعات در سوال درصد پاسخ مثبت بالاتری پیش‌بینی می‌شد به‌هرحال به روز شدن اطلاعات دبیر ، بیان مثال‌های کاربردی در تدریس ، استفاده از روش تدریس مناسب با هر مبحث مفید به‌نظر می‌رسد .
      سوال5 ـ بی‌انگیزگی دانش‌آموزان به‌طور کلی نسبت به یادگیری مطرح شد بود که همة درس‌ها از جمله فیزیک را شامل می‌شود که %47/76 دبیران فیزیک به‌آن پاسخ مثبت داده بودند . این بی‌انگیزگی ممکن است ناشی از عدم امکان قبولی در رشته و شهر مناسب در کنکور ، بازارکار ، مشکلات اقتصادی و فرهنگی خانواده‌ها و ... باشد . در مجموع هدفمند کردن فعالیت‌های آنان و توجه به علایق آنان و بیان مسائل جذاب و جالب علمی در حین تدریس تا حدودی از این مشکل می‌کاهد .
      سوال6 ـ تلاش نکردن و درس نخواندن خود دانش‌آموزان بیان شده بود که %11/94 دبیران به آن پاسخ مثبت داده بودند که بعد از سوال 13 ( ضعف اساسی دانش‌آموزان در ریاضیات ) بالاترین پاسخ مثبت بین همة سوالات را دارا می‌باشد این مشکل و همچنین مهمترین مشکل دانش‌آموزان در‌تمامی دروس می‌باشد . صرف‌نظر از عدة کمی در کلاس که دارای مشکلات جدی از جمله مواردی که در سوال قبل ( بی انگیزگی ) مطرح شده به‌طور کلی حتی بسیاری از دانش‌آموزان قوی نیز بیشتر تلاش را وظیفة معلم می‌دانند تا خودشان و اساساً نقش‌ها در تدریس جابه‌جا شده است چرا که طبق نظریان بسیاری از اساتید تعلیم و تربیت وظیفة معلم تنها ایجاد سوال و بیان موضوع به‌طور کلی است و تا خود دانش‌آموزان به‌دنبال سوال نروند ( خواه پاسخ را بیابند یا خیر ) یادگیری حقیقی حاصل نخواهد شد . اما وضعیت فعلی از دید دانش‌آموزان نه‌تنها تفهیم مطالب به‌طور کامل را وظیفة معلم دانسته بلکه حل تک‌تک تمرین‌ها و فعالیت‌ها را نیز از وظایف مهم او می‌شمارد تازه پس از یاد نگرفتن نیز مقصر اصلی معلم است سوال این است که آیا خود معلمان و سیستم آموزشی در پدید آمدن و گسترش روز به روز این مشکل نقش دارند یا خیر که یک بازنگری و تغییر کلی در اینجا ضروری به‌نظر می‌رسد .
      سوال7 ـ عدم استفاده مناسب از وسایل کمک آموزشی در تدریس به‌عنوان مشکل مطرح شده بود که %82/58 دبیران به‌آن پاسخ مثبت داده بودند که با فرضیة اولیه نیز تا حدودی سازگار می‌باشد چرا که ثابت شده است که استفاده از وسیلة کمک آموزشی در درک و لمس بهتر مفهوم توسط دانش‌آموزان تأثیر انکار ناپذیری دارد ، از سویی دیگر در استفاده از این وسایل نیز محدودیت‌هایی وجود دارد که از جمله امکانات مدرسه و زمان کلاس می‌باشد .
      اما نکته قابل اجرا در حل این مشکل آن است که اولاً دبیر سعی در استفادة بهینه از امکانات موجود داشته  باشد ثانیاً وسایل کمک آموزشی صرفاً وسایل پیشرفته آزمایشگاهی اطلاق نمی‌شود . کما اینکه یک لولة خودکار بیک نیز کنار پنجرة کلاس در تدریس تجزیة نور توسط منشور بسیار چاره‌ساز خواهد بود .
      در سوال 8 ـ مشکل عدم همکاری متصدیان آزمایشگاه مطرح گردیده بود که %7/14 دبیران به‌آن پاسخ مثبت داده‌ بودند در هر صورت به‌دلیل کمبود وقت آزاد دبیر در مدرسه همکاری متصدیان ضروری است اما پاسخ مثبت کم به این سوال نشان دهندة همکاری خوب بین متصدیان و دبیران در سطح منطقه می‌باشد .
      سوال9 ـ مشغولیت دبیر به کارهای دست و پاگیر بخشنامه‌ای را به‌عنوان مشکل بیان کرده است که %7/14 دبیران به‌آن پاسخ مثبت داده‌اند که در این مورد نیز مشکل جدی به‌نظر نمی‌رسد . اما واضح است که هر چه دبیر فراغت ذهنی بیشترداشته باشد کارآیی او در تدریس نیز بسیار بالاتر می‌رود . مثلاً اجرای بند به بند مفاد ارزشیابی ممکن است قدری از انرژی و وقت دبیر را به خود اختصاص دهد که البته ارزشمند است اما هنوز ارزشیابی که وظیفة اصلی معلم را در تعلیم و تربیت بسنجد اجرا نشده است چرا که مجریان این ارزشیابی فقط دانش‌آموزان هستند و بس و آنهم با ملاک‌های دقیق خودشان البته امتیاز این ارزشیابی پس از سال‌ها به دبیر داده می‌شود .
      در سوال 10 ـ استفادة نامناسب از تنبیه و تشویق مطرح شده بود که فقط %82/8 همکاران به‌آن به دید مشکل نگریسته‌اند در هر صورت درصد پایین این مورد نشان دهندة آن است که وجود این مشکل حاشیه‌ای است اما تنبیه و تشویق مناسب ابزار بسیار قوی در فرآیند یاددهی ـ یادگیری همواره مطرح بوده و هست و بر همة دبیران لازم است تا انواع آن‌را با رجوع دیگر به کتاب‌های روانشناسی تربیتی بار دیگر مرور کنند .
      سوال 11ـ مشکل بودن بعضی مباحث فیزیک بیان شده است که %05/47 همکاران به‌آن پاسخ مثبت داده‌اند که همانطور که در مورد سوال 3 ( استاندارد نبودن کتب آموزشی ) نیز بیان شد . حتی اگر این مشکل نیز وجود داشته باشد کار چندانی در تغییر مباحث از دبیر ساخته نیست پس فقط باید به‌دنبال راه حلی بهتر در تفهیم این مباحث به دانش‌آموزان بود .
      سوال12ـ نامناسب بودن کلاس‌های ضمن خدمت برای دبیران را به‌عنوان مشکل مطرح ساخته است که %94/52 دبیران به‌آن پاسخ مثبت داده‌اند که هر چند این مشکل آمار بالای %50 را دارد و نسبتاً مهم تلقی می‌شود اما حل آن تنها توسط مسئولین آموزش نیروی انسانی امکان‌پذیر است . استفاده از اساتید مجرّب و متعهّد ، زمان مناسب کلاس‌ها ، منسجم بودن مطالب ارائه شده در این کلاس‌ها ، مرتبط بودن با مطالب کتاب‌های درسی به مفیدتر شدن این کلاس‌ها کنک خواهد کرد .
      در سوال13ـ ضعف اساسی دانش‌آموزان در ریاضیات به‌عنوان مشکل بیان شده است که %100 همکاران به آن پاسخ مثبت داده‌اند که این سوال بالاترین درصد را در بین همة سوالات به خود اختصاص داده است درهرصورت وجود این مشکل انکار ناپذیر است . از طرفی کمبود زمان کلاس فیزیک اجازة لازم را به دبیر برای توضیح زیاد ریاضی مسأله‌ها نمی‌دهد پس یا باید از دبیران ریاضی کمک گرفت که در مثال‌های خود از فرمول‌ها و مسأله‌های فیزیک استفاده کنند و یا اینکه جزوات ریاضی مناسب با هر کتاب فیزیک توسطه معلم تهیه و به ‌دانش‌آموزان ارائه شود .        سوال14 ـ پندارة منفی دانش‌آموزان نسبت به درس فیزیک به ‌عنوان مشکل مطرح شده که %50 همکاران به‌آن پاسخ مثبت داده‌اند از آنجا که تصور قبلی فرد از هر موضوع در عملکرد او نقش دارد دانش‌آموزان نیز وقتی درسی را سخت شنیده‌ باشند در یادگیری آن نیز تلاش جدی نخواهند کرد چه بسا که درس مشکلتری را با تصور ساده بودن آن بسیار بهتر یاد خوهند گرفت . پس بر دبیران لازم است تا در جلسات اول بخصوص در پایة اول نسبت به نقش‌گیری این موضوع در ذهن دانش‌آموزان حساس بوده و با بیان مثال‌های کاربردی و جذاب و بیان مسایل ساده در ابتدا او را به فیزیک علاقمند ساخته و درس فیزیک را برای او سخت جلوه ندهد .
      در سوال 15ـ اضطراب نمره از سوی دانش‌آموزان و درصد قبولی از سوی دبیران مشکل مطرح شده است که %11/44 همکاران به‌آن پاسخ مثبت داده‌اند . اگر بتوانیم موضوع یادگیری را از نمره و درصد قبولی جدا کنیم کار بسیار شایسته و مهمی انجام داده‌ایم اما این موضوع در عمل تقریباً غیرممکن است چرا که ما به‌هرحال برای تعیین سطح یادگیری آنان به یک ابزار نیازمندیم . اما تهدیدهای مکرر از سوی دبیر و ایجاد اضطراب در دانش‌آموزان نیز از عوامل مخل یادگیری است اما درصد قبولی نیز برای دبیران تنها زمانی قابل مقایسه و استفاده است که آزمون با سوالات استاندارد هماهنگ در مدارسی که از نظر فرهنگی و اقتصادی ( منطقة قرار گرفتنشان ) کاملاً همخوانی داشته باشند برگزار گردد و تعداد دانش‌آموزان در هر کلاس نیز تقریباً برابر باشد یعنی خیلی زیاد یا خیلی کم نباشند . در ضمن با وجود این شرایط ابزار درصد قبولی باید برای سنجش پیشرفته دانش‌آموزان ( نسبت به سال قبلشان یا نسبت به دانش‌آموزان ......... ) مورد بررسی قرار گیرد نه کارآیی معلم .
      در سوال 16ـ ضعف نحوة ارزشیابی دبیران به‌عنوان مشکل بیان شده است که %35/32 دبیران به آن پاسخ مثبت داده‌اند . از آنجا که ارزشیابی یکی از ارکان مهم تدریس تلقی می‌شود . همة دبیران باید همچنان‌که در نحوة تدریس خود تغییراتی مستمر می‌دهند در نحوة ارزشیابی نیز از شیوه‌های جدیدتر و یا سوالات جدیدتری بهره جویند . بارم‌بندی نامناسب سوالات تأثیر بسیار مهمی در عدم سنجش مناسب میزان یادگیری دانش‌آموزان دارد چه بسا که بارم‌هایی که عادلانه توزیع نشده باشد و مناسب سوال نباشد حتی موجب کم شدن نمرة دانش‌آموزان قوی شود . از طرفی بیان سولات کلیشه‌ای و فقط در سطح دانش‌ از مشکلات مهم نحوة ارزشیابی می‌باشد .

      بیان روشن سوالات ، استفاده از شکل ، رسم ، جدول ، نمودار ، استفاده از سوالات جای‌خالی ، دور کلمة صحیح خط کشیدنی ، وصل کردنی ، غلط‌یابی ، طراحی آزمایش و ... در بالا بردن کیفیت ارزشیابی بسیار مؤثر است .
      در سوال آخر عدم همکاری کلیه اولیا به‌عنوان مشکل مطرح شده است که %94/52 همکاران به آن پاسخ مثبت داده‌اند که با توجه به آمار آن این مشکل نسبتاً با اهمیت می‌باشد . اما کار چندانی در حل آن ساخته نیست شاید برگزاری جلسات دیدار با اولیا و توجیه آنان قدری مفید باشد .
روش های مطالعه صحیح و درس خواندن برای رسیدن به موفقیت
همه ما از معلم و پدر و مادر و ... دائما میشنویم که "درس بخوان!" ولی هیچکس به ما نمیگوید که چکونه درس بخوانیم و مطالعه کنیم تا ضمن آنکه از درس خواندن لذت بیشتری ببریم بازدهی بیشتری نیز داشته باشیم . براستی چگونه بایستی درس خواند؟ بسیاری از دانش آموزان و یا حتی دانشجویان میگویند که دیگر حوصله خواندن را ندارند.
واقعیت این است که اکثر افراد ، روش صحیح مطالعه را نمیدانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم هرگز چگونه درس خواندن را یاد نمیدهند.
در زیر به مهمترین روشهای مطالعه صحیح و موثر می پردازیم . آنها را با دقت به خاطر بسپارید و برای یکبار هم که شده اجرا کنید.
شیوه صحیح مطالعه ، چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:
1- زمان مطالعه را کاهش میدهد.
2- میزان یادگیری را افزایش میدهد.
3- مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر میکند.
4- به خاطر سپاری اطلاعات را آسان تر می سازد.
برای داشتن مطالعه ای فعال و پویا ، نوشتن نکات مهم در حین خواندن ضروری است تا برای مرور مطالب ، دوباره کتاب را نخوانده و در زمانی کوتاه از روی یادداشت های خود ، مطالب را مرور کرد.
یادداشت برداری ، بخش مهم و حساس از مطالعه است که باید یه آن توجهی خاص داشت ؛ چون موفقیت شما را تا حدود زیادی تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد . خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.
شش روش مطالعه:
1- خواندن بدون نوشتن: همانطور که اشاره شد روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است و برای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد . باید با چشمان خود مطالب را خواند ، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطلب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا به خاطر سپرد.
2- خط کشیدن زیر نکات مهم: این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر باشد ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش ، بعضی افراد به جای آنکه تمرکز و توجه بر روی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن روی نکات مهم میگردد . حداقل ، روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب دنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن خط بکشند.
3- حاشیه نویسی: این روش نسبت به دو روش قبلی بهتر است ولی باز هم روشی مناسب برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی میتواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیت چندانی برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.
4- خلاصه نویسی: در این روش ، شما مطالب را میخوانید و آنچه را درک کرده اید بصورت خلاصه بر روی دفتری یادداشت میکنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ، ابتدا مطالب را درک کرده ، سپس آنها را یادداشت میکنید اما باز هم بهترین روش برای خواندن نیست.
5- کلیدبرداری: کلیدبرداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش ، شما پس از درک مطلب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت میکنید و در واقع ، کلمه کلیدی ، کوتاهترین و راحت ترین و بهترین و پرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن ، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده میشود.
6- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری ، خصوصا فراگیری مطالب درسی است . در این روش ، شما مطالب را میخوانید ؛ پس از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان (و نه بصورت جملات کتابی) و بصورت کلیدی یادداشت میکنید و سپس کلمات کلیدی را بر روی طرح شبکه ای مغز می نویسید (در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی میکنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص میکنید) تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای تولید شده مراجعه کرده و با دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بر روی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش ، درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان میکند و بازده مطالب را افزایش میدهد.


دانلود با لینک مستقیم


گزارش تخصصی معلمان بررسی مشکلات و راهکار های مربوط به درس فیزیک

گزارش تخصصی معلمان چالش ها ، مشکلات و موانع در رابطه با مشکلات دانش آموزان استثنایی

اختصاصی از زد فایل گزارش تخصصی معلمان چالش ها ، مشکلات و موانع در رابطه با مشکلات دانش آموزان استثنایی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

گزارش تخصصی معلمان چالش ها ، مشکلات و موانع در رابطه با مشکلات دانش آموزان استثنایی


گزارش تخصصی معلمان چالش ها ، مشکلات و موانع در رابطه با مشکلات  دانش آموزان  استثنایی

دانلود گزارش تخصصی معلمان چالش ها ، مشکلات و موانع در رابطه با مشکلات  دانش آموزان  استثنایی بافرمت ورد وقابل ویرایش تعداد صفحات 190

دانلود گزارش تخصصی معلمان,راهکارها,پیشنهادات,گزارش تخصصی فرهنگیان,

این گزارش تخصصی جهت ارائه برای ارزشیابی و کسب امتیاز کامل و همچنین جهت ارائه به عنوان تحقیق ارتقاء شغلی بسیار کامل میباشد

مقدمه :


لغت استثنایی اصولا یک اصطلاح آموزشی است . مربیان آموزش و پرورش و مشاوران راهنمایی در زمره ی اولین کسانی هستند که به محدودیتهای یادگیری ، عاطفی شخصیتی ، اجتماعی ، و مشکلات این افراد پی می برند و باید نسبت به رفع آنها با روشهای موجود و همچنین پشگیری از مشکلات آنی اقدام نمایند .
جایگاه آموزش و پرورش استثنایی
در سال 1369 قانون تشکیل سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور به  تصویب مجلس شورای اسلامی رسید نظر به اینکه مبارزه با مستکبرین و حمایت از مستضعفین از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی بوده و حکومت اسلامی نیز در جهت رفع استضعاف پایه گذاری شده است کودکان استثنایی که از مصادیق بارز مستضعفین و به تعبیری از گروه محرومان مضاعف جامعه بودند ؛ مورد توجه و عنایت مسئولان و برنامه ریزان قرار گرفتند و از همان اوان انقلاب در اولویت نظام اسلامی قرار داده شدند . در منشور جهانی حقوق کودک هم آمده است همه بدون تبعیض در رنگ ؛ نژاد ؛ زبان ؛ تبار اقتصادی ؛ طبقه اجتماعی ؛ علیرغم آن که از هوش سرشاری برخوردار باشند و یا عادی ؛ عقب مانده ذهنی ؛ نابینا ؛ ناشنوا یا دارای هر گونه نقص و یا ضعف جسمی و اجتماعی باشند ؛ حق دارند به طور یکسان از امکانات یادگیری ؛ آموزشی ؛ پرورشی با حداکثر توانایی و استعدادهای خود بهره مند شوند . ایجاد زمینه و فراهم آوردن امکانات و تسهیلات در جهت آموزش ؛ رفاه و توانبخشی آنان نه به عنوان ترحم و دلسوزی بلکه به عنوان یک وظیفه برای دولت های عضو از حقوق مسلم اینگونه کودکان تلقی می شود .
اهداف آموزش و پرورش استثنایی کشور نیز بر این اصل استوار است که هر کودک استثنایی با توجه به تفاوتهای فردی حق دارد از آموزش متناسب با استعدادهای خویش برخوردار گردد .
تعریف آموزشگاه استثنایی
در این آموزشگاه دانش آموزان یک یا چند گروه استثنایی در یک دوره تحصیلی ، آموزش می بینند .
کودکان استثنایی
عنوان کودک استثنایی در مکاتب آمریکا و انگلیس فرق می کند در آمریکا به تمامی کودکانی که به نحوی با کودکان طبیعی و همسن خود از نظر فکری ، جسمی ، عاطفی ، عقلانی ، رفتاری ، ... فرق داشته باشند استثنایی گفته میشود مسلما" با قبول این تعریف یک کودک نابغه ، نابینا ، ناشنوا ،‌عقب مانده ذهنی و نظایر آن همه استثنایی هستند .
در انگلستان لغت استثنایی را محدود به تیز هوشی می کنند و سایر کودکان را که به عللی تحت حمایت و آموزش خاص هستند کودکان ویژه میگویند .
دانش آموز استثنایی
مطابق بند 1 فصل اول آیین نامه اجرایی آموزش و پرورش استثنایی ؛ دانش آموز استثنایی به فردی اطلاق می شود که از نظر ذهنی ( هوشی ) ؛ جسمی ( جسمی و حرکتی ) ؛ عاطفی و یا اجتماعی تفاوت قابل ملاحظه ای با افراد همسن خود داشته باشند و این تفاوت به حدی باشد که برخورداری آنان از آموزش و پرورش مستلزم تغییرات در برنامه ها ؛ روش ها ؛ مواد آموزشی ؛ فضای آموزشی عادی و ارائه خدمات آموزشی و توانبخشی ویژه آنان باشد .
طبقه بندی کودکان و نوجوانان استثنایی
کلی ترین طبقه بندی ، که مورد قبول اکثریت متخصصان می باشد عبارت است از تقسیم این افراد به سه دسته بزرگ
الف : کودکان و نوجوانان که به علت اختلافات هوشی و فعالیتهای ذهنی از کودکان عادی متمایزند . در این دسته کودکان و نوجوانان عقب مانده ذهنی و افراد تیز هوش قرار دارند .
ب : کودکان و نوجوانانی که به علت اختلالات و ضایعات مغزی یا اختلالات عملی مبتلا به اختلالات رفتاری هستند در این دسته کودکان و نوجوانان ناسازگار یا دشوار قرار دارند .
ج : کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات و نقایص حسی و حرکتی و اختلالات عملی رشد ، در این دسته نابینایان و همچنین مبتلایان به اختلالات تکلمی ، اختلالات کنترل استنکترها و ناتوانیهای حرکتی قرار دارند .
عقب ماندگی ذهنی
عقب ماندگی ذهنی یا به اصطلاح دیگر نارسایی رشد قوای ذهنی موضوع تازه و جدیدی نیست بلکه در هر دوره و زمان افرادی در اجتماع وجود داشته اند که از نظر فعالیتهای ذهنی در حد طبیعی نبوده اند .
گروهی از مردم استنباط نادرستی از عقب ماندگی ذهنی داشته و تصور مینمایند که عقب ماندگی ذهنی همانند یک مرض بوده و میتوان از شخصی به شخص دیگر سرایت نموده و یا مانند سل و آبله و سرخجه قابل انتقال در میان کودکان می باشد .
اجتماع برای مصلحت ، یا سالم سازی ، بعضی از این افراد را تحمل می کرد عده ای را محبوس می ساخت و دسته ای را به مرگ محکوم می نمود . پنیل که به حق باید او را بنیانگذار روانپزشکی جدید نامید اولین کسی بود که به دلجویی بیماران پرداخت و برای آنان برنامه های تفریح و گردش در نظر گرفت . او بیماران روانی را به 4 دسته تقسیم کرد .
1- ملانکولی یا مالیخولیا
2- مانی یا جنون شور و شوق
3- جنون
4- عقب ماندگی ذهنی
بعد از پنیل ،‌یک پزشک فرانسوی بنام ایتارد به تربیت کودکی وحشی پرداخت که در جنگلهای آویرون فرانسه پیدا شد . کودک عقب ماندگی بسیار عمیقی داشت ایتارد تربیت کودک را بعهده گرفت و کوششهای بسیطی در این زمینه مبذول داشت تا موفق به پیدایش راه جدیدی در نحوه آموزش و پرورش افراد عادی عقب مانده و حتی معلولین گردید. همکار ایتارد بنام سگن بدنیال زحمات وی و به منظور شکوفا کردن این کودکان مؤسسه ای برای عقب ماندگان ذهنی ایجاد کرد و روش حواس حرکتی را در آموزش کر و لالها به کار برد . این پیشرفتها همچنان ادامه یافت تا اوائل قرن بیستم که توجه به اصلاح نژاد بشر در دستور کار قرار گرفت و در آمریکا به توصیه بخش اصلاح نژاد کمیته پژوهشی انجمن زاد و ولد آمریکا ، نازا کردن عقب مانده ها به صورت قانون درآمد و بالاخره در قرن بیستم بود که دانشمندان و پژوهشگران عقب ماندگیهایی که به دلیل اختلالات متابیولیکی ، نقصهای کروموزومی ، بیماریهای مادر در دوران بارداری و ... ایجاد می شد را کشف کردند و راه را برای پژوهش و درمان این افراد هموار ساختند .
پیشرفت روز افزون علوم پزشکی ،‌جراحی اعصاب و مغز و علوم ژنتیک علاوه بر کشف تدریجی علل عقب ماندگیها تا اندازه ای باعث تخفیف و گاهی بهبودی نسبی و حتی پیشگیری از ابتلا به این ناراحتیهای وخیم شده است .
شرایط بهداشتی ، تغذیه کودکان ،‌ پیدایش آنتی بیوتیکها و سایر داروها در درمان بیماریهای خاص که شایعترین علل عقب ماندگیهاست از مرگ و میر این افراد به میزان قابل توجهی کاسته است .

تعریف عقب ماندگی ذهنی
عقب ماندگی ذهنی یک وضعیت و حالت خاص ذهنی است که در اثر ایجاد مشکل در شرایت مختلف قبل از تولد و هنگام تولد و یا پس از تولد کودک پدید می آید .
علل عقب ماندگی ذهنی :
عوامل متعددی وجود دارد که باعث بروز عقب ماندگی می شود برای سهولت بیشتر ، علل عقب ماندگی ذهنی را می توان به سه مرحله در رابطه با تولد کودک تقسیم نمود .
الف : علل قبل از تولد : که شامل عوامل ژنتیکی و مادر زادی میباشد .
ب : عوارض هنگام تولد : که شامل عارضه های زمان تولد می باشد .
ج : علل بعد از تولد : که شامل بیماریهای مختلف ، تصادفات و ضایعات گوناگون عصبی و مغزی و عوامل محیطی و فرهنگی می باشد .
بعضی از عوامل مؤثر در عقب ماندگی ذهنی قبل از تولد
1- اختلالات زیادی که علل اصلی آنها شناخته شده نیست ولی با عقب ماندگی همراهند ، عده ای از عفونتها ، مسمومیتها ، عوامل مکانیکی مانند ضربه ، عوامل کروموزومی ناشناخته ،‌اشعه ایکس و...
2- عقب ماندگی به علت اتفاقات دوران بارداری ، شکی نیست که رشد جنین از بدو تشکیل تحت تاثیر شرایط بدنی و روانی مادر قرار می گیرد . باید گفته دکتر آرنولد گزل را پذیرفت که می گوید :
(( اهمیت حوادث دوران نسبتا" کوتاه بارداری از حوادث دوران زندگی کمتر نیست ))
دکتر گزل به آثار عوامل ارث در رشد و تکامل هوش و شخصیت زیاد تاکید می کند و عقیده دارد که کودکان همانطوری هستند که بدنیا آمده اند . هر کودک با دیگر کودکان فرق دارد و لو اینکه در محیط یکنواخت زندگی کرده باشد وی بهیج وجه اثر عوامل محیطی را انکار نمی کند .
در مرحله زندگی داخل رحمی بعلت رشد فوق العاده جنین ، سه چهار ماهه اول دوران بارداری اهمیت بسزایی دارد . و اکثرا" اختلالات بدنی و نقایص عضوی در همین دوران از زندگی جنین بوجود آمده و به رشد خود ادامه میدهند .
عواملی که در دوران بارداری بر روی جنین اثر دارد عبارتند از :
1- بیماریهای مادر ... سفلیس ،‌بیماری سرخجه ، توکسوپلاسنموریس
2- سن مادر و حالات روانی او تحقیقات نشان می دهد که در کروموزوم خانمها از سی سالگی به بعد تغییراتی پیدا می شود که ممکن است باعث زائیدن کودکان عقب مانده ذهنی شود بهترین سن ازدواج و زایمان طبق تحقیقات انجام شده بین 20 تا 28 سالگی گزارش شده قبل از این دوران بعلت عدم رشد کافی اعضای تناسلی احتمال زایمانهای مشکل زیاد است و بعد از این سن نیز مخاطرات آوردن کودک عقب مانده بیشتر می شود .
ضمنا" اثر ناراحتیهای روانی مادر غیر قابل انکار است . چون اکثر بیماریهای روانی باعث بی اشتهایی ، اختلالات خواب و تغییرات بیوشیمی و هورمونی می شود مسلما" این تغییرات در جنین در حال رشد بی تاثیر نخواهد بود .
3- اثر اشعه ایکس :
تاثیر اشعه ایکس در جنین قطعی است و اکثرا" باعث اختلالاتی از قبیل عدم رشد جنین ، کمبود وزن ،‌عدم رشد مغز ، میکروسفالی ، هیدروسفالی ، نارسائیهای هوشی و بالاخره نقایص بدنی می شود . اگر اشعه ایکس به مدت طولانی و درمانهای اولیه بارداری به بدن و مخصوصا" به شکم و ناحیه لگن مادر تابیده شود خطر آن به مراتب بیشتر است اثر اشعه ایکس در اواخر دوران بارداری یا نزدیک زایمان با روشهای صحیح آن به مدت خیلی کوتاه یک یا دوبار خالی از خطر گزارش شده است .
4- اعتیادات الکل :
اعتیاد والدین بخصوص مادر به مشروبات الکلی موجب مسمومیت و بدین وسیله باعث نقص عقلی ، ضعف عمومی و ناهنجاریهای حسی و حرکتی می شود . مطالعات نشان داده که مستی در زمان لقاح بعلت آلوده بودن اسپرم یا اوول ممکن است باعث ناهنجاری جسمانی و عقلانی شود . امروزه به الکلیسم مادر اهمیت بیشتری می دهند ، زیرا الکل خود مادر ، در بدن جنین جریان یافته و باعث اختلالات بیوشیمیایی می شود .
5- دخانیات :
تحقیقات نشان داده است که نیکوتین ماده ای سمی که بر روی ارگانیزم مادر و در نتیجه جنین اثر نامطلوب دارد . حرکات قلب جنین پس از کشیدن سیگار توسط مادر بعلت کم شدن اکسیژن خود جنین شدت یافته و باعث فشار روی قلب می شود . اگر کشیدن سیگار مرتبا" تکرار شود باعث بزرگی قلب جنین و اختلال در اعصاب تنظیم کننده جریان قلب می شود . این نکته مسلم است که غالبا" خانمهای سیگاری تقریبا" همیشه بچه های خود را زودتر از موعد بدنیا می آورند و عقب ماندگی در کودکانی که زودتر از موعد به دنیا می آیند بیشتر است و هر چه کودک نارس تر باشد نارسایی هوشی شدیدتر خواهد شد . استفاده از دخانیات در دوران بارداری باعث کم شدن وزن نوزاد و حتی سقط جنین می شود . حتی مادرانی که بعد از تولد کودکشان سیگار می کشند استنشاق دود سیگار استعداد ابتلا به سینه پهلود ، برونشیت و آسم را در کودکانشان بیشتر می کند .

6- داروهای شیمیایی :
مصرف هر داروی بیجا بخصوص در زمان بارداری و مخصوصا" در سه چهار ماهه اول خالی از خطر نیست بخصوص اگر این داروها در مدت زمان طولانی و به مقدار زیاد مصرف شود . داروهای خواب آور و مسکن به مقدار زیاد بعلت ایجاد وقفه تنفسی و اختلال در جریان خون جنین و اختلالات عضوی شدید ایجاد می کنند و اکثرا" کودکان ناقص الخلقه به دنیا می آیند . استعمال داروهای آرام بخش و ضد افسردگی و ضد صرع به مقدار زیاد و طولانی مدت خطرناک گزارش شده که البته همانقدر که به این خطرات اشاره شده به قطع ناگهانی و یا بدون مشورت پزشک اینگونه داروها به علت بوجود آمدن عوارض بعد نیز تاکید بسیار شده است . در کل مصرف دارو و یا عدم مصرف آن در زمان حاملگی حتما" با نظر پزشک متخصص باید صورت گیرد .
6- عامل ارهاش Rh
به غیر از گروههای خونی AB ،   B، A و O گروههای خونی دیگری وجود دارند . یکی از گروههای خونی وجود عامل ارهاش یا عدم آن است . از سالیان دراز متوجه شده بودند که گاهی اوقات نوزاد بعضی از مادران در زایمانهای دوم و سوم دچار ناراحتی یرقان شده و بعلت همولیز گلبولهای قرمز خون و کم خونی شدید فوت می کنند .
انتقال عامل ارهاش یا عدم انتقال آن یک مسئله ارثی است و تجربه ثابت کرده است که اگر پدر ارهاش مثبت و مادر ارهاش منفی داشته باشد در بارداری اول تعدادی از عامل ارهاش جنین که از پدرش گرفته داخل خون مادر می شود و در خون مادر ماده ضد ارهاش را بعنوان آنتی کور می سازد و همین آنتی کور که در زایمانهای بعدی باعث خراب شدن خون جنین شده و بیماریهایی بوجود می آورد . معمولا" کودک مبتلا پس از بدنیا آمدن ضعیف است و اکثرا" قبل از موعد به دنیا می آید . جفت بزرگتر و جثه نوزاد کوچکتر از طبیعی و اکثرا" پف آلو و زرد رنگ است که باید بلافاصله خونش تعویض و خون همگروه ارهاش منفی تزریق شود .
تربیت بدنی و تشخیص و درمان اختلالات کودکان استثنایی همان طور که در قسمت اهمیت تربیت بدنی برای کودکان استثنایی ذکر شد، تربیت بدنی نقش بسیار مهم و غیر قابل انکاری در تشخیص این نوع کودکان و شناسایی بیشتر و بهتر آن ها بر عهده دارد. ولی این پایان کار نیست، چون علاوه بر آن تربیت بدنی در درمان این نوع اختلالات بخصوص اختلالات حرکتی نیز نقش بسیار تعیین کننده‌ای دارد، بطوری که حرکات ورزشی و نرمشی متناسب با شرایط روحی – روانی و فیزیکی آنها، برای آنها توصیه کرده و با انجام مداوم آن‌ها سبب تقویت جسمی آن ها و به دنبال تقویت روحیه‌ی آنها و موجب ایجاد نشاط، شادابی، اعتماد بنفس در آن‌ها می‌شود که خود ایجاد اعتماد بنفس کلید بسیاری از مشکلات است.
علاوه بر همه‌ی این‌ها، در سایر نهادهای درمانی مثل سازمان بهزیستی و توانبخشی در ایران نیز از حرکات ورزشی و نرمشی خاص برای بهبود این نوع کودکان استفاده می‌کنند. انتخاب روش‌های درمانی مناسب امری بسیار مهم است که باید تمام جوانب کار در نظر گرفته شوند و در حالت کلی درمان این نوع کودکان بعد از تشخیص مناسب اختلالات آنها به دو صورت انجام می‌گیرد: 1 – رفتار درمانی 2 – روان درمانی.
1 – رفتار درمانی:
ریشه های جدید رفتار درمانی با کودکان به سال 1974 می‌رسد، سالی که مری کاور جونز[6] گزارش خود را درباره‌ی معالجه‌ی پسر بچه ای بنام پیتر چاپ نمود، خانم جونز در معالجه‌ی ترس تعمیم یافته‌ی[7] این کودک از اشیا شپمالو از اصول شرطی کردن پاسخی (واکنشی) استفاده نموده بود، چند سال بعد محققین چون کراسنو گرسکی[8]، ایوانف سموانسکی[9] و گزل[10] به اهمیت اصول شرطی کردن پاولف در معالجه‌ی اختلالات روانی اشاره کردند، مورد و مورد[11] معالجه‌ی شب ادراری را از طریق روش‌های شرطی کردن نشان داد. با وجود این تا موقعی که محققین چون اسکینر[12] نشان دادند که روش‌های آزمایشگاهی یادگیری ، که صحت آنها در آزمایشگاه مورد تائید قرار گرفته بود، برای تغییر اختلالات روانی قابال استفاده می‌باشند، رفتار درمانی مورد استفاده عملی چندانی پیدا نکرد. بیست سال پی از آنگه جونز پیتر را از این طریق معالجه کرد، فقط گاهگاه گزارش‌هایی درباره‌ی معالجه‌ی اختلالات روانی کودکان از طریق رفتار درمانی منتشر شده بود. تا موقعی که شیوه‌های مبتنی بر یادگیری شرطی کنسی یا عامل[13] برای تغییر رفتار کودکان ساکن موسسات درمانی به کار گرفته شد، از رفتار درمانی در معالجه‌ی کودکان استفاده‌ی چندانی به عمل نمی‌آمد. تا در سال 1968 که گلفاندو هارتمن[14] خلاصه‌ای از این قبیل گزارش ها را انتشار دادند تا این زمان حدود هفتاد کتاب و مقاله در این زمینه منتشر شده بود.
فرض های مقدم بررفتار درمانی: رفتار درمانی به عنوان شیوه‌ای برای از بین بردن مسائل روانی بر این فرض اساسی استوار است که مسائل روانی یا نموداری از رفتارهای ناسازگارانه‌ی یاد گرفته شده هستند یا به علت عدم موفقیت در فرا گرفتن رفتارهای سازگارانه به وجود آمده اند. تاکید اصلی روی رفتار بصورتی که در زمان و مکان حاضر قابل مشاهده است می‌باشد و هدف درمانگر رفتاری آن است که رفتار مزبور را در جهت تظابق و سازگاری تغییر دهد، قبول این مقدمات درمانگر رفتاری را وا می‌دارد که تغیی رفتار را از طریق بکاتر بستن قوانین متعدد روان شناسی یادگیری جستجو کند. (مهریار ، امیر هوشنگ و یوسفی، فریده، 1369).
پشتوانه‌ی نظری رفتار درمانی: درمانگر رفتاری می کوشد از اصول شناخته شده‌ی روان شناسی در معالجه‌ی اختلالات رفتاری استفاده کند. در مورد رفتار نارسا یا کم رفتاری[15] وظیفه‌ی درمانی عبارتست از برقرار کردن پاسخ‌هایی که ایجاد نشده‌اند. در مورد افراطی یا بیش رفتاری[16] کودک باید یاد بگیرد این پاسخ‌ها را طوری تغییر دهد که رفتار او یا توقعات و تقاضاهای[17] محیطی، سازگاری بیشتری پیدا کند، در هر دو مورد رفتار و درمان آن مستلزم یادگیری از بین بردن و دوباره یاد گرفتن (یا آموختن[18]، ناموختن[19]، بازآموختن[20]) می‌باشد. اصول یادگیری که درمانگران رفتاری از آنها برای تجزیه و تحلیل و تغییر اختلالات رفتاری استفاده می نماید عبارتند از: شرطی کردن واکنشی (پاسخی) ، شرطی کردن کنشی یا عاملی و یادگیری مبتنی بر مشاهده. این سه نوع یادگیری نماینده‌ی جنبه‌های مختلف یک فرآیند اساسی بوده و بدون شک در مواردی که یادگیری انسان در محیط طبیعی صورت می‌گیرد هر سه فرآیند با هم در کار هستند.
شرطی کردن پاسخی است یا واکنشی[21]: این نوع یادگیری که زمانی به یادگیری پاولفی[22] یا شرطی کردن کلاسیک [23] مشهور بود مستلزم تغییر دادن پاسخی است که موجود زنده به طور ذاتی قادر به نشان دادن آن است. این تغییر از طریق جانشین کردن یک محرک شرطی به جای محرک طبیعی یا غیر شرطی صورت می‌گیرد. نمونه‌ی معروف این روش داستانی است که در آن بر اثر هم زمان شدن مکرر ارائه یک موش سفید با صدای بلند – محرکی ذاتاً در کودک ایجاد ترس می کند – کودک یاد گرفت در مقابل موش سفید با ترس و وحشت عکس العمل نشان دهد. این عکس العمل معمولاً مستلزم فعالیت دستگاه عصبی خودکار می‌باشد.
شرطی کردن کنشی یا عاملی: [24] در روش شرطی کردن پاسخی، محیط از موجودی که اساساً حالت انفعالی یا غیر فعالی دارد ، پاسخی بیرون می‌کشد [25] ولی در شرطی کردن کنشی کاملاً بر عکس، در اینجا موجود زنده بطور فعال از خود پاسخی بیرون می‌دهد.[26]  که در مقابل آن محیط از خود واکنش نشان می‌دهد. به عبارت دیگر پاسخ موجودوسیله یا سبب بروز یک حادثه‌ی طبیعی و محیطی می‌گردد، اهمیت این توالی رویدادها در این نکته است که نتیجه پا پی آمد[27] یک پاسخ، احتمال بروز آن پاسخ را تحت شرایط مشابه را در آینده تغییر می‌دهد‌(مهریار، امیر هوشنگ و یوسفی، فریده ، 1369)
یادگیری از طریق مشاهده: باندورا[28] توجه محققان را به فرآیند یادگیری دیگری جلب کرده که به نظر می‌رسد در تربیت اجتماعی[29] انسان نقش مهمی بر عهده دارد، این فرایند همان یادگیری از طریق مشاهده است.
هنگامی که یک فرد شخص دیگری را که به عنوان مدل یا نمونه به انجام کاری مشغول است، تماشا می‌کند، سه نوع تاثیر را می‌توان مشاهده نمود:
1 – مشاهده کننده ممکن اسا قالب های پاسخی را که قبلاً در گنجینه‌ی رفتاری او نبود، کسب کند.
2 – پس آمدهای عملی مورد مشاهده برای کسی که آن عمل را انجام می‌دهد، باعث تحکیم یا تضعیف پاسخ‌های بازدارنده مشاهده کننده گردد.
3 – رفتاری که مشاهده کننده قبلاً در حوزه‌ی رفتاری که مدل از خود نشان می‌دهد یاد گرفته است ممکن است تسهیل شود.
نباید فراموش کرد تربیت از طریق عمل به موارد آموزشی به مراتب موثرتر از نصیحت و گفتن آن موارد است.
نتایج درمانی اصول یادگیری: همانطورکه از مباحث فشرده‌ی قبلی برمی‌آید، درمانگری که قصد تغییر رفتارهای دشوار کودکان را داشته باشد، شیوه های متنوعی در اختیار خواهد داشت، اگر مشکل کودک بصورت نقص یا کمبود رفتاری بروز کند، پاسخ‌هایی که در گنجینه‌ی رفتار کودک وجود ندارد، باید ایجاد شود در حالی که در مورد بیش رفتاری پاسخ های مورد نظر را می‌توان تغییر یا تقلیل داد یا آن‌ها را از بین برده و رفتارهای سازگارانه‌تری را جانشین آن ها نمود. و یا در مواردی ممکن است ترکیبی از چند شیوه بکار رود. (مهریار، امیر هوشنگ و یوسفی، فریده، 1369)
2 – روان درمانی:
روان درمانی تاریخچه ای بسیار دوری دارد که خود نیازمند یک بحث جداگانه‌ای است، چندین طبقه‌بندی مختلف از روان درمانی وجود دارد که بر حسب جنبه‌های مختلف درمانی و جریان آن فرق می‌کنندو. یکی از مبانی رایج برای طبقه‌بندی روان درمانی، هدف کلی و چگونگی درمان است. با توجه به روش و شیوه‌ی عمل درمانگر می‌توان روان درمانی را به ابری اکتیو[30] ، تفسیری[31]، تلقینی[32]، ترغیبی[33]، یا ترتیبی[34] تقسیم نمود.
در مراحل آغازین اکثر روان درمانی‌ها، صرف نظر از مریض و طبیعت مداخله‌ی درمانی، عناصر اصلی، که مریض به آن‌ها وقوف پیدا کند همان عوامل درمانی حمایتی هستند. این موضوع از کوشش‌های یکسان درمانگران برای پاسخ دادن به نیازهای مریض آن هم بصورت قابل اعتماد و توام با حساسیت سرچشمه می‌گیرد، در واقع بعضی از انواع درمان ممکن است هرگز از این سطح حمایتی فراتر نرود در صورتی که انواع دیگر ممکن است بر همان اساس حمایتی رنگ و بوی درمان بیانی – اکتشافی یا اصلاح رفتاری پیدا کند.
ضمن این که در رفتار درمانی و روان درمانی، درمانگر باید بسیار ماهر بوده و به فنون مشاوره و روان درمانی و روان شناسی تسلط کافی داشته باشد. (مهریار، امیر هوشنگ و یوسفی، فریده، 1369)
تربیت بدنی ویژه: به رغم آن که تربیت بدنی ویژه برنامه‌ای نسبتاً جدید است که برای معلولان به وجود آمده است، جالب است که بدانیم اصل مفهوم آن – اصلاح و رشد اعمال حرکتی بدن از طریق تمرین – قدمت بسیار دارد. برای تربیت بدنی ویژه در این نوع کودکان الگوها و طرح های مختلفی وجود دارد که یکی از این الگو یا تفکیکی از چند الگو را می‌توان به کار برد به شرط اینکه این شیوه متناسب با توانایی های کلاس مورد نظر باشد و موجب تبعیض بین آنها و سایر کودکان و تحقیر آنها نباشد. علاوه بر این‌ها تربیت بدنی اصلاحی و انطباقی نیز جهت بهبود این نوع کودکان و سازگاری بیشتر آنها با محیط بوجود آمده‌اند. (اف، فیت، هالیس، 1369).

عوامل موثر در سازگاری:
برای بالا بردن سازگاری کودک با محیط خوب است با عوامل موثر در سازگاری آشنا شویم ، با روند سازگاری راه حل‌هایی رضایت بخش به دست می‌آید. سازگاری واژه ای است برای توصیف تغییراتی که شخص متحمل می‌شود تا خود را با محیط انطباق دهد. سازگاری از هنگام تولد آغاز و در طول عمر بصورت جریان مداوم ادامه می‌یابد.
پاره‌ای از عوامل موثر بر سازگاری ارثی و ذاتی بوده و پاره ای دیگر محیطی هستند که به آنها اشاره می‌کنیم.
هوش: درجه‌ی هوش ذاتی، مقدار و کیفیت هدایت و کنترل رفتار را معین می‌کند. هر اندازه کودک باهوش تر باشد، بهتر می‌تواند رفتار خود را هدایت و کنترل کند، توانایی بیشتر وی در استدلال او را قادر می کند تا نتایج اعمال معینی را پیش بینی و بر اساس آن عمل کند و بدلیل فهم بیشتر او احتمال کمتری وجود دارد که برای رسیدن به مقصود به رفتارهای نامطلوب توسل حوید، عقب مانده های ذهنی نیز غالب می‌توانند رفتارهای اجتکاعی را فراگیرند اما نمی‌توانند در موقعیت‌های جدید استفاده کنند.
شکل ظاهری بدن: به دلیل واکنش‌های دبیران به ویژگی‌های جسمی مانند: ساخت بدن، خصوصیات چهره و بد شکلی‌های آشکار، شکل ظهاری بدن در تکوین تمایلات رفتاری عامل مهمی است. حتی در مواردی جزیی مانند بلندی بیش از اندازه‌ی قد ، وزن زیاد و … سبب می‌شود واکنش‌ها با مقداری اذیت یا مسخرگی همراه باشد. که باید چنین دیدگاه‌هایی اصلاح شوند.
طبع (مزاج)  : گرایش های رفتاری تحت تاثیر عاملی که طبع نامیده می‌شود نیز قرار دارد. اما آنچه شواهد علمی نشان می‌دهد در واقع کارکرد غدد داخلی بدن است که احتمال می‌رود به طبع مربوط شود. هر چند تا به امروز اعمال تمام غدد بدن شناخته نشده‌اند ، اما ثابت شده است، اگر در غده‌های مختلف ناهماهنگی بوجود آید یا در کار آنها اختلالی پیش آید، روی شخصیت فرد اثر می‌گذارد.
تاثیر محیط: میان شرایط ناشی از عوامل ذاتی و شرایط محیطی – حالت‌ها و واکنش‌های دیگران – اثری متقابل و مداوم وجود دارد. هر گونه عدم تطابق با میزان های پذیرفته شده‌ی جامعه و واکنش‌های شحص را به دنبال دارد، برخی اوقات واکنش‌ها عبارتند از: مسخره کردن، کنجکاوی یا حساس همدردی. (اف. فیت، هالیس، 1369).
واکنش‌های افراد نزدیک به فرد معلول، معمولاً مراقبت بیش از اندازه و لوس کردن وی است. ترکیبی از واکنش‌های افراد جامعه در برابر فردی که از نظر روانی یا جسمی با میزان‌های اجتکاعی ناهمگونی دارد، در سازگاری وی نقش مهمی دارد.
راه‌های سازگاری: برای سازگاری این کودکان با محیط مکانیزهمهای مختلفی وجود دارد که به چند مورد اشاره می کنیم:
1 – والایش (sublimation) : جایگزین کردن یک خواسته یا انگیزه‌ی ناممکن با یک خوایته دست یافتنی.
2 – جبران (compen safion): کوشش برای جبران کمبودها یا محدودیت‌ها از طریق پرورش پاره‌ای استعداد و توانایی‌های خاص.
3 – هویت پذیری (identification): پذیرش آگاهانه یا ناآگاهانه‌ی حالت‌ها و رفتارهای دیگر فردی یا گروهی مورد پسند اجتماع.
4 – برون فکنی (prohection): سرزنش دیگران به سبب کمبودهای خود فرد.
5 – گریز (escape): سعی بر گریز از حقیقت با فرار از آن و پرداختن به خیا پردازی و وهم.
6 – توجیه (rationalization): جایگزین کردن عللی غیر از علل واقعی عمل.
7 – سرکوبی (repression): جلوگیری ناآگاهانه از خاطره‌های تلخ.
امروزه توجه به آموزش و پرورش از شاخص‌های عمده وتوسعه جوامع انسانی محسوب می‌شود . یعنی کشور‌ها نه بر اساس رشد و توسعه اقتصادی بلکه بر اساس میزان توجه به آموزش وپرورش استثنایی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند . همان گونه که می‌دانیم هیچ انسانی کاملاً شبیه به دیگری نیست . این تفاوتها در همه جا وبین همه انسانها تی در بین دوقلوها وحتی دوقلوهای هم شکم یکسان ملاحضه می‌شود . این تفاوتها به گونه‌ای است که به جرات می‌توان ادعا کرد به تعداد انسانها روی زمین یعنی شش میلیارد انسان استثنایی وجود دارند که در کنار هم زندگی می‌کنند . این مساله هم در تفاوت سر انگشتان انسان مشهور ایت و هم در حیطه‌های غیر مادی همچون ابعاد عاطفی ، احساسی ، روانی و شناختی ، البته این امری است که باید آن را به فال نیک گرفت چون ار رازهای خلقت است زیرا همین تفاوت‌ها وناهمسانی هاست که ادامه زندگی میسر می‌سازد از امام صادق (ع) نقل است که فرموده‌اند اگر قرار بود انسان‌ها با هم برابر باشند هر آینه هلاک می‌شوند .تفاوت‌ها موجب جدایی بین انسانها و در عین جال موجب آن است که هر فرد بر اساس ویژگی‌های خاص خویش رشد کند.
حقیقت این است که بین انسانها تفاوت هر چند اندک وجود دارد . چه آن تفاوتهایی که مربوط به ظواهر جسمانی ماننداندازه قد، چاقی و لاغری ، رنگ پوست است و آن را می توان براحتی مشاهده کرد . وچه تفاوتهای رفتاری ، عاطفی و شخصیتی که در پاسخ به محیط و پدیده های مختلف خود را آشکار می سازد. در برابر یک محرک،پدیده یا حادثه انسانها رفتارهای متفاوت از خود نشان می دهند و در حل یک مسئله انسانها راه حلهای مختلفی را بر اساس علائق ، نگرش و سوابق تجربی خود پیدا می کنند . چرا انسانها رفتار ویا رفتارهای متفاوت دارند ؟
از زاویه ای دیگر، علی رغم اینکه انسانها با هم متفاوتند، بسیار به هم شبیهند. به نظر ما وجود شباهتها  در بین انسانها از اهمیت ویژه ای بر خوردار است . در یک کلام همه افراد چه ناشنوا ، چه عقب مانده ،چه نابینا به خاطر ویژگیهای مشترکشان که بسیار زیاد نیز است انسان می نامیم. پس مسئولیت عظیمی بر گردن ما وجود دارد یعنی وظیفه انسانی ما حکم می کند در برابر همه آنها رفتاری بشر دوستانه داشته باشیم. به همین سبب است که سازمانهای بین المللی و منطقه ای در دفاع از حقوق انسانها بوجود آمده است و تمامی کشورها را ملزم کرده است تا  پیمان نامه های مختلفی نظیر حقوق بشر ، حقوق کودک ، حقوق اسراء را امضاء و اجرا نمایند . در همه این پیمان نامه ها به حقوق انسانها بدون توجه به رنگ پوست ، نزاد و میزان هوش توجه جدی شده است.
همین تشابه آنهاست که جوامع انسانی را می‌سازد . فطرت انسان در گرایش به جمع دارد و از افزوگرایران است وهمین مساله موجب نزدیکی انسانها ودر نتیجه تشکیل اجتماع میشود که خود زیر بنابر تشکیل تمدن عظیم بشر با پیشرفتهای حیرت انگیز علمی گشته است .
 باید بپذیریم که جوامع بشری بر پایه‌های اکثریت بنا گشته است اما درصدی از افراد نیاز به حمایت‌های خاص دارند بدون این حمایتها قادر به برآوردن وتامین نیازهای خویش وبهره گیری از مواجب جامعه نیستند .مسئوولین و برنامه ریزان باید امکانات لازم را برای رشد و شکوفایی این قشر فراهم سازند . چرا که بی توجهی به این قشر از افراد جامعه موجب آسیب رسیدن به همه بخش‌های جامعه خواهد بود .
از سوی دیگر بسیاری از افراد که تحت عنوان استثنایی قلمداد می‌شوند با اندک توجه و صرف کمترین هزینه وامکانات و با نیروی پشتکار داراه خویش تبدیل به انسان‌های تواتمندی گشته‌اند که نه تنها نیازهای خویش را به خوبی بر آورده ساخته‌اند بلکه جوامع انسانی در سایه ابتکارات ونوآوری‌های آنها افق‌های جدیدی را بشر روی خویش گشوده دیده است .
عوامل مربوط هنگام تولد
بسیاری از اختلالات حسی و حرکتی و هوشی کودکان حاصل شرایط نامطلوب زایمان و یا بر اثر اشتباهات پزشکی به هنگام تولد می باشد .


دانلود با لینک مستقیم


گزارش تخصصی معلمان چالش ها ، مشکلات و موانع در رابطه با مشکلات دانش آموزان استثنایی

پاورپوینت ماشین های برداشت سیب زمینی

اختصاصی از زد فایل پاورپوینت ماشین های برداشت سیب زمینی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پاورپوینت ماشین های برداشت سیب زمینی


پاورپوینت ماشین های برداشت سیب زمینی

کاشت سیب زمینی با دست کاری پر زحمت که با کندی انجام می گرفت بنابراین ساخت ماشین ها سیب زمینی کار توام با کود پاس یک خدمت ارزشمند به جامعه انسانی شد با این نوع ماشین ها می توان سیب زمینی ها را در فاصله معین روی ردیف در عمق مطلوبی از خاک قرار داد . کود های شیمیایی را هم در کنار و زیر سطح بذر قرار می دهند و روی بذر و کود را می پوشانند . ماشین های سیب زمینی کار ممکن است یک و یا چند ردیف یاشند همچنین ماشینهای سیب زمینی در دو نوع ساخته شده است . ن.ع نیمه خود کار و نوع خود کار . در نوع نیمه خود کار سیب زمینی توسط کار گر به موزع داده و یا در لوله سقوط انداخته می شود ولی در نوع خود کار توسط ماشین این عمل انجام می گیرد.

این فایل در قالب پاورپوینت و قابل ویرایش در 19 اسلاید بهمراه تصاویر می باشد.


دانلود با لینک مستقیم


پاورپوینت ماشین های برداشت سیب زمینی

پروژه آمار ایدز همراه با پرسشنامه تکمیل شده

اختصاصی از زد فایل پروژه آمار ایدز همراه با پرسشنامه تکمیل شده دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .
پروژه آمار ایدز همراه با پرسشنامه تکمیل شده
پروژه آمار ایدز همراه با پرسشنامه تکمیل شده
 
پیشگفتار 
کلمه  AIDS مخفف کلمات Acquired  Immune  Dificiency  Syndrom یا سندرم نارسایی ایمنی اکتسابی است .این بیماری یک بیماری ویروسی است که از طریق مقاربت جنسی ،تزریق خون آلوده به افراد یا فرو رفتن سوزن آلوده به خون بیمار به بدن سالم و یا از راه مادر به جنین منتقل می شود .
علائم بیماری در ابتدای ابتلا به آن شبیه یک سرماخوردگی معمولی است که پس از مدت بهبود می یابد و ممکن است بیماری اصلی سالها نهفته و خاموش بماند پس از گذشت 7 تا 10 سال بروز نماید.
علائم بیماری در مرحله حاد شامل ضعف عمومی و شدید ،بی اشتهایی مفرط ، احساس خستگی شدید و بالاخص بروز عفونت های مکرر به ویژه عفونت های تنفسی شدید و خطر ناک است که نهایتاً با تحلیل و از بین رفتن سیستم ایمنی بدن به علت تهاجم ویروس ایدز فرد از بین خواهد رفت برای پیشگیری از این بیماری  رعایت موازین اخلاقی در رفتار جنسی ، عدم استفاده از سرنگ استفاده شده توسط دیگران الزامی است بهترین راه پیشگیری از بیماری است .

دانلود با لینک مستقیم


پروژه آمار ایدز همراه با پرسشنامه تکمیل شده