
تعداد اسلایدها : 21 اسلاید
دانلود پاورپوینت زندگی نامه و اقدامات محمد رضا شاه پهلوی

تعداد اسلایدها : 21 اسلاید

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :98
بخشی از متن مقاله
انسان با توجه به پیچیدگیها و دشواریهای زندگی جهت رسیدن به رشد و پیشرفت در جنبههای گوناگون میبایست از توانایی لازم و کافی جهت مقابله با موقعیتهای دشوار زندگی و همچنین فراهم نمودن شرایط مناسب به منظور پیشرفت همه جانبه برخوردار باشد. بنابراین افراد موفق، تکامل یافته و دارای سلامت روانی کسانی هستند که توانایی و مهارت کافی را در برخورد با شرایط گوناگون زندگی دارند و همواره در صدد تغییر موقعیت خویش در جهت رشد و تکمیل هستند. این ویژگیها نشانگر برخورداری اینگونه افراد از مهارتهای زندگی میباشد. در حال که افراد ناموفق و کسانی که به رشد و پیشرفت متعادل در جنبههای گوناگون زندگی دست نیافتهاند از سلامت روانی کمتری برخوردارند و همچنین توانایی حل مؤثر مشکلات و مسائل زندگی را ندارند میتوان گفت که فاقد مهارتهای زندگی کافی هستند. بدین ترتیب برخورداری از مهارتهای زندگی و به کارگیری آن جهت دستیابی به رشد و کمال میتواند بسیاری از مشکلات، ناکامیها و ناهنجاریها را رفع نماید و در عوض یک زندگی با نشاط، پرتلاش، رو به پیشرفت و کمال، مفید و سازنده را به ارمغان آورد و چه بهتر است که کسب این مهارتها از دوران نوجوانی آغاز گردد. با توجه به اینکه تحقیقات بسیاری موضوع فوق را مورد تأیید قرار دادهاند و همچنین باور و اعتقاد پژوهشگر به اینکه لازمه موفقیت و تکامل همه جانبه در زندگی، برخورداری از سلامت روانی و آگاهی از شیوه صحیح و مناسب زندگی و در نتیجه سبک زندگی سالم میباشد، به همین جهت، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت روان و منبع کنترل نوجوانان پرداخته است.
در این پژوهش به منظور بررسی تأثیر آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت روان و منبع کنترل. که به شیوه آزمایشی و طرح پیش آزمون- پس آزمون- با گروه کنترل انجام گردید، چنین فرض شد که آموزش مهارتهای زندگی موجب افزایش یا بهبود سلامت روان و درونیتر شدن منبع کنترل در نوجوانان می شود. به همین منظور از بین 191 دانش آموز دختر مقطع دبیرستان، 30 دانشآموز که بالاترین نمرات را از پیش آزمون (پرسشنامه سلامت عمومی و پرسشنامه منبع کنترل) به دست آوردند، انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم گردیدند که هر گروه شامل 15 دانش آموز بود.
پس از اجرای پیش آزمون در گروه آزمایشی و کنترل، گروه آزمایشی آموزش مهارتهای زندگی را در هشت جلسه دو ساعته دو بار در هفته دریافت نمود. پس از یک ماه، پس آزمون (پرسشنامه سلامت عمومی و پرسشنامه منبع کنترل) در دو گروه آزمایشی و کنترل اجرا گردید.
پس از نمرهگذاری، تفاوت میانگین بین دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون با استفاده «از آزمون t دو گروه مستقل» مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین میانگین دو گروه در «پرسشنامه سلامت عمومی» تفاوت معناداری وجود دارد. در نتیجه فرضیه پژوهش تأیید گردید. بنابراین، آموزش مهارتهای زندگی میتواند سلامت روان را افزایش دهد یا بهبود بخشد. همچنین نتایج نشان می دهد که تفاوت بین میانگین های دو گروه در کلیه مقیاسهای پرسشنامه سلامت عمومی به جز مقیاس C (نارسا کنش وری اجتماعی) کاملاً معنادار است. نکته دیگر اینکه بیشترین میزان کاهش در نمرات مقیاس D (نشانگان افسردگی) پرسشنامه مذکور میباشد. بنابراین میتوان گفت که آموزش مهارتهای زندگی بیشترین تأثیر را بر کاهش میزان افسردگی آزمودنیها داشته است. اما در مورد میانگین دو گروه در پرسشنامه منبع کنترل، علیرغم کاهش اندک در نمرات تفاوت معناداری وجود ندارد. در کل میتوان گفت، با توجه به کاهش اندک نمرات، آموزش مهارتهای زندگی تا حدودی بر درونیتر شدن منبع کنترل در گروه آزمایشی مؤثر بوده است.
همچنین در این پژوهش، رابطه بین متغیرهای پژوهش با استفاده از «ضریب همبستگی پیرسون» به دست آمد. این نتایج نشانگر آن است که بین سلامت روان و شیوه مقابلهای و بین منبع کنترل و شیوه مقابلهای ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. اما بین متغیر (سلامت روان و منبع کنترل) ارتباط مثبت و معناداری وجود ندارد. یافتههای جانبی این پژوهش نشانگر رابطه معنادار بین سطح تحصیلات مادر، اشتغال مادر و عملکرد تحصیلی دانشآموزان با سلامت روان و شیوه مقابلهای آنان میباشد.
مشاهدات کیفی نیز در طول جلسات دوره آموزشی با نتایج کمی حاصل از دادهها مطابقت و هماهنگی دارد. بطوریکه آزمودنیهایی که در طول جلسات فعالیت گروهی بیشتری داشتند، انگیزه و تمایل بیشتری جهت شرکت در این دوره آموزشی داشتند، نظم گروهی بیشتری را رعایت مینمودند. در انجام تمرینات و فعالیتهای عملی علاقمندی و انگیزة بیشتری نشان می دادند، توجه و دقت کافی نسبت به مطالب و محتویات آموزشی داشتند و خواهان تداوم این دوره آموزشی در طول سال تحصیلی بودند، در میزان نمرات سلامت عمومی و منبع کنترل آنان کاهش بیشتری ایجاد شده است. در واقع میتوان گفت که آموزش مهارتهای زندگی در مورد این آزمودنیها منجر به افزایش سلامت روان و درونیتر شدن منبع کنترل آنان شده است. بدین ترتیب مشاهدات کیفی دال بر تأثیر مثبت آموزش مهارتهای زندگی میباشد.
مقدمه
پیشرفتهای علمی و تکنولوژی در سالهای اخیر، انسانها را با انبوهی فزاینده از مسائل گوناگون مواجه ساخته است. کار، تحصیل و فشارهای روانی- اجتماعی از جمله مسائلی هستند که اغلب نوجوانان و جوانان با آنها روبرو هستند. توانایی حل مؤثر مسائل مذکور و مشکلات مشابه از جمله مهارتهای مهم و مفیدی هستند که نقش تعیین کنندهای در تأمین سلامت روانی و موفقیت فرد و در نتیجه زندگی سالم و اثر بخش دارند.
همه انسانها به طور فطری توانایی حل مشکلات زندگی را دارند، ولیکن این توانایی باید مطابق با شرایط و موقعیت فرد پرورش یابد بطوریکه به عنوان مهارتهای کارآمد در آنان درونی شود. متأسفانه طبق بررسیهای انجام شده تواناییها و مهارتهای عملی و سازشی بسیاری از نوجوانان و جوانان کشور ما برای حل مؤثر مسائل زندگی فردی و اجتماعی آنان کفایت نمیکند. بنابراین آموزش مهارتهای زندگی با تأکید بر مهمترین مسائل فردی و اجتماعی نوجوانان به عنوان اصلی مهم و انکار ناپذیر است که تاکنون علیرغم توجه خاص بسیاری از کشورهای جهان و تأکید خاص «سازمان بهداشت جهانی»[1]. جای آن در برنامههای تحصیلی مدارس کشورمان خالی مانده است. البته اخیراً گامهایی برداشته شده است که نیازمند توجه علمی و تخصصی بیشتری میباشد.
آموزش مهارتهای زندگی مبتنی بر یادگیری مشارکتی و عملی میباشد. این گونه فعالیتها در افزایش سلامتی و پیشگیری اولیه از بروز مشکلات و همچنین کمک به نوجوان جهت یادگیری رفتارهای مثبت و حفظ سلامت روانی خویش بسیار اثر بخش است. بنابراین برنامههای بهداشت مدارس و مداخلات پیشگیرانه مبتنی بر مدرسه میتوانند در جهت ایجاد رفتارهای سالم و افزایش آگاهی دانش آموزان در جهت تمرینات حمایت کننده از سلامتی جسمانی، روانی و اجتماعی و به طور کلی مهارتهای زندگی به کار گرفته شوند. بنابراین از طریق اینگونه برنامهها، نوجوانان نسبت به سلامتیشان مسؤولیت پذیر میشوند، تصمیمات بهداشتی مناسبی را اتخاذ مینمایند و به طور کلی سبک زندگی سالمی در طول نوجوانی آغاز می کنند و در طول زندگی تداوم میبخشند. این امر نوجوانان را قادر میسازد که طبق استعدادهای بالقوه خویش عمل نمایند و آماده رویارویی با تغییرات و نیازهای زندگی آینده شوند.
روان شناسان در دهههای اخیر، در بررسی اختلالات رفتاری و انحرافات اجتماعی به این نتیجه رسیدهاند که بسیاری از اختلالات و آسیبها و ناتوانی افراد در تحلیل صحیح و مناسب از خود و موقعیت خویش، عدم احساس کنترل و کفایت شخصی جهت رویارویی با موقعیتهای دشوار و عدم آمادگی برای حل مشکلات و مسائل زندگی به شیوه مناسب، ریشه دارد. بنابراین با توجه به تغییرات و پیچیدگیهای روزافزون جامعه و گسترش روابط اجتماعی، آماده سازی افراد بخصوص نسل جوان جهت رویارویی با موقعیتهای دشوار، امری ضروری به نظر می رسد، در همین راستا، روانشناسان با حمایت سازمانهای ملی و بینالمللی، جهت پیشگیری از بیماریهای روانی و نابهنجاری اجتماعی، آموزش مهارتهای زندگی را در سراسر جهان و در سطح مدارس آغاز نمودهاند.[2]
آنچه که امروزه تحت عنوان مهارتهای زندگی مشهور است، تنها حاصل کار پژوهشگران عصر حاضر نیست، بلکه بسیاری از این مهارتها در لابلای تعالیم الهی بخصوص در قرآن و احادیث معصومین (ع) بیان شده است، بطوری که تلاش برای برقراری ارتباط مفید و مؤثر با دیگران، خودشناسی و توجه به ارزشها که از فصول اساسی درس مهارتهای زندگی است، به کرات در قرآن، نهج البلاغه و صحیفة سجادیه و احادیث منقول از سایر معصومین (ع) مورد تأکید قرار گرفته است.[3]
دوره نوجوانی، دورهای بحرانی است که تغییرات عمدهای در فرد (از لحاظ فیزیولوژیکی ، شناختی و روانی) و محیط بیرونی فرد (فشار همسالان، انتقال از محیط کوچک درس به محیطی بزرگتر در جامعه و مواجه شدن با هنجارها) به وجود میآید. چنین تغییراتی اغلب با مشکلاتی همراه است که بسیار استرسزا میباشد. به همین دلیل اکثر نوجوانان در یک دوره بحرانی به سر میبرند. با توجه به این مسائل، جهت پیشگیری از اختلالات روانی و یا تداوم سلامت روانی، نوجوانان باید راهبردهای مقابلهای مؤثر را یاد بگیرند.[4]
با توجه به گسترس خدمات بهداشت روانی مبتنی بر مدرسه در کشورهای مختلف، «سازمان بهداشت جهانی» طرح تحقیقی مهارتهای زندگی را به عنوان بخشی از برنامه بهداشت روانی این سازمان بنا نهاد. هدف اصلی سازمان بهداشت جهانی از ایجاد طرح مهارتهای زندگی در زمینه بهداشت روانی این است که جوامع مختلف در سطح جهان نسبت به گسترش، به کارگیری و ارزیابی برنامه آموزش مهارتهای زندگی که متمرکز بر رشد تواناییهای روانی اساسی (مانند حل مسأله، مقابله با هیجانات، خود آگاهی، سازگاری اجتماعی و کنترل استرس) بین کودکان و نوجوانان است، اقدام نمایند.[5]
تغییرات ناگهانی و گستردهای که در جنبههای جسمانی، روانی و اجتماعی زندگی نوجوان ایجاد میشود، مرحلهای بحرانی را ایجاد میکند که طبعاً مشکلات و ناسازگاریهایی را به همراه خواهد داشت. بنابراین با توجه به اهمیت دوران نوجوانی، شناخت اصولی و علمی این مرحله، جهت پیشگیری از نابهنجاریها و مشکلات ناشی از این بحران از طریق ارائه اطلاعات و آگاهی لازم به نوجوانان و کسب مهارتهای مورد نیاز جهت مقابله با مشکلات ناشی از این تغییرات توسط آنان، امری بسیار مهم و حساس تلقی میشود. یکی از برنامه های پیشگیرانه در این زمینه، که در سطح جهان مورد توجه است، آموزش مهارت های زندگی به نوجوانان میباشد. تأثیر این آموزش در زمینههای گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته است که به نتایج مثبتی نیز دست یافتهاند. از همین رو با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت روان و منبع کنترل نوجوانان می پردازد، تا بدین ترتیب، گامی دیگر در جهت تحقق اهداف پیشگیرانه پیرامون دوره بسیار مهم و حساس نوجوانی برداشته شود. کاملاً واضح است که اگر اهداف فوق میسر شوند، راهی روشن و هموار جهت انتقال از دوره نوجوانی به دوره جوانی و بزرگسالی که مرحله شکوفایی تواناییها، استعدادها و اندیشههای نو می باشد، فراهم میگردد. این امر موجبات تکامل فردی و اجتماعی تک تک افراد جامعه را فراهم میسازد که در نهایت به پیشرفت جامعه در ابعاد گوناگون منتج میشود.
سازمان بهداشت جهانی (WHO) [6] به منظور افزایش سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیبهای روانی- اجتماعی، برنامهای تحت عنوان آموزش مهارتهای زندگی تدارک دیده و در سال 1993 در «یونیسف»[7] (صندوق کودکان سازمان ملل متحد) مطرح نمود. از آن سال به بعد، این برنامه در بسیاری از کشورها مورد آزمایش و اجرا قرار گرفته است.[8]
بر اساس پژوهشهای انجام شده، عواملی نظیر عزت نفس، مهارتهای بین فردی برقراری ارتباط مطلوب ، تعیین هدف، تصمیمگیری، حل مسأله، تعیین و شناسایی ارزشهای فردی در پیشگیری و یا کاهش ابتلاء نوجوانان به انواع ناهنجاریهای رفتاری و اختلالات روانی و افزایش سطح سلامت روان آنان نقش مؤثری دارند. بنابراین با توجه به اهمیت و ارزش آموزش مهارتهای زندگی با اهداف گوناگون پیشگیرانه و ارتقاء سطح سلامت روان، فقدان این مهارتها موجب می شود که فرد در برابر فشارها و استرس ها به رفتارهای غیر مؤثر و ناسازگارانه روی آورد. آموزش چنین مهارتهایی در کودکان و نوجوانان، احساس کفایت، توانایی مؤثر بودن، غلبه کردن بر مشکل، توانایی برنامه ریزی، و رفتار هدفمند و متناسب با مشکل را به وجود می آورد.[9]
همچنین مطالعات متعدد حاکی از آن است که منبع کنترل درونی با سلامت روانی و احساس رضایت از زندگی ارتباط مثبت دارد و افرادی که دارای منبع کنترل درونی هستند از فشار روانی کمتری در زندگی خود رنج میبرند.[10]
«تلادو»[11] و همکاران (1974) دریافتند که توانایی بیشتر در حل مسأله به عنوان یک مهارت زندگی با افزایش عزت نفس و منبع کنترل درونی ارتباط مثبت دارد.[12]
«لازاروس و فولکمن»[13] (1984) دو شکل کلی مقابله را مشخص کردند. مقابله متمرکز بر مشکل و مقابله متمرکز بر هیجان،. راهبرد متمرکز بر مشکل میتواند معطوف به درون یا معطوف به بیرون باشد. راهبردهای مقابله ای معطوف به بیرون در جهت تغییر موقعیت یا رفتارهای دیگران است، در صورتی که راهبردهای مقابلهای معطوف به درون شامل تلاشهایی است که برای بررسی مجدد نگرشها و نیازهای خود و کسب مهارتها و پاسخهای تازه صورت میگیرد. مقابله متمرکز بر هیجان، معطوف به کنترل و مهار ناراحتی هیجانی است. پژوهش های به عمل آمده در زمینه شیوههای مقابلهای نشان داده اند که سازگارانهترین روش برای مقابله با چالشها و مشکلات زندگی، اتخاذ یک رویکرد فعال و متکی به خود از قبیل طرح ریزی و مسأله گشایی است. بطوری که پژوهشگران پس از تجزیه و تحلیل رابطه بین پاسخهای مقابله ای و هیجانات ایجاد شده در افراد، به این نتیجه دست یافتند که حل مسأله با برنامهریزی، مفیدترین و مؤثرترین پاسخ مقابلهای بوده است، چرا که با بیشترین هیجان مثبت همراه است.
متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.


دانلود فایل
![]()

تعداد صفحات : 25 صفحه -
قالب بندی : word
تعاریف و نظریههایی از مهارتهای اجتماعی و بررسی علل و انگیزههای ناسازگاری و شرارت برخی دانشآموزان
چکیده: مقاله حاضر، مقاله توصیفی است که در ابتدا با ارائه تعاریف و نظریههایی از مهارتهای اجتماعی و علل و انگیزههای ناسازگاری و شرارت برخی دانشآموزان را بررسی کرده و به ارائه راهکارهایی برای برخورد با رفتار ناسازگارانه پرداخته است.
کلمات کلیدی: مهارت اجتماعی، ناسازگاری، رفتار، والدین، دانشآموز، علل و عوامل خشونت، مدرسه
مقدمه:
طبق تحقیقات و مطالعات انجامشده، یکی از مسائلی که در مقطع ابتدایی و دیگر مقاطع از اهمیت زیادی برخوردار است، داشتن مهارت اجتماعی دانشآموزان است.
مهارتهای اجتماعی، روشی برای بهبود مهارتهای اجتماعی دانشآموزان است. آموزش مهارت اجتماعی بر پایه این اصل قرار دارد که مشکلات کودکان در مهارتهای اجتماعی غالباً به این دلیل است که کودکان نمیدانند در موقعیتهای اجتماعی چهکار کنند و میتوان کودکان را برای غلبه برای این مشکلات آموزش داد. ( آموزش مؤثر. روش تدریس کارآمد.)
ویلیام وآشر (1993) یک سهقسمتی پیشنهاد میکند؛
قسمت اول؛ به صحبتهای مربی دربارهی تعامل بهتر باهم سالان اختصاص دارد، هنگام انجام ای کار معلم باید بر آنچه کودک «باید» انجام بدهد متمرکز میشود نه بر آنچه نباید انجام بدهد.
قسمت دوم؛ شامل تکرار و تمرین با دیگران است.
قسمت سوم؛ دادن یک نقش مسئولیتی در کلاس به کودک به افزایش مقبولیتِ او در میان همسالان کمک میکند. (آموزش مؤثر. روش تدریس کارآمد)
همچنین رشد مهارتهای اجتماعی کودکان با سبک فرزند پروری والدین مرتبط است. سبکهای فرزند پروری والدین را میتوان در امتداد دو پیوستار تعریف کرد: صمیمیت (خونگرمی) یا پاسخدهی از سو)ی والدین و کنترل یا سختگیری از سوی والدین (بوویند، 1991)
همچنین والدین میتوانند فرصت بازی را باهم سالان برای کودک فراهم کنند و یا با کودکان خود بازی کرده و به رشد مهارتهای لازم برای بازی باهم سالان به فرزندشان کمک کنند. همچنین والدین میتوانند فرصت بازی باهم سالان به فرزندشان کمک کنند.
همچنین صحبت کردن با کودکان دربارهی روابط آنها باهم سالان باعث ارتقای مهارتهای اجتماعی آنان میشود (لیرد و همکاران). )آموزش مؤثر و تدریس کارآمد)
تعریف مهارت اجتماعی:
مجموعه توانمندیهایی است که موجب موفقیت در زندگی اجتماعی فرد میشود. هر فرد برای زندگی موفق در یک جامعه، علاوه بر مهارتهای فردی به مهارتهای دیگری نیاز داردکه از آن به نام مهارتهای اجتماعی یاد میکنند.(کتاب آموزشوپرورش کودکان با نیازهای ویژه)
مهارتهای اجتماعی، مجموعه رفتارهایی است اکتسابی که از طریق مشاهده، مدلسازی، تمرین و بازخورد آموخته میشود و دارای ویژگیهای زیر است و رفتارهای کلامی و غیرکلامی را دربرمی گیرند و پاسخهای مناسب و مؤثر را در بردارند، بیشتر جنبه تعاملی داشته، تقویت اجتماعی را به حداکثر میرسانند و بر اساس ویژگیها و محیطی که فرد در آن واقعشده است، توسعه مییابند و از طریق آموزش رشد میکنند (میچلسون 1983 به نقل از کرامتی 1381).
بخشهایی از رفتار که از جهت آغاز و پایداری روابط مثبت با دیگران برای فرد مهم هستند. (کتاب آموزشوپرورش کودکان با نیازهای ویژه).
اجزاء مهارت
(را فرایندهای واحدی نظیر نگاه، تکان دادن سر، یا رفتارهایی در روابط اجتماعی مانند سلام و خداحافظی تشکیل میدهند فرایندهای اجتماعی به توانایی فرد در ایجاد رفتار ماهرانه بر اساس قواعد و اهداف مربوطه و در پاسخ به بازخوردهای اجتماعی اشاره دارد.
این تمایز نیاز فرد را به نظارت بر موقعیتها و تغییر رفتار در برابر واکنش سایر افراد میسنجند. ایسلر و فردریکسن (1980) به نقل از کارتلج و میلبرن (1985) مهارتهای اجتماعی را هم دارای جنبههای مشهود و هم دارای عناصر شناختی نامشهود میدانند. عناصر شناختی نامشهود افکار و تصمیماتی است که باید در ارتباطات متقابل بعدی گرفته شود یا انجام گیرد این عناصر همچنین مقاصد و بینش فر دیگری را شامل میشود که واکنش در برابر آن احتمالاً بر اندیشههای طرف مقابل تأثیر میگذارد. رشا و آشر (1991) به نقلقول از دهقان (1385) مهارتهای اجتماعی را شامل رفتارهای دانستهاند که در تعامل موفق و مناسب با دیگران به کار میرود و این مهارتها با داشتن پایه و شناخت اجتماعی از قبیل ادراک اجتماعی و استدلال ظهور مییابد. (مورگان، 1980، به نقل از کارتلج و میلبرن ، 1985) به نکته اشاره دارد که مهارتهای اجتماعی نهتنها امکان شروع و تداوم روابط متقابل و مثبت را با دیگران فراهم میآورد بلکه توانایی نیل به اهداف ارتباط را نیز در شخص ایجاد میکند.
لیبرمن (1989) کنش متقابل اجتماعی را به یک فرآیند مرحلهای که هر مرحله نیازمند یک مجموعه از مهارتهای متفاوتی است، تجزیه نمودهاند، مرحله اول ارتباط، نیازمند مهارت گیرندگی است که شامل مهارتهایی است که شامل مهارتهایی است که برای توجه کردن و درک درست اطلاعات اجتماعی متناسب که در موقعیتها وجود دارد لازم هست، چون متناسب بودن رفتار میان فردی وابسته به موقعیتهاست، اتفاق رفتار اجتماعی درست بستگی زیادی به شناخت صحیح نشانههای میان فردی و محیطی دارد، که ما را به پاسخهای مؤثر رهنمون میشوند. مثالهای مهارتهای گیرندگی شامل شناخت متناسب اشخاصی است که با آنها تعامل میکنیم. شناخت صحیح احساسات و امیالی که دیگران بیان میکنند. درواقع شنیدن صحیح آنچه دیگران بیان میکنند و داشتن اهداف شخصی فردی که با ما تعامل مینماید، هست. (ده بزرگی، 1375)
در مرحله بعدی ما نیازمند مهارتهای پردازشی هستیم. برای موفق شدن در رویارویی میان فردی، نیازمند به این هستیم که بدانیم میخواهیم چه چیزی را به دست آوریم و چگونه میتوانیم به بهترین وجه آن را کسب کنیم. انتخاب مهارتهایی که برای کسب اهداف نزدیک مؤثرند هست مستلزم توانایی حل مشکل به شیوه منظم و سازمانیافته هست. بعد از درک صحیح اطلاعات اجتماعی متناسب با موقعیت (مهارتهای گیرندگی) و شناخت مهارتهای لازم برای تعامل (مهارتهای پردازش) میبایستی مهارتها را به طرز شایستهای برای تکمیل موفقیتآمیز مبادلههای میان فردی به اجرا درآورد.
این مرحله سوم از ارتباط، مستلزم مهارتهای فرستندگی رفتارهای واقعی درگیر در تبادل اجتماعی هست. مهارتهای فرستندگی شامل محتوای کلامی یا آنچه بیان میشود و همینکه چگونه پیام با دیگران ارتباط پیدا میکند، هست. ارتباط خوب مستلزم درک صحیح اجتماعی (مهارتهای گیرندگی) و توانایی برنامهریزی شناختی (مهارتهای پردازش) قبل از دادن یک پاسخ (رفتار مؤثر مهارت فرستندگی) میباشند درمجموع هارجی و همکاران (1994) بر این نکات تأکیددارند:
1) نخست اینکه رفتارهای اجتماعی هدفمندند. ما از این رفتارها برای کسب نتایج مطلوب استفاده میکنیم و بنابراین برخلاف سایر رفتار که اتفاقی یا غیر تعمدی هستند. مهارتهای اجتماعی هدفدارند.
2) دومین ویژگی رفتارهای اجتماعی ماهرانه، به هم مرتبط بودن این تواناییهاست. یعنی آنان رفتارهای متفاوتی هستند که بهمنظور هدف ویژه مورداستفاده قرارمیگیرد و ما بهطور همزمان از آنها استفاده میکنیم.
3) سومین ویژگی مهارتهای اجتماعی متناسب بودن آن با وضعیت است. فردی ازلحاظ اجتماعی ماهر است که بتواند رفتارهایش را متناسب با انتظارات دیگران تغییر دهد. بهاینترتیب داشتن ارتباط ماهرانه بستگی به استفاده صحیح (ازلحاظ بافتی) و تسهیلکننده (ازنظر رفتاری) از شیوههای برقراری ارتباط مناسب کارآمد با دیگران دارد.
4) چهارمین ویژگی مهارتهای اجتماعی این است که این مهارتها درواقع واحدهای رفتاری مجزا هستند. فردی که ازلحاظ اجتماعی مهارت داری قادر است رفتارهای مختلف و مناسبی داشته باشد. این تواناییهای اجتماعی را در قالب عملکرد، رفتاری پیریزی میکنند. این نکته یکی از ویژگیهای بارز ارتباط اجتماعی ماهرانه است.
مهارتهای اجتماعی، آموختنی است. در حال حاضر تمامی محققان اختلافنظر دارند که اکثر رفتارهای اجتماعی آموختنی هستند.
5)آخرین مورد از ویژگیهای مهارتهای اجتماعی این است که افراد بر این مهارتها کنترل شناختی دارند. بنابراین کسی که ازلحاظ اجتماعی کمبود مهارت دارد، ممکن است عناصر اصلی مهارت اجتماعی را فراگرفته باشد اما از فرآیندهای فکری لازم برای استفاده از این عناصر در تعاملات خود بیبهره باشد.
تربیت مهارتهای اجتماعی:
یکی از دلایل اصلی که سبب میشود کودکان خاصی محبوبیت نداشته باشند این است که این کودکان مهارتهای اجتماعی مناسبی که میتواند آنها را دوستداشتنی جلوه دهد، ندارند. آنها در یک وضعیت دوسویه گرفتارند. از طرفی، دانشآموزان بیدقت فرصتی برای تمرین مهارت اجتماعی نمییابند و از طرف دیگر آنهایی که در مهارتهای اجتماعی ضعیف هستند قادر به برقراری دوستی نیستند(لوییس و دورلاگ 1991).
انزوای اجتماعی در دوران کودکی ممکن است عواقب درازمدت و جدی بر بهداشت روانی فرد در بزرگسالی بهجای بگذارد. بنابراین، کمک به افراد طردشده و منزوی برای غلبه بر این مشکلات، ضروری است. خوشبختانه، شواهد فراوانی وجود دارد که نشان میدهد میتوان رفتارهای اجتماعی را، که به روابط فردی مثبت با دیگران کمک میکنند، آموزش داد. این آموزش میتواند تأثیرات پابرجایی داشته باشد(هیکسون 1990، لویت 1991).

فرمت فایل : word ( قابل ویرایش) تعداد صفحات: 15 صفحه
گریه بر عطش یا آگاهی بر هدف ؛ کدامیک؟
در طی سه سال گذشته عاشورای حسینی و نوروز ایرانی با یکدیگر مصادف شدند و شور تشیع در ایرانی مسلمان بر حس ملی گرایی فائق آمد و این سه سال عید به عزای حسین (ع) نشست. در طی سه سال گذشته این جمله آرایه هر دیوار و پرچمی بود:" بهار من حسینیه، نگار من حسینیه" ، واین چنین ملت ایران نشان داد که عشق حسین (ع) با تار وپود وجودش آمیخته است . واینک محرمی دیگر در راه است تا در سایه نام ویاد حسین (ع) ویادآوری جانفشانی های او وخاندانش ، جان ما را زنده کند وقطره ایی از خون جان بخش حسین (ع) که در صحرای کربلا جاری شد در رگهای ما وبا در آمیختن با خون ما ، ما را در راه پاسداری از کرامت های انسانی استوار سازد.
از تاثیر واقعه عاشورا بر اذهان تاریخ و بر جان انسان ها بسیار گفته و نوشته اند و پیش از آنکه بخوانیم و بشنویم خود آن را با تک تک تارهای عصبمان احساس کرده ایم. به راستی برجسته ترین چهره عاشورا کدام است؟ به راستی آنچه جانها را در اندوهی جانکاه فرو می برد و چشمان را با بارش مدام همراه می سازد چیست؟ آنچه در عاشورا جانسوز است، آنچه عاشورا را در بلندای چهارده قرن زنده و پویا، تاثیرگذار و مانا نگاه داشته است کدام است؟ و آنچه حسین (ع) را این عصاره ایمان و عشق، این وارث آدم تا عیسی ، وارث محمد و علی و فاطمه را به چنین فداکاری سترگ وامیدارد چیست؟ آنچه ما از واقعه کربلا و شهادت امام حسین (ع) می شناسیم ، می دانیم و می فهمیم مظروفی بزرگ به بزرگی حقیقت حسین (ع) است در ظرفی کوچک به بی مقداری اندیشه، عشق و جان ما :
بخشی از جامعه که عشق آنان بر آگاهی و بینایی اشان تفوق دارد با نوای هر نوحه گری هم نوا شده و جان خود را در این همنوایی سبک می کنند، اینان بر درد حسین(ع) ، برعطش وی، بر تنهایی اش، بر پرپرشدن عزیزان و فرزندانش و بر جسم پاکش که در زیر سم اسبان مالیده شد و بر اسارت خاندانش می گریند. اینها دردهایی است که برای این عاشقان ملموس است، چرا که اگر خود، تنها باشند و در تنهایی داغ عزیز یا عزیزانی را در دل و غم سنگین آن را بر دوش داشته باشند، دردمندانه خواهند گریست.آنچه این عاشقان را در ادامه این شیوه عزاداری ترغیب و تشویق می کند، روایات متعددی است که بیان می کند "گریه بر حسین آتش جهنم را فرو می نشاند" و یا "مایه پاک شدن گناهان و رستگاری آخرت است" ، و نوحه گران با تکیه بر این روایات با نوحه هایی غلاظ و شداد همگان را به اشک ریختن بر دردهای حسین (ع) ترغیب می کنند و گاه چندان پیش می روند و چنان وقایعی را بیان می دارند که به راستی در شان بزرگمردی چون حسین(ع) نیست.

فرمت فایل : power point (لینک دانلود پایین صفحه) تعداد اسلاید : 16 اسلاید
بیماری های قلبی و ورزش
شایع ترین انواع بیماری های قلبی، بیماری شریان کرونری و تصلب شرایین (سفت شدن عروق) است. سه عامل خطر مهم برای ایجاد بیماری قلبی عبارتند از:
ورزش نقش مهمی در کنترل فشار خون و کاهش وزن دارد، بنابراین در بهبود بیماری های قلبی نقش مهمی را ایفا می کند که برخی فواید آن عبارتند از:
۳) افزایش قدرت عضلانی پمپ قلبی
۴) ورزش به طور غیرمستقیم سبب کاهش تحریک پذیری الکتریکی قلب می شود، در نتیجه از ایجاد ریتم های نامنظم قلبی که گاه تهدید کننده ی حیات هستند و در اثر تحریک شدن بیش از حد قلب ایجاد می شوند، پیشگیری می کند.
۵) ورزش ایجاد تصلب شرایین را به تأخیر می اندازد و اگر چه این تاثیر مفید در تمام گروه های سنی که فعالیت ورزشی می کنند، رخ می دهد، افراد بالای ۹۰ سال بیشترین فایده را از این خاصیت مهم ورزشی می برند.